يه وقت هايي كه مادرم توي آشپزخانه يا توي حياط يا توي زير زمين يا بالاي پشت بام، داره اسباب آسايش ما را فراهم ميكنه و بقيه ي اعضاي خانواده بي خيال داريم تلويزيون مي بينيم يا استراحت ميكنيم، با خودم ميگم اگه من الآن جاي مادم بودم چه ميكردم؟؟ زحمت همه ي مادرها يه طرف زحمت مادر هايي كه به نوعي فرزند معلول دارند يه طرف و البته زحمت اين دو گروه يك طرف و زحمت مادرهايي كه خودشون معلول هستند يك طرف. من با تمام كائنات نميتونم زحمت هاي يك روز مادرم را جبران كنم. اميدوارم امسال زورم برسه تا بتونم دست هاي مهربون مادرم را ببوسم. مادر تمام بوسه هاي عالم براي دست و پاي تو كمه.
پاورقي : چند وقتيه كه يه اسپمر وبلاگ بنده را پر از كامنت هاي تبليغاتي يه شركت كرده. بنده خيلي از اون كامنت ها را حذف نمودم اما اون از من خيلي پر رو تر تشريف داره براي همين از نويد خان عزيز و گل درخواست كردم كه وبلاگ را به حال و روزي دربياره تا دوستان عزيز و معلول بنده كه تمايل به خواندن نوشته هاي توي آرشيو دارند ديگه كامنت ها را همراه با متن اصلي نبينند. اميدوارم كه مسبب اين ناراحتي به ويروس آنفولانزايه اينترنتي گرفتار بشه
يه سئوال از دوستان : آيا كامنت ها و ايميل هاي من باعث شده كه شما فكر كنيد : من فكر كردم كه شما عاشقمن شديد؟؟
شعر هاي ناب و كامل و پر از احساس محمد واقعا خواندنيند
توي اين وبلاگ يه عكس لختي از دكتر شريعتي هست
يه عكس توي ساحل از ......
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
:: برچسبها:
آشپزخانه,
اعضا,
خانواده,
دكتر شريعتي,
روز مادر,
عكس لختي,