خدمت سربازیم را در یک کارخانه ساخت تسلیحات نظامی انجام دادم. سال اول کارم سوراخکاری لولهی مینی کاتیوشا و خمپاره و توپ بود. سال دوم به قسمت کنترل کیفیت منتقل شدم. کارم کنترل اندازههای لولههای توپ بعد از هر مرحله تراشکاری بود. هر دوسال کارم عالی بود و تو چشم تمام پرسنل رسمی بودم. مدیر پروژه خیلی بهم لطف و عنایت داشت و همه رقمه هوامو داشت و البته هنوز هم داره. سال گذشته همین موقع منو به تعاونی مسکن برای خرید آپارتمان معرفی کرد که با تعلل خودم نشد که بشه. دو ماه پیش پیامکی برای آقای مدیری که سربازش بودم فرستادم و گفتم: خدا درهای رحمتش را به روی سرباز شما گشوده و من بزودی پدر میشم. بنده برای تهیهی لوازم و اساس بچه و همچنین برای نگهداری سلولهای بنیادی خون بند ناف نوزاد نیازمند دریافت وامی 5میلیونی هستم، آیا شما میتوانید بنده را به بانکی جهت دریافت وام معرفی نمایید. خلاصه با لطف آقای مدیر و همکارانشان به بانک انصار جهت دریافت وام 5میلیونی خودرو معرفی شدم. بعد تکمیل پرونده فوری پول به حسابم واریز شد و تمام شد. حالا ما ماندیم و 48 قسط 140هزارتومانی.
پسرفت: بنظر شما با وام 5میلیونی میشه چه خودرویی خرید!؟ خیلی از اتولهای توی خیابان قیمت یه آینه بغلشون بیشتر از این حرفهاست.
عید سعید فطر به همه مبارک، ایشالله کامران و کامروا باشید
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
اقتصادی،
ابزار بهتر زیستن،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
پروژه,
تعاونی مسکن,
توپ,
خدمت سربازی,
خمپاره,
دریافت وام,
ساخت تسلیحات نظامی,
سوراخکاری,
کارخانه,
کنترل کیفیت,
لوازم و اساس بچه,
مینی کاتیوشا,
نگهداری سلولهای بنیادی خون بند ناف نوزاد,
وام 5 میلیونی,
وام خودرو,