💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

راهنمای جامع و کامل مناسب‌سازی خانه برای معلولین ویلچری و کم‌توان کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاع : iriom.ir نوشته‌های من در سال 1382 آدم فضايي این روزها عروس قطع نخاعی که ایستاد مناسب‌سازی منزل و خودرو معلولان دستگاه تازه ساخت ویلچر رانی ماراتن کانال تلگرام وبلاگ تخریب جای زخم آسیب نخاعی تقويت عضله انتحار در عروسی توصیف یک مکان مولکول ترمیم آسیب نخاعی راديو،جنگ،رمضان عکس رخ یار واکنش به آسیب نخاعی درمان آسیب نخاعی با سلول بنیادی كاشكي عکس نیم رخ یار طب سنتی ارتباط نوار عصب هنر چهل سالگی احیای توانایی حرکت در آسیب نخاعی تزریق آسیب نخاعی را ترمیم می‌کند نوار مثانه تو پیاده‌رو مداوای بیماران مغز و اعصاب با سلول‌های بنیادی بحران اقتصادی و اجتماعی شيرين كاري اتفاق ناخوشایند روشی برای درمان آسیب‌های نخاعی خبری برای معلولین تهران رفتم كه رفتم کار غیر کارشناسی منبع سلول بنیادی عصبی حکایات و روایات هزاره نگراني کارت هوشمند سرویس مددجویان بهزیستی پیوند برای درمان آسیب نخاعی سلام فرمانده جانب احتياط میز مخصوص ویلچر بازسازی سلول عصبی نخاعی مطالبه‌گری تعليمات اجتماعي آشناییم با خانمی برای ازدواج سلول بنیادی و درمان آسیب نخاعی یک بام و دو هوا !؟ پوكي استخوان برای رسیدن به تفاهم


دليل تاخير بنده

با سلام و عرض پوزش براي تاخيري كه داشتم. و اما علت تاخير اين بود كه: قبل از گذاشتن مطلب قبل داخل وبلاگ يه هفته اي بود كه كامپيوترما يك ضرب روشن نميشد و براي روشن شدن آن بايد دو 3 بار اون را ريست ميكرديم تا كامپيوتر روشن بشود و ويندوز بالا بياد خلاصه صبح جمعه اي كه مطلب قبل را خواستم بگذارم توي وبلاگ هر كار كردم ديگه كامپيوتر روشن نشد كه نشد، ظهر كه داداشم آمد خانه با كلي ور رفتن بالاخره براي آخرين بار روشنش كرد و گفت كه شايد كامپيوتر ويروسي شده و ميخواهد فرمتش كند، من هم قبل فرمت سريع پريدم رو ويلچير و مطلب ديگران چه ميگويند را گذاشتم داخل وبلاگ. از جمعه عصر به بعد كامپيوتره ديگه اصلا و ابدا روشن نشد كه نشد خلاصه برادر گرامي از روز شنبه تا چند شنبه كيس محترم را بردند خيابان و تعميرگاه گرداني، جالب اين بود كه هيچ جا ايرادي پيدا نكردند و كامپيوتر در تميرگاه ها در كمال احترام روشن ميشده بالا خره برادرم در كمال نا خرسندي نشست و كيس را باز كرد و تمام قطعه ها را از هم جدا كرد و پي برد كه 2 خازن مادر برد برق زيادي خرده اند و از شدت گرما چاق شده اند پس مادر برد را به كلنيك برد جهت خازن درماني.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من،
:: برچسب‌ها: خازن, كامپيوتر, كيس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 آبان 1383 ارسال نظر(17)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.