|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
با درک راز چگونگی فرایند ترمیم در دم مارمولکها، ممکن است محققین بتوانند راه هایی را برای تحریک ترمیم و بازسازی در انسان ایجاد کنند. تیمی از محققین دانشگاه ایالتی آریزونا یک گام به حل این معما نزدیک شدهاند. آنها دستورالعملهای ژنتیکی دخیل در ترمیم دم مارمولکها را کشف کردهاند که ممکن بیشتر بستگی به استفاده از ترکیب و مقدار صحیح اجزای شیمیایی داشته باشد. این تیم تحقیقاتی از نسل جدیدی از ابزارهای آنالیز مولکولی و کامپیوتری برای سنجش میزان بیان ژنها در دم مارمولکها استفاده کردهاند. آنها ترمیم دم را در مارمولک آنول سبز بررسی کردهاند که زمانی که دمش به وسیله یک شکارچی قطع میشود میتواند دم از دست رفته را مجدد ترمیم کند. مارمولکها اساسا ابزار ژنتیکی شبیه انسان دارند. این محققین کشف کردهاند که حداقل 326 ژن در مناطق خاص دم درحال ترمیم بیان میشوند که شامل ژنهایی هستند که در تکوین جنینی دخیل هستند و به سیگنالهای هورمونی و ترمیم زخم پاسخ میدهند. سایر جانوران مانند سمندرها، بچه قورباغهها نیز میتوانند دمشان را بازسازی کنند. طی ترمیم دم، آنها ژنها را با توجه به پیام رسانی مسیرWntروشن میکنند که برای کنترل سلولهای بنیادی در بسیاری از اندامها مانند مغز، عروق خونی و فولیکولهای مو لازم است. بنابرایم مارمولکها دارای الگوی منحصر بفردی از رشد بافتی هستند که در سرتاسر دم گسترده است. ترمیم یک فرایند همیشگی نیست. در حقیقت، این فرایند در مارمولکها برای ایجاد یک دم فانکشنال 60 روز طول میکشد. مارمولکها یک ساختار درحال ترمیم پیچیده از سلولهای در حال رشد را تشکیل میدهند که به بافتهای متعدد در مناطق مختلف دم تبدیل میشوند. این محققین نوعی از سلولها را شناسایی کردهاند که برای ترمیم بافتی مهم هستند. مارمولکها نیز مانند انسانها و موشها دارای سلولهای اقماری هستند که میتوانند رشد کرده و به عضلات اسکلتی وسایر بافت ها تکوین یابند. همان طور که گفته شد با استفاده از نسل جدید تکنولوژی برای توالی یابی ژنهایی که در طی ترمیم بیان میشوند، این محققین توانستهاند راز این که چه ژنهایی برای رشد دم در مارمولک ضروری هستند را کشف کنند. با استفاده از دستورالعملهای ژنتیکی کشف شده برای ترمیم در مارمولکها و یافتن ژنهای مشابه در انسان، ممکن است موفق به ایجاد غضروف جدید، عضله و حتی طناب نخاعی در آینده باشیم. محققین امیدوارند که یافتههای آنها منجر به کشف درمانهای جدید برای آسیبهای نخاعی، ترمیم نواقص تولد و بیماریهایی مانند ارتریت شود.منبع
پسرفت: خوشبختی شادبودن در همین ثانیه ایست که الان توشی، پس با افسوس و حسرت گذشته، خوشبختی الان، و دیروزه فردای خودت را خراب نکن.
:: موضوعات مرتبط:
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
ابزارهای آنالیز مولکولی و کامپیوتری,
اسکلت,
ترمیم,
تکوین جنین,
درمان آسیب نخاعی,
ژنها,
سلولهای بنیادی,
سمندر,
طناب نخاعی,
عضله,
غضروف,
قورباغه,
مارمولک,
نسل جدید,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 09 آبان 1393
یک مرد لهستانی که در اثر جراحت ناشی از ضربه چاقو از کمر به پایین فلج شده بود با تزریق سلولهای عصبی بویایی به نخاعش دوباره توانسته راه برود. این کار را جراحان لهستانی با کمک متخصصان عصب شناسی بریتانیایی انجام دادند و نتایج آن را در نشریه پیوند سلول منتشر کردند. دارک فیدیکا، چهل ساله در سال ۲۰۱۰ مورد حمله قرار گرفت و چند ضربه چاقو خورد. در این مدت او از کمر به پایین فلج بود و با وجود درمان و بازتوانی بسیار، هیچ نشانه ای از بهبود نشان نداده بود. بنا به آمار سازمان بهداشت جهانی سالانه بین ۲۵۰ تا پانصد هزار نفردر دنیا به ضایعات نخاعی دچار میشوند. نود درصد این موارد بعلت ضربه یا آسیبهایی مثل سلاح گرم و سرد، تصادف یا افتادن از بلندی بوده است. سه ماه بعد از این درمان بیسابقه، ماهیچه های ران چپ او در حال بزرگتر شدن هستند. اکنون بخشی از حس در ناحیه پایین زانو و بخشی از حرکت پا برگشته است و در حال حاضر بخشی از کارکرد روده و مثانه و همچنین کارکرد جنسی او برگشته است. او می تواند با واکر راه برود هر چند که زود از راه رفتن خسته میشود. آقای فیدیکا امیدوار است که روزی بتواند بدون کمک راه برود. آقای فیدیکا گفت که راه رفتن دوباره با کمک واکر، احساسی فوق العاده بوده است: وقتی نیمی از بدنت را حس نمی کنی کاملا درمانده هستی، اما وقتی حس دوباره شروع به برگشتن میکند، مثل این است که دوباره متولد شدهای. پروفسور جفری ریزمن که سرپرست تیم تحقیقات دانشگاه لندن است موفقیت این درمان را تاثیرگذارتر از راه رفتن بشر روی ماه توصیف کرد. با این حال تاکید کرد برای اینکه این روش، درمانی تازه برای مبتلایان به آسیب نخاعی تلقی شود باید تحقیقات بیشتری صورت گیرد و این روش برای افراد بیشتری به کار گرفته شود. پروفسور ریزمن بیش از چهل سال بر روی ترمیم ضایعات نخاعی کار کرده است پروفسور ریزمن به بیبیسی گفت که شخصا فکر میکند راهی برای درمان فلج نخاعی پیدا شده است: این کار دری را به تفکری تازه درباره ضایعات نخاعی باز کرده است. اما گذشتن از این هم کار عظیمی است. من فکر میکنم این آغازی برای ترمیم ضایعات نخاعی و ضایعات دیگری مثل بعضی از انواع سکته مغزی است. سیستم عصبی توانایی ترمیم خود را دارد، اما باید مسیری را ایجاد کرد که این سیستم بتواند ترمیم خود را انجام دهد. اما فارغ از اینکه نظر شخصی من چیست این موضوع باید ثابت شود و قدم اول انجام آن برای افراد دیگر است. رشتههای عصب بویایی رشتههای عصب بویایی تنها بخشی از دستگاه عصبی هستند که در تمام عمر ترمیم و بازسازی میشوند. نورونهای بویایی در واقع تنها بخشی از دستگاه عصبی مرکزی هستند که به طور مستقیم با محیط اطراف در تماس هستند و با انواع مولکولهایی که در هوا و محیط پراکنده هستند تماس پیدا میکنند. بنابراین این سلولها مرتب آسیب می بینند و باید جایگزین شوند. این کار را سلول های غلاف پوشاننده سلول های عصبی بویایی (olfactoryensheathing cells)انجام میدهند. این سلولها در واقع اکسون نورونهای بویایی را میپوشانند. پیاز بویایی با شماره یک مشخص شده است بهترین منبع سلول های پوشاننده پیاز بویایی است. پیاز بویایی که در قسمت پایینی بخش جلویی مغز قرار دارد در واقع مسیری است که سلولهای بویایی بینی پیامهای عصبی مربوط به بو را به آن میفرستند و از آنجا این پیام عصبی به نواحی مختلف مغز منتقل میشود. پروفسور ریزمن که چهل سال بر روی ترمیم ضایعات نخاعی کار کرده پیش از این نشان داده بود که تزریق این سلول به نخاع موشهای فلج در بهبود آنها موثر است. در سال ۲۰۰۵، یک جراج اعصاب لهستانی به نام دکتر پاول تاباکوف با پروفسور ریزمن تماس گرفت و گفت میخواهد روش او را در انسان به کار گیرد.
روش کار: انتخاب آقای فیدیکا برای این کار به این دلیل بود که آسیب نخاعی او به علت چاقو بود بنابراین ضایعه کوچک و لبههای آن به هم نزدیک بود. به همین دلیل است که دانشمندان نمیدانند در ضایعات وسیعتر که فاصله بین دو سر رشتههای عصبی قطع شده بیشتر است آیا این روش موثر است یا نه. دکتر تاباکوف جراح مغز و اعصاب لهستانی اما پیش از هرکاری باید از بی خطر بودن این روش اطمینان حاصل میشد. بنابراین دکتر تاباکوف ابتدا این کار را بر روی سه بیمار مبتلا به ضایعه نخاع انجام داد. هیچکدام از آنها بهبودی نشان ندادند اما هدف این بررسی محقق شد، معلوم شد این روش بی خطر است. سپس در جراحی اول یکی از دو پیاز بویایی آقای فیدیکا برداشته شد. سلولهای پیاز بویایی دو هفته در آزمایشگاه پرورش و تکثیر پیدا کردند و بعد در نخاع آقای فیدیکا تزریق شدند. نخاع آقای فیدیکا به علت ضربات چاقو قطع شده بود و فقط رشته باریکی از بافت زخمگاهی در سمت راست نخاع، بالا و پایین محل ضایعه را به هم وصل میکرد. جراحان برای تزریق در نخاع، یک قطره سلول، یعنی حدود پانصد هزار سلول در اختیار داشتند. آنها با صد تزریق ظریف در بالا و پایین ضایعه، این مقدار را در نخاع تزریق کردند. رشتههای نازک بافت عصبی هم از مچ پای آقای فیدیکا برداشته شد و شکاف هشت میلیمتری ناشی از ضربات چاقو در سمت چپ نخاع، با آن پر شد. متخصصان معتقدند که سلولهای پوشاننده راهی را فراهم کردند که رشته های عصبی بالا و پایین ضایعه بتوانند دوباره به هم متصل شوند، در واقع سلولهای پیوندی، بالا و پایین ضایعه را مثل پلی به هم وصل کردند. آقای فیدیکا اولین بیمار مبتلا به فلج نخاعی است که بعد از قطع کامل نخاع علائم بهبودی نشان داده است هزینه این جراحی بی سابقه را یک موسسه خیریه، بنیاد آسیب ها نخاعی نیکولز، پرداخته که بانی آن دیوید نیکولز است. پسر آقای نیکولز در سال ۲۰۰۳ به علت آسیبی که در حین شنا در استخر به او وارد شد از کمر به پایین فلج شده است. آقای نیکولز اکنون هم درصدد جمع آوری پول بیشتر برای ادامه تحقیقات است. قرار است این کار برای ده بیمار دیگر در لهستان و بریتانیا انجام شود، به شرط اینکه هزینه آن تامین شود.
پاورقي: دوست خوبم حسین دهقان که خودش هم نخاعیه، برای پایاننامهی تحصیلاتیش داره روی روحیه نخاعیها کارمیکنه و نیاز داره که دوستان نخاعی باهاش همکاری کنن و پرسشنامهای که براشون ارسال میکنه را پرکنن و براش ارسال کنن. دوستانی که تمایل به همکاری دارن لطفا در بخش نظرات اعلام کنند.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
درمان فلج نخاعی,
روده و مثانه,
سکته مغزی,
سلولهای عصبی بویایی,
ضایعات نخاعی,
واکر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 آبان 1393
یکی از وسیلههای مورد نیاز بسیاری از ما معلولهای کمتوان دستگاه جابجا کننده و بالا و پایینبر معلول است. این وسیله که یهجور جرثقیل سبک میشه نامیدش شکل و مدلهای مختلفی داره که بنا به میزان توانایی معلول و مکان و نوع استفاده، مدلش تغییر میکنه. برای بیشتر ما مهمترین گزینه برای انتخاب هر وسیلهای قیمته. متاسفانه دستگاههای جابجا کننده بیمار قیمتهای کمی ندارن و شاید در توان خیلی از ما نباشه تهیه کردنش. یکی از دوستان خوب و قدیمی وبلاگ در ایمیلی گفته: چند وقت بود میخواستم یه بالابر یا لیفت برای جابجایی از روی ویلچر به تخت یا برعکس بگیرم. قیمت نوع خارجی حدود چهارمیلیونوسیصد و نوع ایرانی دومیلیونوصدتومنه. بالاخره برادرم زحمت کشید و با هم فکری این دستگاه را برام درست کرد. وسیلهای ساده و جمعوجور. تقریبا پانصد هزارتومن تموم شد.
پيوست: خدای بزرگ ما بسیار و مهربان و بخشنده است، چرا که به ما معلولها خانوادهای داده بسیار مهربانتر و دلسوزتر از خودما نسبت به خودمان. من که هرگز نمیتونستم کار یکی از اعضای خانوادهام را نسبت به خودم انجام بدم.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
اقتصادی،
لينك،
پیرامون ویلچر،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
بالا و پایینبر معلول,
جابجا کننده معلول,
جابجایی از روی ویلچر به تخت یا برعکس,
جرثقیل سبک,
لیفت,
مدلهای مختلف,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 مهر 1393
سلولهای بنیادی پیوند شده ممکن است بعد از جراحی طناب نخاعی مانع از فیبروز مثانه شود، تیمی از محققین کرهای و کانادایی دریافتهاند که پیوند سلولهایB10(ردهای نامیرا از سلولهای بنیادی مزانشیمی مشتق از مغز استخوان انسانی) به طور مستقیم به دیواره مثانه مدلهای موشی که دچار آسیب نخاعی بودند، میتواند مانع از ایجاد فیبروز مثانه و بهبود عملکرد مثانه از طریق افزایش رشد سلولهای عضلانی صاف مثانه شود،جهت مطالعهی ادمه مطلب اینجا کلیک کنید
انجام مطالعات بالینی برای بررسی بیخطر بودن پیوند سلولهای بنیادی عصبی برای بیماران آسیب دیده نخاعی، محققین دانشگاه کالیفرنیا مطالعات بالینی را برای بررسی میزان امنیت و اطمینان پیوند سلولهای بنیادی عصبی به بیمارانی با آسیبهای طناب نخاعی مزمن آغاز کردهاند. در فاز یک مطالعات بالینی هشت بیمار به مدت پنج سال تحت مطالعه قرار گرفتند، جهت مطالعهی ادمه مطلب اینجا کلیک کنید
زردچوبه موجب افزایش بازسازی سلولهای بنیادی مغز میشود، ترکیب زیست فعالی که در زردچوبه یافت شده است تکثیر سلولهای بنیادی و تمایز آنها را در قلب افزایش میدهد. یافتهها پیشنهاد میکند که تورمرون معطر میتواند در آینده کاندیدایی دارویی برای درمان اختلالات عصبی مانند سکته یا بیماری آلزایمر باشد. جهت مطالعهی ادمه مطلب اینجا کلیک کنید
پاپوش: زمان جنگ که زردچوبه کمیاب شده بود با این ادویه آشنا شدم. من همیشه مقداری زردچوبه در وسایلم داشتم چون ماهیگیری دوست داشتم و بهترین افزودنی به خمیر برای ماهیگیری موفق زردچوبه است. یکی از جالبترین و عجیبترین ویژگیهای زردچوبه اینه که اگه اون تو کیسهفریزر نگهداری بشه سطح خارجی کیسهفریزر روغنی و چسبناک میشه!؟ یعنی اینکه زردچوبه میتونه از کیسه عبور کنه؟!. قدیمیها برای کشیدن درد، رفع کوفتگی و خونمردگی، درمان شکستگی و...... ضمادی با آرد و تخممرغ و زردچوبه و چند چیز دیگه درست میکردن و روی محل آسیب دیده میگذاشتن. بنظر من زردچوبه، فواید و مضراتش میتونه زمینه تحقیق مناسبی برای متخصصها و محققهای علم نانو فناوری برای تولید داروهای جدیدی باشه، حتی شاید برای درمان آسیب نخاعی.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
لينك،
عکس،
:: برچسبها:
آرد,
آسیب نخاعی,
پیوند سلولهای بنیادی,
تخممرغ,
تولید داروهای جدید,
جراحی طناب نخاعی,
درمان اختلالات عصبی,
زردچوبه,
زمان جنگ,
زمینه تحقیق مناسب,
سلولهای بنیادی,
ضماد,
فیبروز مثانه,
ماهیگیری,
متخصصها و محققهای علم نانو فناوری,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 مهر 1393
دانشمندان «موسسه پلیتکنیک لوزان» سوئیس توانستند با استفاده از سیگنالهای الکتریکی و با فناوری کنترل از راه دور، قدرت راهرفتن را به موشهای فلج بازگردانند.محققان با آسیبرساندن به نخاع این حیوانات، آنها را فلج کرده بودند و این امر مانع از رسیدن سیگنالهای مغزی به بخش پایینی نخاع آنها میشد، با این حال، ارسال یک جریان الکتریکی به داخل عصبهای نخاع با استفاده از الکترود، موشهایی که روی تردمیل بودند را قادر به راه رفتن کرد. این دستاورد علمی میتواند منجر به ارائه درمانهای توانبخشی شود که به بیماران انسانی مبتلا به آسیبهای نخاعی امکان راهرفتن طبیعیتر را خواهد داد.در طول این آزمایشات، دانشمندان با تغییردادن از راه دور سیگنالهای الکتریکی، راهرفتن این حیوانات را کنترل کردند. موشهای آزمایشی هزار گام پیاپی را بدون مشکل برداشتند و همچنین پلههایی با طولها و ارتفاعات مختلف را طی کردند. این موشها هیچ کنترل اختیاری روی جوارحشان نداشتند و این دانشمندان بودند که نخاع آسیبدیده آنها را برای راهرفتن طبیعی بازفعال و تحریک میکردند. دانشمندان نسخههای انسانی از ابزارGait Platform که برای مطالعه راهرفتن موشها به کار برده شد را برای درمانهای بالینی طراحی کردهاند. این سیستم دارای یک تردمیل و سیستم پشتیبان روی زمین و همچنین دوربینهای مادونقرمز برای شناسایی نشانگرهای انعکاسی در بدن بیماران است.منبع
تهبندي: بنظر من خدا نخواسته نخاع ترمیم پذیر باشه تا صاحبان زر و زور نتونن بهسادگی پزشکان را مجبور کنند سر افراد سالخورده را به تنی جوان پیوند بزنند. همه چیز خدا حکمت داره، منجمله: حرام بودن خوردن بعضی ازاجزاء حيوانات حلال
گوشت. مسئله 2141- پانزده چيز از حيوانات حلال گوشت حرام است:
1 - خون.
2 - فضله.
3 - نرى.
4 - فرج.
5 - بچه دان و جفت.
6 - غدد كه آن را دشول مىگويند.
7 - تخم كه آن را دنبلان مىگويند.
8- چيزى كه در مغز كله است و به شكل نخود مىباشد.
9 - مغز حرام كه در ميان تيره پشت است.
10 - پيى كه در دو طرف تيره پشت است.
11 - زهرهدان.
12 - سپرز (طحال).
13 - بول دان (مثانه).
14 - حدقه چشم.
15 - چيزى كه در ميان سم است و به آن ذات الاشاجع مىگويند.
حتما رازها و نکاتی در این امر الهی نهفته است و شاید راه درمانی برای بهبود آسیب نخاعی.
در ادامه مطلبی مرتبط با خبر بالا را بخوانید
من یک عصب شناس هستم که پیش زمینه هایی ترکیبی در فیزیک و داروشناسی دارم. آزمایشگاه من در مؤسسه ی تکنولوژی سوئیس فدرال، بر روی آسیب های نخاعی تمرکز کرده است، که سالانه بیش از ۵۰٫۰۰۰ نفر در سراسر جهان به آن دچار می شوند، که عواقب دردناکی را برای آنان در پی دارد، و زندگیشان را در عرض چند ثانیه نابود می کند.
و برای من، مرد فولادی، کریستوفر ریو، بیشترین آشنایی را با دردی که کسانی که دچار آسیب نخاعی شده اند تحمل می کنند، دارد. و من این طور تجربه ی شخصیم را در این زمینه ی تحقیقاتی، با کار در مؤسسه ی کریستوفر و دانا ریو شروع کردم. من هنوز آن لحظه ی سرنوشت ساز را به یاد می آورم. یادم می آید تنها پایان یک روز کاری معمولی در مؤسسه بود. یادم می آید تنها پایان یک روز کاری معمولی در مؤسسه بود. کریس به ما، دانشمندان و متخصصان گفت، "شما باید عملی تر رفتار کنید. وقتی که فردا آزمایشگاهتان را ترک می کنید، می خواهم کنار مرکز توانبخشی توقف کنید و افراد آسیب دیده ای را که برای برداشتن یک قدم می جنگند و می خواهند بدنشان را ترمیم کنند، ببینید. و وقتی به خانه می روید، به این فکر کنید که از فردا چه تغییری در تحقیقاتتان ایجاد خواهید کرد تا زندگی آن ها را بهتر کنید." این کلمات، در ذهن من ثبت شدند. این حرف بیشتر از ۱۰ سال پیش به من گفته شد، اما تا به امروز، آزمایشگاه من روشی عملی را برای توانبخشی بیماران پس از دیدن آسیب نخاعی دنبال می کند. و اولین قدم من در این مسیر تعریف مدل جدیدی از آسیب نخاعی بود که برخی از ویژگی های کلیدی آسیب نخاعی انسان را بهتر تقلید کند و در ضمن، شرایط عملی قابل کنترلی را پیشنهاد کند. و برای این هدف، ما از دو جهت عکس هم نخاع را تا نیمه دچار آسیب کردیم. آن ها به طور کلی ارتباط میان مغز و نخاع را مختل می کردند، آن ها به طور کلی ارتباط میان مغز و نخاع را مختل می کردند، که منجر به فلج کامل و دائمی پاهای موش می شد. اما، همان طور که پیش از این مشاهده شده بود، بعد از غالب آسیب ها در انسان، بخش واسطه ای از بافت عصبی بنیادی تشکیل می شود، که از طریق آن توانبخشی ممکن می شود. (نخاع این طور نیست) اما چگونه چنین چیزی ممکن می شود؟ خب، روش معمول آن شامل تزریق بخش واسطه ای است که فیبر های بریده شده را برای رسیدن به هدف اصلی رشد می دهد. و وقتی به این نتیجه رسیدم که این به طور قطع روشی کلیدی برای درمان این مشکل است، انجام این کار به نظرم فوق العاده پیچیده آمد. برای این که به سرعت در مرحله ی کلینیکی به نتیجه برسیم، میدانستم باید چه کار کنم: باید از دیدگاه دیگری به مشکل نگاه می کردم. مشخص شد که بیش از ۱۰۰ سال تحقیق بر روی فیزیولوژی نخاع، که با داده شدن جایزه ی نوبل شرینگتون شروع شد، نشان داده بود که نخاع، حتی اگر شدید ترین آسیب ها را دیده باشد، تمامی شبکه های عصبی لازم و کافی را برای هماهنگ کردن جابه جایی سیگنال های عصبی دارد، اما چون اطلاعات فرستاده شده از مغز دچار آسیب می شوند، در حالت بی استفاده ای قرار می گیرند، انگار دچار نوعی خواب شده باشند. ایده ی من این بود: ما این شبکه را بیدار خواهیم کرد.
و در آن زمان، من یک دانشجوی فوق دکترا در لس آنجلس بودم، که تازه دوره ی دکترایم را در فرانسه به پایان رسانده بودم، جایی که روش فکر مستقل، الزاماً مورد تشویق قرار نمی گیرد. (خنده ی حاضرین) من از صحبت کردن با رئیس جدیدم می ترسیدم، اما تصمیم گرفتم که با شجاعت تمام جلو بروم. در دفتر مشاور بی نظیرم، "رگی اگرتون" را زدم، تا با او درباره ی ایده ی جدیدم صحبت کنم. او با دقت به من گوش کرد، و با لبخندی به من جواب داد. "چرا یک امتحان نمی کنی؟"
و قسم می خورم، این یکی از مهم ترین لحظات برای من در انجام این کار بود، وقتی که فهمیدم رئیس بزرگ افراد جوان و ایده های جدید را باور دارد. و این ایده ی من بود: برای این که این اصل پیچیده را برای شما توضیح دهم، می خواهم از یک مثال ساده شده استفاده کنم. تصور کنید که سیستم حرکتی ما یک ماشین است. موتور آن نخاع است. و قسمت انتقال نیرو دچار مشکل شده است. موتور خاموش شده است. چگونه می توان دوباره موتور را روشن کرد؟ اول از همه، ما باید به اندازه ی کافی به آن سوخت برسانیم؛ دوم، پدال گاز را فشار دهیم؛ و سوم، ماشین را هدایت کنیم. ما فهمیدیم که مسیر های عصبی شناخته شده ای از طرف مغز وجود دارند که این نقش را در حین حرکت کردن ایفا می کنند. ایده ی من این بود: مسیر از دست رفته را جایگزین کن تا نخاع را با نوعی بخش واسطه ترمیم کنی تا نخاع را با نوعی بخش واسطه ترمیم کنی تا مغز برای راه رفتن بتواند اطلاعات را به صورت طبیعی ارسال کند. برای این کار، من از ۲۰ سال تجربه ی پیشینم در تحقیق درباره ی عصب شناسی استفاده کردم، اول برای جایگزین کردن سوخت گمشده با عوامل دارویی تا نورون های درون نخاع را برای فعال شدن آماده کنند، و در مرحله ی دوم، تقلید از پدال گاز با تحریک الکتریکی. الکترودی را تصور کنید که در پشت نخاع تعبیه شده باشد تا بدون ایجاد هیچ دردی آن را به صورت الکتریکی تحریک کند. این کار چند سال زمان برد، اما نهایتاً مایک مسیر عصبی مصنوعی الکتروشیمیایی درست کردیم تا شبکه ی عصبی درون نخاع را از قسمت از کار افتاده، تا قسمتی که کاملاً فعال است ادامه دهد. بلافاصله، موش فلج توانست بایستد. به محض این که تسمه ی تردمیل شروع به چرخیدن کرد، موش شروع به انجام حرکات هماهنگ پا هایش کرد، اما بدون استفاده از مغز. این چیزی که من به آن می گویم "مغز نخاعی" اطلاعات مربوط به احساسات دریافتی فرستاده شده از طرف پای در حال حرکت را به صورت ذهنی تحلیل می کند و در مورد نحوه ی فعال کردن ماهیچه جهت ایستادن، راه رفتن، دویدن، و حتی در این جا، زمانی که موقع دویدن، در صورت از کار افتادن تردمیل ناگهان می ایستد،تصمیم می گیرد. این شگفت انگیز بود. من بسیار از این نحوه ی حرکت بدون استفاده از مغز شگفت زده شده بودم، اما هم زمان فوق العاده ناامید شدم. این حرکات کاملاً غیر ارادی بودند. آن حیوان در این سیستم هیچ کنترلی بر روی پاهایش نداشت. به وضوح، سیستم هدایتی وجود نداشت. و
بعداً این برای من مشخص شد که، ما باید مسیرمان را از الگوی کلاسیک توانبخشی، ما باید مسیرمان را از الگوی کلاسیک توانبخشی، یعنی راه رفتن بر روی تردمیل، تغییر دهیم، و شرایطی را فراهم کنیم که مغز را تشویق کند تا کنترل ارادی را بر روی پا آغاز کند. با این ایده، ما سیستم روبوتیک کاملاً جدیدی را برای آزاد گذاشتن موش برای راه رفتن در تمامی جهت ها ساختیم. تصور کنید، این واقعاً جالب است. تصور کنید این روبات عظیم ۲۰۰ کیلویی، به عنوان بخشی از بدن این موش ۲۰۰ گرمی کوچک به او متصل شده است، اما موش نمی تواند روبات را احساس کند. روبات نامرئی است، دقیقاً مثل این که شما بخواهید بچه ی کوچکی را موقع برداشتن اولی قدم های لرزانش نگه دارید.
اجازه بدهید به طور خلاصه مرور کنم: آن موش آسیبی به نخاعش وارد شد که او را فلج کرد. مسیر عصبی مصنوعی الکتروشیمیایی قسمت فعال شبکه های حرکتی نخاعی را فعال کرد. و روبات محیطی امن را فراهم کرد تا موش بتواند به هر چیزی جذب بشود تا پاهای فلجش را درگیر کند.و برای این تحریک، ما از چیزی استفاده کردیم که فکر می کنم قوی ترین محصول دارویی سوئیس باشد: شکلات مرغوب سوئیسی. در واقع، نتایج اولیه خیلی خیلی خیلی ناامید کننده بودند. این بهترین پزشک کاردرمانی بود که در اختیار داشتم او در تشویق موش در برداشتن حتی یک قدم به طور کامل شکست خورد، در حالی که همان موش، پنج دقیقه قبل، به طور زیبایی بر روی تردمیل راه می رفت. ما خیلی ناامید شدیم. اما می دانید، یکی از الزامی ترین ویژگی های یک دانشمند پشتکار است. ما سماجت ورزیدیم. الگوی خودمان را تصحیح کردیم، و بعد از چند ماه آموزش، آن موش فلج می توانست بایستد، و هر وقت می خواست، با تمام بدن خود به سمت جایزه هایی که برایش گذاشته بودیم می دوید. این اولین توانبخشی انجام شده پس از وارد کردن آسیب نخاعی در آزمایشگاه، و منجر شدن آن به فلج کامل و دائمی است، که در آن پا به صورت ارادی حرکت می کند.منبع
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
تکنولوژی،
فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسبها:
آسیبهای نخاعی,
امکان راهرفتن طبیعی,
پزشکان,
تردمیل,
حيوانات حلال گوشت,
دانشمندان,
دوربینهای مادونقرمز,
راه درمانی برای بهبود آسیب نخاعی,
سیستم,
سیگنالهای الکتریکی,
سیگنالهای مغزی,
صاحبان زر و زور,
فلج,
فناوری,
قدرت راهرفتن,
کنترل از راه دور,
نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 11 مهر 1393
مردهای نخاعی را میشه به سه گروه تقسیم کرد: 1- مردهایی که قبل سن ازدواج نخاعی شدن. 2- مردهایی که در روزهای اول آشنایی و ازدواج نخاعی شدن. 3- مردهایی که سالها بعد ازدواج نخاعی شدن.
کلا همه مردهایی که نخاعی میشن در روزها و ماهها و دو سه سال اول نخاعی شدنشون به دلیل عدم آشنایی با شرایط جدید و عدم تطبیقشون با شرایط جدید، مقدار متنابهی افسرده حال میشن که کاملا طبیعیه، اونچه که آدم را افسرده میکنه: فکر به آیندهی مبهمه. هرچه فرد تازه نخاعی وقت آزاد بیشتری داشته باشه، بیشتر فکر میکنه و بیشتر درون باتلاق افسردگی فرومیره، پس بهتره خانوادهها هرچه زودتر و هرچه بیشتر فرد تازه نخاعی شده را با انواع وسیلهی مشغول کننده: ماهواره، تبلت، کامپیوتر، ویلچر مناسب و .... مشغول کنند.
و اما واکنش مرد نخاعی با مقوله ازدواج و تاهل و همسرداری: 1- همه مردهایی که امکانات مالی خوبی ندارن به اشکال گوناگون ازدواج را انکار میکنن همونطور که زمانی خودم اینکارو میکردم.2- همه مردها و زنهایی که در روزها و ماههای اول آشنایی و ازدواجشون نخاعی میشن بشدت طرف مقابلشون را دفع میکنند و ازش میخواهند که به راه خودش بره و جایی دیگه خوشبختیشو پیدا کنه. حال این افراد مثل هنرپیشهایه که تصمیم داره برای دریافت جایزه اسکار، بهترین بازی زندگیشو در منفورترین نقش منفی دنیا ارائه بده. این افراد با زبان و رفتار طرف مقابل را دفع میکنن اما در خلوت دعا میکنن که طرف مقابل هرگز رهاشون نکنه. 3- مردهایی که بعد نخاعی شدن امکان مالی مناسب براشون مهیا میشه به دو دسته کلی تقسیم میشن: 1- خوشبینها. 2-بدبینها. 1- خوشبینها خواستههاشون منطقیه و میدونن چی میخوان و با توکل به خدا کار را به سرانجام نیکو میرسانند. 2- بدبینی ما نخاعیها از محدودیتهای فراوان و ضعف جسمانی و ضعف جنسیمون نشات میگیره، بدبینها بیشتر به شنیدهها و دیدههاشون از ناهنجاریهای اجتماعی و مشکلات خانوادگی فراوان اطرافیانشون اعتماد دارن تا به توانایی خودشون. بدبینها از هر کاهی کوه میسازن برای دوری جستن از ورود به رابطهای که اون را کاملا اشتباه و پر از ناهنجاری میدونن. 4- مردهایی که در میانسالی نخاعی میشن و دارای همسر و فرزند و شغل و مسکن هستند بعد عبور از بحران اولیه راحت با زندگیشون کنار میان.
پايانه: بنظر من هر مرد نخاعی که امکان ازدواج را داشته باشه و خانم شایسته و سازگار مورد نظرش را هم یافته باشه و ازدواج نکنه کاملا .... است، چون از این موقعیتها هر نیمقرن یکبار پیشمیاد.
ضایعه نخاعی و توانایی جنسی
افزایش توانایی جنسی برای پدر شدن افراد ضایعه نخاعی
تصاویر پوسترهای داخل سلول اندی دوفرین در فیلم
رهایی از شاوشنک The Shawshank Redempt
1- پوستری که پشتش تونل فرار حفر شده بود.
2- پوستر مرلین مونرو.
3- پوستر دیگر.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
اقتصادی،
لينك،
جنسی،
ابزار بهتر زیستن،
هنری،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
ازدواج,
افزایش توانایی جنسی برای پدر شدن افراد ضایعه نخاعی,
افسرده,
باتلاق,
پوسترهای داخل سلول,
تبلت,
تطبیق با شرایط,
توکل به خدا,
جایزه اسکار,
سازگار,
شایسته,
ضایعه نخاعی و توانایی جنسی,
ضعف جسمانی,
ضعف جنسی,
فکر به آیندهی مبهم,
فیلم رهایی از شاوشنک The Shawshank Redempt,
کامپیوتر,
ماهواره,
محدودیتهای فراوان,
مرد نخاعی,
ناهنجاریهای اجتماعی,
نخاعی انزال دارد,
هنرپیشه,
واکنش,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 04 مهر 1393
از این پیامهای زیاد برام میاد: یه خواستگار قطع نخاع دارم، برام جواب دادن خیلی مشکل شده. نمیدونم چی درسته، ازخدا بخواین درست ترین راه را پیدا کنم. جواب من : کاملا منطقی عمل کنید. شرایط دلخواه و همه خواستههای مادی و معنوی و احساسی خودتون را بنویسید، ببینید طرف چند درصد اونها را داره بعد مثل تمام خواستگارهای دیگرتون درموردش تصمیم بگیرید.
درستترین راه برای جواب دادن به خواستگاری نخاعی از نظر من: تصمیم گیری کاملا منطقی و عاری از هرگونه احساس و عاطفه است. در تصمیم گیری برای ازدواج با مردی نخاعی: 1- خانمها باید بر توانایی جسمانی و روحی و روانی خودشون در کنار آمدن با شریط سخت و محدودیتهای زیاد واقف باشن. 2- خانمها باید بر خواستهها و نیازهای مادی و احساسی و روحی و روانی و جنسی خودشون کاملا واقف باشن. 3- خانمها باید بر مشکلات و محدودیتهای فیزیکی و مادی و احساسی و روحی و روانی و جنسی فرد نخاعی کاملا واقف باشن. 4- خانمها باید کاملا بر خواستهها و توقعهای خانوادهی خودشون واقف باشن. 5- خانمها باید رضایت قلبی خانواده خودشون را کاملا داشته باشن. 6- خانمها باید کاملا بر فرهنگ خانواده فرد نخاعی واقف باشن. 7- خانمها بهتره بجای اینکه به فکر نشکستن دل فرد نخاعی در خواستگاری باشن، به فکر نشکستن دل خودشون و خانواده خودشون و خواستگار نخاعی و خانوادهاش بعد تصمیم اشتباه و ورود به رابطهای پر از ناخرسندی برای دو طرف داستان باشند.
پسينه: شاید خیلی ها بگن: طرف خودش خرش از پل گذشته حالا داره جلو پای ملت سنگ میاندازه!؟! من جلوی پای کسی سنگ نمیاندازم، دارم نقشه راه عبور از این پل را تبین میکنم: برای رسیدن به این پل باید مسیر سنگلاخ و طولانی و خسته کننده را پیمود. عبور از روی این پل بسیار ترسناک است. بعد عبور از پل مسیر هموار و زیبا میشه.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
شاد زیستن،
تجربه،
جنسی،
پند و اندرز،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
احساسی,
پل,
تصمیم,
توانایی,
توقع,
جسمانی,
جنسی,
خانواده,
خواستگار,
رضایت قلبی,
روانی,
روحی,
زیبا,
عاطفه,
فرهنگ,
فیزیکی,
قطع نخاع,
مادی,
محدودیت,
مشکلات,
معنوی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 28 شهریور 1393
همیشه از همه خواستم با مفاهیم مثبت با امیرفرهاد حرف بزنن. مثلا: من اتل متل توتوله را اونجوری که همه میخونن اصلا قبول ندارم، و من اینطوری برای پسرم میخونمش: اتل متل توتوله، خانم گاوه چه جوره؟ سیاه و سفیده، شاخ بزرگی داره، دم درازی داره، شیکم گنده داره. اتل متل توتوله، خانم گاوه چه جوره؟ مهربون و تمیزه، با ادب و عزیزه، شیر مقوی داره. اتل متل توتوله، شیر گاوه چه جوره؟ مقوی و لذیذه، هرکی بخوره عزیزه، شیر برا همه خوبه، هرکی بخوره زود بزرگ میشه، مردمیشه، قوی میشه، زرنگ میشه، با هوش میشه، تو مدرسه شاگرد اول میشه، حافظ قرآن میشه،......... و هرچیز خوبی که بخوام به امیرفرهاد یاد بدم در همین قالب توی شعر اتل متل توتوله، خانم گاوه چه جوره؟ میگنجانم چون حافظهام وحشتناک خرابه هیچ وقت نمیتونم این اتل متل توتولهی من درآوردیم را یکجور برای امیرفرهاد بخونم، و بنظرم این خودش یه حسنه که بچه هردفعه شعر را به شکلی جدید بشنوه، چون باعث میشه مرتب مغزش درحال تجزیه و تحلیل شعر باشه که کجاش عوض شد و چطوری شد.
پيآمد: نزدیک محلمون پنجشنبه بازار برقراره. برای خرید رفتم اونجا ولی چیزی که میخواستم نبود بجاش یه عروسک دستکشی کلاغ سیاه برای امیرفرهاد خریدم. تو راه بازگشت به خانه یه اتل متل برای عروسکه ساختم: اتل متل کلاغه، کلاغه تویه باغه. کلاغه قارقار میکنه، همه را خبر دار میکنه. اتل متل توتوله کار کلاغه زشته، کلاغه فضولی میکنه، هرکسی هرکاری کنه کلاغه قارش میکنه، کلاغه جارش میکنه، همه را خبر دار میکنه. اتل متل توتوله فضولی کاریخیلی زشته، هرکسی که فضولی کنه هیچ کس اونو دوست نداره و ............
جالبه ببینید: خودروی جدید ویژه معلولین
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
احوالات من،
لينك،
پند و اندرز،
فکر ایده پیشنهاد،
خودرو معلولین،
از امیرفرهاد و امیرسام،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
اتل متل توتوله,
امیرفرهاد,
بازار,
پنجشنبه بازار,
حافظه,
شاگرد اول,
شیر,
عروسک دستکشی کلاغ سیاه,
فضولی,
قارقار,
مدرسه,
مفاهیم مثبت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 21 شهریور 1393
یازده شهریور فرزندمان یکساله شد. به شکر خدای بزرگ و بخشنده و مهربان از سال گذشته که امیرفرهاد همراه ما شده تمام لحظههای ما را بسیار شیرین و لذتبخش کرده. از چند روز قبل تولدش روی عکسهاش کار میکردم تا بهترینها را انتخاب و تبدیل به فتوکلیپ کنم. هرشب که میرفتیم منزل پدرم یه قسمت از فتوکلیپ را میبردم و باهم میدیدیم. یازدهم هم رفتیم منزل پدرم و قسمت خانوادگی فتوکلیپ یکسال حضور امیرفرهاد در کنارمان را دیدیم و دست زدیم و تولد مبارک گفتیم و خندیدیم، ولی چیزی بنام کیک و جشن تولد نداشتیم، اما خانواده لطف کردن و منو بیشتر از پیش مدیون الطاف بیدریغشون کردن و هدایایی به امیرفرهاد دادن. در این میان هدایایی که مادربزرگی مهربان از طرف نوهی کوچولوی نازنازی 9ماههاش از خارجه برای امیرفرهاد فرستاده بود نیز به دستمان رسید و موجب سپاسگزاری همه شد (بحران ازدواج موجب شده نینی کوچولو بفکر آیندهاش باشه). من قبلا تاکید کرده بودم هدیه کوچک باشه اما باز بزرگش کردن تا من هرچه بیشتر زیر بار سنگین محبتشون متحمل فشار بشم. این روزها امیرفرهاد همش دوستداره دستش را بگیرن و راهبره، و یا خودش کنار میزجلوی مبل بهایسته و با دست بزنه به پهلوی هرچیزی که روی میزه و اونو دور خودش بچرخونه. امیرفرهاد دو روز قبل تولدش شروع کرد به رگباری گفتنه: بابابابابا. از روز تولدش رگباری میگه: ماماماماما. شکر خدا امیرفرهاد بسیار باهوشه. من روزی چند بار بهش میگم: تو باید بری مدرسه درس بخونی شاگرد اول بشی، بری دانشگاه، درس بخونی نفر اول دانشگاه بشی، دکتر امیرفرهاد زندی حافظ کل قرآن بشی، دوا و درمون بابا بشی، بابارو ببری بیمارستان آمپول بزنی خوبش کنی. خانواده میگفتن: نه، تا اون موقع دیگه بابای امیرفرهاد خوب شده. من بهشون گفتم: نگید نه، درست شما دوست دارید من زود خوب بشم، ولی نه گفتن شما بار مثبتی نداره. بهتره از الان امیرفرهاد با انگیزه و هدفی بزرگ، بزرگ بشه، پس بگید: بله امیرفرهاد خوب درس میخونه و دکتر میشه تا باباشو خوب کنه.
پسآمد: از وقتی که امیرفرهاد جنینی 4ماهه بوده تا حالا هر روز قرآن با صدای بلند گوشدادیم. همیشه که قرآن شروع میشه سریع میخنده و توجهش کاملا جلب میشه. امیدوارم بتونیم امیرفرهاد را طوری تربیت کنیم که موجب رضایت خدا و خلق باشه.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
شاد زیستن،
معارف اسلامی،
از امیرفرهاد و امیرسام،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
جشن تولد,
حافظ کل قرآن,
خانوادگی,
درس,
رضایت,
شاگرد اول,
شکر,
کیک تولد,
لذت بخش,
مادربزرگ,
مدرسه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393
در یکسال گذشته چند بار به دلیل دلدرد کارم به دکتر و بیمارستان کشید. مشکلم همیشه با دردهای کوچک و معمولی شروع میشد. مثل وقتهایی که به گردنم فشار میاد و گردنم درد میگیره و دردش میزنه به سرم و مرتب دردش شدیدتر میشه و تا قرص استامینوفن را با ژلوفن و یا بروفن باهم نخورم دردش آروم نمیشه. خوردن ژلوفن و یا بروفن همیشه حس خوردن ذغال سرخ را بهم داده. این اواخر با دلدردهام مثانهام هم اسپاسم میگرفت و حتی با سوندفولی هم ادرارم با مشکل خارج میشد و من فکر میکردم گرفتار عفونت مثانه شدم و به همین دلیل قرص سيپروفلوكساسين میخوردم. این قرص خودش کلی عوارض داره و قرص هر شرکت تولید کنندهی این دارو یهجور عارضهی خاص خودشو داره. یه مارکشو که میخوردم بیرونروی میگرفتم و بند سوم انگشت کوچیکه دست چپم خارش میگرفت و کبود میشد. تو یکسال گذشته از یک مارک دیگر سيپروفلوكساسين استفاده میکردم که حسابی معدهام را بهم میریخت و موجب دلدرد شدید همراه با حالت تهوع میشد. من فکر میکردم این مشکل از صفرام باشه و حتی زدم به سیم آخر و اقدام کردم برای جراحی و خارج کردن کیسه صفرا، که دختر خالم که پزشکه منصرفم کرد و گفت: احتمالا مشکل از معدهات باشه، برام داروی امپرازول تجویز کرد که خوشبختانه آبی بود بر آتش. در ماه گذشته هم داستان بالا: سردرد، خوردن مسکن، دلدرد همراه با اسپاسم مثانه و مصرف داروی سیپروفلوکساسین و دلدرد و تهوع و چند روز تب و لرز و ... برام تکرار شد که با مصرف امپرازل دردها پرکشیدن و مشخص شد که معدهام بسیار ضعیف و حساس شده.
پسوند: دوستان راهنمای همراه داروها را خوب مطالعه کنن تا با عوارض دارو آشنا بشن. توصیه اکید میکنم به توصیهی شرکت سازندهی دارویی که گفته: این دارو با شکم خالی مصرف نشود، حتما عمل کنن تا معدهی مبارک را ناخوش نکنن.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
خاطره،
پزشکی و درمان،
لينك،
تجربه،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
اسپاسم,
استامینوفن,
امپرازول,
بروفن,
بیمارستان,
تب و لرز,
تهوع,
جراحی,
خارش,
دکتر,
دلدرد,
ذغال,
ژلوفن,
سردرد,
سوندفولی,
سيپروفلوكساسين,
صفرا,
عفونت مثانه,
عوارض,
مثانه,
مطالعه,
معده,
ناخوش,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 شهریور 1393
چندهفته پیش عرض کردم که تیک سر و گردن گرفتم. خوشبختانه با مصرف دارویی که دکتر بهم داد تیکها خیلی کم شد، اما بعضی وقتها که درد دست راستم (همون دستم که عصبش نیمه آسیب دیده است و انگشتاش را نمیتونم جمع کنم) زیاد میشد، تیکها هم زیاد میشد. بصورت معمول مفصل ساعد هر دو دستم و نیم وجب بالا و پایینشون همیشه درد میکنه، باد پنکه و کولر و سرمای زمستان دستهام را دردناک میکنن. وقتی فکر کردم به این نتیجه رسیدم که در زمان اوج تیکهام با آبسرد و بدون آبگرم حمام میکردم. حمام من همراه با توالت رفتنمه و برای همین یکم بیشتر از حمام خالی طول میکشه. بودن زیاد زیر آب سرد باعث شده بود حسابی دستهام دردناک بشن و دردش بزنه به سرو گردنم. الان روزهایی که دستهام خیلی دردبکنن گاهی یکی دوتا تیک کوچولو دارم و هنوز شبها یا روزها وقتی میخوام بخوابم مثل قدیم سرم پرشهایی داره.
پسرفت: قبلا یعنی سال 84 در مطلبی با عنوان: طب حاشیه به درد دستهام و روش درمانشون پرداخته بودم.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
تجربه،
:: برچسبها:
توالت,
تیک سر و گردن,
حمام,
درد,
مصرف دارو,
مفصل ساعد,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 31 مرداد 1393
مركز چند تخصصي درد شفا اولين مركز تحقيقاتي و درماني چند تخصصي درد است كه راهكارهاي كشورهاي پيشرفته را مورد استفاده قرار ميدهد. اين مركز توسط پروفسور مهاجر و دكتر عرب خردمند و همكاران پايه گذاري شد و هدف آن تشخيص علل درد و درمان بيماران در هر مرحله از بيماري است. تخصصهاي متعدد با همديگر جمع شدهاند تا يك برخورد همه جانبه را نسبت به مديريت درد داشته باشند. بيهوشي، جراحي اعصاب، بيماريهاي داخلي، ارتوپدي، روانشناسي، روانپزشكي، مددكار اجتماعي، فيزيوتراپي، طب سوزني، و پزشكي ورزشي تخصصهاي اصلي و لازم هستند. ويزيتهاي سرپايي، امكانات بستري روزانه و بستري بخش در اين مركز به بيماران دردمند ارائه ميشود. در موارد بيماران پيچيده، تيم درد از مشاوره به ساير تخصصها و فوق تخصصها بهره ميگيرد و جلسهاي را با حضور بيمار و همچنين پزشكان صاحب نام دعوت شده از ساير مراكز پزشكي برگزار ميكند. مركز چند تخصصي درد شفا مركز اصلي براي درمان درد است و بيماران غير جانباز هم در اين مركز پذيرش شده و توسط تيم تخصصي ما ويزيت ميشوند. دردهاي عضلاني اسكلتي، كمردرد، سردرد، دردهاي با منشاء مشكلات روحي رواني، دردهاي بعد از عمل جراحي، دردهاي فانتوم، دردهاي نوروپاتيك، درد سرطان، و همه انواع سندرومهاي درد در مركز ما بررسي و درمان ميشوند. متاسفانه، آمار دقيقي در مورد سندرومهاي درد در كشور ما موجود نيست و ما سعي ميكنيم كه دادهها را جمع آوري و يك آمار قوي تهيه نماييم. بديهي است كه همكاري بيمار اهميت بسيار زيادي در روند تشخيص و درمان بيماري دارد. بنابراين، ما بايد شناخت بيمار را در مورد بيمارياش افزايش دهيم. بيمار حق دارد كه از داروها و امكانات متعددي كه در درمان بيماري كمك كننده است، اطلاع داشته باشد. همچنين، هدف ما اين است كه سطح علمي كاركنان پزشكي شاغل در مديريت درد را در سراسر كشور افزايش دهيم. بنابر اين، گردهماييهاي ساليانه و كنگرهها را در تقويم برنامهاي خود گنجاندهايم. از مختصات اين مركزعبارتند از: 1- معاينات چندتخصصي ولي همگام و تشخيص نهايي علت درد. 2- درمان چند بعدي همزمان. 3- ادامه درمان توسط همكاران داراي پروانه مطب زير نظر مركز. 4- ارائه خدمات روانپزشكي و روانكاوي درد. 5- ارائه همكاري سرويس مددكار اجتماعي در بيمارستان و خارج از آن. منبع
كلينيك چند تخصصي درد
كلينيك تشنج
كلينيك طب فيزيكي و توانبخشي
كلينيك نورولوژي
كلينيك روان درماني
كلينيك آسيبهاي نخاعي
كلينيك MS
كادر درمان
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
پزشکی و درمان،
لينك،
:: برچسبها:
بيمارستان خاتم الانبياء,
پروفسور مهاجر,
پزشكان صاحب نام,
پزشكي ورزشي,
روانپزشكي,
روانكاوي,
سرطان,
طب سوزني,
فيزيوتراپي,
كلينيك MS,
كلينيك آسيبهاي نخاعي,
كلينيك تخصصي درد,
كلينيك تشنج,
كلينيك روان درماني,
كلينيك طب فيزيكي و توانبخشي,
كلينيك نورولوژي,
مددكار اجتماعي,
نوروپاتيك,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 مرداد 1393
هر وقت میشینم روی ویلچر، امیرفرهاد میفهمه که وقت قام قام رسیده و برای اومدن و ایستادن روصندلی ویلچر، کنارم، بیقراری میکنه. همیشه میبرمش تو حیاط و چند دور میچرخونمش، اما چندباری هم، دوتایی رفتیم تا پارک سرکوچهمون و یه چرخ بدون توقف زدیم. هفته پیش در بازگشت از پارک رفتیم منزل پدرم، همسرم هم آمد منزل پدرم. هنوز چند دقیقه از ورود همسرم نگذشته بود که احساس کردم سوندم مشکل دار شده و ادرارم تخلیه نمیشه به همین دلیل از پدر و مادرم اجازه گرفتم و برگشتیم منزل خودمون و سوندم را در آوردم. تا فرداش حالم بهتر نشد که هیچ هر لحظه بدتر شدم. رفتم خودم را بشورم که دوباره سوند بزنم که امیرفرهاد با رورواک خرد زمین و بین ابرو و پلکش کبود شد. حال خودم اونقدر بد بود که نگو و نپرس، تب، لرز، هذیان، بیخوابی، تبخال، دل درد، سردرد و .... خلاصه تا همین الان جمعه ساعت 11 هیچ چیز مرتب و آرام نمیزنه.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
از امیرفرهاد و امیرسام،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
ابرو,
بیخوابی,
بیقراری,
پلک,
تب، لرز,
تبخال,
حیاط,
دل درد,
سردرد,
سوندم,
قام قام,
کبود,
هذیان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 مرداد 1393
برای ما که همهچیزمون ختم به امیرفرهاد میشه، شکر خدا همه چیز خوب و عآاالی و آرومه. امیرفرهاد هنوز نمیتونه خودش را از حالت خوابیده به حالت نشسته دربیاره ولی برعکسش را میتونه. هنوز هم نمیتونه چهار دست و پا حرکت کنه. خوشبختانه تو رورواک خوب وایمیسته و خوب بدوبدو میکنه و مدام از اینور خانه به اونور خانه میره، ولی همش دوست داره دستش را بگیرن در کنار کسی و یا با کسی راه بره. هفته گذشته یه کار جدید ازش دیدیم، همسرم امیرفرهاد را ایستاده، چسبوند به دیوار و نیم متری ازش فاصله گرفت و گفت: بدو بیا پیش مامان. امیرفرهاد هم بدوبدو بسمت مادرش رفت، یعنی بدون حمایت و با تعادل کم 3قدم بطرف جلو حرکت کرد. این موضوع بسیار موجب خوشحالی ما شد.
امیرفرهاد میدونه که وقتی بیاد پیش من باید بمدت طولانی بیحرکت پیش من بمونه، برای همین خیلی تمایل نداره پیش من بیاد، وقتی هم بیاد زود میخواد بره. البته من هم زورکی نگه نمیدارمش. یه راه نگه داشتنش پخش کلیپهای کودکانه در کامپیوتره که اون را هم یاد گرفته با کلیدهای چپ و راست صفحه کلید، رد کنه. راه دیگری که پیش من سرگرم میشه بازی با این وسیله است.
پاورقي: متاسفانه مدتیه که دوربین عکاسیمون خراب شده، و در بهترین زمان ممکن برای گرفتن عکس از کودک، از داشتن دوربین محرومیم، و مجبوریم با عکسهای دوربین ضعیف گوشی موبایل بسازیم. باید سعی کنم یه دوربین خوب خانگی بگیرم.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
لينك،
ازدواج معلولین،
عکس،
از امیرفرهاد و امیرسام،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
امیرفرهاد,
اونور,
اینور,
بدوبدو,
تعادل,
چها ردست و پا,
خانه,
ختم,
دوربین خوب خانگی,
دوربین عکاسی,
رورواک,
کلیپ,
کودکانه,
گوشی موبایل,
محروم,
همهچیزمون,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393
چند ماهی بود هنگام بستن چشمم برای استراحت یا چرت زدن یا خوابیدن سرم بصورت ناخواسته و خارج از کنترل به طرفین و یا به عقب حرکت سریع و ناراحت کنندهای میکرد. این حرکتها یا تیکها نیم ساعتی ادامه پیدامیکرد و تمام میشد و در خواب دیگه این مشکل را نداشتم. ماه گذشته شیب مشکل فزاینده شد و تو بیداری، وقت و بیوقت خفتم میکرد. تاجاییکه میشد تحمل کردم تیکها را، ولی بآلآخره رقص ناخواستهی سر و گردن اونم تو ماه رمضان غیر قابل تحمل شد برام و با متخصص مغز و اعصاب تماس گرفتم و مشکلم را کامل براش توضیح دادم، دکتر گفت: فعلا روزی 2 قرص دپاکین Depakine 200 بخور تا ببینیم نتیجه چی میشه. خوشبختانه با خوردن چند قرص تیکهام بشدت کم شد.
پيوست: اگه حوصله دارید لینک مقابل را با پیامهای خوانندگانش بخونید قطع نخاع، عاقبت هوس شيطانی
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
لينك،
:: برچسبها:
استراحت,
بیداری,
تحمل,
تیک,
چرت,
خوابیدن,
رقص,
سر و گردن,
قرص,
ماه رمضان,
متخصص مغز و اعصاب,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 03 مرداد 1393
دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده است که قید میکند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن. گرچه این مسئله از نظر صرفونحو دستوری بیاشکال است اما واقعیت اعجابآور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده میشود 24 مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده میشود هم 24 مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بیاشکال است، یعنی 24=24. با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق میکند. به کلماتی که دفعات به کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:
دنیا 115 / آخرت 115
ملائک 88 / شیطان 88
زندگی 145 / مرگ 145
سود 50 / زیان 50
ملت (مردم) 50 / پیامبران 50
ابلیس 11 / پناه جستن از شر ابلیس 11
مصیبت 75 / شکر 75
صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣
فریب خوردگان (گمراه شدگان) 17 / مردگان (مردم مرده) ١٧
مسلمین ۴١ / جهاد ۴١
طلا 8 / زندگی راحت ٨
جادو ۶٠ / فتنه ۶٠
زکات ٣٢ / برکت ٣٢
ذهن ۴٩ / نور ۴٩
زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵
آرزو ٨ / ترس ٨
آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨
سختی ١١۴ / صبر١١۴
محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴
مرد ٢۴ / زن ٢۴
همچنین دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن جالب است:
نماز 5، ماه ١٢، روز ٣۶۵
دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣
دریا + خشکی = 45=13+32
دریا = %1111111/71= 100 × 45/32
خشکی = % 88888889/28 = 100 × 45/13
دریا + خشکی = % 00/100
دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب 111/71% و خشکی 889/28% از کره زمین را فراگرفته است. آیا همه اینها اتفاقی است؟ سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمّد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان میکند. التماس دعـا
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
پند و اندرز،
معارف اسلامی،
:: برچسبها:
آخرت,
آیات,
ابلیس,
پیامبران,
حضرت محمّد,
دریا,
دنیا,
رضایت,
ریاضیات,
زکات,
زیان,
سوال,
سود,
شکر,
شیطان,
صدقه,
قرآن,
کره زمین,
مرگ,
مصیبت,
ملائک,
نماز,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 تیر 1393
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 20 تیر 1393
در مطلب قبل عرض کردم، رفته بودم دریاچهی شهدای خلیج فارس ولی چون تنها بودم، اصلا حس خوبی نداشتم و اصلا بهم خوشنگذشت. چند روز قبل پسرم، امیرفرهاد، تب کرده بود، اصلا حوصله نداشت، و بسیار بیقراری میکرد، سریع گریهاش میگرفت، و چیزی جز شیر نمیخورد. ساعت17 رفتم داروخانه تا براش قطره استامنیوفن بگیرم، با وجود اینکه هوا خیلی گرم بود، حس بسیار خوبی داشتم که دارم کاری برای خانوادهام انجام میدم. فردای اون روز همسرم امیرفرهاد را برد درمانگاه. دکتر بعد معاینه کامل و مشاهده نکردن هیچ علامتی، گفته بوده: قطره را بهش بدید، اگر تا دو روز دیگه خوب نشد باید آزمایش خون و ادرار بده. شکر خدا تب امیرفرهاد فروکش کرد. این تب کردن موجب شد وزن امیرفرهاد کم بشه و کلی لاغر بشه. دلیل تب کردن فرزندمان رشد دندانهاش بود. الان دوتا از دندانهاش کمی درآمدن. 11تیر امیرفرهاد 10ماهش تمام شد و هنوز نمیتونه چهار دست و پا بره ولی نیممتری سینه خیز خودشو جلو میکشه.
پاپوش: از خدای خوب و بخشنده مهربان بسیار ممنونم برای همهی نعمتهایی که بهمون بخشیده. ایشاالله خدا آرزوی همهی آرزومندان را برآورده کنه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
ازدواج معلولین،
عکس،
از امیرفرهاد و امیرسام،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
آزمایش,
ادرار,
استامنیوفن,
تب,
خانواده,
خون,
داروخانه,
درمانگاه,
دکتر,
رشد دندان,
قطره,
معاینه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 تیر 1393
بآلآخره زدم به سیم آخر و رفتم تو دلمآجرآاا. ساعت 18 روز جمعه سوار بر ویلچربرقیم از منزل زدم بیرون و تخته گآاازز کلی سربآلآیی رفتم تا حدودا بعد 40دقیقه به دریاچهی شهدای خلیج فارس رسیدم. اونجا که رسیدم یکی از شش لامپ شارژ ویلچرم خاموش شده بود. هرجا که میشد گشت را گشتم و آمار اونجا را درآوردم. به همین دلیل لامپ دوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد. در مکانی که تاسیسات هوادهی به آب وجود داشت، کودکی که کمتر از 7سال داشت به پدرش میگفت: اینجا بوی شمآل میآمد. بله، راست میگفت، ولی بنظر من بوی شمال بسیار بیشتر از دریاچهی شهدای خلیج فارس است. در تمام مدتی که اونجا بودم اصلا حس خوبی نداشتم، در منزل و کنار خانواده بودن برام بسیار شیرینتر از اون مکان بودن، مینمود. ساعت20 بسوی منزل حرکت کردم، هنوز مسافتی را نپیموده بودم که لامپ سوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد، از اینجا دیگه ترسیدم که نکنه تو این راه پر فراز و نشیب بمآانم بیشارژ. برای همین رفتم دم درب نگهبانی جایی که متعلق به شهرداری بود و بهشون گفتم: شارژ ویلچرم داره تمام میشه، ممکنه بیام داخل و با برق اینجا ویلچرم را شارژ کنم؟؟ نگهبان اونجا هم گفت: چرا نشه؟ بفرما داخل. از شانس خوب من پریز برق دفتر نگهبانی نزدیک درب بود. نیمساعتی ویلچر را با برق شهرداری شارژ کردم و بعد تشکر از نگهبانها بسوی خانه حرکت کردم. در منزل همسرم ازم پرسید: خوشگذشت؟ گفتم: بدون شماهآا اصلا. دلمآن در منزل نزد شمآهآا جا مانده بودندی سی همه عمر.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
عکس،
:: برچسبها:
پر فراز و نشیب,
تاسیسات,
خانواده,
دریاچهی شهدای خلیج فارس,
سربالایی,
سیم آخر,
شارژ,
شمال,
شهرداری,
ماجرا,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 تیر 1393
همیشه دوستداشتم منزلمان نزدیک دریایی، دریاچهای، رودی، و مکانهایی شبیه اینها میبود که میتونستم سریع برسم به اونجا و شروع کنم به ماهیگیری. بعد معلولیت هم همیشه همین فکر و رویا را داشتم و در سالهای اخیر که ویلچر برقی خریدم همیشه دوستداشتم میتونستم با ویلچر برقیم برم جایی که بشه اونجا ماهیگیری کرد.
خیلیها میگن این چه کاریه که آدم از آزار یه حیوان لذت ببره؟!؟ من در جواب این سوال میگم: ماهیگیری رفتن فقط بهانهایست برای خروج از منزل و ساعاتی را در صفاسیتی سپری کردن، وگرنه خریدن ماهی از مغازه بسیار ارزانتر و بیدردسرتره، درضمن چه فرقی هست بین اینکه خودت ماهیبگیری یا از مغازه بخری؟؟ چه گوشت بخری، چه گوسفندی را بکشی؟!؟!
شهرداری تهران از چند سال پیش شروع به ساخت مجتمع توریستی سیاحتی و تجاری دریاچه شهدای خلیج فارس تهران در ضلع شمالی پارک چیتگر نمود و سال گذشته دریاچه را آبگیری کرد. در ترددهای اوتولی چند باری از چند صد متری دریاچه عبور کرده بودیم. خیلی دوست داشتم برم اونجا را ببینم و بیشتر دوستداشتم بتونم با ویلچر برقیم برم اونجا. چند روزی بود که داشتم در مورد دریاچه و مسیرهاش تو نت مطالعه میکردم و با گوگل مپ منطقه را برسی میکردم. روز 19خرداد ویلچرم را زده بودم به شارژ، و فکرم مشغول دریاچه بود که یهو فکری زد بسرم. حدود ساعت 17و سیدقیقه بود که رفتم روی ویلچرم و از خانه زدم بیرون و رفتم ببینم تا کجای مسیر دریاچه را میتونم با ویلچرم برم. مسیر رفتم بیشترش سربالایی بود و در قسمتهایی شیب بسیار تندی داشت، آسان ترین و شیرین ترین قسمت که رسیدن به مقصد بود را نرفتم، چون تا حالا اونجا نرفته بودم و با مسیر آشنا نبودم و ترسیدم برای بازگشت شارژ ویلچرم تمام بشه و بمونم میان راه، اما بعد بازگشت به خانه دیدم که شارژ ویلچرم به نیمه هم نرسیده.
این داستان را برای داداشم تعریف کردم و او گفت: آخر هفته آماده باش باهم با اتول و ویلچر دستیت میریم برای شناسایی منطقه. جمعه عصر با برادرم با ویلچر دستی سوار بر اتول رفتیم تا مسیر و محل دریاچه را شناسایی کنیم. نکته جالب اینه که من با ویلچر برقی 80درصد راه را پیموده بودم و از اونجا که برگشتم
راه رسیدن به دریاچه کفی و بسیار کوتاه بود.
اطراف دریاچه در میان درختهای چند ساله مثل پارک جنگلی، آلاچیقهایی برای اتراق هست. دور دریاچه در قسمتهایی پایینتر از محل تردد دو ردیف سکو مثل پله برای نشستن لب آب و تماشای دریاچه هست. آب دریاچه بسیار شفاف و تمیز است. اگر زمانی بصورت رسمی اجازه ماهیگیری داده بشه و یا همایش و یا مسابقه ماهیگیری اونجا برگزار بشه، میشه دقیقهای دوتا ماهی 2کیلویی گرفت، وگرنه درحضور جمعیت فراوان اونجا ماهیگیری چیزی جز ضایع شدن نیست. ماهیهای دریاچه از خانواده کپورماهیان هستن که از بدمزه ترین ماهیانی هستن که تاحالا من خوردم. کلا ماهیهای گیاهخوار و کفچر بدمزه هستن، ولی ماهیهای
گوشتخوار تا دلت بخواد خوشمزه هستن. با برسی منطقه به این نتیجه رسیدم که از این به بعد هر وقت میلم بکشه میتونم راحت با ویلچر برقیم به دریاچه شهدای خلیج فارس برم. تعداد زیادی ویلچری مثل من اونجا بود.
پاپوش: شکر خدا ما خوبیم. امیدوارم شما هم خوب باشید. ایشالله تابستان برای همهی ما شاده شاده شاد و مملو از آکنده و مالامال از لبریز و سرشار از وافر باشه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
عکس،
:: برچسبها:
آزار,
آلاچیق,
پارک چیتگر,
حیوان,
داستان,
دریا,
دریاچه,
دریاچه شهدای خلیج فارس تهران,
رود,
رویا,
ساخت مجتمع,
شارژ,
شهرداری تهران,
صفاسیتی,
فکر,
گوگل مپ,
لذت,
ماهیگیری,
مجتمع توریستی سیاحتی و تجاری,
مسابقه ماهیگیری,
ویلچر برقی,
ویلچر دستی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 خرداد 1393
محققان علوم پزشکی در دانشگاه ساوت وسترن آمریکا موفق شدند بدون نیاز به سلولهای بنیادی، در درون مغز و نخاع پستانداران آزمایشگاهی، سلول های عصبی جدید تولید کنند. این کشف، راه را برای ایجاد مسیر درمان جدید بیماریهایی همچون آلزایمر هموار میکند. از سوی دیگر در صدمات نخاع، سلول های عصبی یا همان نورونها از بین میروند و میتوان به این روش، بیماران قطع نخاع را به درمان، امیدوار ساخت. اکنون دکتر چون لی ژانگ و همکارانش در بخش تحقیقات زیست مولکولی دانشگاه ساوت وسترن آمریکا با تحقیق روی حیوانات آزمایشگاهی، موفق شدهاند بدون نیاز به پیوند سلولی و سلول های بنیادی، نورونهای جدیدی در درون مغز و نخاع این حیوانات، تولید کنند. به گفته محققان، این سلولها از نوع آستروسیتها هستند که در مغز و نخاع به فراوانی مشاهده میشوند. دکتر ژانگ میگوید این سلولها در شرایط آسیب مغزی نخاعی، به سرعت تکثیر میشوند و زخم را پر میکنند و ترمیم عصبی را سبب میشوند. دانشمندان در تحقیقات خود که دو مرحلهای است، ابتدا مادهای بیولوژیک معرفی کردند که بیان ژنهای موسوم به عامل تکثیر را تنظیم میکند و در گام دوم، به موشهای آزمایشگاهی، مادهای به نام والروئیک اسید میدهند که نوروبلاستها را که پیش ساز سلول های عصبی اند، تحریک میکند و آنها را بالغ میسازد و در حقیقت، نوعی تمایز ایجاد میکند تا به نورونهای فعال تبدیل شوند. نتایج بررسی این محققان در شماره اخیر نشریه بیولوژی سلول طبیعی منتشر شده است و بر این اساس ، آنان امیدوارند روزی بتوانند بیماری آلزایمر را درمان کنند و به مبتلایان قطع نخاع ، در ترمیم آسیب های نخاعی ، کمک کنند. منبع
پايانه: هرچی برای مدیر وبلاگستان پیام فرستادم که: حضرت والامقام، وبلاگمان خراب شده، عنایت بفرما و دست نوازشی بر سر و گوشش بکش. اما دریغ از جواب!؟! خلاصه خودم اونقدر انگولکش کردم که انگار درست شد. لطفا دوستان خبر بدن وضعیت وبلاگ چطوره؟ با سپاس فراوان و آرزوی موفقیت برای بچههای تیم ملی.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
اخبار ترميم نخاع،
كامپيوتر و رایانه،
:: برچسبها:
آسیب مغزی نخاعی,
بیماران قطع نخاع,
تحقیقات,
ترمیم عصبی,
درمان,
سلولهای بنیادی,
علوم پزشکی,
محققان,
مغز و نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 23 خرداد 1393
محققان آمریکایی برای نخستینبار موفق به شناسایی سلول عصبی کلیدی شدهاند که امکان حرکت کردن حیوانات را فراهم میکند و نتایج این مطالعه، به توسعه روشهای درمانی جدید برای بیماران دچار آسیب نخاعی کمک میکند.نخاع حاوی شبکهای از سلولهای عصبی است که به شیوهای تقریبا مستقل عمل کرده و امکان انجام حرکات ریتمیک – بطور مثال راه رفتن در حین صحبت کردن با تلفن همراه – را فراهم میکنند.این شبکه مداری ویژگیهایی مانند بالا و پایین رفتن از پلهها، راه رفتن سریع یا دویدن را کنترل میکند. محققان موسسه سالک در سندیهگو به سرپرستی پروفسور مارتین گلدینگ برای نخستینبار موفق به شناسایی نورونهایی در نخاع شدهاند که مسئول کنترل بازده کلیدی این مدار حرکتی هستند. مدارات حرکتی در نخاع از شش نوع اصلی از سلولهای نورون رابط تشکیل شدهاند که رابط بین اعصاب مغز و اعصاب فعالکننده یا مهارکننده عضلات هستند. این محققان پیش از این یک کلاس از نورون رابط موسوم به V1 را شناسایی کرده بودند که جزء کلیدی مدار فلکسور- اکستانسور جمعکننده-بازکنندهمحسوب میشود. با حذف نورون رابط V1، فعالیت فلکسور- اکستانسور دست نخورده باقی میماند که نشاندهنده وجود نوع دیگری از سلولهای درگیر در حرکت است؛ برای شناسایی این نورون رابط، محققان سلولهای دیگر نخاع با خواص مشابه V1 را مورد بررسی قرار دادند. تحقیقات بر روی نورون رابط V2b متمرکز شد که عملکرد آن تاکنون ناشناخته باقی مانده بود؛ یک الگوی همزمان از فعالیت مدار فلکسور- اکستانسور در زمان غیر فعال شدن نورونهای رابط V1 و V2b مشاهده شد که این همزمانی منجر به بروز یک واکنش کزاز مانند در موشهای تازه متولد شده میشود. با درک بهتر عملکرد مدار فلکسور- اکستانسور، محققان میتوانند سیستمی طراحی کنند که قادر به بازسازی نخاع یا تقلید سیگنالهای ارسال شده از مغز به نخاع است؛ این مطالعه به توسعه روشهای درمانی جدید برای بیماران دچار آسیب نخاعی یا سایر اختلالات حرکتی کمک میکند. نتایج این مطالعه در مجله Neuron منتشر شده است. منبع
تهبندي: با عرض پوزش از کلیه دوستان، وبلاگ همچنان خراب است، متاسفانه مدیر وبلاگستان به پیامهام جواب نمیده. امید اینکه بزودی مشکل رفع شود.
:: موضوعات مرتبط:
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
امکان حرکت کردن,
بازسازی نخاع,
توسعه,
درمان ضایعات نخاعی,
سلول عصبی,
سیگنال,
شناسایی,
کلید,
محققان,
نورون,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 16 خرداد 1393
|
|