💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


خراشیده

همیشه از صبح تا ظهر رادیو جوان گوش میدم، چون چند روزیه روال عادی برنامه‌های این ایستگاه عوض شده، موج را انداختم روی رادیو سلامت. بعد اذان ظهر من و رادیو هر کدام داشتیم کار خودمان را میکردیم که یه صدای ناهنجاری از رادیو در آمد و توجه من را به خودش جلب کرد، شخصی میگفت: من قطع نخاع هستم، من تنها دعایی که بعد نماز میکنم اینه: خدایا ببخش و بیامرز، و میگفت ........ . حرف‌هاش برام آشنا بود اما صداش خیلی نکره بود. حدودا هفت8 ماه پیش زنگ زدم به رادیو سلامت و یه سوال از پزشک برنامه پرسیدم، گوشی را که قطع کردم تلفن‌مان زنگ زد، گوشی را برداشتم یه خانم خوش سیما از اونطرف خط گفت: من از رادیو سلامت زنگ میزنم لطفا بعد شنیدن بوق بگید بعد نماز چه دعایی میکنید، من هم که حسابی حوصله‌ام سر رفته بود از این فرصت الهی نهایت سو استفاده را کردم و براشون رفتم بالا منبر، توپ، بالاخره خانوم اونور خط خسته شد و گفت: عزیزم نیم ساعته نوار دستگاه‌مون تموم شده، میشه بسه؟ پسوند: آدم وقی حرف میزنه فکر میکنه بلبل شیدا داره چه‌چه میزنه، اما وقتی آدم صدای ضبط شده‌ی خودشو میشنفه یاد بازار مسگرها میافته




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، طنز، صدا و سیما، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: تلفن, خدایا ببخش و بیامرز, دعا, رادیو, صدا, ضبط, قطع نخاع, موج, نماز,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 بهمن 1387 ارسال نظر(19)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.