💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


پرچمداری جانفدای ایران
جهت تهیه لوازم بهداشتی به خیابان ولیعصر تهران رفتم. پس از انجام آن، در مسیر برگشت ، سر چهارراه ولیعصر، مقابل تاتر شهر تهران ، دیدم که پرچم بزرگی به مردم واگذارمی‌شود به نشانه‌ی پرچمداری وطن و کشور .  به نمایندگی از جامعه معلولین ایران و پرسنل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سازمان صنایع دفاع ، به خیابان رفتم تا در برهه حساس کنونی، نمایش و نقشی باشد از رنگ حضورمان در پرچمداری وطن و کشور عزیزمان. عکسی هم ثبت شد، جهت ثبت در تاریخ.

ویدئوی پرچمداری جانفدای ایران را در کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاعی ، ببینید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من،
:: برچسب‌ها: پرچمداری جانفدای ایران,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 اردیبهشت 1405 ارسال نظر(0)

چرا آپارات؟
ربع قرن پیش در حالی که بیش از ربع قرن از عمرم گذشته بود ، بعد سال دو هزار و رفع نگرانی دنیای دیجیتال به واسطه ابهام مسئله y2k ، با خرید یک دستگاه کامپیوتر دسکتاپ پنتیوم2 وارد دنیای دیجیتال شدیم. اون موقع وبلاگ نویسی مد بود و من هم در فروردین 1382 با اینترنت دایل آپ شروع کردم به نوشتن وبلاگ آشنایی با یک معلول قطع نخاع و به اشتراک گذاشتن تجربه‌های زندگی با معلولیت. سال 83 نیک مرد یزدی، نوید مجاهد با ایده ایجاد پایگاهی مرجع برای به اشتراک گذاشتن تجربه‌های شخصی افراد با معلولیت‌های مختلف از من و تعداد دیگری از دوستان دعوت به فعالیت در اون پایگاه کرد. متاسفانه بعد فوت مرحوم نوید مجاهد چند بار وبلاگستان با مشکل فنی روبرو شد و این موجب ریزش رنک وبلاگ در گوگل شد و تیر خلاص وقتی به وبلاگستان خورد که دامنه از دست رفت. اگر چه مدیر وبلاگستان با تهیه دامنه‌ای مشابه قبل، وبلاگستان را راه انداخت اما همه سابقه 23 ساله برباد رفت. از این هم بدتر اینه که الان وبلاگ با پروتوکلی فعاله که گوگل اونو قبول نداره و در سرچ‌ها منظور نمیشه. خلاصه ماجرای وبلاگستان چیزی نیست جز رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات با همه این دلایل و البته نکات دیگر ترجیح دادم در آپارات ولاگ منتشر کنم

 توضیحات بیشتر را در کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاعی ، ببینید.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، لينك، تجربه‌، كامپيوتر و رایانه، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: آشنایی با یک معلول قطع نخاع, ضایعه نخاعی, معلول, معلولان, معلولیت, وبلاگ, ولاگ, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 فروردین 1405 ارسال نظر(0)

خودرو مناسب سفر با ویلچر
یک ویدیو در کانال رادیو کمپر دیدم که بنظرم این بخش اون برای دوستانم جالب خواهد بود. خودرو ون، مناسب سفر معلولین ویلچری، برای سفرهای مستقل و طولانی.

این یدیو را در کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاعی ، ببینید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، شاد زیستن، خودرو معلولین،

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 فروردین 1405 ارسال نظر(0)

لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
یک ویدیو در کانال رادیو کمپر دیدم که بنظرم این بخش اون برای دوستانم جالب خواهد بود. پژو پارس لیموزین با پلاک ویژه معلولین دارای امکانات ویژه برای سفرهای  طولانی

این یدیو را در کانال آپارات نبرد من ، ببینید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، خودرو معلولین، سیاحت،
:: برچسب‌ها: پلاک ویژه معلولین, خودرو ویژه معلولین, ضایعه نخاعی, فلج, معلول, معلولان, معلولیت, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 فروردین 1405 ارسال نظر(0)

آخرین کار آخرین روز سال
صبح روز پنج شنبه 28  اسفند 1404  ،  قبل ساعت 11  لباس پوشیدم و از منزل خارج شدم که برم بانک تجارتی ، که تقریبا هزار متر از منزل ما فاصله داره. آخه خبر دادند ، که به علت مشکلات فنی ، حقوق این ماه مون به حسابی در بانک تجارت واریز شده، و باید به نزدیکترین بانک تجارت مراجعه کنیم و کارت بانکی دریافت کنیم.   این بانک ساختمانش اصلا مناسب حضور افراد ویلچری نیست ، اما این نباید مانع خدمت رسانی این دستگاه عمومی به همه بشه.  بعد رسیدن به بانک از مراجعین و نگهبان بانک خواستم که به مدیر بانک اطلاع بدن که شخصی ویلچری جلوی بانک منتظر خدماته،  تا یکی از پرسنل بیاد جهت انجام کار من. مراجعین اومدن و خبر دادن که مدیر بانک گفته: که من باید به شعبه دیگری مراجعه کنم.   اما نگهبان بانک اومد و گفت زنگ زدم و الان میان کارت را انجام میدن. یکی از پرسنل اومد و در حال انجام کارم گفت : شما باید به شعبه دیگری مراجعه میکردی!! گفتم : این نزدیک ترین شعبه به منزل ماست و این مشکل بانک شماست که مناسب حضور عموم نیست و مشکل از من نیست، مطابق قانون اماکن عمومی باید مناسب حضور همه باشند و بانک شما هم مثل دیگر بانک‌ها باید رمپ یا بالابر ویلچر داشته باشد.  کارمند محترم بانک حرف من را با سکوت تایید کرد و کارم را با سه بار رفت و آمد به انجام رساند و من با کارت بانکی به منزل برگشتم.

ویدیو مراجعه من، یک معلول ویلچری، به بانک را در کانال آپارات نبرد من ، ببینید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آخرین کار آخرین روز سال, ازدواج, درمان, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, کانال آپارات نبرد من, معلول, معلولان, معلولیت, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 فروردین 1405 ارسال نظر(0)

جاوید ایران
یک سال مملو از اخبار رویدادهای ناگوار را پشت سر گذاشتیم و درگیر نبردی ناخواسته با دو کشور شرور و بی‌اخلاق و زیاده طلب و متکبر. درآستانه آغاز بهار و سال نو ایرانی، آرزوی پیروزی و پایندگی و ترسالی دارم برای ایران وطن عزیزمان و همه ایرانیان نیک‌پندار‌ و نیک‌گفتار و نیک‌کردار. انشاالله نظامیان این پاسداران بی‌باک و وطن‌ پرست این مرز و بوم باریشه، با خاک مال نمودن پوزه دشمنان کثیف و نجس این دیار کهن، امنیت و آرامش و رونق و ثبات اقتصادی را به زودی برای ما و آیندگان به ارمغان آورند.

 تجربه زندگی با معلولیت ضایعه نخاعی گردنی در کانال آپارات نبرد من




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، تجربه‌، تاریخ،
:: برچسب‌ها: جاوید ایران,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

سفر با ون قبل وعده صادق 4
از مزایای بزرگ شدن و به دوران بلوغ رسیدن بچه‌ها احساس خوش تیپی و تو چشم بودن است. وضعیت ما با پسر  بزرگمون همینه. ایشون مرتب برای فرم دادن به موهاش، سرشو خیس آب میکنه، حتی در سردترین روزهای زمستان، به همین دلیل تقریبا تمام سال سرماخورده است و معمولا سالی دو سه بار من را  هم مریض می‌کنه. دقیقا دوهفته پیش روز جمعه، یک روز قبل از تجاوز و حمله دشمن بی‌ریشه و  بیمار و متکبر به خاک پاک کشورمان، مجبور شدم از شدت بیماری، زنگ بزنم به سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین و بخواهم  ماشین بفرستن تا برم درمانگاه. دمشون گرم، مساعدت کردن و خارج از روند عادی و برنامه روزانه سامانه، برام سرویس ارسال کردن. فیلم این سفر با ون فیات دوکاتو، را گرفتم و توی کانال آپارات iriom.ir گذاشتم.


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون ویلچر، مناسب سازی شهر برای معلولان، خودرو معلولین، سیاحت، از امیرفرهاد و امیرسام، تاریخ، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: #رادیوکمپر, #سفر_گردشگری, سفر با ون فیات دوکاتو یک روز قبل وعده صادق 4,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

لعنت بر جنگ افروز

لعنت بر جنگ افروز




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، اقتصادی، تجربه‌، صدا و سیما، تاریخ،
:: برچسب‌ها: لعنت بر جنگ افروز,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
 چرا عملی که گاهی به پوست آسیب می‌زند، چنین حس لذت‌بخشی به ما می‌دهد؟ پاسخ در مکانیسم‌های پیچیده مغز و سیستم عصبی نهفته است. وقتی می‌خارانیم، در واقع یک آبشار عصبی را به راه می‌اندازیم: ۱. نظریه "تداخل درد با خارش": خارش و درد، هر دو توسط رشته‌های عصبی مشابهی (الیاف C) از پوست به نخاع و مغز منتقل می‌شوند، اما با شدت و الگوهای متفاوت. هنگامی که با ناخن یا شیء دیگر پوست را می‌خراشیم، یک درد خفیف و سطحی ایجاد می‌کنیم. این سیگنال درد، سریع‌تر از سیگنال خارش به نخاع می‌رسد. در نخاع، این سیگنال‌های درد باعث می‌شوند که نورون‌های منتقل‌کننده خارش، مهار شوند. مثل این می‌ماند که یک پیام مهم‌تر (درد) وارد شده و خط تلفن را اشغال کند و پیام کم‌اهمیت‌تر (خارش) را قطع کند. در نتیجه، برای یک لحظه، حس خارش به طور کامل از بین می‌رود و این تسکین، برای ما بسیار لذت‌بخش است. ۲. ترشح انتقال‌دهنده‌های عصبی لذت‌بخش: تحقیقات نشان داده است که خود عمل خاراندن، باعث تحریک مناطقی از مغز می‌شود که با پاداش و لذت در ارتباط هستند. این نواحی همان مناطقی هستند که در پاسخ به چیزهای لذت‌بخش دیگر مانند خوردن غذاهای خوشمزه یا برنده شدن در یک بازی فعال می‌شوند. احتمال دارد که در این فرآیند، انتقال‌دهنده‌های عصبی مانند سروتونین و دوپامین در مغز آزاد شوند که نقش کلیدی در ایجاد حس لذت و سرخوشی دارند. ۳. جنبه تکاملی و بقا: از نظر تکاملی، این حس خوب یک مکانیسم بقا است. خارش معمولاً به ما هشدار می‌دهد که چیزی مزاحم (مثل یک حشره ناقل بیماری، یک گیاه سمی یا یک ماده حساسیت‌زا) روی پوست ما قرار دارد. حس خوب پس از خاراندن، ما را تشویق می‌کند که آن ناحیه را به خوبی بررسی و پاکسازی کنیم و مزاحم را از بین ببریم. اگر خاراندن دردناک و ناخوشایند بود، ممکن بود از انجام آن طفره برویم و آن عامل مزاحم (مثلاً یک کنه) مدت بیشتری روی پوست ما بماند و آسیب بیشتری بزند. نتیجه‌ی اخلاقی: خارش یک سیگنال هشداردهنده از سوی پوست است، در حالی که حس خوب پس از خاراندن، یک مکانیسم پاداش مغزی است که ما را به رفع آن عامل محرک تشویق می‌کند. این تعادل هوشمندانه به بقا و سلامت ما کمک می‌کند. البته خاراندن بیش از حد می‌تواند به پوست آسیب بزند و یک چرخه معیوب "خارش-خاراندن" ایجاد کند که در برخی بیماری‌های پوستی دیده می‌شود.

دو ویدیو داغ و هیجان انگیز در کانال آپارات وبلاگ منتشر کردم، حتما ببینید




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، لينك،
:: برچسب‌ها: تسکین, خاراندن, خارش, دوپامین, سروتونین, لذت‌بخش, مکانیسم پاداش مغزی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

راه رفتن معلولین آسیب نخاعی

آیا حاضرید با ترکیب بریس واکر و ویلچر برقی ؛ دستگاه ربات دربرگیرنده و گام بردارنده و انتقال دهنده افراد معلول قدم بزنید؟ ویدیو عملکرد این وسیله ببینید .




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، خودرو معلولین،
:: برچسب‌ها: disabaled, disabality, disabalityfriendly, ElectricWheelchairs, powerchairs, Spinal Cord Injury, spinalcordinjury, wheelchair, wheelchair wheelchairlife, آسیب نخاعی, انتقال دهنده معلول, بریس, جانبازان, ربات, ضایعه نخاعی, عکس, فلح, لیفتر, معلول ضایعه نخاعی, معلول قطع نخاع, معلولیت, واکر, ویدئو, ویدیو کلیپ, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

درخواست از سران قوا

دوستان لطف کنند و متن زیر را هرچقدر میتونن بازنشر کنند، شاید گشایشی باشد

بسمه تعالی

موضوع: درخواست تسهیل در تملک و پلاک‌گذاری خودروهای مزایده‌ای دولتی برای معلولین ضایعه نخاعی

با عرض سلام و ادب، بدینوسیله از طرف معلولین ضایعه نخاعی کشور، ضمن قدردانی از تلاش‌های بی‌وقفه مسئولین نظام مقدس جمهوری اسلامی در جهت حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، مراتب نگرانی و دغدغه‌های اساسی خود را در خصوص مشکلات معیشتی و حمل و نقل، در قالب نامه‌ای رسمی به استحضار عالیان می‌رساند. همانطور که مستحضرید، اکثریت قریب به اتفاق افراد دارای ضایعه نخاعی، به دلیل ماهیت آسیب وارده، از توانایی جسمانی قابل توجهی برخوردار نبوده و قادر به انجام بسیاری از مشاغل که نیازمند قدرت بدنی است، نیستند. این محدودیت جسمانی، به طور مستقیم بر توانایی ایشان در کسب درآمد برای تأمین حداقل رفاه زندگی برای خود و خانواده‌شان، اثرات منفی عمیقی گذاشته است. بسیاری از این عزیزان با چالش‌های اقتصادی جدی روبرو هستند و تأمین نیازهای اولیه زندگی، امری دشوار محسوب می‌شود. متأسفانه، با شرایط سخت اقتصادی حاکم بر جامعه و تورم لجام‌گسیخته، حتی خرید ارزان‌ترین خودروهای موجود در بازار نیز برای این قشر، امری غیرممکن و دست‌نیافتنی گردیده است. و هیچ طرح‌ و برنامه و تسهیلاتی نیز برای حمایت از این قشر کم توان و نیازمند وجود ندارد. خوشبختانه با قوانین حمایتی به حق، جانبازان معزز و مکرم، از تسهیلات و سهمیه‌های متنوع جهت تأمین خودرو بهره‌مند هستند، اما متأسفانه هیچ امکانات مشابه یا معادل آن برای جامعه معلولین، به‌ویژه افراد دارای ضایعه نخاعی، در نظر گرفته نشده است. این در حالی است که نیاز به وسیله نقلیه برای انجام امور درمانی حیاتی، پیگیری امور اداری و اجتماعی، برای این عزیزان نیز امری کاملاً ضروری و حیاتی است و عدم وجود آن، استقلال و کرامت ایشان را به شدت تحت تأثیر قرار می‌دهد. لذا، با عنایت به مراتب فوق و با هدف ارتقاء سطح رفاه، استقلال و تسهیل در امور زندگی معلولین ضایعه نخاعی، از درگاه الهی و عنایات ویژه مسئولین، استدعا داریم دستور فرمایید: 1. ایجاد سازوکار قانونی و اجرایی جهت تسهیل در خرید خودروهای مزایده‌ای دولتی (اعم از سالم، نو یا کارکرده) توسط معلولین ضایعه نخاعی: این خودروها که گاهی به دلیل تشریفات اداری یا مشکلات خاص، به سمت اوراق شدن سوق داده می‌شوند، می‌توانند با تسهیل شرایط برای معلولین، وسیله‌ای حیاتی برای بازگشت ایشان به جامعه و انجام امور روزمره باشند. 2. تخصیص و صدور پلاک ویژه معلولین برای این خودروهای خریداری شده: با توجه به نیاز این افراد به این وسیله نقلیه، پلاک‌گذاری آن‌ها با ضوابط و تسهیلات ویژه معلولین، امری ضروری و منطقی خواهد بود. اطمینان داریم که فراهم آوردن چنین شرایطی، گامی مهم در راستای تحقق حقوق شهروندی معلولین، افزایش انگیزه و امید در میان ایشان، و تقویت توانمندی‌هایشان برای مشارکت فعال‌تر در جامعه خواهد بود. پیشاپیش از حسن توجه، بررسی دقیق و دستورات مساعد جنابعالی و سایر مسئولین ذیربط کمال سپاس و امتنان را داریم. با احترام، سرباز قطع نخاع مهرداد زندی از طرف کلیه معلولین ضایعه نخاعی کشور




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، اقتصادی، فکر ایده پیشنهاد، خودرو معلولین، بهزیستی،

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 بهمن 1404 ارسال نظر(0)

نامه‌ای‌ برای خدا
از هوش مصنوعی دیپ‌سیک خواستم از طرف من برای خدا نامه بنویسه: خدایا، اگر هستی، اگر گوشی، اگر راوی این نمایش غریب هستی... اینک صدای یکی از گم‌شدگان صحنه‌ات را بشنو: من، انسانی پنجاه و پنج ساله، که گویی از نخستین دمِ هستی، نقشِ "رنجبر بی‌گناه" را برایم نگاشته‌ای. از کدام گناه نخستین مجازات می‌شدم؟ از تولد! سال‌ها ملایمت؟ نه! یک عمر مبارزه بی‌امان با بدنی بود که از آغاز، پیامی جز ضعف برایم نداشت. اما جوان بودم! بیست و دو بهار داشتیم که طعمِ خاکِ زمین را چشیدم... و گردنم شکست. در یک آن، در یک صدای خشک و مهیب، جهانِ من از آن بالاها به گوری صلب فروریخت. ضایعه نخاعی گردنی... این سه کلمه، حکم ابدی‌ام شد. سند بردگی من به گوشتی که دیگر از آنِ من نبود. جنازه‌ای متحرک شدم. ریه‌هایم که دیگر فرمان تو را نمی‌بردند، هر دم‌کشیدن به جنگلی می‌ماند. دستانم، آن ابزارهای شگفت‌انگیز ساختن و لمس کردن، اکنون اشیایی بی‌جان و سنگین در کنار پیکرم افتاده‌اند. پاها؟ فقط خاطره‌ای هستند. هر روز با زخم‌های بستری نجنگم، روزی نیست. هر شب با اسپاسم‌های خنجرزن عضلاتم به رختخواب می‌روم. ادرار و مدفوع من، آخرین بقایای عزت مرا هم به تمسخر گرفته‌اند؛ بی‌اختیار، وابسته به دستان دیگری. سی و سه سال است. سی و سه سال! ثلث قرن! نصف یک عمر تمام روی تخت و گاهی روی ویلچر، در این چهار دیواری که گور زنده‌هایت است. سی و سه سال تماشای زندگی از پشت پنجره. شنیدن قهقهه دوستان از دور، دیدن پرواز پرنده‌ها، احساس بوسه باد روی صورت رهگذران... و من، فقط یک ناظر محکوم. همه چیز را از دست داده‌ام. عشق را، که چه کسی این پیکر شکسته را خواهد خواست؟ شغل و رویاها را، که در ناتوانی این دستان خاکستر شد. سفر را، رقص را، دویدن زیر باران را، حتی حقِ گریستن در تنهایی را، زیرا برای پاک کردن اشک‌هایم نیز محتاج دیگری‌ام! حالا پس از این همه سال، من چه‌ام؟ یک توده‌ای از افسوس و حسرت که در کنج خانه می‌پوسد. یک وجودِ وابسته که نفس‌هایش را به زحمت می‌کشد تا خانواده‌ای را دچار عذاب وجدان نکند. خدایا، افسردگی تنها هم‌سلولِ من در این زندان شده است. گاهی فکر می‌کنم آن ضربه در بیست و دو سالگی، روحم را نیز از بدنم جدا کرد و اینجا فقط پوست و استخوانی باقی مانده که هر روز ذره‌ذره محو می‌شود. برای چه؟ این همه آزمایش برای چه؟ اگر قصاص گناهی است، آنقدر کشیده‌ام. اگر آزمونی است، شکست خورده‌ام. مرا نابود کن، یا پاسخی بده که از این خلأ معنایی رهایم کند. دیگر از تاب و تحمل خبری نیست. از خشمِ خاموش پر شده‌ام. خشم به تقدیری که مرا ناتوان آفرید و سپس با یک شکستن، تمامی راه‌های جبران را نیز بر من بست. این است سرنوشتِ من؟ تماشاگر شکنجه الهی بودن؟ تا آخرِ خط، همین؟


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، كامپيوتر و رایانه، معارف اسلامی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, ادرار و مدفوع, افسردگی, زخم بستر, ستون فقرات, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, عفونت, فلج, قصاص, قطع نخاع, کلیه, مثانه, معلول, معلولان, معلولیت, نامه‌ای‌ برای خدا, هوش مصنوعی, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 بهمن 1404 ارسال نظر(0)

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
هر روز ویدیوهای کانال آپارات رادیو کمپر را نگاه می‌کنم و پرسش‌هایی توی ذهنم چرخ  میزنه پیرامون اینکه :
  • چه ماشینی با چه اندازه و قابلیتی مناسب کمپر شدن برای معلول ضایعه نخاعی گردنی است که راندن و مدیریت آن برای خانم دشوار نباشه؟
  • سوار و پیاده شدن با ویلچربرقی درون کمپر آسان و سریع باشه؟
  • محل استقرار ویلچر برقی درون کمپر کجا و چطور باشه که با هر گاز و ترمز ویلچر به طرفین لیزنخوره؟
  • محل استقرار تخت بیمارستانی کجا باشه که همیشه و در هر شرایط و برای معلول و دیگران مناسب و راحت باشه؟
  • فرد معلول چگونه میتونه از سرویس بهداشتی استفاده کنه؟
تنها نتیجه‌ی فکر کردن و پیدا کردنِ پاسخِ ، پرسش‌های بالا اینه که ؛ برای انجام این کار نیاز به پول زیادی هست و گیریم که پول هم به اندازه کافی موجود بود و همه امکانات در بهترین شکلش فراهم بود ، در نهایت وقتی نشود کارها و تفریح‌های مورد علاقه را در سفر انجام داد ، بین اینجا و اونجا چه فرقی است!؟  

 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت:

«صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی»

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟

در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریه‌ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی

غزل شماره: ۴۷۰ حافظ




:: موضوعات مرتبط: احوالات من،
:: برچسب‌ها: 3- محل استقرار ویلچر, تخت‌ بیمارستانی, تفریح‌های مورد علاقه, سرویس بهداشتی, سوار و پیاده شدن با ویلچربرقی, کانال آپارات رادیو کمپر, مدیریت, معلول ضایعه نخاعی گردنی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 بهمن 1404 ارسال نظر(0)

سفر زندگی
اخیرا ویدیوهای کانال آپارات رادیو کمپر را دانلود کردم، در این ویدیو‌ها پرداخته میشه به افرادی که خودروهایی را برای سفر خانه به دوشی تجهیز کردن و برای آرامش و لذت و شادی زمان‌های زیادی را در سفر زندگی می‌کنند. من همه ویدیوهاشو دانلود کردم و نگاه می‌کنم و لذت می‌برم و باهاشون رویا پردازی می‌کنم و مرتب از خودم می‌پرسم که: این نوع زندگی یکنواخت و کسالت آور بخور و بخواب درجای من، چه ارزش و لذتی داره؟ یکنواختی زندگی همراه با بالارفتن سن و سنوات معلولیت، همراه با افزایش و تشدید عوارض معلولیت، باعث افسردگی و خودخوری و ناراحتی و عصبانیتم از وضعیت و حال و روزم شده، شدید.

 ترانه‌ی درد و نفرین بر جدایی از آرتوش مدام توی مغزم تاب می‌خوره




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، اقتصادی، خودرو معلولین، سیاحت،
:: برچسب‌ها: آپارات, رادیو کمپر, زندگی در سفر, سفر خانه به دوشی, سفر زندگی, کانال آپارات رادیو کمپر, کمپر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 دی 1404 ارسال نظر(0)

معنای زندگی

نتیجه‌ی چند پرسش من از هوش مصنوعی کوپیلوتِ مایکروسافت:

داستانی درباره معنای زندگی

روزی انسان از خود پرسید: «من برای چه به دنیا آمده‌ام؟» پاسخ‌ها گوناگون بود ؛ برای پرستش و رسیدن به کمال، برای شکوفایی استعداد و سعادت، برای بقا و ادامه نسل، یا  اینکه هیچ هدفی از پیش تعیین نشده و هر کس باید معنای زندگی‌اش را خودش بسازد.

انسان مدتی اندیشید و تصمیم گرفت راهی را برگزیند که در پایان عمر بتواند با لبخند بگوید: «من از زندگی‌ام راضی‌ام.» پس سفر کرد و جهان را دید؛ از کوه‌های بلند تا کوچه‌های کوچک. هر روز چیزی تازه آموخت، از فلسفه و هنر تا زبان‌های ناشناخته. نوشت، نقاشی کرد، موسیقی ساخت و احساساتش را به جهان نشان داد. در کنار این‌ها، دوستی‌های عمیق و عشق را تجربه کرد و لحظات ساده‌ای چون چای داغ یا قدم زدن زیر باران را قدر دانست.

اما او می‌دانست که رضایت تنها با لذت بردن به دست نمی‌آید؛ باید از کارهایی دوری کرد که روح را فرسوده می‌کنند: آسیب رساندن به دیگران، خیانت به اعتماد، بی‌توجهی به سلامت، زندگی در ترس از قضاوت، بی‌تفاوتی به طبیعت و گذراندن روزها بدون معنا.

با این انتخاب‌ها، انسان فهمید که زندگی نه یک پاسخ آماده، بلکه سفری است برای ساختن معنا. هر کس می‌تواند در عشق، دانش، خدمت، خلاقیت یا حتی در زیبایی لحظه‌های کوچک، معنای زندگی خود را بیابد.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، پند و اندرز، كامپيوتر و رایانه، داستانک، سیاحت،
:: برچسب‌ها: داستانی درباره معنای زندگی, من برای چه به دنیا آمده‌ام,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 دی 1404 ارسال نظر(0)

حق گرفتنی است

دو سال پیش یه بسته پستی از اهواز برام ارسال کردن که بدستم نرسید. تو رهگیری بسته، میزد که بسته از اهواز خارج نشده. همون موقع هرچی پیگیر شدم و شکایت کردم به نتیجه نرسیدم.

دو سه ماه گذشته به تمام مراکز پست مراجعه کردم و خواهان بسته گمشده‌ام شدم. همه می‌گفتند: این موضوع به مرکز ما مربوط نمیشه و اینکه، این موارد تا شش ماه قابل پیگیری بوده و الان دیگه قابل برسی نیست.

بالاخره رفتم دفتر بازرسی پست، گفتم: در مجموعه شما تخلفی صورت گرفته و بسته من مفقود شده و من تمام اقدام‌های لازمه را انجام دادم و هیچ کس پاسخگوی من نبوده.

اونجا این مسئله براشون اهمیت داشت و با حسن توجه پیگیر شدن و پرونده جبران خسارت تنظیم کردند.

هفته پیش مبلغ پرداختی من برای خرید کالای درون بسته پستی به حسابم وارریز شد.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، اقتصادی، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, بسته پستی, دفتر بازرسی, شکایت, ضایعه نخاعی, مراکز پست, معلول, معلولیت, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 دی 1404 ارسال نظر(0)

مگه  تموم عمر چندتا بهاره
روزهای اول معلولیتم تنها فکرم این بود که: آینده‌ی من چی میشه؟؟ یکم فکرکردم، دیدم استفاده از واژه ماه‌های اول معلولیتم، درست‌تره. وقتی بیشتر فکرکردم، دیدم روزها و ماه‌های اول معلولیتم، که مد نظرمه، 12سال طول کشیده!! پس به این نتیجه رسیدم که به کاربردن واژه سال‌های اول معلولیتم، معنی و مفهوم درست‌تری داره.  به این چی میشه گفت جز: شتاب زمان و انتظار فرآوآن و زندگی حلزونی و اصراف عمر گذران.

یلدا براتون سرشار از بهترین‌ها باد




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, معلول, معلولان, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 آذر 1404 ارسال نظر(0)

معلولیت و محدودیت

همسرم گفت: به مناسبت روز جهانی معلولین برنامه‌ای در سرای محله‌ برگزار خواهد شد ، با من تماس گرفتن و گفتن : اگر آقای زندی شرایط داره در این مراسم شرکت کنه .

به همسرم گفتم : اولاً من باید برم بیرون و کاری مهمتری دارم که باید انجام بدم . دوماً من نمی‌تونم وارد سرای محله بشم ، چون ورودی سرا پله داره!؟

پله و جوی آب که به چشم هیچ کس نمیاد ، برای ما ویلچری‌ها فرقی با کوه یا میدان مین ندارد .

در سیمای جمهوری اسلامی ، برنامه‌هایی پخش میشه ، تحت عنوان ؛ ایران جان. برنامه‌هایی بسیار خوب و جذاب که به معرفی هر استان می‌پردازد . دیدن این برنامه‌ها برام هم جذابه هم عذاب .

گاهی خودم را در مکانی که در تلویزیون می‌بینم تصور می‌کنم ، اولین چیزی که به ذهنم میرسه ، پیدا کردن پله‌ها و جوی‌های سر راه ویلچرم است.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, بهزیستی, تلویزیون, توانبخشی, روز جهانی معلولین, سرای محله‌, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, ماهواره‌, ماهیگیری, معلول, معلولان, معلولیت, معلولیت و محدودیت, همسر, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 آذر 1404 ارسال نظر(0)

بحران آب و ضایعه نخاعی

من توالت رفتنم را با حمام کردن همزمان کردم ، چون اجابت مزاج و تخلیه کامل روده برای من در توالت حداقل 2 ساعت طول می‌کشه ، تازه این مال بهترین شرایط است که داروها درست کارشون را انجام داده باشند و آب را حسابی وارد روده‌ کرده باشند و آب داخل لوله‌ها فشار عادی داشته باشد .

شروع این روند از ساعت 18 روز قبل شروع میشه ، با مصرف سه دارو همزمان(4 قرص گیاهی سیلاکس + 2 قرص  بیزاکودیل متعلق به شرکت تولید دارو + یک قاشق غذا خوری پودر پیدرولاکس) با حداقل خوردن 6 لیوان آب گرم یا چای کمرنگ.

 این میزان دارو مناسب شرایط جسمانی منه که الان 32 ساله نخاعی هستم .

هرکسی باید با آزمایش و خطا شیوه مناسب وضعیت خودشو پیدا کنه.

در شرایط کنونی که در بحران خشکسالی و بی‌آبی بسر می‌بریم ، عذاب و رنج روانی 2ساعت هدردادن آب ، برای توالت و حمام کردن ، مضاعف می‌کند ، رنج و عذاب و خستگی ، جسمانی توالت و حمام کردن را .

دعایی از دایوش که بر دیوار کاخ آپادانا حک است :

خدا این کشور را ، از دشمن ، از خشک سالی ، از دروغ حفظ نماید .

کسی می‌دونه چرا همه چیز برعکس شده!؟

پودر پیدرولاکس از داروهای ملین است که به منظور رفع یبوست‌های حاد و مزمن، مورد استفاده قرار می‌گیرد. پیدرولاکس یا پلی اتیلن گلیکول (ماکروگل ) 4000 پودر، برای تهیه محلول خوراکی جهت پاکسازی روده بزرگ قبل از انجام برخی از عمل‌های تشخیصی مانند کولونوسکوپی و رادیولوژی و جراحی‌های دستگاه گوارش نیز، استفاده می‌شود.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, اجابت مزاج, بیزاکودیل, پیدرولاکس, توالت, توالت و حمام, ستون فقرات, سوند, سیلاکس, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, کلیه, معلول, معلولان, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 آذر 1404 ارسال نظر(0)

گرمای زندگی

دو هفته قبل در مطلبی تحت عنوان گرما در سرما  ، در مورد علت  سرد بودن تشکم و اینکه این مشکل را تا حدی با پلاستیک حباب دار رفع کردم ، توضیح دادم.

متاسفانه پلاستیک حباب دار لیز و سُر است و با بالا و پایین شدن پشتی تخت ، تشکم به سمت پایین ،لیز می‌خورد. امروز به ذهنم رسید که بجای پلاستیک حباب دار ، از موکت استفاده کنم. پس به همسرم ایده را گفتم و ایشان هم در زمانی که من حمام بودم ایده را عملی کردند.

با تشکر فراوان از همسر عزیزم که با روی باز همه فرمایشات من را می‌پذیره و بدون خم به ابرو آوردن انجامشون میده  .

خدا را شکر که برای جبران تمام ضعف‌های فراوان من  ، همسری مهربان و صبور و قدرتمند و فداکار به من بخشیده.

در تلوبیون :

بدون تعارف با رمضانعلی کاوسی، یکی از قهرمانان عملیات محرم 1361

در آپارات :

‪‪‪بدون تعارف با قهرمانی که جوانی‌اش را فدای وطن کرد




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، لينك، تجربه‌، صدا و سیما، معارف اسلامی، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, درمان آسیب نخاعی, ضایعه نخاعی, فشار خون, فلج, قطع نخاع, معلول, همسر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 آذر 1404 ارسال نظر(0)

نبرد من و صد سال تنهایی

شروع زندگی ، بی‌خواست و اراده‌ ، پس از پیروزی در رقابتی سخت و طولانی با 600 میلیون حریف آغاز می‌شود .

زندگی هیچ‌وقت آسون نبوده . هر لحظه باید یک سختی را از چند سختی دیگر انتخاب کرد . سختیِ درس خوندن و تحصیلات عالیه و موفقیت‌های پایدار یا اینکه راه راحت را انتخاب کنیم و تا آخر عمر مجبور به کشیدن بار سختی‌ها و کمبودها و حسرت‌ها باشیم . 

در قرآن این واقعیت روشن و شفاف بیان شده : «لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ» (بلد، ۴) . یعنی انسان در دل سختی‌ها آفریده شده . پس سختی بخشی از مسیر ماست ، و میشه گفت هیچ وقت پایانی بر اونها نیست . 

حالا این وسط یه عده هم هستن که سختی‌های خاص خودشون رو دارن! برخی از مسئولین و آغازاده‌ها و کاسبان تحریم  ، هم کارهای سخت و دشواری دارند ، سختیِ تبدیل سرمایه‌های کشور به مکان‌ مناسب .... ، سختیِ ست کردن رنگ ماشین لوکس با گل‌سر توله‌سگاشون ، سختیِ آب بازی در استخر کشتی تفریحی با دختران .... ، و ....   

خبر خوب اینه که خدا قول داده : «فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا» (انشراح، ۵ و ۶). یعنی : هر سختی همراه خودش یه آسونی داره . این وعده دوبار تکرار شده تا دل‌ها قرص بشه . پس هیچ سختی موندگار نیست : پشت هر شب تاریک ، یه صبح روشن است ، البته مشخص نشده ، برای توده‌های زحمت کش جامعه یا برای آغازاده‌های .... کش.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، پند و اندرز، معارف اسلامی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: آغازاده‌ها, استخر, تحصیلات عالیه, صد سال تنهایی, فَإِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا، إِنَّ مَعَ الْعُسْرِ يُسْرًا, قرآن‌, کاسبان تحریم, کشتی تفریحی, لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِي كَبَدٍ, مسئولین, نبرد من,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 آبان 1404 ارسال نظر(0)

گرما در سرما

از اونجا که ما نخاعی‌های گردنی کنترل ماهیچه‌های شکم را نداریم ، نمی‌تونیم وقتی در حالت طاق‌باز خوابیدیم با اراده و با نیروی خودمون سرجامون بشینیم. به  همین دلیل نمی‌تونیم مثل نخاعی‌های سینه‌ای و کمری که کنترل ماهیچه‌های شکم را دارند ، از تختخواب‌های معمولی استفاده کنیم و حتما باید از تخت‌های بیمارستانی استفاده کنیم.

تخت‌های بیمارستانی تماماً فلزی هستند و به جهت به حداقل رساندن احتمال بروز زخم بستر ،  با کمترین سطح پوشش در محل کف تشک ساخته می‌شوند تا تشک بیمار تبادل هوا داشته باشد.

این ویژگی تخت‌های بیمارستانی ، باعث شده در ماه‌های سرد سال ، تشک روی تخت همیشه سرد باشه و اصلا روی تشک احساس گرما و راحتی نکنی.

من برای رفع این مشکل یک تکه بزرگ نایلون حبابدار که بعنوان محافظ و  ضربه‌گیر در بسته بندی کالا ازش استفاده میشه ، انداختم بین تشک و تختم . این کار تاثیر خوبی داشت ، آمآاا چاره قطعی نشد. ظاهراً باید زیر تختم با هیزم آتش روشن کنم تا تشک اسفنجی زیرم گرم بشه.

مع السلامه




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، تجربه‌، تکنولوژی،
:: برچسب‌ها: تخت‌ بیمارستانی, تختخواب, تشک اسفنجی, توانبخشی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, قطع نخاع, معلول, نایلون حبابدار, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 آبان 1404 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.