فكر كرديد كه ديگه موضوع ازدواج تمام شده، نخير، اين داستان سري عريض و طويلتر از اوني داره كه فكر كرديد. بهبه به وزير كشور نازمون، چقدر با حاله اين آقاي حجتالاسلام، مملكت چندتا از اين مردهاي پيشرو ميخواد تا بشه گلستان، دمشگرم، ترويج فرهنگ ازدواج موقت واقعا كار واجبيه كه بايد از بزرگان شروع بشه. من عبدالله را بگو كه براي خودم آگهي ازدواج تماموقت دادم، خوب شد كه هيچ عبداللهاي پيدا نشد بخواد با من عبدالله ازدواج كنه وگرنه الان من چه خاكي تو سرم ميريختم. اگه گفتيد الان تو چه فكري هستم؟. چي؟؟. گفتي ميخوام براي خودم يه آگهي ازدواج موقت بدم!.
پايانه: براي تعطيلي 14 و 15 خرداد كلي برنامه براي تفريح داشتم كه هيچكدومش عملي نشد، الان من عصباني هستم؟؟ نه ابدا عصباني نيستم، اصلا: تووو دهن اونهايي كه رفتن بيرون و حالي بردن صلوات
يه عبدالله كه تو نخ ازدواجه
اينجا را هم امتحان كنيد
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
طنز،
:: برچسبها:
آگهي ازدواج موقت,
ترويج,
عريض و طويلتر,
فرهنگ,
موضوع ازدواج,
موقت,