سرنوشت: سريال دوران مشروطه باعث شد كه بخواهم بدانم كه در نت چه چيزهايي پيرامون حرمسراي شاهان هست؟ بخشي از اونچه كه يافتم را ميتونيد بخوانيد و ... نوشته اند روزی شاه عباس به یکی ازدختران حرم پیام می دهد که به خوابگاهش بیاید. دختر اظهار کسالت می کند ونمی رود. فردای آن روز شاه خودش به اتاق دخترمیرود اما دوباره دختربه بهانه بیماری ازاو دوری می کند، سرانجام شاه طبیبی را برای مداوایش می فرستد، اما پس از برملا شدن دروغ دختر، دستور می دهد او را زنده زنده در بخاری بسوزانند. داستان دیگری نیز هست که روزی شاه سلیمان به دیداریکی از زنانش که شوهرداده بود، می رود. وقتی با او تنها می شود ازاو میپرسد: شوهرت را دوست داری یا مرا؟ زن می گوید: شوهر شرعی و قانونیام را. و شاه از شدت خشم دستور می دهد در رودخانه بیندازندش اما پشیمان می شود. دوباره فرمان می دهد او را بسوزانند و باز پشیمان می شود و سرانجام زن، جان سالم به در می برد روزی شاه به خواجه باشی دستور داد که یکی از زنهای مورد علاقه اش را بسوزاند. خواجه باشی به این امید که عشق فراوان شاه به این زن ممکن است او را پشیمان کند، به این کار دستنزد. فردای آنروز هنگامیکه شاه از خواجه باشی از حال زن پرسید، جواب داد که کار را امروز انجام خواهد داد. شاه فوراً دستور داد که خواجه باشی را در آتش بسوزانند و آن زن را بخشید.كل مطلب را كه جالب هم هست اينجا سير كنيد چنين نقل ميشود که شاه در يکي از سفرهايش به اصفهان، دختر ده، يازده سالهي ژندهپوشي را ميبيند که صورتي زيبا، موهايي طلايي و چشماني فيروزهاي رنگ دارد. اين برخورد با دختر مورد نظر، احساسات شاه را به شدت دگرگون ميکند. «فتحعليشاه»، اسب خود را از رفتن باز ميدارد و به يکي از خواجهسرايان دستور ميدهد که ترتيب بردن دختر را به حرم شاهي بدهد. شب وصل، بستر زفاف را بر تختي گوهر نشان ميگسترند که «تخت خورشيد» نام دارد. شاه قاجار به ياد آن دقايق شيرين همبستري با «طاووس خانم»، تصميم ميگيرد نام «تخت خورشيد» را به «تخت طاووس» عوض کند. در مورد ويژگيهاي تخت طاووس، «لردکرزون» فرانسوي چنين مينويسد: حرمسراي هزار نفرهي «فتحعلي شاه» قاجار و داستان سوگلي او «طاووس خانم»
پسرفت: سريال حضرت يوسف هر قسمتش ختم ميشد به كلي جوك بامزه يه سري از اون جوكها مربوط بود به خواب و تعبير خواب، يكي از اون خوابها اين بود كه:كسي در خواب ميبينه كه يه گاو لاغر چند خر فربه را ميخورد، اون موقع تعبيرهايي ازش كردن كه شايد اون موقع درست بنظر ميامد!؟ اما بنظر من درستش اين شد كه: خوشههامان را خوردند يه آب هم روش سر كشيدند.
تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني
حرمسراي «آغا محمدخان قاجار»
بهاي کنيزان گرجي در ايران ارزان ميشود
لينك دوستان من
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
لينك،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
بستر زفاف,
تاريخ ناگفته,
چشماني فيروزهاي,
حرمسرا,
خواجه,
دوران مشروطه,
شاه عباس,
شب وصل,
صورتي زيبا,
موهايي طلايي,