|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
بنظرتون عنوان مطلب زیر چی باید باشه:
فقر خرد فردی و جمعی، نشر جهل و خرافات جمعی، تعصب احمقانه، تبعیض همگانی، قحط الرجال اونطوری، مدیریت فسیلی، نمایندگان چرتی، مسئولین سرکاری، وعدههای پوشالی، بودجه دولت توخالی، دیپلمات مات، مذاکره کننده ناشی، برجام بی فرجام، هزینه ظریف میدانی، امضاهای سلطانی، دیو هفت سر فساد سازمانی، نیروگاه بینیروی بوشهری، برادران قاچاقچی، اسکلههای خصوصی عملیاتی، اختلاف طبقاتی، رفع فقر مطلق یک هفتهای با شعار، یارانه اندازهی یهپاکت سیگار، شعار سال خیلی، صدا و سیمای میلی، سریال آبکی، سانسور باکیفیت، اینترنت مفنگی، فیلتر خواست ملت، خودروی بیکیفیت، جاده پرحادثه، ترافیک ناتمام، آلودگی هوا مدام، پلشتی آب شیر، خشکی رود و سدها، ابرهای بینای بارش به اختیار، طوفان، باد، ریزگرد، باران، سیل، زلزله، سازمان مدیریت بحران بحرانی، مسکن مهر و ملی، دلالی، تورم، گرانی، اعتیاد، بیکاری، فرار مغزها، کوید 19 تا 57 ، چین، روسیه، آمریکا، انگلیس، سوریه، عراق، یمن، فلسطین، فرانسه، لبنان و مردم سخت کوش و بیپناه ایران.
پاپوش: فقط بلاهای کشورم زود انزالی دارند!.
:: موضوعات مرتبط:
طنز،
اقتصادی،
پند و اندرز،
تاریخ،
:: برچسبها:
زود انزالی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 05 فروردین 1401
دلمون خوشه داریم وارد قرن و صدهی جدید میشیم. این در حالیه که غربیها قریب به 20 سال پیش وارد هزاره جدید شدند. این عقب ماندگی ما هم کار همین استکبار جهانی است. همه میدانیم چرا هرسال اوضاعمان طوری میشود که میگویم: باز رحمت به پارسال!؟ اما با اینکه همه میدانیم چرا!؟ چرا باز راه اشتباهی را که شروع کردهایم را ادامه میدهیم!؟ راهی که تجربه ثابت کرده اینجا که الان هستیم، اوضاع و احوال و حال و روزمان خیلی بهتر از آنجایی است که سالهای آینده خواهد بود، وای بر احوال مردم در قرن آینده.
نمیدانم بگویم خوش بحالم که در دو قرن زیستم یا بگویم خوشبحالم که قرن آینده را نمیبینم!؟. البته اینجاش مال بعد نوروزه.
پسرفت: نیم قرن از عمرم گذشت با سه دهه تجربه معلولیت خیلی شدید به روایت سازمان بهزیستی. یعنی اگر این معلولیت برای من سابقه کاری لحاظ میشد، میبایست نم نمک مشغول جمع کردن خودم برای بازنشستگی میشدم.
روایت است روز قیامت ایرانیان رفتند نزد خدا و پرسیدند: حسابه کتابمان چیست؟
ندا آمد: چه دیدهاید؟
گفتند: رضا شاه ، انقلاب ، 8 سال جنگ ، اختلاس ، رانتخواری ، آزاد راه تهران شمال ، کلاس طوسی ، کنکور ، اینترنت دایل آپ ، پراید ، ۴۰۵ خودسوز ، دلار ۲8هزار تومانی ، احمدی نژاد ، روحانی ، رئیسی ، نمیرالمومنین ، روغن پالم ، موسسههای مالی اعتباری ۱۲۴ هزار پیغمبر و ۱۴ معصوم و سایر بستگان ، مداح هفتیر کش ، برجام ، بورس ، ندا آمد: بسه، بسه ، جبرئیل ، بیا این بدبختا رو که تاحالا جهنم بودن را ببر بهشت ایرانیان مهمان ویژه هستن
میگن ایرانی بعد مرگ موقع حساب کتاب سرشو میندازه پایین و خودش با پای خودش میره طرف جهنم .
ندا میاد که : کجا ؟!! ایرانی میگه : خدایا خودت گفتی " حاسبوا قبل ان تحاسبوا " منم خودم با خودم نشستم حساب کردم دیدم جام تو جهنمه . حالام دارم میرم اونجا!!! خدا لبخندی میزنه و میگه : بدبخت ، تو توی تموم عمرت تو جهنم بودی !!! از عدل و انصاف من به دوره که الانم بری جهنم. پس بیا برو تو بهشت !!! ایرانی هم میره سمت بهشت بعد از چند روز میاد میکه خدا منو ببر جهنم من عادت ندارم توی بهشت زندگی کنم
روایت است وقتی خدا در جهنم عذاب های الهی رو نازل میکنه....ایرانی ها یه گوشه لم میدن میگن:عهههههه اینا ، یادش بخیر!
ایران بیشتر بش میاد یه نسخه آزمایشی از جهنم باشه که قبل از قیامت منتشر شده تا یه کشور
بهشت و جهنم چگونه مکان هایی هستند ؟ یک روزنامه نگار انگلیسی نوشته بود:
بهشت جایی است که در آن پلیسهایش بریتانیایی باشند , آشپزهایش ایرانی , صنعتگرانش آلمانی , کارگرانش چینی , عاشقانش فرانسوی , حوریهایش مانکنهای ایتالیایی و همه اینها را سوییسیها اداره کنند و جهنم جایی است که پلیسهایش آلمانی باشند , آشپزهایش تایلندی , صنعتگرانش چینی , کارگرانش عرب , عاشقانش سوییسی , حوریهایش آفریقایی و همه اینها را ایرانیها اداره کنند ... !!!
ایرانیها در بهشت و جهنم
میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه؟ ما یک عده ایرونی توی بهشت داریم که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش نایک و آدیداس درخواست میکنن. هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' یا 'ب ام و' یا 'تویوتا لکسوز' جائی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد!
آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقیه میفروشن. چند تاشون کوپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنین بخت برگشته جهنم میفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت میکنن. یک سری شون حوری های بهشت را با تهدید آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شیتیلی میگیرن. بقیه حوری ها هم مرتب میگن ما رو از لیست جیره ایرانیها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شدیم و از ریخت افتادیم.
اتحادیه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نمیخوان به دیدن زنان ایرانی برن چون اونقدر آرایش کردن و اسپری مو و ماسک و موس و . . . به سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فیوزش سوخته در ضمن خانمهای ایرونی از غلمانها مهریه و نفقه میخوان. بعضی از اونها هم رفتن تو کار آرایش بقیه و کاسبی راه انداختن: موهاشون رو هزار و یک رنگ میکنن، تتو میکنن، ناخن میکارن و از این جور قرتی بازیها
هفته پیش هم چند میلیون نفر تو چلوکبابی ایرانیها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ایرونی هم بند کردن به حوری ها که الا و بلا بیایید دماغاتونو عمل کنیم، گونه بکاریم، ساکشن کنیم و از این کلک ها . . .
خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیها هم مثل بقیه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نیست! برو یک زنگی به شیطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی یعنی چی!!!
جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغام گیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بخش ایرانیان بفرمایید؟
جبرئیل میگه: آقا مثل اینکه خیلی سرت شلوغه؟
شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! میخوام خودمو بازنشست کنم. شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!
تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!!
جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...
یک عده شون بازار سیاه مواد سوختی بخصوص بنزین راه انداختن.
چند تا پزشک ایرونی در جهنم بیمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبلیغ میکنن و این شدیدا ممنوعه.
چندتاشون دفتر ویزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر میکنن. بلیت جعلی یکطرفه بهشت هم میفروشن.
یک سری شون وکیل شدن و تبلیغ میکنن که میتونن پیش نکیر و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجدید نظر بدن.
چند تاشون که روی زمین مهندس بودن میگن پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع میکنن که پل باید پهن تر بشه.
چند هزار تاشون هم هر روز زنگ میزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمریکا رو میپرسن چون میخوان مهاجرت کنن.
هر روز هزاران ایرونی زنگ میزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی و اورژانس جهنم رو میخوان.
الان مراجعه داشتم میگفت ما کاغذ نسوز میخواهیم که روزنامه اپوزیسیون بیرون بدیم.
ببخش! من برم، بعدا صحبت میکنیم... چند تا ایرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و یخچال میفروشن... برم یه چماقی بچرخونم
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
طنز،
اقتصادی،
:: برچسبها:
انقلاب,
جوک,
حاسبوا قبل ان تحاسبوا,
رضا شاه,
طنز,
قرن و صدهی جدید,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 اسفند 1400
رئیس جمهوری اسلامی طی تماسی فوری با پوتین رئيسجمهور روسیه تاکید کرد به سربازان حتما ناهار داده شود و با شکم خالی نجنگند!i!
میگویند، وزیر امور خارجه روسیه، پس از سفر به ایران نماز خوان شده بود. وقتی علت را از او پرسیدند گفت: در این سفر واقعا فهمیدم خدایی وجود دارد و ایران را اداره می کند وگرنه با این مسئولانی که من دیدم تا به حال نباید چیزی از ایران باقی می ماند!i!
ترامپ: در مورد ایران تصمیم گرفته ام تحریم ها را بیشتر کنم تا حاضر به معامله بشوند!i!
پوتین: تو اینا رو نمی شناسی من همیشه یک جلد قرآن برایشان می برم ، چند تا قرارداد میلیاردی امضا میکنم!i!
ترامپ: از کجا قرآن براشون بخرم؟
پوتین: از چین!i!
دریای خزر مال روسیه!i! خلیج فارس مال چین!i! خاک مال امارات!i! برق مال افغانستان!i! آب مال عراق!i! گاز مال ترکیه!i! پول مال لبنان و یمن و سوریه!i! ما مال فروشیم!i! بودجه مال سایر بستگان!i!
اینقدر طالبان و روسیه به راحتی کشور فتح کردن که احساس میکنم اگه خوب تلاشم رو کرده بودم تا الان یه کشور برای خودم فتح کرده بودم!i!
روسها همیشه با پوتین هایشان روی خون راه رفتند!i!
روسها پوتین میسازند و ما پاپوش دوز!i!
روسها پوتین دارند و ما پابرهنه!i!
روس ها پوتین دارند و ما دمپایی فرسوده!i!
سربازان روس، دل از پوتین نمیکنند!i!
مخالفان پوتین پا در کفشش میکنند!i!
دوستداران پوتین با نعلین راه می روند!i!
بند پوتین، در اوکراین گره خورد!i!
پوتین فعلا سر کیف است!i!
سرباز خسته دوستدارد پوتین را از پا در بیاورند!i!
به امید روزی که پوتین از پا درآید!i!
حکومت پوتین، حکومت چکمه است!i!
پوتین روسی، لنگه ندارد!i!
راه آمدن با پوتین سخت است!i!
پوتین ریگی در کفش دارد!i!
روسیه یا رو سیه !i!
پاورقی: اگر دیگران بلایی سرمون میارن از نادانی و بلاهت خودمونه.
:: موضوعات مرتبط:
طنز،
:: برچسبها:
پوتین,
روس,
روسیه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 20 اسفند 1400
بصورت اتفاقی با یکی از اساتید و محققین فعال در حوضه بازسازی آسیبهای نخاعی در یکی از مهمترین دانشگاههای آمریکا آشنا شدم. با او تماسی داشتم و از ایشان خواستم اخبار و اطلاعات جدید پیرامون بازسازی ضایعات نخاعی را از طریق وبلاگ آشنايي با يك معلول قطع نخاع در اختیار جامعه معلولین ضایعه نخاعی قرار دهند، ایشان هم پذیرفتند و قراری برای هفته پیش رو گذاشتند. انشاءالله اخبار امیدبخشی از ایشان دریافت شود.
پيوست: الکی الکی 28سال از 50سال عمر گران را با ضایعه نخاعی سپری کردم. ببینم روز قیامت کی جرأت میکنه ازم بازخواست کنه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
درمان آسیب نخاعی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
قطع نخاع,
معلول,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 اسفند 1400
دو هفته پیش بچهها بیمار شدن علامت بیماریشون ضعف و سستی و تهو و گلودرد بود
اونا که خوب شدن من و همسرم بیمار شدیم، ما سستی و ضعف و درد مفاصل و گلو درد و خشکی دهان و بیخوابی داشتیم.
من شب تا صبح هر یک ربع یک بار بیدار میشدم و آب میخوردم و تا خوابم میبرد هذیان میامد سراغم و همه چیز را مثل فیلمهای علمی تخیلی میدیدم. خوشبختانه همسرم زود خوب شد اما به دلیل ضعف سیستم دفاعی بدنم من هنوز هم خوب نشدم و از عوارض بیماری رنج فراوان میبرم. تو اوج بیماری من و همسرم، من باید میرفتم توالت. تا همسرم منو با ویلچر حمام و توالت، به داخل توالت منتقل کنه، تمام توان من از بین رفت و توی توالت بیهوش شدم. همسرم که حال جسمانیش از من هم بدتر بود پشت ویلچر را خوابوند تا خون برگرده توی سرم و حالم طبیعی بشه. تا حالا چندبار اینطوری شده بودم. همسرم میگه از این اتفاق زجرآورتر ممکن نبود.
با آرزوی سلامتی برای همه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 اسفند 1400
دانشمندان ایمپلنتهای نخاعی انسان را به گونهای مهندسی کردند تا موشهای فلج بتوانند دوباره راه بروند. این راهحل میتواند در مراحل بعدی به افراد فلج کمک کند تا راه بروند. گروهی از محققان مرکز بیوتکنولوژی احیاکننده "ساگول" با موفقیت توانستند بافتهای نخاع انسان را به صورت سهبعدی مهندسی کرده و آنها را در موش آزمایشگاهی مبتلا به فلج مزمن طولانیمدت بکارند. این اولین باری است که این کار انجام میشود.
فناوری مورد استفاده برای دستیابی به این شاهکار، مبتنی بر بیوپسی کوچکی از بافت چربی شکم بیمار است که از سلولهایی همراه با یک ماتریس خارج سلولی تشکیل شده است.
سرپرست تیم تحقیق توضیح میدهد: پس از جداسازی سلولها از ماتریس خارج سلولی، ما از مهندسی ژنتیک برای برنامهریزی مجدد سلولها استفاده کردیم و آنها را به حالتی شبیه سلولهای بنیادی جنینی برگرداندیم، به این معنی که آنها را به سلولهایی تبدیل کردیم که میتوانند به هر نوع سلولی در بدن تبدیل شوند. ما از ماتریس خارج سلولی یک هیدروژل، شخصیسازی کردیم که پس از کاشت، هیچ واکنش منفی ایمنی یا پس زدن مشاهده نشد. سپس سلولهای بنیادی را در هیدروژل کپسوله کردیم و در فرآیندی که رشد جنینی نخاع را تقلید میکند، سلولها را به ایمپلنتهای سه بعدی حاوی شبکههای عصبی شامل نورونهای حرکتی تبدیل کردیم. پس از آن، ایمپلنت نخاع انسان در موشها کاشته شد و مدلهای آزمایشگاهی به دو گروه تقسیم شدند، موشهایی که برای مدت کوتاهی فلج شده بودند و موش هایی که برای مدت طولانی فلج بودند. پس از کاشت، مدلهای آزمایشگاهی مبتلا به فلج کوتاه مدت و ۸۰ درصد آنهایی که طولانی مدت فلج بودند، توانستند دوباره راه بروند.
وی گفت: این اولین نمونه در جهان است که در آن بافتهای انسانی مهندسی شده و کاشته شده در یک مدل حیوانی مبتلا به فلج مزمن و طولانیمدت، موجب بهبودی میشود که مرتبطترین مدل برای درمان فلج در انسان است. این روش میتواند برای میلیونها نفر در سراسر جهان که به دلیل آسیب نخاعی فلج شدهاند و هنوز درمان مناسبی پیدا نکردهاند، تحول ایجاد کند. هدف دانشمندان این است که این ایمپلنتهای نخاعی شخصیسازی شده را برای هر فرد فلج تولید کنند که امکان بازسازی بافت آسیب دیده را بدون خطر پس زدن فراهم میکند.
اکنون محققان در حال آماده شدن برای مرحله بعدی این مطالعه هستند که شامل آزمایشات بالینی بر روی بیماران انسانی میشود. آنها امیدوارند ظرف چند سال، بافتهای اصلاح شده را در افراد فلج بکارند و به آنها اجازه دهند دوباره بایستند و راه بروند. منبع
:: موضوعات مرتبط:
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
درمان آسیب نخاعی,
سلول درمانی,
سلولهای بنیادی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
قطع نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 29 بهمن 1400
سه بیمار فلج پس از قرار دادن یک ایمپلنت نخاعی توانستند برای اولین بار پس از سالها راه بروند. یکی آنها اولین فرد در جهان است که با وجود پارگی کامل نخاغ توانسته بار دیگر آزادانه حرکت کند. به گفته محققان، این دستگاه با تحریک ناحیهای از نخاع که عضلات تنه و پا را فعال میکند، کار میکند و به قدری اثربخش بوده است که بیماران تنها یک روز پس از فعال کردن آن توانستند بایستند و راه بروند. این ایمپلنت بوسیله هوش مصنوعی کنترل میشود و نورونها را از طریق یک ضربانساز که درون شکم فرد قرار گرفته است، فعال میکند.
میشل روکاتی ۲۹ ساله که به مدت چهار سال پس از تصادف با موتورسیکلت از ویلچر استفاده کرده بود، یکی از سه مردی بود که در این آزمایش شرکت کرد. نخاع او به طور کامل قطع شده بود و هیچ احساسی در پاهایش نداشت. تاکنون هیچ کس با چنین جراحتی قادر به راه رفتن نشده بود. او میگوید: چند قدم اول باورنکردنی بود. رویایی که به حقیقت پیوست. من طی چندماه گذشته تمرینات شدیدی را پشت سر گذاشتهام و اهدافی برای خودم تعیین کردهام. برای مثال اکنون میتوانم از پلهها بالا و پایین بروم و امیدوارم تا بهار امسال بتوانم یک کیلومتر راه بروم.
محققان خاطرنشان کردند که دستگاه آنها درمانی برای جراحات نخاعی نیست و این فناوری پیچیدهتر از آن است که بتوان از آن در زندگی روزمره استفاده کرد. با این وجود آنها از این ایمپلنت به عنوان پیشرفتی خیرهکننده یاد میکنند.
مدیر این پروژه میگوید: ایمپلنت نرم و جدید ما به گونهای طراحی شده که زیر مهرهها و مستقیما روی نخاع قرار میگیرد. آنها میتوانند نورونهای تنظیم کننده گروه خاصی از عضله را فعال کنند. با کنترل این ایمپلنت ما میتوانیم کاری مشابه مغز انجام دهیم و نخاع را به همان طریق فعال کنیم و بیمار میتواند به طور طبیعی بایستد، راه برود، شنا یا دوچرخه سواری کند. زمانی که این ایمپلنت و یک ضربانساز درون بدن بیمار قرار میگیرند میتوان دستگاه را با دو کنترل از راه دور فعال کرد. این کنترلها روی واکر فرد قرار میگیرند. زمانی که بیمار دکمه سمت راست را میفشارد پای چپ بلند می شود و چندین اینچ جلو میرود. هنگامی که دکمه سمت چپ را میفشارد نیز اتفاقی مشابه برای پای راست میافتد.
مدیر این پروژه میگوید: بیماران میتوانند فعالیت مورد نظر را روی تبلت انتخاب کنند و دستورالعملهای مربوطه به ضربانساز قرار گرفته در شکم منتقل میشود. او پیشرفتی که آنها در طول یک روز پس از نصب ایمپلنت داشتند را شگفآور خواند. تا کنون ۹ نفر به کمک این فناوری توانایی راه رفتن پیدا کردهاند اما از آنجا که این وسیله بسیار پیچیده است هیچ یک از آن برای انجام فعالیتهای روزانه استفاده نمیکنند بلکه از آن به عنوان روشی برای تقویت عضلات و بهبود سلامت استفاده میکنند. به گفتهی پروفسور کورتین، هنوز راه درازی برای استفاده از این فناوری در زندگی روزمره در پیش است. منبع
:: موضوعات مرتبط:
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
درمان آسیب نخاعی,
ستون فقرات,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
فلج,
قطع نخاع,
نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 بهمن 1400
در یک پیشرفت پیشگامانه برای افراد فلج، درمان انقلابی NVG-291 برای آسیب نخاعی قرار است در سال 2022 تحت آزمایشات بالینی فاز دوم قرار گیرد. تعداد بیمارانی که در مطالعه ثبت نام خواهند شد هنوز اعلام نشده است. شایان ذکر است، NervGen نه تنها بیماران حاد را در این کارآزمایی درمان می کند، بلکه بیماران مزمن را نیز درمان می کند، که معمولاً به دلیل چالش شدیدی که وضعیت آنها برای هر داروی جدیدی ایجاد می کند، در چنین آزمایشاتی قرار نمی گیرند. با این حال، دکتر سیلور می گوید که NVG-291 پتانسیل دستیابی به نتایج قابل توجهی را برای بیماران SCI حاد و مزمن دارد.
توانایی NVG-291 برای نشان دادن بهبود قابل توجهی در عملکرد حرکتی، عملکرد حسی و کنترل مثانه در مدلهای حیوانی استثنایی است.» در اصل، NVG-291 برای مهار مکانیسم هایی طراحی شده بود که از ترمیم بدن جلوگیری می کند. کاهش این سیگنالهای شیمیایی انسدادی باعث میشود که «نوروپلاستیسیته» در نورونهای آسیبدیده اتفاق بیفتد، که مستلزم سیمکشی مجدد اعصاب اتصالات موجود و ایجاد اتصالات جدید است. همچنین "بازسازی آکسون" را تسهیل می کند، که شامل اتصال مجدد رشته های عصبی بریده شده به اعصاب دیگر است. و منجر به "ریملیناسیون" می شود، که ترمیم آسیبی است که توانایی نورون ها را برای ارسال موثر سیگنال های خود مهار می کند. شاید پویاترین بخش این فرآیند ترمیم سه جانبه، ارتقاء انعطاف پذیری عصبی در سلول های عصبی آسیب دیده باشد که منجر به ایجاد مسیرهای عصبی جدید، معروف به "جوانه زدن" می شود. دکتر سیلور میگوید از هیچ داروی در حال توسعه دیگری که میتواند نورونهای سالم را برای رشد کافی برای جبران عملکرد تمام نورونهای پروگزیمال مرده در مغز یا ستون فقرات توانمند کند، بیاطلاع است. به عبارت دیگر، NVG-291 اجازه می دهد تا فرآیند بهبودی احیا کننده با جوانه زدن جوان سازی همه نورون های سالم (از جمله بهبود قابل توجه در فعالیت سیناپسی) در محل آسیب ها، حتی آسیب های طولانی مدت، انجام شود.
مهمتر از همه، دکتر سیلور نشان داده است که سیستم عصبی موشهای آزمایشگاهی او میتواند خود را ترمیم کند و مسیرهای عصبی جدیدی را جوانه بزند و به آنها اجازه دهد تقریباً بدون هیچ نقصی دوباره راه بروند و حتی از نردبان بالا بروند. در حال حاضر، کسانی که از آسیب نخاعی رنج می برند هیچ درمان معنی داری از داروهای موجود پیدا نمی کنند، زیرا هیچ دارویی وجود ندارد که توسط FDA تایید شده باشد. علاوه بر درمان آسیب نخاعی، این مکانیسم دارویی جدید در درمان مولتیپل اسکلروزیس (MS)، آسیب مغزی تروماتیک، سکته مغزی و حتی بیماری آلزایمر نیز نوید قابل توجهی را نشان داده است. در مجموع، امید جدیدی به دهها میلیون مبتلا به بیماریهای عصبی در سراسر جهان میدهد. تاکنون هیچ دارویی در هیچ کجای دنیا برای ترمیم اعصاب تایید نشده است. این بدان معناست که کارآزمایی بالینی فاز دوم NervGen میتواند زمینه را برای راهاندازی دسته جدیدی از داروهای تغییردهنده بازی فراهم کند. به همین دلیل است که بسیاری از بیماران در سراسر جهان با نیازهای پزشکی برآورده نشده به دلیل آسیب به سیستم عصبی مرکزی خود، نگران نشانههایی از تشویق از آزمایشهای بالینی فاز دوم برنامهریزی شده امسال هستند. بر این اساس، مخاطرات بسیار بالاست. با این حال، دکتر سیلور میگوید که او قبل از این آزمایش انسانی مهم دلهرهآور نیست.
بخشی از استدلال او این است که جوندگان سیستم عصبی بسیار مشابهی با انسان دارند و به درمان آسیب های نخاعی به شیوه ای مشابه پاسخ می دهند. او میگوید: «بازیابیای که در موشهای آزمایشگاهی دیدهایم، بهویژه زمانی که از دوزهای بالا استفاده میشد، چشمگیر نیست. ما موشهایی را دیدهایم که از فلج شدن کامل به راه رفتن دوباره بدون هیچ گونه نقص ظاهری رسیدهاند. شایان ذکر است که کار من با موفقیت در آلمان توسط محققان مستقل با استفاده از دوزهایی پنجاه برابر بیشتر از آنچه ما استفاده کردیم، تکرار شده است. بر اساس نتایج مطالعه آلمانی، حتی در چنین دوزهای بالایی، موش ها هیچ گونه سمیتی را تجربه نکردند. دکتر سیلور انتظار دارد آزمایشهای بالینی فاز I در حال انجام برای NVG-291 (آزمایش ایمنی) نتایج مشابهی را ایجاد کند. او میگوید: «این مولکول در حال حاضر برای سمیت در آزمایشهای فاز یک آزمایش میشود و تاکنون به خوبی توسط افراد آزمایشی تحمل شده است. و ثابت شده است که در جریان خون انسان نسبت به موش ها پایدارتر است، که شگفتی بسیار خوبی بوده است.
همچنین به نظر می رسد که در بدن بسیار طولانی تر از موش ها باقی می ماند که این نیز پیشرفت بسیار خوبی است. اگر بتوانیم ثابت کنیم که میتوانیم NVG-291 را به مغز و نخاع وارد کنیم، کارهای جادویی انجام خواهد داد. ما قبلاً آن را در مدل های حیوانی خود دیده ایم. وقتی شروع به تزریق به افراد می کنیم، امیدواریم شاهد بهبودی آنها باشیم. به یاد داشته باشید که استحکام بازیابی که در مدلهای حیوانی دیدهایم بیسابقه است. اگر بتوانیم چیزی شبیه به انسان را ببینیم، قابل توجه خواهد بود.» منبع
:: موضوعات مرتبط:
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
درمان آسیب نخاعی,
سلولهای بنیادی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
قطع نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 بهمن 1400
برای نخستین بار درجهان، یک دانشگاه اعلام کرد که در اولین کارآزمایی بالینی بینظیر در نوع خود، موفق به پیوند سلولهای بنیادی به بیمار مبتلا به ضایعه نخاعی شدهاست. در حال حاضر هیچ درمان موثری برای فلج ناشی از صدمات جدی نخاعی، وجود ندارد.
جراحان در حال بررسی این موضوع هستند که آیا میتوان از سلولهای بنیادی پرتوان القایی برای درمان آسیبها استفاده کرد یا خیر. سلولهای iPS از سلولهای بالغ تخصصیافته مشتق میشوند که ابتدا به حالت جوانی و بنیادینگی برگردانده میشوند. سپس، میتوان آنها را وادار کرد تا به انواع مختلف سلولها، تمایز یابند. این تیم از محققین، سلولهای iPS را وادار به تمایز به سلولهای بنیادی عصبی کردند.
اولین گام در این آزمایش، شامل کاشت بیش از دو میلیون سلول مشتق شده از iPS در نخاع یک بیمار بود. مرحله اولیه این مطالعه با هدف تایید بیخطر بودن روش پیوند انجام میشود. این بیمار حداکثر تا سه ماه توسط یک کمیته مستقل تحت نظر خواهد بود تا روشن شود که آیا مطالعه میتواند با خیال راحت ادامه یابد و دیگران میتوانند پیوند دریافت کنند یا خیر. جزئیات بیماران محرمانه است، اما تمرکز تیم بر روی افرادی است که 14 تا 28 روز قبل از عمل زخمی شدهاند.
این تیم در سال 2019 تأییدیه برای این کارآزمایی بالینی را دریافت کرد، اما فرایند اجرای طرح موقتاً به دلیل همهگیری کووید-19 متوقف شده بود. تعداد سلولهای پیوند شده و بیخطری این روش درمانی، پس از انجام آزمایشهای مختلف بر روی حیوانات تعیین شد. با این حال، محققان اعلام کردند که، در حالی که آنها برای اثرات درمانی نظارت خواهند داشت، هدف اصلی این مطالعه بررسی بیخطری تزریق سلولها است. منبع
:: موضوعات مرتبط:
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
درمان آسیب نخاعی,
سلولهای بنیادی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
فلج,
قطع نخاع,
معلول,
معلولان,
نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 08 بهمن 1400
خاطرات طنز از جانبازان و آزادگان دفاع مقدس
رمضانعلی کاوسی که جانباز قطع نخاع و نویسنده فعال در حوزه دفاع مقدس است و آثاری همچون «تیغهای گل رز»، «پرواز با بال شکسته» «کُفیشه»، «راز نهان»، «سهم من از عاشقی» و «بامداد روز شانزدهم» را در کارنامه خود دارد، در جدیدترین اثر خود به نام «موقعیت ننه» به خاطرات رزمندگان اصفهانی از زاویه دیگری پرداخته است. کاوسی در این گفتگو در خصوص نگارش این کتاب گفت: روزی مسئول ادبیات حوزه هنری اصفهان به من گفت این کتابهایی که شما مینویسید خوب است ولی کلاً جای طنز در کتابهای دفاع مقدس خیلی خالی است اگر بتوانید خاطرات رزمندهها و جانبازان را به این صورت گردآوری کنید خیلی خوب است.
وی با بیان این نکته که نوشتن طنز خیلی سختتر از نوشتن خاطرات معمولی است، توضیح داد: در واقع باید در این نوع نگارش خیلی ظریف بنویسید و محتوا خمیرمایه طنز را داشته باشد.
نویسنده کتاب «موقعیت ننه» از نحوه گردآوری خاطرات موجود در کتاب «موقعیت ننه» گفت و بیان کرد: من چون خودم جانباز قطع نخاع از ناحیه گردن هستم با موتور یا با ماشین به اینطرف و آنطرف میرفتم. یک رکوردر همراهم بود و زمانهایی که به بنیاد شهید یا سپاه در اصفهان میرفتم هنگامیکه رزمندهای به آنجا میآمد به او میگفتم که من میخواهم یک کتاب بنویسم با من همکاری میکنید و یکی، دو خاطره طنز برای من میگویید؟ در نهایت من ۷۲ خاطره از این دوستان جمعآوری کردم. وی افزود: از این تعداد، ۱۰ خاطره به دلیل اینکه بار طنز نداشتند حذف شدند و کتاب شامل ۶۲ خاطره از جانبازان و آزادگان عزیز است.
کاوسی متذکر شد: شاید خیلی از مردم فکر میکنند ما رزمندهها وقتیکه در جبهه بودیم در آنجا فقط دعا میخواندیم، قرآن میخواندیم، اینها بود ولی شوخطبعی و گفتن و خندیدن و سربهسر هم گذاشتن در واقع جزیی از زندگی ما رزمندهها بود و اگر اینطور نبود نمیتوانستیم در برابر آن آتش دشمن مقاومت کنیم. ما مجبور بودیم به هر صورت که شده به همدیگر روحیه بدهیم و همین مکالمات مثلاً یکی، دودقیقهای بچهها باعث میشد که روحیه پیدا کنند.
وی از "اشنوک" بهعنوان یکی از بهترین خاطرات کتاب «موقعیت ننه» نام برد و گفت: بهطورکلی تمام خاطرات این کتاب زیبا و خندهآور است و اگر خواننده این کتاب را شروع کند دیگر بالاجبار تا آخر آن را میخواند و میخواهد ببیند خاطرات بعدی به چه شکلی است.
وی بر صحت و واقعی بودن این خاطرات گفت و تأکید کرد: یکی از خصوصیات من این است که هیچگاه در متن اصلی دست نمیبرم و تمام این خاطرات عین واقعیت است یعنی عین آن چیزی است که اتفاق افتاده است و شاید اگر من بخواهد یک شاخصهای برای کارم در نظر بگیرم این اصیل بودن خاطرات است یعنی مطمئن باشید که داستانسرایی نشده است.
کاوسی افزود: از طرفی چون خود من رزمنده بودهام و میتوانستم دست بچهها را بخوانم که اگر کسی هم بخواهد مبالغه کند یا از خودش فیلمنامه بسازد اصلاً آن خاطره را نیاورم.
وی با اشاره به اینکه کتاب «موقعیت ننه» اولین تجربهام در ژانر طنز است، ابراز امیدواری کرد که مورد استقبال مخاطبان قرار بگیرد. منبع
پيوست: عرض تبریک و خدا قوت محضر دوست گرامی و سرور والا مقام استاد رمضانعلی کاوسی ، آرزومند تندرستی و موفقیتهای روز افزون شما و خانواده گرامی شما ؛ ارادتمند : مهرداد زندی
:: موضوعات مرتبط:
خاطره،
طنز،
داستانک،
:: برچسبها:
جانباز قطع نخاع,
جانبازان و آزادگان دفاع مقدس,
خاطرات,
خاطره,
ژانر طنز,
موقعیت ننه,
نویسنده,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 01 بهمن 1400
محققان به دنبال استفاده از مواد زیستی یا ژلهای نرم برای ترمیم شکافی هستند که هنگام آسیب دیدگی ستون فقرات فرد ایجاد میشود. ژل با تکنولوژی بالا به محل آسیب تزریق میشود که میتواند چند سانتی متر عرض داشته باشد و با شکل ناحیه مطابقت داشته باشد و در عین حال به عنوان پلی برای رشد رشتههای عصبی عمل میکند. او گفت: این یکی از سخت ترین کارهایی است که ما به عنوان جراح ستون فقرات انجام میدهیم، این است که با بیمارانی که آسیب نخاعی داشتهاند در مورد این واقعیت صحبت کنیم که ما واقعاً درمانی برای بهبود عملکرد عصبی آنها نداریم. ما درمانی میخواهیم که کمترین احتمال ایجاد آسیب را داشته باشد، زیرا این بیماران در وهله اول آسیب فاجعه باری داشتهاند. ما میخواهیم آن را تا حد امکان ایمن کنیم. دکتر گفت: با آسیب نخاعی، خود نخاع معمولاً قطع نمیشود، در معماری درونی تخریب زیادی به وجود میآید. او گفت: این تخریب و آن ناحیه آسیب به یک مانع بزرگ برای بازسازی عصبی تبدیل میشود. این یک نوع شکاف را تشکیل میدهد، و این شکاف هم یک مانع فیزیکی و هم یک مانع بیولوژیکی است.
دکتر عصب شناس و مدیر مرکز تحقیقات نخاعی، گفت: که هر مورد منحصر به فرد است. هر مصدومیتی یکسان نیست. هر بیمار در واقع ظاهر متفاوتی دارد، اندازه متفاوتی دارد، شکل ضایعه متفاوتی دارد. وارد کردن مواد پیش ساخته به بند ناف بدون برش دادن آن بسیار دشوار است. شما نمیخواهید آسیب بیشتری اضافه کنید. ژل بیومتریال در یک روش کم تهاجمی با کمک یک ربات جراحی تزریق میشود و حاوی داروهایی برای اصلاح بافت اسکار موجود است که میتواند ترمیم جراحات را دشوارتر کند. وی گفت ژل همچنین حاوی اجزای میکروسکوپی برای حمایت از رشد فیبرهای عصبی است. او گفت: اینها حاوی ذرات مغناطیسی هستند و سپس میتوانند در یک میدان مغناطیسی هدایت شوند و در یک راستا قرار گیرند. فیبرهای عصبی که با آنها روبرو میشوند اساساً جهت میگیرند. این پروژه تحقیقاتی شش ساله که به نام "اصلاح شکاف" شناخته میشود، اخیراً 24 میلیون دلار بودجه فدرال دریافت کرده است. این تیم شامل محققان، مهندسان و جراحانی از کانادا، ایالات متحده، اروپا و استرالیا است.
مدیر برنامه گفت: که دهها محقق در چندین دانشگاه مختلف در این پروژه همکاری میکنند. او گفت: این یک چالش بسیار پیچیده است که بخواهیم نخاع را بازسازی کنیم. این دلیلی است که ما به چنین تیم بزرگ بین المللی نیاز داریم. وی گفت: که با اجزای مغناطیسی ارائه شده توسط ژل، آنها امیدوارند که به ایجاد یک مسیر برای رشته های عصبی یا آکسون ها کمک کنند. او گفت: مثل خطوط راه آهن یا خرده نان. هدف کمک به بازیابی برخی عملکردها پس از آسیب نخاعی است. تا پایان پروژه، امیدواریم نتایج اولیهای داشته باشیم که بتوانیم آنها را به آزمایشهای انسانی برسانیم. در حالی که تمرکز اولیه تیم بر کمک به بیماران مبتلا به آسیبهای اخیر است، آنها گفتند: که میتواند در آینده نیز برای افرادی که آسیبهای مزمن دارند، کاربردهای بالقوهای داشته باشد. منبع
:: موضوعات مرتبط:
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
درمان آسیب نخاعی,
ستون فقرات,
سلولهای بنیادی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
قطع نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 دی 1400
خیلی اهل کتاب خوندن نیستم، اما کتابهای صوتی را از کتابخانههای موجود در تلگرام دانلود میکنم و با تلفن همراه در هر زمان و هر مکان مناسب گوش میدم. یکی از کتابهایی که از هر نظر با ارزش و قابل توجه است، کتاب سَمَک عَیّار است. رمانی مشهور و قدیمی به زبان فارسی که در سدهٔ ششم هجری نوشته شده است. داستانهای این کتاب سه جلدی به دست فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله نویسنده ارجانی جمعآوری شده است. سمک عیار، یکی از داستانهای عامیانهٔ فارسی است که سینهبهسینه نقل شده و سدهها مایهٔ سرگرمی مردم ایران بودهاست. قهرمان داستان پسر شاه حلب است که دلباختهٔ دختر فغفور شاه چین شده و سپس به جنگ پادشاه ماچین رفتهاست. بیشتر رویدادهای جلدهای یکم و دوم در چین و ماچین میگذرد.
این کتاب چند نمونه صوتی داره؛ یکی از کوتاهترین نمونهها که در 59 فایل صوتی تهیه شده را میتونید از اینجا در کانال تلگرام IranBamDad دانلود کنید من این کتاب صوتی را ۲ بار کوش کردم بسیار جذابه، گوینده حرفهای داستان هم بینهایت به زیبایی و جذابیت داستان افزوده.
به همه توصیه اکید میکنم از این کتاب صوتی زیبا و ارزشمند ، لذت ببرند.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
لينك،
تجربه،
تکنولوژی،
پند و اندرز،
كامپيوتر و رایانه،
داستانک،
هنری،
:: برچسبها:
دانلود کتاب صوتی,
دانلود کتاب صوتی سمک عیار,
سمک عیار,
کانال تلگرام IranBamDad,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 دی 1400
ایلان ماسک گفت که خوشبین است که ایمپلنتها میتوانند عملکرد تمام بدن را برای افراد دارای آسیب نخاعی را بازیابی کنند.
ماسک گفت: من فکر می کنم ما با نرولینک فرصتی داریم تا عملکرد کامل بدن را به فردی که آسیب نخاعی دارد بازیابی کنیم. او افزود: من نمیخواهم امیدها را بیدلیل افزایش دهم، اما به طور فزایندهای متقاعد شدهام که این کار میتواند انجام شود. او گفت: با شش هفته تمرین، میمون یاد گرفت که در ازای دریافت جایزه اسموتی موز، پونگ، بازی ویدیویی کلاسیک دهه 1970 را بازی کند.
ماسک گفت: که اولین محصولات نرولینک به افراد فلج این امکان را میدهد تا از گوشی هوشمند با ذهن خود سریعتر از افرادی که از انگشت شست استفاده میکنند؛ استفاده کنند و نسخههای بعدی آن به افراد دارای آسیب نخاعی برای راه رفتن دوباره کمک میکند. این استارتآپ ادعا کرده است که این آزمایشها گامهای اولیهای هستند که میتوانند روزی افراد فلج را قادر سازند تا تنها با استفاده از فعالیت عصبی خود، رایانهها و دستگاههای تلفن همراه را به راحتی کار کنند. قطعاً نمیگویم که میتوانیم این کار را انجام دهیم، اما به طور فزایندهای مطمئن هستم که این امکان وجود دارد.منبع
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
اخبار ترميم نخاع،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
ایمپلنت,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
معلول,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 دی 1400
در حال حاضر، بازسازی نورونهای آسیب دیده در نخاع یک چالش واقعی است. در حالی که اعصاب محیطی، مانند اعصاب انگشتان و پاهای شما، میتوانند نسبتاً به راحتی خود را بهبود بخشند، اکثر نورونهای سیستم عصبی مرکزی، در مغز و نخاع، این سطح از پتانسیل بازسازی را ندارند. تنها چند نوع نورون در ستون فقرات توانایی محدودی برای بهبودی دارند. و علاوه بر آن، نورونها ممکن است نیاز داشته باشند تا چندین میلیمتر رشد کنند و ممکن است بافت زخمی در راه باشد. بنابراین، ما باید یک داربست مصنوعی برای کمک به نورونها و پر کردن شکاف فراهم کنیم. هنگامی که نورونها خود را ترمیم میکنند، این فرآیند به صورت مجزا اتفاق نمیافتد. در عوض، نورونها به یک ماتریکس خارج سلولی متکی هستند یک ساختار فیبری که پشتیبانی و نشانههای شیمیایی را برای رشد صحیح نورونها فراهم میکند. اما تا کنون، محدودیتهای تکنولوژیکی مانع از تولید داربستهایی شده است که میتوانند بافت ماتریکس خارج سلولی را در مقیاسی بزرگ برای آسیب نخاعی تقلید کنند.
در یک مطالعه، دانشمندان به یک تکنیک ساخت پیشرفته به نام لیتوگرافی 2 فوتونی روی آوردند که به آنها کنترل دقیقتری بر ساختار کامل در مقایسه با روشهای چاپ استاندارد میداد. این کار کمی شبیه پرینت سه بعدی است، اما برعکس. به جای ساختن با قرار دادن مواد در جایی که مورد نیاز است، ساختار با حذف مواد ایجاد میشود.
محققان از نرمافزار رایانهای برای طراحی داربستهایی با شیارها و فرورفتگیهایی استفاده کردند که باعث رشد جهتگیری نورونها میشد. نورونها معمولاً به صورت شعاعی رشد میکنند و از یک نقطه مرکزی به بیرون گسترش مییابند، اما در آسیبهایی که یک اتصال را قطع میکنند، رشد در یک خط مستقیم برای پل زدن دو طرف کارآمدتر است. سپس با استفاده از پلیمر داربستهای مختلفی ساختند. این ماده در پاسخ به نور لیزر سخت میشود که طبق طرح شماتیک در موقعیتهای خاصی شلیک میشود. سپس پلیمر اضافی و سخت نشده در انتها شسته شد تا ساختار نهایی نمایان شود. هنگامی که محققان خواص مواد داربست ها را مطالعه کردند، دریافتند که پلیمر سخت شده از نظر حرارتی و مکانیکی پایدار است. محققان همچنین با رشد نورونهای موش کشتشده از گانگلیونهای ریشه پشتی خوشهای از نورونها که نزدیک نخاع قرار دارند و حس را به مغز منتقل میکنند، سازگاری زیستی این ساختار را آزمایش کردند.
این تیم همچنین ساختار را با نورونهای حرکتی موش که در نخاع یافت میشوند و مسئول انقباض عضلانی و در نتیجه حرکت هستند، آزمایش کردند. هر دو نوع عصبی قادر به اتصال و رشد بر روی داربست بودند. محققان یکی از داربستها را به گونهای طراحی کردند که متخلخلتر باشد تا نورونها را به رشد در ساختار و همچنین بالای آن تشویق کند. ما دریافتیم که نورونها میتوانند به تمام لایههای داربست نفوذ کنند، که دیدن آن بسیار هیجانانگیز بود. هدف بعدی استفاده از این طرح به عنوان الگویی برای توسعه داربستهای آینده است که میتواند برای آزمایش در موش استفاده شود.
این تیم همچنین در حال برنامه ریزی برای آزمایش با مواد مختلف و طرحهای داربست است که میتواند برای سایر انواع آسیبها بهتر عمل کند.
با این حال، محققان اذعان کردند، این فناوری در حال حاضر برای اکثر آزمایشگاههای تحقیقاتی بسیار گران است و چاپ داربستهایی با اندازه کافی ممکن است روزها طول بکشد. این فناوری هنوز در مراحل ابتدایی خود است، اما امیدواریم که با گذشت زمان از نظر هزینه و کارایی بهبود یابد. منبع
:: موضوعات مرتبط:
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
درمان آسیب نخاعی,
ستون فقرات,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
قطع نخاع,
معلول,
معلولان,
مغز,
نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 03 دی 1400
زنگ زدم شرکت سازنده ویلچر برقیم، بعد سلام ، گفتم: ویلچرم مشکل ذغال پیدا کرده، قبل نمایشگاه همکارانتان گفتن باشه برای بعد نمایشگاه، خواستم ببینم آمادگی پذیرش ویلچر برای سرویس دارید؟ گفتن: بله، مشکلی نیست، اما حتما با هماهنگی بیایید.
گفتم: با این اوضاع احوال که قیمت همه چیز مثل طلا و دلار و رمز ارز دیجیتال، لحظهای تعین میشه، الان قیمت ذغال چقدر میشه؟. گفتن: زیاد نمیشه نگران نباش ذغال دونه ای ۲۵ هزار تومنه.
گفتم: تو نمایشگاه تجهیزات و خدمات توانبخشی معلولین، جانبازان، سالمندان قیمتها بینهایت بالا بود و با این قیمتهای نجومی دیگه دست کسی به ویلچر برقی نمیرسه و من حتی نمیتونم سادهترین و ارزان ترین ویلچر برقی را تهیه کنم. گفتن: با شرایط خاص شما (قد بلند و فلج از گردن) کمتر ویلچری مناسب استفادهی شماست. گفتن: شما از وقتی قیمتها یک پنجم اینی که هست، بود، میخواستی ویلچر بخری، بدان و آگاه باش که قیمتها درحال رشد هستن و الان بخری بهتر از سال آینده است.
گفتم: من این ویلچر را یک میلیون و هشتصد خریدم تا حالا دوبرابر خودش خرجش کردم فقط یه صندلیش شد 2و نیم میلیون و یه پوسته گیربکس شد 1و نیم میلیون.
گفتن: همین ویلچر خودت میدونی لاستیک چرخ عقبش جفتی ۲و نیم میلیون شده. گفتم: اتفاقا من نگران همین بودم چون لاستیکهای ویلچرم صاف شدن، سعی میکردم الکی بیرون نرم که یوقت پنچر نکنم، از این به بعد سعی میکنم تو خونه هم نرم و آهسته به سراغش بروم ، مبادا که ترک بردارد لاستیک چینی ویلچر تنهایی من.
پاپوش: به کجا چنین شتابان!؟ ونزوئلا؟ اوکراین؟ بلاروس؟ کنیا؟ اتیوپی؟ آرژانتین؟ یونان؟ ترکیه؟
گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سر آید...
گفتم که نان گران شد، گفتا گران تر آید!!!
گفتم ز نرخ قصاب، فریاد ما بلند است...
گفتا که گوشت کم خور، تا حاجتت برآید!!!
گفتم ز نرخ تن پوش، فریاد ای ولایت
گفتا که لنگ بر پوش، چون در یمن برآید!!!
گفتم چرا کم است این، یارانه های نقدی ....
گفتا خموش غافل، این نیز هم نیاید!!!
گفتم که از گرانی، جانم به لب رسیده....
گفتا تحملش کن، تا جان تو درآید!!!
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
اقتصادی،
پیرامون ویلچر،
:: برچسبها:
به کجا چنین شتابان,
دلار,
رمز ارز دیجیتال,
طلا,
گفتم غم تو دارم,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 26 آذر 1400
پنج شنبه 18 آذر 1400 به نمایشگاه بین المللی تخصصی تجهیزات و خدمات توانبخشی معلولین، جانبازان، سالمندان و صنایع پزشکی رفتم.
تعداد شرکتهای ارائه کننده محصولات توانبخشی نسبت به هرسال کمتر بود و کمتر از یک ساعت کامل میشد کل موجودات نمایشگاه را دیدزد.
اکثر قریب به اتفاق محصولات ارائه شده به لحاظ کارکرد قدیمی و تکراری بود. قیمتها مثل قیمت همه اجناس در کل کشور وحشتناک بود که موجب تبریک به مسئولین توانمند کشور است که اجناسمون را اینقدر با ارزش و گرانقدر نمودند.
جدیدترین و مفیدترین محصول نمایشگاه بین المللی تخصصی تجهیزات و خدمات توانبخشی معلولین، جانبازان، سالمندان و صنایع پزشکی:
ویلچر انتقال دهنده معلول با صندلی به داخل خودرو و برعکس، بدون نیاز به حرکت و جابجایی و تعویض جای معلول بود. داخل صندوق خودرو هم تجهیز میشه به دستگاه منتقل کننده قسمت زیرین صندلی ویلچر تا پس از اینکه فرد کم توان در داخل خودرو مستقر شد، همراه فرد کم توان بتونه به راحتی قسمت زیرین را به داخل خودرو منتقل کنه. بنظر من این تجهیز بینظیر و بسیار کاربردی و کارامد بود. با آرزوی موفقیت برای تولید کننده این محصول و البته آرزوی توفیق روز افزون برای مسئولین کشور در جهاد و تلاش مضاعفشون برای ارزشمند نمودن اجناس.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پیرامون ویلچر،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
خودرو معلولین،
:: برچسبها:
phonix.ir اینستاگرام,
توانبخشی معلولین، جانبازان، سالمندان,
فیلم,
نمایشگاه بین المللی تخصصی تجهیزات و خدمات,
ویدئو,
ویلچر انتقال دهنده معلول با صندلی به داخل خودرو,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 19 آذر 1400
لطفعلی خان زند یکی از افتخارات بزرگ، ایران زمین است و به گفته مورخان؛ جزو سه شاهزادهای بود که اگر زنده میماند تاریخ ایران را دگرگون میِکرد و در تاریخ بسیار به نیکی از او یاد شده است.
که متأسفانه به آن رسیدگی نشده و یک گوشه در یک اتاق کوچک در بسته قرار دارد.
آرامگاه و مقبره لطفعلی خان زند جایی است که حس میکنید هنوز از سنگ قبرش فریادهای مظلومانه مردی شنیده میشود که اگر بود و میماند، نه قاجاری باقی بود و نه تاریخ سیاه فلان الدولهها و مضحکه الممالکها...!
مردی که به تنهایی میارزد به کل سلسله غرق خیانت قاجارهای بیعرضه و بیجَنَم.
ناپلئون بناپارت در مورد جنگاوری و شمشیرزنی این بزرگ مرد لــر گفته بوده : هرگاه که در میدان جنگ این شاهزاده ایرانی؛ دست به قبضه شمشیر میبرد و به قلب سپاه دشمن میزد هزار سرباز از ترس لطفعلی خان و شمشیرش از پیش روی او پا به فرار میگذاشتند
زندگی نامه لطفعلی خان زند :
پس از کشته شدن جعفرخان سر جانشینی او بین امرای زند اختلاف بوجود آمد.بالاخره حاجی ابراهیم کلانتر فارس در نهایت فداکاری سپاهی فراهم آورد و لطف علی خان فرزند جعفرخان را که در آن تاریخ در غرب فارس می زیست به شیراز خواست و در ۱۵ شعبان سال ۱۲۰۳ ه. وی را که ۲۲ سال داشت بر تخت نشاند.
او جوانی فوق العاده خوش سیما بود. چهره ای جذاب، قامتی کشیده و اندامی باریک و قوی و چالاک داشت. وی در سواری و تیراندازی و شمشیربازی و سایر فنون سپاهیگری بی مانند و بسیار شجاع و متهور و بی باک بود. او به مناسبت جوانی و زیبایی و دلیزی و سخاوت در شیراز خیلی محبوبیت داشت.
لطف علی خان به همه کرم می کرد و هر کس برای حاجتی به او مراجعه می نمود بدون نصیب نمی ماند.با توجه به این فضایل اخلاقی و علاقه ی شدیدی که مردم فارس به سلطنت خاندان زند داشتند چنین به نظر می رسید که لطف علی خان عظمت و اقتدار زمان کریم خان را بار دیگر تجدید خواهد کرد اما با وجود حریف سرسختی چون آقا محمدخان قاجار و حوادث غیرمنتظره ای که در دوران سلطنت او روی داد این امید به یأس مبدل گردید.
لطف علی خان زند مردی بود راستگو، جوانمرد و صریح الهجه و دارای اراده ی قوی بود. لطف علی خان همانند کریم خان زند خوش خلق و دادگستر و سخی و نیک فطرت و با ترحم و نوع پرور بود و می گفت نمی توانم یک قیافه ی اندوهگین را ببینم و نمی توانم تحمل کنم که من سیر باشم وهم نوعم گرسنه وهنگامی که در شیراز بود بعضی از شب ها لباس مبدل می پوشید تا این که بتواند به طور ناشناس به کسانی که فکر می کرد نیازمند هستند کمک نماید.
درحالیکه روشنایی عصر زمستان دقیقه به دقیقه کم تر می شد محمدعلی خان قاجار، چشم از صحنه ی پیکار بر نمی داشت و یک مرتبه دید که شمشیر از دست لطف علی خان بر زمین افتاد. علت این که او نتوانست شمشیر را نگاه دارد این بود که یک ضربت شمشیر از عقب بر شانه ی راست او زدند و دست راستش مثل دست چپ از کار افتاد . همین که خان زند، از فرط درد، شمشیر را رها کرد محمدعلی خان فریاد زد او را نکشید.
.. خان زند حرکتی کرد که شمشیر خود را از زمین که مستور از خون بود بر دارد ولی نتوانست و از شدت درد و خستگی زانو بر زمین زد. همین که به او رسیدند و خواستند دستانش را از عقب ببندند از فرط دردی که از دو شانه ی مجروحش بود فریادی زد و از هوش رفت.
هنگامی که او را به پیش آقا محمدخان قاجار می بردند پالهنگ بر گردنش بستند و یک زنجیربه وزن ۱۵ کیلو دارای دو قفل که یکی به دست ها و دیگری به پاها قفل می شد به دست ها و پاهایش بستند. زنجیری که به دو پای او بسته بودند مانع از گام برداشتن نمی شد ولی اسیر نمی توانست که با سرعت گام بردارد. گو این که اگر بر پای او زنجیر نمی بستند باز هم به مناسبت ضعف نمی توانست با سرعت حرکت کند. وقتی که پیش آقامحمدخان قاجار رسید به او گفت که به خاک بیفت و سجده کن . خان زند جواب داد من فقط مقابل خداوند سجده می کنم. بر سرش زد و باو گفت بتو می گویم به خاک بیفت. لطف علی خان گفت اگر من دست داشتم تو جرئت نمی کردی بر سرم بزنی و بتو گفتم که من فقط مقابل خداوند سجده می کنم.
ولی محمد خان قاجار آن قدر بر اسیر مجروح و ناتوان فشار آورد تا این که او را بر زمین انداخت و سرش را به خاک مالید. صدای آقامحمد خان قاجار ریز بود و هرگز فریاد نمی زد اما در آن هنگام که دشمن را مقابل خود دید صدا را بلند کرد و گفت ای لطف علی می بینم که هنوز نخوت داری و غرور تو از بین نرفته است ولی من هم اکنون کاری می کنم که دیگر تو نتوانی سر را بلند نمایی. آن وقت خواجه ی دانشمند و متدین قاجار فرمان داد که عده ای از اصطبل بیایند. انسان حیران می شود که چگونه مردی چون اقا محمد خان که فاضل بود و برای اجرای احکام دین اسلام تعصب داشت و نماز او هیچ موقع قضا نمی شدیک چنان فرمان ننگین و بی شرمانه ای را داد. او به مناسب خواجه بودن عقده دائمی داشت و اطرافیانش خوب از آن موضوع آگاه بودند و هر موقع که صحبت از زن به میان می آمد طوری صحبت می کردند که گویی خواجه ی قاجار یک مرد عادی است.
عقده دائمی خواجه قاجار، بر اثر مشاهده ی جوانی و زیبایی و لطف علی خان زند منفجر شد و آن دستور ننگین را صادر کرد. کیست که نداند در آن روز لطف علی خان زند آن قدر ناتوان بود که بدون زنجیر و پالهنگ قدرت راه رفتن نداشت تا چه رسد به این که او را مقید به زنجیر نمایند و پالهنگ بر گردنش ببندند.
لطف علی خان زند که دیگر مشرق زمین شمشیرزنی چون او به وجود نخواهد آورد و خلق و خوی و لیاقت زمام داری اش او را محبوب هم کرده بود نامی درخشان از خود در تاریخ شرق باقی گذاشت ولی فجایعی که آقامحمدخان در مورد او مرتکب شد مرتبه اش را در تاریخ شرق حتی تا مرتبه ی یک شهید بالا برد. لطف علی خان زند را در اصطبل جا دادند بدون این که زنجیر از دست و پاهایش بگشایند و پالهنگ از گردنش بردارند. خان زند در آتش تب می سوخت وگاهی ناله بر می آورد و اظهار تشنگی می کرد ولی کارکنان اصطبل از بیم آقا محمدخان نمی توانستند آب به او بدهند و اسیر بدبخت و مریض که مقید به زنجیر و پالهنگ بود تا بامداد آن روز نالید. روز بعد آقامحمد خان قاجار دستور داد که لطف علی خان زند را به حضورش بیاورند. خان زند قدرت راه رفتن نداشت و دو نفر از دو طرف بازوهایش را گرفتند و او را مجبور می کردند که قدم بردارد و همین که رهایش می نمودند بر زمین می افتاد.عاقبت او را نزدیک آقامحمد خان قاجار بردند.
خواجه قاجار گفت لطف علی، بگو بدانم آیا هنوز هم غرور داری یا نه؟ سر لطف علی خان زند، بر اثر ضعف و تب روی پالهنگ خم شده بود و نمی توانست پلک دیدگان را باز کند. ولی بعد از این که آن را شنید سر را بلند کرد و پلک دیدگان را گشود و آب دهان را به طرف صورت او پرتاب کرد و گفت ای اخته ی فرومایه من از تو نمی ترسم. خان زند، بزرگترین ناسزایی را که ممکن بود به آقا محمدخان قاجار بگویند به او گفت چون خواجه ی قاجار از خواجگی خود رنج می برد و آن ناسزا با حضور تمام سرداران و بردگان به آقا محمدخان قاجار گفته شد.
آقا محمد خان لحظه ای سکوت کرد وبعد جلاد را احضار نمود و به او گفت دو تخم چشم لطف علی بیرون بیاورد. جلاد خان زند را به زمین انداخت و دست و پاهایش را که در زنجیر بود طوری با طناب بست که نتواند آن ها را تکان بدهد و بعد سه انگشت را زیر پلک چشم راستش قرار داد و تا آن جا که در بازوی خود زور داشت فشار آورد چشمی که روزی در زیبایی در بین چشمهای جوانان ایرانی نظیر نداشت از کاسه بیرون آمد وجلاد آن قدر فشار داد تا این که تخم چشم بکلی از کاسه خارج گردید. همین که جلاد خواست شروع به کار بکند آقا محمد خان از جا برخاست و به محکوم نزدیک گردید که با دو چشم خود، خروج تخم های چشم خان زند را از کاسه ها ببیند و شاید بهمین مناسبت است که بعضی نوشته اند که او با دو دست خویش تخم چشم های خان زند را از کاسه بیرون آورد. بعد از این که تخم چشم راست لطفعلی خان زند از کاسه خارج شد ، جلاد، کارد که بدندان گرفته بود به دست گرفت و الیافی را که وسیله ی اتصال تخم چشم به کاسه بودبرید و تخم چشم از کاسه به کلی جدا شد و دژخیم تخم چشم را بر زمین انداخت و انگشتان را به زیر چشم خان زند برد و در حالیکه آقا محمد خان هم چنان می نگریست آن تخم را هم از کاسه جدا کرد. وقتی تخم چشم راست او از کاسه بیرون آمد آن جوان قدری تکان خورد و نالید ولی هنگامی که تخم چشم چپش را بیرون می آورند آن جوان تکان نخورد وصدایی از وی شنیده نشد. وقتی هر دو تخم چشم لطف علی خان زند بر زمین افتاد خواجه ی قاجار گفت حالا نوبت من است که آب دهان به صورتت بیندازم و برخسار محکوم نابینا آب دهان انداخت ولی لطف علی خان زند که آب دهان بر صورتش انداختند و صدای خواجه ی قاجار را نشنید زیرا از هوش رفته بود.
همان روز که خان زند را کورد کردند آقا محمدخان قاجار گفت من نمی خواهم که این مرد بمیرد بلکه می خواهم زنده بماند و افسار بر سرش بزنند و او را در سفرها پیاده راه وادارند. ولی حال لطف علی خان طوری وخیم بود که به او گفتند که اگر مورد مداوا قرار نگیرد خواهد مرد.
خواجه قاجار دستور که زخم های دو شانه و دوچشمش را مداوا کنند تا این که زنده بماند و وی بتواند پیوسته او را مورد تحقیر قرار بدهند خواجه ی قاجار شتاب داشت که لطف علی خان زودتر مداوا شود تا این که وی بتواند آن جوان نابینا را کنار اسب خود بدواند ولی با این که زخم چشم او مداوا یافت زخم دو شانه اش معالجه نمی گردید و بیم آن می رفت که آن دو زخم، خان زند را از پای درآورد. بعد از این که زخم های لطف علی خان بهبود یافت، باز خیلی ضعیف بود زیرا که غذای کافی به او نمی دادند و او را در مکان راحت نمی خوابانیدند. مردان کرمان که همه کور بودند ولی زن ها برخی در شب های جمعه برای او قدری غذا می بردند. ولی مأمورین آقامحمدخان قاجار نمی پذیرفتد و می گفتند که اگر غیر از نان و آب به او بدهند آقا محمدخان آن ها را خواهد کشت یا کور خواهدکرد. دیگر لطف علی خان زند زیبا نبود و هرگز سر را بلند نمی کرد زیرا کسی که چشم ندارد تا این که دنیا را نگاه کند برای چه سررا بلند نماید.
با این که خان زند نابینا بود باز خواجه ی قاجار از سکونت آن جوان در جنوب ایران می ترسید و دستور داد که وی را به تهران منتقل کنند. اما در پایتخت نیز نسبت به خان زند حس کنجکاوی و ترحم به وجود آمد و مردم می گفتند که وارث کریم خان آمده است و برخی اظهار می نمودند که کوری لطف علی خان زند مانع از سلطنت او نیست هم چنان که شاهرخ کور است ولی در خراسان سلطنت می کند.
این اظهارات آقامحمدخان قاجار را متوحش کرد و هنگامی که در چمن (سلطانیه) بود برای حاکم تهران دستورحکم فرستاد که لطف علی خان زند را به هلاکت برسانند و دژخیم باتفاق دو نفر وارد زندان خان زند شدند و یک مرتبه دیگر دست های آن جوان تیره روز را بستند و دهانش را گشودند و جلاد دستمالی که گلوله کرده بود در حلقوم او نهاد و بعد یک چوب دراز روی دستمال نهاد و با یک چکش بر چوب زد تا این که دستمال در گلوی خان زند فرو برد و بعداز چند دقیقه روح از کالبد لطف علی خان جدا شد و آن جوان نابینا از مشقات زندگی رهایی یافت.
وقی جسد او را برای شستن به غسال خانه واقع در نزدیک (چهل تن) در تهران بردند به اسکلتی شباهت داشت که پوستی روی آن کشیده باشند و کسی که آن جسد را می دید فکر نمی کرد که کالبد بزرگترین شمشیرزن شرق است و دیگر روزگار شمشیرزنی چون او تربیت نخواهد کرد. پس از این این که جسد شسته شد به امامزاده زید واقع در (بازار) تهران بردند و آن جا دفن کردند بدون اینکه اثری روی قبر بگذارند. چنین مرد، شهریار زند و زمام دار روشنفکر جنوب ایران که هرگز تبسم از لبانش دور نمی شد و از لحاظ صورت و سیرت فرشته بود و هر کس که او را می دید محبتش را در دل می پرورانید.
فتحعلی شاه درباره لطفعلیخان زند گفته بوده : در این مورد مسلما اگر من به جای عمویم بودم، مرگ آسانتری برای او در نظر می گرفتم نه آنطور که عمویم او را زجر داد. او یک شیرمرد حقیقی و بزرگ بود. منبع: سرهارفورد جونز .
:: موضوعات مرتبط:
تاریخ،
:: برچسبها:
آرامگاه لطفعلی خان زند,
امامزاده زید در بازار تهران,
زندگی نامه لطفعلی خان زند,
مقبره لطفعلی خان زند,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 12 آذر 1400
از وقتی که برنامههای استندآپ کمدی پاشو به صدا و سیما باز کرد و بخشی از برنامههای تلویزیونی شد، نه که من خیلی بانمک و شیرین بیان هستم، به این فکر افتادم به هر روش ممکن برم تلویزیون استندآپ کنم. به همین دلیل شروع کردم به نوشتن متنهایی که بشه اونها را در استندآپ استفاده کرد. دیروز وقتی کسی منزل نبود تو تنهایی دوربین گوشی را روشن کردم و مثلا شروع کردم به اجرای استندآپ. 500 بار از خودم فیلم گرفتم اما هیچ کدومشون چیزی نزدیک به استندآپهایی دیدیم نبود. آدم فکر میکنه چون بعضی وقتها، بعضی جاها، بذله گویی میکنه و دیگران هم تو رودربایستی به حرفهای آدم میخندن، خیلی در زمینه طنز و کمدی هنرمند و توانمند است. اما استندآپ و اجرا واقعا کار خیلی سختیه حتی تو تنهایی برای خودت. قدیمیها تو یه خط هزارتا معنی را آوردن: کار هر بز نیست خرمن کوفتن، گاو نر میخواهد و مرد کهن. و اینکه: آواز دهل شنیدن از دور خوش است. اما من همچنان تلاش خواهم کرد تا متنهای مناسبی برای استندآپ بنویسم، شاید روزی نشسته بر ویلچر امکان اجرای استندآپ را پیدا کنم.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
طنز،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
استندآپ کمدی,
تلویزیون,
خندوانه,
صدا و سیما,
طنز و کمدی,
عصر جدید,
متن برای استندآپ کمدی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 05 آذر 1400
یک داروی جدید با موفقیت ۲۴ موش فلج شده پس از تحمل آسیب نخاعی را دوباره به حرکت درآورد.
بسیاری از ما راه رفتن را بدیهی میدانیم، اما برای بسیاری دیگر، این یک رویای تلخ است. اما ممکن است این آرزو به زودی به حقیقت بپیوندد.
بر اساس مطالعه تازه گروهی از دانشمندان نوع جدیدی از دارو را توسعه دادهاند که قادر به بازسازی سلولها است و فلج را در موشهایی که دچار آسیب نخاعی شدهاند، معکوس میکند و به آنها اجازه میدهد پس از چهار هفته درمان، دوباره راه بروند.
گام بعدی این تیم، انجام آزمایشات انسانی با اخذ مجوز از سازمان غذا و داروی آمریکا است.
سرپرست این مطالعه گفت: هدف تحقیق ما ایجاد درمانی قابل ترجمه بود که بتوان آن را به کلینیک آورد تا از فلج شدن افراد پس از ضربه یا بیماری شدید جلوگیری کند.
دانشمندان به شدت به دنبال یک درمان مناسب برای فلج نخاعی هستند و این موضوع، یک هدف دیرینه برای پزشکی مدرن است، بنابراین جای تعجب نیست که تحقیقات پیشرفته دیگری در مورد درمانهای احتمالی این مشکل نیز وجود داشته باشد. برخی دانشمندان برای تولید نورونهای جدید به سلولهای بنیادی متکی هستند، در حالی که برخی دیگر به ژن درمانی روی آوردهاند تا بدن را وادار به تولید پروتئینهای خاصی کنند که به ترمیم اعصاب کمک میکنند. گاهی اوقات نیز این پروتئینها مستقیماً به بدن بیمار تزریق میشوند.
اما ما به دنبال راهحل جدیدی بودیم که مهندسیمحورتر باشد. آنها برای تقلید از معماری ماتریس خارج سلولی که شبکهای از مولکولهاست که بافتهایی را احاطه کرده است که از عملکرد سلولی پشتیبانی میکنند، از نانوالیاف استفاده کردند. هر یک از این نانوالیاف استفاده شده توسط محققان به طرزی باورنکردنی نازک است و ۱۰ هزار برابر نازکتر از یک تار موی انسان است و متشکل از صدها هزار پپتید است که مولکولهای فعال زیستی هستند. پپتیدها سیگنالهای خاصی را برای تحریک بازسازی اعصاب ارسال میکنند. این درمان به شکل یک داروی ژلی است که ۲۴ ساعت پس از ایجاد یک برش دقیق در ستون فقرات حیوانات، مستقیماً به بافت موجود در اطراف نخاع چندین موش آزمایشگاهی تزریق شد.
چهار هفته پس از درمان، موشهایی که این درمان را دریافت کرده بودند، در واقع توانایی راه رفتن خود را مثل قبل به دست آوردند و آنهایی که تحت این درمان قرار نگرفتند، فلج شدند. اما ممکن است موشهایی که فلج ماندند، خوش شانس بوده باشند، زیرا موشهایی که میتوانستند دوباره راه بروند، کشته و تشریح شدند تا تیم تحقیقاتی بتواند آنها را برای بررسی اثرات درمان در سطح سلولی بررسی کنند.
محققان با نگاهی به نتایج، متوجه شدند که پیشرفتهای قابل توجهی در نخاع موشها بر اثر تحویل این دارو ایجاد شده است.
برای اولین بار، امتداد بریده شده نورونها که به عنوان آکسون شناخته میشوند، بازسازی شده بودند. ضمن اینکه بافت آسیب دیده اغلب به عنوان یک مانع فیزیکی برای بازسازی عمل میکند، اما در موشهایی که تحت درمان قرار گرفتند، این مسئله نیز کاهش یافته بود. همچنین به عنوان یک تقویت اضافی، لایه عایق آکسونها به نام "میلین" که برای ارسال سیگنالهای الکتریکی حیاتی است نیز اصلاح شد و رگهای خونی جدیدی که مواد مغذی را به سلولهای آسیب دیده منتقل میکنند، به وجود آمدند و نورونهای حرکتی بیشتری را قادر ساختند که زنده باقی بمانند.
این پیشرفت مهم به لطف ایجاد یک جهش خاص در مولکولها توسط محققان انجام شد که حرکت جمعی آنها را افزایش داد و توانایی آنها را برای تأثیرات گسترده بر سیستمهای وسیعتر اطراف نخاع بهبود بخشید.
سرپرست این مطالعه میگوید که گیرندههای نورونی به طور طبیعی مداوم در حرکت هستند که به این معنی است که افزایش حرکت مولکولهای درمانی درون نانوالیاف به آنها کمک میکند تا با کارایی بیشتری به اهداف متحرک متصل شوند.
این اولین ژل در نوع خود است و میتواند راه را به روی نسل بعدی مجموعهای از داروها به نام "داروهای فوق مولکولی" باز کند که یک روش درمانی را برای جمع آوری تعداد زیادی مولکول به جای تکیه بر یک مولکول به تنهایی توصیف میکند.
در حالی که آزمایشهای حیوانی بیشتری قبل از آزمایشهای انسانی مورد نیاز است، این درمان به طور بالقوه میتواند پیامدهای شگرفی برای افرادی که با آسیب نخاعی زندگی میکنند، داشته باشد. ضمن اینکه طول عمر افراد مبتلا به این نوع آسیبها معمولاً کوتاهتر از حد معمول است و تاکنون امید به زندگی آنها افزایش نیافته است، بنابراین زمانی برای هدر رفتن وجود ندارد. منبع
:: موضوعات مرتبط:
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
درمان آسیب نخاعی,
درمان مناسب برای فلج نخاعی,
سلولهای بنیادی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 28 آبان 1400
روایت است:
از امیرکبیر پرسیدند در مدت زمان محدود چگونه این مملکت را از دزد پاک کردی؟
امیرکبیر گفت: من خود دزدی نکردم و نمیگذاشتم زیردستانم دزدی کنند، آنها نیز از خشم، نمیگذاشتند زیردستانشان دزدی کنند و همینطور این روند تا انتها ادامه یافت.
اگر من دزدی میکردم تا آخرین سمت دزدی میکردند و کشور میشد دزد خانه، و همه هم دنبال دزد میگشتیم و چون همه دزد بودیم هیچ دزدی را محکوم نمیکردیم، مردم نیز هر روز گیجتر میشدند.
از معتبر بودن این روایت خبر ندارم، اما اصل موضوع کاملا درست و معتبر است.
اگر سران قوای کشوری بخواهند با بیقانونی، قانون را به شکل دلخواه خود اجرا کنند، همه بیقانونی را در جهت دستیابی به منافع خیش، پیشه میکنند. اینگونه میشود که افراد نابلد در راس امور قرار میگیرند تا منافع افرادی اندک را ارجحیت دهند بر منافع مردم کل کشور.
800 سال پیش سعدی شیرازی در این زمینه فرموده:
ندهد هوشمندِ روشن رای
به فرومايه، کارهاي خطير
بورياباف اگر چه بافنده است
نبرندش به کارگاه حرير
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
اقتصادی،
پند و اندرز،
داستانک،
تاریخ،
:: برچسبها:
امیر کبیر,
بیقانونی,
سران قوا,
سعدی شیرازی,
قانون,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 21 آبان 1400
چند آهنگ از احمد آزاد، تو گوشیم داشتم که هیچ وقت اونها را گوش نمیدادم، بنابراین هفتهی گذشته اونها را حذف کردم، عصر همون روز خبر اومد که اوشون در سن 60سالگی به دلیل ایست قلبی در هنگام ورزش، دار فانی را وداع گفت. با این خبر فکرم حسابی درگیر شد. من هم مثل خیلیها حال خوبی با ترانه ساقی اوشون در دهی60 داشتم. یادمه در اون دوران در دوره راهنمایی، وقتی سر کلاس بودم، هر ثانیه اندازه یه گوگل سال نوری کش میآمد. (حتما خیلیها میدانند که: گوگول عدد بزرگی به اندازهٔ ۱۰به توان۱۰۰ است، در واقع عدد ۱ با صد صفر است) الان اوضاع طوری شده هفتههام به سرعت برق میگذرند و باسرعت دارم بسوی فتح 50سالگی در سال جاری پیش میرم. عکسهای منتشر شده از احمد آزاد، نشانهای از پیری و چین و چروک در ظاهرش نداشت، خبر هم میگه: ایست قلبی در هنگام ورزش، این یعنی طرف از نظر جسمانی سلامت بوده. یه مقایسه کردم بین اون خوشگذران و ورزشکار با خودم که 30ساله زمینگیر و ویلچر نشین هستم. نتیجه این مقایسه چی میتونه باشه جز خواندن فاتحه.
این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
:: برچسبها:
این قافله عمر عجب میگذرد,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 آبان 1400
آزادسازی ترمز درونی نورون در بازسازی آکسون
به دنبال آسیب طناب نخاعی، اتصالات بین سلولهای عصبی در مغز و نخاع از بین میرود و دوباره رشد نمیکند. در بیماران مبتلا به ضایعه نخاعی این منجر به ناتوانی دائمی، از جمله فلج زیر سطح آسیب، و از دست دادن عملکرد حسی، مثانه و جنسی میشود.
دو مانع عمده برای بازسازی رشتههای عصبی (که به آنها آکسون گفته میشود) نورونهای سیستم عصبی مرکزی وجود دارد. اول، سلولهای عصبی ماشین آلات لازم را برای رشد مجدد شدید آکسونها روشن نمیکنند. دوم، یک سلول عصبی باید اجزای لازم را برای رشد و بازسازی از بدن سلولی به نوک رشته عصبی، که ممکن است فاصله بسیار زیادی داشته باشد، تحویل دهد.
یک همکاری چندملیتی جهانی بین گروههای متخصصان برای مطالعه جنبههای کلیدی بازسازی آکسون به منظور پیشرفت دانش و ارائه پایهای که بر اساس آن میتوان استراتژیهای درمانی بالقوه برای ضایعه نخاعی را پیش بینی کرد، به یکدیگر پیوستند و یکدیگر را تکمیل کردند. هنگام طراحی و اجرای هر نوع پروژه تحقیقاتی، یکی از مهمترین جنبهها، توسعه و استفاده از ابزارها و فناوریهای مناسب برای پاسخگویی به سؤالات پژوهشی است.
در چارچوب پروژه، چندین پیشرفت فنی رخ داد، از جمله، روشهایی را برای انجام تصویربرداری سه بعدی با وضوح بالا از بازسازی آکسون در نخاع موش بالغ بدون برش ایجاد کرد. این کار، شامل تکنیکهای پیشرفته برای ردیابی آکسونهای حرکتی حسی و قشر نخاعی ستون پشتی در طناب نخاعی موش بالغ است که ویروسهای مرتبط با آدنو را که کد میکنند، بیان میکند. سپس آکسونها زخمی میشوند، نخاع بدون برش رنگ آمیزی شده و بافت پاک میشود، و میکروسکوپ 2 فوتونی برای تعیین آناتومی 3 بعدی مسیرهای نخاعی قبل و بعد از آسیب نخاعی انجام میشود. این پروتکل ابداعی را میتوان برای روشن کردن مکانیسمهای مولکولی و سلولی، که زمینه ساز انحطاط و بازسازی سیستم عصبی هستند و برای کمک به تعیین اثربخشی درمانی درمانهای بالقوه بازسازی کننده عصبی استفاده کرد. با توجه به اینکه نیازی به برش بافت نیست، این پروتکل ارزیابی صریح بازسازی را امکان پذیر میکند و سرعت انجام آنالیزها را به میزان قابل توجهی افزایش میدهد. این پیشرفت فنی عمده تأثیر مثبتی بر کار سایر گروهها دارد.
قبلاً «مثبت کاذب» در زمینه بازسازی آکسون وجود داشته است، تا حدی به دلیل محدودیتهای فنی تکنیکهای قبلی که تشخیص اینکه آیا آکسونها واقعاً بازسازی شدهاند یا به سادگی پس از آسیب در امان ماندهاند، دشوار است. این تکنیک به ما، همکارانمان در پروژه و به طور کلی در زمینه این امکان را داد تا بر این مشکلات غلبه کنیم و به سرعت و بدون ابهام بازسازی آکسون را پس از آسیب نخاعی تجزیه و تحلیل کنیم. منبع
:: موضوعات مرتبط:
بدون دسته،
:: برچسبها:
آزادسازی ترمز درونی نورون در بازسازی آکسون,
آسیب نخاعی,
درمان آسیب نخاعی,
ستون فقرات,
سلولهای بنیادی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
قطع نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 آبان 1400
|
|