💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

راهنمای جامع و کامل مناسب‌سازی خانه برای معلولین ویلچری و کم‌توان کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاع : iriom.ir نوشته‌های من در سال 1382 آدم فضايي این روزها عروس قطع نخاعی که ایستاد مناسب‌سازی منزل و خودرو معلولان دستگاه تازه ساخت ویلچر رانی ماراتن کانال تلگرام وبلاگ تخریب جای زخم آسیب نخاعی تقويت عضله انتحار در عروسی توصیف یک مکان مولکول ترمیم آسیب نخاعی راديو،جنگ،رمضان عکس رخ یار واکنش به آسیب نخاعی درمان آسیب نخاعی با سلول بنیادی كاشكي عکس نیم رخ یار طب سنتی ارتباط نوار عصب هنر چهل سالگی احیای توانایی حرکت در آسیب نخاعی تزریق آسیب نخاعی را ترمیم می‌کند نوار مثانه تو پیاده‌رو مداوای بیماران مغز و اعصاب با سلول‌های بنیادی بحران اقتصادی و اجتماعی شيرين كاري اتفاق ناخوشایند روشی برای درمان آسیب‌های نخاعی خبری برای معلولین تهران رفتم كه رفتم کار غیر کارشناسی منبع سلول بنیادی عصبی حکایات و روایات هزاره نگراني کارت هوشمند سرویس مددجویان بهزیستی پیوند برای درمان آسیب نخاعی سلام فرمانده جانب احتياط میز مخصوص ویلچر بازسازی سلول عصبی نخاعی مطالبه‌گری تعليمات اجتماعي آشناییم با خانمی برای ازدواج سلول بنیادی و درمان آسیب نخاعی یک بام و دو هوا !؟ پوكي استخوان برای رسیدن به تفاهم


صورت جلسه

شهرداری با کلی هدف توی محله‌ها خانه‌ی سلامت راه انداخته. سال گذشته از خانه‌ی سلامت محل ما چند بار باهام تماس گرفتن و احوالمو ثبت کردن. بعد چند وقت باهام تماس گرفتن و گفتن: شهرداری منو دبیر انجمن معلولان خانه‌ی سلامت محل قرارداده. به شوخی بهشون جواب دادم: اگه حقوق و مزایاش خوب باشه قبول میکنم. سال گذشته دو سه بار باهام تماس گرفتن و گفتن: فلان جا جلسه هست و شما هم باید باشید. من هم گفتم: حقوق که بهم نمیدید اقلا بعنوان مزایا یه ماشین بفرستین دنبالم تا بیام وگرنه دبیر بی دبیر. سال گذشته حقوق که بهم ندادن هیچ مزایا هم بهم ندادند. چند روز پیش از خانه‌ی سلامت محل تماس گرفتن و گفتن:(مثل خانم شیرزاد بخونید) در شهرک مجاور، خانه‌ی سلامت منطقه، جلسه گذاشته، آماده باشید آقآااااا، ماشین با همراه میاد دنبالتوووووووون. حدود دوساعت، ده‌نفر که معلولیت‌های مختلفی داشتیم دوره هم بودیم، مدیر جلسه خواست هرکسی خودشو با بیان نوع و مدت معلولیت و توانمدی‌ها و .... معرفی کنه. بعد مدیر جلسه از خواسته‌های حضار پرسید، خواسته‌ها زیاد و مختلف بود اما کار و تردد مشترک بود. به مدیر جلسه گفتم: بهتره اول شما بگید چه کارهایی میتونید برای ما انجام بدید تا ما در همان چهارچوب خواسته‌هامون را مطرح کنیم، متاسفانه جلسه دستور و هدف مشخصی نداشت. مدیر جلسه گفت: ما توقع داریم از این به‌بعد شما را در گردهمایی‌های بیشتری ببینیم، این جلسه فتح بابی بود برای آشنایی. در پایان به مدیر جلسه گفتم: من در هر گردهمایی‌ای که شما بخواهید شرکت میکنم، مشروط به آنکه با ویلچر برقی خودم و بدون نیاز به کمک غیر وارد جلسه‌ بشم. دفعه‌ی بعد من با ویلچر برقی به این مکان میام و اگر همچنان این خانه‌ی سلامت مثل مال محل ما ناسلامت باشه و من نتونم از روی سطح شیب دار وارد بشم از دم در برمیگردم. مدیر جلسه از من ایراد گرفت که چرا دم از نامهربانی میزنم. درجوابش گفتم: برگزاری این جلسه بنا به خواست شهرداری بوده و خواست من چیزی نیست جز اینکه شهرداری وظیفه‌ی قانونی خودشو که مناسب‌سازی اماکن عمومی است را انجام بده. خوشبختانه جذبه و تهدید من موثر واقع شد و مدیر جلسه فوری به یکی از همکارهاش گفت که در اولین فرصت برای اون مکان سطح شیب داری مناسب حال معلول‌ها درست کنند. پاپوش: از حضور ما در اون جلسه کلی فیلم و عکس گرفتن، اگه پس‌فردا فیلم و عکس‌مون را تو تلویزیون و اینترنت و ماهواره با عناوین جلسه‌ی سران فتنه یا معترضین یا معاندین یا مجاهدین یا.... دیدید تعجب نکنید.

هشتمین المپیاد فنی حرفه ای افراد دارای معلولیت

ازدواج یک دختر معلول با نامزد وفادارش + عکس

روش های به دام انداختن شوهر توسط دخترها




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من،
:: برچسب‌ها: توانمدی‌ها, جلسه, خانه‌ی سلامت, سطح شیب دار, شهرداری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 مرداد 1390 ارسال نظر(8)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.