💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

راهنمای جامع و کامل مناسب‌سازی خانه برای معلولین ویلچری و کم‌توان کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاع : iriom.ir نوشته‌های من در سال 1382 آدم فضايي این روزها عروس قطع نخاعی که ایستاد مناسب‌سازی منزل و خودرو معلولان دستگاه تازه ساخت ویلچر رانی ماراتن کانال تلگرام وبلاگ تخریب جای زخم آسیب نخاعی تقويت عضله انتحار در عروسی توصیف یک مکان مولکول ترمیم آسیب نخاعی راديو،جنگ،رمضان عکس رخ یار واکنش به آسیب نخاعی درمان آسیب نخاعی با سلول بنیادی كاشكي عکس نیم رخ یار طب سنتی ارتباط نوار عصب هنر چهل سالگی احیای توانایی حرکت در آسیب نخاعی تزریق آسیب نخاعی را ترمیم می‌کند نوار مثانه تو پیاده‌رو مداوای بیماران مغز و اعصاب با سلول‌های بنیادی بحران اقتصادی و اجتماعی شيرين كاري اتفاق ناخوشایند روشی برای درمان آسیب‌های نخاعی خبری برای معلولین تهران رفتم كه رفتم کار غیر کارشناسی منبع سلول بنیادی عصبی حکایات و روایات هزاره نگراني کارت هوشمند سرویس مددجویان بهزیستی پیوند برای درمان آسیب نخاعی سلام فرمانده جانب احتياط میز مخصوص ویلچر بازسازی سلول عصبی نخاعی مطالبه‌گری تعليمات اجتماعي آشناییم با خانمی برای ازدواج سلول بنیادی و درمان آسیب نخاعی یک بام و دو هوا !؟ پوكي استخوان برای رسیدن به تفاهم


ترس من

براي ديدار با دوستم رفته بودم مغازه‌‌اش، با هم از هر دري حرف مي‌زديم كه.... يه آقاي سيبيلو با قدي ميانه آمد داخل، خوب كه دقت كردم ديدم اين آدم را خوب مي‌شناسم، سريع از جام بلند شدم و بغلش كردم و كلي ماچش كردم و بهش گفتم آقا من خيلي به شما علاقه دارم و بايد اقرار كنم كه كلي خاطرخواه شما هستم، اصلا بيژن خان شما كجا؟! جنوب شهر تهران كجا؟! آقاي مرتضوي بعد كلي تواضع هنرمندانه گفت كاري برام پيش آمده و بايد به اين آدرس برم راه را هم بلد نيستم، گفتم نگران نباش خودم دربست در خدمت شما هستم، سوار موتورش كردم و بردم به جايي كه مي‌خواست رسوندمش و شب هم بردمش منزل خودمان و كلي از وجودش لذت بردم.

پسوند: من يه بار رفتم قزوين، آيا قزويني شدم؟ شايد هم در زندگي‌هاي قبليم در قزوين هم ميزيستم؟ يا نكنه خدايي نكرده بيژن قزويني بوده؟ اگه اينطوري باشه واي بر من!؟ كاشكي دخترهاي كليپ‌هاي اندي ميآمدن به خوابم كه الآن بجاي اين برزخ بيم‌ناك در رويايي دل انگيز مي‌بودم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، طنز،
:: برچسب‌ها: برزخ, بغل, بيژن مرتضوي, بيم‌ناك, دل انگيز, ديدار, رويا, سيبيلو, ماچ, مغازه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 شهریور 1387 ارسال نظر(18)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.