💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


سفر با ون قبل وعده صادق 4
از مزایای بزرگ شدن و به دوران بلوغ رسیدن بچه‌ها احساس خوش تیپی و تو چشم بودن است. وضعیت ما با پسر  بزرگمون همینه. ایشون مرتب برای فرم دادن به موهاش، سرشو خیس آب میکنه، حتی در سردترین روزهای زمستان، به همین دلیل تقریبا تمام سال سرماخورده است و معمولا سالی دو سه بار من را  هم مریض می‌کنه. دقیقا دوهفته پیش روز جمعه، یک روز قبل از تجاوز و حمله دشمن بی‌ریشه و  بیمار و متکبر به خاک پاک کشورمان، مجبور شدم از شدت بیماری، زنگ بزنم به سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین و بخواهم  ماشین بفرستن تا برم درمانگاه. دمشون گرم، مساعدت کردن و خارج از روند عادی و برنامه روزانه سامانه، برام سرویس ارسال کردن. فیلم این سفر با ون فیات دوکاتو، را گرفتم و توی کانال آپارات iriom.ir گذاشتم.


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون ویلچر، مناسب سازی شهر برای معلولان، خودرو معلولین، سیاحت، از امیرفرهاد و امیرسام، تاریخ، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: #رادیوکمپر, #سفر_گردشگری, سفر با ون فیات دوکاتو یک روز قبل وعده صادق 4,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

سلام فرمانده

سلام فرمانده، اگر از احوالات ما بخواهی، حال و روز ما خوب نیست، حال و روز ما خیلی بد است، افتضاح است. همه عصبی و پرخاشگر هستیم.

فرمانده. کجایی که ببینی که 40 سال است بنام اسلام ناب محمدی و انتظار فرج، در تحریم و بحران و فقر و فساد و فحشا و تورم روزانه، غرقمان نموده‌اند.

فرمانده، بیا و ببین سید علی ده نودی‌ها را فراخوانده تا در سیمای جمهوری اسلامی شاهد حکم رشد، لات‌ها و چاقوکش‌ها و قمه‌کشی و قتل و جنایت و قاچاق باشند. فرمانده، 40 سال است که در سیمای جمهوری اسلامی جز خشونت و دزدی و جنایت نشر نمی‌شود.

فرمانده، هفت تیرکشی مداح بس نبود! بود قتل همسر توسط نجفی بس نبود! چرخاندن سربریده زن جوان در شهر بس نبود؟ انداختن نوزاد در سطل زباله چیز کمی است؟ اینهمه خفتگیری و گوشی قاپی انواع آفتاب دزدی کافی نیست؟

فرمانده، بزرگترین جادوگران تاریخ بشریت در این نظام گردهم آمدند تا غیب شدن دکل نفتی و کشتی نفت کش و پول نفت و گاز و پتروشیمی و خالی شدن صندوق امانات بانک ملی و اختلاس های فوق کلان از بانک‌های صادرات(رفیق‌دوست) ملی(خاوری) و صدها مورد دیگر را رقم بزنند.

فرمانده، دیدی چگونه متروپل را روی سر ملت ایران ویران کردند.

فرمانده اینجا آنان که خود را از یاران تو و هم لباس جدات می‌دانند، در بورس و در موسسات مالی اعتباری که بنام پدرانت ثبت کردند شیک و مجلسی اموال مردم را به تاراج ‌بردند.

فرمانده، خبر دار باش که در این کشور هیچ چیز مهم نیست جز غارت و چپاول ثروت ملی و مال اندوزی و خوشگذرانی و عیاشی و خرید سیسمونی از استانبول و دبی و لندن ....

فرمانده به سیدعلی بگو که مردم شریف و دردمند و زجر کشیده ایران، او را ریشه و منشاء همه فسادها می‌دانند، مردم اعتقاد دارند سید علی با نقش اساسی که در راس قدرت و در کلیه‌ی امور دارد اگر از فساد زیر دستان خبر دارد و آنها را نادیده می‌گیرد مسئول است و اگر از فساد زیر دستان بی‌خبر است بازهم مسئول است.

فرمانده، بدان و آگاه باش در این کشور هرچه می‌کنند، بنام تو می‌کنند.

فرمانده، حرف دل همه مردم ایران بیش از 40 سال گله و شکایت و درد ناتمام است، هرکس می‌تواند اونقدر برایت بگوید که بخواهی رستاخیزی بپا کنی، اما می‌ترسم اگر انقلاب کنی بجرم نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و محاربه با خدا بازداشت و محاکمه ‌شوی.

فرمانده، می‌دانم که با درد دل‌های مردم کامت را تلخ نمودم حتی بیشتر از واقعه‌ی کربلا. العفو العفو العفو




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اقتصادی، پند و اندرز، صدا و سیما، معارف اسلامی، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: انقلاب, حرف دل همه مردم ایران, رستاخیز, ریشه و منشاء همه فسادها, سیمای جمهوری اسلامی, گله و شکایت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 خرداد 1401 ارسال نظر(0)

نکات مهم در هدیه دادن

هفت نکته مهم در خرید هدیه برای پسربچه‌ها :

در هنگام خرید هدیه برای پسر بچه‌ها، در صورت خرید اسباب بازی، حتما به سن درج شده بر روی بازی دقت کنید و متناسب با سن بچه خرید کنید. خرید هدیه برای کودکان زیاد هم سخت نیست!  حتی این ها نکات بهترین هدیه برای کودک ۶ساله می‌تواند باشد

سعی کنید در مناسبت‌ها از خرید هدایای کمک اموزشی بپرهیزید، چون باعث ایجاد ذهنیت بدی در کودک خواهد شد، ولی همین جوری می‌توانید وسایل کمک اموزشی بخرید.

اگر همزمان برای دختر بچه‌ای هم می‌خواهید هدیه بخرید حتما دقت کنید که شبیه هم نباشند. هدیه تولد برای پسر بچه متفاوت است.

اگر پس از باز کردن هدیه چهره کودک بچه خوشحال نشد، بهتان بر نخورد و سعی کنید با صحبت و بازی کردن با وی حواسش را پرست کنید.

از خریدن هدیه‌های گران و نا مناسب با سن وی فقط به دلیل اینکه دیگر هم سن و سالان وی دارند خود داری کنید. لزومی ندارد برای پسر بچه ۹ سالتان گوشی هوشمند بخرید. خرید هدیه برای کودکان نیازمند اندکی تفکر است.

از خریدن لباس برای بچه‌ها خود داری کنید، چون به هیچ وجه باعث خوشحالی وی نخواهد شد، و اگر هم مجبور شدید کفش ورزشی یا … بگیرید.

گاهی برای کادو به وی بازی در دنیای بازی‌ها را به وی کادو دهید و مطمئن باشید خوشحال خواهد شد.

هفت نکته مهم در خرید هدیه برای دختر بچه‌ها :

چون دختر بچه‌ها معمولا روحیه ارام تری دارند با خرید یک عروسک می‌توانید او را خوشحال کنید، به تناسب سنش نوع عروسک را انتخاب کنید، برای هدیه تولد برای دختر بچه  ۳ ساله خرس عروسکی و برای دختر ۹ساله عروسک باربی مثلا بگیرید

از هدیه دادن لوازم کمک آموزشی به عنوان هدیه به شدت بپرهیزید. حس خوبی به کودک نخواهد داد و خودتان هم پشیمان خواهید شد بی‌درنگ.

بر خلاف پسر بچه‌ها می‌توانید برای دختر بچه‌ها لباس بخرید، البته حتما دقت کنید که دخترانه و مثل پرنسس‌ها باشه. چیزی که دختر بچه‌ها عاشقشند. البته این نکته خرید بهترین هدیه برای کودک یک ساله موثر نیست!

لوازم مناسب نقاشی نیز برای دختر بچه‌ها عالیست. چون دختر بچه‌ها تمایل به بازی‌های آرام تر دارند مطمئنا باعث خوشحالیشان خواهد شد.

از خرید جواهرات و چیزهایی که نزد کودک ارزشی ندارند بپرهیزید. هدیه‌ای برای وی بخرید که خودش هم ارزشش را درک کند.

کادوهای تکراری در فواصل نزدیک برای وی نگیرید. هر چند شما ذاتا دوست دارید برای وی چیزی بخرید و خوشحالش کنید ولی تکراری شدن خرید کادو باعث از بین رفتن ارزش و اعبتار آن خواهد شد.

از گرفتن بازی‌های فکر برای دختر بچه‌ها بپرهیزید. دختر بچه‌ها زیاد به بازی‌های فکری و مهارتی علاقه‌ای ندارند و بیشتر بازی‌های ارتباطی رو دوست دارند. البته استثناهایی در مورد خرید هدیه‌های کوچک برای بچه‌ها هست! هم وجود دارد. خرید هدیه برای کودکان را جدی بگیرید! منبع پسوند: در هدیه دادن به کودک نکاتی‌ باید مد نظر باشه که موجب رضایت خدا و پیغمبر و کودک و والدینش، قرار بگیره.

باید توجه شود که هدیه کودک و والدین را در مقابل هم قرار ندهد. از منظر یک شکارچی یا یک نظامی یا یک قهرمان تیراندازی، بهترین هدیه برای کودک تیر و کمان و تفنگ بادی است، هر دو نیز محبوب هر کودکی هستند، آیا چنین هدایایی موجب دردسر نمی‌شوند؟




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، تجربه‌، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: تفنگ بادی, تیر و کمان, تیراندازی, رضایت خدا و پیغمبر, شکارچی, نظامی, هفت نکته مهم در خرید هدیه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 شهریور 1400 ارسال نظر(0)

تحصیل در شرایط کرونا

چند روز پیش پسرم امیرفرهاد که امسال کلاس دوم ابتدایی را شروع کرده، داشت نقاشی می‌کشید. برای اینکه تشویقش کنم، گفتم: آفرین، چه ماشین‌های قشنگی را نقاشی کردی، اگر تمرین و تلاش کنی، می‌تونی برای شرکت‌های بنز و BMW ماشین طراحی کنی.

امیرفرهاد بهم گفت: آره خیلی خوب میشه، یه BMW بزرگ طراحی میکنم و روش موتور آئودی AUDI میزارم تا قوی بشه.

تا اینو گفت، یاد شاهکارهای صنعت خودروسازی خودمان افتادم که موتور پیکان را گذاشته بودن تو اطاق پژو و موتور پژو را گذاشته بودن تو اطاق پیکان.

کلا ژن خوب ما ایرانی‌ها اعتقادی به تحقیق و توسعه و نو آوری نداره.

پاورقي: اونا که مدرسه میرفتن، هیچی از درس و مشق نفهمیدن که اوضاع مملکت اینه، الان در شرایط کرونا نه معلمی هست نه درسی نه مشقی، وای به حال آیندگان )-:




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، لينك، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: AUDI, BMW, آئودی, بنز, تحقیق و توسعه, ژن خوب, صنعت خودروسازی, نقاشی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 مهر 1399 ارسال نظر(0)

ساعت خواب کودک

تا یک سال پیش وقتی می‌شنیدیم که فلان خانواده ساعت20 شام می‌خورن و ساعت21 خوابن تعجب میکردیم!؟ چراکه خودمان ساعت24 با زور بچه‌ها را می‌خواباندیم. مدتی بود به همسرم می‌گفتم باید کم کم زمان خواب بچه‌ها را بکشیم جلوتر چون امیرفرهاد امسال باید بره پیش دبستانی و اگر خوابش کامل نباشه براش سخت میشه. با چند روز تلاش اکنون ساعت21 سفره شام جمع میشه و ساعت22 خاموشی کامله. اینطوری بچه‌ها خودشون ساعت هفت‌ونیم 8صبح راحت بیدار میشن، آمآااا هرچه زود خوابیدن برای اهل بیت سود و منفعت داشته برای بنده جز داستان بوف شب‌گرد همراه نداشته. قبلا که دیر می‌خوابیدیم من حدود ساعت2 می‌خوابیدم و 5صبح بیدار می‌شدم. حالا بعد یک ساعت قل خوردن تو رختخواب فکر می‌کنم الان ساعت حدود 5صبح باشه اما وقتی به ساعت نگاه می‌کنم می‌بینم تازه ساعت2 هم نشده. از این زمان تا وقت نماز فکر می‌کنم و چرت می‌زنم و تا زمان نماز مجبورم چندبار ساعت را نگاه کنم.

پاپوش: هیچ چیز بدتر از بی‌خوابی نیست مگر ضایعه نخاعی. و وای به روزگار من ضایعه نخاعی بی‌خواب.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: بیخوابی, پیش دبستانی, ضایعه نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 آبان 1397 ارسال نظر(0)

جوش و تاول روی دست و پا و آفت دهان در کودکان، علت، علائم و درمان

بیماری دست، پا و دهان (HFM) یک عفونت ویروسی شایع است که باعث ایجاد تاول‌های قرمز دردناک در دهان، گلو و روی دست و پاها و ناحیه‌ی پوشک کردن کودک می‌شود. بیماری دست، پا و دهان واگیردار بوده و به‌راحتی از طریق دست نشسته، مدفوع، بزاق، مخاط بینی و یا مایع درون تاول‌ها به دیگران منتقل می‌شود. کودکان زیر ۵ سال در معرض بیشترین خطر برای ابتلا به بیماری دست، پا و دهان قرار دارند چراکه این عفونت در مراکز مراقبت از کودکان، مهدکودک‌ها و دیگر جاهایی که کودکان به یکدیگر نزدیک هستند شایع است. علاوه بر تاول‌ها، کودکان معمولاً به مدت چند روز تب کرده و به دلیل احساس درد به هنگام خوردن مایعات، بدن آن‌ها دچار کم‌آبی می‌شود. علائم بیماری معمولاً در عرض یک هفته از بین رفته و کودک به‌طور کامل بهبود پیدا می‌کند. بیماری دست، پا و دهان درمانی نداشته و واکسنی برای پیشگیری از آن وجود ندارد ولی پزشک می‌تواند راه‌هایی را برای درمان خانگی به شما پیشنهاد دهد تا با استفاده از آن‌ها، راحتی کودک در طول دوره‌ی نقاهت را تأمین کنید.

علل

شایع‌ترین علت ابتلا به بیماری دست، پا و دهان آلودگی با ویروس کوکساکی ویروس A16 می‌باشد. کوکساکی ویروس متعلق به گروهی از ویروس‌ها به نام انترو ویروس‌های غیر پولیویی می‌باشد. برخی دیگر از انواع انترو ویروس‌ها نیز در برخی از موارد باعث بیماری دست، پا و دهان می‌شوند. دهان، اصلی‌ترین راه ورود کوکساکی ویروس‌ها و ابتلا به بیماری دست، پا و دهان می‌باشد. این بیماری در طی تماس افراد با یکدیگر و از طریق موارد زیر منتقل می‌شود:

  • ترشحات بینی و گلو

  • بزاق

  • مایع درون تاول‌ها

  • مدفوع

  • قطره‌های ریز پخش شده در هوا پس از عطسه و سرفه

عوامل خطر

بیماری دست، پا و دهان در درجه‌ی اول کودکان زیر سن ۱۰ سال و به‌خصوص کودکان زیر ۵ سال را مبتلا می‌کند. کودکانی که در مراکز مراقبت از کودکان هستند به‌طور خاص در معرض خطر شیوع بیماری دست، پا و دهان قرار دارند چراکه این بیماری از طریق تماس افراد با یکدیگر منتقل شده و کودکان کم سن و سال در بیشترین خطر برای ابتلا به آن قرار دارند. کودکان معمولاً با افزایش سن و تولید آنتی‌بادی‌های ضد این بیماری در اثر قرار گرفتن در معرض ویروس عامل آن، نسبت به این بیماری مصونیت پیدا می‌کنند. بااین‌حال احتمال ابتلای جوانان و بزرگ‌سالان به این بیماری وجود خواهد داشت.

علائم و نشانه‌ها

تاول‌های ایجاد شده در اثر بیماری دست، پا و دهان قرمز بوده و یک حباب کوچک حاوی مایع در سر آن‌ها وجود دارد. این تاول‌ها معمولاً افتاده و یک زخم بر جای می‌گذارند که زخمی با قاعده‌ی قرمز رنگ خواهد بود. کف پاها و دست‌ها ممکن است دچار نوعی راش پوستی شود که شبیه به لکه‌ها یا تاول‌های قرمز رنگ می‌باشد. در برخی از موارد، یک راش صورتی ممکن است بر روی دیگر مناطق بدن ازجمله باسن و یا ران‌ها دیده شود. بااین‌حال برخی از کودکان مشکلی غیر از زخم در پشت گلو نخواهند داشت. تشخیص بیماری دست، پا و دهان در کودکان (به‌خصوص کودکان بسیار کم سن و سال) درصورتی‌که زخم‌ها فقط در درون دهان و گلو ایجاد شده باشند امری دشوار است. کودکان کم و سن و سال ممکن است نتوانند به والدین خود اطلاع دهند که به گلودرد مبتلا هستند ولی درصورتی‌که کودک شما دست از خوردن و آشامیدن برداشته و یا علاقه‌ی کمتری به این کار دارد، این می‌تواند نشانه‌ای از وجود یک مشکل باشد. همچنین ممکن است کودک مبتلا به بیماری دست، پا و دهان:

  • تب داشته باشد، به درد عضلانی دچار باشد و یا دیگر علائم شبیه به آنفولانزا را نشان دهد.

  • عصبی شده و یا بیشتر از حد عادی بخوابد

  • آب دهان او به‌طور غیرارادی خارج شود (به دلیل بلع دردناک)

  • تنها به مایعات خنک علاقه نشان دهد

چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟

بیماری دست، پا و دهان معمولاً یک بیماری خفیف است که تنها به مدت چند روز باعث تب و علائم و نشانه‌های نسبتاً خفیف می‌شود. درصورتی‌که زخم در دهان و یا گلو باعث ممانعت از آشامیدن مایعات توسط کودک شما شده است، با پزشک تماس بگیرید. همچنین درصورتی‌که پس از گذشت چند روز علائم بیماری کودک شما بدتر شده‌اند با پزشک تماس بگیرید.

آیا بیماری دست، پا و دهان واگیردار است؟

بله، ویروس این بیماری می‌تواند از طریق ترشحات بینی و گلو، مایع درون تاول‌ها و مدفوع منتشر شود. این بیماری در طول هفته‌ی اولی که کودک شما علائم آن را بروز می‌دهد بیشتری میزان واگیر را خواهد داشت ولی انتقال این ویروس در هفته‌های آتی نیز امکان پذیر خواهد بود. اگر کودک شما به مهدکودک و یا مدرسه می‌رود به مسئولین اطلاع دهید که کودک شما به بیماری دست، پا و دهان مبتلا شده است. بدین ترتیب آن‌ها می‌توانند والدین دیگر کودکان را مطلع کنند تا مراقب بروز علائم این بیماری در کودک خود باشند.

کودک خود را در خانه نگه دارید اگر:

  • تب دارد

  • به‌اندازه‌ی کافی سالم به نظر نمی‌رسد که بتواند در کلاس مشارکت کند

  • آب دهان او بیش‌ازحد بیرون می‌ریزد

  • بدن او تاول زده است (که معمولاً در عرض هفت روز خشک می‌شوند)

  • شاخص‌های مدرسه برای نگه داشتن کودک بیمار در خانه را دارد.

اگر مطمئن نیستید که کودک شما چه زمانی باید به مدرسه یا مهدکودک بازگردد، با پزشک او گفتگو کنید.

عوارض

شایع‌ترین عارضه‌ی بیماری دست، پا و دهان، کم‌آبی بدن است. این بیماری می‌تواند باعث ایجاد زخم در دهان و گلو شده و درنتیجه عمل بلع را دردناک و دشوار کند. کودک خود را به دقت تحت نظر داشته و مطمئن شوید که در طول دوره‌ی بیماری، او به‌اندازه‌ی کافی مایعات می‌خورد. درصورتی‌که کم‌آبی بدن شدید باشد، ممکن است تزریق وریدی (IV) مایعات ضروری باشد. بیماری دست، پا و دهان معمولاً یک بیماری خفیف است که تنها به مدت چند روز باعث تب و علائم و نشانه‌های نسبتاً خفیف می‌شود. نوع خاص و نادری از کوکساکی ویروس می‌تواند مغز را درگیر کرده و عوارض دیگری را ایجاد کند:

  • مننژیت ویروسی: این بیماری یک عفونت نادر و التهاب غشاهای (مننژ) احاطه‌کننده‌ی مغز و نخاع و مایع مغزی نخاعی می‌باشد.

  • انسفالیت: این بیماری شدید و احتمالاً کشنده یک التهاب مغزی در اثر آلوده شدن با ویروس می‌باشد. انسفالیت عارضه‌ی نادری است.

درمان

در صورت وجود درد و یا عصبی شدن کودک می‌توانید به او استامینوفن و ایبوپروفن بدهید. هیچ‌گاه به کودکان یا نوجوانان آسپرین ندهید. این کار می‌تواند سبب بروز عارضه‌ای نادر ولی جدی به نام سندرم ری شود. خوراکی‌های سرد مانند بستنی، یخ در بهشت و یخمک می‌توانند با بی‌حس کردن ناحیه مفید واقع شده و روش درمانی خوشایندی برای کودکانی با دشواری‌های بلع باشند (حتی برای کودکانی بدون مشکل بلع!). از مصرف نوشیدنی‌های داغ، نوشابه و خوراکی‌های اسیدی (آب مرکبات، سس گوجه و غیره) خودداری کنید چراکه این خوراکی‌ها می‌توانند درد را تشدید کنند. کودکان مبتلا به تاول بر روی دست و پاها باید این نواحی را تمیز و در معرض هوا نگه دارند. پوست این نواحی را با آب ولرم و صابون شسته و آن را خشک‌کنید. اگر یکی از تاول‌ها ترکید، مقداری پماد آنتی‌بیوتیک بر روی آن مالیده و آن را با یک چسب زخم کوچک بپوشانید تا از عفونی شدن زخم جلوگیری شود. مطمئن شوید که کودک شما مقادیر کافی مایعات می‌نوشد تا آب بدن او کم نشود. اگر کودک شما عصبی باقی‌مانده، نمی‌توانید او را آرام کنید، تنبل شده و یا علائم بیماری او در حال بدتر شدن هستند، با پزشک تماس بگیرید. همچنین در صورت مشاهده‌ی علائم کم‌آبی بدن مانند خشک و چسبنده شدن دهان، خشک شدن چشم‌ها و کاهش میزان ادرار، با پزشک تماس بگیرید.

پیشگیری

برای پیشگیری از انتشار بیماری دست، پا و دهان، کودک خود را تا زمانی که تب داشته و یا تاول‌ها بر روی پوست یا دهان او وجود دارند به مدرسه یا مهدکودک نبرید. شستشوی دست‌ها بهترین راه برای پیشگیری است. به همه‌ی افراد خانواده‌ی خود یادآوری کنید تا دست‌های خود را به‌طور مکرر و کامل بشویند به‌خصوص پس از رفتن به دستشویی و یا تعویض پوشک کودک و همچنین قبل از آشپزی یا غذا خوردن. اسباب‌بازی‌های موجود در مراکز مراقبت از کودکان باید به‌طور دائم با استفاده از مواد ضدعفونی تمیز شوند چراکه بسیاری از ویروس‌ها می‌توانند به مدت چند روز بر روی اجسام زنده بمانند. منبع




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، پزشکی و درمان، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: بیماری, بیماری جوش و تاول و دست، پا و آفت دهان در کودکان، علت، علائم و درمان, عفونت, مغز و نخاع و مایع مغزی نخاعی, واگیردار,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 خرداد 1397 ارسال نظر(2)

اندر احوالات ما

این روزها الکی مشغولم. از صبح بعد نماز تا ساعت یک شب که می‌خوابیم مدام فکرم مشغوله. وضعیت خانواده شکر خدا خوبه. هفته‌ای که گذشت امیرسام یک‌ساله شد. امیرفرهاد سه‌سال و نیم داره، شکر خدا پسری باهوش و پر جنب‌وجوشی هست. فرزند گرما و انرژی و امید و نور خانه است، اما تو سن بالا فرزند دار شدن یکم سخت و خطرناکه، برای کودک و والدین. اختلاف فکری بین نسل‌ها خیلی زیاده و خیلی باید تلاش کرد که این اختلاف کم بشه. سعی میکنم مدام کودکی خودم را بیاد بیارم و یا خودم را جای اون قرار بدم و از این راه به درک درستی از امیرفرهاد برسم. خدایا به دوستانم سلامتی کامل و به ما اعصاب پولادین و صبر ایوب عنایت کن.

از دوستان دعوت میکنم عضو کانال تلگرامی آشپزی لذیذها بشن، پر از ویدئو کلیپ‌های آموزش آشپزی هست من که دوستش دارم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آشپزی, آموزش آشپزی, اختلاف فکری بین نسل‌ها, کانال تلگرام, ویدئو کلیپ,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 دی 1395 ارسال نظر(3)

داستان سرایی برای امیرفرهاد

گاهی امیرفرهاد میاد پیشم و میخواد عکس‌های توی کامپیوتر را ببینه، منم عکس‌هایی را که برای بک‌گراند کامپیوتر جمع کردم را بهش نشون میدم. گاهی در هنگام دیدن عکس‌ها امیرفرهاد میخواد که عکس‌ها را براش توضیح بدم، منم با هر موضوع عکس یه داستان درست میکنم و براش تعریف میکنم. توی داستان‌هام عکس‌ها را توضیح میدم و نکته‌های مهم اخلاقی و تربیتی و اونچه را که دوست دارم که بهش توجه داشته باشه را می‌گنجانم و در قالب داستان اون عکس‌ها براش توضیح میدم. مثلا یه داستانی که براش تعرف کردم از روی عکس درخت‌های کوچک و بزرگ و درخت‌ها در فصل‌های مختلف بود. اسمش را گذاشتم قصه درخت بخشنده و مهربان. یه داستان دیگه که خیلی هم دوست داره قصه‌ی آسیاب بادیه که این داستان خودش ده تا داستان تو دلش داره و وقتی این داستان را براش تعرف میکنم اونقدر از این داستان به اون داستان میریم که فوری خسته میشه و خوابش میبره. در این داستان کارکرد آسیاب بادی را براش توضیح کامل میدم ، قصه آقای کشاورز که گندم می‌کاره و بعد برداشت، گندم‌ها را میده آقای آسیابان تا اونها را آرد کنه بده آقای نانوا و....قصه ادامه پیدا میکنه و میرسه به فرزندان شخصیت‌های داستان که همه درس میخونن و میرن دانشگاه و هرکدام شغلی برای کمک به خانواده و مردم انتخاب می‌کنند. مثلا پسر بزرگ آقای آسیابان و آقای کشاورز که با هم دوست بودند و تو کارها به پدرانشان کمک میکردند از کار سخت و زیاد و خسته کننده پدرانشان ناراحت بودن برای همین تصمیم گرفتن که اونقدر درس بخونن که بتونن کار پدرانشون را آسان کنند. اونها درس خوندن و پسر آسیابان دکتر مکانیک شد و یه آسیاب‌بادی جدید ساخت که برق تولید میکرد و برق آسیاب را می‌چرخاند و اینطوری آسیاب می‌تونست گندم زیادی را آرد کنه و پسر کشاورز هم دکترای کشاورزی گرفت و کشاورزی باباش را مکانیزه کرد و .....

پيآمد: اوایل که برای امیرفرهاد قصه می‌گفتم اونقدر مغزم خسته میشد که خودم تا ته قصه ده بار خوابم میبرد.

سیگنال های مایع مغزی نخاعی رفتار سلول های بنیادی را در مغز کنترل می کنند




:: موضوعات مرتبط: لينك، پند و اندرز، داستانک، هنری، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آسیاب بادی, آسیابان, بک‌گراند, داستان‌, داستان سرایی, عکس‌های, قصه, کامپیوتر, کشاورز, نانوا, نکته‌های مهم اخلاقی و تربیتی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 مرداد 1395 ارسال نظر(1)

برای امیرسام 2

داستان سام وزال

سام نریمان یکی از پهلوانان بزرگ ایران زمین بود. او سال‌ها بود که انتظار می‌کشید و در دلش آرزو می‌کرد که فرزندی داشته باشد. خدای بزرگ آرزوی او را برآورده کرد و همسرش پسری به دنیا آورد. امّا ... وقتی که این فرزند به دنیا آمد همه ازدیدن آن بچه  تعجب کردند. فرزند سام بسیار زیبا بود، اما تمام موهایش سفید بود. کسی جرأت نداشت که به سام پهلوان خبر دهد که فرزند او پیر به دنیا آمده است. در آن زمان هنوز کسی چنین چیزی ندیده بود. کودک دایه‌ای داشت که خیلی شجاع بود. ترس را کنار گذاشت و به او گفت: ای سام پهلوان!  مبارک باشد! به شما مژده می‌دهم که آن چیزی را که از خدا می‌خواستی به تو داده است. فرزند شما بدنی مثل نقره دارد و صورتش مثل بهشت است. او هیچ مشکلی ندارد و سالم است، فقط ... فقط موهایش سفید است و .. سام از شنیدن این خبر بسیار ناراحت شد. به سوی بچّه رفت و او را دید، کودک صورتی سرخ و زیبا داشت امّا موهایش مانندبرف سفید بود. با دیدن او از زندگی ناامید شد. از حرف‌هایی که ممکن بود پهلوانان دیگر پشت سرش بزنند ترسید. خشمگین شد. او با خود گفت: این کودک مانند بچه‌ی یک انسان نیست، او چشم‌هایی  سیاه مانند شیطان دارد، اگر پهلوانان دیگر بیایند و این بچه را ببینند به آنها بگویم که این بچه‌ی دیو مال کیست؟ سام دستور داد که کودک را ببرند و تا می‌توانند از آن جا دورش کنند. کوهی بسیار بلند در اطراف آن جا بود که البرز نام داشت. سربازان سام کودک را در پایین کوه رها کردند و رفتند. کودک بی گناه شب و روز در آن جا افتاده بود وگریه می‌کرد. در آن کوه پرنده‌ای به نام سیمرغ زندگی می‌کرد. روزی سیمرغ برای پیدا کردن غذای فرزندانش به پروازدر آمد. کودک شیر خوار را دید. خدای بزرگ در دل سیمرغ محبت آن کودک را جا داد و او به فکر خوردن بچه نیفتد. او بچه را با چنگال هایش گرفت و به لانه‌ی خودش برد.  او آن کودک را مانند فرزندان خودش بزرگ کرد. آن کودک در آنجا رشد کرد و بزرگ شد و تبدیل به مرد نیرومندی گشت. او مثل پهلوانان بزرگ شده بود و همان طور که هیچ خوب و بدی در جهان پنهان نمی‌ماند نام این پهلوان قوی هم در اطراف به گوش همه رسید. شبی از شب‌ها سام پهلوان که خوابیده بود در خواب دید که مردی سوار براسب پیش او آمد و به او مژده داد که فرزندی که تو از پیش خودت دور کردی  تبدیل به یک مرد نیرومند شده است. سام وقتی از خواب بیدار شد با خود فکر کرد که آیا ممکن است فرزندش بعد از این همه سال زنده باشد؟ بزرگان و پیران  به او گفتند: تو در برابر هدیه‌ای که خداوند به تو داد ناشکری کردی و تنها به خاطر موی سفیدش او را دور انداختی. حالا تو باید برای پیدا کردن او تلاش کنی. از خدا  خواهش کن که تو راببخشد. سام به سوی کوه البرز رفت و به جست و جو پرداخت تا شاید دوباره فرزندش را پیدا کند. او در بالای کوه لانه‌ی سیمرغ را دید. مرد جوانی را دید که در اطراف آن لانه رفت و آمد می‌کند. آن مرد بسیار به سام شبیه بود. سام فهمید که این مرد فرزند خودش است. سرش را بر زمین گذاشت و از این که هنوز فرزندش زنده بود خدا را شکر کرد. خدای بزرگ در آن کوه دورافتاده  آن کودک را زنده نگه داشته بود و این  نشان می‌داد که خدا چه قدر توانا است. سیمرغ وقتی آن انسان‌ها را پایین کوه دید فهمید که چه کسانی هستند و به دنبال فرزند سام آمده‌اند. به او گفت: ای کسی که در این آشیانه رنج فراوان برده‌ای، من مانند یک مادر تو را بزرگ کردم. تو را دستان نام گذاشتم چرا که پدرت با تو دستان و بندی برای خود ساخته بود و اسیر بدی‌ها شده بود. پدرت پهلوان بزرگی است و آمده تا تو را با خود ببرد، حالا من باید تو را بردارم و پیش پدرت ببرم. این پر من را همیشه همراه داشته باش، اگر هر زمان سختی برای تو پیش آمد آن را آتش بزن من ظاهر می‌شوم و به تو کمک می کنم. دستان از شنیدن این حرف‌ها خیلی  غمگین شد و اشک به چشمش آمد. سیمرغ با ناراحتی دستان را برداشت و پرواز کرد و او را به سلامت پیش پدرش آورد. سام وقتی فرزندش را دید شروع به گریه کرد. سرش را در برابر سیمرغ پایین آورد و از او تشکّر کرد. سام سر تا پای فرزندش را نگاه کرد و دید که او چه پهلوان نیرومندی شده است. به فرزندش گفت: ای فرزند من، با من مهربان باش. من را ببخش واز گذشته یادی نکن. با خدای بزرگ قرار گذاشته‌ام که دیگر هیچ وقت با تو نا مهربانی نکنم. همیشه در برابر خوب و بد از تو نگهداری کنم. از این به بعد هر کاری تو بخواهی می‌کنم. آن وقت لباس پهلوانی برتن او کردند و از کوه پایین آمدند. سام نام دستان را زال گذاشت. همه‌ی مردم از شنیدن خبر پیدا شدن فرزند سام خوش حال بودند و شادی می‌کردند، و این گونه بود که به خواست خدای دانا و توانا زال به آغوش پدرش بازگشت.




:: موضوعات مرتبط: پند و اندرز، داستانک، هنری، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: البرز, پهلوان, دستان, زال, سام, سیمرغ, نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 مرداد 1395 ارسال نظر(0)

برای امیرسام 1

داستان زندگی سام پدر بزرگ رستم در سام نامه خواجوی کرمانی

سام از دختر پادشاه بلخ بدنیا می‌آید، به 14 سالگی می‌رسد او در دربار منوچهر شاه در کنار پهلوانان او در لشگر قرار می‌گیرد روزی به قصر عالم افروز پری دعوت می‌شود و در سراپرده‌ی او با دیدن تصویری رویایی از دختری بنام پری دخت که دختر پادشاه چین است مدهوش می‌گردد یک دل نه بلکه صد دل عاشق و شیفته‌ی او می‌گردد بنابراین به قصد چین رهسپار آن دیار می‌شود ودر راه از کوه‌ها و سرزمین‌های موهومی می‌گذرد و با دوستانی مثل قلواد و قلوش و فرهنگ دیو آشنا می‌گردد سرانجام به دریای چین می‌رسد و با زنگیان و بومیان آدمخوار آن منطقه روبرو می‌گردد که رئیس آنها سمندان زنگی است سام برای رهایی قلواد سمندان را نابود می‌کند و از آنجا راهی خاور زمین می‌شود و در راه با اژدهایی بزرگ روبرو می‌شود و آن را از پای در می‌آورد به دژ گنجینه می‌رسد و با ژند جادو پیکار می‌کند و او و برادرش مکوکال دیو را نابود می‌سازد و پری نوش که دختر خاقان چین است و در دست ژند جادو اسیر بوده آزاد می‌سازد و پری نوش دلبسته و عاشق سام می‌گردد وقتی به سرزمین خاور می‌رسد که ملک ضیمران شاه فوت شده و طبق آداب و رسوم اهالی این سرزمین اولین کسی که به شهر وارد شود تاج و تخت پادشاهی را به او  می‌سپرند بنابراین سام را بعنوان پادشاه می‌پذیرند سام قلواد را وزیر خود می‌کند و شمسه دختر ضیمران شاه خاوری نیز دلبسته و عاشق سام  می‌شود در این زمان که پری نوش از دست ژند جادو آزاد شده بود به نزد پری دخت رفته و از سام تعریف‌ها می‌کند و سام وقتی به دربار فغفور چین می‌رسد پس از اجرای مراسم پذیرایی ناگهان پری دخت را می‌بیند و بیهوش می‌گردد که در این زمان پری دخت به پری نوش می‌گوید: پری نوش را گفت ای پر فریب       چه کردی که بردی زجانم شکیب

سام پس از مهمانی یک شب به دیدن پری دخت به سراپرده‌ی او می‌رود و نگهبان مراقب قصر را از پای در می‌آورد و به قصر وارد می‌شود با اولین شعاعهای خورشید در صبح دم از قصر پری دخت خارج می‌گردد که دهقان پیری او را مشاهده می‌کند بنابراین سام دهقان را از پای در می‌آورد و به صحرا می‌گریزد. شاه واقعه را متوجه می‌شود و با طرح نقشه‌ای با داروی بیهوشی سام را دربند می‌کشد و او را در چاهی زندانی می‌کند. در این میان قمر رخ دختر سهیل قلعه دار که شیفته و عاشق سام شده است بدیدن سام می‌آید و او را شبانه آزاد می‌کند. سهیل قلعه دار دخترش را از ترس فغفور تنبیه سختی می‌کند که منجر به مرگ او می‌شود. ناگفته نماند که در کل داستان سام از دست دسیسه هایی از سحر و جادوی عالم افروز پری به علت تن ندادن به عشق او امان ندارد. در این زمان بادسیسه‌ی عالم افروز پری، پری دخت به صندوقی وارد می‌شود و او را به رودخانه می‌اندازد و از سوی دیگر عالم افروز سام را به عشق خود دعوت می‌کند و از پری دخت منصرف می‌سازد و بارها بین سام و فغفور چین جنگهایی در می‌گیرد و بسیاری از سرداران جنگی او نابود می‌شوند بنابراین با دسیسه‌ایی سام را با نهنکال دیو روبرو می‌کند و جنگهای سختی بین آنها در می‌گیرد و سام در این جنگها پیروز می‌شود و از دست طلسمات عالم افروز هم خلاصی می‌یابد این بار فغفور دخترش را در سردابه‌ای زندانی می‌کند و خبر مرگش را در سراسر آن سرزمین پخش می‌کند. دختر پادشاه پریان در این زمان به آزادی پری دخت می‌آید و هر دو دچار غول ابرها می‌شوند و در کوه فنا زندانی و اسیر می‌گردند سام برای آزادی پری دخت راهی کوه فنا می‌شود و دراین راه با دیو رهدار، مرغ افسانه‌ای و کلاب پادشاه سرزمین سگساریان و گوش نیمه تن پادشاه سرزمین نیمه تنان و سمندان نگهبان کوه آذر روبرو شده و آنان را از پای در می‌آورد سپس به سرزمین شدادیان وارد شده با زرینه بال و طلاج جادو و ارقم دیو و قهقهام و شدید پسر شداد روبرو شده و مجبور به مبارزه می‌شود و آنان را می‌کشد. با عوج بن عنق و مادرش خاتوره روبرو می‌شود و در مبارزه سحرهای آنان را نابود و خاتوره را می‌کشد وعوج بن عنق (که می‌گویند هزار سال بعد توسط حضرت موسی‌ع در سرزمین مصر نابود گردید) متواری می‌گردد. سپس سام با اهرن دیو و خرطوس از سپاهیان شداد مواجه می‌شود و با شکست آنها شداد عاد را به دار مجازات می‌آویزد. سام به طلب پری دخت وارد کوه فنا (کوهی که به عقیده‌ی قدما دور تا دور زمین را فرا گرفته است) می‌شود و به شهر زنان وارد می‌شود (ناگفته نماند که هر یک از شخصیت‌های فوق که به دست سام از بین می‌روند و یا شهر زنان خود داستان زیبایی دارند) و پس از عبور از شهر زنان به منطقه‌ی ابرها می‌رسد و با توطئه ابرها روبرو می‌شود سرانجام پیروزمند پری دخت را آزاد نموده و در بازگشت با جنگی فغفور را شکست می‌دهد و قمرتاش را به جای او می‌نشاند و در خاور زمین قلوش را بر تخت پادشاهی می‌نشاند و به ایران زمین می‌آید و ابرها را در بند تحویل منوچهر شاه می‌دهد. با پری دخت ازدواج نموده و زال بدنیا می‌آید.




:: موضوعات مرتبط: داستانک، هنری، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: افسانه, بومیان آدمخوار, پدر بزرگ, جادو, حضرت موسی‌, رستم, زال, سام, شهر زنان, طلسم,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 تیر 1395 ارسال نظر(0)

انتظار بسر آمد

عکس امیرفرهاد و امیرسام زندیبرای اولین بار در آمریکا از تزریق مستقیم سلولهای بنیادی به طناب نخاعی بیماران برای درمان آنها استفاده شده است. پزشکان سلولهای بنیادی مشتق از بافت جنین هشت هفته‌ای را به نخاع مرد 60 ساله‌ای که دچار بیماری ALS پیشرفته بود، پیوند کردند. این برنامه بخشی از مطالعه بالینی بود که برای تعیین بی‌خطر بودن تزریق سلولهای بنیادی به نخاع انجام شد. این بیمار در مطالعات بالینی چندین بار مورد تزریق مستقیم عکس امیرفرهاد و امیرسام زندیسلولهای بنیادی به ناحیه کمری نخاعش قرار گرفت. این ناحیه بدین دلیل انتخاب شده که عملکرد پاها را کنترل می‌کند و اغلب بیماران مبتلا بهALS عملکرد عضلانی پاهایشان را ازدست می‌دهند. محققین می‌گویند که پیش از این نیزچندین مطالعه به تزریق سلولهای بنیادی به بیماران ALS‌ پرداخته بودند ولی این اولین باری است که از سلولهای بنیادی جنین برای درمان استفاده می‌شود و این درمان مورد تایید FDA‌ نیز واقع شده است. این سلولهای بنیادی ویژه که از طناب نخاعی جنین هشت هفته‌ای مشتق شده‌اند، در واقع سلولهای بنیادی عصبی هستند که توانایی تمایز به سلولهای عصبی را دارند. آن چه که باید در مورد این سلولهای بنیادی مشتق از جنین بدانیم این است که این سلولها با سلولهای بنیادی جنینی که به طور متداول می‌شناسیم و از تخریب جنین‌ها بدست می‌آیند فرق می‌کنند. منبع پاورقي: پس از هفته‌ها انتظار بالاخره مهمان عزیزمان از راه رسید. آمد تا گرمای خانواده‌مان را بیشتر کند. آمد تا برادری کند برای امیرفرهاد. آمد تا امیری دگر باشد در جمع مان. امیرسام زندی فرزند عزیزم خوش آمدی به دنیا و زندگی ما.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اخبار ترميم نخاع، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: ALS, امیرسام, امیرفرهاد, پیوند, زندی, سلول بنیادی جنین, سلولهای عصبی, طناب نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 دی 1394 ارسال نظر(10)

مهمانه سال نوی میلادی

این روزها ما منتظریم، آخه قراره برامون مهمان بیاد، امیری عزیز، مانی و مانا همراه با شادی و جلال و شکوه.

مهمانی که اصلا مهمان نیست، بلکه صاحب خانه است.

حتما برامون خیر و برکت و روزی بسیار فراوان خواهد آورد.

شکرت خدای بخشنده و مهربان و روزی ده.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، شاد زیستن، ازدواج معلولین، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: مهمان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 دی 1394 ارسال نظر(9)

ترمیم ضایعه نخاعی

جراحی ترمیم ضایعه نخاعی و احیای آن، نخستین بار با روش کاشت سلول‌های بنیادی در چین اجرا شد. در این روش، آن قسمت از نخاع که آسیب دیده به طور کامل بریده و به جای آن سلول بنیادی کاشته می‌شود. قرار است در آینده، این عمل جراحی روی پنج تن دیگر نیز اجرا شود. هنوز نتیجه قطعی جراحی نخست مشخص نیست و تا چندی دیگر نتیجه اعلام می‌شود. مدیر بخش جراحی ستون فقرات و نخاع تاکید کرد: پس از نخستین جراحی، ما با کمک الکتروفیزیولوژیک، به طور کامل محل آسیب دیده را که (دو و هشت دهم) سانتیمتر بود، بریدیم و پس از آن، یک اِستنت (لوله توری مصنوعی از جنس فلز٬ قرار داده شده در یک گذرگاه یا مجرایی طبیعی در بدن) قرار دادیم و سلول‌های بنیادی را هم آنجا کاشتیم تا رشد کند. یک پژوهشگر در موسسه ژنتیک و زیست شناسی در این باره گفت: اعصاب نخاعی، همچون یک دسته سیم در کابل هستند. بنابراین ما الیاف کلاژنی طراحی کردیم که همچون یک پل ، اعصابِ از هم گسیخته را به هم متصل کند. سلول‌های بنیادی با عملکرد ویژه خود می‌توانند آن قسمت آسیب دیده نخاع را بازسازی و احیا کنند و به طور کامل ضایعه برطرف شود. منبع این خبر

پاپوش: هنوز چیزی نشده یک ماه از بهار گذشت!؟ این یعنی اینکه داریم به سرعت به خط پایان میرسیم!؟! خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار.

 دانلود سخنرانی تربیت فرزند و فرزند پروری استاد حورایی




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك، تکنولوژی، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: ترمیم ضایعه نخاعی, جراحی, ستون فقرات, کاشت سلول بنیادی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 فروردین 1394 ارسال نظر(5)

آموزش با لذت و شادی

از زمانی که فهمیدیم خداوند متعال امیرفرهاد را بهمون عنایت فرموده رعایت خیلی چیزها را کردیم، از آن جمله شنیدن موسقی بود. همونطور که نمیشه ساختمان را از طبقه دوم ساخت، نمیشه در ابتدا هر نوع موسقی را بخورد بچه داد. اگر گوش و ذهن بچه را با موسقی پایه و زیربنایی آشنا کنیم دیگه جای نگرانی از این بابت نخواهد ماند. امیرفرهاد اتومبیل خیلی دوست داره، من هم از این علاقه او برای آموزش رنگ‌ها استفاده کردم و با عکس انواع اتومبیل (تریلی-وانت-سواری-مسابقه‌ای-جدید-قدیمی و طراحی) در رنگ‌های متنوع سه فتوکلیپ با سه آهنگ کلاسیک از سه آهنگ ساز بزرگ ساختم. خوشبختانه امیرفرهاد هر سه فتوکلیپ را بسیار دوست داره و اصلا از دیدنشون سیر نمیشه و هنگام  تماشا مرتب میخواد که براش توضیح بدیم که داستان هر عکس چیه. یکی از فتوکلیپ‌ها را با آهنگی معروف و زیبا با نام پل رودخانه کوای که روی فیلمی به همین نام است ساختم. حتما این مارش را از اینجا گوش‌کنید، مطمئن هستم این آهنگ را بسیار دوست‌دارید. یکی دیگر از فتوکلیپ‌ها را با مارشی از آهنگساز معروف یوهان اشتراوس درست کردم این مارش را Radetzky.March.Op.228 میتونید اینجا گوش کنید. فتوکلیپ آخر را با یکی از معروف‌ترین آهنگ‌های ولفگانگ آمادئوس موتسارت Eine kleine Nachtmusik- Serenade No. 13 in G major درست کردم این موسقی کلاسیک را از روی این لینک بشنوید.

پسوند: از وقتی موبایل‌های لمسی و صفحه عریض که مجهز به انواع نرم‌افزار هستن همه‌گیر شدن، خواننده‌های وبلاگ رفتن توی گروه‌ها و شبکه‌های موبایلی، اینجاست که باید گفت: مجری محترم فیلترینگ شرکت مخابرات هم‌اکنون نیازمند یاری سبزتانیم.

عکس امیرفرهاد درحال تماشای فتوکلیپ اتومبیل: یک - دو - سه




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، لينك، تجربه‌، هنری، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آهنگ کلاسیک, اتومبیل, انواع, بچه, پایه و زیربنایی, پل رودخانه کوای, تریلی, ذهن, ساخت فتوکلیپ, ساختمان, سواری, شرکت مخابرات, شنیدن موسقی, عکس, فیلترینگ, گروه‌ها و شبکه‌های اجتماعی, گوش, لمسی, مارش, موبایل, وانت, ولفگانگ آمادئوس موتسارت, یوهان اشتراوس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393 ارسال نظر(9)

موسیقى و تاثیر آن بر جنین و نوزاد و کودک

موسیقی بر رشد جنین و همچنین رشد نوزاد تأثیر می‌گذارد و به بهبودی نوزدان پس از زایمان کمک می‌کند. این تأثیرات شامل بخش تفکر، خلاقیت و مهارت‌ها و آموختن آنها می‌شود. تقویت قدرت شنیداری، تکلم، حافظه، منطق نوزاد از تأثیرات دیگر موسیقی کلاسیک است. جنین انسان، پس از گذشت ۲۰هفته مى‌تواند صداهاى خارج و موسیقى را بشنود. نوزادن مى‌توانند آنچه را كه قبل از بدنیا آمدنشان شنیده‌اند، ۱۲ماه پس از تولد به خاطر آورند و در برابر آن واكنش نشان دهند. فركانسهاى بم و باس بهتر مى‌توانند براى جنین قابل شنیدن باشند.

موسیقى‌هاى كلاسیك بخصوص موسیقى موتسارت بهترین تأثیر را بر جنین و كودك دارد. موسیقى پس از تولد كودك و بخصوص تا قبل از سن ۷سالگى تأثیر بسیار زیادى در پرورش هوش و حافظه كودكان دارد. دو فیزیكدان متخصص پرورش حافظه ده دقیقه از ابتداى سونات نابغه بزرگ موسیقى كلاسیك ولفگانگ آمادئوس موتسارت را براى گروهى اجرا كردند و نتیجه‌اى كه یافتند، افزایش موقتى حافظه آنها بود. دلیل آنكه تأكید بسیار زیادى بر موسیقى موتسارت بخصوص براى جنین شده است آن است كه ریتم موسیقى او ۶۰بار در یك دقیقه است كه ضربان قلب كودك نیز با این ریتم برابرى مى‌كند و بسیار شبیه و همگون است و به همین جهت موسیقى موتسارت تأثیر بسیار زیادى برجنین و كودك مى‌گذارد. همانطور كه قبلاً هم گفتیم آرامش و موسیقى كلاسیك در روحیه كودك و جنین تأثیر مثبت بیشترى دارد تا یك موسیقى پر تلاطم.

ثابت شده: موسیقی کلاسیک دوران باروک (موتزارت)، تاثیر مستقیمی بر روی فرکانس و دامنه‌ی امواج مغزی دارد. موسیقی همچنین بر روی سیسیتم تنفسی و افزایش مقاومت پوست و نیز سیستم هورمونی بدن تاثیر گذار است و اتساع مردمک چشم، افزایش فشار خون و ضربان قلب را موجب میگردد. در نتیجه‌ی این فرآیندها تمرکز پذیری مغز به سهولت انجام میپذیرد. موسیقی با تحریک همزمان نیمکره های چپ و راست مغز، تحلیل و تلفیق و شبیه سازی‌های اطلاعات در مدت زمان کوتاهتری را ممکن میسازد. این فعال سازی همزمان دو نیمکره‌ی مغزی موجب تقویت فرآیند یادگیری و جذب اطلاعات و در نهایت رشد مهارتهای شناختی میگردد. این پدیده که میتوان با گوش کردن به این سبک موسیقی یادگیری را به میزان پنج برابر افزایش داد باثبات رسیده است. پسرفت: کودک شما صدای شما را بیش از هر موسیقی دیگری ترجیح میدهد. فکر نکنید صدایتان بد است، اگر کودکتان زبان داشت و می‌توانست احساس خود را بیان کند، حتما به شما می‌گفت که چقدر از شنیدن صدای شما لذت می‌برد. شاید خودتان هم به این نتیجه رسیده باشید که او از صدای شما چقدر به هیجان می‌آید و در همان ثانیه‌های اول لالایی شما به خواب خواهد رفت. آواز خواندن برای کودکتان راهی ارتباطی میان شما دو نفر است.

برای دانلود موزیک کلاسیک برای کودکان (قطعات زیبایی از موسیقی ویوالدی)، روی لینک‌های زیر کلیک راست نموده و گزینه Save را انتخاب نمایید.

KoodakCity.com-C1

KoodakCity.com-C2

KoodakCity.com-C3

KoodakCity.com-C4

منبع: KoodakCity




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، لينك، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن، هنری، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: افزایش, امواج مغزی, تحریک همزمان نیمکره های چپ و راست مغز, دانلود موزیک, دوران باروک, رشد جنین, رشد نوزاد, زایمان, فرکانس, فیزیكدان, لالایی, موسیقى كلاسیك, موسیقی, موسیقی ویوالدی, ولفگانگ آمادئوس موتسارت, یادگیری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 بهمن 1393 ارسال نظر(2)

مفاهیم مثبت

همیشه از همه خواستم با مفاهیم مثبت با امیرفرهاد حرف بزنن. مثلا: من اتل متل توتوله را اونجوری که همه میخونن اصلا قبول ندارم، و من اینطوری برای پسرم میخونمش: اتل متل توتوله، خانم گاوه چه جوره؟ سیاه و سفیده، شاخ بزرگی داره، دم درازی داره، شیکم گنده داره. اتل متل توتوله، خانم گاوه چه جوره؟ مهربون و تمیزه، با ادب و عزیزه، شیر مقوی داره. اتل متل توتوله، شیر گاوه چه جوره؟ مقوی و لذیذه، هرکی بخوره عزیزه، شیر برا همه خوبه، هرکی بخوره زود بزرگ میشه، مردمیشه، قوی میشه، زرنگ میشه، با هوش میشه‌، تو مدرسه شاگرد اول میشه، حافظ قرآن میشه،......... و هرچیز خوبی که بخوام به امیرفرهاد یاد بدم در همین قالب توی شعر اتل متل توتوله، خانم گاوه چه جوره؟ می‌گنجانم چون حافظه‌ام وحشتناک خرابه هیچ وقت نمیتونم این اتل متل توتوله‌ی من درآوردیم را یک‌جور برای امیرفرهاد بخونم، و بنظرم این خودش یه حسنه که بچه هردفعه شعر را به شکلی جدید بشنوه، چون باعث میشه مرتب مغزش درحال تجزیه و تحلیل شعر باشه که کجاش عوض شد و چطوری شد. پيآمد: نزدیک محلمون پنجشنبه بازار برقراره. برای خرید رفتم اونجا ولی چیزی که میخواستم نبود بجاش یه عروسک دستکشی کلاغ سیاه برای امیرفرهاد خریدم. تو راه بازگشت به خانه یه اتل متل برای عروسکه ساختم: اتل متل کلاغه، کلاغه تویه باغه. کلاغه قارقار میکنه، همه را خبر دار میکنه. اتل متل توتوله کار کلاغه زشته، کلاغه فضولی میکنه، هرکسی هرکاری کنه کلاغه قارش میکنه، کلاغه جارش میکنه، همه را خبر دار میکنه. اتل متل توتوله فضولی کاری‌خیلی زشته، هرکسی که فضولی کنه هیچ کس اونو دوست نداره و ............

جالبه ببینید: خودروی جدید ویژه معلولین




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، لينك، پند و اندرز، فکر ایده پیشنهاد، خودرو معلولین، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: اتل متل توتوله, امیرفرهاد, بازار, پنجشنبه بازار, حافظه, شاگرد اول, شیر, عروسک دستکشی کلاغ سیاه, فضولی, قارقار, مدرسه, مفاهیم مثبت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 شهریور 1393 ارسال نظر(12)

یکسال با امیرفرهاد

یازده شهریور فرزندمان یکساله شد. به شکر خدای بزرگ و بخشنده و مهربان از سال گذشته‌ که امیرفرهاد همراه ما شده تمام لحظه‌های ما را بسیار شیرین و لذت‌بخش کرده. از چند روز قبل تولدش روی عکس‌هاش کار می‌کردم تا بهترین‌ها را انتخاب و تبدیل به فتوکلیپ کنم. هرشب که میرفتیم منزل پدرم یه قسمت از فتوکلیپ را می‌بردم و باهم میدیدیم. یازدهم هم رفتیم منزل پدرم و قسمت خانوادگی فتوکلیپ یکسال حضور امیرفرهاد در کنارمان را دیدیم و دست زدیم و تولد مبارک گفتیم و خندیدیم، ولی چیزی بنام کیک و جشن تولد نداشتیم، اما خانواده لطف کردن و منو بیشتر از پیش مدیون الطاف بی‌دریغشون کردن و هدایا‌یی به امیرفرهاد دادن. در این میان هدایایی که مادربزرگی مهربان از طرف نوه‌ی کوچولوی نازنازی 9ماهه‌اش از خارجه برای امیرفرهاد فرستاده بود نیز به دستمان رسید و موجب سپاس‌گزاری همه شد (بحران ازدواج موجب شده نینی کوچولو بفکر آینده‌اش باشه). من قبلا تاکید کرده بودم هدیه کوچک باشه اما باز بزرگش کردن تا من هرچه بیشتر زیر بار سنگین محبتشون متحمل فشار بشم. این روزها امیرفرهاد همش دوستداره دستش را بگیرن و راه‌بره، و یا خودش کنار میزجلوی مبل به‌ایسته و با دست بزنه به پهلوی هرچیزی که روی میزه و اونو دور خودش بچرخونه. امیرفرهاد دو روز قبل تولدش شروع کرد به رگباری گفتنه: بابابابابا. از روز تولدش رگباری میگه: ماماماماما. شکر خدا امیرفرهاد بسیار باهوشه. من روزی چند بار بهش میگم: تو باید بری مدرسه درس بخونی شاگرد اول بشی، بری دانشگاه، درس بخونی نفر اول دانشگاه بشی، دکتر امیرفرهاد زندی حافظ کل قرآن بشی، دوا و درمون بابا بشی، بابارو ببری بیمارستان آمپول بزنی خوبش کنی. خانواده میگفتن: نه، تا اون موقع دیگه بابای امیرفرهاد خوب شده. من بهشون گفتم: نگید نه، درست شما دوست دارید من زود خوب بشم، ولی نه گفتن شما بار مثبتی نداره. بهتره از الان امیرفرهاد با انگیزه و هدفی بزرگ، بزرگ بشه، پس بگید: بله امیرفرهاد خوب درس میخونه و دکتر میشه تا باباشو خوب کنه.

پسآمد: از وقتی که امیرفرهاد جنینی 4ماهه بوده تا حالا هر روز قرآن با صدای بلند گوش‌دادیم. همیشه که قرآن شروع میشه سریع میخنده و توجه‌ش کاملا جلب میشه. امیدوارم بتونیم امیرفرهاد را طوری تربیت کنیم که موجب رضایت خدا و خلق باشه.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، معارف اسلامی، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: جشن تولد, حافظ کل قرآن, خانوادگی, درس, رضایت, شاگرد اول, شکر, کیک تولد, لذت بخش, مادربزرگ, مدرسه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393 ارسال نظر(0)

قام قام

هر وقت میشینم روی ویلچر، امیرفرهاد میفهمه که وقت قام قام رسیده و برای اومدن و ایستادن روصندلی ویلچر، کنارم، بیقراری میکنه. همیشه میبرمش تو حیاط و چند دور میچرخونمش، اما چندباری هم، دوتایی رفتیم تا پارک سرکوچه‌مون و یه چرخ بدون توقف زدیم. هفته پیش در بازگشت از پارک رفتیم منزل پدرم، همسرم هم آمد منزل پدرم. هنوز چند دقیقه از ورود همسرم نگذشته بود که احساس کردم سوندم مشکل دار شده و ادرارم تخلیه نمیشه به همین دلیل از پدر و مادرم اجازه گرفتم و برگشتیم منزل خودمون و سوندم را در آوردم. تا فرداش حالم بهتر نشد که هیچ هر لحظه بدتر شدم. رفتم خودم را بشورم که دوباره سوند بزنم که امیرفرهاد با رورو‌اک خرد زمین و بین ابرو و پلکش کبود شد. حال خودم اونقدر بد بود که نگو و نپرس، تب، لرز، هذیان، بیخوابی، تب‌خال، دل درد، سردرد و .... خلاصه تا همین الان جمعه ساعت 11 هیچ چیز مرتب و آرام نمیزنه.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: ابرو, بیخوابی, بیقراری, پلک, تب، لرز, تب‌خال, حیاط, دل درد, سردرد, سوندم, قام قام, کبود, هذیان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 مرداد 1393 ارسال نظر(10)

از امیرفرهاد

برای ما که همه‌چیزمون ختم به امیرفرهاد میشه، شکر خدا همه چیز خوب و عآاالی و آرومه. امیرفرهاد هنوز نمیتونه خودش را از حالت خوابیده به حالت نشسته دربیاره ولی برعکسش را میتونه. هنوز هم نمیتونه چهار دست و پا حرکت کنه. خوشبختانه تو رورواک خوب وایمیسته و خوب بدوبدو میکنه و مدام از اینور خانه به اونور خانه میره، ولی همش دوست داره دستش را بگیرن در کنار کسی و یا با کسی راه بره. هفته گذشته یه کار جدید ازش دیدیم، همسرم امیرفرهاد را ایستاده، چسبوند به دیوار و نیم متری ازش فاصله گرفت و گفت: بدو بیا پیش مامان. امیرفرهاد هم بدوبدو بسمت مادرش رفت، یعنی بدون حمایت و با تعادل کم 3قدم بطرف جلو حرکت کرد. این موضوع بسیار موجب خوشحالی ما شد.

امیرفرهاد میدونه که وقتی بیاد پیش من باید بمدت طولانی بی‌حرکت پیش من بمونه، برای همین خیلی تمایل نداره پیش من بیاد، وقتی هم بیاد زود میخواد بره. البته من هم زورکی نگه نمیدارمش. یه راه نگه داشتنش پخش کلیپ‌های کودکانه در کامپیوتره که اون را هم یاد گرفته با کلیدهای چپ و راست صفحه کلید، رد کنه. راه دیگری که پیش من سرگرم میشه بازی با این وسیله است. پاورقي: متاسفانه مدتیه که دوربین عکاسی‌مون خراب شده، و در بهترین زمان ممکن برای گرفتن عکس از کودک، از داشتن دوربین محرومیم، و مجبوریم با عکس‌های دوربین ضعیف گوشی موبایل بسازیم. باید سعی کنم یه دوربین خوب خانگی بگیرم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، لينك، ازدواج معلولین، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: امیرفرهاد, اونور, اینور, بدوبدو, تعادل, چها ردست و پا, خانه, ختم, دوربین خوب خانگی, دوربین عکاسی, رورواک, کلیپ, کودکانه, گوشی موبایل, محروم, همه‌چیزمون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 مرداد 1393 ارسال نظر(7)

از پسرم

در مطلب قبل عرض کردم، رفته بودم دریاچه‌ی شهدای خلیج فارس ولی چون تنها بودم، اصلا حس خوبی نداشتم و اصلا بهم خوش‌نگذشت. چند روز قبل پسرم، امیرفرهاد، تب کرده بود، اصلا حوصله نداشت، و بسیار بیقراری می‌کرد، سریع گریه‌اش میگرفت، و چیزی جز شیر نمیخورد. ساعت17 رفتم داروخانه تا براش قطره استامنیوفن بگیرم، با وجود اینکه هوا خیلی گرم بود، حس بسیار خوبی داشتم که دارم کاری برای خانواده‌ام انجام میدم. فردای اون روز همسرم امیرفرهاد را برد درمانگاه. دکتر بعد معاینه کامل و مشاهده نکردن هیچ علامتی، گفته بوده: قطره را بهش بدید، اگر تا دو روز دیگه خوب نشد باید آزمایش خون و ادرار بده. شکر خدا تب امیرفرهاد فروکش کرد. این تب کردن موجب شد وزن امیرفرهاد کم بشه و کلی لاغر بشه. دلیل تب کردن فرزندمان رشد دندان‌هاش بود. الان دوتا از دندان‌هاش کمی درآمدن. 11تیر امیرفرهاد 10ماهش تمام شد و هنوز نمیتونه چهار دست و پا بره ولی نیم‌متری سینه خیز خودشو جلو میکشه. پاپوش: از خدای خوب و بخشنده مهربان بسیار ممنونم برای همه‌ی نعمت‌هایی که بهمون بخشیده. ایشاالله خدا آرزوی همه‌ی آرزومندان را برآورده کنه.

 


:: موضوعات مرتبط: احوالات من، شاد زیستن، پزشکی و درمان، ازدواج معلولین، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آزمایش, ادرار, استامنیوفن, تب, خانواده, خون, داروخانه, درمانگاه, دکتر, رشد دندان‌, قطره, معاینه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 تیر 1393 ارسال نظر(20)

بعضی از عکسهای توی وبلاگ

روی عکس کلیک کنید تا بزرگش بازشه




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، سیاحت، ازدواج معلولین، عکس، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: عکس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 خرداد 1393 ارسال نظر(3)

تحویل سال

سال جاری را با سنتی جدید شروع کردیم که امیدوارم بتونیم ادامه دارش کنیم. همه دوست دارن لحظه تحویل سال نو در منزل خودشان باشن اما ما تصمیم گرفتیم سال نو را در منزل پدرم و در کنار اونها بیآغآزیم. و چه تصمیم خوبی گرفته بودیم. شب 28 اسفند پدر و مادرم و خواهرم، آمدن منزل ما و گفتن: دلمون براتون تنگ شده بود و دیگه تحمل صبر بیشتر تا سال تحویل را نداشتیم برای همین اومدیم تا ببینیم‌تون. من در جوابشون گفتم: البته ما هم نمیگذاشتیم دیدآرمان به سال بعد بکشه‌، چرا که تصمیم گرفتیم سال جدید را در کنار شما و سر سفره هفت سین شما بیآغآزیم. 2ساعت قبل پایان سال92 رفتیم منزل پدرم و در کنار اونها زمستان را سپری کردیم و وارد بهار شدیم. به پدرم میگفتم: سال قبل که همش منزل شما بودیم، امسال که لحظه سال تحویل هم منزل شما بودیم دیگه وای به حالتون.

پنج‌شنبه 29 اسفند رفتم بیرون و چرخی زدم و طبق معمول همیشه رفتم منزل پدرم، مادرم پرسید برای شام شب‌عید بنظرت ماهی را چطوری درست کنم که خواهرت هم بخوره؟ گفتم: ما که امسال منزل شما و خودمان ماهی زیاد خوردیم، خیلی‌ها شب‌عید رشته‌پلو میخورن تا رشته‌ی‌کارها در سال جدید دستشون بیاد، شما هم رشته‌پلو درست کن که هم خواهرم دوست داشته باشه هم انشاالله رشته‌کارها دستمون بیاد.

پسرفت: 13بدر رفتیم منزل پدرم بعد خوردن نهار با خانواده به پارک شهرکمون رفتیم و بعد یک ساعت برگشتیم خانه.

 عکس امیرفرهاد زندی در اولین 13بدر و اولین بهار زندگیش.

صبح روز13بدر مطلب زیر را تو فیس‌بوک گذاشتم:

سلام، ما از ساعت اول بامداد در بیمارستان هستیم!؟

البته بیمارستان که نمیشه گفت!؟ ما به زایشگاه آمدیم برای به دنیا آمدن دوقلوهایم.

خدا قسمت همه بنماید. و این بود 2روغ 13 من.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، عکس، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: 13بدر, بیمارستان, پارک, جدید, دوقلو, رشته‌پلو, زایشگاه, سفره هفت سین, سنتی, شام شب ‌عید, عکس, فیس‌بوک, ماهی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 فروردین 1393 ارسال نظر(7)

صفحه قبل12صفحه بعد



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.