چند آهنگ از احمد آزاد، تو گوشیم داشتم که هیچ وقت اونها را گوش نمیدادم، بنابراین هفتهی گذشته اونها را حذف کردم، عصر همون روز خبر اومد که اوشون در سن 60سالگی به دلیل ایست قلبی در هنگام ورزش، دار فانی را وداع گفت. با این خبر فکرم حسابی درگیر شد. من هم مثل خیلیها حال خوبی با ترانه ساقی اوشون در دهی60 داشتم. یادمه در اون دوران در دوره راهنمایی، وقتی سر کلاس بودم، هر ثانیه اندازه یه گوگل سال نوری کش میآمد. (حتما خیلیها میدانند که: گوگول عدد بزرگی به اندازهٔ ۱۰به توان۱۰۰ است، در واقع عدد ۱ با صد صفر است) الان اوضاع طوری شده هفتههام به سرعت برق میگذرند و باسرعت دارم بسوی فتح 50سالگی در سال جاری پیش میرم. عکسهای منتشر شده از احمد آزاد، نشانهای از پیری و چین و چروک در ظاهرش نداشت، خبر هم میگه: ایست قلبی در هنگام ورزش، این یعنی طرف از نظر جسمانی سلامت بوده. یه مقایسه کردم بین اون خوشگذران و ورزشکار با خودم که 30ساله زمینگیر و ویلچر نشین هستم. نتیجه این مقایسه چی میتونه باشه جز خواندن فاتحه.
این قافله عمر عجب میگذرد
دریاب دمی که با طرب میگذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب میگذرد
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
:: برچسبها:
این قافله عمر عجب میگذرد,