💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


وصف بزرگان دین

مادر پدرم سواد نداشت، اما شعرها و داستان‌های زیادی در وصف بزرگان دین بلد بود، همیشه وقی بعضی از روضه‌ها را می‌شنید بشدت عصبانی میشد و می‌گفت: چرا شخصیت بزرگ اما حسین را اینها اینطوری زیر سوال می‌برند؟! امام حسین تو سری خور که نبوده!؟ امام حسین مامور الهی بود. مادر بزرگم که خدا رحمتش کنه می‌گفت: ظهر عاشورا امام حسین اونقدر شجاعانه جنگید و از اون کفار کشت که خون تا زیر زانوهای اسبش آمد، تا اینکه از جانب حق تعالی ندا آمد: حسین جان داری چه کار میکنی؟ اینطوری نسل اینها را از روی زمین برمیداری، خدا برای تو ماموریت دیگری قرار داده، حسین جان:

ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد﴿28﴾  فَادْخُلِي فِي عِبَادِي و در ميان بندگان من درآى﴿29﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي و در بهشت من داخل شو﴿30﴾سوره: الفجر

پاپوش: اسراییلی‌ها خیلی نامرد هستید، رفتار شما آدم را یاد مغول‌ها و  آلمان نازی‌ میاندازه، اونها هم وقتی یه سربازشون کشته میشد بجاش یه شهر را قتل عام می‌کردند.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، پند و اندرز، داستانک، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: آلمان نازی‌, اسراییل, اما حسین, پدر, داستان‌ها, روضه‌, شعرها, مادر, مغول,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 دی 1387 ارسال نظر(13)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.