💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

راهنمای جامع و کامل مناسب‌سازی خانه برای معلولین ویلچری و کم‌توان کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاع : iriom.ir نوشته‌های من در سال 1382 آدم فضايي این روزها عروس قطع نخاعی که ایستاد مناسب‌سازی منزل و خودرو معلولان دستگاه تازه ساخت ویلچر رانی ماراتن کانال تلگرام وبلاگ تخریب جای زخم آسیب نخاعی تقويت عضله انتحار در عروسی توصیف یک مکان مولکول ترمیم آسیب نخاعی راديو،جنگ،رمضان عکس رخ یار واکنش به آسیب نخاعی درمان آسیب نخاعی با سلول بنیادی كاشكي عکس نیم رخ یار طب سنتی ارتباط نوار عصب هنر چهل سالگی احیای توانایی حرکت در آسیب نخاعی تزریق آسیب نخاعی را ترمیم می‌کند نوار مثانه تو پیاده‌رو مداوای بیماران مغز و اعصاب با سلول‌های بنیادی بحران اقتصادی و اجتماعی شيرين كاري اتفاق ناخوشایند روشی برای درمان آسیب‌های نخاعی خبری برای معلولین تهران رفتم كه رفتم کار غیر کارشناسی منبع سلول بنیادی عصبی حکایات و روایات هزاره نگراني کارت هوشمند سرویس مددجویان بهزیستی پیوند برای درمان آسیب نخاعی سلام فرمانده جانب احتياط میز مخصوص ویلچر بازسازی سلول عصبی نخاعی مطالبه‌گری تعليمات اجتماعي آشناییم با خانمی برای ازدواج سلول بنیادی و درمان آسیب نخاعی یک بام و دو هوا !؟ پوكي استخوان برای رسیدن به تفاهم


كيفيت زندگي
سلام حال و احوال ؟؟ آيا پول به بشريت خدمت كرده , يا فقط بشر بوده كه به پول خدمت كرده؟؟؟ من فكر ميكنم , از اون وقتي كه پول در زندگي انسان ها پيداش شد , طوق اسارتش را بر گردن بيشتر انسان ها انداخت , و آدم ها مجبور شدن براي پول , كار و زندگي كنند . شايد بيشتر انسان ها فقط 7 سال از عمرشان را براي خودشان زندگي مي كنند . همان 7 سال اول عمر را عرض ميكنم . با شروع مدرسه و در طول تمام دوران تحصيلات انسان  مي كوشد كه دانش و مهارت بيشتري  بدست بيآورد , تا بتواند با بدست آوردن كاري مناسب , بيشتر پول در بيآورد تا شايد بتواند خوب زندگي كند . حالا تحصيلات تمام شد و شغلي مناسب هم پيدا شد و مقداري هم پول جمع شد . حالا انسان فكرميكند كه ازدواج كند تا بتواند خوب زندگي كند , انسان ما هرچه پول داشت بعلاوه ي كلي وام  را خرج ازدواجي براي زندگي ميكند , اما بيشتر و بيشتر خود را اسير پول ميكند . حال 2 انسان با هم كار مي كنند از صبح تا ساعت 16 تا بتوانند زندگي كنند ساعت 17 كه به منزل ميرسند اول مثل ......... ولوو مي شوند و دو 3 ساعتي استراحت مي كنند . بعد با عجله شام براي شب شان و غذايي براي نهار فردا تهيه مي كنند و با خيال اينكه دارند زندگي مي كنند به رخت خواب ميروند . انسان هاي ما اگر رمقي داشته باشند قبل از خواب با هم يه كشتي اي ميگيرند , تا زندگي كرده باشند . صبح ساعت 6 بيدار مي شوند 2 لقمه نان و چايي اگر بتونند مي خورند و به سر كار ميروند . يه روز انسان هاي ما احساس مي كنند كه زندگي اونها خالي است , پس تصميم مي گيرند كه ديگه كشتي فرنگي نگيرند , كشتي آزاد بگيرند , تا بتونند زير يك خم هم را بگيرند و يك خم را به دوخم تبديل و طرف مقابل را به پل ببرند و پشت اون را به تشك برسانند . خلاصه انسان هاي ما در يك كار تيمي گلي درون دروازه زندگي خود جاي مي دهند و پاي يه انسان ديگه را به زندگي خود باز مي كنند , تا بتوانند , زندگي كنند, اون هم , بدون خلع ؟!؟! انسان هاي بزرگ ما براي اينكه بتوانند برن سركار بايد انسان كوچيكه را بگذارند مهد , براي پر كردن چاله ي مهد و براي آينده انسان كوچيكه , انسان بزرگ ها كلي اضافه كاري مي كنند و فكر مي كنند كه دارند زندگي مي كنند . انسان هاي بزرگ ما پاي 2 انسان ديگه را هم به زندگي شان باز كردند تا شايد زندگي كرده باشند . خلاصه انسان هاي ما به سن 55 سالگي مي رسند و باز نشسته مي شوند وقتي كه به عمر گذشته خود نگاه مي كنند مي بينند كه : هميشه نگران خانه خريدن بوده اند , هميشه به فكر اتومبيل خريدن بوده اند , نگران تحصيل فرزندانشان بوده اند , همه كار كرده اند و به همه چيز فكر كرده اند , اضطراب و نگراني خيلي چيزها را تحمل كرده اند , كه زندگي كنند و از زندگي لذت ببرند !!! اما , آيا اضطراب و نگراني , براي هرچه كه باشد , نام اش لذت است ؟؟ تمام لحظه هاي زندگي كار بوده و اضافه كاري , براي بدست آوردن پول ........... نتيجه گيري بنده در نوشته بعد . به اميد نيكبختي و تندرستي شما


:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن،

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1383 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.