💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


تاريكي و روشنايي

اين يه سنت شكنيه؟ اول پاورقي: ممنون از دوستي كه اين متن بسيار مفيد را برام فرستاد اميدوارم به درد شما هم بخوره، براي من كه عالي بود: من‌الله توفيق

انيشتين مي‌گفت : «آنچه در مغزتان مي‌گذرد، جهانتان را مي‌آفريند. » استفان کاوي (ازسرشناسترين چهره‌هاي علم موفقيت) احتمالاً با الهام از همين حرف انيشتين است که مي‌گويد:« اگر مي‌خواهيد در زندگي و روابط شخصي‌تان  تغييرات جزيي به وجود آوريد به گرايش‌ها و رفتارتان توجه کنيد؛ اما اگر دلتان مي‌خواهد قدم‌هاي کوانتومي برداريد و تغييرات اساسي در زندگي‌تان ايجاد کنيد بايد نگرش‌ها و برداشت‌هايتان را عوض کنيد.» او حرفهايش را با يک مثال خوب و واقعي، ملموس‌تر مي‌کند:

صبح يک روز تعطيل در نيويورک سوار اتوبوس شدم. تقريباً يک سوم اتوبوس پر شده بود. بيشتر مردم آرام نشسته بودند و يا سرشان به چيزي گرم بود و درمجموع فضايي سرشار از آرامش و سکوتي دلپذير برقرار بود تا اينکه مرد ميانسالي با بچه‌هايش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضاي اتوبوس تغيير کرد. بچه‌هايش داد و بيداد راه انداختند و مدام به طرف همديگر چيز پرتاب مي‌کردند. يکي از بچه‌ها با صداي بلند گريه مي‌کرد و يکي ديگر روزنامه را از دست اين و آن مي‌کشيد و خلاصه اعصاب همه‌مان توي اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقيقاً در صندلي جلويي من نشسته بود،  اصلاً به روي خودش نمي‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبريز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقاي محترم! بچه‌هايتان واقعاً دارند همه را آزار مي‌دهند. شما نمي‌خواهيد جلويشان را بگيريد؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقي دارد مي‌افتد، کمي خودش را روي صندلي جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داريم از بيمارستاني برمي‌گرديم که همسرم، مادر همين بچه‌ها? نيم ساعت پيش در آنجا مرده است. من واقعاً گيجم و نمي‌دانم بايد به اين بچه‌ها چه بگويم. نمي‌دانم که خودم بايد چه کار کنم و ... و بغضش ترکيد و اشکش سرازير شد.» استفان کاوي بلافاصله پس از نقل اين خاطره مي‌پرسد:« صادقانه بگوييد آيا اکنون اين وضعيت را به طور متفاوتي نمي‌بينيد؟ چرا اين طور است؟ آيا دليلي به جز اين دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه مي‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشيد. نمي‌دانستم. آيا کمکي از دست من ساخته است؟ و.... اگر چه تا همين چند لحظه پيش ناراحت بودم که اين مرد چطور مي‌تواند تا اين اندازه بي‌ملاحظه باشد? اما ناگهان با تغيير نگرشم همه چيز عوض شد و من از صميم قلب مي‌خواستم که هر کمکي از دستم ساخته است انجام بدهم .

حقيقت اين است که به محض تغيير برداشت? همه چيز ناگهان عوض مي‌شود. کليد يا راه حل هر مسئله‌اي اين است که به شيشه‌هاي عينکي که به چشم داريم بنگريم؛ شايد هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنيم و در واقع برداشت يا نقش خودمان را تغيير بدهيم تا بتوانيم هر وضعيتي را از ديدگاه تازه‌اي ببينيم و تفسير کنيم . آنچه اهميت دارد خود واقعه نيست بلکه تعبير و تفسير ما از آن است که به آن معنا و مفهوم مي‌دهد.

دکتر کاوي با اين صحبتش آدم را به ياد بيت زيباي مولانا مي‌اندازد که:

پيش چشم‌ات داشتي شيشه‌ي کبود       لاجرم عالم کبودت مي‌نمود




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: اتوبوس, استفان کاوي, انيشتين, ببخشيد, بغض, تغيير, سنت شكني, مولانا, نگرش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 شهریور 1387 ارسال نظر(16)

همه جا

اهل كجايي؟ هرجاهستي خوب جستجو كن: توي جاده‌ها پشت اتومبيل‌ها، توي بيابان‌ها پاي گون‌ها، بين در خت‌هاي جنگل، روي شاخه‌ها بلوط، پاي درخت بين علف‌ها، در نخلستان كنار بلبل خرما، توي تاكستان بين خوشه‌هاي انگور، توي گندم‌زار بغل شانه‌بسر، در مسير رودها بين ماهي‌ها تا دريا، لاي سنگ‌هاي رودخانه‌، روي شن‌هاي ساحل، بين كوه‌ها در اعماق دره‌ها، در دامنه‌ي كوه‌ها بين شقايق‌ها، روي قله‌ها، روي ابر‌ها، هميشه ميان باران، در شمال و جنوب، در غرب و شرق خوب بجوي تا روح سرگردان من را بيابي.

پيوست: رئيس سازمان بهزيستي كشور اعلام كرد: ثبت‌نام خودروهاي مناسب سازي شده ويژه معلولان و جانبازان از 12 شهريورماه جاري به صورت اينترنتي در سراسر كشور آغاز مي‌شود.منبع وب‌سايت معلولان ايران




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، داستانک، سیاحت، هنری، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: بلبل خرما, بلوط, بيابان‌, جاده, جستجو, خوشه‌هاي انگور, دره‌, شانه‌بسر, شقايق, شن‌هاي ساحل, كوه, گندم‌زار, گون, نخلستان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 شهریور 1387 ارسال نظر(18)

نور

تا حالا هر چيزي كه خواستم بهش رسيدم آمآاا.. آهسته آهسته. شتاب و سرعت براي من معني نداره، شايد بشه گفت حركت هم برام مفهوم نداره، حركت يك لاك‌پشت بيشتر از حركتي هست كه جسم من داره، اين بي‌حركتي قدرتي ميخواد كه قهرمان ماراتن هم نداره، شما ميتوني بي حركتي را تحمل كني؟ اگر چه جسمم ساكنه اما روحم يه لحظه قرار نداره، اين گرماي تابستان هم يه مقدار متنابهي مزيد بر اين ميشه كه با كلامي يا تصويري روحم سرگردان ايران زيبا بشه.

پاپوش: دوستان معلول بشتابيد كه درنگ موجب پشيمانيست، به بخش ارسال نامه‌ي وب‌سايت رئيس جمهور بريد و هرچي كه احتياج داريد و هر درد دلي كه داريد اونجا مطرح كنيد، فوري رسيدگي مي‌كنند. 

 

جواز بهشت

روزي مردي خواب ديد که مرده و پس از گذشتن از پلي به دروازه بهشت رسيده است. دربان بهشت به مرد گفت: براي ورود به بهشت بايد صد امتياز داشته باشيد، کارهاي خوبي را که در دنيا انجام داده ايد، بگوييد تا من به شما امتياز بدهم.مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، 50 سال با او به مهرباني رفتار کردم و هرگز به او خيانت نکردم. فرشته گفت: اين سه امتياز. مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتي ديگران را هم به راه راست هدايت مي کردم. فرشته گفت: اين هم يک امتياز. مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه اي ساختم و کودکان بي خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم. فرشته گفت: اين هم دو امتياز. مرد در حالي که گريه مي کرد، گفت: با اين وضع من هرگز نمي توانم داخل بهشت شوم مگر اينکه خداوند لطفش را شامل حال من کند. فرشته لبخندي زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهي است و اکنون اين لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برايتان  صادر شد! 




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: آهسته, بهشت, تابستان, جواز, رئيس جمهور, سرعت, شتاب, فرشته, قهرمان, لاك‌پشت, ماراتن, نوانخانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 مرداد 1387 ارسال نظر(21)

گرما

هوا خيلي گرمه، دوش آب يخ آخر حال و حوله اما هر روز كه نميشه تپيد تو حمام، نميدونم بدون اين آب‌پاش سلموني با گرما چه مي‌كردم؟ خيلي بهم كمك مي‌كنه، روزي دو3 بار پر و خاليش ميكنم رو خودم، ميشه گفت حمامه پيامكيه، كلا خيلي خوب و ناز و با حاله، حتي نيمه شب كه از خواب بيدار ميشم با اون تمام بالا تنه‌ام را خيس مي‌كنم، فكرش را بكن از خواب بيدارشي خودت را خيس كني دوباره بخوابي

ته‌بندي: با دانشي كه شما الان داريد اگر داخل چاه زمان بيفتيد و هزار سال به عقب برگردين چه كارهايي ميتونيد بكنيد؟

يكي مثل من يكي مثل تو (جديد)

  دختري ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولي هرگز نمي توانست با مادرشوهرش کنار بيايد و هر روز با هم جرو بحث مي کردند. عاقبت يک روز دختر نزد داروسازي که دوست صميمي پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمي به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت اگر سم خطرناکي به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجوني به دختر داد و گفت که هر روز مقداري از آن را در غذاي مادر شوهر بريزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصيه کرد تا در اين مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسي به او شک نکند. دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداري از آن را در غـذاي مادر شوهـر مي ريخت و با مهرباني به او مي داد. هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که يک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقاي دکتر عزيز، ديگر از مادر شوهرم متنفر نيستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و ديگر دلم نمي خواهد که بميرد، خواهش مي کنم داروي ديگري به من بدهيد تا سم را از بدنش خارج کند. داروساز لبخندي زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجوني که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بين رفته است.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک،
:: برچسب‌ها: اخلاق مادر شوهر, ازدواج, چاه زمان, حال و حول, حمام, داروساز, دوش آب يخ, سم, عروس, معجون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 مرداد 1387 ارسال نظر(9)

ميشه

يه مثل آذري ميگه: خدا آدم را گرگ بكنه اما پدر و مادر نكنه!؟ من هرچي فكر كردم معني اين مثل را نفهميدم؟؟؟ شما كه مفهومش را دريافتي منو هم متوجه كن

پايانه: ديگه مطلبي براي نوشتن به ذهنم نميرسه، دارم به تايپ بس فكر مي‌كنم.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: آذري, پدر, گرگ, مادر, مثل, نوشتن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 مرداد 1387 ارسال نظر(19)

فرزنديعني اين

نمی‌دونم از کجا و از چی بگم. خرداد سال 1386مادر من در تصادف ماشين خودمان با اينکه کمربند ايمنی را هم بسته بود از مهره 6و 7گردن دچاره ضايعه نخاعی شد. مادرم عمل شد و مهره ها فيکس و نخاع آزاد شد. اما از گردن به پايين هيچ حس و حرکتی وجود نداشت. دکتر به ما گفت شايد تا آخر عمر مجبور به نگهداری فقط يک سر و گردن از مادرم باشيم. من که تکنسين برق بودم از کارم انصراف دادم و به پدر و برادرهام گفتم که پرستاری مادر رو برعهده می‌گيرم. خلاصه از همون روزهای اول کار من شروع شد: پرسش از دکترها و مقلات اينترنتی و فيزيوتراپ‌ها و تغذيه وخريد امکانات و..... تمام اينها برای اين بود که مادرم حس کمبود نکنه آخه اون با خانمهای ديگه فرق داره، ايشان هم شاغل بود هم خودش يک مرد بود. اينم بگم که ما خانواده متوسطی هستيم، پدرم نظامی است و سال1383سرطان حنجره گرفت و همين مادرم 2سال پرستارش بود و الان پدرم صدا نداره و البته ضعيف هم است. دو سه ماهی گذشت و من همه چيز رو تحت کنترل داشتم، بارها به مادرم می‌گفتم که ناراحت نباش، من تا آخر عمرم كنارت هستم. خدا را شکر که سايت بالای سر ماست، با وجود ضايعه نخاعی شرايط عمومی خوبی داری، آنقدر آدم مثل تو هست که مشکلات ديگه براشون پيش آمده. تا اينکه به فکر اين افتام که از لحاظ روحی هم مادر رو در سطح خوب نگه دارم. اين کار يکی از مشکلات ضايعه نخاعی‌هاست. اينجا بود که در جستجوی اينترنت با متن سرگذشت تو آشنا شدم. فکر کنم مرداد86بود يعنی3ماهی بود که مادرم آسيب ديده بود، خلاصه وقتی سرگذشت تو رو خوندم از آن يک پرينت گرفتم و بعنوان اولين داستان مستند  يک انسان آسيب نخاعی با تمام مشکلاتش اون رو برای مادرم خواندم. تا مدتی بازتاب خوبی داشت. چون مادرم برای ديگران تعريف میکرد که خدا را شکر من مشکلهای ديگه ندارم از جهاتی شانس آوردم که دکتر خوب و پرستار خوب دارم و زخم بستر و .... ندارم. اما بعدها باز روحيهاش ضعيف شد که باز من با کارها و داستانهای ديگه سعی در بازپروريش داشتم  و البته موفق هم بودم. ديشب برای يک تحقيق باز به نت اومدم و لينك وبلاگت را ديدم، به وبلاگت آمدم و ديدم فعال هستی کلی حال کردم. آخه من هم آدم مثبت انديشی هستم. الان اکثرا از من ميپرسن که تو چطور 14ماه است که در خانه هستی و احساس خستگی نمیکنی؟ و من در جواب می گويم: بخاطر اينکه من دارم با کارم لذت ميبرم.  کمی از مادرم برات بگم: الان 14ماه هست که آسيب ديده. با ورزشهای روزانه و تغذيه خيلی اندامش فرق نکرده. روحيه هم داره اما بعضی وقتا کم مياره که البته ما بهش حق ميديم. حس و حرکت نداره، بيشتر اوقات روی تخت است. سوزشهايی از داخل داره که خيلی عذابش ميده گاهی براش غير قابل تحمل ميشه. کمی حس و حرکتش برگشته. مثلا دستاشو میتونه حرکت بده و يا آب بخوره. اما اگر بخواهيم در کل صحبت کنيم هنوز نمیتونه کاری برای خودش انجام بده. بعضی وقتا روی تخت يا روی ويلچر نشسته يا روی تخت يه پهلو است. بعضی وقتا کتاب میخونه يا راديو گوش ميده. عصرها بستگان به ديدنش ميان. من هم که هميشه هستم، مگر برای خريدی نيم ساعتی بيرون برم، که در حالت دراز کش تلفن پيش مادر است. من معتقدم تمام سعی ما بايد آن باشد که انسان باشيم و انسانيت داشته باشيم، يک شعار خوب: محروميت محدوديت نيست. من با همين شعار مادرم رو که حاظر نبود از خونه بيرون بياد به خيابان و محل کار و  مهمانی بردم.

پسينه: يه روز بابام بهم گفت: مهرداد اگه من جاي تو بودم تو از من مراقبت مي‌كردي؟ گفتم باباجون چرا چيزي بگم كه باور نكني، چيزي را ميگم كه در راست گوييم شك نكني: نه




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: پرستار, تصادف, تکنسين برق, جستجوی اينترنت, زخم بستر, سرطان حنجره, ضايعه نخاعی, عمل, فيزيوتراپ, فيکس, کمربند ايمنی, مهره ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 مرداد 1387 ارسال نظر(28)

رونمايي

دكتر ابوالحسن فقيه در مراسم رونمايي از خودروهاي مناسب سازي شده كه در محل شيرخوارگاه آمنه برگزار شد گفت: مناسب سازي را مربوط به اماكن شهري، دولتي، فضاهاي ورزشي، تفريحي و حمل و نقل است و افزود: اولين گام در راه مناسب سازي براي معلولين بحث حمل و نقل آنهاست كه اين ضعيف ترين ماده قانوني اجرا شده در قانون جامع حمايت از معلولان در مسايل مربوط به مناسب سازي است. رئيس سازمان بهزيستي كشور در ادامه با تأكيد بر اينكه اين مناسب سازي در خودروها قبلاً هم انجام مي‌شد اما استاندارد نبود افزود: سه كلاس خودروي پرايد صبا،GTX و 141،مگان و تندر 90 براي انواع معلوليت‌ها آماده شده كه بسته به نوع معلوليت در اختيار معلولان قرار خواهد گرفت. فقيه در پايان سخنانش از سايپا و پارس خودرو، براي ورود به اين عرصه و توليد خودروهاي يادشده، بدون هزينه اضافه، تشكر و قدرداني كرد. مهندس بذرپاش در ادامه با اشاره به توافقنامه سال گذشته كه در 12 آذرماه همزمان با روز جهاني معلولين بين سازمان بهزيستي و سايپا انجام شد، گفت: طبق قولي كه به سازمان بهزيستي داده بوديم، توانستيم فعلاً در چهار خودرو اين طرح را به اجرا در آوريم. وي افزود: ما توانستيم براي 17 نوع معلوليت 17 خدمت را در اين خودروها ارايه دهيم كه البته به تعداد معلوليت‌ها نيست ولي براي معلوليت‌هايي كه عمومي تر هستند قابل استفاده است. وي گفت: شركت سايپا به دارندگان اين خودروها خدمات امدادي و غير امدادي و همچنين خدمات پس از فروش را مانند ساير مشتريان، ارايه خواهد كرد. مهندس بذرپاش نيمه شعبان را به عنوان روز آغاز ثبت نام اين خودروها و آبان ماه را به عنوان تاريخ عرضه اين خودروها اعلام كرد و افزود: براي ثبت نام اين خودروها از سازمان بهزيستي كمك خواهيم گرفت و متقاضيان براي ثبت نام بايد از طريق سازمان بهزيستي به سايپا معرفي گردند. بذرپاش افزود: براي نامگذاري اين طرح نيز از سازمان بهزيستي تقاضا داريم فراخواني را بين مددجويان معلول برگزار كند و به برنده اين فراخوان يك دستگاه از اين خودروها هديه داده مي شود: منبع

پيآمد: اميدوارم بتونم صاحب يكي از اين اتول‌هاي مناسب سازي شده بشم، فكر مي‌كنم رانندگي خيلي به آدم روحيه و انرژي بده.

از من گفتن اين را نخونيد




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، شاد زیستن، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، مناسب سازی شهر برای معلولان، خودرو معلولین،
:: برچسب‌ها: پارس خودرو, پرايد صبا،GTX و 141،مگان و تندر 90, خودروهاي مناسب سازي شده, سازمان بهزيستي كشور, سايپا, شيرخوارگاه آمنه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 تیر 1387 ارسال نظر(14)

بگو

پسآمد: بنظر شما من با اين عكس چي گفتم؟

حكيمه




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من،
:: برچسب‌ها: عكس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 تیر 1387 ارسال نظر(22)

با تلويزيون

سريال سرد و بي‌روح يانگوم كم بود كارتونش هم داره پخش ميشه!!  كارتون‌ها ايراني را ديديد؟ من كه بيشترشون را نگاه مي‌كنم خداوكيل خيلي باحال و جذاب هستند: پهلوانان، دانشمندان، قصه‌هاي ما مثل شد دست همه‌ي تهيه كنندهاشون طلا. امسال عيد مهماني داشتيم كه دخترشون تو بچگي بهم مي‌گفت دایی تختی مخ دخترك 10ساله را مثل زمان كودكيش كار گرفتم و گفتم بيا برام جوك بگو، گفت: يه اصفهاني داشت شربت مي‌خورد كه يه مگس آمد و از شربت طرف خورد، اصفهانيه مگس را مي‌گيره و ميزن پشتش ميگه تخ‌كن تخ‌كن. بعد جوك بازي دخترك گفت بيا مسابقه‌ي مثل بديم، من يه مثل مي‌گفتم دخترك 10تا، ازش پرسيدم اينها را از كارتون قصه‌هاي ما مثل شد يادگرفتي؟ گفت بله.

پسوند: اگه ماهواره داريد و اهل خنده هستيد صبح‌ها ساعت9ونيم تلويزيون عربي اينفينيتي و ساعت20تلويزيون قطر برنامه‌ي دوربين مخفي گاگز كه كانادايي‌ست را پخش‌ مي‌كنند، من مي‌بينم و كلي مي‌خندم. طب مکمل و طب سوزنی




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، طنز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: دخترك, دوربين مخفي, كارتون, ماهواره,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 تیر 1387 ارسال نظر(17)

آنژي‌پارس و...

تلويزيون داشت تاثير مثبت داروي ايراني ساز آنژي‌پارس را روي زخم‌هاي بيماران ديابتي نشان ميداد، دم محقق‌هامون گرم كه دارويي درست كردن داروخانه، اين دارو واقعا به ديابتي‌ها عمري دوباره بخشيده. ديدن تاثير اين دارو من را به اين فكر انداخت كه شايد اين دارو روي ضايعه نخاعي‌ها و ام اسي‌ها هم تاثير مثبت داشته باشه، اين شد كه زنگ زدم و با يكي از اعضاي گروه ارائه دهنده‌ي آنژي‌پارس و ازش خواستم اين دارو را روي نخاعي‌ها هم آزمايش كنند، دكتر گفت داروي ما روي زخم بستر آزمايش شده و خوب جواب داده اما براي ترميم آسيب‌هاي نخاعي آزمايش نشده. اميدوارم اين آزمايش را بكنند، فكر مي‌كنم اين دارو حداقل براي كساني كه تازه آسيب مي‌بينند خيلي مفيد باشه.

پسرفت: آنژي‌پارس دارويي كاملا گياهي است كه باعث تقويت عروق و خون رساني به بافت‌هاي آسيب ديده ميشه.

دوست داشتن رابرايم هجی کن...




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، پزشکی و درمان، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آنژي‌پارس, تقويت, خون, ديابتي, زخم‌, عروق, گياهي, نخاعي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 تیر 1387 ارسال نظر(15)

راه خنك شدن

چون بدن من عرق نميكنه هوا كه گرم ميشه بعضي وقت‌ها كولر هم نمي‌تونه خنكم كنه هر سال يه كلكي براي خنك شدن سوار مي‌كردم امسال يه فكر تازه به سرم زد كه خيلي عالي جواب داده: به پدرم گفتم رفت و يه آب پاش سلموني برام خريد حالا هروقت احساس گرماي زيادي مي‌كنم چندتا فيش ميزنم به سر و صورت و گردن و دست‌هام خداوكيلي هم خيلي حال ميده هم تميزه هم مفيد، نخاعي‌ها حتما امتحان كنند.

پاپوش: چند سال پيش توي باغچه‌ي منزل چند تا ذرت كاشتن بعد چند وقت ديديم جاي بلال جارو سبز شده!؟ همه‌رو كندن و دوباره كاشتن باز جارو درآمد؟! امسال هم كاشتن باز هم جارو درآمده؟!!؟ شما بكاريد ببينيد چي سبز ميشه، به من هم بگيد

اتومبيل بسيار ارزان هندي: مالك كارخانش يه زرتشتي ايراني تباره




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آب پاش سلموني, اتومبيل, باغچه‌, بلال, عرق, كولر, نخاعي‌ها, هندي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 خرداد 1387 ارسال نظر(19)

جفنگ

ديديد توي تلويزيون يا راديو تبليغ مي‌كنند موقع مسواك زدن شير آب را باز نگذاريد و با يك ليوان آب مسواك بزنيد!! فكر مي‌كنيد اين كار ممكنه؟ شما وقتي مسواك مي‌زنيد چقدر آب مصرف مي‌كنيد؟ نمي‌خواد بگيد، خودم ميدانم: تمام دستشويي و صورت‌تان را كف‌مال و تف‌مال مي‌كنيد و دست كم يه مقدار متنابهي آب را اصراف مي‌كنيد. من شب‌ها قبل خواب توي رخت خواب مسواك ميزنم اول با خميردندان مسواك ميزنم بعد يه‌بار ديگه بدون خمير مسواك ميزنم، كل آب مصرفيم كمتر از يك ليوان ميشه.

ته‌بندي: هر روز يك كالا كمياب ميشه و قيمتش براي خيلي‌ها كمرشكن ميشه، البت اين طبيعيه و ملت همه ديگه عادت دارن!! باز خوبه مقامات وزارت بهداشت به فكر ملت بودن و براي تسكين درد ملت قطع برق را تجويز كردن؟؟




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آب, برق, تبليغ, تلويزيون, دستشويي, راديو, رخت خواب, مسواك زدن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 خرداد 1387 ارسال نظر(13)

اختيار

درد و ترس براي همه آزار دهنده است اما تغريبا بيشتر آدم‌ها از درد و ترس لذت هم مي‌برند، درد و ترس كه ناخواسته باشه رنج آور ميشه اما وقتي آدم خودش درد و ترس را انتخاب ميكنه ناراحت كه نميشه هيچ لذت فراوان هم ميبره، مثلا وقتي آدم خواسته فيلم ترسناك ميزاره و نگاه ميكنه و بشدت مي‌ترسه فعاليت‌هاي مغز با زمان تماشاي فيلم كمدي هيچ فرق نمي‌كنه، يا وقتي آدم در مناسبات مذهبي ميره سينه زني و خودشو بشدت كتك ميزنه، ناراحت كه نميشه هيچ حال هم ميكنه، شايد مثل زماني كه سينه زني را ميبينه.شما چي!!  

ته‌بندي: اخيرا مد شده فيلم و سريال‌ها را دقيقا از روي نمونه‌هاي خارجي كپي مي‌كنند قسمت اول سريال كارآگاهان كپي برابر اصل سريال ايتاليايي قتل‌هاي غير حرفه‌اي بود

وبلاگي برای ارائه تازه‌های علوم پزشکی و آزمایشگاهی




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آزار, ترس, درد, رنج, فيلم ترسناك, كمدي, لذت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 خرداد 1387 ارسال نظر(10)

بچه‌بازي

يكي از دوستان وبلاگي كه منو آدم عاقلي تصور مي‌كرد سال گذشته بهم زنگ زد بعد حال و احوال گفت: تابستانه اينجا هوا خيلي گرمه 2پسرم مدام زير آفتاب فوتبال ميزنند و ميان زير كولر و مدام سرماخوردن و تابستانم شده مراقبت از پسرها، به دوستم گفتم همونطور كه ميگن اطاق بچه‌ها بايد سوا باشه خوبه بچه‌ها تجربه‌ي زندگي بدون پدر و مادر را هم داشته باشند، اونها را ببر رامسر پيش مادر و پدربزرگشان تا چند روزي پيش اونها بمونن شما هم در منزل با آقاتون استراحت كنيد. در تماس بعدي دوست وبلاگي گفت: ما بچه‌ها را براي يك هفته برديم شمال اما بعد يك ماه با زور آورديمشون خانه. نتيجه‌ي اخلاقي: 1_به حرف دوست ناباب گوش نكنيد2_پسرها را نبايد تنها فرستاد مسافرت 3_به بچه بايد اجازه‌ي ماجراجويي داد

پايانه:  بچگي ما كجا بچگي بچه‌هاي امروز كجا؟!30سال پيش وقتي 7سالم بود: پول توجيبي من 5ريال بود، عيدي‌مون يه اسكناس20 ريالي بود، بهترين بازي‌هامون: سگ دوزدن، فوتبال و تيله بازي بود، تلويزيون هم كه نسبت به الآن تعطيل بود. الآن بيشتري‌ها ماهواره، وي سي دي، بازي‌هاي ويدئويي، كامپيوتر و ديگه همه يه موبايل دارند، بچه‌هاي الآن واقعا باهوش‌تر از ما هستند.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد، سیاحت،
:: برچسب‌ها: اطاق بچه, بازي‌هاي ويدئويي, تيله بازي, دوست ناباب, زير آفتاب, فوتبال, كامپيوتر, نتيجه‌ي اخلاقي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1387 ارسال نظر(13)

موبايل

وقتي باستان شناس‌ها گورهاي خيلي قديمي را پيدا مي‌كنند و توي اون گور اشيايي پيدا مي‌كنند از اون اشيا تشخيص ميدن طرف كي بوده و جايگاه اجتماعيش چي بوده. حالآ در تمام دنيا موبايل بخشي جدا نشدني هر كس شده، حتي در غرب مد شده افراد مي‌خوان كه بعد مرگ با موبايل دفن بشن، با اين روند موبايل‌دار شدن اينجا هم حتما دفن با موبايل مد ميشه حالا تصور كنيد دوهزار سال ديگه وقتي گورهاي امروزي باز بشن باستان شناس‌ها به چه كشفياتي ميرسن: طرف گوشي باز بوده، بلوتوس باز بوده، اهل چه موزيكي بوده، عكس‌هاي خفن داشته، چه SMSهايي ميداده و مي‌گرفته و .....

پسينه: اشخاصي سود جو و نچندان محترم براي بالا بردن سود خودشون قانون درست كردن كه براي حفظ خط و ادبيات و زبان فارسي بايدSMSبا فونت لاتين گران بشه تا مردم مجبور بشن با فونت فارسيSMSبهم بدن. از زمان خط ميخي تا حالا اين مسخره‌ترين ديدگاه براي حفظ خط و ادبيات و زبان فارسي بوده و هست، توي اين سالها كه بروبچ توي اينترنت بودن و وبلاگ نوشتن چندتا وبلاگ فينگيليشي نوشته شده؟




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، طنز،
:: برچسب‌ها: SMS, باستان شناس, بلوتوس, عكس‌هاي خفن, فونت فارسي, گور, موبايل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 اردیبهشت 1387 ارسال نظر(16)

افتاد مشكل‌ها

اول‌ها فكر ميكردم براي ازدواج بيشتر مشكلم مسائل اقتصادي است، وقتي مسائل اقتصادي حل شد ديدم نه بابا مثل اينكه اصل مشكل پيدا كردن شخص مناسبي است كه بتونه منو بعنوان همسر بپذيره، اون شخص هم پيدا شد، حالا فكر مي‌كردم ديگه تنها مشكلم  رضايت خانواده‌ي دختر خانمه، بلا به دور: اگه مي‌دونستم خواهر خودم بجاي حمايت و همراهي تا نتيجه‌ي مطلوب مياد و بدترين حرف‌ها را بهم ميزنه و منو زير راديكال و سئوال مي‌بره و با شنيدن چند تا جواب كوچولو باهام قهر مي‌كنه و ميره و تازه پشت سر شروع مي‌كنه به فلان و بهمان گفتن!؟ خوب فكر مي‌كنيد چه كار مي‌كردم؟؟ اين كار را مي‌كردم: زودتر آستين براي خودم بالا مي‌زدم.

پيآمد: ابرو بادو مه ‌و خورشيدو فلك در كاراند تا تو ناني به كف آري‌و راحت نخوري، دختر خانمي كه باهم براي ازدواج به توافق رسيديم وبلاگم را براي مادرش باز كرده تا ذهنش آماده‌ي پذيرش داستان بشه، من هم براي اين دفعه مطلبي نوشته بودم كه وقتي مادر دخترخانم اون را ميخوند كاملا متوجه داستان ميشد، اما ابرو بادو مه‌و....استرس دست به دست هم دادند و دايي گرامي دخترخانم سكته نمودند و به رحمت خدا رفتند تا رسمي شدن مسئله به تاخير بيافته.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، ازدواج معلولین،

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 اردیبهشت 1387 ارسال نظر(0)

طويله

سريال قرارگاه مسكوني كه در ايام عيد از شبكه‌ي 5سيما پخش شد براي همه‌ي مردهايي كه سربازي رفتن جالب بود چون همه‌ي سربازها‌ تجربه‌ي موضوع سريال را كه مرخصي گرفتن و زيرآب زدن و جيم‌زدن بود را در طول خدمت سربازي زياد داشتند، شاهد:2ماه اول سربازيم من منشي گروهانمان بودم و دفتر مرخصي بچه‌ها را من مي‌نوشتم و امضا مي‌گرفتم و ميدادم به بچه‌ها، يه روز 2نفر آمدن و با خواهش خواستن جيمي بفرستمشون مرخصي، گفتم من مسئوليت گيرافتادنتون را متقبل نميشم هآاااا، گفتن با خودمون. رفتن مرخصي آمدن زيرآب منو زدن!! من هم به فرمانده گفتم: اونا دزدكي دفترچه‌ي مرخصي‌شون را برداشتن و زدن بيرون. فرمانده‌ي گروهان بشكه‌ي آشغال را گذاشت پشت گردنشون گفت:100بار بشنيد پاشيد با صداي بلند بگيد: گ‌وه خوردم، غلط كردم. گزارشگر راديو ورزش بابك منفرد با من هم خدمت بود.

پسآمد: رضايا، تو اي اف ام، تهي، فلاكت، گمراه، طعمه، مصيبت، تَتَلوو .... اينها اسم يه سري خواننده‌ي نسل جوانه داخل كشوره كه سبك خوندنشون چيزي تو مايه‌هاي رپه. آهنگهاشون بد نيست، آمآ اسم‌هاشون باحاله، اگه من تو گروه اونا بودم به دليل قد بلنديم براي خودم اسم طويله را انتخاب ميكردم. شما چي؟

ساقي




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، طنز،
:: برچسب‌ها: جيم‌زدن, زيرآب زدن, سربازي, طويله, گزارشگر راديو ورزش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 اردیبهشت 1387 ارسال نظر(12)

راه سوم

متخصص‌هاي روانشناسي هميشه و همه جا ميگن: آدم‌ها جذب شخصي ميشن كه يا ويژگي‌هاي والدينشان را داشته باشه يا نقطه‌ي مقابل اون ويژگي‌ها را داشته باشه، مثلا دختري كه پدرش معتاده مردي را انتخاب ميكنه كه يا معتاد باشه يا معتاد نباشه. پسراني كه مادري سرد وبي محبت دارند، تمايل دارند با زنان مضطرب و سرد يا بسيار عاطفي و گرم قرار ملاقات بگذارند. و كلي مثال شبيه اين. بنظر من كشف اين واقعيت چيزي كم از فيل هوا كردن نداره. بنظر شما غير از اين دو حالت وجود داره؟

پسوند: ايميل يكي از دوستان: سلام اميدوارم كه هر چه زودتر به پابوس آقا علي بن موسي الرضا عليه الاف تحيه و ثناء مشرف بشيد و بتونيد به محضر امامزاده سيد محمد عليه السلام هم برسيد . باور كنيد كه خود من و تمام دوستاني كه خودم بشخصه همراهي كردم خدمت اين بزرگوار دست خالي برنگشتيم.و به سال نكشيد حتي به ماه و هفته و مبالغه نكرده باشم به روزنكشيد كه حاجتهاي مهم حتي لاعلاج خودمون رو  گرفتيم.اين رو حتما جدي بگيريد




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، طنز،
:: برچسب‌ها: روانشناسي, فيل هوا كردن, متخصص‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 فروردین 1387 ارسال نظر(12)

ايده

به دليل زياد شدن تعداد اتول و قديمي بودن معماري شهري و ساختار خيابان‌هاي تهران، وقت مردم در ترافيك زياد حرام ميشه، هركسي براي كم كردن مشكل ترافيك يه طرح از خودش درميكنه، من هم يه طرح قديمي را ول ميكنم شايد به جايي برخورد كنه: يكي از جذابيت‌هاي خيلي از شهرهاي دنيا اتوبوس2طبقه است، اتوبوس2طبقه مسافر را‌ بجاي اينكه درسطح خيابان حمل كنه در فضا حمل ميكنه و اين باعث ميشه كه گنجايش خيابان 2برابر بشه و بنظر من خرج تزريق اتوبوس 2طبقه به ناوگان حمل و نقل شهري خيلي كمتر از ساخت منوريل و ترانوا و مترو است.

پسرفت: امسال سيزده‌بدر سبزه‌مون عدس بود، يه گره‌ي كوچلوزدم، گويا همون گره باعث شد بختم، باز بشه اساسي، خبرهاي تكميلي را متعاقبا حضورتان درج ميكنم.

حكايت سفر من با دو دوستم به دبي دروغ13بدر بود، شرمنده اگه: خر شدي




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: اتوبوس2طبقه, ترافيك, ترانوا, حمل, دروغ13بدر, مترو, معماري, منوريل, ناوگان, نقل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 فروردین 1387 ارسال نظر(24)

برسي وبلاگ و دروغ

چند سرويس‌ جديد وبلاگ در آمده، اونها را امتحان كردم، بنظر من بلاگفا هنوز خوبي ولي نسبت به سرويس هاي جديد امكاناتش كمه. سرويس هاي جديد امكان آپلود عكس، فايل و صوت را هم ميدن و البت بعضي‌ها دومين هاي مختلف هم دارن مثلا يه سرويس 24دومين داره يعني يه وبلاگ مي‌سازي با 24 آدرس، امكان آپلود داره خيلي سريعه، سيستم قلبش هم جديده. پيشنهاد ميكنم براي تنوع هم كه شده يك سري تو همشون بكشيد. يكي از اين سرويس‌ها براي جلب كاربر اينطوري ميگه: مژده به دارندگان وبلاگ در ایران بلاگ: از این پس وبلاگهایی که بالای 10000بازدید روزانه دارند اول هر ماه مبلغ10هزارتومان به شماره حساب آنها واریز میشود

پاورقي: فكر مي‌كنيد بزرگترين دروغ تاريخ در كل دنيا چي بوده(سفر به ماه)فكر مي‌كنيد بزرگترين دروغ تاريخ در ايران چي بوده(دانشگاه آزاد جمهوري اسلامي ايران)فكر مي‌كنيد آخرين بار كه با يه دروغ خر شديد كي بوده(وقتي كه باور كرديد كسي هزينه‌ي سفر من با دو دوستم را به دبي تقبل كرده)جوابها ريزن




:: موضوعات مرتبط: طنز، تکنولوژی، پند و اندرز، كامپيوتر و رایانه،
:: برچسب‌ها: آپلود عكس, بزرگترين دروغ تاريخ, بلاگفا,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 فروردین 1387 ارسال نظر(14)

براي نخاعي‌ها

دوستاني كه ويلچر دارن يادشون باشه: كم‌باد بودن چرخ‌هاي ويلچر باعث سخت شدن حركت ويلچر و خستگي آدم ميشه، حتما لاستيك‌ها را بدين كسي براتون سنگ‌باد كنه. هر روز يك سره براي ساعات طولاني روي ويلچر نشينيد. روي صندلي ويلچر حتما يك تشك ابرفشرده يا تشك تخم‌مرغي روهو يا نيم‌روهو داشته باشيد. روي ويلچر حتما مدام روي دست‌هاتون بلند شيد تا خون در محل تماس باسن با صندلي جريان داشته باشه در غير اين صورت زخم‌فشاري ايجاد ميشه علت زخم بستر. زخم‌فشاري يا بستر را جدي بگيريد و اول اون را درمان كنيد درمان زخم بستر، كسي كه زخم داره بهتره روي ويلچر نشينه تا كاملا خوب بشه. كساني كه از كاندوم شيت استفاده ميكنند حتما هر سه 4ماه يك بار براي 20 روز از سوند فولي استفاده كنند تا فشار از روي مثانه‌شون برادشته شه تا به بزرگي مثانه و عواقب اون گرفتار نشن،

كساني كه دل و رودشون گاز سازه و مدام گاف=(گ و ز) ميدن، يه راه درمانش اينه كه  از دارو خانه قرص جويدني ضدگاز روده بخواهند، بدون نسخه فروخته ميشه.

پيوست: خرداد سال71 چهار دوست با 2موتور رفتيم شمال، سفر خاطره انگيزي بود، تو راه باسن‌مون طوري خواب ميرفت كه انگار ميخواستيم از رو موتور ليز بخوريم و بيافتيم زمين، براي رفع اين حالت ناخوشايند مي‌ايستاديم و باسن خودمون را مالش ميداديم، اين حالت براي ما نخاعي‌ها روي ويلچر و تخت با تشك نامناسب پيش مياد و اونهايي كه مراقب نباشن زخم ميگيرن يه دوست كل هزينه‌هاي سفر من با2دوستم را به دبي براي تماشاي كنسرت چند خواننده به عهده گرفته، كي مياد؟؟(بزن قدش)  




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، تجربه‌، پیرامون ویلچر،
:: برچسب‌ها: تشك تخم‌مرغي روهو, چرخ‌هاي ويلچر, زخم‌فشاري, سوند فولي, علت زخم بستر, كاندوم شيت, كم‌باد بودن, گاز روده,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 فروردین 1387 ارسال نظر(12)

عيدانه

سلامي با صداي بلند به شما و بهار و سال پيش رومون. سپاس گزار خدا باشيم براي اينكه يه بهار ديگه را تجربه كرديم. سايه‌ي بزرگترهاي خونه‌هامون مستدام باشه انشا‌الله تعالي. سلامت باشيم هميشه كه در اين صورت بزرگترين سرمايه‌ي عالم را داريم. سعادتمند بشيم به‌اميد خدا و سال‌ديگه سيزده‌بدر بچه بغل باشيم. سكه‌‌هامون پر رونق و جيب‌هامون پر سكه بادبادك. كاممون شيرين و لب‌هامون خندان باشه. چشم و دلمون سير و گرم و بي غم باشه.

پاپوش: در دوران راهنمايي هرلحظه برام يك ساعت بود، روزهاي اول معلوليت شش ماه انتظار براي بهبود نامتناهي مي‌نمود الانه سال‌ها فرت و فرت ميگذرن مثل يك لحظه.

نتيجه‌ي عمل پيوند نخاع توسط دكتر هوشنك صابري

نحوي دريافت وام 4ميليوني معلولان از بهزيستي




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: بادبادك, بچه بغل, بهار, بهزيستي, سپاس, سيزده‌بدر, معلولان, نحوي دريافت وام,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 فروردین 1387 ارسال نظر(18)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.