چند روز پيشيها يه دوست تازهي وبلاگي كه ضايعه نخاعي استش با همسرش آمدن منزلمون و چند ساعتي با هم گل گفتيم و گل شنفديم. آقا كريم و همسرش خوزستاني و از من جوانتر هستند. دوست ما تا 4 سال پيش كه ضايعه نخاعي ميشه, روي كشتي كار ميكرده و به همين دليل به خيلي جاهاي دنيا سفر كرده. كريمخان ميگفت كه در كشور مصر مردم روي شيشههاي مغازهها و پشت ماشينها و خيلي جاهاي ديگه مينويسند: يكي از هزاران, وقتي كه از معني و مفهوم اين جملهي همهجا گير از مصريها پرسيده بودند, اونها جواب داده بودند: توي اين دنياي بزرگ آدم هر كس و هر طوري كه باشه هزاران نفر ديگه شبيه به او هست. پش نه بايد از اونچه كه هستيم مغرور شد و نه ناراحت.
پسوند: براي اين بار ميخواستم در مورد توالت رفتن بنويسم: دوستاني كه بدون اين مشكلاتي كه ما داريم, راحت و سه سوته ميريد توالت, ميبينيد چقدر خوشبهحآلتونه و از اين حرفها, اما با خودم گفتم اگه اين بار هم از توالت رفتن بنويسم حتما اون كساني كه هميشه نيمهي خالي ليوان را ميبينند ميگن:اه اه اه, اينجا ديگه چيزي كم از توالت عمومي نداره, پس من هم موضوع را عوض كردم و چيزي از توالت و توالترفتن ننگاشتم.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
خوزستاني,
دوست تازه,
كشتي,
كشور,
مصر,
مفهوم,
يكي از هزاران,