💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


راه ويلچر من

تئوري دايي جان ناپلئون ميگه: همه چيز زير سر انگليس‌هاست، من هم به نوعي اين تئوري را قبول دارم، گويا يكي از رئيس جمهورهاي آمريكا بوده كه روزي جايي گفته بوده: در اين فكر باشيم كه ما براي‌ كشورمان چه كرديم؟ نه اينكه كشور براي ما چه كرده. غربي‌ها اين فرهنگ را بين خودشون رواج ميدن نوبت ما كه ميشه تو بوق ميكنن: آي ملت ايران، دولت براي شما چه كرده؟ پول نفت‌تونو بردن و خوردن، و ..... ما ملت ايران هم آخر همه‌ي بي‌جنبه‌ها هستيم و زود جوگير ميشيم (ايراني با يه غوره سرديش ميكنه و با يه مويز گرميش، ما درهمه كار يا اول هستيم يا آخر، ما ميانه‌اي با ميانه نداريم) و با خودمون ميگيم: قيصر كجايي كه پول نفت‌مونو خوردن، پس اولين اتوبوسي را كه سوار ميشيم با چنگ و دندان هم كه شده صندلي‌شو پاره ميكنيم تا سهم پول نفت‌‌‌‌‌‌‌‌مونو گرفته باشيم. مجري تلويزيون فارسي آمريكا در برنامه‌اي كه لايو بود از من پرسيد: دولت براي تردد معلولان در كوچه و خيابان چه كرده؟ گفتم: موانع را دولت سر راه ويلچر من نميگذاره، دولت چه كار ميتونه بكنه وقتي خود ما ملت به خودمون اين اجازه را ميديم در خونمون انواع سرعت گير بكاريم، براي عبور فاضل آب حياط منزلمون آسفالت جلوي منزل را مثل جوب بكنيم، چهارشنبه‌سوري روي آسفالت لاستيك آتيش بزنيم و پدر آسفالت را دربياريم و..و...و..... .

پسينه: در اروپا و آمريكا سر سال همه بايد ماليات بدن كلآاان، براي همين همه ميدانند اگه چمن پارك را له كنند مستقيم پولش از جيب خودشون كسر ميشه. در آمريكا اگر كسي ماليات نده از حقوق اجتماعي محروم ميشه و حتي مهاجرها را اخراج ميكنند. اما اينجا چي؟ ماليات نميديم هيچ! طلب پول نفت هم داريم. ايراني‌هاي آمريكا ميگن اينجا مملكت هردم‌بيل است. يعني دم به دم برات بيل=صورت حساب مياد.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پند و اندرز، ماهواره، مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسب‌ها: بوق, تئوري دايي جان ناپلئون, تلويزيون فارسي آمريكا, چهارشنبه‌سوري, غربي‌ها, غوره, فرهنگ, قيصر, معلولان, مويز, همه چيز زير سر انگليس‌هاست,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(19)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.