💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


تشک مخصوص ضایعه نخاعی

بیست سال بود که روی تشکی می‌خوابیدم که قبل من هم دست کم ده سال به ضایعه نخاعی‌های زیادی خدمت کرده بود و پدرم اونو بعنوان تشک مستعمل دریافت نموده بود. تشکی بود راحت و ناراحت. راحت از نظر سلامت و دور نگه‌داشتن بدن از زخم فشاری، وناراحت بود از نظر شکل ظاهری.  مدتها بود که بفکر جایگزینی، برای این تشک پیر بودیم. ابتدا گشتیم بدنبال مشابه همین تشک پیر که دیدیم یافت می‌نشود گرد شهر.

دو سال پیش یه تشک ابری خریدم و به کمک  داداشم سعی کردیم اونو بشکل همین تشک پیر دربیارم.نتیجه ظاهری مطلوب شد اما چون وزن من کمه و فشردگی تشک زیاد بود راحتی مورد نظر من را نداشت. برای نرم شدنش گفتم تابستان انداختنش روی بام تا آفتاب بپوساندش، این کار خیلی تشک را نرم کرد اما باز هم مطلوب نبود، برای نرمتر شدنش گفتم بندازنش توی حیاط منزل و آب بریزن‌روش تا در شب‌های سرد زمستان یخ بزنه و بترکه. اما این کار به نتیجه نرسید، دلیلش این بود که: پدرم رفت و یک تخته تشک نو از همان تشک پیر را برایم خرید.

تابستان گذشته که به نمایشگاه معلولین رفتم، در غرفه‌ی شرکت تولیدی صنعتی امیدان مهر آیین که فعالیتش در زمینه تولید و واردات انواع تشک های طبی، بیمارستانی است یه نمونه از تشک خودم دیدم. خیلی خوشحال شدم. مسئول غرفه گفت: از این تشک‌ها داریم قیمتش هم 350هزار تومانه و هروقت خواستی بهت تخفیف هم میدیم. ماه گذشته دیدم سایت شرکت امیدان مهر آیین تشک را به لیست محصولاتش اضافه کرده. زنگ زدم و سفارش دادم، اما وقتی تشک را اوردن منزل دیدم چیز دیگری ارسال کردن. با اعصاب خورد تماس گرفتم و گفتم: من که تشک فلان را سفارش دادم چرا شما چیزی دیگر فرستادید!؟ گفتن: اون تشک که شما سفارش دادی یه نمونه خارجیه و ما اونو اوردیم برای مشتری سنجی و سفارش‌گیری و تولید در آینده. با توپ‌پر اعتراض کردم و در نهایت ناراحتی گفتم: فوری بیایین تشکی که اشتباهی فرستادین را ببرید و پولم را بدهید. اونها هم انجام دادن.

پایان داستان تشک را برای پدرم که درجریان کار خریدم بود تعریف کردم. پدرم گفت: شماره شرکت را به من بده و شما خودت را مالک تشک بدان. و اینگونه شد که با همت والا و پایمردی پدرانه پدر بزرگوارم تشک پیر به آرامستان ابدی رفت و تشک نو  جایگزینش شد. البته قیمش با تخفیف یک میلیون تومانی، 700هزار تومان شد، که اونوهم پدرم پرداخت. عمرش بلند، تنش سلامت، و عزتش روزافزون باد، آمین.

پسينه: دیروز توی پنج‌شنبه‌بازار محله‌مون ماهی گلی شب عید آورده بودن. صدای پای عمو نوروز را میشه از دور شنید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، لينك، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: انواع تشک های طبی، بیمارستانی, تشک, تشک مخصوص ضایعه نخاعی, دور نگه‌داشتن بدن از زخم فشاری, ضایعه نخاعی, نمایشگاه معلولین,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 بهمن 1394 ارسال نظر(2)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.