💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


رابطه‌ی ژنتیکی

داشتم برنامه‌‌ی سلاح‌های خوف‌انگیز هیتلر را که از شبکه صهیونیستی من‌وتو ضبط کرده بودم را با لپ‌تاپ میدیدم (چون حوصله آگهی و ریتم آهسته را ندارم، برنامه‌ها را ضبط و با دور تند میبینم) ناخودآگاه وسط برنامه ذهنم شروع کرد به مقایسه‌ی شرایط اون موقع آلمان و الان ایران: اون موقع آلمان تمام سرمایه و امکانات و نیروهای انسانی کشورش را اختصاص داده بود به تجهیزات و سلاح‌هایی که بتونه از اونها در جنگ استفاده کنه تا صاحب دنیایی بشه که نژاد ژرمن یا آریایی، حکمران مطلق آن بشه. اما کشورهایی که آلمان با اونها وارد جنگ شده بود باهم متحد شدن و آلمان را به خاک سیاه نشاندن. الان ما هم گیر دادیم به انرژی هسته‌ای و کشورهایی که از جانب ما احساس خطر میکنن دنیا را علیه ما متحد کردن و با تحریم‌های همه جانبه ما را به حال و روزی انداختن که هر لحظه احساس ندارتر شدن میکنیم. نتیجه اخلاقی من اینه که: اگر ما آریایی‌ها از هیچ چیزی به ژرمن‌ها شبیه نباشیم حتما از کله خشکی و افکار مردم آزار بهم شبیه هستیم.

پاپوش: یه شبی که خیلی باد میآمد از عروسی آمدیم خانه تو حیاط به همسرم گفتم: مهتاب و ناهید و زهره و ستاره و قمر و اختر و آسمان را دیدی؟ گفت: نه، تو اینا را کی و کجا دیدی؟؟ گفتم: الان بالای سرت تو آسمان. همسرم گفت: بله، چه معنی داره مرد اینهمه سربه‌هوا باشه؟؟ چشمتو درویش کن و زود برو داخل خانه که ناجور هوا سرده.

روباه و زاغ

مدلهای شلوار جین از گذشته تا آینده




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، طنز، لينك، ماهواره، عکس،
:: برچسب‌ها: آریایی, آلمان, انرژی هسته‌ای, برنامه, تحریم‌, جنگ, ژرمن, سرمایه, سلاح‌های خوف‌انگیز, شبکه, صهیونیستی, لپ‌تاپ, مقایسه‌, نژاد, هیتلر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 مهر 1391 ارسال نظر(16)

سریال بدبختی

داشتیم سریال دیوار را نگاه میکردیم که فیلم رسید به صحنه‌ی سخیف و مستهجن پختن کباب کوبیده، همسرم بهم گفت: دوست داری یه روز بریم بیرون باهم کباب بخوریم؟ گفتم: با این وضع تورم و گرانی که افراد حرام لقمه برای ملت بوجود آوردن، تا ما بخواهیم بریم بیرون و کباب بخوریم، کباب میشه سیخی صدهزار تومن، اونوقت باید کل حقوقمون را بدیم دو پرس کباب بخوریم. به همسرم گفتم: دلم میخواد به عوامل این بدبختی‌ها فحش بدم، اما متاسفانه هنوز دشنامی لایق و شایسته برا‌شون ساخته نشده، (اینهم قابل توجه فرهنگستان ادب فارسی باشه). احتمالا خیلی طول نخواهد کشید که کباب خوردن برای ما رویایی بشه مثل بستنی با پودر طلا بالای برج میلاد. البته این‌ها برای ما رویاست نه برای مفسدان اقتصادی و وابستگان بعضی‌ها که از انواع حمایت و رانت و وام‌های کلان بهره میبرند و روزانه برای مردم بحران و چالش مالی ایجاد میکنند و از جان و مال مردم مثل زالو ارتزاق میکنند و انواع اتومبیل لوکس نیم‌میلیون دلاری سوار میشن. ته‌بندي: سازمان حمایت از مصرف کنندگان اعلام کرد: کارخانه‌های خودروسازی حق دارند قیمت محصولات‌شون را بیست تا سی‌درصد افزایش بدن، یکی نبود بهشون بگه: مگه حقوق ملت بالا رفت که قیمت‌ها را بالا بردین

به وبلاگ دوست نخاعی‌مون برید و با یک کیلک حمایتش کنید

فرکانس جدید شبکهtv persia در ماهواره هاتبرد 

11179/H/27500

12558/v/27500




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، طنز، لينك، صدا و سیما، ماهواره،
:: برچسب‌ها: ادب فارسی, تورم, دشنام, سخیف, شبکه, صحنه, فحش, فرکانس جدید, فرهنگستان, کباب کوبیده, گرانی, ماهواره, مستهجن, هاتبرد,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 مهر 1391 ارسال نظر(17)

رفتار متاهلی

زمان مجردیم وقتی بابام  میگفت: این چراغ را روشن کن، اون چراغ را خاموش کن، کولر را روشن کن، پنکه را خاموش کن، بخاری را کم کن، آب را زیاد باز نکن و..... به بابام میگفتم: پدر من، آب و برق و گاز و تلفن باید موجب آسایش بشن، مگه چقدر فرق هزینه‌ها میشه که شما با این بکن و نکن‌ها حال خودت را خراب میکنی!؟ بابام میگفت: ایشالله بری سر خونه زندگیه خودت اونوقت میفهمی من چی میگم. منم فوری در جواب بابام میرفتم تو حس مردی که صاحب خانه و زندگیه و با لحن شوخی مثل مردی خیلی خشن و دیکتاتور میگفتم: اصلا چه معنی داره کسی بخواد بی‌اجازه لامپ روشن کنه؟ یا آب اضافه بخوره؟ تمام پزشکان میگن حمام ماهی یه بار بیشترش موجب روماتیس شدید میشه. خلاصه تا وقتی مجرد بودم با خودم میگفتم: چقدر بابام پیرامون امور خانه بکن نکن میکنه. الان که خودم متاهل شدم با وجود اینکه اصلا دوست ندارم بکن نکن کنم، اما گاهی وقت‌ها برخلاف میل باطنیم مجبور میشم به این امر خطیر بپردازم: باغچه را آب بده. بسه دیگه آب نده؟ به گلدون‌ها آب بده. لامپ دسشویی را خاموش کن. هود را روشن کن. خانه را جارو کن. پنکه را روشن کن. کولر را خاموش کن. برو باشگاه ثبت نام کن، ورزش کن، خودتو لاغر کن. با باشگاه برو تفریح کن. تابستانه میری بیرون زیر چادر ملی دیگه مانتو تنت نکن. اینقد پول جمع نکن. یکم برای خودت پول خرج کن. النگو دستت نکن. انگشتر دستت کن و.......

پيآمد: رفته بودیم منزل پدرخانمم، نزدیک برگشتنمون همسرم گفت: هروقت بگی بلند میشم که بریم، منم گفتم: هروقت شما سیر شدی و مناسب دانستی بگو که بریم، در این زمان بود که خانواده‌ی خانمم گفتن: بله، بله، چه معنی داره زن بگه تا کی تو مهمونی بشینیم و که پاشیم بریم. شعری آتشین با نام وقتی تو میگویی وطن




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، طنز، لينك، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: آسایش, النگو, انگشتر, بخاری, بکن, پنکه, چادر ملی, چراغ, حمام, دیکتاتور, روماتیس, کولر, گاز, لامپ, متاهل, مجردی, هود,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 تیر 1391 ارسال نظر(14)

امیدی برای درمان آسیب‌های نخاعی
موشهای فلج بعد از تزریق مواد شیمیایی و شوک الکتریکی توسط دانشمندان، توانستند راه بروند، بدوند و حتی از پله ها بالا بروند. دانشمندان نشان دادند این موشها بعد از اینکه نخاعشان در مواد شیمیایی شستشو داده شد و به آنها شوک الکتریکی داده شد، دوباره توانستند راه بروند. یک جراحت در ناحیه نخاع باعث میشود مغز دیگر نتواند اندامها را کنترل کند. این تحقیق نشان داد که موشهای آسیب دیده حتی توانستند با تحریک نخاعی بدوند. متخصصان میگویند این یک تحقیق استثنایی است و دیگر نمیتوان به بازیابی توان حرکت بعد از فلج شدن به عنوان یک رویای دست نیافتنی نگاه کرد و آن را رد کرد. در سال ۲۰۱۱ پزشکان توانستند توانایی ایستادن را بار دیگر به یک مرد آمریکایی باز گردانند. آنها این کار را با تحریک الکتریکی نخاعی انجام دادند. این مرد بعد از تصادف با یک اتومبیل از قفسه سینه به پایین فلج شده بود. محققان موسسه فدرال تکنولوژی سوییس میگویند که توانسته‌اند توانایی انجام حرکتهای دیگر مانند دویدن و بالا رفتن از پله‌ها را نیز در این موشها احیا کنند. نخاع این موش ها از دو نقطه دچار بریدگی شده بود اما قطع نشده بود و این یعنی نخاع قادر نیست پیام مغز را به پاها برساند. محققان سپس تلاش کردند که این آسیب دیدگی را درمان کنند. در وهله اول مواد شیمیایی به نخاع تزریق کردند تا اعصاب نخاع تحریک شود. به پایه نخاع هم شوک الکتریکی دادند. دانشمندان میگویند به این ترتیب مغز نخاع را دوباره بیدار کردند. با این همه، این اعمال برای بازیابی توان حرکت کافی نبود. این موشها توسط روبات کنترل میشدند. به آنها خوراکی یا چیزی که دوست داشتند نشان داده میشد که موشها برای رسیدن به آن باید راه رفتن را فرا می گرفتند. به گفته دانشمندانی که این تحقیق را انجام دادند، این موشها با گذشت زمان توانستند ابتدا یک قدم و سپس چند قدم راه بروند. به تدریج قادر بودند راه بروند و این روند تا آنجا ادامه یافت که آنها توانستند به سرعت بدوند، از روی موانع بپرند و از پله‌ها بالا بروند. پروفسور گرگوار کورتن، رئیس این گروه تحقیق از روند بهبودی این موشها ابراز شگفتی میکند و میگوید: این کاملا دور از انتظار بود، آنها به اراده خود راه میرفتند و از پله‌ها بالا میرفتند. دانشمندان نشان دادند که در پی عملکرد آنها عصب‌های جدیدی در اطراف محل آسیب دیدگی تشکیل و تغییراتی هم در مغز ایجاد شده است. با این اوصاف، این روشی برای درمان آسیب دیدگی‌های نخاعی در انسانها محسوب نمیشود. متخصصان میگویند نتایج این تحقیقات بسیار مهم است و پیداست که مسیری که در آن گام برداشته میشود مسیر درستی است. آنها میگویند: ما دست کم فهمیده‌ایم که باید موشها را وادار کنیم که بخواهند راه بروند و این به خودی خود نشانگر میزان اهمیت آموزش و توانبخشی در این حیطه است. برگرفته از BBC پيوست: خوشبختانه همه‌ی دوستان نخاعی من قبل من به این نتیجه رسیدن که: ما نخاعی‌ها نباید به امید درمان زندگی را تعطیل کنیم. هنر ما اینه که که با شرایطی که داریم خوب زندگی کنیم.

گزارش نتایج تحقیقات در باره ضایعات نخاعی




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, تحقیق, توانبخشی, درمان, روبات, شوک الکتریکی, مواد شیمیایی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 خرداد 1391 ارسال نظر(23)

بودجه سال 91

زمستان گذشته از بهزیستی زنگ زدن گفتن: باید بیایی کمیسیون تا در مجمعی تشخیص بدن که صلاحیت دریافت کارت هوشمند استفاده از سرویس را دارم یا نه. با کلی دنگ و فنگ خودمو جمع کردم و رفتم کمیسیون در بهزیستی استان تهران. تو کمیسیون بهم گفتن: باید گواهی پزشک بیاری تا بهت برای سه ماه، هفته‌ای دوبار حق استفاده از سرویس ایاب ذهاب را بدیم، همسرم که اون موقع هنوز تو بیمارستان کارمیکرد از پزشک بیمارستان برام گواهی گرفت و منم اونو فکس کردم به کمیسیون بهزیستی. بعد از گذشت 5ماه چند روز پیش زنگ زدم بهزیستی و از کارت‌های هوشمند ایاب و ذهاب پرسیدم؟ بهم گفتن: بعضی از کارت‌ها آماده شده بقیه هم در دست اقدامه، اما در نهایت داشتن یا نداشتن کارت سرویس چیزی را برای کسی عوض نمیکنه، چون بودجه سال 91هنوز نیامده و هیچ کدوم از کارت‌ها شارژ نداره.

پسينه: سالهای پیش رییس جمهور محترم ماشین و کاپشنش را فروخت و زد به زخم مملکت، شاید اگر ماجرای تخلف مالی سه‌هزار میلیاردی کشف نمیشد امسال با فروش زیرشلوار یا جورابهای رییس جمهور کار ملت راه میافتاد.

سفری برای بارداری




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، طنز، لينك، ابزار بهتر زیستن، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: ایاب ذهاب, بهزیستی, بودجه, بیمارستان, تخلف مالی, تشخیص, زمستان, سرویس, کاپشن, کارت هوشمند, کمیسیون, گواهی پزشک, ماشین, مجمع,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت 1391 ارسال نظر(12)

اخلاق و رفتار متاهلی

یکی از دیدنی‌ترین سریال‌های تلویزیون که بعد بارها پخش هنوز هم جذابه پاورچینه. ورود داود برره این سریال را کمدی‌‌تر و بسیار آموزنده کرد. یادتون هست فرهاد برره و و پدرزنش آقای مهتابی بخاطر چولنبه بازی‌های آقا داود چه حال و روزی داشتن؟. من تو خانواده‌ی همسرم چلنبه‌ای محبوب همه هستم. مادرهمسرم تو روم و پشت سرم اونقدر حرف‌های خوب تو مایه‌های قربون صدقه‌ی شدید نثارم میکنه که نگو و نپرس. پدر همسرم اونقدر طرفدار و حامیمه که انگار من فرزندشم نه همسرم. خواهر خانمم منو در حد داداش‌هاش دوست داره و از ماندن در منزل ما سیر و خسته نمیشه. برای برادرهای همسرم هم چیزی کمتر از رفیق فابریک نیستم. همه‌ی اینها نتیجه حسن برخوردم با همسرم و خانواده‌اش و البته تعریف‌های همسرم از حسن خلق منه. یادم رفت بگم که همسرم دیوانه‌وار که نه عاقلانه‌وار بسیار شدید که به همون دیوانه‌وار میخوره دوستم داره. منم برای همه چیزش بی‌نهایت دوستش دارم.

پيآمد: میگن مردها همسری را دوست دارند که اخلاق و رفتارشون شبیه مادرشون باشه، همسر من حتی گروه خونیش هم مشابه مادرمه. شکر خدا زندگیم در نهایت شیرینیه.

وبلاگ دوستی نخاعی: غزل غزل زمزمه




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، لينك، صدا و سیما، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: آموزنده, پاورچین, پدرزن, تلویزیون, سریال‌, مادرزن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391 ارسال نظر(35)

هوشمندی برای هدفمندی

تو هفته‌های گذشته همه‌جا حرف هدفمندی یارانه‌ها و یارانه‌های واریزی به حساب سرپرست خانوار‌ها و پیامک‌های انصراف از دریافت یارانه‌ بود. بنظر من دولت اصلا نباید پولی به حساب کسی میریخت، دولت باید یه دفعه همه چیز را گران میکرد و با یه شوک شدید و کشنده (دقیقا مثل بحران چند ماه پیش ارز و طلا) داستان را به پایان میرساند. متاسفانه گویا سررشته‌ی این کلاف از دست دولت و مجلس و .... در رفته و همه را سردرگم کرده. خوشبختانه اونچه را که همه دنبالش هستن را من پیدا کردم و اونو از این طریق بی‌منت تقدیم صاحبش میکنم: برای سامان دادن به پرداخت یارانه‌ها فقط یه راه هست، البته بهتره بگم یه راه هست برای عدم پرداخت یارانه‌ها، و اما، من به مجلس و دولت و سازمان هدفمندی یارانه‌ها پیشنهاد میکنم که اعلام کنند: از فلان تاریخ سرپرست خانوارهایی که یارانه‌ی نقدی میخواهند باید هر روز به اتفاق کلیه‌ی افراد خانواده، با در دست داشتن مدارک شناسایی به بانک مراجعه کنند و یارانه‌ی همان روز را از بانک دریافت کنند. لازم به ذکر است: 1- یارانه فقط به سرپرست خانوارها پرداخت میشود. 2- فقط سرپرست خانوارهایی مشمول دریافت یارانه میشوند که با کلیه‌ی اعضای خانواده‌ی خود به بانک مراجعه نمایند. 3- یارانه‌ها روزانه پرداخت میشوند. 4- عدم مراجعه روزانه به بانک به منزله‌ی انصراف از دریافت یارانه‌ی همان روز تلقی میشود.

پسوند: ساعتی که روبروی تختمه از این ساعت جدیدهاست که به شیوه‌ی ساعت‌های قدیمی پاندول بهش اضافه کردن، بنظر من خیلی شاد و جذاب میشد اگر صفحه‌ی ساعت یعنی ساعت و دقیقه و ثانیه شمار، روی پاندول لق لقو میبود.

وبلاگ دوستی ضایعه نخاعی تقدیر یا سرنوشت




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، طنز، لينك، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: ارز, انصراف, بانک, پاندول, پیامک, دولت, سازمان, ساعت, طلا, کلاف, مجلس, مدارک شناسایی, هدفمندی, یارانه‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 اردیبهشت 1391 ارسال نظر(14)

توفیق اجباری

تا حالا تو منزل فامیل و دوست و آشنا چیزی عجیب و غریب و منحصر بفردی دیدید که بشه اونو تو کتاب رکوردهای جهان ثبتش کرد؟؟ وقتی داشتیم وسایل منزل‌مون را میخریدیم بحث این بود که مبل و میزتلویزیون و میزجلومبل را بعد خرید، تا شب عید کجا بذاریمشون؟؟ همسرم میگفت: منزل شما که جا نداره، بمونن منزل ما. من میگفتم: نه بابا باعث مزاحمت و تنگ شدن جای مامانت‌اینا میشه. اما همسرم میگفت: نه اصلا مهم نیست، جا برای بیشتر از اینها هم هست. چون منزل پدرخانمم کمی از منزل ما کوچکتره، گفته‌ی همسرم برام طرح سوال کرده بود که اون وسایل را کجای خانه میخواد بذاره که موجب مزاحمت نشه؟ خلاصه، گفتم مبل‌ها را آوردن منزل خودمان. چون نزدیک منزل پدرخانمم کارگاه تولیدی انواع میز بود همسرم میزها را از اونها خرید و برد منزل خودشون. به همسرم گفتم: من همش نگران اینم که میزها دست و پا گیر و مزاحم خانواده‌ات میشن. همسرم گفت: نگران نباش اونها را گذاشتم تو کمد دیواری. با تعجب پرسیدم: مگه میزها سرهم نبودن!؟ خودمون باید اونها را سرهم کنیم!؟ همسرم گفت: نه، من میزهای سرهم را گذاشتم تو کمد دیواری، مبل‌ها را هم میخواستم بذارم تو همین کمد دیواری. به همسرم گفتم: تا شاخ در نیاوردم بگو ببینم این چه کمدیه که اینهمه جا داره!؟ اصلا کجا بود که من ندیدمش!؟ همسرم گفت: دیدی حال و پذیرایی‌مون تقریبا شکل ال شده، اون دوتا دیواری که یه فضای دو در سه متر را از حال و پذیرایی جدا کرده، دیوارهای خارجیه کمد دیواریمون هستن، درب کمد هم از تو اتاق خواب باز میشه، همونجا که  فیوز برق منطقه را پروندی یادته؟ همسرم گفت: به دلیلی فنی زمان بنا کردن ساختمان اون فضای دو در سه را از حال و پذیرایی جدا کردن، ما هم اون را کمد دیواریش کردیم.

پسرفت: گفتن سالی که نکوست از بهارش پیداست، عجب فروردین گرم و داغی شد امسال!؟ با این وضع چه جهنمی بشه تابستان؟؟ شکر خدا امروز هوا ابری شده، ایشاالله یه باران تپل بباره.

آموزش برنامه نویسی و طراحی سایت و انجام پروژه های دانشجویی




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، لينك، كامپيوتر و رایانه،
:: برچسب‌ها: آموزش, برنامه نویسی, پروژه‌های دانشجویی, طراحی سایت, طرح سوال, عجیب و غریب, فنی, کتاب رکوردهای جهان, کمد دیواری, منحصر بفرد, میز تلویزیون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 فروردین 1391 ارسال نظر(6)

اشک شادی

تا حالا شده توی مسافرت ماشینتون تو جاده‌ای تنگ و باریک بیافته پشت یه ماشین کنده گنده‌ که کلی صدای گوش و دل خراش و بوی گند و دود سیاه تولید میکنه و راننده اتول شما که پشت ماشین کنده گنده است هیچ رقمه نتونه از ماشین کنده گنده سبقت بگیره؟؟ حالا فکر کنید‌ اتول شما توی جاده‌ای عریض و طویل و خلوت بیافته پشت ماشین کنده گنده و راننده‌ی اتول شما هیچ رقمه از ماشین کنده گنده سبقت نگیره!! اینجاست که راننده حسابی اشک آدمو درمیاره. داستان من تو زندگیه خواهر و برادرم حکایت همین ماشین کنده گنده توی جاده‌ای عریض و طویل و خلوته که خواهر و برادرم تا منه کنده گنده به مقصد نرسیدم فکر سبقت گرفتن ازم به ذهنشون خطور نکرد. البته برای اینکه حق مطلب را شایسته و بایسته بجا بیارم باید بگم: خواهر و برادر من نقش مامور بدرقه‌ی منه کنده گنده را داشتن تا به سلامتی به مقصد مطلوب برسم. بعد به سرانجام رسیدن من داداشم افتاد تو شاه‌راه ازدواج و بسلامتی هفته پیش عقد کرد. اونقدر داداشم برام عزیزه که وقتی بغلش کردم ازدواجشو بهش تبریک بگم فرتی زدم زیر گریه!! وسط مجلس ملت همه جمع شدن دور من و هر کسی یجور بهم دلداری میداد، یکی داداشمو دعوا میکرد تا دل من خنک شه!! یکی هم با ناز و نوازش میخواست گریه‌ی منو بند بیاره!؟ اینجاش شوخی بود. ایشالله بسلامتی و به زودی ازدواجی شایسته قسمت همه مجردها بشه.

ته‌بندي: با همسرم رفتیم فروشگاه و برای مجلس عقدکنون داداش عزیزتر از جانم کت شلوار نو خریدم، همسرم هم به انتخاب خودش برای اون کت که با پیراهن عقد خودم پوشیدمش کراوات خرید. من برای عقد خودم کت و شلوار نخریدم.

تابستانی که گذشت با یه نوار باریک پارچه‌ای اونقدر تمرین گره زدن کراوات کردم تا زیباترین نوع گره‌ها را یاد گرفتم و الان سه سوته کراوات گره میزنم. خوبه بدانید بیشتر از چهل شکل و مدل میشه کراوات گره زد.

بالشتك‌ها ی کاهنده فشار در زخم بستر در ويلچر زخمهاي پوستي علل ايجاد زخم بستر




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، لينك، عکس،
:: برچسب‌ها: ازدواج, بدرقه, برادر, پیراهن, جاده‌, خواهر, دعوا, دلداری, راه, زیباترین, سبقت, شاه, شوخی, طویل, عریض, فروشگاه, کت شلوار, کراوات, گره, گریه, ماشین, مامور, مسافرت, ناز, نوازش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 اسفند 1390 ارسال نظر(17)

داریم جدا میشیم

از چند سال پیش که برنامه‌ی دریافت مستمریم درست شد و خیلی جدی بحث ازدواجمو مطرح کردم، پدرم بهم گفت: از این به بعد اون خانه را با این شرط که: هر وقت پسرم ازدواج کرد مستاجر باید دنبال خانه‌ی دیگری باشه میسپرم به بنگاه. فردای شبی که بسلامتی عقد کردم پدرم به حرفش عمل کرد و به مستاجر اون خانه که تو همین کوچه و هفت خانه اونورتر از اینجاست، گفت که: پسرم ازدواج کرده و ما میخواهیم بیاییم اینجا. مستاجره که با ما رفت و آمد هم داشت و از برنامه‌ی ازدواجم خبر داشت به پدرم میگه: حاجی خدا خیرت بده، مگه دیگه ما میتونیم با این قیمت خانه‌ای مثل اینجا پیدا کنیم. خلاصه، طرف چندتا کوچه اونورتر یجایی را مثل خانه‌ی پدرم را با دو برابر قیمت اجاره کرد و اسباب کشید و رفت. پدرم بلافاصله خانه را داد رنگش کنن، الان هم مشغول رفع ریزه کاری‌های اونجاست. به امید خدا از چند روز دیگه اسباب کشی شروع میشه و ما هم بساط زندگیمونو پهن میکنیم.

پايانه: بقول شاه غلام پیروانی، خدا وکیل، پشت من به همت عالی بابام قرص بود که رفتم تو دل حادثه، با این اوضع احوال داغون اقتصاد و مسکن، آدمای روپا، چرخ زندگیشون مدام می‌لنگه، وای به منه ویلچری و اینهمه چاله چوله تو هر خیابان و کوچه‌ی شهرها و زندگی اگر پدرم و خانواده‌ام مثل کوه پشتم نبودن.

ساختمان ستون فقرات نخاع چيست آسيب نخاع چيست ؟ تشخيص آسيب نخاع آسيب كامل و آسيب ناقص

موسسه رعد با هدف ارائه خدمات به اشخاص توان ياب ( معلول جسمي- حركتي)، از طريق ارائه آموزشهاي فني و حرفه اي و همچنين خدمات مشاوره اي به بازسازي و ارتقاء توانمنديهاي توان يابان (معلولين) بطور كاملاً رايگان كمك مي نمايد. اكنون اين موسسه با تاًسيس 14شعبه در سراسر ايران از جمله شهرستانهاي طالقان، مشهد، یزد و... به توسعه فعاليتهاي خود همت گماشته است.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، لينك، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: اجاره, ازدواج, اقتصاد, بساط, حادثه, دریافت مستمری, شرط, مستاجر, مسکن, همت عالی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 اسفند 1390 ارسال نظر(17)

خروج از افسردگی معلولیت

دو سه سال اول معلولیتم تمام دغدغه‌هام پیدا کردن چاره برای پیآمدهای زیاد و شدید آسیب نخاعی بود: چطور بشینم؟ با سرگیجه‌ی زمان نشستن چه کنم‌؟ چطور توالت و حمام کنم؟ با سوند چه کنم؟ چطور از کاندم استفاده کنم؟ و کلی چیزهای دیگه. بدست آوردن راه‌کار برای هر مورد شاید یکی دو سال طول کشید اما با زحمت فراوان برای خانواده‌ام و خودم با آزمایش و خطا و کسب تجربه زندگی با این شرایط سخت جسمانی برام عادی شد. از اونجا بود که یواش یواش فکرهایی میآمد به ذهنم که بدجور حالم را میگرفت، مثلا: من وبال گردنم، من آینده‌ای ندارم، من نمیتونم مستقل بشم و کلی فکرهای ضدحال که همه‌ی نخاعی‌ها تجربش کردن. یه وقت به خودم آمدم دیدم مدت‌هاست نخندیدم و همیشه تو فکرهای ناراحت کننده هستم و همیشه ماهیچه‌های صورتم منقبض و خسته هستن. خوندن چند کتاب در مورد شاد زیستن خیلی بهم کمک کرد تا از اون حالت‌های بد افسرده حالی خارج بشم. دو نکته‌ که برام خیلی مفید بود و خیلی بهم کمک کرد اینا هستن: 1_ما آدما اونچه را که داریم را نمیبینیم!! خیلی‌ها حاضرن کلی زحمت بکشن تا به اینجا که ما هستیم برسن!! شخصی که کنار دریا زندگی میکنه دریا را فراموش میکنه و شاید اصلا نبیندش، ولی ما با برنامه ریزی و صرف هزینه میریم کنار دریا تا با حواس پنج‌گانه ازش لذت ببریم. این اصل میگه: تو زندگیت دقت کن و چیزهای مثبتی که داری و (پدر، مادر، خواهر، برادر، سقفی برای آرمیدن و....) خیلی‌ها در آرزوی داشتنش هستن را پیدا کن و برای اونها خوشحال و شکر گزار باش. 2_پیدا کردن نقش خود در دنیا و جامعه و خانواده. اول این نکته را جدی نگرفتم و با خودم گفتم: آخه من چه نقشی میتونم تو دنیا و جامعه و خانواده داشته باشم!؟ کلی روی این داستان فکر کردم و دیدم انگار یه نقشک‌هایی دارم، مثلا اینکه: شدم موجب وحدت فکری و عملی خانواده، واضح میدیدم خانواده‌ام یک فکر و هدف دارند: خوشحال و راحت و آرام زندگی کردن من. وقتی میدیدم فامیل و دوستانم هر هفته میان منزل‌ما و جویای احوالمون میشن و برای هرگونه کمک اعلام آمادگی میکنن، به خودم میگفتم: جمع کردن خانواده نقش منه. یه روز که داشتم به این موضوع فکر میکردم به این نتیجه رسیدم که من نقش یه پل را دارم، پل‌ها هر شکلی که باشند به مردم کمک میکنند که با اطمینان و آرامش به مقصد و هدف برسند. منم همیشه با خودم گفتم: خدا به من این نقش را داده که دیگران را به سرانجام خیر و رضایت قلبی و شکر گزاری برای داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی‌شون برسونم. نتیجه مثبت اندیشی‌هام این شد که یه روز.....  ادامه دارد.....

پيآمد: از اول در بدترین شرایط هم به کسی جز خانواده‌ام دردمو نگفتم و در جواب احوال پرسی دیگران همیشه گفتم: شکر خدا خوبم، همیشه همه پشت سرم گفتن عاشق این اخلاق من هستن. اینطوری من و دیگران غیر مستقیم بهم انرژی مثبت میدیم. میگن اگه آدم چهل بار مطلبی را تکرار کنه اون مطلب ملکه ذهنش میش(وبلاگ نویس‌ها این ماجرا را تجربه کردن). حتی اگه الکی بگیم خوبیم به حال خوب میرسیم

طب فیزیکی و توانبخشی(ببینیدش خوبه)

یه مطلب انحرافی که قبلا نوشتم




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آزمایش و خطا, آسیب نخاعی, اعلام آمادگی, افسرده حالی, پل, جامعه, چاره, چطور, حواس پنج‌گانه, خانواده, دنیا, رضایت قلبی, سرگیجه, شاد زیستن, شکر گزاری, ضدحال, عاشق, کتاب, کمک, نتیجه مثبت اندیشی, نقش خود, هرگونه, وبال گردن, وبلاگ نویس‌, وحدت فکری و عملی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 بهمن 1390 ارسال نظر(12)

بفرمایین عقدکنان بصرف....

شبها با این فکر می‌خوابیدم که: دارم کار درستی میکنم یا نه؟؟ همون شب‌ها خوابی دیدم که ناجور دلمو قرص و عزمم را برای سر گرفتن این ازدواج راسخ کرد. با نامزدم و خانواده‌ها هماهنگ کردیم و قرار گذاشتیم جمعه‌ی قبل از محرم با حضور خانواده‌ی دو طرف در منزل ما عقد کنیم. من تو منزل بودم و خانواده‌ام کارهای عقد را پیش میبردن: خریدهای لازم و مرسوم قبل عقد، هماهنگی با عاقد، کرایه‌ی میز و صندلی و بشقاب و ....، سفارش میوه و شیرینی و کیک و شام و.....،. از روز قبل عقد خانواده‌ام مشغول جمع کردن و آماده کردن منزل برای چیدن میز و صندلی‌ها بودن. روز عقد کنان همه با حداکثر توان کار میکردن و منم روی ویلچرم نشسته بودم و نظاره‌گر الطاف بی‌کرانشان بودم. بعد اینکه خواهرم اطاق عقد را در نهایت هنرمندی درست کرد ماشین گرفت و رفت عروس را از آرایشگاه آورد. عروس و همراه‌هاش رفتن تو اطاق عقد. نم‌نم خانواده‌ی دوطرف رسیدن. همه تا رسیدن عاقد مشغول صحبت بودن و داداشم و خواهر‌هام و خواهر‌زاده‌هام که خدا خیر دنیا و آخرت را بهشون بده از مهمانها  پذیرایی میکردن(کلا 32نفر بودیم). دستیار عاقد که پیرمردی70ساله بود اول اومد و برای ماست‌مالی کردن تاخیر عاقد شروع کرد به وقت تلف کردن و خواندن شرایط ضمن عقد که به زن حق درخواست طلاق میده، من هم برای محکم کاری گفتم دو مورد زیر را خط بزنه: ابتلای زوج به امراض صعب‌العلاج به نحوی كه دوام زناشویی برای زوجه مخاطره‌انگیز باشد. در صورتی كه پس از گذشت 5 سال، زوجه از شوهر خود به جهت عقیم بودن و یا عوارض جسمی دیگر صاحب فرزند نشود. با این شرط که رسید: زوج بدون رضایت زوجه همسر دیگری اختیار كند یا به تشخیص دادگاه بین همسران خود به عدالت رفتار ننماید، بشوخی گفتم: این را از عروس بپرسید. اون بنده خدا هم پرسید، جواب عروس یادم نیست اما احتمالا گفته: لامپ اضافه خاموش. عاقد که شبیه (خاتمی) خطیب جمعه تهران بود آمد، هنوز باسن دوبله سوبله‌اش به صندلی نخورده بود که مشغول تناول شد، دستیارش هم ازمون امضا میگرفت. بالآخره منو احضار کردن کنار عروس و حاجآقا هم شروع کرد به جاری کردن خطبه عقد، عروس بعد گشت و گذار تو باغ‌گل و آوردن گل و گلاب، بله را گفت. نوبت من شد که بله بگم، جواب من تعجب همه را برانگیخت!! چرا که گفتم: قربت الی الله بله. دیگه من و عروسم بهم حلال شدیم. بعدش: خانواده‌ها اومدن و بهمون تبریک گفتن و بهمون هدیه دادن، که از همه ممنونیم. کیک خوردیم. عکس یادگاری انداختیم و شام خوردیم. با رفتن مهمان‌ها، عروس هم با خانواده‌اش رفت و منو تنها گذاشت. آخر شب خانواده‌ی عزیز و مهربانم خیلی جنگی و جهادی شروع کردن به بازگرداندن منزل به وضعیت قبلیش، اگر کمک خواهر و داماد و خواهرزاده‌هام نبود عمرا همون شب کارها به پایان میرسید(دستشون طلا).

پسرفت: داداشم ازم پرسید: داستان اون قربت الی الله، بله، که گفتی چی بود؟ گفتم: چند روز قبل عقد خواب دیدم پشت درب‌های ورودی مسجدالحرام کنار چند نفر ایستادم، اونجا یکی یکی قصد قربت میکردن و تکبیرة الاحرام میگفتن و وارد حیاط مسجدالحرام میشدن، برای طواف و زیارت خانه خدا، در همون خواب بهم الهام شد که اینطوری عمل کنم.

خاطرات یک عاقد

گروه فرهنگی،اجتماعي یاران نگار همدان




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، لينك، ازدواج معلولین، عکس،
:: برچسب‌ها: آرایشگاه, اطاق عقد, الهام, امراض صعب‌العلاج, بشقاب, تکبیرة الاحرام, جنگی, جهادی, حلال, خانه خدا, خرید, خواب, دادگاه, داستان, دوبله سوبله, زناشویی, زیارت, سفارش, شام, شیرینی, طلا, طلاق, طواف, عروس, عقدکنان, عقیم, قربت الی الله, کیک, مرسوم, مسجدالحرام, میوه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 بهمن 1390 ارسال نظر(27)

ماجرای روز خواستگاری

بفرموده، زنگ زدم به موبایل برادره بهی، بعد تیکه پاره کردن تعارف‌های متداول، پرسیدم: اجازه هست به میمنت و مبارکی بخدمت‌تون برسیم؟ برادره بهی گفت: تشریف بیارین، قدمتون روی تخم چشم‌. قرار خواستگاری شد پنج‌شنبه ساعت‌پنج. ما ساعت سه حرکت کردیم اما چون با مسیر آشنا نبودیم به ترافیک خوردیم، یه‌مقدار متنابهی هم توی محل‌شون گیج خوردیم اما بالاخره ساعت شش رسیدیم منزل بهی‌اینا. طبق معمول تمام این مجالس اول همه چیز سرد بود، نم‌نم یخ‌ها آب شد، خانواده‌ی بهی از عروس و کمالاتش تعریف میکردن، من و خانواده‌ام هم از محدودیت‌ها و ضعف‌ها و عیب‌ها و ایرادهام می‌گفتیم. مثلا من گفتم: به دلیل سرما و برف و باران من تمام زمستان را از خانه خارج نمیشم و این موجب میشه بعضی وقت‌ها ایرادگیر و بی‌اعصاب بشم‌. خانواده‌ام مطابق اونچه که قدیم‌ها از درون پرونده‌های پزشکیم متوجه شده بودن سر بسته گفتن: پسر ما میل و توانایی جنسی نداره و بچه دار نمیشه. من گفتم: به‌دلیل اینکه من معلول هستم و هر زنی هر زمانی میتونه قانونی ازم جدا بشه، به همین دلیل من مهریه بیشتر از 14سکه به هیچ کس نمیدم. در نهایت گفتم: چند نکته مهم هم هست که باید خصوصی به بهی بگم؟ با بهی رفتیم تو اطاق خوابشون، گفتم: من مادر و پرستار نمیخام، باید با هم دوست باشیم و همیشه در هر موردی حرف بزنیم تا دلخوری‌های کوچیک تبدیل به عقده‌های بزرگ نشه، و......، داشتم می‌گفتم: طبیعیه که خانواده‌ام از مسائل جنسی من خبر نداشته باشند، از روز اول بهت گفتم من فوری بچه میخام، این یعنی من‌هم مثل همه‌ی مردها میتونم.......، تازه داشت این بحث داغ گل مینداخت که داداش‌های بهی با چراغ قوه ریختن تو اطاق، آخه داغیه بحث موجب سوختن فیوزه برق منطقه و رفتن برق شده بود. اینجا ما هم خدا حافظی کردیم و برگشتیم منزل. وقتی رسیدیم منزل، بهی پیامک داد که: خانواده‌ام وقتی اومده بودن منزل‌تون تقریبا راضی به ازدواج‌مون شده بودن اما با حرف‌هاتون در این مجلس، همه مخالف شدن.  ادامه دارد.......

پايانه: ما تمام سختی‌های زندگی با یک فرد قطع نخاع را بارها شدیدتر از اونچه که هست بیان کردیم تا طرف مقابلمون با آگاهی تصمیم بگیره. طبق مثلی معروف: ما همه چیز را به مرگ گرفتیم که تب رضایت‌بخش باشه.

مسايل جنسي پس از آسيب نخاع




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، لينك، جنسی، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: 14سکه, بحث داغ, برق منطقه, ترافیک, تعارف, چراغ قوه, خواستگاری, دلخوری, عروس, عقده, فیوز, مسائل, مهریه, میل و توانایی جنسی,

نویسنده : تاریخ : یکشنبه 04 دی 1390 ارسال نظر(10)

برای رسیدن به تفاهم

چون خانمی که ازش یاد میکنم بهیار بیمارستانه، اونو با نام بهی بشناسید. به بهی گفتم: والدینت اجازه میدن با یک معلول قطع نخاع ازدواج کنی؟ بهی گفت: تصمیم گیرنده خودم هستم و میتونم رضایت اونها را جلب کنم. گفتم: شرایط من طوریه که نباید همسرم بره سر کار و باید همیشه در منزل کنارم باشه و هیچ شبی نباید من را در خانه تنها بذاره، میتونی کارت را رها کنی؟ بهی گفت: تا شب عید تعهد دارم و نمیشه نرم سرکار، از اون به بعد نمیرم. گفتم: من از زن نازک نارنجی و گریه‌او و قهراو، اهل یکه بدو کردن با بزرگتر، حاضر جواب و تنش آفرین و از همه مهمتر از کسی که با صدای بلند فکر کنه اصلا خوشم نمیادهآاا. بهی گفت: من هم هیچ کدوم از این اخلاق‌ها را ندارم، خیلی دیر و بندرت عصبانی میشم که اونهم با سکوت حل میشه. گفتم: من به هیچ کس 14سکه بیشتر مهریه نمیدم. بهی گفت: مهریه برای من مهم نیست اما گمان نمیکنم خانواده قبول کنن. گفتم: من مراسم شلوغ پلوغ و دینبلو دانبول نمیخام. بهی گفت: منم شلوغ کاری دوست‌ندارم. کلی پیامک نوشتم و خواندم، برای من که هفته‌ای 4پیامک هم زیاد بود روزی200پیامک یعنی انفجارمخ. چند روز بعد با خواست من، بهی آمد پارک محلمون کمی باهم حرف زدیم و ازش خواستم بیاد منزلمون تا پدر و مادرم ببیننش، از من اصرار و از او خجالت، خلاصه هر طور که بود گولش زدم و بردمش منزل. والدینم بهی رو پسندیدن و از زندگی من و شرایط زندگی با من گفتند که: در آینده تو با پسر ما در این خانه تنها زندگی خواهی کرد، آیا این توانایی را در خودت میبینی کاری که الان بین 4نفر تقسیم میشه را تنها و بدون اخم و تخم و اه و پف انجام بدی؟ بهی گفت:بله. به بهی گفتم: شرط و اصل مهم از نظر من اول رضایت کامل خانواد‌ه‌ی شماست، من میخواهم خانواد‌ه‌ام و کسایی که دوستم دارند را گسترش بدم، نه اینکه برای خودم دشمن بتراشم، پس به خانواده‌ی گرامیت بگو اول بیان شرایط من را ببینند، اگر پسندیدند و اجازه دادند یک قدم دیگر پیش بریم. بهی حرفم را قبول کرد و رفت که بره رو مخ خانواده‌اش. ادامه دارد...... پيآمد: بچه‌های جنگ الکترونیک، دمتون گرم که با به دست گرفتن کنترل هواپیمای جاسوسی آمریکایی و سالم به زمین نشاندنش کف همه کارشناس‌های نظامی را بریدن. من از این کار بزرگ احساس غرور و رضایت بی‌نهایت کردم. بچه‌ها متشکرم.

دانشمندان کانادایی گروه جدیدی از سلول‌ها را در نخاع یافتند که همانند سلول‌های بنیادی نورونی رفتار می‌کنند و می‌توانند راه جدیدی را در درمان آسیب‌های نخاعی ارائه کنند. محققان با استفاده از مجموعه‌ای شامل 122 ژن نشانگذار دریافتند که بعضی از سلول‌های شعاعی نخاع شباهت بسیاری به گروه‌های سلول‌های بنیادی نورونی دارند. دستگاه عصبی قادر به ترمیم خود نیست بنابراین با شناسایی این سلول‌های بنیادی جدید شبیه به سلول‌های شعاعی نخاع و با کمک ژن‌ها می‌توان این سلول‌ها را به روشی فعال کرد که قادر باشند قسمت‌های آسیب دیده نخاع بزرگسالان را در طیف وسیعی از بیماری‌ها از جمله تحلیل عضلانی نخاعی، "ام. اس" و قطع نخاع را بازسازی کنند. این دانشمندان در تحقیق بر روی سلول‌های بنیادی نورونی از بعضی ژن‌های شناخته شده که برای یافتن سلول‌های مستقر در وسط نخاع به عنوان نشانگذار رفتار می‌کنند، استفاده کردند. پیش از این سلول‌های بنیادی نورونی در داخل نخاع کشف شده بودند، درحالی که این گروه جدید در سلول‌های شعاعی نخاع و در لبه‌های طناب نخاعی شناسایی شدند. موقعیت این سلول‌های تازه کشف شده به طور شگفت انگیزی مناسب است و می‌تواند با حداقل آسیب‌های جانبی به ترمیم نخاع در طول بیماری و یا پس از یک تصادف کمک کند.

 

یك معلول قطع نخاع در خصوص روز جهانی معلولان به ایرنا گفت




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك، تجربه‌، تکنولوژی، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: احساس غرور و رضایت, ازدواج, بهیار, بیمارستان, پیامک, جنگ الکترونیک, خجالت, دشمن, سلول‌های بنیادی نورونی, قطع نخاع, کشف, معلول, مهریه, همسر, هواپیمای جاسوسی آمریکا, والدین,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 آذر 1390 ارسال نظر(15)

آشناییم با خانمی برای ازدواج

یادت هست دوماه پیش گفتم با تیپی انتحاری رفتم عروسی؟ ما از طرف خانواده‌ی عروس دعوت بودیم، نمیدونم داماد بروجردی که پزشک ارتشه چه نمکی توی غذاش ریخته بود که فوری منه ارتشیه بازنشسته را نمک گیر و مثل خودش بازن‌نشسته کرد!؟ همون شب که از عروسی آمدیم خانه، هنوز کراواتمو وا نکرده بودم که تلفنم یه تک زنگ خورد. فردا صبحش دوباره تلفنم زنگ خورد، گوشیو برداشتم گفتم: بفرمایین. از اونور خط خانمی گفت: شما تو سایت همسریابیه ایران زندگی برام پیام گذاشته بودین، من مایلم با شما آشنا بشم. گفتم: چندتا لینک براتون گذاشته بودم، اونها را دیدید؟ نوشته‌هام را خواندید؟ خانم اونور خط گفت: ندیدم و نخواندم، شما خودت هرچه لازم هست را بگو. گفتم: توی پرفایلم که دیدی نوشته بودم معلولیت دارم. گفت: بله دیدم. گفتم: من قطع نخاع گردنی هستم، باز هم میخواهی با هم حرف بزنیم؟ گفت: بله. کلی با تلفن و حدود 200پیامک باهم حرف زدیم. فهمیدم که خانم اونور خط: بروجردیه، با پدر و مادرش زندگی میکنه، پنج سال ازمن کوچکتره، از همسرش که اعصاب نداشته جدا شده و دو دختر بزرگ داره که پیش خودش نیستن، و اینکه بهیار همون بیمارستان بزرگه است که اکثر نخاعی‌ها برای درمان یک‌بار اونجا رفتن. همون روز اول خانم اونور خط را توی پارک محلمون دیدم و پسندیدم. وقتی آمدم خانه داستان را برای خانواده‌ام تعریف کردم، همه گفتند: تصمیم گیرنده خودت هستی، ما به خواستت احترام میذاریم و همه‌رقمه همراهی و یاریت میکنیم تا به نتیجه‌ی مطلوب برسی. بعد 20ساعت فکر و سبک و سنگین کردن شرایط خودم و اوشان به خانم اونور خط پیامک دادم و گفتم: من با شرایط شما مشکلی ندارم، اگر شما تمایل دارید بیشتر باهم آشنا بشیم. خانم اونور خط گفت: باشه من هم میخام بیشتر باهم آشنا بشیم. ادامه دارد.... 

پسآمد: چه بر سر ما ایرانیان آمده که جامعه‌مون اینگونه به انحطاط اخلاقی و رفتاری کشیده شده، برای اینکه نگید مهرداد کو نمونه، این هم نمونه:

1-رفتار فوتبالیست‌های پرسپولیس. 2-بی‌ناموسی وسط خیابون!!! 3-دزدی عمومی از جنازه با هیجان و لذت

یه وبلاگ سرگرمی از دوستی نخاعی




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: ارتش, انحطاط اخلاقی, بازنشسته, بازن‌نشسته, بهیار, پزشک, سایت همسریابی, سرگرمی, عروسی, قطع نخاع گردنی, کراوات, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 آذر 1390 ارسال نظر(24)

فکر، ایده، پیشنهاد

هر ذهنی به سویی گرایش و کشش داره، هر پدیده و رویداد و چالشی را در خط و مسیر فکری خودتان با واژه‌گان چرا؟ چگونه؟ چطور؟ روبرو کنید تا به جواب و نتبجه‌‌ی جدید و خلاق برسید.موفقیت‌های تیم‌های فوتبال اصفهانی موجب خوشحالیه، شایسته است مدیران و اساتید و دانشجویانی که کارشون پیرامون ورزش و مدیریت است تحقیق‌هاشون را روی راهی که تیم‌های فوتبال اصفهانی برای رسیدن به این موفقیت‌ها طی کردن متمرکز کنند تا نتیجه‌ی کارشون الگو و درسی بشه برای کسانی که از تاریخ و تجربه‌ها پند و بهره میگیرند.

پيوست: زنگ زدم بهزیستی برای اتومبیل‌هایی که سرویس رفت و آمد میدن، در نهایت یک روز درهفته بمدت شش ماه بهم سرویس دادن. منم میخوام این بیرون روی را از جلوی دانشگاه تهران آغاز کنم.

دوستی پلاک ویژه خودرو معلولان گرفته




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، لينك، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، خودرو معلولین، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: پلاک ویژه خودرو معلولان, چالش, رفت و آمد, رویداد, سرویس, فوتبال, کشش, گرایش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 خرداد 1390 ارسال نظر(4)

راز اتحاد علیه استبداد

هفته‌ی پیش امام جمعه‌ی تهران می‌گفت: بزرگترین تحولات مصر و تونس و بحرین و لیبی و دیگر کشورهای عربی، بعد از اقامه‌ی نماز دشمن شکن جمعه رخ داده‌ است، کمی به این رویدادها فکر کردم دیدم حق با خطیب جمعه است. نماز جمعه پایگاهیه: الهی و سیاسی و مستحکم که هیچ رژیم مستبد و سرکوبگری جرات و قدرت تعرض به اون را نداره و چه نیکو مردم حق جو و به ستوه آمده‌ مصر و.... از قرار و تجمع نماز جمعه برای اتحاد و قدرت گرفتن و ابراز خشم علیه استبداد استفاده نمودند. یاد این افتادم که

خدا در سوره‌ی آل عمران آیه‌ی 103 فرموده:

 وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ

و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.

نبرد زندگی

سازمخالف

اوتیسم -بچه های اوتیسم

ویلچربرقی  فاتح یا  shark XS110

 ویلچر عادی و برقی، تخت، تشک و ....




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، لينك، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: الهی, اوتیسم, بحرین, جمعه‌ی تهران, چنگ, رژیم, ريسمان, سیاسی, لیبی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 اسفند 1389 ارسال نظر(12)

پاهای الکترونیکی

محققان یک شرکت تحقیقاتی آمریکایی پاهای الکترونیکی را توسعه داده‌اند که به افراد معلول کمک می‌کند دوباره راه بروند، این پاهای الکترونیک که در واقع نوعی پوشش روباتیک است e-Legs نام دارند. این پاها را شرکت کالیفرنیایی "برکلی بیونیک" ایجاد و آن را بر روی چند فرد معلول آزمایش کرده است. این پاهای روباتیک در آینده می‌توانند به بیماران با ناتوانایی‌های جسمی کمک کنند که برای همیشه با صندلی چرخدار وداع کنند و همانند افراد سالم بر روی پاهای خود راه بروند.e-Legs بر روی تعدادی از بیماران قطع نخاعی که از معلولیت رنج می‌برند آزمایش شده است. این پوشش روباتیک توسط مغزی که بر روی شانه‌های بیمار نصب شده است کنترل می‌شود. فرد معلول این پاهای پوشش الکترونیک را می‌پوشد. این پاها به چهار موتور، کمک فنرهای روی قوزک پا و حسگرهایی مجهزند. این تجهیزات کمک می‌کنند که بیمار یک قدم بسیار طبیعی بردارد. درحال حاضر این پاهای الکترونیک می‌توانند به بیمار تنها در زمان توانبخشی کمک کنند اما هدف بلند مدت توسعه این پاها، ایجاد یک نسخه سبک‌تر و دارای یک باتری با شارژ طولانی‌تر است به روشی که در آینده بتواند همراه با صندلی چرخدار در بازار عرضه شود و به بیمار کمک کند که برای انجام فعالیت‌های اجتماعی خود راه برود. منبع

پيوست: هر وقت احساس کردین کسل‌ شدید یا نسبت به اطراف کم توجه شدین کف دستهاتون را بگذارید روی گوشهاتون و محکم دستهاتون را جلو و عقب ببرید، همچنین کشیدن و ماساژ لاله‌ی گوش را فراموش نکنید. حتما الان امتحانش کنید و.... . 

آلبوم عكس‌هاي من

داستانه درس شاد زیستن




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، لينك، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آلبوم عكس‌, افراد معلول, پاهای الکترونیکی, تحقیقاتی, توانبخشی, درس شاد زیستن, روباتیک, شارژ, قطع نخاعی, ماساژ, محققان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 بهمن 1389 ارسال نظر(19)

بسوی ازدواج

داشتم برنامه‌ی بفرمائید شامه تلویزیون ترکیه را تماشا میکردم که دیدم زیر نویس دادن: اگه میخواهید در برنامه‌ی ازدواج با مجریگریه سرن ‌سرن‌گیل شرکت کنید با این شماره تماس بگیرید، من هم گوشی را برداشتم و زنگ زدم، با خودم گفتم: اگه کسی گوشی را برداشت یه تستی به زبان ترکیه‌ای خودم میزنم. خیلی سریع گوشی را برداشتن و گفتن: اینجا شو تی‌وی و برنامه ازدواجه بفرمائید. من هم گفتم: من مهرداد هستم از ایران و تهران تماس گرفتم، میشه تو برنامه حضور داشته باشم؟ گفتن: بله میشه. گفتم: من تصادف کردم و گردنم  اینجا اشتباهی بجای شکسته گفتم: قطع شده، و با صندلی چرخدار حرکت میکنم. گفت: اشکال نداره. طرف کلی از: قد و رنگ پوست و شغل و درآمد و خانه و محل زندگی بعد ازدواج و .... پرسید و یاداشت کرد آخرهای مکالمه طرف ازم پرسید: آیا اهل آذربایجانی؟ گفتم: نه، من تهران دنیا آمدم و بزرگ شدم و اینجا هم زندگی میکنم. خلاصه بهم گفت: باهات تماس میگیریم. گفتم کی؟ گفت: بزودی. این مکالمه کلی بهم انرژی داد و با خانواده کلی خندیدیم. الان دارم فکر میکنم اگه بهم زنگ زدن برم یا نرم؟؟ اگه هوا گرم بود به احتمال صدوده‌درصد میرفتم اما الان چهل‌درصد تردید دارم.

پايانه: سه‌تا از کانال‌های تلویزیونیه ترکیه برنامه‌ی ازدواج داشتند چهارمیش هفته‌ی گذشته راه افتاد و پنجمیش که من بهش زنگ زدم از دوشنبه‌ی این هفته‌ راه میافته. روند برنامه اینطوریه که ملت میرن جلو دوربین خودشون را معرفی میکنن و میگن چه همسری میخواهند و میشینن روی صندلیهای جلوی دوربین، هر بیننده‌ای که از اون طرف خوشش بیاد با برنامه تماس میگیره و اجازه‌ی حضور میگیره. افرادی که از شهرستان یا از کشوری دیگر به این برنامه‌ها میرن بدون پرداخت هزینه در هتل برنامه اقامت میکنند و اونقدر میمانند تا همسر دلخواهشون را پیدا کنند و توی همون برنامه ازدواج کنند.

گیتی تک البرز انواع تجهیزات مخصوص معلولان میفروشه




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پیرامون ویلچر، صدا و سیما، ماهواره، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: آذربایجانی, ازدواج, بفرمائید شام, تلویزیون ترکیه, زبان ترکی استانبولی, صندلی چرخدار, قطع, کشور, همسر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 بهمن 1389 ارسال نظر(16)

زخم بستر

زخم بستر که اصطلاحا زخم فشار نیز به آن گفته می‌ شود، عارضه ‌ای است که بر اثر فشار مستمر، اصطکاک، رطوبت، دما و کهولت سن در هر نقطه از بدن ممکن است به وجود بیاید ولی معمولا این زخم روی قسمت‌ های استخوانی و غضروفی بدن مانند استخوان خاجی، آرنج، زانو، قوزک پا و... مشاهده می ‌شود و اگر در مراحل اولیه به پزشک مراجعه شود به راحتی درمان می‌ شود. ولی زخم ‌های مزمن این بیماری، می ‌توانند زندگی فرد را تهدید کنند. دکتر طباطبایی، متخصص پوست درباره این بیماری می ‌گوید: زخم بستر در هر قسمتی از پوست بدن که بیشترین فشار را برای زمانی طولانی تحمل می ‌کند، اتفاق می ‌افتد و بیمارانی که به هر دلیل، زیاد روی تخت می ‌خوابند در نواحی پشت شامل شانه ‌ها، لگن، ستون فقرات، آرنج ‌ها و پاشنه پا دچارش می ‌شوند و در بیمارانی که از صندلی چرخدار استفاده می‌ کنند این بیماری در نواحی پایین کمر مشهود است. به نوشته اسماعیل جبرائیلی بر اثر فشار مستمر و طولانی، عروق پوست آسیب می‌ بینند و ابتدا این تنگ ‌شدگی خفیف است، می‌ افزاید: بر اثر استمرار، تنگ شدگی عروق(محرومیت از خون) افزایش پیدا می ‌کند و بیمار احساس درد(اگر نخاعی نباشد) می‌ کند و سپس به مرور پوست منطقه ی فشار قرمز شده و به تاول و زخم ختم می ‌شود.

مرحله اول زخم بستر

وی می ‌افزاید: طبق بررسی‌ های به عمل آمده این بیماری از 4 مرحله تشکیل شده که: در مرحله ابتدایی آن، سطحی‌ ترین نوع آسیب دیدگی به صورت جلدی است و رنگ پوست قرمز می ‌شود که با برداشتن فشار از روی آن، قرمزی پوست کاهش پیدا نمی ‌کند. این مرحله ظاهرا شبیه مواردی است که پوست برای مدت طولانی تحت فشار قرار گرفته است.

مرحله دوم زخم بستر

ولی در مرحله دوم این بیماری شرایط قدری فرق می ‌کند و این مرحله با آسیب ‌دیدگی لایه سطحی پوست همراه است ولی این آسیب دیدگی از لایه میانی پوست فراتر نمی ‌رود و ممکن است به صورت تاول یا ساییدگی ظاهر شود. دکتر طباطبایی بهترین درمان برای زخم بستر را پیشگیری عنوان کرده و می ‌گوید: پیشگیری آسان ‌ترین راه برای جلوگیری از بروز این بیماری است که اگر این جا به‌ جایی را بیمار خود انجام دهد، بسیار بهتر از وقتی است که جا به‌ جایی توسط پرستار و اطرافیان صورت بگیرد، چرا که در این شرایط هر 8 ساعت یک بار با توجه به عدم حرکت بیمار، پرستار باید بدن بیمار را تکان داده و جا به‌ جا کند و بهتر این است این فاصله زمانی از 8 ساعت هم کمتر باشد.

مرحله سوم زخم بستر

اما در مرحله سوم این بیماری، ضایعه، تمامی لایه‌ های پوست را متاثر می‌ سازد و ممکن است به بافت‌ های زیر جلدی نیز صدمه بزند، در این لایه جریان خون به کندی صورت می‌ گیرد و به همین دلیل درمان زخم(حاوی چرک) با دشواری همراه است.

مرحله چهارم زخم بستردکتر طباطبایی با بیان این که در مرحله چهارم بیماری، زخم کاملا عمقی است و ممکن است به درون عضلات، تاندون‌ ها یا حتی استخوان‌ ها نفوذ پیدا کند، می‌ گوید: با معاینه ضایعه نمی‌ توان عمق و درجه زخم را مشخص کرد و گاهی به تشخیص‌ های آزمایشگاهی احتیاج است. در جستجوی راه ‌های درمان به گفته ی این عضو هیات علمی، زخم بستر با پیشگیری، جا به‌ جا کردن بیمار و ماساژ ناحیه تحت فشار و نخوابیدن روی آن درمان می‌ شود ولی نباید فراموش کرد که ماساژ فقط در مرحله اول موثر است و در مراحل بعدی این عمل نه تنها مفید نبوده بلکه باعث نفوذ چرک به مناطق زیرین و اطراف می ‌شود. در زخم های چرکی شده، شستشوی زخم با آب و صابون و ضدعفونی با سرم نمکی و محلول بتادین ادامه دارد و با پانسمان محل زخم بسته می‌ شود،(درخصوص استفاده از بتادین بهتر است به دلیل صدمه وارد شدن به بافت زنده یا از آن استفاده نکرد یا این که محلول را بسیار رقیق کرد). وی درباره ی زخم‌ های قدیمی که دارای بافت مرده هستند، اظهار می ‌کند: ابتدا باید این بافت ‌های بدون حیات در محل مناسب چون اتاق پانسمان استریل یا در اتاق عمل با اسکالپل(چاقو) بریده و سپس پانسمان شوند و بر اساس شدت عفونت آنتی‌ بیوتیک خوراکی یا تزریقی تجویز شود. فناوری جدید درمان زخم بستر فناوری جدید در درمان این بیماری شامل استفاده از لارو حشره، پانسمان کامفیل یا پماد الیز است. به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه، لارو مگس را روی زخم و زیر پانسمان قرار داده تا به این طریق بافت مرده، خورده شود چرا که ترشح بزاق لارو حشره باعث سرعت در ساخت و ساز بافت می‌ شود. با این که هزینه پانسمان کامفیل و پماد الیز بسیار گران است ولی با توجه به نتایج عالی درمانی آن ها، به افرادی که توان خرید دارند توصیه می‌ شود. همچنین برای سهولت کار بهتر است افراد قطع نخاعی در نواحی تناسلی از پماد الیز استفاده کنند و در نواحی غیر چین، (کشاله ران و...) از پانسمان کامفیل کمک بگیرند. همان طور که گفته شد عدم جا به‌ جایی بیمار یکی از دلایل اصلی گسترش بیماری است و افرادی که جریان گردش خون خوبی ندارند، سریع ‌تر از دیگران دچار این بیماری می ‌شوند، همانند افراد الکلی، دیابتی، جذامی و افرادی که به هر دلیلی اختلال اعصاب حسی و حرکتی دارند، بیماران نخاعی همواره مستعد بیماری زخم بستر هستند. بهتر است بیماران بستری برای جلوگیری از این عارضه مهلک حداقل 3 مرتبه در 24 ساعت جهت خواب خود را تغییر دهند. دکتر طباطبایی با اشاره به این که عدم مداوای کامل این بیماری می‌ تواند در گسترش بیماری نقش داشته باشد، خاطرنشان می ‌کند: هنگام پیشرفت بیماری، عفونت وارد خون شده و باعث باکتریمی و در مواردی سپتی سمی(عفونت خون) می‌ شود که حتی تا مرگ سریع بیمار هم پیش می ‌رود.  به هر حال این بیماری نباید نادیده گرفته شود و اطرافیان بیمار به این مساله آگاهی داشته باشند که این بیماری می‌ تواند مشکلات فراوانی را، حتی سخت‌ تر از بیماری قبل برای مریض به وجود آورد منبع

مراقبت از زخم

چه زخمی را باید جدی گرفت؟

بهبود زودتر زخم با خوش‌اخلاقی

نقش عسل در درمان زخم ها

جای زخم‌ ها را باید لیزر کرد؟

اثرات گیاه آلوئه بر زخم پوستی




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، لينك،
:: برچسب‌ها: آرنج, آسیب ‌دیدگی, اثرات گیاه آلوئه, پاشنه, پانسمان کامفیل, پماد الیز, تاندون‌, راه ‌های درمان, زخم بستر, ستون فقرات, شانه, عضلات, عفونت, فشار, فناوری جدید, لارو حشره, لایه سطحی پوست, لگن, ماساژ,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 ارسال نظر(10)

سنگ کیسه صفرا و ...

سنگ کیسه صفرا چیست؟

سنگهای کیسه صفرا وقتی تشکیل می شوند که مایع ذخیره شده در کیسه صفرا تبدیل به شکل قطعاتی از  مواد جامد (شبیه سنگ سخت شده) می گردد. در حالت طبیعی این مایع که صفرا نامیده می شود و برای کمک به بدن جهت هضم چربیها استفاده می شود. صفرا در کبد ساخته می شودد و سپس در کیسه صفرا ذخیره می شود تا وقتی که بدن نیاز به هضم چربیها پیدا کند. در این زمان کیسه صفرا منقبض می گردد و صفرا را با فشار به درون لوله ای به نام مجرای مشترک صفراوی که صفرا را به روده کوچک حمل می کند، می فرستد. صفرا حاوی آب، کلسترول، چربی ها، نمکهای صفراوی، پروتئین ها و بیلی روبین است. نمکهای صفراوی با چربی ترکیب می شوند و بیلی روبین به صفرا و مدفوع رنگ زردی می دهد. اگر مایع صفرا حاوی میزان زیادی کلسترول، نمکهای صفراوی یا بیلی روبین باشد در شرایط خاصی می تواند به شکل سنگ سخت گردد.  دو نوع سنگ صفراوجود دارد،  سنگهای کلسترولی و سنگهای رنگدانه ای هستند. سنگهای کلسترولی معمولاً زردسبز هستند و به طور اولیه از کلسترول سخت شده ساخته می شوند. حدود ۸۰ درصد سنگهای صفراوی را شامل می گردند. سنگهای رنگدانه ای سنگهای کوچک و تیره ای هستند که از بیلی روبین ساخته می شوند. سنگهای صفراوی می توانند به اندازه دانه شن کوچک یا به اندازه یک توپ گلف بزرگ باشند. کیسه صفرا می تواند فقط یک عدد سنگ بزرگ و یا صد ها سنگ کوچک و یا به نسبه هر ترکیب دیگری را بسازد.  سنگهای صفراوی می توانند جریان طبیعی صفرا را (زمانی که در هر یک از مجراهای حمل کننده صفرا از کبد به روده قرار می گیرند) مسدود کنند. این مجاری شامل مجاری کبدی است که صفرا را از کبد خارج می کنند، مجرای کیسه ای که صفرا را به کیسه صفرا می برد و از آن خارج می کند (شبیه یک کوچه بن بست که ورود و خروج یک مسیر است ) و مجرای مشترک صفراوی که صفرا را از مجرای کیسه ای و مجاری کبدی به روده کوچک می برد ( شبیه یک سه راهی که در آن دو راه به یک راه بزرگتر ختم می شوند). صفرایی که در این مجاری گیر بیفتد می تواند باعث التهاب در کیسه صفرا، مجاری یا ندرتاً در کبد شود. سایر مجاری که به مجرای صفراوی مشترک باز می شوند شامل مجرای لوزالمعده ای است که آنزیمهای هضم کننده را از لوزالمعده خارج می نماید. اگر سنگ کیسه صفرا ورودی این مجرا را مسدود نماید، آنزیمهای هضم کننده در لوزالمعده گیر می افتند و باعث التهاب فوق العاده دردناکی به نام پانکراتییت سنگ صفرایی می شوند. اگر هر یک از این مجاری به مدت زمان قابل توجهی مسدود گردند، ممکن است آسیب شدید و احتمالاً کشنده یا عفونت درکیسه صفرا، کبد یا لوزالمعده اتفاق بیافتد. علائم هشدار دهنده مشکلات جدی شامل: تب، یرقان و درد مداوم است. چه چیزی باعث سنگ کیسه صفرا می شود. سنگهای کلسترولی دانشمندان معتقدند که سنکهای کلسترولی وقتی تشکیل می شوند که صفرا حاوی میزان زیادی کلسترول، میزان زیادی بیلی روبین یا نمکهای صفراوی ناکافی است یا وقتی که کیسه صفرا به دلایل دیگر آنگونه که باید تخلیه نمی شود.

سنگهای رنگدانه ای علت سنگهای رنگدانه ای روشن نیست. این سنگها بیشتر در افرادی که دچار سیروز، عفونت مجاری صفراوی و اختلالات خونی ارثی مانند کم خونی داسی شکل  ( که در آن بیلی روبین زیادی تشکیل می گردد) هستند تشکیل می شود. سایر عوامل اعتقاد بر این است که فقط حضور سنگهای صفراوی می تواند باعث تشکیل سنگهای صفراوی بیشتری گردد. به هر حال، سایر عواملی که همراه سنگهای صفراوی هستند به خصوص برای سنگهای کلسترولی مشخص گردیده اند.

چاقی : چاقی یک عامل خطر عمده برای سنگ صفراوی بخصوص در خانمهاست. یک مطالعه بزرگ بالینی نشان داد که حتی اضافه وزن متوسط خطر تشکیل سنگهای صفراوی را افزایش می دهد. محتملترین علت این است که چاقی تمایل دارد میزان نمکهای صفراوی را در صفرا کاهش دهد و در نتیجه کلسترول بیشتری باقی بماند. چاقی تخلیه کیسه صفرا را نیز کاهش می دهد. هورمون استروژن: به نظر می رسد، استروژن اضافی در حاملگی، درمان جایگزین هورمونی یا داروهای جلوگیری از بارداری، سطح کلسترول را در صفرا افزایش و حرکت کیسه صفرا را کاهش می دهند که که این هر دو  مورد می توانند منجر به سنگ صفراوی شوند. نژاد: بومیان آمریکا استعداد ژنتیکی برای ترشح میزان زیادی کلسترول در صفرا دارند. در حقیقت این افراد میزان بالاتری از سنگهای صفراوی در آمریکا را تشکیل می دهند.

جنسیت: زنان ۲۰ تا ۶۰ ساله دو برابر مردان احتمال تشکیل سنگ صفراوی دارند.

سن: افراد بالاتر از ۶۰ سال احتمال بیشتری برای تشکیل سنگ صفراوی نسبت به افراد جوانتر دارند. داروهای پایین آورنده سطح کلسترول: داروهایی که سطح کلسترول را در خون کاهش می دهند در حقیقت میزان کلسترول تشکیل شده در صفرا را افزایش می دهند. این تغییر می تواند خطر سنگ صفراوی را افزایش دهد.

دیابت: افرادی که دچار دیابت هستند عموماً دارای سطوح بالا از اسیدهای چربی به نام تری گلیسرید هستند. این اسیدهای چرب خطر سنگ صفرا را افزایش می دهند. کاهش وزن سریع: از آنجا که بدن چربی را طی کاهش وزن سریع متابولیزه می کند، این مسئله باعث می شود که کبد کلسترول اضافی را به درون صفرا ترشح نماید که می تواند باعث ایجاد سنگ صفراوی شود. روزه داری: روزه داری حرکات کیسه صفرا را کاهش می دهد و باعث تغلیظ زیاده از حد صفرا و کلسترول می شود که می تواند منجر به تشکیل سنگ صفراوی گردد.

چه کسانی در معرض خطر سنگهای صفراوی هستند؟ زنان افراد بالای ۶۰ سال مردان و زنان دارای اضافه وزن افرادی که به سرعت یا به میزان زیادی وزن کم می کنند.  زنان حامله، زنانی که درمان جایگزین هورمونی دریافت می نمایند و زنانی که از قرصهای جلوگیری از بارداری استفاده می کنند. نشانه های سنگ صفراوی چیست؟ نشانه های سنگ صفراوی غالباً حمله سنگ صفراوی نامیده می شوند چرا که غالباً ناگهانی اتفاق می افتند. یک حمله معمول می تواند باعث موارد زیر شود: درد ثابت در ناحیه بالایی شکم که به سرعت افزایش می یابد و از ۳۰ دقیقه تا چند ساعت طول می کشد. دردی مابین دو کتف. درد زیرکتف  راست. تهوع و استفراغ حمله سنگ صفراوی اغلب به دنبال یک غذای چرب اتفاق می افتد و می تواند در شب اتفاق بیفتد. دیگر نشانه های سنگ صفراوی می توانند شامل موارد زیر باشند: نفخ شکم عدم تحمل غذاهای چرب ( به صورت عود کننده) قولنج آروغ زدن گاز سوءهاضمه افرادی که نشانه های بالا و نیز نشانه هایی که در زیر آورده می شوند را دارند باید فوراً یک پزشک را ببینند. لرز تب کم درجه زرد شدن رنگ پوست یا سفیدی چشم مدفوع سفالی رنگ بسیاری افراد دارای سنگ صفراوی نشانه ای ندارند. به این بیماران بی علامت گفته می شود و این سنگها، سنگهای خاموش نامیده می شوند. این سنگها تداخلی با عملکرد کیسه صفرا، کبد یا لوزالمعده ندارند و نیازی به درمان ندارند. سنگهای صفراوی چگونه تشخیص داده می شوند؟ بسیاری از سنگهای صفراوی به خصوص سنگهای خاموش تصادفی در حین انجام آزمایش برای یک مشکل دیگر کشف می شوند. اما زمانی که ظن آن می رود که عامل ایجاد نشانه ها، سنگ صفراوی است پزشک احتمالاً سونو گرافی انجام می دهد. سونوگرافی از امواج صوتی برای ایجاد تصویر اعضاء استفاده می کند. امواج صوتی از طریق یک وسیله دسته دار که تکنسین روی شکم می خزاند به کیسه صفرا می رسند. امواج صوتی از کیسه صفرا، کبد و سایر ارگانها مانند رحم باردارباز می گردند و پژواک آنها پیامهای الکتریکی ایجاد می کند که می توانند تصویر عضو را در یک نمایشگر ویدئویی ایجاد کنند. اگر سنگ وجود داشته باشد، امواج صوتی با آن نیز برخورد کرده و باز می گردند و محل آنان نشان داده می شود. سونوگرافی حساسترین و اختصاصی ترین آزمایش برای سنگهای صفراوی است. سایر آزمایشات نیز می توانند استفاده شوند.CTاسکن می تواند سنگهای صفراوی یا عوارض آنها را نشان دهد. ام آر آی می تواند مجاری صفراوی مسدود را نشان دهد. کوله سنتی گرافی. برای تشخیص انقباض غیر طبیعی کیسه صفرا یا انسداد استفاده می شود. یک ماده رادیو اکتیو به بیمار تزریق می شودکه در کیسه صفرایی که بعداً تحریک به انقباض می شود جذب می گردد. ای آر سی پی ERCP. بیمار یک آندوسکوپ را (که لوله ای انعطاف پذیر، دراز و چراغ دار است و به یک کامپیوتر و نمایشگر تلویزیونی متصل است) فرو می دهد. پزشک آندوسکوپ را به معده و سپس به درون روده هدایت می کند. سپس ماده رنگی خاصی را تزریق می نماید که به طور موقت مجاری دستگاه صفراوی را رنگی می نماید. ای آر سی پی برای مشخص کردن محل و برداشتن سنگها از مجاری استفاده می شود. آزمایشات خونی. آزمایشات خونی می تونند برای مشاهده علائم عفونت، انسداد، پانکراتیت یا زردی استفاده شوند. نشانه های سنگهای صفراوی شبیه حمله قلبی، آپاندیسیت، زخمها، سندرم روده تحریک پذیر، فتق نافی، پانکراتیت و هپاتیت هستند. بنابراین تشخیص صحیح بسیار اهمیت دارد.

درمان چیست؟  جراحی بیشترین راه درمان سنگهای صفراوی علامت دار جراحی است. (سنگهای صفراوی بدون علامت معمولاً نیازی به درمان ندارند.) به این نوع جراحی کوله سیستکتومی گفته می شود. بیشترین جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپی نامیده می شود. در این جراحی جراح چند برش کوچک بر روی شکم می دهد و وسیله جراحی را داخل می کند و یک دوربین ویدئویی بسیار کوچک درون شکم قرار داده می شود که یک نمای بسته از اندامها و بافتها را به جراح می دهد. جراح در حالیکه به نمایشگر نگاه می کند از این وسایل برای جدا کردن دقیق کیسه صفرا از کبد، مجاری و سایر ساختمانها استفاده می کند. سپس مجرای کیسه ای بریده می شوند و کیسه صفرا از طریق یکی از برشهای کوچک بیرون آورده می شود.  از آنجا که ماهیچه های شکمی در حین جراحی لاپاراسکوپی بریده نمی شوند، بیماران درد و عوارض کمتری نسبت به جراحی با استفاده از برش بزرگ از طریق شکم دارند. بهبودی معمولاً یک شبه در بیمارستان حاصل می شود و با چند روز محدودیت کار و فعالیت در خانه ادامه می یابد. اگر جراح مانعی را در حین روش لاپاراسکوپی مانند عفونت محل یا جای زخم باقی مانده از  سایر جراحیها را بیابد ، گروه جراحی ممکن است تصمیم به تغییر روش و تبدیل آن به جراحی باز بگیرند. در برخی موارد اینگونه موانع پیش از جراحی شناسایی شده اند و جراحی باز برنامه ریزی می شود. به این نوع جراحی، جراحی باز گفته می شود چرا که در آن جراح یک برش ۱۲ الی ۲۰ سانتی متری در شکم می زند تا کیسه صفرا را بردارد. این یک جراحی بزرگ محسوب می شود و ممکن است نیاز به ۲ الی ۷ روز بستری در بیمارستان و چند هفته استراحت در منزل برای بهبودی داشته باشد.  در حدود ۵ درصد جراحی های کیسه صفرا نیاز به جراحی باز می باشد. بیشترین عارضه جراحی کیسه صفرا آسیب به مجاری صفراوی است. یا مجرای صفراوی مشترک آسیب دیده ممکن است باعث نشت صفرا و عفونت بالقوه خطرناک و دردناکی بشود. آسیب بزرگ خطرناکتر است و نیاز به جراحی اضافی دارد. اگر سنگهای صفراوی در مجاری صفراوی باشند، پزشک (معمولاً یک متخصص گوارش) ممکن  است از ای آر سی پی   ( ERCP)برای تعیین محل سنگها و برداشتن آنها پیش از جراحی یا در حین آن استفاده نماید. در ای آر سی پی، بیمار یک آندوسکوپ را (که لوله ای انعطاف پذیر، دراز و چراغ دار است و به یک کامپیوتر و نمایشگر تلویزیونی متصل است) فرو می دهد. پزشک آندوسکوپ را به معده و سپس به درون روده هدایت می کند. سپس ماده رنگی خاصی را تزریق می نماید که به طور موقت مجاری دستگاه صفراوی را رنگی می نماید. سپس مجرای صفراوی مبتلا تعیین محل می شود و ازوسیله ای روی اندوسکوپ برای قطع مجرا استفاده می شود. سنگ در یک سبد کوچک گیر انداخته شده و به وسیله اندوسکوپ بیرون آورده می شود. گاهی، در فردی که جراحی برداشت کیسه صفرا شده است، چند روز، چند هفته چند ماه یا حتی سالها پس از جراحی سنگی در مجاری صفراوی تشخیص داده می شود. معمولاً ای آر سی پی دو مرحله ای برای برداشت این سنگ موفق عمل می کند.

درمان غیر جراحی درمان غیر جراحی در موقعیتهای خاصی (مثلا زمانی که بیمار مشکلی پزشکی خاصی که نیاز به پیشگیری از جراحی داشته باشد) استفاده می شود و فقط برای سنگهای کلسترولی به کار می رود. بعد از درمان غیر جراحی معمولاً سنگها عود می کنند. درمان خوراکی از بین برنده سنگ داروهایی از اسیدهای صفراوی ساخته شده اند که برای از بین بردن سنگها استفاده می شوند. داروی یورسودیول و چنودیول برای سنگهای کلسترولی کوچک بهتر عمل می کنند. ممکن است درمان ماهها تا سالها برای از بین بردن تمامی سنگها ضرورت پیدا کند. هر دو دارو باعث اسهال خفیف می شوند و چنودیول می تواند موقتاً سطح کلسترول خون و آنزیمهای کبدی را افزایش دهد.  درمان تماسی از بین برنده سنگ این روش تجربی شامل تزریق مستقیم دارو به داخل کیسه صفرا برای از بین بردن سنگ است. داروی متیل تربوتیل اتر می تواند برخی سنگها را در عرض یک تا ۳ روز از بین ببرد اما این دارو باید بسیار به دقت  استفاده شود چرا که یک داروی بی هوشی دهنده قابل اشتعال است و می تواند سمی باشد. این روش در بیماران دارای سنگهای کلسترولی علامت دار کلسیفیه نشده تجربه شده است.

نکاتی برای به خاطر سپردن سنگ صفرا زمانی تشکیل می گردد که مواد درون صفرا سخت می شوند. حمله سنگ صفرا معمولاً پس از غذا خوردن روی می دهد. علائم می تواند علائم دیگر بیماریها را مانند حمله قلبی تقلید کند بنابراین تشخیص بسیار اهمیت دارد. سنگهای صفراوی در صورتیکه در مجاری صفراوی گیر بیفتند می تواند مشکلات جدی ایجاد نماید. جراحی لاپاراسکوپی برای برداشت سنگ کیسه صفرا شایعترین روش است.

آیا آدمها به کیسه صفرای خود نیازی ندارند؟ خوشبختانه کیسه صفرا عضوی است که افراد می توانند بدون آن زندگی کنند. از دست دادن آن حتی نیازی به تغییر دادن رژیم غذایی ندارد. وقتی که کیسه صفرا برداشته می شود، صفرا از طریق مجاری کبدی به خارج از کبد و به درون مجرای صفراوی مشترک جریان می یابد و به جای ذخیره شدن در کیسه صفرا مستقیماً به داخل روده کوچک می رود. به هر حال از آنجا که صفرا در کیسه صفرا ذخیره نمی شود به دفعاات بیشتری به درون روده کوچک جریان می یابد و منجر به ایجاد اسهال در حدود ۱ درصد افراد می گردد. منبع

پسآمد: این اواخر با خوردن اولین تخمه‌ آفتاب‌گردان، توی دلم، احساس تحول میکردم، میدونستم این احساس مربوط به صفراست، اما توجه نمیکردم و هرشب پای تلویزیون یه مقدار متنابهی تخمه میخوردم. چند شب پیش با احساس سرما و دل‌درد شدید از خواب بیدار شدم، سرم را کردم زیر پتو، اما انگار سرما و لرزه‌ی من بیشتر شد. با کمی فکر فهمیدم غذاهای چربی که روز پیش خوردم موجب فتنه و آشوب شدن. تنها راه آرامش و بهبود در این مواقع: اخراج عوامل فتنه از بدن است. این کار را میشه به دو شکل انجام داد: 1-راه سریع=استفراغ. 2-راه آهسته=توالت رفتن. من راه دوم را انتخاب کردم و با خوردن دو قرص ضد اسپاسم معده(هیوسین) و یک استامینوفن و چایی نبات آرام شدم، اما تا زمانی که نرفتم توالت رنگ روم زرد و بیمارگونه بود.  

برخی تفاوت های آقایان و خانم ها

زنان ایران در بازیهای آسیایی (چین)




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، پزشکی و درمان، لينك، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آروغ زدن, استفراغ, تب, تخمه‌ آفتاب‌گردان, تهوع, جراحی, جنسیت, حاملگی, درد, دردی مابین دو کتف, درمان, دیابت, روزه داری, سایر, سفیدی چشم, سنگ کیسه صفرا چیست, سوءهاضمه, عوامل, قولنج, کلسترول, گاز, لوزالمعده, مدفوع سفالی رنگ, نژاد, نشانه ها, هورمون استروژن, یرقان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 آذر 1389 ارسال نظر(19)

ارتباط با رئیس جمهور

رفتم به وب‌سایت رییس جمهوری تا بتونم از قسمت ارتباط با رئیس جمهور ایمیل بفرستم، بعد چند تا کلیک رسیدم به سامانه الكترونيكي ارتباط مردم و دولت(سامد) و دیدم سیستم ارتباطی عوض شده، الان مردم شریف ایران از هر شهری میتونن با شماره‌ی 111 تماس بگیرند و نظر یا شکایت یا خواست خودشون را مطرح کنند. من هم دست به کار شدم و زنگ‌زدم به سامانه و گفتم: بنده بسیار ممنون و سپاسگزار دولت مردمی و عدالت گستر هستم که در حال اجرای قانون تحول اقتصاد و هدفمند نمودن یارانه‌هاست، بنده از دولت و مسئولین محترم خواهشمندم در اجرای این قانون نظر ویژه‌ای به معلولان داشته باشند و این قشر محروم و نیازمند را در راه توانمندسازی و استقلال، هرچه بیشتر مورد توجه قرار دهند، انشاالله حمایت‌های همه‌جانبه‌ی دولت خدمتگزار موجب رفع اندکی از محرومیت‌ها و محدودیت‌های بی‌شمار کنونی شود.

پسآمد: خوشبختانه مسئولین میگن که در اجرای این قانون نظر خاصی به معلولان دارند، اما ما هم نباید دست روی دست بگذاریم، خوبه که با هم لابی کنیم و با اعمال فشار، به حق طبیعی‌مون برسیم. من از همه‌ی دوستان معلول میخواهم زنگ‌بزنند، و لطفا دوستان از دوستان معلول‌شون هم بخواهند که زنگ بزنند، از قدیم گفتن: 1-یه دست صدا نداره. 2-کار نیکو کردن از پر کردن است.

زن‌ها فرشته‌اند عنوان وبلاگی بسیار مفید است. واقعا زن‌ها فرشته‌اند!؟ ویلچر برقی  فاتح یا shark XS110 گیتی تک البرز شرکت است که انواع تجهیزات مخصوص معلولان را میفروشه لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، لينك، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: ارتباط, اعمال فشار, اقتصاد, سامانه الكترونيكي, عدالت, قانون, لابی, مردم شریف ایران, مسئولین, معلولان, وب‌سایت رییس جمهوری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 آذر 1389 ارسال نظر(14)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.