💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


نوار مثانه

رفتم نوار مثانه هم گرفتم، اما عجب دنگ‌و‌فنگي داشت: جنابِ دكترِ نوار گيرنده‌، دستور داده بودند كه روز قبل مراجعت به اوشان از زانو تا بالاي ناف را از چهار جهت عاري از هرگونه مو كنم. اين دستور دكتر كار واجبي بود. اين روش نياكان خيلي راحته، آمآاا با مو يه مقدار فراواني از پوست دستم هم رفت. براي گرفتن نوار مثانه ابتدا يه سوند به باريكي مغزي خودكار بيك بايد وارد مثانه بشه، اما اين سوند وارد مثانه‌ي من نمي‌شد، دكتر داشت جوابم مي‌كرد كه برگردم اما با زدن يه سوند يه‌بارمصرف مشكل برطرف شد و بآلآخره اون سوند باريك وارد مثانم شد. بعد اين كار دكتر بايد الكترودها را نصب مي‌كرد، يكي را روي رانم و اون يكي را از داخل مقعد روي پرستات. بعد، از راه سوند سرم را وارد مثانه كرد تا ميزان گنجايش مثانه و ميزان احساس من و توانايي تخليه‌ي مثانه را با الكترود‌ها ثبت كند. خلاصه كار انجام شد، اما تلاش آقاي دكتر در انجام كار باعث شد كه مجرا خونريزي كنه و مجبور به خوردن چرك خشك كن بشم. تازه اين نيمي از ماجرا بود، توي بيمارستان ساعت9صبح يه سانديس خوردم، از اون موقع لرزيدم و لرزيدم و لرزيدم، تا جايي كه دكتر موقع نوارگرفتن گفت بيا اين گازاستريل را بگذار بين دندون‌هات تا نشكنن، 2ساعت هم توي خونه به شدت هرچه تمام لرزيدم تا اينكه فهميدم ايراد از سانديس بوده قبلا هم يه بار ديگه همينطوري شده بودم، 4 تا قرص با هم خوردم و يك ليوان آب نبات داغ هم خوردم و به پهلو خوابيدم تا اونچه را كه خورده بودم را برگردوندم، بعد اين بود كه خوب شدم اما تمام اون شب حالم خوب نبود و خواب بد مي‌ديدم.

پايانه: روزي100ميليون بار شكر خدا براي نبود نياز به نوار مثانه كافيه؟؟




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من،
:: برچسب‌ها: الكترود, خونريزي, داخل مقعد روي پرستات, شكر خدا, نوار مثانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 مهر 1385 ارسال نظر(11)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.