💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


صورت جلسه

شهرداری با کلی هدف توی محله‌ها خانه‌ی سلامت راه انداخته. سال گذشته از خانه‌ی سلامت محل ما چند بار باهام تماس گرفتن و احوالمو ثبت کردن. بعد چند وقت باهام تماس گرفتن و گفتن: شهرداری منو دبیر انجمن معلولان خانه‌ی سلامت محل قرارداده. به شوخی بهشون جواب دادم: اگه حقوق و مزایاش خوب باشه قبول میکنم. سال گذشته دو سه بار باهام تماس گرفتن و گفتن: فلان جا جلسه هست و شما هم باید باشید. من هم گفتم: حقوق که بهم نمیدید اقلا بعنوان مزایا یه ماشین بفرستین دنبالم تا بیام وگرنه دبیر بی دبیر. سال گذشته حقوق که بهم ندادن هیچ مزایا هم بهم ندادند. چند روز پیش از خانه‌ی سلامت محل تماس گرفتن و گفتن:(مثل خانم شیرزاد بخونید) در شهرک مجاور، خانه‌ی سلامت منطقه، جلسه گذاشته، آماده باشید آقآااااا، ماشین با همراه میاد دنبالتوووووووون. حدود دوساعت، ده‌نفر که معلولیت‌های مختلفی داشتیم دوره هم بودیم، مدیر جلسه خواست هرکسی خودشو با بیان نوع و مدت معلولیت و توانمدی‌ها و .... معرفی کنه. بعد مدیر جلسه از خواسته‌های حضار پرسید، خواسته‌ها زیاد و مختلف بود اما کار و تردد مشترک بود. به مدیر جلسه گفتم: بهتره اول شما بگید چه کارهایی میتونید برای ما انجام بدید تا ما در همان چهارچوب خواسته‌هامون را مطرح کنیم، متاسفانه جلسه دستور و هدف مشخصی نداشت. مدیر جلسه گفت: ما توقع داریم از این به‌بعد شما را در گردهمایی‌های بیشتری ببینیم، این جلسه فتح بابی بود برای آشنایی. در پایان به مدیر جلسه گفتم: من در هر گردهمایی‌ای که شما بخواهید شرکت میکنم، مشروط به آنکه با ویلچر برقی خودم و بدون نیاز به کمک غیر وارد جلسه‌ بشم. دفعه‌ی بعد من با ویلچر برقی به این مکان میام و اگر همچنان این خانه‌ی سلامت مثل مال محل ما ناسلامت باشه و من نتونم از روی سطح شیب دار وارد بشم از دم در برمیگردم. مدیر جلسه از من ایراد گرفت که چرا دم از نامهربانی میزنم. درجوابش گفتم: برگزاری این جلسه بنا به خواست شهرداری بوده و خواست من چیزی نیست جز اینکه شهرداری وظیفه‌ی قانونی خودشو که مناسب‌سازی اماکن عمومی است را انجام بده. خوشبختانه جذبه و تهدید من موثر واقع شد و مدیر جلسه فوری به یکی از همکارهاش گفت که در اولین فرصت برای اون مکان سطح شیب داری مناسب حال معلول‌ها درست کنند. پاپوش: از حضور ما در اون جلسه کلی فیلم و عکس گرفتن، اگه پس‌فردا فیلم و عکس‌مون را تو تلویزیون و اینترنت و ماهواره با عناوین جلسه‌ی سران فتنه یا معترضین یا معاندین یا مجاهدین یا.... دیدید تعجب نکنید.

هشتمین المپیاد فنی حرفه ای افراد دارای معلولیت

ازدواج یک دختر معلول با نامزد وفادارش + عکس

روش های به دام انداختن شوهر توسط دخترها




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من،
:: برچسب‌ها: توانمدی‌ها, جلسه, خانه‌ی سلامت, سطح شیب دار, شهرداری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 مرداد 1390 ارسال نظر(8)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.