با داداشم رفتيم پارك محلمون كه كمتر از 300متر با منزلمان فاصله داره، هميشه سلام و احوال پرسي با اهل محل در مسير رفت و برگشت يا توي پارك كلي بهم حال ميده. خدا را شكر كه تو محلي زندگي ميكنيم كه اهل محل همديگرو خوب ميشناسن. توي پارك نانواي محل آمد و باهم از اوضاع و احوال پسرخالهاش حرف زديم، پسرخاله 5سال پيش وقتي با زن و بچه از شهرستان ميامده پشت فرمان خوابش ميبره و ماشينش چپ ميكنه و از ناحيهي گردن آسيب نخاعي ميبينه. پسرخاله دستهاش حركت نداره و روزگار سختي را سپري ميكنه. پرسيدم: زنش ناسازگاري نميكنه؟ نانواي محلمون گفت: زن پسرخاله مثل شير كنارش ايستاده و همه رقمه ساپورتش ميكنه. نانوا گفت: ما ميريم بهشون سرميزنيم و احوال پرسشون هستيم اما شرمندهايم كه نميتونيم بيشتر كنارشون و كمك حالشون باشيم.
پايانه: به احتمال قريب به يقين خدا دماغ ما ایرانیها را از زیر ارابهی هیزم کش جهنم بیرون کشیده که مال همهمون اينجوري زاقارته و نیاز مبرم به جراحی فوق پلاستیک داره اونهم از نوع کلنگی و تیشهایش. اگر من نامزد رئیس جمهوری میشدم و جزو رجل به حساب میامدم در مبارزهی انتخاباتی به ملت شریف ایران وعده میدادم: بعد رئیس جمهور شدن اولین کارم عمومي و رايگان کردن عمل اصلاح و ترميم و تبديل خرطوم به بینی باشه.
يه بازي ساده و مهيج با موس(حجم114KB)توي وبلاگ دوست نخاعيم بود
آشنايي با ماده مخدر كــــــــرك
آشنايي با آنفلوآنزاي خوكي
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
لينك،
:: برچسبها:
آسيب نخاعي,
بازي ساده و مهيج با موس,
پارك,
جراحی پلاستیک,
دماغ ما ایرانیها,
زن مثل شير,
شكر,
كــــــــرك,
مبارزهی انتخاباتی,
نانوا,