انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان
25 سال در زمینه زندگی با ضایعه نخاعی نوشته ام و تجربه های مثبت و منفی خود را با دیگران به اشتراک گذاشتم تا همه با هم به رشد و تعالی برسیم
اینجا نیز ادامه همان راه است
رسیدن به زندگی بهتر در نهایت سختی
پیشرفتهای درمان با سلولهای بنیادی به سمت کارآزمایی بالینی برای آسیب مزمن نخاعی
انتقال ایمن از ویلچر به خودرو؛ اصول و تکنیکهای ضروری برای معلولین فلج چهاراندام
راهنمای جامع و کامل مناسبسازی خانه برای معلولین ویلچری و کمتوان
کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاع : iriom.ir
نوشتههای من در سال 1382
آدم فضايي
این روزها
عروس قطع نخاعی که ایستاد
مناسبسازی منزل و خودرو معلولان
دستگاه تازه ساخت
ویلچر رانی ماراتن
کانال تلگرام وبلاگ
تخریب جای زخم آسیب نخاعی
تقويت عضله
انتحار در عروسی
توصیف یک مکان
مولکول ترمیم آسیب نخاعی
راديو،جنگ،رمضان
عکس رخ یار
واکنش به آسیب نخاعی
درمان آسیب نخاعی با سلول بنیادی
كاشكي
عکس نیم رخ یار
طب سنتی
ارتباط
نوار عصب
هنر چهل سالگی
احیای توانایی حرکت در آسیب نخاعی
تزریق آسیب نخاعی را ترمیم میکند
نوار مثانه
تو پیادهرو
مداوای بیماران مغز و اعصاب با سلولهای بنیادی
بحران اقتصادی و اجتماعی
شيرين كاري
اتفاق ناخوشایند
روشی برای درمان آسیبهای نخاعی
خبری برای معلولین تهران
رفتم كه رفتم
کار غیر کارشناسی
منبع سلول بنیادی عصبی
حکایات و روایات هزاره
نگراني
کارت هوشمند سرویس مددجویان بهزیستی
پیوند برای درمان آسیب نخاعی
سلام فرمانده
جانب احتياط
میز مخصوص ویلچر
بازسازی سلول عصبی نخاعی
مطالبهگری
تعليمات اجتماعي
آشناییم با خانمی برای ازدواج
سلول بنیادی و درمان آسیب نخاعی
یک بام و دو هوا !؟
پوكي استخوان
برای رسیدن به تفاهم
سلام حال و احوال ؟؟
در ادامه مطلب گذشته بايد عرض كنم كه بنده قصد منفي بافي نداشتم , مقصود من اين بود كه : شادي و لذت بردن از زندگي , كه هر لحظه ي اون فقط يك بار بوجود ميآد و براي هميشه ازبين ميرود و به خاطره ها مي پيوندد , از همه چيز مهم تر است و بايد بر هر چيز و هر جنبه ي ديگر زندگي مقدم باشد . چرا ؟؟
چون خوشبختي يعني لذت بردن از لحظه ها و وقتي كه آدم شاد است يعني داره لذت ميبره . 2 مثال براي گفته هام دارم , اولي اونها :
سپر مهتابي در طنز پاورچين بود , او هر كاري را كه دوست داشت انجام ميداد و كارهايي را كه دوست نداشت انجام نميداد حتي اگه در اون كار پول خوبي هم مي بود . سپهر حتي وقتي كه ازدواج كرد با شادي ازدواج كرد . سپهر با ازدواج با شادي , شادي خود و همسرش دوچندان كرد. اونها از ايجاد لحظه هاي شاد و از بازي هاي شادي آفرين لحظه اي كم نمي گذاشتند .
خوب حتما ميفرماييد كه اون طنز بود و فيلم , بله اما در اون برنامه داشتند يه مفهوم از دست رفته را يادآوري ميكردند .
خوب , مثال دوم ديگه طنز و كمدي نيست , گرچه خيلي هم هست , مثال دوم خود من هستم . من خوشحال هستم كه بيشتر اوقات را در منزل و هم نفس با خانواده ي خوبم هستم و هميشه در حال شوخي و خنديدن و خنداندن اطرافيانم . من خوشحال هستم كه مجبور نيستم براي پول كاري را انجام بدهم كه دوست ندارم , حتي براي انجام كاري كه دوست دارم پول هم خرج ميكنم . من خوشحال هستم كه معلوليت براي من فرصتي به وجود آورده كه بيشتر از فكرم كار بكشم تا تنم . من خوشحال هستم كه اونقدر تنم خسته نمي شود كه نتوانم از لحظه هاي زندگيم كه دارند به سرعت عمر مي گذرند استفاده كنم و از وجود اندك داشته هاي مثب خودم نهايت لذت و استفاده را نبرم .
قبلا گفته بودم كه بعدا در مورد رضايت من از زندگي توضيح ميدهم اين هم توضيح .
شادكام و نيكبخت و تندرست باشيد