💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

راهنمای جامع و کامل مناسب‌سازی خانه برای معلولین ویلچری و کم‌توان کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاع : iriom.ir نوشته‌های من در سال 1382 آدم فضايي این روزها عروس قطع نخاعی که ایستاد مناسب‌سازی منزل و خودرو معلولان دستگاه تازه ساخت ویلچر رانی ماراتن کانال تلگرام وبلاگ تخریب جای زخم آسیب نخاعی تقويت عضله انتحار در عروسی توصیف یک مکان مولکول ترمیم آسیب نخاعی راديو،جنگ،رمضان عکس رخ یار واکنش به آسیب نخاعی درمان آسیب نخاعی با سلول بنیادی كاشكي عکس نیم رخ یار طب سنتی ارتباط نوار عصب هنر چهل سالگی احیای توانایی حرکت در آسیب نخاعی تزریق آسیب نخاعی را ترمیم می‌کند نوار مثانه تو پیاده‌رو مداوای بیماران مغز و اعصاب با سلول‌های بنیادی بحران اقتصادی و اجتماعی شيرين كاري اتفاق ناخوشایند روشی برای درمان آسیب‌های نخاعی خبری برای معلولین تهران رفتم كه رفتم کار غیر کارشناسی منبع سلول بنیادی عصبی حکایات و روایات هزاره نگراني کارت هوشمند سرویس مددجویان بهزیستی پیوند برای درمان آسیب نخاعی سلام فرمانده جانب احتياط میز مخصوص ویلچر بازسازی سلول عصبی نخاعی مطالبه‌گری تعليمات اجتماعي آشناییم با خانمی برای ازدواج سلول بنیادی و درمان آسیب نخاعی یک بام و دو هوا !؟ پوكي استخوان برای رسیدن به تفاهم


علامت‌های آلرژی و سینوزیت

ساعت ده شب زنگ زدم به دکتر متخصص اطفال(دختر خالمه). بعد سلام و احوال پرسی، گفتم: نمیدونم چرا چند ماه است که مرتب سرمامیخورم، هنوز خوب نشده دوباره سرمامیخورم، تازه از سرماخوردگی بدتر اینه که همش احساس میکنم توی یه زیرزمین نمور که توش پر از نفتالین باشه دارم نفس میکشم!؟ خانم دکتر گفت: اینها که میگی علامت‌های آلرژی و سینوزیت است. خانم دکتر یه شربت معرفی کرد و گفت: با خوردن شربت و شستشوی بینیت با آب‌نمک ایشالله خوب خواهی شد. بعد تشکر و خداحافظی، زنگ‌زدم به خواهرم و گفتم: فردا وقت برگشت از محل کارت (بانک) این دارو را برام بگیر و بیار. دست خواهرم طلا، او در شرایط عادی همه کار برامون میکرد، از وقتی هم که همسرم باردار شده زحمت او هم چند برابر شده. از کار که برمیگرده اول میاد و کمکم میکنه که بشینم رو ویلچر، هر وقت هم که بخوام میاد تا منو بذاره روی تخت. نحوه کار برای از تخت به روی ویلچر رفتن اینطوریه:  1_ پشت تخت بیمارستانیم را 90درجه میدن بالا. 2_ مچ پام را میگیرن و بسمت لب تخت میکشن، البته همراه و همزمان با من، درست همان وقتی‌که خودم را با دست به لب تخت میکشم. 3_ از لب تخت خودم را کج میکنم و اون دستم را که طرف خارجی تخته را روی دسته ویلچر میذارم و باز با فردی که مچ پام تو دستشه هماهنگ میرم روی ویلچر، شخص کمک کننده اینجا کف پام را زمین میذاره.

نحوه کار برای از روی ویلچر به روی تخت رفتن اینطوریه: 1_ شخص کمک کننده مچ پاهام را میگیره و پاهام را از حالت خمیدگی زانو خارج میکنه و اونها را موازی با زمین و تخت نگه میداره. 2_ من یه دستم را میذارم رو تخت و دست دیگرم را میذارم روی دسته ویلچر و با هماهنگی و کشش فرد کمک کننده خودم را میکشم بالای تخت. اگر شخص کمک کننده پاهام را تا وسط تخت نکشه، من بین راه و سر تخت گیر میکنم. پسوند: روی دارویی که خانم دکتر تجویز کرده نوشته این دارو خواب آور است و هنگام استفاده از این دارو از انجام کارهایی که نیازمند هوشیاری است جدا پرهیز کنید.  واقعا هم بسیار زیاد خواب آورست، با خوردن اولین قاشق از این دارو روی ویلچر داشت خوابم میبرد، یه ساعت پیش هم ازش خوردم و الان دارم میــــــــــــــــــرم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان، تجربه‌، پیرامون ویلچر،
:: برچسب‌ها: آلرژی, سرماخوردگی, سینوزیت, علامت, متخصص اطفال, نحوه از تخت به روی ویلچر رفتن, نحوه از روی ویلچر به روی تخت رفتن, نفتالین,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1392 ارسال نظر(26)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.