|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
از مزایای بزرگ شدن و به دوران بلوغ رسیدن بچهها احساس خوش تیپی و تو چشم بودن است. وضعیت ما با پسر بزرگمون همینه. ایشون مرتب برای فرم دادن به موهاش، سرشو خیس آب میکنه، حتی در سردترین روزهای زمستان، به همین دلیل تقریبا تمام سال سرماخورده است و معمولا سالی دو سه بار من را هم مریض میکنه.
دقیقا دوهفته پیش روز جمعه، یک روز قبل از تجاوز و حمله دشمن بیریشه و بیمار و متکبر به خاک پاک کشورمان، مجبور شدم از شدت بیماری، زنگ بزنم به سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین و بخواهم ماشین بفرستن تا برم درمانگاه. دمشون گرم، مساعدت کردن و خارج از روند عادی و برنامه روزانه سامانه، برام سرویس ارسال کردن. فیلم این سفر با ون فیات دوکاتو، را گرفتم و توی کانال آپارات iriom.ir گذاشتم.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پیرامون ویلچر،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
خودرو معلولین،
سیاحت،
از امیرفرهاد و امیرسام،
تاریخ،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
#رادیوکمپر,
#سفر_گردشگری,
سفر با ون فیات دوکاتو یک روز قبل وعده صادق 4,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 اسفند 1404
برای طرح دعوی و شکایت در هر زمینهای روند اینطوریه که باید با گرفتن وقت به یکی از شعب دفاتر قضایی مراجعه کرد ، برای ما معلولان مشکل بزرگ اینه که ، دفاتر قضایی اگثر قریب به اتفاقشون در طبقهی منفی یا مثبت ساختمانها هستند و هیچ گدام مناسب تردد ویلچر نیستن .
نکته دیگری که کار طرح دعوی حقوقی را در دفاتر قضایی دشوار و زمانبر میکنه اینه که وقتی با هزارتا اِهّن و تُلُوپ ، و دنگ و فنگ ، میری دفاتر قضایی که تونستی واردش بشی ، متصدی پشت پیشخوان بهت میگه : طرح دعوای شما به شعبه ما مربوط نمیشه و شما باید بری شعبه خاص دفاتر قضایی در فلان جا و بهمان جا .
خوشبختانه مکانی در قوه قضاییه هست بنام دفتر ارتباط مردمی قوه قضاییه. این مرکز کاری را که در شرایط عادی با مشاوره با ده وکیل و رفتن به ده دفتر قضایی نمیتونی به انجامش برسانی ، به سرعت انجام میدن.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
تجربه،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
دفتر ارتباط مردمی,
دفتر قضایی,
قوه قضاییه,
مشکل معلولان,
وکیل,
ویلچر,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 مهر 1404
هر رییس جدیدی ، تو هر قوه و وزارت و سازمان و اداره ، که به قدرت رسیده طی ایراد بیاناتی مبسوط بدون تردید و به وضوح اذعان کرده که ویرانهای را که تحویل گرفته و ضمن تقدیر و تشکر از سلف خود ، وجوب مبرم بر اصلاحات و تحول بنیادی و چابک سازی با کار جهادی را اولویت کار خود خوانده. و همچنان این دور باطل و آزمایش و خطا تا روز قیامت ادامه دارد.
یکی از این خرابهها قوه قضائیه است. روند کاری این قوه اینطوریه که صاحب حق را سر بدوانند. اگر از کسی که پولت را پیچونده شکایت کنی در نهایت باید پاشی بری به محل زندگی بپیچون!؟ همین رویه باعث شده تا مجرمان خیالشون راحت باشه که آب تو دلش تکون نمیخوره و در آرامش کامل به خلاف خودش ادامه میدن. دزدی و مال مردم خوری راحتترین فعالیت برای کسب مال بدون زحمت و درد سره به لطف قوانین ظالم پرور قوه قضائیه.
متاسفانه اکثر قریب به اتفاق اماکن قضایی از جمله دفترهای قضایی ، شورایهای حل اختلاف و.... مناسب حضور افراد ویلچری نیستد و این هم جای شرمساری دارد.
اسی کامپکت واید و سوپرزوم حرفهای ، کانن ، کنون ، سونی ، سامسونگ و نیکون و….. عالی و مناسب برای هدیه تولد بهترین دوربینهای عکاسی کامپکت واید و سوپرزوم حرفهای ، کانن ، کنون ، سونی ، سامسونگ و….. عالی و مناسب برای هدیه روز مرد عالی و مناسب برای هدیه سالگرد ازدواج عالی و مناسب برای هدیه قبولی دانشگاه و دانشجوشدن عالی و مناسب برای عکاسی خانوادگی در مجالس و مهمانی عالی و مناسب برای عکاسی در سفر عالی و مناسب برای بلاگرها عالی و مناسب برای مشاغل و کسب و کارهای اینترنتی جهت عکاسی از محصولات عالی و مناسب برای طبیعت گردان عالی و مناسب برای کوه نوردان عالی و مناسب برای پرنده نگران عالی و مناسب برای خبرنگاران عالی و مناسب برای مهندسین ناظر عالی و مناسب برای پزشکان عالی و مناسب برای کارمندان بانک و بیمه عالی و مناسب برای شکارچیان عالی و مناسب برای ماهیگیران عالی و مناسب برای معماران و طراحان داخلی عالی و مناسب برای مبل سازان عالی و مناسب برای مبل فروشان عالی و مناسب برای موبایل فروشان عالی و مناسب برای نمایشگاه داران عالی و مناسب برای غرفه داران عالی و مناسب برای گزارشگران. عالی و مناسب برای محققان ….. عالی و مناسب برای دانش آموزان فروشگاه کمشاپ در دیوار: فروشگاه دوربین عکاسی کمشاپ هدیه سرا
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
اقتصادی،
تجربه،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
دفتر قضایی,
راحتترین فعالیت برای کسب مال,
شکایت,
شورای حل اختلاف,
قوانین ظالم پرور,
قوه قضائیه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 26 مرداد 1403
دیرور برای دریافت استعلام رفتم بانک ملی شعبه ایرانخودرو. توقف و پارک اتومبیلهای کارمندان بانک راه عبور از خیابان به پیاده رو را مسدود نموده بود. بانک هم که قبلا رمپ داشت برای ورود ویلچر، رمپ را تبدیل به پله نموده بود. به یک ارباب رجوع گفتم به یکی از کارمندان بانک بگید که یه نفر ویلچری تنها و خسته توی خیابون منتظر شما نشسته(یاد آهنگ معین افتادم).
آن ارباب رجوع رفت و آمد گفت: گفتم. میگن: ما بیرون نمیآییم.
بعد چند لحظه فردی از بانک بیرون آمد و گفت: شما با این وضعیت بهتره نیایی اینجا و برای این کارها وکیل بگیری.
گفتم: من که تا اینجا اومدم تا اونجا هم میتونم بیام و این وظیفه بانک است که شرایط حضور ارباب رجوع را تسهیل کند. من بانکهای دیگر هم میروم، بانک صادرات هم سطح است، بانک سپه آسانسور مخصوص گذاشته و بانک رفاه رمپ دارد، بانک ملت هم که هم سطح نیست با احترام میان جلوب درب بانک و کارم را راه میاندازند. شما هم لطفا عرایض بنده را به گوش مدیریت برسانید. ایشان گفت: حتما منعکس میکنیم و کار من را انجام داد.
پايانه: آدم زنده وکیل وصی نمیخواد. من از وقتی ویلچر برقی خریدم 1389 همه کارهای اداری و درمانیم را تنها رفتم و انجام دادم. خیلیها خیلی جاها پرسیدند همراه نداری؟ گفتم خیر تنها اومدم.
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
آهنگ معین,
بانک ملی شعبه ایرانخودرو,
تسهیل شرایط حضور ارباب رجوع,
معلول,
معلولان,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 اردیبهشت 1403
معاون حمل و نقل و ترافیک شهرداری تهران از انجام پیگیریهای لازم در راستای ارتقای کیفی و کمّی سطح خدمات سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولان شهر تهران خبر داد.
جلال بهرامی با اشاره به مسائل و مشکلات جانبازان و معلولان شهر تهران گفت: سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولان تاکنون زیر نظر شرکت واحد اتوبوسرانی فعالیت میکرد که با دستور شهردار تهران، قرار است، هوشمندسازی این سامانه پیگیری شده و مدیریت آن به سازمان تاکسیرانی واگذار شود.
بهرامی با تأکید بر اینکه شهر متعلق به همه شهروندان است و جانبازان و معلولان نیز مانند سایر افراد باید بتوانند از امکانات و تسهیلات شهری استفاده کنند، گفت: به این منظور تلاش میکنیم تا با مناسبسازی اماکن و معابر شهری و تسهیل در ارائه خدمات لازم به جانبازان و معلولان به گونهای عمل کنیم که این قشر از حقوق یکسان با بقیه اقشار برخوردار باشند.
وی در خاتمه خاطرنشان کرد: جابهجایی مدیریت سامانه جانبازان و معلولان از شرکت واحد اتوبوسرانی به سازمان تاکسیرانی، نه تنها هیچ خللی در خدمترسانی به جانبازان و معلولان ایجاد نخواهد کرد، بلکه باعث ارتقاء و بهبود سطح خدمات به این عزیزان نیز خواهد شد. منبع
پايانه: بدترین اتفاقی که ممکنه برای سامانه حملونقل رخ بده خروج اون از مدیریت شرکت واحد است. سامانه به دلیل اینکه بخشی از شرکت واحد است امکان ورود و استفاده از خط ویژه را دارد و این موجب تسریع در جابجایی است. قطعا با انتقال سامانه این دست رسی از سامانه سلب و سامانه تبدیل به شیر بی یال و اشکم میشود.
حتی اگر سامانه همچنان امکان استفاده از خطوط ویژه را داشته باشد ، به زودی شاهد آن خواهیم بود که خودروهای سامانه تبدیل به سرویسهای افراد خاص و نور چشمی شوند.
انتقال مدیریت سامانه حملونقل جانبازان و معلولان کاملا اشتباه و فساد انگیز و زیانبار برای جانبازان و معلولان است.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
حقوق یکسان,
سازمان تاکسیرانی,
سامانه حملونقل جانبازان و معلولان,
شرکت واحد اتوبوسرانی,
مناسبسازی اماکن و معابر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 تیر 1402
بهرام نکاحی مدیر عامل شرکت واحد اتوبوسرانی تهران صبح امروز در حاشیه رونمایی از ۲۰ دستگاه ون ویژه معلولان و جانبازان گفت: سامانه ویژه ارائه خدمات به جانبازان و معلولان وجود داشت و امروز نیز ۲۰ دستگاه مینیبوس جدید تجهیز شده برای ارائه خدمات به معلولان و جانبازان که از ویلچر استفاده میکنند رونمایی و وارد ناوگان میشود. وی با بیان اینکه هدف گذاری ما اضافه شدن ۶۰ دستگاه ون ویژه معلولان وجانبازان بود اظهارکرد: در گام اول ۲۰ دستگاه وارد ناوگان شد و امیدواریم بتوانیم هر چه سریعتر مابقی ونها را نیز اضافه کنیم. نکاحی با بیان اینکه مخاطبان این ونها خاص هستند و جانبازان و معلولانی که از ویلچر استفاده کرده و امکان استفاده از وسایل نقلیه موجود و معمولی را ندارند از این ناوگان خاص استفاده میکنند. نکاحی افزود: جانبازان و معلولان برای استفاده از این ونها در سامانه عضو میشوند و براساس اولویت و نوع درخواست، شرکت واحد اتوبوسرانی به آنها خدمت رسانی میکند. وی در مورد هزینه استفاده از این سرویس نیز گفت: هزینه استفاده از این سرویس بسیار ناچیز و گاها رایگان است و به عنوان مساعدت ویژه شهرداری محسوب میشود.
پيوست: به دلیل کم بودن تعداد ونهای ناوگان سرویس دهنده و تعداد زیاد متقاضی استفاده از خدمات سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولان، این اوخر بسختی میشد از سامانه سرویس گرفت.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
خودرو معلولین،
بهزیستی،
:: برچسبها:
فلج,
معلول,
معلولان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 اردیبهشت 1401
باتوجه به اینکه یکی از وظایف سازمان بهزیستی، مناسبسازی منزل و خودرو معلولان است، معلولانی که نیازمند مناسبسازی مسکن و خودرو خود هستند، بعد از بررسی درخواست آنها از سوی سازمان بهزیستی، این کمک هزینه را دریافت میکنند. متقاضیان دریافت کمک هزینه مذکور باید به اداره کل بهزیستی استان یا شهرستان خود مراجعه کنند و بعد از بررسی پرونده آنها، این کمک هزینه به آنها پرداخت میشود. در همین راستا به چند سوال درخصوص مناسبسازی مسکن و خودرو افراد دارای معلولیت پاسخ داده شده است:
مناسبسازی مسکن افراد معلول شامل چه گروهی از افراد دارای معلولیت میشود؟ اکثریت بهرهمندان این خدمت افراد دارای معلولیت جسمی حرکتی هستند ولی سایر گروههای معلولان نیز منطبق با نیاز میتوانند از این خدمت بهرهمند شوند.
مناسبسازی خودرو معلولین شامل کدام افراد میشود؟ معلولین جسمی حرکتی که گواهینامه رانندگی معتبر داشته باشند.
وسایل و تجهیزات فعالیتهای روزمره زندگی چه وسایلی هستند؟ وسایل کمکی هستند که فرد را قادر میسازند بتواند وظایف روزمره زندگی را منطبق با نوع ناتوانی به طور مستقلانه انجام دهد؛ نظیر نظافت شخصی، خوردن و آشامیدن و لباس پوشیدن.
سقف پرداخت کمک هزینه مناسبسازی مسکن چقدر است؟ سقف پرداخت کمک هزینه مناسبسازی برای مسکن افراد معلول ۱۰۰ میلیون ریال است.
برای مناسبسازی خودرو معلولان به چه مراکزی میتوان مراجعه کرد؟ صرفا مراکزی که مجوز این اقدام را از پلیس راهور ناجا داشته باشند.
سقف پرداخت کمک هزینه مناسبسازی خودرو معلولین چقدر است؟ سقف پرداخت کمک هزینه مناسبسازی افراد معلول ۵۰ میلیون ریال است.
چه اقداماتی برای دریافت خدمات مناسبسازی مسکن و خودرو لازم است؟ مراجعه به مراکز ارائه خدمات بهزیستی و ارائه درخواست - بررسی اولیه محیط منزل افراد معلول توسط مددکار - ارجاع به کارشناس مناسبسازی - تایید کارشناس - اقدام به مناسبسازی توسط موسسات مرتبط با مناسبسازی توسط کارشناس مناسبسازی - پرداخت کمک هزینه مناسبسازی بر اساس هزینههای انجام شده توسط متقاضی
در این راستا ایروانی، مدیرکل دفتر توانمندسازی سازمان بهزیستی اعلام کرد که به غیر از معلولان جسمی و حرکتی سایر معلولین نیز متناسب با نوع محدودیت خود میتوانند از خدمات مناسبسازی محیط منزل استفاده کنند. به طور مثال کودکان اوتیسم جهت کنترل محرکهای محیطی از تغییراتی جهت کنترل صدا استفاده کنند. (نظیر پنجرههای دو جداره عایق صدا، ارائه مشاورههای ضروری برای اصلاح محیط برای کودکان با مشکلات هوشی رشدی و ارائه مشاوره برای حفاظت از آسیب برای تمامی گروههای معلولین و همچنین سالمندان) به گفته وی، بالغ بر ۱۰ هزار و ۳۶۵ نفر از خدمات مناسبسازی بهرهمند شدهاند که حدودا ۹۵۰ نفر از خدمات مناسب سازی خودرو بهره مند شدهاند.
ایروانی همچنین این را هم اعلام کرد که در اصلاح دستورالعمل حمایتهای مالی سازمان پیشنهاد شده است تا سقف پرداخت در سال آینده به مبلغ ۲۰ میلیون تومان برای مسکن و برای مناسبسازی خودرو به ۱۰ میلیون تومان ارتقا پیدا کند. منبع
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
خودرو معلولین،
بهزیستی،
:: برچسبها:
توالت,
توانبخشی,
خدمات بهزیستی,
سازمان بهزیستی,
قطع نخاع,
معلول,
معلولان,
مناسبسازی منزل و خودرو معلولان,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 12 فروردین 1401
هر ساله، 5 سپتامبر، برابر 15 شهریور، روز جهانی آگاهی از آسیب نخاع است.
هدف روز جهانی آگاهی از آسیب نخاع گسترش آگاهی و تسهیل زندگی بیماران مبتلا به ضایعات نخاعی و جلوگیری از آسیب نخاعی از طریق برنامههای مختلف آگاهی در سطح جهانی است.
تاریخچه روز جهانی آگاهی از آسیب نخاع
ابتکار بزرگداشت روز جهانی آگاهی از آسیب نخاع توسط انجمن بین المللی نخاع در سال 2016 انجام شد. این امر برای معنادار کردن و هدفمند ساختن زندگی بیماران انجام شد. هدف آن ایجاد برخی تغییرات مثبت در زندگی آنها است. ایده انتخاب 5 سپتامبر به عنوان روز جهانی آگاهی از آسیب نخاع، گنجاندن بیماران مبتلا به این آسیب در فعالیتهای فضای باز و فعالیتهای تفریحی مانند بسکتبال با ویلچر، باغبانی، عکاسی، هنرهای گرافیکی، ماهیگیری، موسیقی و .... در ارتقاع سلامت بیمارانی که از آسیب نخاعی رنج می برند بود، زیرا 5 سپتامبر، برابر 15 شهریور زمانی است که تقریباً در هر نقطهی جهان از آب و هوای مطبوعی برخوردار است. و در سطح جهان، فعالیتهای فضای باز برای بیماران مبتلا به این بیماری امکان پذیر است. این روز از ابتدای تاسیس خود هر ساله در 35 کشور بزرگداشت میشود.
اهمیت روز جهانی آگاهی از آسیب نخاع
هر ساله حدود 40 تا 80 مورد آسیب نخاعی به ازای هر میلیون نفر در سراسر جهان گزارش میشود. آسیبهای نخاعی میتواند افراد را از کار بیاندازد، آنها را ویران کند و بار اقتصادی را افزایش دهد. از آنجا که بیشتر آسیبهای ستون فقرات قابل درمان نیستند، جلوگیری از شیوع آن تا آنجا که میتوانیم مهم میشود. تقریباً در مورد هر بیماری و بیماری دیگر، میتوان گفت که پیشگیری بهتر از درمان است. اما در این حالت، پیشگیری درمان است.
توانبخشی مناسب میتواند کیفیت زندگی بیماران آسیب نخاعی را بهبود بخشد
روز جهانی آگاهی از آسیب نخاع همچنین بر تأمین منابعی برای بیماران برای داشتن زندگی عادی متمرکز است. این میتواند به احساس استقلال در بیماران منجر شود. آنچه در واقع به آنها نیاز دارند روشهای درمانی فیزیکی و غیر فیزیکی است. و این مستلزم استفاده دقیق از خدمات پزشکی، اجتماعی، تفریحی، آموزشی و شغلی است.
چگونه روز جهانی آگاهی از آسیب نخاعی را جشن بگیریم
تمام رویدادها و فعالیتهایی که در روز جهانی آگاهی از آسیب نخاعی توسط سازمانها و ارگانهای مختلف جهانی ترتیب داده شده است، به منظور ایجاد زندگی فراگیر برای بیماران مبتلا به ضایعات نخاعی است. برنامههای فرهنگی فراگیر در همه کشورها سازماندهی میشوند، پیامها و اطلاعات مربوطه با کمک کمپینهای رادیویی پخش میشود. علاوه بر این، برنامههای مختلف آگاهی در دانشکدههای پزشکی در سراسر جهان برگزار میشود. اعضای جامعه بین المللی نخاع، فعالیتهای مختلفی را برای گسترش آگاهی در مورد دسترسی افراد آسیب نخاعی ترتیب میدهند. هدف این برنامهها کاهش موانع زندگی روزمره آنها نیز خواهد بود. منبع
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
اخبار ترميم نخاع،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
خودرو معلولین،
بهزیستی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
باغبانی,
بسکتبال با ویلچر,
روز جهانی آگاهی از آسیب نخاع,
عکاسی,
ماهیگیری,
موسیقی,
هنرهای گرافیکی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 آذر 1399
اگر پیامدهای آسیب دیدگی نخاع را در مثال کوه یخ بیان کنیم نوک کوه یخ که مشخص است همان ناتوانی در حرکت است ولی قسمت اصلی مشکلات نمایان نیست.
آسیب دیدگی نخاع تنها به معنای از دست دادن کنترل عضلات نیست ، بلکه شخص را از احساس لذت هایی نظیر لذتجنسی، احساس لمس و فشار ، کنترل مثانه و روده و همچنین گاهی اوقات توانایی نفس کشیدن محروم می کند.
شخص نخاعی اغلب در بعضی از مناطق بدن که در آنجا حس کمی دارد و یا حسی ندارد احساس سوزش مداوم و درد نوروپاتیک دارد.
اطلاعات و مطالب آموزشی پیرامون آسیب نخاعی:
اتونومیک دیس رفلکسی
استقلال
توالت حمام
سن و پیری
ایستادن
عفونت ادراری
زخم بستر
زندگی نخاعی
عکس ویدئو
توان بخشی
روان شناسی
کتاب
پمفلت آموزشی
معرفی منابع
مقاله
همه اینها و بیشتر را در کانال تلگرام : https://t.me/nokhaa
و اینستاگرام : https://www.instagram.com/nokhaae/
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
اخبار ترميم نخاع،
لينك،
تجربه،
جنسی،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
اتونومیک دیس رفلکسی استقلال توالت حمام سن و پیری ایستادن عفونت ادراری زخم بستر زندگی نخاعی عکس ویدئو توان بخشی روان شناسی کتاب پمفلت آموزشی معرفی منابع مقاله,
اطلاعات و مطالب آموزشی پیرامون آسیب نخاعی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 خرداد 1399
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 دی 1398
شهردار محترم تهران جناب آقای دکتر پیروز حناچی سلام
اینجانب سرباز قطع نخاع مهرداد زندی بعنوان یک شهروند ساکن منطقه 21 تهران که از سامانه حمل و نقل معلولین و جانبازان شهر تهران استفاده مینماید، به استحضار جناب عالی میرسانم که:
سامانه حمل و نقل معلولین و جانبازان تهران که در اسفند ۱۳۹۱ با ۶۰ دستگاه ون افتتاح شد، از همان روز اول با ترافیک سنگین کاربران معلول مواجه بوده است، اکنون بعد از چند سال تردد مداوم، خودروهای اندک ناوگان حمل و نقل معلولین و جانبازان، جملگی به مرز فرسودگی رسیدهاند و هر روز بیشتر از قبل شاهد کاهش سرویس، و فشار کار روی پرسنل خدمتگذار سامانه هستیم.
اینجانب از شما شهردار محترم تقاضا دارم که برای رفاه حال قشر همیشه در رنج معلول و برای برداشتن فشار کار از روی پرسنل زحمتکش سامانه، دستور دهید هرچه سریعتر ناوگان سامانه حمل و نقل معلولین و جانبازان، نوسازی و تجهیز شود.
انشاءالله دعای خیر معلولین فراوان کلان شهر تهران باقیات صالحات درگذشتگانتان باشد.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
خودرو معلولین،
:: برچسبها:
سامانه حمل و نقل معلولین و جانبازان شهر تهران,
شهردار محترم تهران جناب آقای دکتر پیروز حناچی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 خرداد 1398
اون ترانه معرف عباس قادری هست، که میگه: پارسال بهار دسته جمعی رفته بودیم زیارت، اتفاقا من امسال بهار تکنفری رفته بودم سیاحت، تهرانگردی با ویلچر. پنج اردیبهشت، روزی که هوا نیمه ابری و سرد بود و باد نسبتا زیاد هم میوزید، برای تعمیر ویلچرم رفته بودم شرکت فراتک، که به دلیل زمان زیاد بعد تعمیر ویلچر تا رسیدن سرویس سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین، که ازشون خیلی ممنونم، باهماهنگی با راننده سرویس یه مسیر سرپایینی را از پیچ شمرون رفتم بطرف میدان توپخانه و موزه ایرانباستان. متاسفانه منطقه 12 تهران در بدترین حالت از نظر وجود انواع موانع برای تردد معلولین ویلچری است. در معابر و اماکن این منطقه از تهران، بجای مناسبسازی شرایط برای تردد معلولین، فقط مسدود سازی برای تردد موتور و گاری حمل بار صورت گرفته. اماکن نه رمپ دارند نه بالابر ویلچر. من نتوانستم از سردر باغ ملی عبور کنم چون فقط پله داشت. نتونستم وارد موزه ایران باستان بشم چون پله داشت. کف پیاده راه خیابان سی تیر هم بگونهایست که ویبره جسم و جان است و مخرب مال(ویلچر).
پیوست: معلول هر نوع محدودیتی را خودش کنار بزنه بازهم نمیتونه معلولیت ذهن بیمار مدیران شهرسازی و شهر پر از مانع و محدودیت را کنار بزنه. پس الکی شعار ندیم معلولیت محدودیت نیست.
فیلم ماندن من پشت در موزه ملی ایران باستان.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پیرامون ویلچر،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
:: برچسبها:
پیاده راه خیابان سی تیر,
تردد معلولین ویلچری,
تهرانگردی,
سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین,
سردر باغ ملی,
سرویس,
سیاحت,
عباس قادری,
معلولیت محدودیت نیست,
منطقه 12 تهران,
موزه ایران باستان,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 اردیبهشت 1398
روز جمعه رفتم به چهارمین نمایشگاه تجهیزات توانبخشی، معلولان، جانبازان و سالمندان و صنایع پزشکی وابسته که در بوستان گفتگو تهران فعالیت خود را آغاز کرده بود. در این دوره از نمایشگاه 56 غرفه برای عرضه و فروش محصولات توانبخشی برای بازدیدکنندگان پیشبینی شده بود. محل نمایشگاه متعلق به شهرداری است و متاسفانه این مکان مناسب ورود ویلچر نبود و من را در بدو ورود بشدت عصبانی کرد. تجهیزات موجود در نمایشگاه شامل انواع ویلچر، تخت، تشک مواج، جک حمل و جابجا کننده معلول، انواع دستگاه سقفی که به راه رفتن معلول کمک میکنند، سمعک، چاپگر بریل و تجهیزات دیگر. دو ساعت زمان برای بازدید کامل کل تجهیزات در نمایشگاه کافی بود. در نمایشگاه برای من وسیلهای نبود که بگویم عجب وسیلهی جالب و مفیدی ولی گرانی چشمگیر بود.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
انواع ویلچر,
بوستان گفتگو,
تشک مواج,
جانبازان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : شنبه 14 مهر 1397
چند روز پیش، نه، چند شب پیش از مهمانی برگشتیم خانه، ساعت12 رسیدیم پشت درب منزل، همین که خواستند با کلید درب منزل را باز کنند بانگ برآمد که: ایدآاااد، کلید توی قفل شکست. تلاش یکساعته برای بیرون کشیدن کلید شکسته جواب نداد. نرده دور دیوار منزل هم اجازه نمیداد کسی از بالای دیوار وارد منزل بشه. در نهایت به منزل پدرم رفتیم و شب را آنجا خوابیدیم. شب سخت و غیر قابل تحملی بود، تا صبح چشم بر هم نگذاشتم و مدام به اون دوست نخاعیم فکر میکردم که زنش بخاطر طلاق گرفتن مهریهاش را بخشید و طلاق گرفت و فرزند و پسرعمهاش را رها کرد و رفت و بعد برای دریافت مهریه شکایت کرد و قانون هم دوست نخاعیم را بازداشت کرد و یک شب او را روی ویلچر در بازداشتگاه زندانی نمود. قانون برای قشر ضعیف جلاد و برای زر و زور مندان غلام است.
پيوست: تسلیت میگم به خانوادههای آتشنشانان عزیز ازدست داده در پلاسکو
آرزو سلامتی تا هنگام نجات دارم برای افرادی که هنوز زیر آوار زنده هستند
عرض تاسف برای خانوادههای مالباخته پلاسکو
تسلیت به ملت برای برخی رفتارها که زیاد حرفش زده شده
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
آتشنشانان,
بازداشتگاه,
پلاسکو,
تسلیت,
قانون,
کلید توی قفل شکست,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 01 بهمن 1395
بآلآخره زدم به سیم آخر و رفتم تو دلمآجرآاا. ساعت 18 روز جمعه سوار بر ویلچربرقیم از منزل زدم بیرون و تخته گآاازز کلی سربآلآیی رفتم تا حدودا بعد 40دقیقه به دریاچهی شهدای خلیج فارس رسیدم. اونجا که رسیدم یکی از شش لامپ شارژ ویلچرم خاموش شده بود. هرجا که میشد گشت را گشتم و آمار اونجا را درآوردم. به همین دلیل لامپ دوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد. در مکانی که تاسیسات هوادهی به آب وجود داشت، کودکی که کمتر از 7سال داشت به پدرش میگفت: اینجا بوی شمآل میآمد. بله، راست میگفت، ولی بنظر من بوی شمال بسیار بیشتر از دریاچهی شهدای خلیج فارس است. در تمام مدتی که اونجا بودم اصلا حس خوبی نداشتم، در منزل و کنار خانواده بودن برام بسیار شیرینتر از اون مکان بودن، مینمود. ساعت20 بسوی منزل حرکت کردم، هنوز مسافتی را نپیموده بودم که لامپ سوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد، از اینجا دیگه ترسیدم که نکنه تو این راه پر فراز و نشیب بمآانم بیشارژ. برای همین رفتم دم درب نگهبانی جایی که متعلق به شهرداری بود و بهشون گفتم: شارژ ویلچرم داره تمام میشه، ممکنه بیام داخل و با برق اینجا ویلچرم را شارژ کنم؟؟ نگهبان اونجا هم گفت: چرا نشه؟ بفرما داخل. از شانس خوب من پریز برق دفتر نگهبانی نزدیک درب بود. نیمساعتی ویلچر را با برق شهرداری شارژ کردم و بعد تشکر از نگهبانها بسوی خانه حرکت کردم. در منزل همسرم ازم پرسید: خوشگذشت؟ گفتم: بدون شماهآا اصلا. دلمآن در منزل نزد شمآهآا جا مانده بودندی سی همه عمر.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
عکس،
:: برچسبها:
پر فراز و نشیب,
تاسیسات,
خانواده,
دریاچهی شهدای خلیج فارس,
سربالایی,
سیم آخر,
شارژ,
شمال,
شهرداری,
ماجرا,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 تیر 1393
همیشه دوستداشتم منزلمان نزدیک دریایی، دریاچهای، رودی، و مکانهایی شبیه اینها میبود که میتونستم سریع برسم به اونجا و شروع کنم به ماهیگیری. بعد معلولیت هم همیشه همین فکر و رویا را داشتم و در سالهای اخیر که ویلچر برقی خریدم همیشه دوستداشتم میتونستم با ویلچر برقیم برم جایی که بشه اونجا ماهیگیری کرد.
خیلیها میگن این چه کاریه که آدم از آزار یه حیوان لذت ببره؟!؟ من در جواب این سوال میگم: ماهیگیری رفتن فقط بهانهایست برای خروج از منزل و ساعاتی را در صفاسیتی سپری کردن، وگرنه خریدن ماهی از مغازه بسیار ارزانتر و بیدردسرتره، درضمن چه فرقی هست بین اینکه خودت ماهیبگیری یا از مغازه بخری؟؟ چه گوشت بخری، چه گوسفندی را بکشی؟!؟!
شهرداری تهران از چند سال پیش شروع به ساخت مجتمع توریستی سیاحتی و تجاری دریاچه شهدای خلیج فارس تهران در ضلع شمالی پارک چیتگر نمود و سال گذشته دریاچه را آبگیری کرد. در ترددهای اوتولی چند باری از چند صد متری دریاچه عبور کرده بودیم. خیلی دوست داشتم برم اونجا را ببینم و بیشتر دوستداشتم بتونم با ویلچر برقیم برم اونجا. چند روزی بود که داشتم در مورد دریاچه و مسیرهاش تو نت مطالعه میکردم و با گوگل مپ منطقه را برسی میکردم. روز 19خرداد ویلچرم را زده بودم به شارژ، و فکرم مشغول دریاچه بود که یهو فکری زد بسرم. حدود ساعت 17و سیدقیقه بود که رفتم روی ویلچرم و از خانه زدم بیرون و رفتم ببینم تا کجای مسیر دریاچه را میتونم با ویلچرم برم. مسیر رفتم بیشترش سربالایی بود و در قسمتهایی شیب بسیار تندی داشت، آسان ترین و شیرین ترین قسمت که رسیدن به مقصد بود را نرفتم، چون تا حالا اونجا نرفته بودم و با مسیر آشنا نبودم و ترسیدم برای بازگشت شارژ ویلچرم تمام بشه و بمونم میان راه، اما بعد بازگشت به خانه دیدم که شارژ ویلچرم به نیمه هم نرسیده.
این داستان را برای داداشم تعریف کردم و او گفت: آخر هفته آماده باش باهم با اتول و ویلچر دستیت میریم برای شناسایی منطقه. جمعه عصر با برادرم با ویلچر دستی سوار بر اتول رفتیم تا مسیر و محل دریاچه را شناسایی کنیم. نکته جالب اینه که من با ویلچر برقی 80درصد راه را پیموده بودم و از اونجا که برگشتم
راه رسیدن به دریاچه کفی و بسیار کوتاه بود.
اطراف دریاچه در میان درختهای چند ساله مثل پارک جنگلی، آلاچیقهایی برای اتراق هست. دور دریاچه در قسمتهایی پایینتر از محل تردد دو ردیف سکو مثل پله برای نشستن لب آب و تماشای دریاچه هست. آب دریاچه بسیار شفاف و تمیز است. اگر زمانی بصورت رسمی اجازه ماهیگیری داده بشه و یا همایش و یا مسابقه ماهیگیری اونجا برگزار بشه، میشه دقیقهای دوتا ماهی 2کیلویی گرفت، وگرنه درحضور جمعیت فراوان اونجا ماهیگیری چیزی جز ضایع شدن نیست. ماهیهای دریاچه از خانواده کپورماهیان هستن که از بدمزه ترین ماهیانی هستن که تاحالا من خوردم. کلا ماهیهای گیاهخوار و کفچر بدمزه هستن، ولی ماهیهای
گوشتخوار تا دلت بخواد خوشمزه هستن. با برسی منطقه به این نتیجه رسیدم که از این به بعد هر وقت میلم بکشه میتونم راحت با ویلچر برقیم به دریاچه شهدای خلیج فارس برم. تعداد زیادی ویلچری مثل من اونجا بود.
پاپوش: شکر خدا ما خوبیم. امیدوارم شما هم خوب باشید. ایشالله تابستان برای همهی ما شاده شاده شاد و مملو از آکنده و مالامال از لبریز و سرشار از وافر باشه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
عکس،
:: برچسبها:
آزار,
آلاچیق,
پارک چیتگر,
حیوان,
داستان,
دریا,
دریاچه,
دریاچه شهدای خلیج فارس تهران,
رود,
رویا,
ساخت مجتمع,
شارژ,
شهرداری تهران,
صفاسیتی,
فکر,
گوگل مپ,
لذت,
ماهیگیری,
مجتمع توریستی سیاحتی و تجاری,
مسابقه ماهیگیری,
ویلچر برقی,
ویلچر دستی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 خرداد 1393
باید میرفتم سلمونی تا با ظاهری نیکو در افطاری برادر همسرم حاضر شم. از صبح هرچی به شماره مغازهی سلمونی زنگ میزدم گوشی را برنمیداشت. دیگه ساعت 11ونیم حوصلهام سر رفت و پریدم روی ویلچر عزیزم و شتافتم بسوی سلمونیای که حدودا سه کیلومتر با منزل ما فاصله داره. هستن سلمونیهایی که به منزل ما نزدیکتر باشن اما من نمیتونم با ویلچر برم داخلشون. این سلمونی داخل پاساژه و رفتن داخلش خیلی برام راحته. بعد چند دقیقه انتظار آقای سلمونی آمد و موهام را مرتب کرد و از پولهایی که جلوش گرفتم پنجهزار تومان بعنوان دست مزد برداشت، هرچی گفتم: کمه، بیشتر بردار، گفت: نه، کافیه. برای اینکه دست خالی نرم به مهمونی، از سلمونی رفتم به گلخانه نزدیک منزلمان و سه گلدان کوچک گل قهری برای مادر و دو برادر همسرم گرفتم. مشخصات گیاه: گیاهی است چند ساله با ساقههای چوبی تیغ دار که بلندی آن 50 تا 60 سانتی متر است. برگهای آن مرکب و هر گروه 3 تا 4 برگ مرکب از یک نقطه خارج شده و از آن نقطه با دمبرگ بلندی به ساقه اصلی وصل میشود. هر برگ مرکب دارای 24 تا 40 جفت برگچه باریک و دراز است و به این ترتیب هر برگ مرکب را به صورت پر طیور در میآورد و چون به محض تماس دست، برگها به سمت پایین خم شده و با دمبرگ به طرف ساقه جمع میشوند، آن را گیاه حساس مینامند. این گیاه بومی برزیل است. عکس و اطلاعات بیشتر
پايانه: سومین باری که رفتم این پیرایشگریای که الان میرم پیشش دیدم درب مغازهاش را که فلزی بود و چهار چوب دربش یکی دو سانت از سطح زمین اومده بود بالاتر را کلا کنده و جاش درب و پنجرهی شیشهای کار گذاشته که ویلچرم راحت و بدون کوچکترین مانعی بره داخل مغازهاش، کارش منو حیران کرد، منم کلی ازش تشکر کردم.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
افطاری,
پاساژ,
پیرایشگر,
سلمونی,
گلخانه,
گوشی,
مغازه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 مرداد 1391
تلفنم زنگ خورد، از اونور خط گفتن: باید بیایی کمیسیون امنیت ملی، نه بابا، این نبود، گفتن: اگه کارت هوشمند ایاب ذهاب میخواهی باید روز بعد اربعین بیایی بهزیستی تا بفرستیمت تو کمیسیون، اونجا تشخیص میدن صلاحیت استفاده از سرویس را داری یا نه؟ برای روزی که گفته بودن نتونستم از بهزیستکار ماشین بگیرم. زنگ زدم بهزیستی و داستان را براشون تعریف کردم و ازشون وقت مجدد خواستم، بهم گفتن: باشه فردا بیا. باز زنگ زدم بهزیستکار و ماشین خواستم، اینار گفتن: باشه میان دنبالت. شب راننده سرویس زنگ زد و گفت: صبح ساعت نه میام دنبالت. از شدت سر درد ساعت سهونیم صبح بیدار شدم و دیگه خوابم نبرد، ساعت نه صبحانه خورده و لباس پوشیده رفتم جلو درب، سرویس با یک ساعت تاخیر اومد دنبالم. راننده قبل من یهنفر دیگه را که به دلیل بیماری میوپاتی ویلچر نشین بود را برای بردن به کمیسیون سوار کرده بود. ماشین یک ساعتی لاکپشتی در ترافیک سنگین حرکت کرد تا بالاخره توی حیاط بهزیستی از پس ون بیرون زدم. محل برگزاری کمیسیون زیر زمین بهزیستی بود، برای رسیدن به اونجا: اول یه پیچ90درجه زدم و رفتم توی رمپی باریک وسط رمپ و یه درب بسته بود، برای عبور از اون یه چرخ180درجه زدم و دوباره مسیر رمپ را ادامه دادم و بعد اون از یه دالون هم عبور کرم و رفتم تو کمیسیون، قبل هر حرفی یکی از کمیسیونیها ازم پرسید: اینها چین که کشیدی رو جورابت؟ گفتم: بخاطر فرم پاهام مجبورم کفش روباز تابستانی بپوشم و برای اینکه پاهام یخ نکنن بعد پوشیدن شلوار گرمکن و جوراب پاهامو کردم تو کیسه زباله و اونو چرخوندمش دور پام و بعد کفش پوشیدم. از نوع معلولیتم و کارهایی که با سرویس میخام انجام بدم پرسیدن؟ در جوابشون گفتم: من متاهلم، هم باید به امور منزل برسم هم باید کف پاهام که نافرم شدن را با فیزیوتراپی درمان کنم. بهم گفتن: نسخه پزشک بیاری بهت هفتهای دوبار سرویس میدیم.
پاورقي: قبلا کیسه زباله را از روی کفش امتحان کرده بودم و الان به این نتیجه رسیدم که استفاده از رو کارایی بیشتری داره. دوستان ویلچری اگه خواستید تو هوای سرد برید بیرون بیخجالت از کیسه استفاده کنید و حالشو ببرید، فقط یادتون باشه هوای توی کیسههای پاتونو تا ته خالی نکنید.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
خودرو معلولین،
سیاحت،
بهزیستی،
:: برچسبها:
بهزیستکار,
بهزیستی,
ترافیک,
حیاط,
رمپ,
فیزیوتراپی,
کارت هوشمند ایاب ذهاب,
کمیسیون امنیت ملی,
کیسه زباله,
میوپاتی,
ون,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 دی 1390
سرویس بهزیستی که میامد دنبالم و منو با ویلچر برقیم میبرد داخل شهر از این مسافرکشهای ون بود که جلوی درب عقبش سطح شیبدار داشت. نصب غیر کارشناسی سطح شیبدار پشت ون موجب اختلاف سطح بین کف اتومبیل و سطح شیبدار شده بود. داخل ون شدن برام راحت بود اما چون نمیشه با ویلچر توی ون دور زد باید دنده عقب از ماشین میامدم بیرون. موقع بیرون آمدن زیر ویلچرم گیر میکرد به محل اتصال سطح شیبدار به اتومبیل و هر دفعه کلی قرچ و غوروچ ویلچر و اعصابمو درمیآورد، برای رفع این مشکل رفتم مغازه نجاری و گفتم دو قطعه چوب به طول50 و عرض15 و ارتفاع2سانت میخام که بذارم زیر چرخهای ویلچرم تا کمی ارتفاع ویلچرم نسبت به کف ماشین زیاد بشه تا بتونم بدون گیر کردن از سطح شیبدار عبور کنم، آقای نجار چوبها را برام برید و لبههای زبرشو سنباده زد و داد بهم. گفتم: چقدر تقدیم کنم؟ آقای نجار که نزدیک60بهار را دیده بود گفت: اصلا قابلی نداره، برو ازت پولی نمیگیرم، اگه دلت خواست برا اموات فاتحه بخوان. شایان ذکر است که با وجود چوب هم مشکل گیر کردن حل نشد.
پاورقي: توی بیرون رفتنهام همیشه با برخورد مثبت و خوشایند مردم مواجه شدم، تا حالا از نگاه یا گفتار کسی ناراحت نشدم.
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـَـ نه پَــ، می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام!
دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!
دارم سیگار میکشم مامور اومده میگه داری سیگار میکشی؟ میگم پَـــ نَ پَــــ دارم علامت میدم سرخپوستای قبیله بغلی بفهمن ما اینحائیم.گفت پدر سگ اهل فیسبوکم که هستی سوار شو بریم. گفتم کلانتری؟ گفت پَـــ نَ پَــــ بریم قبیله بغلی بگیم اوردیمت
لازم نیست شما بیاین...
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
خودرو معلولین،
:: برچسبها:
پـَـ نه پَــ,
رفع مشکل,
سرویس بهزیستی,
سطح شیبدار,
سیگار,
فیس بوک,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 20 آبان 1390
با ویلچر برقیم از شمال بسمت جنوب تو پیادهرو خیابان ولیعصر تهران حرکت میکردم و لوازم ورزشی را سیر میکردم. یجا ورود کوچهای به خیابان موجب بالا و پایین شدن سطح پیادهرو بصورت یک پله کوچک شده بود، برای عبور از اون پله، ایستادم و یکم اون سطح را برانداز کردم، امنترین قسمتش برای عبور بسلامت، نزدیکترینجا به دیوار بود، در اون قسمت یه پسر ده سالهی چاق و یه مردی ایستاده بودن، بهشون گفتم: میرید کنار ردشم؟ رفتن کنار، در حین رد شدنم پسره به مرده گفت: اینهمه راه اومده از اینجا رد میشه!؟ منم برگشتم طرفش و بهش گفتم: اگه از اونور میرفتم شاید ویلچرم از پشت برمیگشت، رد شدن از اونجا برای شما چیزی نیست اما برای من این پله مثل قطره باران تو لونه مورچه است، آخر خطابهی قرام انگشتامو شبیه هشمت فردوس تو سریال ستایش کردم و با خنده و شوخی به پسره گفتم: افتاد.
پاپوش: خدا را شکر، خدا درهای رحمتشو باز کردو باران خوبی بارید، ایشاالله دل همه شاد و گرم به عشق باشه.
رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده، میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم….
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!
۲ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه؟میگم: پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعاخالیه!؟میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
پند و اندرز،
صدا و سیما،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
بند ناف,
پَـ نَ پـَ,
پله,
حسین تهی,
خیابان ولیعصر,
رقص,
ستایش,
سریال,
قناری,
لوازم ورزشی,
متال,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 آبان 1390
توی تعطیلات نوروز خواهر و برادرم گفتن: پایه هستی بعد نوروز بریم سفر؟ چون شنیده بودم شمال توی اردیبهشت ماه بسیار زیباست، با کمی گفتگو قرار گذاشتیم دهی اول اردیبهشت بریم شمال. سه هفته قبل از آغاز سفر توالت رفتنم را طوری جلو و عقب کردم که توی کوه و جنگل و لبدریا توالت لازم نشم و خوشبختانه تدابیرم کارآمد بود. دوهفته پیش که دوستام مهمونی دعوتم کردن، رفتم یکی از شهرکهای اطراف برای اصلاح موی سرم، همونجا یه کاپشن احمدینژادی و یه پیراهن خریدم تا توی شمال لخت نمونم. چون باید با ویلچر دستی میرفتم سفر، شب قبل از سفر به داداشم گفتم چسبهای تکیهگاه کمرم به ویلچر را در بازترین حالت قرار بده تا شاید ویلچرم از اون حالت خسته کننده خارج بشه، خوشبختانه این کار باعث شد ویلچرم بسیار راحتتر از قبل بشه. پنجشنبه ساعت9 صبح با سلام و صلوات و توصیههای ایمنی مضاعف والدین از منزل بطرف بابلسر حرکت کردیم. باوجود اینکه فصل سفر نبود اما جاده خلوت نبود. ساعت14 به مقصد رسیدیم، اسمش مرکز آموزش کارکنان بانک....است، اما در اصل محل روحیه و رفاه مدیران ارشده. بعد اتراق نهار خوردیم و استراحتی کردیم و رفتیم دریا سلام، هوا بسیار خنک بود، دلیلش بارندگیهای چند روز قبل بود، خوشبختانه درطول اقامتما هوا هر روز گرمتر شد و حتی یه قطره باران هم نیآمد. دریا بسیار آرام بود و مملو از ماهیهایی که برای تخمریزی بطرف ساحل میآمدن و میافتادن توی تور ماهیگیرهای قاچاق که همهجا تور کشیده بودن. ما چندبار قلاب انداختیم اما چون روی موجشکنی سنگلاخی بودیم هربار قلابمون لای سنگ گیر میکرد و نخ پاره میشد، ما هم عطاشو به لقاش بخشیدیم. چند بار توی شهر چرخیدیم، دخترهای دم بخت و خانمهای دم گور راحت در سطح شهر دوچرخهسواری میکردن. تو شهر خانمی را با سگی نقلی و خانمی را با بینیه تازه عمل شده و خانمی را با لباس غواصی مدل مانتو دیدم. نمیدونم خانمهای بابلسر خیلی خوشتیپتر از مردهاشون هستن یا من مردها را نمیدیدم. شهرداری برای اینکه موتور وارد پارکشون نشه جلوی تمام ورودیهای پارک مانع گذاشته، هرچی داداشم منو با ویلچر در امتداد پارکشون برد راهی برای ورود به پارک نیافتیم. تعداد زیاد عطر فروشیهای شهر برام جالب بود، از یکیشون عطر گرم و تلخ خواستم، دوجور عطر برام آورد که از یکیش بدم نیآمد و کمی ازش خریدم. دوستم گفته بود اونجا ترشی بچههندونه هست اگه دیدی برام بگیر، از یه ترشیفروش پرسیدیم ترشی بچههندونه داری؟ گفت: داریم، اسم اینا هندونهی ابوجهله و درمان خوبیه برای مرض قند. من از بابلسر خوشم آمد، اگه رطوبتی نبود برای زندگی ما نخاعیها عالی بود. شب آخر یکی از دوستان وبلاگی با خانواده آمد پیشمون و شام را که خودشون تدارک دیده بودن (پلو با مرغ ترش و مرغوآلو با ماست و دوغ و نوشابهی سیاه) را باهم خوردیم و حرف زدیم و عکس انداختیم. یه کیک اسفنجی خانگی خیلی عالی هم آوردن که خورده نشد و ما اونو آوردیمش تهران و در منزل ترتیبشو دادیم.
پايانه: میگن تازگیها بخشهایی از سفرنامهی مارکوپلو که مفقود شده بود پیدا شده، در این بخش آمده: با پدر و عمویم از قزوین میگذشتیم، از هیچکداممان نگذشتند، بگذریم، خدا ازشون نگذره.
عاشق لحظه ها
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
طنز،
پیرامون ویلچر،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
:: برچسبها:
اردیبهشت,
بابلسر,
بانک,
تخمریزی,
تعطیلات,
دوچرخهسواری,
رفاه,
روحیه,
ساحل,
سلام,
شمال,
صلوات,
عطر فروشی,
کاپشن,
لخت,
ماهیگیرهای قاچاق,
موجشکن,
نوروز,
هندونه ابوجهل,
والدین,
ویلچر دستی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 16 اردیبهشت 1390
نوروز امسال تلویزیون من و تو پخش یک برنامه جدید را آغاز خواهد کرد. ما از شما دعوت میکنیم که در این برنامه شرکت کنید. شما میتوانید فردی را که به او علاقهمند هستید و او را شایسته دریافت یک هدیه متفاوت میدانید و از این طریق میخواهید میزان علاقه تان را به او نشان بدهید، به ما معرفی کنید. این شخص شاید در حال حاضر دچار یک بیماری است و شما میخواهید به او نشان دهید که چقدر او را دوست دارید و نگران حالش هستید. شاید این شخص در شرایطی که شما دچار گرفتاری بودید به کمکتان آمده و شما را یاری داده است و حالا شما با این هدیه قصد دارید از او سپاسگزاری کنید. شاید شخص منتخب شما درشرایط دشواری به سر میبرد و این هدیه میتواند او را بی نهایت خوشحال کند. این شخص شاید کسی باشد که بیشتر زندگی و اوقات خود را صرف کمک به همنوعانش میکند و شما میخواهید با این هدیه نشان دهید که دیگران هم به فکر او هستند. این هدیه میتواند دیدار شخص مورد انتخاب شما با یکی از شخصیتهای معروف و مورد تحسین او باشد. میتواند ملاقات با یکی از اعضای خانواده و یا دوستی باشد که سالها یکدیگر را ندیده اند. این هدیه شاید مسافرت به نقطه یا کشوری باشد که همیشه برای شخص مورد شما رویا بوده است، جایی مانند آبشار نیاگارا یا دیسنی لند و یا هر کجای دیگر. و یا شاید آرزویی دیگر... شما شخص شایسته دریافت این هدیه ویژه را برای نوروز امسال به ما معرفی کنید تا ما با تمام تلاشمان برای خوشحال کردن او وارد عمل شویم. برای شرکت در این برنامه لطفاً به ما ایمیل بزنید arezooha@manototv.com
این هم ایمیلی که من برای این شبکهی صهیونیستی فرستادم
سلام، ممنون برای این ایدهی جالب، من برای عیدی به دوستانم که بیشترشون آسیب نخاعی دیدن یه برنامهی تپل هدیه میدم از پیشرفت درمان ضایعات نخاعی در بریتانیا و زندگی این افراد و امکانات خونه و زندگیشون و امکانات شهری و رفاه اجتماعی که دولت براشون به وجود آورده. این برنامه از چند نظر برای من و دوستام مفیده:1- امیدمون را زیاد و واقعی میکنه.2- دیدن منزل یک معلول بهمون ایده میده که بتونیم از امکانات اون شخص در جهت بهتر زیستن خودمون استفاده کنیم. 3- حتما مسئولان را بیشتر به فکر خواهد انداخت.
پسآمد: در بیشتر کشورهایی که تاریخشون میلادیه، شب سال نو بوقلمون میخورن، در خیلی از این کشورها به بوقلمون میگن: ترکی، نکتهی جالب اینه که در ترکیه به بوقلمون میگن: هندی. حالا بنظر شما هندیها به بوقلمون چی بگن خوبه؟ 1-چینی 2-مصری 3-روسی 4-هرسه
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
پیرامون ویلچر،
صدا و سیما،
فکر ایده پیشنهاد،
ماهواره،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
آبشار نیاگارا,
بریتانیا,
تلویزیون,
دیسنی لند,
سپاسگزاری,
شبکه,
صهیونیستی,
معلول,
من و تو,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 دی 1389
|
|