حکیمی گفته: انسان در این دنیا مسافری بیش نیست و بر مسافر روزه واجب نیست. من با عنوان مسافری که نخاعی هم هست روزه خواری میکنم، توپ. جهت دیدن موتور 3چرخ و گفتگو با فروشندهای که گفته بود برام موتور مناسب حالم را درست میکنه سر ظهر با داداشم با زبان روزه رفتیم بازار موتور در میدان رازی یا همان گمرک قدیم تهران، توی گاراژی که فروشگاه مورد نظر بود انواع موتور سه چرخ باری و چهار چرخ بیابانی و موتور سه چرخ مخصوص معلولان وجود داشت، یه مدل از موتور 3چرخهاش کلاچ نداشت اما ویلچر توش نمیرفت، و متاسفانه مدلی که ویلچر توش میرفت کلاچ داشت. به طرف گفتم: من موتوری میخوام که با ویلچر برم توش و کلاچ نداشته باشه. اون بنده خدا هم گفت: با شما خیلی تلفنی حرف زدم، این که تو میخواهی را نمیشه درست کرد. دوست بسیار عزیز و بزرگوار آقای کاوسی نویسندهی وبلاگ روزهای جانبازی بهم شمارهی شخصی را داد که توی اصفهان موتور 3چرخ درست میکنه، او هم گفت: اینی را که تو میخواهی را نمیتونم درست کنم.
پسرفت: از بازار موتور و دوچرخه یه چراغ جلو و عقب برای ویلچرم خریدم 15 هزار تومن، ویژگیش اینه که با نور خورشید شارژ میشه. دیگر رهآورد این سفر سر درد و کلافگی از گرما برای داداشم بود.
یه دوست نخاعی در سنگلاخ
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
بدون دسته،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
داستانک،
خودرو معلولین،
:: برچسبها:
بازار,
چراغ جلو و عقب,
چهار چرخ بیابانی,
حکیمی,
در سنگلاخ,
رازی,
سه چرخ باری,
سه چرخ مخصوص معلولان,
گاراژ,
مسافر,
موتور,
میدان,