|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
فكر كنيد: پاشنهي كفشتون از بيخ كنده بشه، بعد كلي تعمير، كفشتون را كه پوشيدن: يه ميخ، سيخ بره تو پاتون، حال ميده!؟ چند وقت پيش بعد اينكه نشستم روي ويلچر، فهميدم تويي چرخ جلوي ويلچر از اونجايي كه باد توش ميره پاره شده. داداشم رفت و يه تويي خريد و آورد، پدرم چرخ و تويي را برد مغازهي پنچرگيري و چرخ را سالم آورد، وقتي چرخ را بستن روي ويلچر، ديديم لولهاي كه باد را به داخل تويي ميفرسته زيادي طويله و گيرميكنه به دوشاخهاي كه چرخ جلو را نگهميداره، خلاصه بعد كلي ايدههاي مهندسي در كردن، پدرم چرخ را برد و داد تا از داخل چرخ يه مهره بندازن گل همان لولهاي كه باد را به داخل تويي ميفرسته تا زياديه لوله داخل چرخ بمونه.
پسرفت: دارم مطلب كم ميارم، اگه كمك نكنيد ....
اين نوشته را بعنوان توصيههاي ايمني در كنترل.... حتما بخونيد
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
:: برچسبها:
پاشنه كفش,
پنچرگيري,
چرخ جلوي ويلچر,
مغازه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 05 مرداد 1386
زيبايي پوست براي خيليها مهمه، بيني باريك و كوتاه و سر به هوا براي بيشتريها مهمه، خالكوبي بجاي ابرو كه ديگه نگو واقعا كار واجبيه، براي شكموهاي چاقالو و مايه دار برداشتن چربيهاي اضافه با عمل ليپوساكشن مهمه و براي ما نخاعيها: ساخت مجدد باسن با جراحي بعد گرفتار شدن به زخم بستر و حفظ سلامتي باسن بعد بهبود خيلي مهمه. وسيلهاي كه به سلامت باسن ما خيلي كمك ميكنه تشكهاي است كه شبيه شونهي تخممرغه، اين تشكها روي صندلي ويلچر قرار ميگيره تا باسن مبارك روي چيز نرم و نازكي قرار بگيره تا در نشستنهاي طولاني مدت لك و چين و چروك به باسن نياوفته.
پاورقي: توي بازار ايراني و خارجي اين تشكها هست، من يه استاندارده آمريكايي خريدم 140 هزار تومان، به اين ميگن احترام و اهميت به..... .
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
تشك روهو,
جراحي,
چين و چروك,
خالكوبي,
سلامت باسن,
صندلي ويلچر,
ليپوساكشن,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 29 تیر 1386
مدتها بود كه فكر ميكردم دندونهام نياز به تخريب كلي داره، يه دندون سازي تحت پوشش بيمهي نيروهاي مسلح در خيابان فلسطين شمالي هست بنام:امامخميني(ره) براي رفتن به اونجا آژانس نيآمد، چون داخل محدودهي طرح ترافيكه، بنابراين زنگ زدم به بهزيستكار كه ماشين به معلولها ميده، گفتن بايد بري پيچشميران نامه بگيري و از اونجا بياري دفتر بهزيستكار نزديك كريمخان تا دوباره برات تشكيل پرونده بديم، پدر پيرم كه خدا خير دنيا و آخرت را بهش بده يه چند ساعتي دويد تا با كد عضويت آمد خانه، بعد چند ده بار شماره گرفتن، يه نفر گوشي را برداشت و براي سه روز بعد وقت داد، در روز و ساعت مقرر ماشيني اومد كه آدم سالم بايد يهپهلو بشه تا بره توش، با هر بدبختي كه بود سوار اون ماشين شدم، به اين اميد كه اين اتول كولر داره، اما راننده گفت: كل اتولهاي بهزيستكار كولرهاشون گاز نداره و خاموشن، خوشبختانه اون روز هوا ابري بود و زياد گرم نبود، نتيجهي اخلاقي: من ديگه هرگز از سرويس بهزيستكار استفاده نميكنم، دندونهام نياز مقاوم سازي داره نه تخريب.
پيوست: شهرداري تهران هنر كرده و وبسايت راه انداخته تا ملت از راه اينترنت درخواست صدور آرم طرح ترافيک بدن، امآاااا وبسايتشون را آدم ناشي راه اندخته تا ملت اساسي سر كار برن و از اين راه با بيكاري هم مبارزه شده باشه.
تازههاي گروه باور
کودکان استثنايی
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
خودرو معلولین،
بهزیستی،
:: برچسبها:
بهزيستكار,
بيمه نيروهاي مسلح,
پيچشميران,
تخريب,
دندون سازي,
صدور آرم طرح ترافيک,
عضويت,
كد,
گروه باور,
معلولها,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 تیر 1386
به دليل اينكه سيستم دفع گرماي بدنما نخاعيهاي گردني از كار ميافته گرماي تابستان ماها را حسابي كلافه ميكنه و اگه ما اين گرما را هر طور كه شده دفع نكنيم گرفتار مشكلهاي زيادي ميشيم كه بدترين اونها افسردگي استش، بايد توجه داشت كه افسردگي خودش بهتنهايي مادر تمام امراضه. بهترين كارهايي كه ميشه در جلوگيري از گرمازدگي تابستان انجام داد: 1- در طول روز با يه ابر سطح پوست صورت، دست، گردن سينه و شكم را خيس كرد. 2- دوش آب سرد بسيار نشاط آوره. 3- آب يخ خوردن هم خيلي خوبه. 4- توي حياط آب بازي كردن عجيب جواب ميده.
پاپوش: روز زن و روز مادر به همهي بانوان زير 120 و بالاي 120 سال و شما مبارك.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
افسردگي,
امراض,
تابستان,
دوش آب سرد,
سيستم دفع گرما,
گرمازدگي,
نشاط آوره,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 تیر 1386
ما نخاعيهاي گردني چون عرق نميكنيم، گرماي بدنمان بسرعت بالا ميره تا حدي كه حالمون فجيع ميشه، براي سفر امسال به شمال بايد از غرب به شرق تهران و از اونجا بطرف دريا ميرفتيم، هواي داغ و كثيف تهران باعث شد كه بعد آبعلي نمنمك بد حال و نا آرام بشم، هرچي آب خنك خوردم چيزي عوض نشد تا اينكه شيشهي آب را گرفتم و آب اون را ريختم روي سر و صورت و گردن و سينه و رانهام، البت لخت نشده بودمهآااا، آب را روي لباسهام ريختم، بعد اين آب تني مفيد و مختصر لحضه به لحضه حالم خوب و خوبتر شد. در راه برگشت از شمال به خانه باز هم در تهرانِ .... حالم فجيع شد كه اينبار عمليات داخل اتول جواب نداد بنابراون در حياط منزل هم با شلنگ اساسي آبتني كردم، آي حال ميده.
تهبندي: بعد دوماه از عمل اصلاح ديد، بايد ميرفتم جهت معاينهي چشمهام، دكتر بهم گفت يه چشمت كاملا طبيعي و بدون نمره شده آمآاااا اونيكي چشمت: دو نمره قوي تر از طبيعي شده و الآن ديد عقابي داره
آشنايي با بيماريه تالاسمي
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
:: برچسبها:
بيماري تالاسمي,
عرق,
گرماي بدن,
نخاعيهاي گردني,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 08 تیر 1386
نميدونم بگم سفري مثل سفر شمال ما قسمت شما بشه يا نه؟! 24
ساعت اول سفر همه چيز خوب و حتي عالي بود، ماشين نقليمون، جاده، راننده، هوا كه
فقط در محدودهي تهران گرم بود، محل اقامتمون در بابلسر كه مجتمع تفريحي يكي از
بانكها بود با امكانات توپ، دريا بسيار دل نشين بود و تماشاي درخشش چراغهاي
قايقهاي صيد كيلكا در افق شب دريا منظرهي بسيار جالبي بود، آمآاااا هنوز خستگي از
تنمون در نرفته بود كه گفتن برگردين عموجان به رحمت خدا رفت. ماهم شنبه برگشتيم
جهت شركت در مراسم ترحيم. خدايا به همه ايمان بده و يا ايمانها را تكميل كن.
پايانه:
پاسخ
من در مورد موضوع پست قبلي اينه: داشتن امكانات دروني و بروني = 1- دروني ميشه:
ايمان، اخلاق خوش و سازگاري. 2- بروني ميشه امكانات مادي و تامين اقتصادي و
اجتماعي.
آقاي اميني هم در اين مورد حرفهايي زده
:: موضوعات مرتبط:
بدون دسته،
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 01 تیر 1386
چند ماه پيش برنامهاي از كانال يك پخش ميشد كه در مركز كرمان تهيه شده بود، موضوع برنامه: زندگي زناني بود كه با جانبازان نخاعي ازدواج كرده بودند، بيشتر از بيست برنامه را من ديدم، در تمام برنامهها خانمها از زندگيشون رضايت كامل داشتند و همه ميگفتند كه عاشق شوهرشون هستند و اگر دوباره متولد بشن دوستدارند همين زندگي را داشته باشند، همه ميگفتند ما شوهرمان را بخاطر وجود خودشه كه دوست داريم نه بخاطر اينكه براي كشور و ملت جنگيده و الآن جانباز هسته. يه سوآل: شما ميتونيد تصور كنيد چرا اون خانمها احساس خوشبختي و رضايت از زندگي ميكردند؟. فعلا فكر كنيد تا به جوابي نچندان عريض و طويل برسيم.
پايانه: يه چيزي ميگم اميدوارم چيز شما نسوزهبابا بيجنبه دلت را گفتم من تا دوشنبه نيستم، يعني هستم ولي لب درياي شمال، در اين مدت اگه كسي كار واجبي داشت، نيازي به راهنمايي گرفتن از من نيست، روي قوطيش توضيح كافي و وافي هسته.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
احساس خوشبختي,
ازدواج,
جانبازان,
رضايت,
زناني,
كار واجبي,
نخاعي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 خرداد 1386
فكر كرديد كه ديگه موضوع ازدواج تمام شده، نخير، اين داستان سري عريض و طويلتر از اوني داره كه فكر كرديد. بهبه به وزير كشور نازمون، چقدر با حاله اين آقاي حجتالاسلام، مملكت چندتا از اين مردهاي پيشرو ميخواد تا بشه گلستان، دمشگرم، ترويج فرهنگ ازدواج موقت واقعا كار واجبيه كه بايد از بزرگان شروع بشه. من عبدالله را بگو كه براي خودم آگهي ازدواج تماموقت دادم، خوب شد كه هيچ عبداللهاي پيدا نشد بخواد با من عبدالله ازدواج كنه وگرنه الان من چه خاكي تو سرم ميريختم. اگه گفتيد الان تو چه فكري هستم؟. چي؟؟. گفتي ميخوام براي خودم يه آگهي ازدواج موقت بدم!.
پايانه: براي تعطيلي 14 و 15 خرداد كلي برنامه براي تفريح داشتم كه هيچكدومش عملي نشد، الان من عصباني هستم؟؟ نه ابدا عصباني نيستم، اصلا: تووو دهن اونهايي كه رفتن بيرون و حالي بردن صلوات
يه عبدالله كه تو نخ ازدواجه
اينجا را هم امتحان كنيد
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
طنز،
:: برچسبها:
آگهي ازدواج موقت,
ترويج,
عريض و طويلتر,
فرهنگ,
موضوع ازدواج,
موقت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 خرداد 1386
چند روز پيش وقت چشم پزشكي داشتم، دكترم از عملي كه انجام داده راضي بود، من گفتم: آقاي دكتر ديد چشم راست و چپم باهم فرق داره و همين باعث شده كه هي چشمهام را به نوبت ببندم و باز كنم تا ديدم را آزمايش كنم و همين كار باعث شد كه توي سالن انتظار يه خانمي يقهي من را بگيره و بگه: ببمجان چرا داريتان فرت و فرت به بابابزرگمان چشمك ميزنيتان، مگه خودتان ناموس نداريتان. دكتر هم گفت: خوب ميخواستي چشمت روي چيزي جز ناموس قزويني آزمايش كني. من هم گفتم: اگر احيانا پاي چشمم بادمجون كاشتن، عمل برداشت اونهم باشماستهآاااا. دكتري كه چشم من را جيزززز كرد فاميليش رمضانزاده است، ايشان بسيار ميانسال و خوش اخلاق و ماشالله كاري هستند.
پسينه: من تازه فهميدم كه عمل اصلاح ديد بجاي چشمم بايد روي دماغ عريض و طويلم كه مخل ديدمه انجام ميگرفت، بيدليل نيست كه جراحي ليزري و چكشي و تيشهاي و كلنگي دماغ رواج زيادي داره.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
طنز،
تجربه،
جنسی،
پند و اندرز،
داستانک،
:: برچسبها:
ببمجان,
جراحي ليزري و چكشي,
چشم پزشكي,
چشمك,
دماغ,
عمل,
قزويني,
ناموس,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 11 خرداد 1386
فرزندي به والدينش ميگه: من ميخواهم با شخصي ازدواج كنم كه معلوليت جسمي داره. اولين و طبيعيترين جواب پدر و مادر به درخواست فرزندشون چيه؟؟ زور نزن خودم نوشتم: اگه چنين غلطي كردي و رفتي ديگه پشت سرت را نگاه نكن، چون ديگه فرزند ما نيستي. وقتي بزرگترها ميبينند: زوجهاي سالم دوتايي از صبح تا شب
مثل...ميدوند تا كه ناني به كف آرند و به مالك بدهند، وقتي بيشتر زوجهاي سالم زير
بار هزينههاي زندگي كه منشع تمام بدبختيهاست، له ميشن و كارشون به دادگاه و جدايي ميكشه، واي به حال كسي كه با من معلول زمينگير كه نه كار و كاسبي دارم نه مال و منالي، ازدواج كنه. بزرگترها واقعيات زندگي ميبينند و بنابر اونهاست كه نميتونن به عزيزشان اجازه بدهند خودش را ...... . اون چيزي كه جوانان در آينه نميبينند، بزرگترها در خشت خام ميبينند.
پيآمد: من معلولي هستم كه 70درصد از سلامتي جسمانيم را ازدست دادم و اين دليل خوبي استش براي اونكه من 70درصد بيشتر از ديگران گرفتار معلوليتهاي رواني باشم.
پليس+10
دكتر ماهواره
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
تجربه،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
ازدواج,
پدر و مادر,
پليس+10,
خشت خام,
دادگاه,
ماهواره,
معلوليت جسمي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 04 خرداد 1386
نوجوان محترم: اينترنت، تلويزيون و كوه و ... چيزهايي هستند كه فقط ميتونن آيندهي شما را خراب كنند. من اگه نوجوان بودم حتي يك لحظه هم سرم را از روي كتاب ورنميداشتم، چون خير دنيا و آخرت توي تحصيله، در مركزي كه من چشمم را عمل كردم، دكترها هر 15 دقيقه هر دو چشم يك نفر را ليزر و مرخص ميكنند و براي چنين عملي 600 هزار تومن ناقابل دريافت ميكنند. البته ناقابل در مقابل تحصيلات پزشكان محترم. چنين درآمدي را ديگه چطور ميشه داشت؟ چرا بجاي پرداختن به آينده، از اين وبلاگهاي فجيع ميبينيد و چت ميكنيد!! نوجوان عزيز: تو كه داري درس ميخوني، يكم زحمت بكش و درست و حسابي نون و تره بخور تا در آينده: حمال، دزد و يا مثل من قطع نخاع نشي
پسآمد: عمل اصلاح ديد در يك روز روي هر دو چشم انجام ميشه، بعد عمل روي چشم يه لنز بدون نمره و شفاف گذاشته ميشه و شخص ميتونه با پاي خودش بره خونه، يعني اينكه پانسمان تو كار نيست. تا هفت روز بعد عمل چشمهام خارش داشت، الان هم دور و نزديك را خوب نميبينم، اين متن را با فونت خيلي بزرگ تونستم بنويسم.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
شاد زیستن،
تجربه،
پند و اندرز،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
اينترنت,
پزشكان,
تحصيلات,
تلويزيون,
عمل اصلاح ديد,
نوجوان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1386
حتما مردهايي را ميشناسيد كه: نسبت به زندگي و زن و بچه بيمسئوليت هستند،
بيكاره، شكاك و بدبين هستند و به هر دليلي فحاشي و كتككاري راه مياندازند، چشم چران و داراي انحراف اخلاقي و جنسي هستند، چشمشان به دست مردمه، هميشه با فاميل مشكل دارند، وقتي جايي مهمان هستند انواع رفتار ناشايست را بروز ميدن: جلوي ميزبان ولوو ميشن، ميان فاميل را بهم ميزنند، از همه بدگويي ميكنند، بخيل و حسود هستند، معتاد و دزدند و ..... از اين آدمها با شدت كم و زياد همهجا هست. اگرچه مشكل جسماني من بسيار بزرگه، اما خدا را شكر من هيچيك از اين صفات رذيله را ندارم، تازه، خيلي ناز هستم،آب،برق،گاز و تلفن هم دارم. همسر شخصي مثل من، شايد احساس خوشبختي نكنه، اما يقينا مثل خيليها احساس بدبختي نخواهد كرد. معلول جسمي براي ديگران زحمت داره، اما اخلاق و زبان خوش زحمت را قابل تحمل ميكنه. اونچه كه بايد ازش ترسيد معلوليتهاي اخلاقي و رواني است، چنين بيماراني به اطرافيانشان آسيب ميرسانند و زندگي را..... . اينها دليلهايي است كه باعث ميشه من خودم را برتر از خيليها بدونم و براي خودم
آگهي بدم.
پاورقي: حالا همه شوري، شيريني، نگيرن و فرت و فرت بگن تورو خدا بيا من را بگير، من فقط با تو خوشبخت ميشم و بيتو به لقاالله ميپيوندم(انشاالله)
در اولين مطلب اينترنتيم در مورد ازدواج نوشته بودم
انواع معلوليت
چهارشنبه عمل ليزيك چشم كردم، شايد تا چند روز نتونم با كامي كار كنم، اين مطلب را هم
قبلا نوشته بودم و تو وبلاگ آماده به پست بود
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
:: برچسبها:
احساس,
اخلاق,
اخلاقي,
ازدواج,
انحراف,
بيكار,
بيمسئوليت,
جنسي,
چشم چران,
خوشبختي,
رفتار ناشايست,
رواني,
زبان خوش,
شكاك,
صفات رذيله,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 21 اردیبهشت 1386
عجب عبداللهست، بيشتر كساني كه آگهي بنده را ديدند گفتند. خوب حق هم دارند، من خودم هم همين اعتقاد را از اون سرش داشتم، و شايد هنوز هم دارم. عقل و منطق و عرف يه جور پروكسي داره كه ناخودآگاه آدمها اعمالش ميكنند و آدمهايي مثل من هميشه فيلتر ميشن. مثلا اگه من توي يه جمع باشم توي تعارفات هيچ كس نميگه ايشاالله عروسي مهرداد، البت گمان نكنيد كه من از اين ديدهنشدنها ناراحت
هستماصلا تو دهن جد و آباد همهي اين آدمها صلوات من خودم هم سر راه خيليها پروكسي ميگذارم. كسي كه بخواد با آدمي مثل من زير يه سقف زندگي كنه حتما يه چيزيش ميشه، يعني چيزي ماوراي عقل و منطق بايد داشته باشه: از اون عشقها كه توش چيزي جز رضايت طرف مقابل اهميت نداره.
پسوند: مسبب عشقها معمولا طوفانهايي هورموني هستند كه آغازگرش چشم صورته، چشم صورت پروكسي داره،خفن. كساني از عشق لذت ميبرند كه بجاي چشم صورت با چشم دل ميبينند(مثل خانواده).
تقديم با عشق به عاشق های عشق
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
:: برچسبها:
آگهي,
اعتقاد,
پروكسي,
عرف,
عروسي,
عشق,
عقل,
منطق,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 اردیبهشت 1386
با اين طرح ارتقاع امنيت اجتماعي و مبارزه با بد حجابي چطوريد؟ حق تونه، حالا كه يه مرد پيدا شده با دل شير و خريت كرده و براي ازدواج اعلاميه داده ميريد ميزنيد سرور وبلاگش را ميپوكونيد!؟ از شلوار برمودا و مانتوي كمر كرستي و نوار به سر گذاشتن (نوار جاش رو سره؟؟ يا توي پخش صوت) شوهر در مياد. توي تلويزيون نشان ميداد يه خانمي با چادر عربي جلوي يه خانمي را گرفته بود و ميگفت: اين لباسي كه شما پوشيدي برازندهي يه خانم ايراني نيست!! جلوي يه خانمي را گرفتن گفتن مانتوت تنگه، بيچاره مانتوش خيلي گشاد بود، فقط خودش خيلي تپل مپل بود، اگه اين ماموران من را در اين حالت كه اينجا نوشتم: دیگران چه میگویند ميديدند با من چطوري رفتار ميكردند؟
پسرفت: چند روزي وبلاگستان ما فولجا خراب بود كه باز هم با تلاش نويد طلا روبهراه شد، يه روز هم رفته بودم دكتر جهت معاينات اوليهي عمل اصلاح ديد جهت برداشتن عينك كه باز نتونستم بيام پاي كامي، يه روز هم بايد ميرفتم گلاب بهروتون انگور باز نشد بيام پاي كامي، از روز دوشنبه هم سرماخوردم اساسي گلو درد هم گرفتم، سينهام هم خراب شده.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
طنز،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
ازدواج,
اعلاميه,
امنيت اجتماعي,
بد حجابي,
شوهر,
مبارزه,
نوار,
|
 نویسنده :
 تاریخ : سهشنبه 11 اردیبهشت 1386
توي ماه گذشته دو فيلم ديدم با تاثيرهاي متفاوت. از ميم مثل مادر خيلي خوشم آمد، فيلميه حرفهاي و خوش ساخت و بسيار تاثير گذار، من كه تا حالا فيلم ايراني به اين خوبي نديده بودم، خدا كارگردانشو بي نوبت ببره بهشت. اون يكي فيلم اخراجيها بود كه اصلا از اون خوشم نيآمد و بنظرم فيلمي بود بسيار سطحي با شوخيهاي لوس و خيابوني، نميدونم كارگردانش براي چي هوايي شده، حتي هنرپيشههاي اين فيلم در حد خودشون ظاهر نشدن، فيلم سازي تحصيلات ميخواهد و خاك صحنه، البت اين فيلم براي شخصي كه دوبار با هنديكم فيلم گرفته خيلي خوبه.
پيوست: فعلا در مورد مطلب قبلي سكوت ميكنم تا ببين در اين هفته چي پيش ميآد، اگر خبري نشد اونوقت: چشمهام را ميبندم و انگشتهام را روي كيبرد ميچرخانم و با نوشتههاي فجيع، حال همه را وخيم ميكنم.
تست کنکور عربی سال 1486: کونوا قوامين بالقسط يعني چه؟؟
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
هنری،
:: برچسبها:
بهشت,
تاثيرگذار,
صحنه,
فجيع,
فيلم,
كارگردان,
متفاوت,
وخيم,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 31 فروردین 1386

عكسهاي من
-
از حضور شما خوشحالم
-
خواندن اين نوشته ها حداقل به حس رضايت مندي شما كمك ميكنه
-
اگه امنيت اخلاقي و رواني بزرگ و امنيت اقتصادي متوسط براتون جالبه اين نوشته ها را خوب بخونيد
-
قبل اينكه بخواهيد فكر كنيد من به شما چه ميدهم فكر كنيد كه شما چه ميخواهيد
-
من اعتقاد دارم خدا براي هر كسي جفتي آفريده كه به وقتش پيداش ميشه
-
اگر به زندگي اوخروي اعتقاد داري، من سعادت اوخروي را تضمين ميكنم و خدا زندگي دنيوي را
بنظر شما چگونه زندگي كردن خوبه؟
همسايمون هم سن منه، ليسانس داره، صبح ساعت 6 ميره شركت، ساعت 16 مياد خانه و ساعت 17 ميره آژانس مسافركشي تا ساعت 23 چون ميخواد براي زن و بچه اش خونه بخره؟ كي ميتونه خدا ميدونه زندگي خيلي از مردها و حتي زن ها اينطوريه: از صبح تا شب براي اجاره منزل و نان بدوبدو ميشه و شب خسته از زمين و زمان بدون حال گپ و گفت، تو رخت خواب براي كار فردا اين سبك زندگي خوبه؟ عشقي هم توش پيدا ميشه؟ يا بهتر بگم زماني براي ابراز عشق پيدا ميشه؟ آيا در اين نوع زندگي زمان براي فكر كردن به تعالي اخلاقي و رفتاري پيدا ميشه؟
مرغ عشق را ديدي چطور توي قفس با هم زندگي ميكنن؟
بنظر شما مرغ عشق قفسي راحت و خوشحال است يا مرغ عشق آزاد زندگي من هم تقريبا شبيه مرغ عشق قفسي است يه آب و دون مدام و بخور و نمير با يه قفس بي دردسر هست با وقت كامل و آزاد براي لذت بردن از زندگي كوتاه
مردهايي هستند كه: نسبت به زندگي و زن و بچه بيمسئوليت هستند، بيكاره، شكاك، بدبين و به هر دليلي فحاشي و كتككاري راه مياندازند، چشم چران و داراي انحراف اخلاقي و جنسي هستند، چشمشان به دست مردمه، هميشه با فاميل مشكل دارند، وقتي جايي مهمان هستند انواع رفتار ناشايست را بروز ميدن: جلوي ميزبان ولوو ميشن، ميان فاميل را بهم ميزنند، از همه بدگويي ميكنند، بخيل و حسود هستند، معتاد و دزدند و ..... از اين آدمها با شدت كم و زياد همهجا هست. اگرچه مشكل جسماني من بسيار بزرگه، اما خدا را شكر من هيچيك از اين صفات رذيله را ندارم، تازه، خيلي ناز هستم. همسر شخصي مثل من، شايد احساس خوشبختي نكنه، اما يقينا مثل خيليها احساس بدبختي نخواهد كرد. معلول جسمي براي ديگران زحمت داره، اما اخلاق و زبان خوش زحمت را قابل تحمل ميكنه. اونچه كه بايد ازش ترسيد معلوليتهاي اخلاقي و رواني است، چنين بيماراني به اطرافيانشان آسيب ميرسانند و زندگي را..... . اينها دليلهايي است كه باعث ميشه من خودم را برتر از خيليها بدونم و براي خودم آگهي بدم.
اينجانب مهرداد زندي متولد 17 بهمن 1350 در سال 1372 در حين خدمت سربازي خارج از منطقهي نظامي معلول قطع نخاع گردني شدم و به همين دليل بازنشستهي ارتش شدم . بنده از طرف ارتش حقوق بازنشستگي دريافت ميكنم. از نظر مسكن مستقل هستم و : آب، برق، گاز، تلفن به اندازهي كافي
دارم. من شخصي هستم با معرفت و با اخلاق خوش و سازگار و شاكر و مهربان و ساكت و سپاسگزار. الان كارم خوردن و خوابيدن و وبلاگ نويسيه . چند وقته كه به دليل فراهم شدن تمام شرايط تصميم گرفتم ازدواج كنم، شما اگر كسي را با اين شرايط ميشناسيد: با معرفت و داراي اخلاق خوش، زيبا و خوشاندام و قد بلند و داراي سلامت كامل جسماني و رواني سن حدود30
سال، ديپلمه و خانمخانه او را جهت انجام امر خير به من معرفي كنيد تا بعد از برگزاري مقدمات لازمه ........
چند ماه پيش برنامهاي از كانال يك پخش ميشد كه در مركز كرمان تهيه شده بود، موضوع برنامه: زندگي زناني بود كه با جانبازان نخاعي ازدواج كرده بودند، بيشتر از بيست برنامه را من ديدم، در تمام برنامهها خانمها از زندگيشون رضايت كامل داشتند و همه ميگفتند كه عاشق شوهرشون هستند و اگر دوباره متولد بشن دوستدارند همين زندگي را داشته باشند، همه ميگفتند ما شوهرمان را بخاطر وجود خودشه كه دوست داريم نه بخاطر اينكه براي كشور و ملت جنگيده و الآن جانباز هسته. عوامل موثر در احساس رضايت اون خانمها: داشتن امكانات دروني و بروني = 1- دروني ميشه: ايمان، اخلاق خوش و سازگاري. 2-بروني ميشه امكانات مادي و تامين اقتصادي و اجتماعي.
فرزندي به والدينش ميگه: من ميخواهم با شخصي ازدواج كنم كه معلوليت جسمي داره. اولين و طبيعيترين جواب پدر و مادر به درخواست فرزندشون چيه؟؟ زور نزن خودم نوشتم: اگه چنين غلطي كردي و رفتي ديگه پشت سرت را نگاه نكن، چون ديگه فرزند ما نيستي. وقتي بزرگترها ميبينند: زوجهاي سالم دوتايي از صبح تا شب مثل...ميدوند تا كه ناني به كف آرند و به مالك بدهند، وقتي بيشتر زوجهاي سالم زير بار هزينههاي زندگي كه منشع تمام بدبختيهاست، له ميشن و كارشون به دادگاه و جدايي ميكشه، واي به حال كسي كه با من معلول زمينگير ، ازدواج كنه. بزرگترها واقعيات زندگي ميبينند و بنابر اونهاست كه نميتونن به عزيزشان اجازه بدهند خودش را ...... . اون چيزي كه جوانان در آينه نميبينند، بزرگترها در خشت خام ميبينند.
كسي كه بخواد با آدمي مثل من زير يه سقف زندگي كنه حتما يه چيزيش ميشه، يعني چيزي ماوراي عقل و منطق بايد داشته باشه: از اون عشقها كه توش چيزي جز رضايت طرف مقابل اهميت نداره، ميشه طرف مقابل خدا باشه. مسبب عشقها معمولا طوفانهايي هورموني هستند كه آغازگرش چشم صورته، چشم صورت پروكسي داره،خفن. كساني از عشق لذت ميبرند كه بجاي چشم صورت با چشم دل ميبينند كه پروكسي نداره(مثل خانواده).
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
آگهی ازدواج,
امنيت اخلاقي و رواني,
چگونه زندگي كردن,
رضايتمندي,
مرغ عشق,
همسریابی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 فروردین 1386
چقدر ظلم چقدر حق خوري چقدر بيعدالتي آشكار، چرا بايد يه مشت آدم بيدرد سوار اتولهاي چند ده ميليوني بشن و بنزين يارانهاي بريزن توي باك اتولشان و دود و دمش را به خورد ملت فقير بيچاره بدن،اصلا گور پدر هركسي كه اتول داره، صلوات، هركي اتول ميخواد بايد پول بنزين آزاد و آلوده كردن هوا را مستقيم بپردازه. اگر قراره كه بنزين دولتي باشه و يارانهاي، پس دولت بايد معادل يارانهاي كه هر شخص مالك اتول از مصرف بنزين ميگيره به بقيهي ملت هم بده. حالا كه دولت داره كارت هوشمند سوخت ميده بايد به تمام مردم ايران يكي از اونها بده، من شخصا ميخوام.
تهبندي: چند وقت پيشيها يكي از مقامات ثبت احوال كشوري در راديو ميگفت: در كشور هفت ميليون شناسنامهي اضافي وجود داره، احتمالا در آيندهي نزديك كارت هوشمند سوخت هم به همين حال در مياد؟!
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
طنز،
فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسبها:
آدم بيدرد,
ثبت احوال,
حق خوري,
سوخت,
ظلم,
كارت,
هوشمند,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 فروردین 1386
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 فروردین 1386
ملت چه جار و جنجالي سر فيلمي راه انداختن كه از روي تاريخ2000 سال پيش ساخته شده. ما ايرانيها ميگيم: هنر نزد ايرانيان است و بس!؟ كدام هنر؟! نكنه ما هواپيماي ايرباس، اتومبيل بنز، كامپيوتر و موبايل را به دنيا عرضه كرديم كه اينطوري ميگيم، شايد هنر ما اين بوده كه بخشي از تاريخ معاصر (هلوكاست) را كه همه قبولش كردهاند را براي پيشبردن مقاصد سياسي خودمان از ديد ايراني خودمان تفسير كرديم، خوب، چيزي كه عوض داره گله نداره، اگه تفسير ميكنيم، بايد تفسير ديگران را هم از تاريخ تحمل كنيم. فيلم 300 براي من كه اون را با سرعت8برابر طبيعي ميديدمش بسيار خسته كننده و چندش آور بود. بنظر من جنگ افروزان تاريخ همه چهرهي غير انساني داشته و دارند، از هر قوم و ملتي كه ميخواهند باشند
پسينه: خدا را شكر شهرام جزايري گير افتاد و رفت پيش اون آقايرفيقدوستي آب خنك بخوره كه 123 ميليارد كلاه برداري كرده بود.
سزارين زودرس و خطر آسم نوزادي
توصيههاي پزشكي به آسميها
پفك آسم مي آورد
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
هنری،
:: برچسبها:
ايرانيان,
تاريخ معاصر,
جار و جنجالي,
هلوكاست,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 03 فروردین 1386
سال نو سلامتباد
چه خوش است زندگي
چه خوش است در روز نو بودن
چه خوش است سالنو را تجربه نمودن
و
چه خوش است سلامتي را درك كردن
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
شاد زیستن،
:: برچسبها:
تجربه,
سال نو,
سلامتي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : چهارشنبه 01 فروردین 1386
پارسال آخرهاي اسفند من و داداشم و پدرم توي بيمارستان ولوو بوديم براي گرفتن عكس امآرآي از گردنم و امسال ميانهي اسفند باز هم قسمتمان شد بيمارستان و عكس رنگي، اينبار براي مجاري ادار كه خدا قسمت گرگ بيابان هم نكندش. جريان گرفتن اين مدل عكس اينه: يه سوند فولي را داخل مجراي ادرار فيكس ميكنن بعد مادهي ضد راديواكتيو را توسط اون وارد مجرا ميكنن و بعد عكس ميگيرن تا ببينن داخل
مجرا چه خبره، اگر عكاس كمي بد عمل كنه و بادكنك سر سوند را كمي زيادي باد كنه بيمار مثل من گرفتار پارگي و خونريزي مجرا ميشه. عكس رنگي از مثانه براي چند منظور گرفته ميشه، زجر آور ترينش اونيه كه بخواهند ببينند از مثانه ادرار به كليهها يا
جاهاي ديگه پس ميزنه يا نه؟؟ براي رسيدن به اين پاسخ، مثانه را با سرم و مادهي ضد راديواكتيو تا جايي كه مقدور باشه پر ميكنن و اين باعث ميشه كه فشار خون بالا و بالاتر بره در همين موقع است كه انگار يه ديلم گذاشتن توي ستون فقرات آدم و با پتك به اون ضربه ميزنند، هرچه فشارخون آدم بالاتر ميره انگار ضربهي پتك سنگين تر و
ديلم بالا تر ميره تا جايي كه آدم احساس ميكنه كه چشمها ميخوان با هر ضربه بپرن
بيرون، در اين شرايط هيچ كس نميتونه گريه نكنه و داد نزنه. اين شرايط براي هركسي كه ادرارش به هر دليلي بند بياد و شخص نتونه اون را تخليه كنه پيش مياد.
پيآمد: چند ميگيري عكس رنگي از مثانت مياندازي؟؟
زندگي ديگر تكرار نمي شود.
نكات مهم براي مديريت كاري و شخصي
هشدار درباره استفاده از ظروف يكبار مصرف
نخوردن صبحانه موجب چاقي و حمله هاي قلبي مي شود
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
راديواكتيو,
سوند فولي,
ضربه پتك,
عكس امآرآي,
عكس رنگي مجاري ادار,
فشارخون بالاتر ميره,
گرگ بيابان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 اسفند 1385
هفت راهکار موثر برای يافتن همسر مناسب برای خانمها و آقايان
۱_قدم اول اين است که خودتان را درست بشناسيد و مطمئن باشيد که واقعا تصميم داريد ازدواج کنيد يا نه و اگر پاسخ مثبت است به چه دليل؟ بخاطر پول؟ ظاهر طرف مقابل؟ شخصيتش؟ يا صرفا برای اينکه از خانه پدری فرار کنيد؟ کسی که خودشناسی می کند، برای زندگی خودش هدف قائل می شود، برنامه ريزی می کند، آرزوهايش را روی کاغذ ميآورد و جاهای خالی زندگی اش را شناسايی می کند.
کسی که خودش را خوب می شناسد، کمتر تحت تاثير حرف ديگران مسير زندگی اش را تغيير می دهد و دوست دارد خودش بداند با زندگی اش چه کار می کند. به عنوان مثال، يک دختر ۱۷ ساله دوست دارد در سن ۳۰ سالگی جراح زنان و زايمان باشد، در شيراز زندگی کند ويک بچه داشته باشد.
۲_مرحله دوم اين است که همسر آينده تان را بر اساس خواسته ها و موقعيت فعلی خود تصور کنيد. تصور کردن همسر ايده آل با توجه به آرزوهايتان نسبتا راحت است. هميشه از خودتان اين سوال را بپرسيد: «آيا من برای شخصی که به عنوان همسر ايده آل خودم تصور کرده ام، همسر ايده آلی هستم؟» خيلی ساده است. هر ترازويی دو کفه دارد. اگر می خواهيد کفه طرف مقابلتان سنگين باشد، ابتدا بايد کفه طرف خودتان را سنگين کنيد. کسی که می خواهد با يک فرد تحصيل کرده هنردوست ازدواج کند، بهتر است خود نيز تحصيل کرده و هنر دوست باشد.
۳_در مرحله سوم بايد يکسری معيارهای غربالگری اوليه برای همسريابی انتخاب کرده و آنها را آزمايش کنيد. رايجترين معيارهايی که برای اين منظور به کار می روند عبارتند از: تفاوت سن، تفاوت قد، تفاوت ظاهر، تفاوت تحصيلات، تفاوت طبقاتی، تفاوت قومی، تفاوت زبانی و در نهايت تفاوت دينی. نکته مهم اين است: اين شما هستيد که تعيين می کنيد يک ويژگی برايتان مهم است يا خير. مثلا برای يک نفر ممکن است ازدواج درون قومی خيلی مهم باشد ولی برای کس ديگر اصلا اهميت نداشته باشد. نکته ديگر اين است که تفاوت آدمها در يک قالب نسبی مطرح می شود تا مطلق. مثلا به نظر يک نفر قد ۱۷۰ کوتاه است و به نظر شخص ديگری ايده آل است. پژوهش ها نشان دادند که کسانی که حرف مردم برايشان مهم است بيشتر به ظاهر طرف مقابلشان اهميت می دهند.
۴_مرحله چهارم عبارتست از «ديدن» و «ديده شدن» برای ايجاد جاذبه اوليه. در کشورهايی که محيطهای مختلط کمتر است، پسرها ممکن است به کمک مادر و خواهرانشان برای پيدا کردن همسر مناسب متوسل شوند. ولی متاسفانه چنين امکانی برای اکثر خانمهای جوان کمتر وجود دارد. به همين دليل توصيه من اين است که محيط کار، تحصيل يا تفريح خود را به گونه ای انتخاب کنيد که حداکثر احتمال ممکن را برای ديده شدن توسط همسر احتمالی آينده تان به شما بدهد. به عنوان مثال کسی که می خواهد با يک موسيقيدان ازدواج کند، يا در کلاسهای متعدد موسيقی شرکت می کند يا عضو انجمنی می شود که موسيقی دانان معمولا عضو آن می شوند. کار ديگری که می توانيد بکنيد اين است که چند خصوصيت اصلی که برای همسر آينده تان در نظر داريد به نزديکان و دوستان بگوييد ممکن است آن ها فردی را با اين مشخصات بشناسند و يا در آينده اگر با چنين کسی برخورد کنند بلافاصله به ياد شما می افتند و می توانند نقش معرف را داشته باشند.
۵_مرحله بعد يا دوست شدن با کسی است که فکر می کنيد ممکن است با او ازدواج کنيد يا خواستگاری کردن از اين فرد است. در بسياری از جوامع (چه شرقی و چه غربی) معمولا خواستگاری توسط جنس مرد صورت می گيرد و معمولا يک زن نمی تواند از يک مرد تقاضای دوستی و يا ازدواج بکند وگرنه به سبکی متهم می شود. به هر حال، فراموش نکنيد وقتی با کسی به قصد ازدواج دوست شديد يا از او خواستگاری کرديد، فکرتان فقط مشغول ظواهر امر (مانند کافی شاپ رفتن و کادوهای رمانتيک دادن يا نحوه چای آوردن عروس خانم موقع خواستگاری و مراسم عروسی) نباشد. به اصل موضوع دقت کنيد.
۶_مرحله ششم که به نظر من مهمترين مرحله انتخاب همسر است، بردن نهايت استفاده از فرصتها برای شناخت بهتر همسر احتمالی تان از طريق برقراری ارتباط کلامی يا غير کلامی می باشد. امروزه حتی خانواده های نسبتا سنتی و مذهبی با حرف زدن و معاشرت زوجهای آينده در طول دوران نامزدی شان مخالفت چندانی ندارند. در طول اين جلسات، از طرف مقابل خود بايد سوال بپرسيد. سوالهای تعيين کننده. اين سوالها از هر فرد به فرد ديگر فرق می کند اما به عنوان نمونه چهار تا پنج مورد از آنها را برايتان می گوييم: الف -می توانيد بپرسيد: «هدف شما در زندگی چيست؟ سه تا از بزرگترين آرزوهای زندگی تان را بگوييد». ب - مثلا: «هدف شما از ازدواج چيه؟ چرا می خواهيد با من ازدواج کنيد؟» پ - «من شغلم ايجاب می کند که در خارج از منزل کار بکنم. می خواستم بدانم راجع به اين موضوع چی فکر می کنی؟» ت - « در خانه پدر و مادری شما تقسيم کارهای منزل به چه صورت بوده؟ دوست داريد در زندگی ما چطور باشد؟» از سوال مهمتر، ارتباطات غير کلامی است. مثلا اينکه آيا رفتارش طوری که می خواهيد با مهربانی و عاطفه هست يا نه؟ آيا آداب اجتماعی را در حدی که برای شما مهم است بلد هست اگر نه، آيا در اين حد با او احساس صميميت می کنيد که اين مورد را با او در ميان بگذاريد؟ علاوه بر آن بايد از خودتان بپرسيد: از هم صحبتی با او خسته شديد يا لذت برديد؟ اينکه اگر اختلاف نظری پيش آمد می توانيد با صحبت کردن مسئله را حل کنيد و يا بر سرش به تفاهم برسيد؟ آيا می ترسيد مسئله ای را با او در ميان بگذاريد؟ از عکس العمل هايش در
مقابل حرف ها و رفتار شما نگران می شويد؟ آن چيزهايی را که شنيديد يا ديديد وقتی به خانه برگشتيد، روی کاغذ بياوريد، زيرا برای مرحله آخر يا هفتم بايد از آنها استفاده کنيد.
7_مرحله آخر جمع بندی وضعيت و گرفتن تصميم مناسب است. در زندگی هر کسی حداقل يک فرد معتمد وجود دارد. نسبت آن شخص مهم نيست. عقل و تجربه اش مهم است. باهم صحبت کنيد و مجموع شرايط را برايش بگوييد و بخواهيد وضعيت را از ديد خودش ارزيابی کند.
از برنامهی درگوشیها پخش شده از راديو بيبيسي
پسآمد: سهشنبهي گذشته رفتم عكس رنگي از مثانه و مجاري ادرار گرفتم، به دليل بد عمل كردن عكاس يه مقدار متنابهي خونريزي پيدا كردم و براي بهترشدن اين وضعيت مجبور شدم استراحت كنم و به بدنم فشار نيارم.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
:: برچسبها:
راهکار موثر برای يافتن همسر مناسب برای خانمها و آقايان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 اسفند 1385
|
|