💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


افشاگري

توي اين تابستان داغ وقتي از راه ميرسي خونه، اولين كاري كه ميكني چيه؟ مستقيم ميري توي آشپزخانه، حق داري، چون اوني‌كه ميچسبه، يه پارچ آب يخه. آب با تمام بيمزه‌گيش، عجيب خوشـــمزه است. نيست؟؟ از شدات گرما داره خفه ميشه، اما نبايد به پارچ آب يخي كه جلوشه دست ببره و يه جرعه آب بنوشه تا جيگرش حال بياد، آخه منع شده از آب خوردن، دكتر باشدت بهش گفته: اگه آب بخوري جيگرت درميادآاا. كسي كه بيماريه پيشرفته‌ي سيروز كبدي ميگيره از آب خوردن منع ميشه. ميبيني چقدر خوشبحالته، راحت هرچقدر كه ميخواهي آب ميخوري بدون اينكه اين توانايي بزرگ خوشحالت كنه، حالا اين بار كه داشتي آب ميخوردي با لذت بيشتري آب بخور و يكم براي اين توانايي خدا را شكر كن. پايانه: آيا شما لباس شخصي‌ها را نميشناسيد؟ آيا هنوز هويت آنها براي شما مشخص نيست؟ اگه اينطوره، خيلي خنگول تشريف داريد. بنده براي رفع تشويش اذهان بعضي‌ها ميخواهم هويت لباس شخصي‌ها را يك بار براي هميشه و براي همه آشكار كنم: من يك لباس شخصي هستم، تو يك لباس شخصي هستي، او يك لباس شخصي هست، ما لباس شخصي هستيم، شما لباس شخصي هستيد و از همه مهمتر: آنها لباس شخصي هستند. راه كارهاي علمي و عملي براي برون رفت از معضل لاينحل لباس شخصي‌ها:

1_ممنوعيت ورود انواع پارچه و لباس شخصي به كشور.

2_جمع آوري و صادر نمودن هرنواع پارچه و لباس شخصي از كشور. 3_ممنوعيت استفاده از هرگونه لباس شخصي در اماكن عمومي و خصوصي.




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، طنز، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: آب يخ, آشپزخانه, تابستان داغ, سيروز كبدي, لباس شخصي‌ها, معضل لاينحل, ممنوعيت, هويت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 مرداد 1388 ارسال نظر(16)

من و محسن و ...

قد بلند خوبه يا بد؟ من از اول از همه قد بلندتر بودم، براي همين توي مدرسه هميشه جام ته صف بود، توي كلاس هم هميشه ته كلاس ميشستم. ته كلاس نشستن عواقب خاص خوداش را داره، يعني آدم جو گير ميشه و كارهاي ناجور ميكنه كه موجب ميشه: سالي كه دوم راهنمايي بودم، يه معلم ديني داشتيم كه آخوندي بود با چشم‌هاي بسيار ضعيف، براي همين كلاسش هميشه شاد و مفرح بود، چون همش بزن و بكوب داشتيم. يه روز سر كلاس همين آقا از ته كلاس رفتم جلوي كلاس و پشت ميزه رديف اول نشستم. وسط كلاس آقاي معلم از ته كلاس رو به جلوي كلاس گفت: پسر بشين سرجات. همه با تعجب به معلم نگاه ميكرديم كه با كيه!؟ آخه همه نشسته بوديم. دوباره و سه باره معلم با تحكم بيشتري گفت: پسر مگه با تو نيستم!؟ بشين. همه‌ از همه‌جاي كلاس ميگفتن: آقا با ما هستين؟ آقا با ما هستين؟ بالاخره آقاي معلم شاكي شد و عينك ته استكانيش را با انگشت فشار داد عقب و با اعتماد بنفس زياد آمد جلوي كلاس و جلوي من ايستاد و دست‌هاش را گذاشت روي شانه‌هاي من و محكم فشار داد پايين و گفت: پسر با تو هستم، بشين. همه گفتن آقا اون كه نشسته!! تبليغ برنج محسن اون روز را ياد من مياره. شايد يكي از همكلاس‌هاي اون روز پشت اين تبليغ باشه.

پسينه: فيلم اخراجي‌هاي2 را ديدم، برداشت من اين بود: اين فيلم از نظر طنز، روايت‌گري و سينمايي اندكي ارزش نداشت فقط افتضاحي كامل بود.

57 كد براي تنوع بخشيدن به وبلاگ

احکام طهارت احكام آبها

قبله‏

مكان نمازگزار

احكام مسجد

احكام ساير مكانهاى دينى‏ لباس نمازگزار

پوشيدن طلا و نقره و به كار بردن آن‏ اذان و اقامه‏

قرائت و احكام آن‏ ذكر نماز

سجده و احكام آن‏ مبطلات نماز

سلام‏

شكّيات نماز

نماز قضا

نماز قضاى پدر و مادر نماز جماعت‏

حكم امام جماعتى كه قرائت وى صحيح نيست‏ امامت شخص ناقص‏ شركت زنان در نماز جماعت‏ اقتدا به اهل سنت‏ نماز جمعه‏

نماز عيد فطر و عيد قربان‏ نماز مسافر

آنكه شغلش مسافرت است يا سفر مقدمه شغل اوست‏ قصد اقامت و مسافت شرعى‏ حد ترخّص‏

سفر معصيت‏

احكام وطن‏

تبعيت زن و اولاد در وطن‏ احكام بلاد كبيره‏ نماز استيجارى‏

نماز آيات‏‏

نوافل‏

مسائل متفرقه نماز

احکام روزه

شرايط وجوب روزه‏ زن باردار و شيرده‏ بيمارى و منع پزشك‏ مبطلات روزه‏

بقاء بر جنابت‏

استمناء

احكام مبطلات روزه‏ كفاره روزه و مقدار آن‏ قضاى روزه‏

مسائل متفرقه روزه‏ رؤيت هلال‏

 

مسائل پزشكى
جلوگيرى از باردارى



:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، طنز، صدا و سیما، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: احكام, استمناء, تغيير جنسيّت, تيمم‏, ختنه‏, روزه, سقط جنين, طهارت, عينك, غسل, قد بلند, كورتاژ, معلم, نماز, نماز آيات‏‏,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 مرداد 1388 ارسال نظر(15)

امري باشه

يه پيشنهاده بهداشتي، بخصوص براي بروبچزي كه به نوعي معلوليت دارن، هر كس و هر جا باشيد، داشتن يه گلدان توي اطاق بهتون خيلي انرژي ميده، رشد گياه درون گلدان گذر زمان را براتون جذاب‌تر ميكنه. گياه‌هاي معمول آپارتماني خوب و زيبا هستن اما ميتونيد كمي تنوع طلب باشيد و گياهي غير معمول و مخصوص پرورش بديد، مثلا انبه و تمرهندي و آناناس بخريد و بخوريد و لذت ببريد و دست آخر هسته‌ي انبه و تمرهندي را بكاريد و منتظر سبز شدن گياهش باشيد، اگه طالب گياه آناناس تو گلدان خودتون هستيد، يه ميوه‌ي آناناس بخريد، چاقو را بذاريد روي ميوه البته دو سه انگشت پايين تر از برگ‌هاي سبز سر ميوه و از همونجا ميوه را دو قسمت كنيد، بعد اينكه قسمت پايين ميوه را نوش‌جان كرديد قسمت بالايي را را داخل يه گلدان ماسه بذاريد و مدام بهش آب بديد. يادتون باشه كه دو سه انگشت گوشت ميوه تا زير برگها حتما زير ماسه باشه تا با صبر، ريشه كنه و بهتون يه گلدان كم ياب بده. موارد بالا جواب ميدن چون آزمايش شدن.

پيآمد: دمش گرم، ‌من شيفته‌ي هوش و درايت و نكته سنجي رئيس جمهور محترم‌مان هستم، ايشان در جلسه‌ي دولت گفتند: به دليل كشته شدن خانم مروه شرويني در دادگاه آلمان، شوراي امنيت سازمان ملل بايد بر عليه آلمان قطعنامه صادر و آن كشور را تحريم كند.   

تازه‌های پژوهش

داستان بازگشت به زندگي -نویسنده: افسانه موسوی

 




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 تیر 1388 ارسال نظر(14)

نداي خاك

عجب خاك تو سري شديم‌هآا! يه‌جا ديگه گرد و خاك بپا ميشه، تهران از كار و زندگي ميافته. فقط مونده بود عراقي‌ها اين‌جوري هم خاك تو سرمون كنن!؟ حالا وضع ما خوبه، مايكل جكسون را بگو كه اساسي خاك تو سر شد. من فقط از چند آهنگ ملايمش كمي خوشم مياد. مايكل توي كارش، فردي حرفه‌اي جسور و نو آور و پيشرو بود، اما بنظر من توي زندگيش، فردي با اشتباه‌هاي فراوان بود. اينكه آدم از اونيكه هست فراري و بيزار باشه اصلا قشنگ نيست، كارهاي مايكل در تغيير چهره‌اش براي من خيلي چندش آور بود و اصلا رغبت نمي‌كردم كليپ‌هاش را نگاه كنم.

پسآمد: چقدر بد شانسه آقاي رئيس جمهور!i! چهار سال پيش با گرما و خشك سالي و قطع آب و برق و وبا آمد و داره دوره‌اش با آدم كشي‌ و جنايت و البته خاك توسري ملت تمام ميشه. اميدوارم نيروي انتظامي هرچه زودتر آدم كش‌هاي اين چند روز گذشته را تحويل دادگاه بده تا بجهت تسكين الام مردم، هرچه زودتر قصاص بشن.

وب‌سايت فروش انواع وسايل كمكي و توان‌بخشي و انواع ويلچر برقي و معمولي و  ورزشي و رزمي و.... در كشورهاي عربي تحويل در ايران هم دارند

نحوه استفاده افراد نخاعي از اتوبوس در انگليس




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، طنز، لينك، تجربه‌، پیرامون ویلچر، تکنولوژی،
:: برچسب‌ها: انواع وسايل كمكي و توان‌بخشي و انواع ويلچر, خاك تو سر, دادگاه, قصاص, مايكل جكسون, نحوه استفاده افراد نخاعي از اتوبوس در انگليس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 تیر 1388 ارسال نظر(26)

زمان تو

روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغل، دوست‌ها و زندگي را. به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آيا می‏ توانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟ جواب ‏او مرا شگفت زده كرد، او گفت: آيا درخت سرخس و بامبو را می بينی؟ پاسخ دادم: بلی. فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس را آفريدم، به خوبی از آنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دير زمانی نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند و زيبايی خيره كننده ای به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم… در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد. در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت ‏رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند. ريشه هايی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می ‏كرد. خداوند در ادامه فرمود: آيا میدانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با ‏سختيها و مشكلات بودی در حقيقت ريشه‌هايت را مستحكم می‌ساختی. من در تمامی اين مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم. هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن. بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايی جنگل كمك می كنند. ‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد میكنی و قد میكشی.از او پرسيدم : من ‏چقدر قد ميكشم. در پاسخ از من پرسيد: بامبو چقدر رشد میكند؟ جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند. گفت: تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی. با تشكر از مريم خانم كه متن بالا را  برام فرستاد

پسوند: مثلث ABCD را به گونه اي رسم كنيد كه دو ضلع و زاويه‌ي متقاطع داشته باشد.

نحوه اجراي تمرينات دامنه حرکتی اندامهای فوقانی و تحتانی براي افرادنخاعي

مشكلات مراقبين افرادمبتلا به آسيب نخاعي




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، شاد زیستن، طنز، لينك، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: بامبو, براي افرادنخاعي, درخت, ‏سختيها, سرخس, مبارزه, مثلث, مراقبين, مستحكم, مشكلات,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 تیر 1388 ارسال نظر(19)

امت حق جو

مژده: از اول شهريور همه آزادند: همه رقمه با رمضان حال كنند. در اين ماه مردم به فراخور حالشون به اماكني ميرن تا در ليالي قدر عبادت كنند و از خدا مراد بگيرن. از الان: عبادت‌هاي همه قبول درگاه حق. ميگن: كسي دقيق نميدونه شب قدر چه موقع‌اي از ساله و ممكنه هر روزي از سال باشه. ميگن: ماه‌هاي رجب و شعبان هم مثل ماه رمضان پر فضيلت هستند. ميگن: اگر كسي اول و وسط و آخر ماه‌هاي رجب و شعبان را روزه بگيره و بعد ماه رمضان هم روزه بگيره انگار تمام اين سه ماه را روزه گرفته. حالا گويا ملت شريف و هميشه در صحنه به ميمنت شكستن ركورد حضور در انتخابات، تصميم گرفتن با ذكر الله اكبر به پيشواز ماه رمضان برن و به نوعي ديگر اين سه ماه را بهم بچسبونند. من ميگم: حالا كه سال اصلاح الگوي مصرفه، صدا و سيما هم با مردم همراهي كنه تا امت خدا جو و حق طلب بتوانند كل سه ماه رجب و شعبان و رمضان را روزه بگيرند، اينطوري هم مصرف اصلاح ميشه هم ملت ميتونن تمام اين شبها را با ذكر و مناجات، احيا بگيرند تا خودشون هم اصلاح بشن. انشاالله تعالي سالي معنوي‌تر از هميشه داشته باشيم. فقط از امت حق جو درخواست ميكنم: هرشب شورحسيني نگيرن و دسته‌هاي عزاداري و قمه زني راه نياندازند. من الله توفيق.

پسرفت: از نيروي انتظامي درخواست دارم آن اغتشاش‌گرها و قاتل‌هاي حرفه‌اي را كه با اسلحه به جان مردم افتادند و خون بي‌گناهان را ريختند تا وجه‌ي پليس خدمت گزار را خدشه دار كنند را به جرم: قتل و برهم زدن نظم و آرامش و نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي در سطح ملي و بين‌المللي بر عليه پليس، دستگير نمايند و به دست قانون بسپارند تا به اشد مجازات برسند. از صدا و سيما نيز درخواست دارم با پخش آگهي براي شناسايي قاتلين به پليس ياري دهند.  

روشهای سوار و پياده شدن افرادنخاعي از خودرو

قوانين کلی مربوط به جابجائی افراد نخاعي




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، لينك، صدا و سیما، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: احيا, اغتشاش‌گر, تشويش اذهان عمومي, ذكر الله اكبر, رمضان, روشهای سوار و پياده شدن افرادنخاعي از خودرو, شعبان, صدا و سيما, فضيلت, ليالي قدر, ماه, مژده, مناجات, نشر اكاذيب, نيروي انتظامي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 تیر 1388 ارسال نظر(17)

مردم سالاري ديني

 22خرداد ملت چيز شدن و رفتن براي چيز شدن چيز يكي ديگه چيز خودشونو به چيز گذاشتن!؟ من از ملت شريف ايران در عجب ماندم كه چرا به نتيجه‌‌ي انتخابات كه از سوي مقام‌هاي عاليه اعلام شد اعتراض دارن!!! آيا ميشه دست به كاري زد و يا وارد بازي‌اي شد بدون اينكه تمام قوانين و مقررات و قواعد اون را پذيرفت؟؟ هركسي رفت پاي صندوق و راي داد حتما قواعد مردم سالاري ديني را ميدانسته و پذيرفته بوده. مردم فراموش كردن كه راي اونها راي به شخص نيست، راي به نظام است. اين را هميشه بزرگان نظام گفتن، قبل و بعد همين انتخابات چقدر اين موضوع را گفتن. نظام ما يك نظام ارزشي و ولايي است و همه بايد مطيع ولي امر مسلمين جهان باشيم.

پاورقي:بعد اينكه مسابقه‌ي ايران و كره تمام شد كارشناس‌هاي فوتبال سيما ميگفتن: بچه‌هاي ما بيشتر از عقب به كره‌اي‌ها فشار آوردن!! بايد بيشتر از جلو به كره‌اي‌ها فشار مياورديم تا دروازه‌شونو بيشتر باز ميكرديم

وضعيت اينترنت تو اين چند روزه افتضاح شده، دليلش چيه!؟؟  

كنترل وزن بعدازآسيب نخاعي

تنظيم دماي بدن بيماران نخاعي

كنترل ومراقبت دستگاه ادراري




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، خاطره، لينك، تجربه‌، پند و اندرز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: ايران, تنظيم دماي بدن, دستگاه ادرار, راي, صندوق, كنترل وزن, مسابقه فوتبال, ملت, نخاعي, نظام ارزشي و ولايي, ولي امر مسلمين جهان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 خرداد 1388 ارسال نظر(15)

تغيير CHANGE

تا حالا شده حرفي كه آمده توي دهنتون را با اونچه كه آمده توي ذهنتون عوض كنيد؟ در اين مواقع اشتباه لپي پيش مياد، اين اشتباه‌ها بعضي وقت‌ها نتيجه‌ي شرم آوري دارن و خيلي وقت‌ها خنده دار. مثلا اول همين ماه مجريه برنامه‌ي تلويزيوني و زنده‌ي گل برگ جان‌سوز و جانگداز را ميخواسته باهم عوض كنه كه قاطي ميكنه ميگه جان گوز. يه چيزي كه در تمام دنيا باعث انبساط صورت و خنده ميشه صداي انفجار گونه‌اي است كه به واسطه‌ي خروج گازهاي روده از مخرج حاصل ميشه، اگه به دوربين مخفي‌هاي مختلف كه در كشورهاي مختلف تهيه شده نگاه كنيد اين مسئله كاملا مشخصه. شما را چي؟ ميخندونه؟ در رياضي و فيزيك و شيمي و زيست شناسي قوانين و روابط زيادي وجود داره، يكي از اون قوانين در مورد رابطه‌ي حجم و فشار و دماي گازها بحث ميكنه حالا اگه تونستي بگي رابطه‌ي انفجار گاز در مخرج با ضريب انبساط صورت چيه؟

پيوست: افشين قطبي دستت طلا، چه حالي داد تماشاي مسابقه‌ي تيم ملي ايران با تيم كره‌ي شمالي، و بعد اون ايران و امارات، امپراطور تماشاي تيمي كه به ميدان فرستادي موجب زنده شدن خاطره‌هاي دور فوتبالي شد، يادمه اولين بار تيم منتخبت را در زمان مربيگري بلاژويچ ديدم، امپراطور كاشكي علي دايي و خداداد عزيزي را هم دعوت ميكردي تا هم مشكل گل زني تيم حل ميشد هم تيم خاطره‌ها‌مون كامل ميشد 

نحوه درمان يبوست

مطالعات انجام شده درموردمباحث تغذيه بعد از آسيب نخاعی

تغذيه در افراد دچار آسيب نخاعي

عکس های عروسی نانسی عجرم




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: اشتباه لپي, انبساط, انفجار, تغذيه, جان گوز, خنده, درمان يبوست, دوربين مخفي‌, رياضي, زيست شناسي, شيمي, عکس, فيزيك, گاز, مخرج,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 خرداد 1388 ارسال نظر(11)

ماجرای چیزخوراندن آقای چیز

زماني كه آقاي ميرحسين موسوي نخست وزير بود من را گرفتن و انداختن زندان تا چيزم نمایند. اون موقع من كلاس سوم راهنمايي بودم، با دوستان رفته بوديم سد لتيان در شمال شرق تهران براي ماهیگیری، بعد از گذراندن يه روز خوب ساعت20 به طرف خانه حركت كرديم، سر راه يه پاسگاه بود كه مامورهاش جلوي ماشين‌ها را ميگرفتن و داخل ماشين‌ها را ميگشتن تا به هر چيزي گيربدن، اونها توي ماشين ما چيزه بدتري از من گير نياوردن كه بهش گيربدن، پس منو مثل دزدها گرفتن و بهم چیزبند زدن و انداختن تو بازداشتگاه، گفتن تو چیزه فراري هستي و بايد چیز بشي به خدمت سربازي جهت خوردن شربت. دوست‌هام زحمت كشيدن و رفتن از منزلمان كارت تحصيلي و شناسنامه‌ي من را آوردن و من را از چیز شدن اجباري نجات دادند. اون موقع كه آقا موسوي برای خودش چیزی بود و به اون صورت هم به ملت چيز ميخوراندند، حالا اگر آقای چیز، چيز بشوند چه چيزي به چيز مردم بياورند، احتمالا ديگه بيشتر ملت دور چيزشون هاله‌ي چیز خواهند ديد.

پاپوش: شايد اگه من را ميبردن سربازي در جبهه مفقود ميشدم و الان شما وقت و اينترنت‌تون را تو اين وبلاگ حرام نميكردين.

وبلاگي خواندني: روزهای جانبازی

كار با رايانه توسط نيروي فكر  تلفیق

ذهن و ماشین در نسل جدید ویلچرها




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، لينك، سیاحت،
:: برچسب‌ها: اجباري, بازداشتگاه, تلفیق, زندان, سد لتيان, مفقود, ميرحسين موسوي, نخست وزير,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 خرداد 1388 ارسال نظر(28)

ازدواج معلولين

به نظر من دوجور معلوليت داريم:1- معلوليت جسماني كه آشكاره و براي اطرافيان بي‌خطره. 2- معلوليت رواني كه پنهانه و براي اطرافيان زجر آوره. در ادامه دو نمونه را بخونيد: اولي معلول جسميه، ازدواج ميكنه و به بي‌نهايت ميرسه. دومي روانش معلوليت داره و ازدواج ميكنه و دهن طرف را .... .

ته‌بندي: حتما شما هم لواشك دوست داريد و انواع اون را خوردين، اخيرا از ديار كردستان يه جور لواشك جديد رسيد به دست و دلمان كه اصلا ترش نبود و اصلا از ميوه نبود چون لواشك سمنو بود. اين هم نوعي ابتكار و كار آفريني‌ست

وب سايتي خارجي كه ويلچر برقي ميفروشه

روشهاي جابجائی افرادنخاعي هنگام استفاده از وان حمام

مسافرت ونقل وانتقالات براي افراد دچار آسيب نخاعي

متولد 8 ژانویه 1942او از هر گونه تحرك عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تكان بدهد یا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندارد. زیرا عضلات صوتی او كه عامل اصلی تشكیل و ابراز كلمات اند مثل99 درصد بقیه عضلات حركتی بدنش در یك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتی پوست و استخوان است روی یك صندلی چرخدار كه فقط قلبش و ریه هایش و دستگاه های حیاتی بدنش كار می كنند و بخصوص مغزش فعال است. یك مغز خارق العلده كه دمی از جستجو و پژوهش و رهگشایی بسوی معماها و نا شناخته ها باز نمی ماند. این اعجوبه مفلوج استیفن هاوكینگ ؛ پرآوازه ترین دانشمند دهه آخر قرن بیستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبریج همان كرسی استادی را در اختیار داردكه بیش از دو قرن پیش زمانی به اسحق نیوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنین وی را انیشتین دوم لقب داده اند زیرا میكوشد تئوری معروف نسبیت را تكامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های كوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد كه توجیه كننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا كهكشان های عظیم باشد. اینشتین معتقد بود كه چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری كرد اما توفیقی نیافت.استیفن هاوكینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است كه در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امكان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسكوپ ها یا هر وسیله دیگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود این استیفن هاوكینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شكل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با كیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش كیهان دست یافته است كه در دانش فیزیك اختری و كیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشكیل خواهد داد.کتاب جدید هاوكینگ در این زمینه كه بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یك بمب صدا كرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش كه براستی از كتاب او شگفتی بر انگیزتر است . استیفن هاوكینگ در 8 ژانویه 1942 در شهر دانشگاهی آكسفورد زاده شد و دوران كودكی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده كتاب های درسی مقید نمی كرد بلكه چون بامطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در كتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یك زندگی ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده امامملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برلی بچه ها چنان عادی شده بود كه تصور می كردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می كنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ایجاد می كرد.استیفن در 17 سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز كرد و از همان زمان به فیزیك اختری و كیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود كنجكاوی شدیدی می یافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كیهان پی ببرد. سالهای دهه 60 عصر طلایی كشف فضا-پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می كرد. بعلاوه استیفن از كودكی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به كسب معلومات بیشتر در فیزیك و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دكترا را در رشته كیهان شناسی آغاز كند اما . . .اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه 1963 یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجادمی كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.نومیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دكترا-رویای دانشمند شدن -كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاركاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند.خودش بعدها تعریف كرده است كه آن شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حكم می برند و در آن موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی میكشید. پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه ازكجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسی باشد! سخنان استفان هاوکینگ در مورد بیماریش ALS:"اغلب مردم از من سوال می کنند که با ALS چگونه سر می‌کنم.پاسخ من زیاد نیست،سعی می‌کنم تا جایی که امکان دارد یک زندگی طبیعی داشته باشم و در مورد بیماریم فکر نکنم و در مورد چیزهایی که باعث می‌شوند کارهای مردم عادی را نتوانم انجام دهم فکرنکنم. وقتی فهمیدم بیماری نورون حرکتی دارم ،شوک بزرگی را تحمل کردم.در زمان کودکی من در بازیهای با توپ خوب نبودم و دست‌خطم باعث نا‌امیدی آموزگارانم می شد.به همین خاطر به ورزش و فعالیتهای فیزیکی اهمیت نمی دادم.تنها در رقابتهای قایقرانی داخل کالج شرکت می‌کردم. در سال سومی که در آکسفورد بودم احساس می‌کردم حرکاتم زمخت شده و دو بار بدون علت واضح زمین خوردم.ولی تا سال بعد که به کمبریج رفتم و پدرم متوجه قضیه شد اهمیتی ندادم.پدرم مرا پیش پزشک خانواده برد.وی مرا به یک متخصص ارجاع داد و مدت کوتاهی بعد از 21‌مین سال تولدم برای انجام تستهای تشخیصی به بیمارستان رفتم.در دو هفته ای که در بیمارستان بودم تستهای زیادی روی من انجام شد.آنها از عضلات بازویم نمونه برداشتند ، به من الکترود متصل کردند و ماده حاجب به درون ستون فقراتم تزریق کردندو جریان آن را با اشعه ایکس مشاهده کردند.بعد از همه اینها پزشکان درباره اینکه چه بیماریی دارم چیزی به من نگفتند ، فقط گفتند M.S. ندارم و یک کیس آتیپیک هستم.پزشکان در حالی که می دانستند ویتانین تاثیر زیادی روی بیماریم ندارد به من ویتامین تجویز کردند.تصوری که من داشتم این بود که مبتلا به یک بیماری غیر قابل علاج هستم که در طی چندسال مرا از پای در خواهد آورد.در آن زمان دید خوب ی به بیماریم نداشتم.در زمان بستری پسری که در تخت روبرویم بستری شده بود به علت لوکمی فوت کرد.نمی‌دانستم که چه بر من خواهد رفت و بیماری با چه سرعتی پیشرفت خواهد کرد.پزشکان به من گفتند به کمبریج برگردم و تحقیقاتم در مورد نسبیت عام و کیهان‌شناسی ادامه دهم.در بازگشت به کمبریج در کارهایم پیشرفت خوبی نداشتم شاید به علت اینکه در آن زمان زمینه ریاضیاتم خوب نبود شاید هم به علت اینکه فکر می کردم آنقدر زنده نخواهم بود که بتوانم ph.Dخود را بگیرم.تا حدودی یک شخصیت تراژیک پیدا کرده بودم .زیاد به واگنر گوش می‌کردم ولی مقالات مجلاتی که می گویند در آن زمان مست می کردم ، یک بزرگنمایی وضعیت آن زمانم است. واقعیت این است که یکی از مجله ها مطلبی در این مورد نوشته شده بود و بقیه مجله هااین داستان را کپی کرده بودند.مطالبی که به دفعات چاپ شوند گاه واقعا حقیقی به نظر می رسند. رویاهایم در آن زمان آشفته بودند.تصوری که از خود داشتم تصور یک محکوم به اعدام بود.بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شدم ناگهان حس کردم که اگر مجازات مرگم به تعویق انداخته شود چه کارهایی ارزنده ای وجود دارد که می توانم انجام دهم.رویای دیگری که داشتم این بود که در عمر باقیمانده خود برای دیگران فداکاری کنم و بعد از انجام این کارها مرگ یک چیز خوب خواهد بود.با شگفتی دریافتم که من از زندگی بیش از زمانی که پی به بیماریم نبرده بودم لذت می برم.از آن زمان در تحقیقاتم پیشرفت کردم و با دختری که قبل از زمان تشخیص بیماریم آشنا شده بودم نامزد شدم.این نامزدی زندگیم را تغییر داد و میلی برای زندگی به من داد ولی به معنی این بود که باید کاری اختیار کنم تا قادر به ازدواج باشم.من موفق به کسب بورس تحقیقاتی شدم و چند ماه بعدبا نامزدم ازدواج کردم.خوش شانس بودم که در فیزیک تئوریک تحصیل می کردم چون تنهاجایی بود که بیماریم یک معلولیت محسوب نمی شد .در همان زمانی که بیماریم پیشرفت میکرد ، بر شهرت من در فیزیک افزوده می شد.این موضوع باعث می شد موقعیتهایی برای من ایجاد شود که کارم منحصر به تحقیق شود و مجبور به سخنرانی و تدریس نشوم."در سالهای بعدی بیماری استفان پیشرفت کرد ،طوری که مجبور به استفاده از ویلچر شد.دراین سالها وی دردسر فراوانی را برای پیدا کردن یک مسکن مناسب برای همسر و سه فرزندش متحمل شد. تا سال 1974 هاوکینگ قادر بود که خودش غذا بخورد و به بستر برود و یا از آن خارج شود.از این زمان مجبور به استفاده از پرستار برای کمک کردن به امورات شخصی خودشد.در سال 1985 هاوکینگ دچار پنومونی شد و بعد از بستری در بیمارستان عمل تراکئوستومی برای وی انجام شد و پس از آن مجبور به استفاده از پرستار 24 ساعته گردید. تا پیش از عمل تراکئوستومی ،هاوکینگ قادر به سخن گفتن بود هرچند سخنانش فقط برای نزدیکانش مفهوم بود و در سخنرانیها مجبور به استفاده از فردی برای تکرار حرفهایش بود.ولی از زمان عمل هاوکینگ قدرت ادای سخنانش را از دست داد وتنها راه ارتباطش بامردم اشاره ابرو بود ، هنگامی که فرد دیگری روی کاغذی که حروف الفبا بر آن نوشته شده بود اشاره می کرد. اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود كه درهر فاجعه ای بذراهی امید وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشدكند. و بارور شود. باید به خداوند توكل داشت و از ناكامیهایی كه پیش می آیدخیزگاههایی برای كامیابی ساخت.جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی بااو می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می كرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت.ازدواجش با جین در سال 1965صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.پروفسور استیفن هاوكینگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 برای نقل مكان از صندلی چرخداراستفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است.با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می كند زیرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند.یك شب كه استیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند.معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند كه این خطر برای استیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد. كامپیوتر سخنگو را یك استاد آمریكایی كامپیوتر در كالیفرنیت برای او ساخت و تقدیمش كرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند."در این زمان بود که یک متخصص نرم افزار با نوشتن یک برنامه به نام Equalizer به کمکم آمد.این برنامه امکان انتخاب حروف الفبای روی صفحه نمایش را با حرکت انگشت،ابرو و یا حرکت چشم می داد.وقتی متنم را می نویسم ، آن را به یک ترکیب‌کننده گفتار منتقل می کنم تا نوشتارم تبدیل به صدا شود.اول از یک کامپیوتر دسک تاپ بدین منظوراستفاده می کردم بعدا دانشگاه کمبریج برای من یک کامپیوتر پرتابل تهیه کرد.من میتوانم با این روش 15 کلمه در دقیقه بنویسم.با استفاده از این سیستم می توان کتاب و مقالات علمی بنویسم.از برنامه speech synthesizer بسیار راضی هستم چون لحن سخنانم را هم تشخیص می دهد وباعث ارتباط بهترم با مخاطبین می‌شود .تنها اشکال این برنامه این است که به من لهجه آمریکایی می دهد،البته متخصصان شرکت سازنده باین برنامه درحال کار روی لهجه انگلیسی این برنامه هستند.در تقریبا تمام دوران بزرگسالی خود درگیر بیماری نورون حرکتی بوده ام.هنوز این بیماری نتوانسته است مرا از داشتن یک خانواده و یک کار موفق بازدارد .از جین ،همسرم، فرزندانم و همه افراد و تشکیلاتی که به من کمک کرده اند ،سپاسگزارم.من خوش شانس بوده ام که بیماریم خیلی آهسته تر از معمول پیشرفت داشته است.بیماریم نشان داد که هرگز نباید امیدمان را از دست بدهیم."هاوکینگ از کامپیوترهای شرکتIBM روی ویلچرش استفاده می کند.در 12 ماه اخیر،کامپیوترش را به یک پروسسور Centrino Pentium M 1.5GHz ارتقا داده و از یک سیستمwirelessبرای ارتباط با اینترنت استفاده می کند.در جاهایی که دسترسی به شبکه بی سیم میسر نیست اینتل امکان ارتباط از طریق شبکه موبایل را برای هاوکینگ فراهم کرده است.برنامه های مورد استفاده هاوکینگ که سابقا فقط تحت داس اجرا می شدند به تازگی باویندوز XP سازگار شده اند و هاوکینگ سیستمش را به ویندوز XP ارتقا داده است.ویلچر یا صندلی چرخدار استیفن كه بوسیله آن رفت و آمد می كند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تكنولوژی است و با نیروی الكتریكی حركت می كند. وی اتكای زیادی به ویلچرخود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود.مثلا اگر در یك میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبك خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یك شخص مزاحم از دست بدهد در یك مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش یكی از تاسف هایش این است كه طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است! یكی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف كه به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیكه اجزای چهره اش بی حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند. انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او به هچ وجه خودش را منزوی نكرده است.به كنسرت و پارك می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شركت می كند. و سر به سر شاگردانش كه همیشه او را سوال پیچ می كنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست كه پاسخگویی را گاهی عمدا كش می دهد و در حالیكه پرسش كنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می كنند با یك كلمه بله یا نه از كامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد. این اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن كرده است. همچنین در صدها كنفرانس و سمینار علمی شركت كرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. كه البته این سخنرانیها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش می شود.پرفروشترین كتاب علمی از نكات جالب دیگر در زندگی استیفن هاوكینگ یكی هم اینست كه او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یك دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یكی از مهمترین انگیزه هایی بود كه او را در مقابله با مشكلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترین امكانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم كند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم كم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یك دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه كفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاریخ كوتاهی از زمان) را منتشر كرد. در این كتاب كه به فارسی هم ترجمه شده است استیفن هاوكینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیك جدید و كیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی كرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج كند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در كتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این كتاب مزبور 8 میلیون نسخه به فروش رفته و 183 هفته درلیست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشكلات مادی استیفن را برای همیشه حل می كند.كتاب جدید استیفن به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی كه بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراكم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به كام می كشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراكم می رسد كه هر سانتی متر مكعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است كه نور و هیچگونه تشعشعی امكان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسكوپها این غولهای نامرئی را ردیابی كنیم. اما استیفن هاوكینگ در كتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد كه این اجرام بكلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را كه ازستارگان دیگر جذب و بلع می كنند در مرحله نهایی تراكم به حالتی انفجار گونه از یك كانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست كه بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می كنند. از كانال خروجی عناصر تازه در یك جهان نوزاد تزریق می شود كه می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.شاید سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوكینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد كه عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است كه این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی كاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دكارت چون فكر می كند پس وجود دارد.اما این موجود این آدم معلول و نحیف و عاجز از تحرك و تكلم یك سرمشق است . . . .

برای آن ها كه با امید و استقامت و تلاش بیگانه اند . . .برای آن ها كه تواناییهای انسان و ارزش اندیشه سالم و سازنده را دست كم میگیرند .. . برای بدبین ها و منفی باف ها كه در افق دید خود جهان را به گونه سیاهچاله ای مخوف وظلمانی می بینند . . . .به سخن استیفن هاوكینگ : ( در آنسوی هر سیاهچاله سپید چشمه ای وجود دارد ) باتشكر از خاله عاطي كه متن بالا را برام ارسال كرد برعكس داستان بالا بخوانيد و عبرت بگيريد




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، شاد زیستن، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: Big Bang, ازدواج, استیفن هاوكینگ, جسماني, رواني, سمنو, صندلی چرخدار, كهكشان, لواشك, معلوليت, نامزدم,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 خرداد 1388 ارسال نظر(14)

شير ايران

با داداشم رفتيم پارك محل‌مون كه كمتر از 300متر با منزلمان فاصله داره، هميشه سلام و احوال پرسي با اهل محل در مسير رفت و برگشت يا توي پارك كلي بهم حال ميده. خدا را شكر كه تو محلي زندگي ميكنيم كه اهل محل همديگرو خوب ميشناسن. توي پارك نانواي محل آمد و باهم از اوضاع و احوال پسرخاله‌اش حرف زديم، پسرخاله 5سال پيش وقتي با زن و بچه از شهرستان ميامده پشت فرمان خوابش ميبره و ماشينش چپ ميكنه و از ناحيه‌ي گردن آسيب نخاعي ميبينه. پسرخاله دست‌هاش حركت نداره و روزگار سختي را سپري ميكنه. پرسيدم: زنش ناسازگاري نميكنه؟ نانواي محلمون گفت: زن پسرخاله مثل شير كنارش ايستاده و همه رقمه ساپورتش ميكنه. نانوا گفت: ما ميريم بهشون سرميزنيم و احوال پرسشون هستيم اما شرمنده‌ايم كه نميتونيم بيشتر كنارشون و كمك حالشون باشيم.

پايانه: به احتمال قريب به يقين خدا دماغ ما ایرانی‌ها را از زیر ارابهی هیزم کش جهنم بیرون کشیده که مال همه‌مون اينجوري زاقارته و نیاز مبرم به جراحی فوق پلاستیک داره اونهم از نوع کلنگی و تیشه‌ایش. اگر من نامزد رئیس جمهوری میشدم و جزو رجل به حساب میامدم در مبارزه‌ی انتخاباتی به ملت شریف ایران وعده میدادم: بعد رئیس جمهور شدن اولین کارم عمومي و رايگان کردن عمل اصلاح و ترميم و تبديل خرطوم به بینی باشه.

يه بازي ساده و مهيج با موس(حجم114KB)توي وبلاگ دوست نخاعيم بود

آشنايي با ماده مخدر كــــــــرك

آشنايي با آنفلوآنزاي خوكي




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: آسيب نخاعي, بازي ساده و مهيج با موس, پارك, جراحی پلاستیک, دماغ ما ایرانی‌ها, زن مثل شير, شكر, كــــــــرك, مبارزه‌ی انتخاباتی, نانوا,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 خرداد 1388 ارسال نظر(17)

راه ويلچر من

تئوري دايي جان ناپلئون ميگه: همه چيز زير سر انگليس‌هاست، من هم به نوعي اين تئوري را قبول دارم، گويا يكي از رئيس جمهورهاي آمريكا بوده كه روزي جايي گفته بوده: در اين فكر باشيم كه ما براي‌ كشورمان چه كرديم؟ نه اينكه كشور براي ما چه كرده. غربي‌ها اين فرهنگ را بين خودشون رواج ميدن نوبت ما كه ميشه تو بوق ميكنن: آي ملت ايران، دولت براي شما چه كرده؟ پول نفت‌تونو بردن و خوردن، و ..... ما ملت ايران هم آخر همه‌ي بي‌جنبه‌ها هستيم و زود جوگير ميشيم (ايراني با يه غوره سرديش ميكنه و با يه مويز گرميش، ما درهمه كار يا اول هستيم يا آخر، ما ميانه‌اي با ميانه نداريم) و با خودمون ميگيم: قيصر كجايي كه پول نفت‌مونو خوردن، پس اولين اتوبوسي را كه سوار ميشيم با چنگ و دندان هم كه شده صندلي‌شو پاره ميكنيم تا سهم پول نفت‌‌‌‌‌‌‌‌مونو گرفته باشيم. مجري تلويزيون فارسي آمريكا در برنامه‌اي كه لايو بود از من پرسيد: دولت براي تردد معلولان در كوچه و خيابان چه كرده؟ گفتم: موانع را دولت سر راه ويلچر من نميگذاره، دولت چه كار ميتونه بكنه وقتي خود ما ملت به خودمون اين اجازه را ميديم در خونمون انواع سرعت گير بكاريم، براي عبور فاضل آب حياط منزلمون آسفالت جلوي منزل را مثل جوب بكنيم، چهارشنبه‌سوري روي آسفالت لاستيك آتيش بزنيم و پدر آسفالت را دربياريم و..و...و..... .

پسينه: در اروپا و آمريكا سر سال همه بايد ماليات بدن كلآاان، براي همين همه ميدانند اگه چمن پارك را له كنند مستقيم پولش از جيب خودشون كسر ميشه. در آمريكا اگر كسي ماليات نده از حقوق اجتماعي محروم ميشه و حتي مهاجرها را اخراج ميكنند. اما اينجا چي؟ ماليات نميديم هيچ! طلب پول نفت هم داريم. ايراني‌هاي آمريكا ميگن اينجا مملكت هردم‌بيل است. يعني دم به دم برات بيل=صورت حساب مياد.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پند و اندرز، ماهواره، مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسب‌ها: بوق, تئوري دايي جان ناپلئون, تلويزيون فارسي آمريكا, چهارشنبه‌سوري, غربي‌ها, غوره, فرهنگ, قيصر, معلولان, مويز, همه چيز زير سر انگليس‌هاست,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(19)

یه مطلب داغ

پیرو مطلب قبلی که گفته بودم اگه میخواهی بدونی از این هم فعالیتم را کمتر کنم چی میشه، برای این دفعه یه مطلب داغ داغ داغ نوشتم، چند سال پیش در قسمت زیر دلم سوزش بسیار زیادی حس میکردم، مثل این بود که ذغال داغ گذاشته باشن روی (بابا منحرف، این چه فکری که کردی) مثانه و پهلوهام یا اینکه انگار داشتن میخ داغ فرو میکردن تو تنم. رفتم پیش پزشک متخصص کلیه و مجاری ادرار، دکتر بهم گفت: مشکلی نداری، این سوزش عصبیه. دکتر یه سری قرص برام تجویز کرد که با مصرف اونها سوزشم کم بشه. از قدیم خارجی همون قرص‌ها را داشتم و شروع کردم به روزی 3تا قرص 25میلی‌گرم آرام بخش درد‌های عصبی خوردن. حالا نگو دکتر قرص 10میلی‌گرم تجویز کرده بود اون هم ایرانی و کچی‌شو، نتیجه‌ی خوردن اون قرص‌ها این بود که تمام طول روز و شب را خواب بودم، البت برای غذا خوردن بیدارم میکردن اون هم با زور و برای چند دقیقه. الان که در طول 24ساعت فقط 5ساعت خوابم میبره اونهم بریده بریده میفهمم اون خواب‌های طولانی چه حـــــالـــی داره، احتمالا حال معتادها هم مثل همون وقت من باید باشه.

پيآمد: یک‌شنبه‌ی گذشته از تلویزیون فارسی آمریکا باهام تماس گرفتن و خواستن درباره‌ی معلولیت تو برنامه‌شون نطق کنم، من هم براشون کلی از گروه باور گفتم و از خودمون که ملت باشیم بد گفتم.

پیمانِ ابدیِ پیمان ابدی با کارش پیمانِ ابدی شد




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، طنز، لينك، تجربه‌، ماهواره،
:: برچسب‌ها: پیمان ابدی, داغ داغ داغ, ذغال, مثانه, مجاری ادرار, مطلب, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(17)

تازه‌های پژوهش

مطالعه کردن من همیشه میشه مطالعه‌ی مثنوی هفتاد من کاغذ، بلکه هفت‌صد من کاغذ. وقتی مشغول خواندن متنی هستم هر کلمه من را به یه دنیای جدید، بلکه ده‌ها دنیای قدیمی و جدید میبره،حالا این که خوبه، اگر هم ‌زمان با مطالعه‌ی من صدایی از کسی یا چیزی در بیاد دیگه واویلاست. خودم به این نتیجه رسیدم که این حواس پرتی‌ها ناشی از رگه‌هایی از بیش فعالیه. در مواجهه با این مشکل، این اواخر یه راه کار مفید پیدا کردم که باعث توجه بیشترم روی متن و موضوع و درک بهتر و لذت بردنم از مطالعه میشه. و اما راه ‌کارم اینه که: متن را با صدا و لحن شخصی میخوانم که همیشه صدا و حرف‌هاش توجه من را جلب میکرده. این ویژگی را در صدای یک گوینده‌ی گروه دانش تلویزیون یافتم که خیلی باحال حرف میزنه و صداش تمام توجه من را به خودش جلب میکنه. وقتی با صدای اوشان مطالعه می‌کنم خیلی چیز خوندن بهم حال میده و کاملا میرود میخ آهنی در سنگ.

پسآمد: این دیگه آخرشه: 16ساله که قدم از قدم بر نداشتم اما تشخیص دادم که بیش فعال هستم!؟! اگه میخواهی بدونی از این هم فعالیتم را کمتر کنم چی میشه باید تا هفته‌ی بعد خوش باشی؟!؟

پژوهشگران براي نخستين بار موفق شدند بدون وارد کردن ژن و صرفا با کمک پروتئين ها، "برنامه ريزي دوباره " سلول ها را محقق کرده و سلول هاي بنيادي پرتوان موسوم به "پروتئين- سلول هاي بنيادي پرتوان القائي"(پي.آي.پي.اس)  "Protein Induced Pluripotent Stem Cells" توليد کنند.اين روش جديد مي تواند جايگزين استفاده از سلول هاي بنيادي جنيني شود که به دليل نابودي جنين ها، از نظر اخلاقي بسيار مناقشه آميز هستند.پژوهشگران موسسه تحقيقاتي اسکريپس کاليفرنيا به مديريت "شنگ دينگ" توانستند در يک روش نوين، تنها از طريق ترکيب چند پروتئين با سلول هاي پوست موش، باعث برنامه ريزي دوباره سلول ها شده و به سلول هاي بنيادي "پي.آي.پي.اس" دست يابند.پژوهشگران مخلوطي از پروتئين ها را در لوله آزمايشگاه با سلول هاي پوست بسيار جوان و در مرحله جنيني موش ترکيب کرده و باعث تغيير عملکرد ژن هاي مختلف در ژنوم سلولهاي پوست شدند.اين تغيير عملکرد ژن ها، اساس برنامه ريزي دوباره سلول هاي پوست است که سپس به سلولهاي همه کاره يا پرتوان (پلوري پوتنت) تبديل شده و توانايي هاي مختلفي کسب ميکنندپژوهشگران که نتايج تحقيقات خود را در نشريه تخصصي سلول بنيادي (سي.اس.سي.) منتشرکرده اند، براي وارد کردن پروتئين ها به سلول هاي موش از يک پروتئين اتصال کوتاه(پپتيد) استفاده کردند که به پروتئين ها متصل شده و انتقال از طريق غشاء سلول راممکن مي کند. از آنجا که پروتئين ها در پلاسماي سلول ها صرفا يک دوره حيات کوتاه دارند، کار بامخلوط پروتئين بايد طي چند روز تکرار شود و بعد از آن سلول هاي بنيادي مورد نظرتوليد ميشوند.پژوهشگران موسسه اسکريپس با ايجاد اين تحول در بيوپزشکي به اين موفقيت دست يافتندکه بدون استفاده از فناوري ژنتيک، سلول هاي موش را به سلول هاي بنيادي تبديل کنند.در حاليکه تمام گروههاي پژوهشي درجهان تاکنون چهار ژن خاص برنامه ريزي دوباره رامستقيما به سلول ها تزريق و وارد کرده اند اما دينگ و همکارانش از پروتئين هايي استفاده کردند که در آنها ژن ها معمولا در سلول شناسايي و تعريف مي شوند. از آنجاکه اين پروتئين ها، مولکول هاي بزرگي هستند، پژوهشگران مجبور بودند با روش هاي خاص باعث جذب و پذيرش آنها در سلول ها شوند. پژوهشگران براي اين کار، چندين مولکول اسيد امينه "آرژينين" را به عنوان نوعي "کارت ورود" به پروتئين ها متصل کردند و دنباله آرژينين به جذب و پذيرش مولکول هاي بزرگ در سلول ها کمک کرد. پژوهشگران، اين پروتئين ها را از باکتري ها توليد کرده بودند و دينگ و همکارانش براي آزمايشات خود از سلول هاي پوست جنين هاي موش استفاده کردند و آنها را چهار بار با مخلوطي از پروتئين هاي "او.سي.تي. 4"، "کا.آي.اف.4"،"اس.او.ايکس 2" و "سي- ام.ابسيلون.سي." در تماس قرار دادند. پس از گذشت 35 روز فعل و انفعالات مربوط به "برنامه ريزي دوباره" سلول هاي موش پايان يافته و پژوهشگران به سلول هاي بنيادي موسوم به "پي.آي.پي.اس." دست يافتند.دينگ و همکارانش بر اين باورند که روش جديد آنها براي برنامه ريزي دوباره سلول ها،سريع تر، مطمئن تر و ساده تر است.دانشمندان موسسه ماکس پلانک براي بيوپزشکي مولکولي شهر مونستر آلمان سلول هاي فيبروبلاست جنين موش را در اختيار همکاران خود در موسسه اسکريپس قرار دادند تابتوانند کيفيت همه کاره بودن و پلوري پوتنتي سلول هايي را آزمايش کنند که در اين موسسه "برنامه ريزي دوباره" شده اند. تيم پژوهشي "هانس شولر" از موسسه ماکس پلانک مونستر، در اين ميان خصوصيت پلوري پوتنت يا پرتواني سلول هاي"پي.آي.پي.اس" را ثابت کرده است.روش نوين بيوشيميايي براي برنامه ريزي دوباره سلول هاي بدن، ساده تر و مطمئن تر از تمام روش هايي است که تاکنون در اين رابطه وجود داشته است. اين تحول علمي يک پيشرفت مهم ديگر در جهت توليد سلول هاي بنيادي بدون ريسک و خطر سرطان است که مي تواند در پزشکي آينده يک نقش با اهميتي ايفاء کند.شولر مي گويد، چنين به نظر مي رسد که پژوهش سلول بنيادي در بخش توليد سلول هاي بنيادي القايي(آي.پي.اس.) در حال توسعه عظيمي است و بسيار جالب است که تقريبا هر ماه شاهد نوآوري هاي مهم و بي سابقه هستيم. شولر که از سال 2004 ميلادي با دينگ همکاري مي کند افزود، طبيعي است که همکاري بين المللي اين روند را تسريع مي کند.اين پژوهشگر آلماني با توجه به اينکه سلول هاي توليد شده واقعا داراي خصوصيت هاي خاص سلول هاي بنيادي پرتوان بودند مي گويد، آزمايشات، بطور جالبي نشان مي دهند که انتقال و نصب ژن ها در سلول هاي موش با کمک ويروس ها ضروري نيست و تنها ترکيبي از مخلوط پروتئين ها با يک "ملکول کوچک" کافي است تا برنامه ريزي دوباره سلول انجام گيرد. اين مولکول کوتاه، يک ماده شيميايي کوچک است که نصب و اتصال پروتئين به رشته مولکول هاي وراثتي حامل اطلاعات ژنتيکي "دي.ان.آ." را آسان مي کند.اين در حاليست که در روش هايي که تاکنون در سطح بين المللي متداول بوده است،انتقال ژن هاي ويژه برنامه ريزي دوباره ("سي- ام.ابسيلون.سي."، "اس.او.ايکس2"،"او.سي.تي.4" و" کا.ال.اف.4") به سلول هدف ضروري بوده است. بر پايه اعلام شولر، در حاليکه اصلاح و تغيير ژنتيکي سلول مي تواند به غيرفعال شدن ژن هاي ديگر يا حتي تغيير شکل سلول ها منجر شود، اما بر اساس دانستني هاي امروزه،اضافه کردن پروتئين ها هيچ خطر و ريسکي براي ژنوم ندارد. سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت القائي (اعم از آي.پي.اس. و پي.آي.پي.اس.) مي توانند به هر نوع سلول از جمله سلول هاي عصبي يا سلول هاي کبد تبديل شوند و در آينده در درمان بيماري هايي چون پارکينسون و ديابت يا احياء اتصالات عصبي به عنوان نمونه در افراد مبتلا به قطع نخاعي يک نقش مهم ايفاء کنند. دانشمندان يک بخش مهم ديگر استفاده از اين سلول ها را در تجزيه و تحليل پيدايش بيماري ها مي دانند. شلولر مي گويد، نتايج کنوني، آزمايشات بر روي سلول هاي موش است و طبيعي است که گام بعدي، انجام اين آزمايشات بر روي سلول هاي انساني است و ما اين موضوع را به زودي در مونستر شروع خواهيم کرد.شولر مي گويد، در تماس قرار دادن چهار باره سلول ها با مخلوط پروتئين ها بدين خاطر ضروري است تا سلول ها مجددا به حالت اوليه و تمايز يافته خود باز نگردند. اين پژوهشگر آلماني افزود، در اين روش جهش ناگهاني ژنتيکي پيش نمي آيد و نگراني از اين نظر وجود ندارد. در آزمايشات متعارف، خصوصيت پرتواني يا پلوري پوتنت اين سلولها تاييد شده است. تزريق اين سلول ها به جنين هاي موش نيز باعث ساخت کوتيلدون يا سه برگچه هاي اوليه (انتودرم، مزودرم و اکتودرم) شد که از آنها در طي رشد جنين، تمام ارگان ها و بافت ها ساخته مي شوند.هر چند که براي برنامه ريزي دوباره هنوز به مولکول هاي بزرگ پروتئين نياز است اما چنين به نظر مي رسد که مشکل اصلي برنامه ريزي دوباره سلول حل شده است و شولر با اطمينان مي گويد، مهم اين است که هم اکنون مي توانيم يک برنامه ريزي دوباره سلول را بدون نياز به رشته "دي.ان.آ." انجام دهيم و در نتيجه جهش ناگهاني ژنتيکي نيز رخ نخواهد داد و نگراني از اين نظر وجود ندارد. پژوهشگران بايد در گام هاي بعدي براي هر نوع سلول مورد نظر، مخلوط و ترکيبات خاص آن را پيدا کنند که بايد بر روي سلول هاي بنيادي توليد شده پاشيده شود تا اين سلول ها در اين ترکيبات تبديل به سلول هاي مورد نياز شوند. به عنوان نمونه پژوهشگران تاکنون موفق شده اند از سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت القايي، سلول هاي عصبي و ماهيچه قلب پرورش دهند.پرفسور "ولفگانگ ميشائيل فرانس" پژوهشگر کلينيک دانشگاهي گروسهادرن در مونيخ آلمان نيز روش جديد دسترسي به سلول هاي بنيادي را عالي و مسرت بخش خواند و گفت، اين روش يک تحول کاملا مهم در بخش برنامه ريزي دوباره سلول است.گام بعدي، آزمايش اين روش جديد بر روي سلول هاي انساني و رشد بافت از سلول هاي"پي.آي.پي.اس." است. فرانس خود در تحقيقات جديد شرکت نداشته است اما در سال گذشته موفق شد با برنامه ريزي دوباره، سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت را به سلول هاي منشاء سلول هاي قلب تبديل کند.با توجه به اين پيشرفت ها، مي توان مراجعه به پزشک در سال 2020 ميلادي را اينگونه تصور کرد که پزشک با يک سوهان جراحي کوچک جراحي مقداري از پوست بازوي بيمار را برداشته و درخواست مي کند که بيمار يک هفته بعد مجددا براي درمان ديابتش مراجعه نمايد.در اين ميان، نمونه برداري از پوست بيمار کشت شده و دستياران پزشک يک مخلوطي از مواد شيميايي را به آن اضافه مي کنند و پس از چند روز سلول ها به سلول هاي بنيادي تبديل مي شوند. سپس دستياران پزشک مجددا يک مخلوط شيميايي ديگر به اين سلول ها اضافه مي کنند و در نهايت سلول هاي لوزالمعده يا پانکراس را دريافت مي کنند.هر چند علم پزشکي هنوز تا اين حد پيشرفت نکرده است اما در حال حاضر با جديت بر روي تبديل سلول هاي بدن به سلول هاي بنيادي همه کاره يا پلوري پوتنت تحقيق مي شود.چندين گروه پژوهشي در ماههاي گذشته موفقيت هاي قابل توجهي در بهبود روش دسترسي و توليد سلول هاي بنيادي داشته اند. برنامه ريزي دوباره سلول هاي بنيادي با تزريق ژنهاي کمتر، بدون ويروس و در نهايت نيز پژوهشگران توانستند ژن ها را حتي پس از استفاده از عملکرد آنها مجددا از سلول ها خارج کنند. تمام اين روش ها به تغيير ژنتيکي سلول نياز دارند که خطرها و ريسک هايي در آن نهفته است و مانع از استفاده پزشکي از آن در آينده مي شود. بدين خاطر بهترين روش، برنامه ريزي دوباره سلول ها با کمترين حد عمليات و فعل و انفعالات ژنتيکي است يعني بدون استفاده از ژن و صرفا با کمک مولکول هاي کوچکي که شولر پژوهشگر آلماني از آن سخن ميگويد. با کلام ديگر، يک ترکيب و مخلوط شيميايي که صرفا به سلول ها اضافه مي شود و در پي آن سلول ها به سلول هاي بنيادي تبديل مي شوند.برنامه ريزي دوباره سلول ها براي اولين بار سه سال پيش توسط "شينيا ياماناکا"پژوهشگر ژاپني ابتدا بر روي سلول هاي موش و سپس بر روي سلول هاي انسان صورت گرفت.ياماناکا نشان داد که از طريق تزريق وارد کردن ژن هاي مشخصي به سلول هاي ويژه، اين سلول ها به وضعيت و حالت اوليه جنيني خود باز مي گردند. توانايي هاي اين سلول ها که به سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت القائي موسوم شدند، هيچ تفاوتي با سلول هاي بنيادي جنيني نداشت. بدين ترتيب پژوهشگران به يک روش نوين توليد سلول هاي بنيادي دست يافتند که از نظر اخلاقي نيز مشکل آفرين نبودند زيرا که براي توليد آنها، نياز به جنين نبود.کرنولوژي پژوهش سلول هاي بنيادي1998 ميلادي، توليد سلول هاي بنيادي جنيني پژوهش سلول هاي بنيادي در سطح بين المللي از سال 1998 ميلادي بطور سريعي رشد کرد و در آن زمان "جيمز تامسون" پژوهشگر آمريکايي براي اولين بار در جهان، سلول هاي بنيادي جنيني از جنين هاي باقيمانده در کلينيک هاي مخصوص بارداري توليد کرد. اين سلول ها سريعا به عنوان بارقه اميدي براي تهيه و توليد بافت هاي جايگزين در مبتلايان به ديابت، پارکينسون و ديگر بيماري ها شد. اما از آنجا که در اين فناوري بايد جنين ها نابود شوند، اين روش از نظر اخلاقي بسيار مناقشه آميز و بحث انگيز شد و به عنوان نمونه در آلمان ممنوع است. بدين خاطر از آن زمان تاکنون پژوهشگران بطور جدي به دنبال دسترسي به راهها و روش هايي براي توليد سلول هاي بنيادي هستند که از نظر اخلاقي مشکل آفرين نباشد.2007 ميلادي، توليد سلول هاي بنيادي پلوري پوتنت القائي موسوم به "آي.پي.اس."فوريه 2009 ميلادي، توليد سلول هاي بنيادي صرفا با استفاده از يک ژن مخصوص برنامه ريزي دوباره سلول مارس 2009 ميلادي، خارج کردن مجدد ژن خاص برنامه ريزي دوباره از ژنوم سلول آوريل 2009 ميلادي، برنامه ريزي دوباره سلول بدون ژن تيم پژوهشگران آمريکايي ـ آلماني برخلاف ديگر پژوهشگران در روش جديد خود هيچ ژني را به سلول هاي پوست موش وارد نکردند و بدين ترتيب ريسک بالقوه بروز سرطان در استفاده درماني ـ پزشکي در آينده را ماهرانه رفع کردند.شولر مي گويد، در حاليکه تزريق و وارد کردن ژن به سلول مي تواند باعث غيرفعال شدن ژن هاي ديگر و يا حتي تغيير شکل و ساختار سلول ها شود اما بر پايه دانستني هاي کنوني، روش جديد که از پروتئين استفاده مي شود، هيچ خطر و ريسکي براي ژنوم سلول ايجاد نمي کند.سلولهاي بنيادي "پي.آي.پي.اس." به سه برگه اصلي (کوتيلدون) رشد مي کنند که از آنها در طي رشد جنيني، تمام ارگان ها و بافت ها ايجاد مي شوند.شولر برغم اينکه تعداد بيشماري از پژوهشگران ساليان متمادي بر روي اين روش کار کرده اند، نسبت به انتظارات و اميدهاي زودهنگام نسبت به اين روش هدار مي دهد و مي گويد،طبيعي است که گام بعدي، آزمايش اين روش بر روي سلول هاي انساني است اما کاربري چنين سلول هايي به عنوان منبعي براي درمان به زودي ممکن نيست.بر اساس اعلام شولر، با کمک سلول هاي "پي.آي.پي.اس." حتي مي توان ميزان رشد بيماريها را تجزيه و تحليل و به روش هاي درماني ايده آل براي هر بيمار دست يافت.پژوهشگران ابتدا چهار "پروتئين کنترل" را به سلول ها دادند و سلول ها نيز اين پروتئين ها را جذب و پس از زمان کوتاهي هضم کردند. بدين خاطر پژوهشگران اين سيکل و چرخه را چهار بار تکرار کردند تا برنامه ريزي دوباره سلول ها بطور کامل انجام گيرد.پژوهشگران، اين پروتئين هاي کنترل را از باکتري ها توليد کرده بودند که در آنها دقيقا چهار ژني فعال شده بودند که قبلا در برنامه ريزي دوباره سلول ها نقش داشتند.بدين ترتيب برنامه ريزي دوباره سلول ها در سه سال گذشته بطور سريعي رشد کرد.بيولوژيست ها براي نخستين بار در سال 2006 ميلادي موفق شدند سلول ها را با کمک "چهار ژن کنترل" به نوعي سلول بنيادي جنيني تبديل کردند و در سال هاي بعدي تعداد اين ژن ها را کاهش داده و در نهايت ژن ها را به سلول تزريق کرده و مجددا از ژنوم سلول خارج کردند. پژوهشگران هم اکنون در يک روش نوين، صرفا پروتئين هايي به سلول ها اضافه کردند که سلول ها آنها را هضم کردند. منابع: http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=45724

سايت آلماني ساينکس 24 آوريل 2009 http://www.scinexx.de/wissen-aktuell-9821-2009-04-24.html مجله آلماني اشپيگل 23 آوريل 2009 http://www.spiegel.de/wissenschaft/mensch/0,1518,620596,00.html روزنامه آلماني برلينرسايتونگ 23 آوريل 2009 http://www.berlinonline.de/berliner-zeitung/wissenschaft/detail_dpa_21022502.php




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، طنز، تجربه‌، تکنولوژی،
:: برچسب‌ها: بیش فعالی, پروتئين, پلاسما, تلویزیون, جنين, خطر, دانش, ژن, سرطان, سلول هاي بنيادي, گروه, گوینده‌, مثنوی, مطالعه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(18)

لذایذ زندگی

خیلی‌ها مثل من عادت دارن قبل از برداشتن قاشق، نمکدان را برمیدارن و اساسی غذاشون را نمک‌سود میکنن. نمک از دو عنصر سمی تشکیل شده که خوردن هر کدومشون مرگباره، البت خوردن خود نمک هم برای خیلی‌ها خطرناکه، جلوی نمک خوردن و عوارض اون را تغریبا راحت میشه گرفت. از هر لحاظ که فکر و تجزیه و تحلیل کنید قند در مقابل نمک قرار میگیره: قند عنصر سمی نداره، به راحتی نمیشه خوردنش را کنترل کرد و عوارض‌اش شدید و زیاده. آمآاا، کارکرد قند و نمک کاملا مشابه است: هر دو باعث افزایش آثار نچندان باستانی و زیرخاکی میشوند. قند و نمک طعم و مزه‌ی لذایذ دنیای خواراکی‌ها را چند برابر میکنند و ما دانسته یا ندانسته برای لذت بیشتر پی خطر اونها را به جسم و جان‌مان میمالیم و این داستان عینا همان داستان گناه است

پسوند: ابتدایی ترین سرمشقی که به همه دادن و میدن اینه: ادب آداب دارد. افسوس که آداب ادب را فرامش کردیم، و این گناه بزرگترهاست که به راحتی دروغ میگن و پرخاشگری میکنند

بيانيه مايلي كهن عليه قلعه نويي با نظر مردم

 اخراجی های 3




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، پزشکی و درمان، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: داستان, زیرخاکی, عادت, عنصر, عوارض, قلعه نويي, گناه, مايلي كهن, نمک‌سود,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(19)

فصل عاشقی

همیشه بهار را خیلی دوست داشته و دارم، بنظر من بهار زیباترین فصل ساله، امسال بهار زیباتر و جذاب‌تر از هر سال بنظرم میاد، نمیدونم چرا؟ احتمالا دلیل‌اش عوض کردن شیشه‌های اطاقه. با وجود اینکه تا سال گذشته همیشه بابام کلی قناری داشت و همیشه صدای چه‌چه قناری تو گوش‌مون بوده اما هیچ چیز مثل شنیدن صدای جیک‌جیک گنجشک‌ها و جقول بقول کردن فنج‌های درختی نمیشه، اخیرا تهران پر شده از بلبل خرما، صداشون بلند و باحاله، به من که خیلی انرژی میده‌، صدای بلبل خرما مثل صدای جیرجیر پنجره‌های کشویی آلومینیومی وقت باز و بسته شدنه. جالب اینه که اگه با دهن صدای بلبل خرما را تقلید کنید جوابتون را میده و بعد میره برا دوستاش تعریف میکنه یه آدمه خنگول را سر کار گذاشته بودم. صدای یاکریم من را یاد ظهرهای داغ تابستان‌های کودکی میاندازه. بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه همه دارند عاشقی میکنند در فصل عاشقی طبیعت. امیدوارم عاشق باشید و طبیعی

پسرفت: اردیبهشت واقعا زیبا و بهشتیه، هرکسی در این ماه رفته شمال تو کف شکوفه‌های بهار نارنج مونده، اگه کسی تاریخ دقیق این رویداد را میدونه، بگه، شاید ما هم بریم جهت.....

شعر و ترانه‌ و موسقی‌های اصیل در: کوله باری از ترانه

ترفند: استفاده حرفه‌اي تر از کي‌برد

ابتدا قصد داريم به معرفي چند کليد کاربردي در محيط ويندوز بپردازيم که با استفاده از آنها مي‌توانيد تنها با دو کليد، يکي از برنامه هاي موجود در ويندوز را فراخواني کنيد. اين کليدها مي‌توانند سرعت شما را در کار با کامپيوتر بالاتر ببرند و شما را حرفه اي تر جلوه دهند. • شما مي توانيد با نگه داشتن کليدwindowsو در همان حالت که آن کليد را نگه داشته ايد کليد Eرا بزنيد مشاهده مي کنيد که MYCOMPUTER فعال مي شود .  • با نگه داشتن کليدwindows،کليد Dرا بزنيد مشاهده مي کنيد که SHOW DESKTOP نمايان مي شود.براي آنکه با مفهوم اين جمله آشنا شويد قبل از اجرا اين ترفند يک پنجره مانندMYCOMPUTERباز داشته باشيد. بعد از اجراي اين ترفند مي بينيد که صفحه فعال شما به صورت HIDENقرار مي گيرد.  • با نگه داشتن کليدWIDNOWS،کليد Rرا بزنيد مشاهده مي کنيد که پنجره RUNدر سيستم شما اجرا مي شود.  • با نگه داشتن کليدwindows،کليد Fرا بزنيد مشاهده مي کنيد که پنجره SEARCHبراي شما فعال مي شود .

 • با نگه داشتن کليدwindows،کليد Uرا بزنيد مشاهده مي کنيد که برنامه UTILITY MANAGERفعال مي شود .

 • اگر همين ترفند را براي سايرکليدها امتحان کنيد خواهيد ديد که اگر برنامه اي در DESKTOPداشته باشيد که ابتداي آن با همان حرفي که شما زده ايد شروع شود اجرا مي شود. در بخش دوم به نحوه استفاده ازکي‌برد براي سرعت بيشتر در انجام عمليات‌هايSTANDBY ، HIBERNATE ، LOGOFF ، RESTART ، SHUTDOWNو SWITCH USERمي پردازيم.بدين منظور:

 • برايSHUTDOWN: برايSHUTDOWNنمودن سيستم با کي‌برد ، ابتدا کليد windows را فشارداده و پس از نمايش منوي STARTحرف U انگليسي را دوبار با اندکي مکث مي‌زنيم. خواهيد ديد که سيستم خاموش مي‌شود.

 • برايRESTART:برايRESTARTنمودن سيستم با کي‌برد، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليدهاي Uو سپس Rرا با اندکي مکث بزنيد. خواهيد ديد که سيستم RESTARTمي‌شود.

 • برايSTANDBY: برايSTANDBYنمودن سيستم با کي‌برد، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليدهاي Uو سپس Sرا با اندکي مکث فشار دهيد، خواهيد ديد که سيستم STANDBYمي‌شود.

 • برايHIBERNATE: برايSTANDBYنمودن سيستم با کي‌برد، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليدهاي U و سپس Hرا با اندکي مکث مي‌زنيم ، خواهيد ديد که سيستم HIBERNATEمي‌شود.

 • برايLOGGOFF: برايLOGGOFFنمودن سيستم با کي‌برد، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليد Lرا دوبار با اندکي مکث مي‌زنيم. خواهيد ديد که سيستم LOGOFFمي‌گردد.

 • برايSWITCH USER: برايSWITCH USERنمودن سيستم با کي‌برد ، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليدهاي Lو سپس Sرا با اندکي مکث مي‌زنيم ، خواهيد ديد که سيستم SWITCH USERمي‌گردد.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، لينك، كامپيوتر و رایانه،
:: برچسب‌ها: استفاده حرفه‌اي تر از کي‌برد, بلبل خرما, ترفند, زیباترین فصل, شکوفه‌های بهار نارنج, فنج‌, قمری, قناری, همیشه بهار, یاکریم,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 فروردین 1388 ارسال نظر(24)

الگوی مصرف

چند روز پیش که رسماً تعطیلات نوروزی تمام شد کاشف به عمل آمد که کلی مهمون‌ نوروزی افسرده حال داریم، بنابر بجا آوردن رسم ادب و ارادت، با پدر گرامی سعی کردیم تغییری در وضعیت اونها بوجود بیاریم، پس افتادیم به جان اونها، اول بابام اونها را لخت و معاینه میکرد، سلامت‌شونو که تایید میکرد میفرستادشون نزد بنده تا از شرمندگی‌شون دربیام، من هم سه سوته ترتیب اونها را میدادم و حالی میبردم. فکرش را بکن، یک بشقاب غذاخوری پر کیوی خوردم. برای اینکه اجابت مزاج برام خیلی سخت نباشه هر روز دوتا کیوی یک پرتغال و یک نارنگی میخورم، ماشالله یادت نره. 4 ساعت بعد رعایت نکردن الگوی مصرف، مشکل شروع شد، مزاجم خراب شده بود، گلاب به روی مثل ماه‌تون، نمی‌فهمیدم توالت لازم هستم یا نه. هر دفعه فکر میکردم کارم تمام شده، آمآ با فاصله‌ی 26 ساعت ناگهان توالت لازم میشدم. روز سوم وضع بدی بود: من غرق در کثافت بودم، آب نیز قطع بود، 2ساعت سر خلا به انتظار آب نشستم، اما آب 48ساعته قطع شده بود. برای شستشو با آفتابه فلاکتی کشیدم که مپرس.

پاورقي: چه خوشبخت هستند کسانی که هر وقت نیاز دارن با پای خودشون میرن توالت. لذت با فشار ادرار کردن را با هیچ  چیز تو دنیا نمیشه مقایسه کرد، پس تا میتونی لذت ببر.




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، طنز، تجربه‌، جنسی، صدا و سیما، داستانک،
:: برچسب‌ها: آفتابه, افسرده, برای اجابت مزاج, تعطیلات نوروزی, توالت, خلا, خوشبخت, کیوی, لخت, معاینه, مهمون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 فروردین 1388 ارسال نظر(23)

مگس ‌پران

حتما حکایت اون بنده خدا را شنیدین که بعد یاد گرفتن خط بریل برای آزمایش خودش با چشمان بسته وارد آشپزخانه شد و دستش خورد به رنده و ......، از بعد عمل لیزیک چشم‌هام عمق دیدم عالی شده اما هرچی می‌بینم خط و خش داره، میشه گفت حال من از اونچه که می‌بینم مثل حال همون بنده خدا بعد دست زدن به رنده است. به این وضعیت چشم‌هام میگن: مگس پران، مگس ‌پران در حقیقت سایه کدورتهای موجود در مایع زجاجیه چشم است که روی شبکیه می‌افتد و به صورت یک سایه تیره دیده می‌شود. این کدورتها ممکن است ناشی از چسبندگی و ضخیم شدن رشته‌های زجاجیه ، جمع شدن سلولهای التهابی در زجاجیه، خونریزی در داخل زجاجیه و یا پارگی و سوراخ شدگی شبکیه باشد.

پيوست: حالا خوبه چشمم مگس پران شده، اگه کبوتر پران میشد باید چه خاکی تو چشمم میریختم؟! خاک قناعت یا خاک گور؟!

یه سیزده دیگه  هم از عمرمان بدر شد، خدا قسمت کنه دست کم سیزده‌تا سیزده‌بدر دیگه با خانواده‌ای سیزده نفره

زجاجیه چیست؟

زجاجیه مایع ژله مانندی شفافی است شبیه سفیده تخم مرغ خام که بخش اعظم داخل کره چشم (از پشت عدسی تا روی شبکیه) را پر کرده است و به حفظ ساختمان کروی چشم کمک می‌کند و شبکیه را در جای خودش نگه می‌دارد. ساختمان زجاجیه از یک شبکه اسفنجی متشکل از رشته‌های خیلی ظریف ایجاد شده که مقادیر فراوان آب و مواد محلول را در خود جای داده و به آن حالت ژله‌ای بخشیده است. رشته‌های موجود در زجاجیه در قسمتهای خارجی‌تر زجاجیه متراکم‌ترند و اتصالات نسبتاً محکمی به لایه‌های داخلی شبکیه دارند. بعلت چسبندگی طبیعی زجاجیه به اطراف شبکیه، در هنگام بوجود آمدن مگس پران جدید یا دیدن جرقه نورانی، چشم باید مورد معاینه دقیق قرار گیرد تا از عدم پارگی و سوراخ شدگی شبکیه مطمئن گردیم.

علت ایجاد مگس پران

مگس‌پران عارضه بسیار شایعی است و با گذشت سن شیوع آن افزایش می‌یابد به طوریکه بیش از 70- 60% افراد بالای 60 سال مگس‌پران را تجربه کرده‌اند.زجاجیه در سنین پایینتر قوام بشتری دارد. رشته‌های موجود در زجاجیه در بچه‌ها و افراد جوان معمولاً بسیار ظریف است و دیده نمی‌شود اما با بالا رفتن سن این رشته‌ها ضخیم‌تر می‌شوند و در بعضی جاها به هم می‌چسبند و باعث ایجاد کدورت می‌شوند که سایه این کدورت بر روی شبکیه به صورت مگس‌پران احساس می‌شود. این تغییرات را افراد ممکن است بصورت اشکال متحرکی شبیه مو و یا بال مگس (مگس ‏پران) در میدان بینایی خودشان ببینند. خصوصا در موقع نگاه به یک زمینه سفید و روشن این اشکال بیشتر جلب توجه می‏کند.به علاوه در بسیاری از افراد مسن بخشی از رشته‌های محیطی زجاجیه که به شبکیه متصل بوده و از جای خود کنده می‌شود و به داخل بخشهای مرکزی زجاجیه می‌افتد. این حالت که آن راجداشدگی خلفی زجاجیه)می‌نامند، شایعترین علت ایجاد مگس‌پران است.گاهی اوقات هم وجود التهاب داخل چشمی (یووئیت) سبب تجمع سلولهای التهابی در زجاجیه می‌شود که باعث ایجاد مگس‌پران می‌شود. یک علت دیگر مگس‌پران وجود خونریزی در داخل زجاجیه است.مثلاً در افراد مبتلا بهدیابت  ممکن است خونریزی خفیف چشمی ابتدا به صورت یک مگس‌پران دیده شود.

مگس ‌پران در چه افرادی شایعتر است؟

مگس‌پران در افراد بالای 60 سال ،افراد نزدیک‌بین، افرادی که سابقه جراحی چشمی (بخصوص جراحی آب مروارید)دارند،افرادی که سابقه التهاب داخل چشمی(یووئیت) دارند، بیشتر دیده می‌شود.

جرقه

جرقه ممکن است به صورت خطوط درخشان صاعقه مانند یا به صورت اجسام ریز درخشنده به نظر برسد. جرقه ممکن است فقط در یک نقطه خاص میدان بینایی دیده شود و یا ه صورت نقاط ریز متعدد در بخشی از میدان بینایی درآید. احساس دیدن جرقه معمولاً فقط چند ثانیه طول می‌کشد اما غالباً تکرار می‌شود. معمولاً در محیط‌های تاریک جرقه‌ها بیشتر تظاهر می‌کنند. به علاوه حرکات ناگهانی سر یا چشمها ممکن است باعث دیدن جرقه شود.

چرا جرقه ایجاد می‌شود؟

با افزایش سن رشته‌های زجاجیه ضخیم‌تر می‌شوند و به هم چسبندگی پیدا می‌کنند. این چسبندگی رشته‌های زجاجیه ممکن است باعث کشیده شدن پرده شبکیه گردد. از آنجا که پاسخ سلولهای شبکیه به محرکها بصورت درک نور است هر عاملی که سلولهای شبکیه را تحریک کند در مغز به عنوان نور تفسیر می‌شود. به همین علت وقتی شبکیه تحت کشش قرار گیرد جرقه‌های نوری دیده می‌شود.

آیا مگس ‌پران و جرقه خطرناک است؟

بسیاری از افراد مدتها مگس‌پران داشته‌اند و هیچ مشکل خاصی پیدا نکرده‌اند. مگس پرانی که سالهای سال وجود داشته و تغییر خاصی پیدا نکرده است معمولاً خطری ندارد. اما بروز مگس پران جدید می‌تواند ناشی از مشکلات جدی چشمی باشد. البته شایعترین علت بروز مگس پران جدید (جداشدگی زجاجیه خلفی)است که به خودی خود خطری ندارد، اما گاهی اوقات در حین جدا شدن زجاجیه بخشی از شبکیه نیز همراه با آن کنده می‌شود و باعث ایجاد سوراخ یا پارگی در پرده شبکیه می‌شود که می‌تواند سبب جدا شدن پرده شبکیه و مشکلات شدید بینایی شود. پس احساس مگس‌پران در موارد زیر باید حتماً توسط چشم پزشک بررسی شود:مگس‌پرانی که جدیداً ایجاد شده است (حتی اگر پس از چند هفته خود به خود برطرف شده باشد)مگس‌پران قدیمی که جدیداً بزرگتر شده یا تغییر دیگری پیدا کرده است.مگس‌پران همراه با جرقه (حتی اگر پس از چند روز جرقه خود به خود برطرف شده باشد)مگس‌پران همراه با کم شدن یا تاری دید یا احساس وجود پرده در جلوی چشم (این علامت بسیار مهم است وممکن است ناشی از کنده شدن بخشی از شبکیه باشد که به درمان فوری نیاز دارد)دیدن جرقه حتی اگر با هیچ مشکل چشمی دیگری همراه نباشد و پس از چند روزخودبه‌خود بهبود پیدا کرده باشد. وجود جرقه معمولاً ناشی از کشش و تحریک شبکیه است، بنابراین در افرادی که اخیراً دچار جرقه شده‌اند احتمال ایجاد پارگی در پرده شبکیه وجود دارد.

یک نکته مهم آن است که جرقه حتی اگر با پارگی شبکیه همراه باشد معمولاً پس از چند روز تا چند هفته خود به خود از بین می‌رود. مگس‌پران هم حتی در صورت همراهی با پارگی شبکیه پس از چند هفته کوچک می‌شود. بنابراین در افرادی که جرقه یا مگس‌پران جدید ایجاد شده حتی اگر خود به خود خوب شده باشد لازم است معاینه کامل چشم انجام شود.

تشخیص

تشخیص علت ایجاد جرقه و مگس‌پران بدون معاینه دقیق چشم پزشکی امکان‌پذیر نیست بنابراین لازم است تمام افرادی که دچار جرقه هستند و یا مگس‌پران جدید پیدا کرده‌اند حتماً توسط چشم‌پزشک معاینه شوند. برای انجام معاینه ابتدا مردمک با استفاده از قطره‌های مخصوص باز می‌شود و سپس با استفاده از لنزها و وسایل مخصوص زجاجیه و شبکیه معاینه می‌شود. در صورتی که در معاینه هیچ مشکلی به جزء(جداشدگی زجاجیه خلفی) وجود نداشته باشد و شبکیه سالم باشد، معمولاً خطری وجود ندارد و اقدام خاصی لازم نیست اما در مواردی که آسیبی به پرده شبکیه وارد شده باشد یا خونریزی یا التهاب داخل چشمی وجود داشته باشد باید درمان انجام شود.گاهی با یک نوبت معاینه نمی‌توان علت دقیق مگس‌پران را تشخیص داد. در این حالت معمولاً لازم است معاینه در فواصل 2-3 هفته یک بار تکرار شود تا زمانی که مطمئن شویم علت خطرناکی وجود ندارد.

آیا جرقه و یا مگس‌پران قابل درمان است؟

مگس‌پران معمولاً علت خطرناکی ندارد و نیازی به درمان ندارد. در اکثر موارد پس از چند هفته تا چند ماه مگس‌پران به تدریج کوچک می‌شود و فرد نیز عادت می‌کند که آن را ندیده بگیرد. اما در مواردی که مگس‌پران با سوراخ یا پارگی پرده شبکیه همراه باشد، ممکن است نیاز به اقدامات درمانی مثل لیزر یا عمل جراحی برای جلوگیری از پارگی پرده شبکیه وجود داشته باشد. جرقه نیز در صورتی که علت خطرناکی نداشته باشد پس از چند روز تا چند هفته برطرف می‌شود و نیاز به درمان ندارد.منبع




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، طنز،
:: برچسب‌ها: آشپزخان, جرقه, خاک گور, خط بریل, در چه افرادی شایعتر است؟, زجاجیه, علت ایجاد, عمل لیزیک, کبوتر, مگس ‌پران,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 فروردین 1388 ارسال نظر(19)

نفرت

هفته‌ی اول سال چه زود گذشت!؟ سریع‌تر از برق عید نوروز خیلی زیبا و دوست داشتنیه، حیف که بعضی‌ها این روزها را با گله و توقع خراب می‌کنند. آدم‌ها با گله و توقع و نفرت فقط کام خودشون را تلخ و قلب خودشون را سیاه و می‌کنند. بخشیدن دیگران بیشترین نفعش اینه که موجب آرامش درونی خود شخص میشه. این هم چند جمله‌ی حکیمانه از حکیمان بی‌نشان دنیای نت اجازه نده اتفاقات ناخوشايند روحيه‌ات را خراب کند با بحث هاي بي نتيجه انرژي خود را هدر نده قلبت را از نفرت خالي کن تا خوشبختي در آن لانه کند هرگز خودت را با ديگران مقايسه نکن، چرا که تو چيزهايي داري که ديگران در حسرت آن وقت مي‌گذرانند

پاپوش: برنامه‌های امسال تلویزیون از نظر من خیلی جالب نبود، فهمیدین پسر عمه‌زای کلاه قرمزی همون قول مراد تو سریال باغ مظفر مهران مدیری استش.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: توقع, جمله‌ی حکیمانه از حکیمان, عید نوروز, گله,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 فروردین 1388 ارسال نظر(20)

سر سالی

با جشنواره‌ی شکوفه‌های رنگی، روزی، فصلی و سالی نو را آغاز کردیم و چه خوشبخت بودیم که لطف خدای مهربان باز شامل حال ما شد.

 

آمد بهار خرم و آمد رسول یار مستیم و عاشقیم و خماریم وبی قرار ای چشم و ای چراغ روان شو به سوی باغ مگذار شاهدان چمن را در انتظار گل از پی قدوم تو در گلشن آمدست خار از پی لقای تو گشست خوش عذار ای سرو گوش دار که سوسن به شرح تو سرتابسر زبان شد بر طرف جویبار غنچه گره گره شد و لطفت گره گشاست از تو شکفته گردد و بر تو کند نثار گویی قیامتست که بر کرد سر زخاک پوسیدگان بهمن و دی مردگان پار تخمی که مرده بود کنون یافت زندگی رازی که خاک داشت کنون گشت آشکار شاخی که میوه داشت همی نازد از نشاط بیخی که آن نداشت خجل گشت و شرمسار آخر چنین شوند درختان روح نیز پیدا شود درخت نکو شاخ بختیار                                   مولوی

 خدای بزرگ که همیشه بهترین‌ها را به من عنایت کردی، برای تمام نعمت‌هایت هزاران بار شکرت، آمآااا خدای بخشنده و بینا و شنوا حتما:

آسمان ایران عزیز را پر از ابرهای پرباران کن رودها و چشمه‌های ایرانم را پر آب و همیشه جاری گردان مزارع، باغ‌ها، دشت‌ها و جنگل‌های ایران زیبا را پربار‌ بگردان مرغ‌ها،گوسفندها،بزها،گاوها و شترها را پروار و بارور بگردان

آب‌ها و تورهای ماهیگیران را پرماهی‌تر بگردان خدای زیبای، یوزپلنگ زیبای ایران را همواره از بلایا دور بدار توانا، در این سال با بیماران آن کن که با طبیعت منجمد کردی مهربان، ایرانیان را سلامت بدار و به آنها اخلاق محمدی عطا کن زیباترین و هیجان انگیزترین عید دنیا بر شما و خانواده محترمتان میمون و مبارک باد. همیشه بهاری و شاد باشید




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: آسمان, ابرهای پرباران, اخلاق محمدی, جشنواره‌ی شکوفه‌های رنگی, شتر, گوسفند, مرغ‌, مولوی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 اسفند 1387 ارسال نظر(13)

ته سالی

آدمهای ناراضی همیشه خودشون را معلول شرایط و اجتماع و زندگی و زمین و زمان میدانند، این افراد همیشه ناسپاس و شاکی و درحال ناسزا گفتن به همه چیز هستند. افراد واقع گرا خودشان را علت هر پدیده و رویدادی در زندگی‌شون میدانند. افراد واقع گرا با جستجو در رفتار خودشون علت‌ها را میابند. بهترین حسی که آدم میتونه داشته باشه حس رضایت‌مندیه. برای رسیدن به این حس باید نقش مثبت خودمون را در زندگی خانوادگی و اجتماعی پیدا کنیم. باید داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی را دید و بخاطر اونها خوشحال و شکر گزار بود.

ته‌بندي: گوشی را برداشتم تا ببینم کیه که زنگ تلفن را به صدا در آورده، یه خانمی گفت: منزل آقای آیت اللهی ست؟ گفتم: نه خانم، اشتباه گرفتین، اینجا منزل حجت اسلامی است. در اخبار اعلام شد که یک اسید پاش را می‌خواهند قصاص کنند، بنظر من قصاص برای این افراد خیلی کمه، پیشنها شما چیه؟ امسال عجب زمستان داغی داشتیم؟ شاید به دلیل گرم بودن زمستان آدم حس میکنه سال خیلی سریع تر از همیشه ته کشیده




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: آدمهای ناراضی, آیت اللهی, اسید پاش, تلفن, حجت اسلامی, حس رضایت‌مندی, شاکی, معلول, ناسپاس, نقش مثبت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 اسفند 1387 ارسال نظر(18)

سلام هلو

پزشک مهمان برنامه‌ای که داشتم در تلویزیون ترکیه میدیدم میگفت: 3خوراک قرمز رنگ هست که سلامت را تضمین میکند= گوجه‌فرنگی، انگور و انار. در جایی دیگه دیدم و شنیدم که پزشک اون برنامه میگفت: کلیه‌ی میوه‌هایی که به رنگ قرمز پررنگ هستند مثل زغال اخته و شاه توت و تمشک و .... مملو از ویتامین و آنتی اکسیدان‌های ضد سرطان هستند. قبلانیا هم این مطلب را یه جا دیدم بنظرم جالب آمده بود و کپی‌ش کرده بوده بیدم: به گفته پزشكان نگاه كردن به رنگ‌هاي قرمز در حين غذا خوردن و يا مصرف مقداري رب گوجه فرنگي در كنار صرف هر وعده غذايي سيستم دفاعي ضد سرطان بدن را تقويت مي‌بخشد. به گزارش سلامت نیوزبه نقل از پايگاه خبري چايناديلي؛ پژوهشگران معتقدند به دليل وجود ليكوپن‌هاي فتوشيميايي و آنتوسينان در رنگدانه‌هاي طبيعي گياهان قرمز رنگ، سيستم دفاعي بدن در مقابل سرطان هاي روده، ‌معده، دستگاه گوارشي فعال مي شود. بنابراين گزارش؛ به گفته پزشكان اين خاصيت در گوجه فرنگي به ويژه گوجه پخته فراوان يافت نمي‌شود، لذا مصرف مقداري رب گوجه يا سس طبيعي گوجه فرنگي را در كنار صرف هر وعده غذايي توصيه مي‌شود. يادآور مي‌شود؛ ‌قرمز به رنگ سلامتي موسوم است و محصولاتي چون سيب قرمز و فلفل قرمز، همچنين خاصيتي را دارند

پايانه: تو روزنامه یه شرکتی آگهی میده: اینترنتِ هلو. یه روز زنگ زدم یه خانمی گوشی را برداشت، گفتم: ببخشید خانم هلو اونجاست؟؟ خانم تعجب کرد!! فکر کرده بود با شخصی کار دارم، گفت: با کی کار دارین؟؟ گفتم مگه آگهی ندادین اینترنت هلو؟ هلو اونجاست؟؟




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، پزشکی و درمان، تجربه‌، تکنولوژی، ماهواره،
:: برچسب‌ها: آنتوسينان, آنتی اکسیدان‌های ضد سرطان, انار, انگور, تلویزیون ترکیه, تمشک, زغال اخته, شاه توت, فتوشيميايي, گوجه‌فرنگی, ليكوپن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 اسفند 1387 ارسال نظر(25)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.