همیشه در تعجب بودم که چرا کولرمون که فقط یه خروجی باد داره خونمونو خنک نمیکنه!! حتی شبها از شدت گرما بیدار میشدم و با اسپری کردن آب رو تنم خودمو خنک میکردم و میخوابیدم. چند روز پیش، نقاش داشت نردههای بالای دیوار حیاط را با اسپری رنگ میکرد، به همین دلیل مجبور شدیم دربی که فقط من ازش استفاده میکنم و کنار تختمه و همیشه بازه را ببندیم. رنگ کاری چند ساعتی طول کشید. در این زمان بود که احساس کردم چقدر باد کولر و فضای داخل منزل خنکتر از قبل شده. شب هم اون درب را باز نکردن و نتیجه این شد که دم صبح از خنکی باد کولر لرزم گرفته بود. قبلا فکر میکردم اگه باد کولر از لای پردهی آویزان جلوی درب باز فرار کنه بیرون، منزل خنکتر میشه، اما امروز به این نتیجه رسیدم که اشتباه فکر میکردم.
پاپوش: در بخش نظر سنجی یه پیامی میگفت: لطفا به وبلاگ فرزندم صبا
مراجعه نمائید و در صورت امکان به خاطر شرف و انسانیتتان اطلاع رسانی نموده و صدای مظلومیت این خانواده را جهت احقاق حقشان به گوش دیگران برسانید. به اون وبلاگ رفتم، اونچه که دیدم دردناک بود، اما برای منی که خودم گرفتار اشتباه و سهلانگاری کادر درمانی هستم چیز تازهای نبود. دوستان به وبلاگ فرزندم صبا مراجعه کنید و با پیامی موجب دلگرمیشون بشید.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
اسپری,
اشتباه و سهلانگاری کادر درمانی,
پرده,
نقاش,