💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


مرگ

بيش از 100 نفر از هموطنان عزيزمان در حادثه‌ي سقوط هواپيماي ترابري ارتش در تهران جان به جان آفرين تسليم كردند. براي خانواده‌هاي اين عزيزان صبر و براي جان باختگان بهشت برين را طلب مي‌نمايم. اين حادثه‌ها تنها به دليل بي‌كفايتي و بي‌تدبيري بعضي‌ها كه باعث شدن دفاع مقدس به جنگ تحميلي و موشك باران شهرها و ... تبديل بشه بوجود ميآد. توي اون روزهاي موشك بارون تهران خونه‌ي ما توي خيابان مولوي در جنوب تهران بود. يه روز كه چندتا موشك پشت‌سرهم اومد توي فضاي تهران من و خواهر بزرگم رفتيم پشت‌بام منزل تا ببينيم كجا‌ها‌ي شهر موشك خورده, همون لحظه‌هاي اول ورودمون به پشت‌بام يه صدايي شبيه صداي آمبولآنس به ما نزديك ميشد, من با خودم گفتم: دمشون گرم چه سريع خودشون را دارن به محل حادثه ميرسونن؟!. يه دفعه احساس كردم يه چيز سياهي بالاي سرمون تو آسمونه, سرام را كه بالا بردم ديدم كه يه چيز دراز و كلفت داره تو آسمون از بآلآي سرمون به طرف زمين شيرجه ميآد. به خواهرم گفتم بشين زمين موشكه. ما پشت ديواري كه پشت‌بام خونه‌ي ما را از همسايه سوا مي‌كرد و نيم متر بيشتر نمي‌شد, نشستيم و موشك را با چشم دنبال ‌كرديم, موشك 20 متر دورتر از ما و توي پشت‌بام دوتا خونه اون‌ور تر فرود اومد. خوشبختانه پشت بام همسايمون كاه‌گلي و تير چوب بود و موشك عمل نكرد و من الآن در خدمت شما هستم. مرگ خيلي  به آدم نزديكه و هر كس هر لحظه ممكنه غزل را بخونه, پس بايد از تمام لحظه‌هايي كه در اون هستيم لذت ببريم.

پاورقي: لينك‌هايي از وب سايت مردمان:  خانواده و ازدواج, مد و مسائل زندگي , سلامتي و بهداشت , تغذيه و تناسب اندام , روشهاي موفقيت , انواع شخصيت , ذهن و موسيقي , روانشناسي رنگها , روشهاي كاهش استرس , راههاي "نه" گفتن , هنر متقاعد كردن , رنگ لباس مناسب

هرچه ديدي:surprise هيچي نگو(عكس)




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، خاطره،
:: برچسب‌ها: جنگ تحميلي, راههاي نه گفتن, روزهاي موشك بارون تهران, سقوط هواپيما, هنر, يه چيز دراز و كلفت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 آذر 1384 ارسال نظر(20)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.