💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


ويلچير روي رمپ يا پله

يكي از بزرگترين مشكلات و موانع براي همه ي افراد كم توان و معلول عصا كش و ويلچر نشين پله است. كساني كه خيلي به فكر ويلچر نشين‌ها بوده اند، قسمتي از پله‌هايشان را تبديل به سطح شيب دار نمودنده اند!؟؟ معمولا تمام بچه هايي كه چشمشان به اين سطوح شيب دار كه براي بالا رفتن و پايين آمدن ويلچر معلولان ساخته شده ميافتد، نمي‌توانند از خير سرسره بازي روي اين سطوح بگذرند. البته ايراد به بچه ها نيست كه چرا با اين سطحي كه قرار بوده كمك حال معلولان باشد بازي مي كنند، چرا كه شيب تند اين سطوح به هيچ كاري جز بازيچه بودن نميآيند. من يقين دارم آدم‌هاي سالم و بي‌مشكل جسماني هم بسادگي نميتوانند روي اين سطوح راه بروند !! چه برسد به آنكه بخواهند ويلچر كش يه آدم ويلچر نشين هم باشند. البته از صاحبان خير انديش مكانهايي كه داراي اين سطوح شيب دار هستند توقعي هم نيست كه بيايند و با طولاني نمودن شيب از شدت آن بكاهند. پس چه بايد كرد؟؟ بهترين و ساده ترين راه صعود و فرود از بلندي همان پله ها ميباشد. حتي يك خانم كم توان هم ميتواند به تنهايي يك معلول ويلچري را از 4 ، 5 پله معمولي به سادگي بالا يا پايين ببرد، فقط بايد راه كار را دانست. كساني كه براي اولين بار بخواهند با ايده و فكر خود فردي ويلچر نشين را از پله هايي بالا يا پايين ببرند دقيقا برعكس آن كاري را ميكنند كه بايد انجام بدهند و با اين كار فشار و سختي زيادي را به خود و شرمندگي بيش از حدي را به معلول تحميل ميكند. براي بالا بردن يه ويلچري از پله شخص كمك كننده و شخص ويلچري بايد هم جهت هم باشند و هر دو بايد پشت به پل‌ها داشته باشند، شخص كمك كننده دسته هاي ويلچر در دست ميگيرد و همانطور كه پشت به پله‌ها دارد از پله‌ي اول بالا ميرود و هر دو پاي خود را روي پله كنار هم محكم ميكند، آنگاه ويلچر را به طرف بالا و روي پله‌اي كه خود هست ميكشد، پس از مستقر نمودن ويلچر فرد كمك كننده يك پله‌ي ديگر را مثل قبل بالا ميرود و دوياره مثل قبل ويلچر را بالا ميكشد. و اين روند ادامه پيدا ميكند تا بالاي پله‌ها . براي پايين آمدن از پله‌ها هم تقريبا همين روند است البته كمي برعكس، راه كار چنين است: شخص كمك كننده و شخص ويلچري بايد هم جهت هم باشند و هر دو بايد رو به پله‌ها داشته باشند، شخص كمك كننده بايد پشت سر فرد ويلچر نشين باشد و دسته هاي ويلچر در دست بگيرد، شخص كمك كننده ابتدا ويلچر را يك پله پايين ميبرد سپس خود يك پله پايين ميرود و هر دو پاي خود را روي پله‌ي پايين مستقر ميكند دوباره ويلچر را يك پله پايين ميبرد و باز خود يك پله پايين ميرود و تا انتهاي پله‌ها همين روند ادامه خواهد داشت. من نميخواهم بگويم كه بالا و پايين بردن ويلچر روي پله به سادگي آب خوردن است كشيدن باري اضافه سخت است حتي اگر فوت و فن كار را هم جهت سهولت كار آدم بلد باشد پايانه: در اعتراض به عمل مجله نشنال جيوگرافي در ناميدن خليج فارس با نام خليج عربي وبلاگ نويسپ‌ها و اينترنتي ها قرار گذاشتند كه در وبلاگ‌هاي خود لينكي جعلي براي وبلاگ خود بسازند با نام خليج عربي تا هركس كه در اينترنت سرچ كرد به وبلاگي ايراني برود و كنف شود . اينطوري :خليخ العربي khalij al arabi - Arabian Gulf




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، تجربه‌، پیرامون ویلچر،
:: برچسب‌ها: پله, سطح شيب, عصا كش, معلول, ويلچر نشين,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 آذر 1383 ارسال نظر(16)

ديگران چه ميگويند

اگر روزي روزگاري در پاركي خيابوني ماشيني جايي, كسي را ديديند كه يه لوله ي پلاستيكي از كنار شلوارش آويزان است كه به اونطرف اون لوله يه كيسه وصل است و اون آدم هي داره با دم و دستگاه ميان تنه اش ور ميره خيلي تعجب نكنيد !؟؟!  افرادي كه كنترل ارادي بدن خود به هر دليلي از دست ميدهند براي دفع ادرار مجبور هستند كه يا از سوند هاي موقت هر 6 يا 8 ساعت يكبار استفاده كنند يا از سوند هاي فولي (ثابت) كه هفته به هفته عوض ميشود استفاده كنند. تا اينجا براي آقايان و خانم ها مشترك بود. آقايان اگر خروج غير ارادي ادرار را از مجرا داشته باشند مي توانند از وسيله اي خارجي براي دفع ادرار استفاده كنند كه نام آن كاندم است .اين وسيله مثل همان كاندوم هاي پيشگيري استفاده ميشود با اين تفاوت كه: نوك اين وسيله سوراخي دارد كه با لوله اي لاستيكي به كيسه اي براي جمع شدن ادرار وصل ميشود. كساني كه از كاندم استفاده ميكنند معمولا گرفتار بزرگي مثانه ميشوند, كه پزشكان براي درمان آن جراحي را تجويز ميكنند، ولي اگر فرد مشكل دار چند ماه مدام از سوند فولي استفاده كند حتما اين مشكل بدون نياز به جراحي رفع ميشود. بنده براي دفع ادرار بيشتر راغب هستم تا از كاندم استفاده كنم هرچند كه به دليل عمل هاي جراحي زيادي كه روي مثانه ام انجام شده ادرار به سختي تخليه ميشود و بنده حتما بايد از تحريك نقاط حساس دور مثانه براي باز شدن دريچه ي غير ارادي اسپنكتر مثانه و تخليه ي آن كمك بگيرم بنده وقتي كه احساس ميكنم كه مثانه ام دارد مشكل دار ميشود براي پيشگيري از بزرگ شدن مثانه 2 هفته اي از سوند فولي استفاده ميكنم تا مثانه ام استراحتي نموده باشد. افرادي كه از كاندوم براي دفع ادرار استفاده ميكنند راه هاي گوناگوني براي تحريك مثانه و باز شدن اسپنكتر غير ارادي مثانه دارند. بعضي ها ضربه ميزنند، بعضي بدن خود را روي ويلچير تكان ميدهند، بعضي از حوله ي گرم استفاده ميكنند و بعضي ها هم مثل من از قلقلك دادن نقاط حساسي كه به تجربه بدست آورده ام كمك ميگيرند. من وقتي جايي باشم كه كسي باشه خيلي مواظب هستم كه كسي متوجه تحريكات من روي مثانه ام نشود ولي هميشه ميدانم كه چشم هايي هستند كه دارند آدم را مي بينند، اون موقع ها حتماً اون آدم ها ميگن: اه اه اه، عجب آدم ناجور و ضايعي، يارو خجالت نميكشه، روي ويلچير و توي كوچه و خيابون و در ملع عام داره با خودش ورميره تا خودش را تخليه كنه!!؟؟ بيچاره من و اونها ؟؟ هر دو حق داريم!!. اميدوارم كه چشم كسي به اين آدم ها و اين كارهاي ناجور اونها نياوفتد پسرفت: ببينيد يه پنجره و يه گلدان و يه گربه و يه ليوان شراب خوري و يه جوراب ميتونن چه تصويري را متصور بشن




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، طنز، تجربه‌، جنسی،
:: برچسب‌ها: سوند, كاندم, مثانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 مهر 1383 ارسال نظر(25)

رابطه

چه ميكنيد با گرماي تابستان و ماه مرداد؟؟ معلومه ديگه حتماً ميفرمائيد كه از گرما خيس عرق هستيم , خوب من هم ميگم خدا را شكر كه شما خيس عرق هستيد!!. چي؟؟ چرا من خدا را شكر كردم؟؟ عرض ميكنم : اخيراً در يك فيلم مستند شايد در شبكه 4 سيما نشان ميدادند كه چند بچه بصورت مادر زادي فاقد غده هاي عرق بودند براي همين نمي توانستند زير نور آفتاب بمانند, چون گرما از بدنشان دفع نميشد و سريع گرمازده ميشدند . براي رفع مشكل اين بچه ها متخصص هاي ناسا براي اين بچه ها لباس ويژه اي از جنس لباس فضانوردها درست نموده بودند با رادياتور آب خنك . خيلي باحاله نه؟؟ اما عرق كردن باحال تره. خوب من هم از زماني كه دچار ضايعه ي نخاعي شدم از نعمت بزرگي بنام عرق كردن كه همه ي آدم ها دارند و قدر اون را نميدانند محروم شدم. بدن بنده اصلاً و ابداً در بيشترين گرماها عرق نميكند و به همين دليل گرما در بدنم ميماند و زود گرمازده ميشوم و پاك از حال ميروم . چاره ي گرما زدگي من (تا روزي كه تمام بدنم مثل شما خيس عرق بشه) چند ساعتي كمپرس آب خنك است

پسآمد: استفاده از سلولهاي جنين‎‎ در درمان فلج : پكن‎‎ ـ پزشكان چيني با استفاده از سلولهاي جنين‎‎ سقط شده فلج و بيماران قطع نخـاع را درمان كردند. به گزارش تلويزيون‎‎ رويترز, پزشكان چينـي در يك جراحي شگفت انگيز بـا اسـتفـاده از سلولهاي جنين سقط شده‎‎ يك آمريكايي26 ساله را كه‎‎ براثر تصادف از نـاحيـه گـردن قـطع نخاع شده‎‎ بود معالجه كردند. اين عمل جراحي‎‎ جـنجـالـي 22 هــزار دلاري سرازير شدن‎‎‎ هزاران نفرازبيماران فـلـج در جهان‎‎‎ به‎‎ سمت بيمارستان پكـن را سبـب شـده است. استفاده‎‎ سلول هاي جنين‎‎ به عنوان موضـوعـي ضد اخلاقي مورد انتقاد است. كارشناسان‎‎ هشـدار دادنـد, بـرخـي از ايـن سلول‎‎ها ممكن است مضر يـا نـاقـل ويـروس باشند . با تشكر از بنده ي خدا براي ارسال لينك اين مطلب




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، پزشکی و درمان، تجربه‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 مرداد 1383 ارسال نظر(0)

شكر گزاري
 سلام حال و احوال ؟؟ در هفته ى گذشته , يك سرى زدم به پيام هاى دوستان در رفراندوم هاى وبلاگ قبلى , اونجا آدرس وبلاگ يك دوست را ديدم كه گفته بود ميخواهد خيلى چيزها بنويسد , وقتى كه رفتم و وبلاگ او را ديدم حال عجيبى پيدا كردم؟!!؟ شما هم اگر دوست داشتيد اون وبلاگ را ببينيد , خيلى آموزنده است با هزاران درس و حرف حساب


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، شاد زیستن،

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 اردیبهشت 1383 ارسال نظر(0)

اندر احوالات.. اندر كردن

سلام ,, حال و احوال تان كه خوب است انشاالله ؟؟ من هم بهتر شدم !! چند روز پيش اونقدر بد حال شده بودم كه نگوووووو روم به ديوار و  گلاب به روي مثل ماه شما , (بيرون روي گرفته بودم) آدم هاي كه حركت فيزيكي اونها كم ميشه خود بخود گرفتار يبوست ميشن . كساني هم كه از ويلچير براي جابجايي استفاده ميكنن ديگه بدتر تر يبوست به تنهايي يكي از مهم ترين عوامل سرطان روده است براي پيشگيري از سرطان و يبوست بايد ميوه و سبزيجات زياد مصرف نمود و غذا هايي مثل : كنسرو ها و گوشت هاي دودي و نمك سود و انواع ترشي جات مصرف نكرد آدم هايي مثل من هر روز  و بي اختيار به دستشويي نياز پيدا نمي كنند مگر اينكه نا پرهيزي كنند و يا بيمار شوند .  مثلا خود من 5 روز يك بار جهت اجابت مزاج دستشويي ميروم , اون هم با برنامه , بايد از 3 روز قبل حتما مقداري ميوه آبدار بخورم (كيوي – پرتغال – نارنگي – آلو – هلو – زردآلو – خربزه – طالبي – انگور  و......) تا با خوردن قرص هاي ملين (بيزاكوديل) با چند ليوان آب ولرم پشت سر هم و با فاصله 30 دقيقه اي بعد از 12 ساعت با ويلچير مخصوص توالت و حمام ((گلاب به روي شما)) جهت رفع حاجت به دستشويي بروم  . براي من يبوست وقتي معني پيدا ميكنه كه در اين روند 1 روز تاخير بيافتد . بنده براي اينكه هم از سرطان احتمالي هم از يبوست پيشگيري كرده باشم ميوه و سالاد و سبزي زياد ميخورم و البته بعضي وقت ها جلوي شكمم را نمي توانم بگيرم و از انواع ترشي هم لذت كافي را مي برم ماست از عوامل مهم يبوست است و نخوردن آن بهتر است , اما روز قبل از اجابت مزاج ميشه چند قاشقي ناخنك زد  . اين دفعه بنده در مصرف سبزي خوردن تازه زياده روي كردم و گرفتار بيرون روي شدم . چاره كار خوردن 10 قرص ديفونكسيلات در 3 نوبت و در 2 روز و  خوردن 10 قرص كوتري موكسازول هر 12 ساعت 2 عدد بود . آدم هايي كه مشكل حركتي ندارند اين وقت ها كلي كلافه ميشن , حالا واي به حال من و امثال بنده اين وقت ها اگه منزل باشيم كه خوبه اما امان از اون وقتي كه آدم هايي مثل من نياز به دستشويي پيدا كنند و دستشويي پيدا نكنند , اون لحضه سخت ترين لحضه عمر آدم ميشه , اون وقت ها بودن در مركز حادثه 11 سپتامر واقعا هزاران بار شيرين تر است دوستاني كه مشكل جسماني نداريد , برويد و  شاد و خوشحال و شاكر سلامتي كه خدا به رايگان به شما بخشيده باشيد من ميگم بايد از اينكه هر جا و هر وقت از هر توالتي كه ميخواهيد ميتونيد استفاده كنيد بايد احساس شادماني و رضايت فراوان نماييد . با عرض پوزش از اين همه حرف نا خوشايند . دوست مهرباني فرموده كه : پاسخ دوستان ايميلي را در صفحه نظر سنجي بدهم , هم فارسي است هم راحت تر ,,,  آيا شما موافق هستيد . شادكام نيكبخت و بهروز و تندرست باشيد .




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها،

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 اردیبهشت 1383 ارسال نظر(0)

اندر احوالات نگارنده با عكس 1
سلام به همه دوستان گل و بسيار عزيز و بنده نواز ,,, حال و احوال ؟؟ براي دوستاني كه وقت خواندن 1299 خط نوشته ي وبلاگ قبلي بنده راندارند كمي تا قسمتي از خودم ميگم تا تصوير واضحي از شرايط بنده داشته باشيد بنده : 32 سال را چندي پيش رد كردم , خودم اين عدد را قبول ندارم كساني هم كه از نزديك بنده را ديدزده اند سن من را باور نمي كنند بنظر شما عكس بنده چه عددي را نشان مي دهد ؟؟ بگذريم بنده , در تهران و در محله غلام رضا تختي به دنيا آمدم . تا سن 22 سالگي در پلاك 22 ي محله ي 22 ي منطقه 12 تهران زندگي كردم .از بعد وقتي كه قواي جسميم را از دست دادم تا حال در يك منزل شخصي, واقع در شهرك 22 بهمن در غرب تهران زندگي ميكنم منزل يك و نيم طبقه اي ما , از دود و دم و سر و صداي داخل تهران 14 كيلومتري به دور است . كل خانواده 5 نفر هستيم كه طبقه ي بالا زندگي مي كنيم كه از كف حياط 8 تا پله ميخوره پايين نيمه زير زمين نيمه مسكوني است و در بست مال بچه هاي بابا ست!! اونا قناري هستند . بابام بازنشسته ي ارتش است , همدم بابام قناري هاي خوش صداش هستند , بابا , با اونها كلي صفا ميكنه و البته كلي هم از كنار اونا پول در مياره . ((من هم فنج و مرغ عشق و طوطي و پيشي و هاپو و يوزپلنگ دوست دارم)) بنده به چند دليل خيلي از منزل خارج نمي شوم , لطفا فكر نكنيد كه من از وضعيت جسمانيم خجالت ميكشم هااا,, اصلا من اهل خجالت نيستم اتفاقا خيلي راحت ارتباط من با مردم و مردم با من برقرار ميشه و اين عالي است دوري از مركز شهر , يك دليل مهم است , كه من خيلي بيرون از منزل نروم اما اين دليل نميشه كه هر وقت هوا خوب باشه از پارك و فروشگاه و جمعه بازار محله مان بهره ي كافي را نبرم . تابستان ها هر شب توي پارك سر كوچه قرار وبلاگي داريم و كلي ... يه دليل مهم ديگه كه باعث ميشه من خيلي نخواهم از منزل بيرون بروم اينه كه براي خروج از منزل بايد از پله ها پايين بروم و براي اين كار حتما بايد داداشم باشه كه من را روي ويلچير از پله ها پايين ببرد داداشم گل و گلاب من , در كمك به من , حتي ثانيه اي از من غافل نميشه و هميشه دربست خود را در اختيار من مي گذار حتي اگه خود عزيزش , خيلي كار داشته باشه , رابطه من و داداشم مثل : ركاب انگشتر ,, و نگين آن است . من هميشه در ركاب داداشم هستم . تشبيه بي نقصي است ,, ولي خيلي متكبرانه است !! نه؟؟ خوب داداش گل من دانشجوي ترم آخر مهندسي عمران است طبيعي است كه او نيز گرفتاري هاي خاص خودش را دارد بقول معروف , ميگن : در ديزي باز است , حياي .... خوب , بايد عرض شود كه , بنده در منزل اونقدر خوش ميگذرونم كه خيلي به بيرون رفتن احتياج پيدا نمي كنم با عرض پوزش ,, چون نبايد خيلي طولاني بشه دنباله قصه هفته بعد به اميد نيكبختي و بهروزي و تندرستي همه و آزادي و آبادي ايران عزيز با تشكر از شركت مخابرات براي اختلال 4 روزه در شبكه و حال ما


:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن،

نویسنده : تاریخ : شنبه 22 فروردین 1383 ارسال نظر(0)

اندر احوالات سلامتي
سلام , حال و احوال ؟؟ قبلا حضور انور دوستان عرض شد كه سلامتي بزرگترين گنج بدست نيامدني دنيا است , حالا , بنظر شما سلامتي چيه ؟؟ بنظر بنده , سلامتي كلي است كه از دو جز مهم تشكيل مي شود : سلامتي = سلامتي جسم + سلامتي روح و روان سلامتي جسماني كه مشخص است . سلامتي روح و روان را هم مي توان : غرور, شخصيت و اعتماد به نفس تعريف كرد . اگر شرايط مناسب نباشد , نبود هر بخش از سلامتي مي تواند به بخش ديگر آسيب برساند . حتما آدم هاي زيادي را ديديد كه به دليل مشكلات جسماني غرور و شخصيت و اعتماد به نفس شان آسيب ديده . بنظر من سلامت روان آدم است كه خيلي مهم است . وقتي آدم روان سلامت ي داشته باشه ميتونه كاري كنه كه ديگران از در كنار او بودن احساس لذت كنند , حتي اگه او به لحاظ جسماني مشكلات زيادي داشته باشه . آدم با روان سالم ميتونه كاري كنه كه ديگران براي انجام هركاري براي او پيش قدم باشن . آدم با روان سالم مي تواند در هر شرايطي از زندگي خود راضي باشه و از هر لحظه هاي زندگي لذت كافي را ببرد اما شخصي كه سلامتي روان نداشته باشه سلامتي جسم خود و كل سلامتي اطرافيان خود را به خطر مي اندازد . اگه مي خواهيد به گفته من برسيد به دادگاه هاي خانواده سر بزنيد . خيلي شلوغ و چرت و پلا تايپ كردم , من كه چيزي نفهميدم , در باره شما : نمي دانم افتاد حالا يا نه ؟؟


:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت،

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 فروردین 1383 ارسال نظر(0)

صفحه قبل1...181920صفحه بعد



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.