|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
قطع نخاعيها به دو دسته تقسيم ميشن: 1_كساني كه از كمر قطع نخاع ميشن. 2_كساني كه از گردن قطع نخاع ميشن. بزرگترين دغدغهي همهي كساني كه گرفتار ضايعهي نخاعي ميشن: 1_اجابت مزاج بي دردسر است. اونچه كه باعث سهولت اجابت مزاج در افراد سالم ميشود: راه رفتن و نشست و برخاست كردن و توانايي نشستن در توالت و منقبض كردن ماهيچههاي شكم(زور:hypnoid:cryزدن) و بازكردن ارادي
اسفنگتر مخرج(شلكردن)است. يه فرد ضايع نخاعي براي داشتن يه اجابت مزاج منظم و راحت و كم دردسر بايد حسابي برنامه ريزي كنه و خيلي چيزها را در نظر بگيره: 1_اصلا ماست و انار و كلا خوراكيهاي يبوست زا نخوره. 2_هر روز ميوههاي مثل پرتقال,كيوي,انگور,خربزه و كلا خوراكيهاي ملين بخوره. 3_آب زياد بخوره. 4_از داروهاي مناسب براي بيرونروي استفاده كنه: بيزاكوديل, شربت شير منيزيم, قرص سي لاكس و... . 5_از روشهاي كه به حركت روده كمك ميكنه ياري بگيره: ماساژ شكم, آب ولرم خوردن زياد با دارو و حبس كردن نفسهاي عميق. 6_در موقع لزوم: خيلي زود و خيلي دير نره توالت و خيلي هم زود از توالت بر نگرده. در مطلب بعد در مورد نحوي توالت رفتن خودم:ohميگم:teeth.
پيوست: فكرميكردم كارخانهي سازندهي اتومبيل سيناد گيربكس اتومات اين ماشين را هم توليد ميكنه, اما وقتي به كارخانه زنگ زدم گفتن: ما اتول گيربكس اتومات نداريم.(دماغ سوخته)
نخاعيهاي عزيز اين مطلب را در وبلاگ يه دوست قطع نخاع بخونند
دوستان معلول تهراني كه عضو بهزيستي نيستن براي راهنمايي گرفتن با شمارهي148نداي مشاور بهزيستي تماس بگيرن.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
:: برچسبها:
اجابت مزاج,
اسفنگتر,
بيزاكوديل,
دغدغه,
شربت شير منيزيم,
ضايعهي نخاعي,
قرص سي لاكس,
ماساژ شكم,
ماهيچههاي شكم,
مخرج,
ملين,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 فروردین 1385
يكي از دوستان وبلاگي گفته كه: ما بالآخره نفهميدم توانايي سكس در آدم قطع نخاع ازبين ميره يا نه؟!!؟, آخه با اين عكسها كه تو وبلاگ تو هست بدجوري مشكوك ميزنه؟!!؟. من: اين عكسها به دو دليل توي اين وبلاگ هستن: يك: متنوع و خارج نمودن وبلاگ, از بيروحي و سردي مطلق. دو: جذابيت اين عكسها براي خيليها. و اما پاسخ به سئوال دوست وبلاگي: رفتار جنسي را ميشه به دوبخش كلي تقسيم كرد: اول ميل و خواست جنسي. دوم نيرو و قوهي جنسي. ميل و خواست جنسي كاملا به مغز مربوط ميشه و اين نيرو در وجود هيچ كس ازبين نميره حتي اگه شخص قطع نخاع يا يائسه باشه, اما قوه و نيروي جنسي به دلايل مختلف(بيماري,عفونت,استرس,بالا رفتن سن و....) در هر كسي ممكنه كم بشه. توانايي رفتار جنسي در افراد قطع نخاع ازبين نميره بلكه به دليل اونكه ارتباط بين مغز و قسمتهاي فلج بدن بسيار كم و محدود ميشه نوع عكسالعمل بدن به اين رفتار عوض ميشه, در افراد قطع نخاع مغز و بدن به تحريكهاي هم جواب نميدن, اما ميشه در وقت مناسب اين ارتباط و هماهنگي را بوجود آورد. رفتار جنسي با تمام حواس پنجگانه هماهنگي داره كه تمام اين حواس را مغز در جهت رضايت جنسي همسو ميكنه, در يك فرد قطع نخاع تنها بخشي از يكي از حواس پنجگانه(لامسه) اون هم در قسمت فلج بدن مختل ميشه و مغز از اون حس علامتي دريافت نميكنه تا بتونه به اون پاسخ لازمه را بده, ولي اين دليل نميشه كه شخص نتونه از بقيهي حواس باقيمانده استفادهي لازمه را نبره, و اين برميگرده به قدرت سازگاري و تطبيق پذيري مغز با شرايط. اونچه كه در مردها از بين ميره مربوط ميشه به: آخرين قسمت رفتار جنسي, يعني توانايي توليد اسپرم و انزال طبيعي, البته اين را پزشكان با شوك الكتريكي براي توليد مثل جبرانش ميكنن. جالبه كه توانايي جنسي و توليد مثل در خانمهاي قطع نخاع با خانمهاي سالم فرقي نميكنه. نخاع از هر جا كه آسيب ببينه از اون قسمت به پايين(تو اين عكس معلومه), بدن فلج ميشه, مرد و زن هم نداره, به همين دليل مرد و زن قطع نخاع توانايي جنب و جوش را در رفتار جنسي از دست ميدن.
پاورقي: يه همسر با اخلاق و رفتار ناشايست(خسيس,وسواس,فحاش,دستبزندار و در كل بيمعرفت) ميتونه معاشقهي هيجانانگيز و لذتبخش را به كابوسي وحشتناك و چندشآور تبديل كنه؟؟.
وبسايت يه دكتر متخصص مغز و اعصاب وطني
وبسايتي انگليسي براي قطع نخاعيها
وبسايتي به زبان انگليسي براي آموزش رفتار جنسي بعد قطع نخاع شدن
انزال در نخاعی ها
نخاعی انزال دارد
قطع نخاع و سکس
نكته هايي براي بهبود بخشيدن به ارتباط جنسي, فونتش يكه:
Always remember that good sex begins while your clothes are still on.
هميشه به خاطر داشته باشيد كه سكس خوب هنگامي آغاز ميشود كه هنوز لباس به تن داريد
Take time to think about yourself as a sexual being.
براي فكر كردن به رضايت شخصي هنگامي كه سكس آغاز ميشود عجله نكنيد.
Take responsibility for your own sensual and sexual pleasure.
مسئوليت كامجويي جسماني و راواني خود را به عهده بگيريد
Talk about sex with your partner.
با همسر خود در بارهي معاشقهي خود حرف بزنيد
Make regular time for togetherness with your partner.
زمان منظمی را برای با همسر خود بودن اختصاص بدهيد
Don't let sex become routine.
اجازه ندهيد كه رفتار شما يكنواخت شود
Fantasy is one of the best aphrodisiacs you can find.
قوهي تخيل بهترين داروي تقويت كنندهي قواي جنسي است كه پيدا ميشود
Don't carry anger into your bedroom.
ناراحتی را با خود به اتاق خواب نبريد.
Realize that good sex isn't just a matter of pushing the right buttons.
بدانيد كه سكس خوب فقط فشار دادن نيست
Don't make sex serious.
سكس همهي زندگي نيست
Don't always wait to be "in the mood" before agreeing to have sex.
قبل از توافق در مورد سكس داشتن، منتظر نباش كه " در حالت خوب" باشی.
Realize that if you and your partner don't see eye‑to‑eye on what you enjoy sexually, it isn't tantamount to destroying your relationship.
نگاه نكردن مستقيم به چشمان همسر در هنگام ارتباط جنسي باعث ازبين رفتن كامجويي ميشود
If sexual problems occur in your life, realize that you're like most other people. But if sexual problems persist over time, don't just wait for them to go away‑‑get help while treatment is still apt to be easy.
شما هم مثل همه گرفتار مشكل جنسي خواهيد شد بهتر اين است كه خيلي زود به رفع مشكل خود اقدام كنيد تا مشكل شما كهنه نشود
Keep your sexual expectations realistic.
توقعات جنسي خود را واقعبينانه نگه داريد.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
تجربه،
جنسی،
:: برچسبها:
استرس,
انزال در نخاعی,
بيماري,
توانايي,
رضايت,
رفتار جنسي,
سكس,
عفونت,
قطع نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 دی 1384
آيا ادار شما فشار و جهش داره؟؟ آيا شما از ادرار كردنتون لذت ميبريد؟؟ اينها سئوالهايي است كه پزشكان متخصص كليه و مثانه و مجاري ادرار, از بعضي از
بيمارهاشون ميپرسن. پزشكان اعتقاد دارن كه خيليها هستند كه وقتي ادرار ميكنن, از اون لذت ميبرن. توي چند مطلب قبليم در مورد مشكل دفع ادرار و اجابت مزاج در افراد معلول نوشته بودم, كساني كه اين همه مشكلي را كه من نوشته بودم را ندارند و راحت ميرن توالت و با خيال راحت و با لذت فراوان و يا بيلذت يك و دوشون را ميكنن آيا نبايد هزاران بار خدا را براي اين نعمتهاي بو گندو كه بهشون داده شكر كنند.
پاورقي: فريد يه دوست ضايعه نخاعي هستش كه براي تخليهي ادرارش از سوند ساعتي استفاده ميكنه و اصلاحيهاي براي مطلب قبلي من نوشته كه حتما كاربران سوند ساعتي بخوننش: کسانی که از سوند ساعتي برای تخليه ادرارشون استفاده میکنن بايد حداقل هر ۴ ساعت يك بار سوند بزنن که من پيشنهاد میکنم هر ۳ ساعت باشه يا اگه آب زياد میخورن هر ۲ ساعت يا هر ۱ ليوان آبی که میخورند ۲ ساعت بعدش سوند بزنن و هر ۶ ماه يکبار هم بايد کليه هاشون رو چک بکنن هر ۶ ساعت سند زدن خيلی خطرناک هست باعث فشار روی کليهها ميشه چون مثانه بايد هر ۲-۳ ساعت يه بار تخليه بشه فرقی نميکنه ادرار کم باشه يا زياد.
اگه روي بخش اول اسمهاي زير كليك كنيد عكسهاي فوق را با سايز كوچك حتما خواهيد ديد, بخش دو هم لينك به سايز بزرگ همون عكسهاست كه شايد ديده نشن آنجلينا جولي- شارون استون-بريتني اسپرز– هات مادونا – هَلي برَي
نيني چاق و چله اينجا حتما ديده ميشه
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
ادار,
جهش,
فشار,
لذت,
متخصص كليه و مثانه و مجاري ادرار,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 09 دی 1384
خيلي از دوستان معلول دفع ادرار, ارادي و غير ارادي ندارن و براي دفع ادرار مجبورند كه يا از سوندهاي ثابت(فولي) استفاده كنند يا هر 6 يا 8 ساعت يك بار با سوندهاي چند بار مصرف(نلاتون), مثانه خودشون را تخليه كنند. استفاده از سوند ثابت بديش اينه كه آب بدن را ميكشه و اجابت مزاج رو اساسي مشكلدار ميكنه, اما حسنش اينه كه آدم خاطرش جمعاه كه كليهها سالم ميمونند. به روش ساعتي مثانه را تخيله كردن براي شخص آزادي حركت به همراه داره ولي شخص بايد هميشه نگران كليههاش باشه. كساني كه از بابت كليههاشون نگراني دارند اگه بيخودي حالت تهوع داشتند حتما به پزشك متخصص مراجعه كنند. من به دوستاني كه از روش تخيليهي ساعتي مثانه استفاده ميكنند پيشنهاد ميكنم كه حداقل هر 2 سه ماه يك بار يك هفته از سوند فولي استفاده كنند و در اين مدت خيكشون را به آب ببندند تا كليهها و مثانهشون از تحت فشار بودن مدام خارج بشه.
پاورقي: حتما توي دوست و آشنا كسي را ميشناسيد كه تولدش همين روزها باشه يعني دو 3 روز اينور و اونور شب يلدا, اين افراد نتيجهي عملياتي هستند كه مرحوم مصدق و عمو نوروز مسببش بودن. شب چلهايها تولدتون مبارك(خوووب بيييد)
يه نيني چاق و چله با چيزش...
تصاويری از آشواريارای بازيگر هندی
ارسالsms رايگان به کانال پی ام سی
نامه عمر به يزدگزد سوم ساسانی و پاسخ يزدگرد به آن
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
حالت تهوع,
دفع ادرار,
سوند ثابت فولي نلاتون,
شب يلدا,
عمو نوروز,
كليهها,
مثانه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 دی 1384
ماه رمضان به همهي روزه داران و روزه خواران مبارك. اميدوارم توي اين ماه خدا ايمان همه را كامل كنه. دعاي خوبي بود؟؟ يكم بدجنسي توي اين دعا هست. آخه اين دعا را در حق آدم هاي درحال احتضار ميكنن. و اما، ميگن هركي به گربه آب بپاچه زيگيل درميآره. بعضيها معلوم نيست به گربه چي ميپاچن كه عيبشون زيگيل درميآره. زيگيل هرجا كه باشه ناخوشآينده. نميدونم درمان علمي زيگيل چيه و چقدر جواب ميده. پدر من يه راه براي درمان زيگيل بلده كه اصلا علمي نيست آمآا صد در صد جواب ميده، راهش اينه: شب اول ماه قمري بايد يه تيكه(قد يه نخود) گوشت گوسفندي تازه را روي زيگيلها ماليد و همزمان هفت بار سوره ي اناانزلنا را خواند و آخر سر اون گوشت را توي باغچه خاك كرد طوري كه گربهاي كه بهش آب پاشيده شده نتونه بياد گوشته را بخوره. با ازبين رفتن گوشت زيگيل هم از بين ميره.
پاورقي: شهره آغداشلو در ايران, شهره30 سال بعد در هاليوود
نتيجهى اخلاقي=> شهره = قالي كرمون
دكتري كه گرگ بيابان شده
خواننده اي بنام شكيرا
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
ايمان,
درمان,
زيگيل,
گربه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 مهر 1384
مطلب اين دفعه فقط براي بچههاي معلول و غيرمعلوله: سيبيلوو و پشمالوو مجازه پس براي اينكه جلوي چشم شيطونكهاي زير18 سال نباشه اون را تو
آرشيو گذاشتم تا اگه كسي خواست با كليك روي لينكش اون رو از آرشيو بيرون بياره.
پاورقي: از اول به من ياد دادند كه موقع عطسه جلوي خودم را بگيرم و خيلي بي سر و صدا عطسه كنم. البت تو خانواده ي ما فقط من بي صدا عطسه ميكنم و بقيه انفجاري عمل مي كنند. آمآااااا: همسايه روبرويي ما (خانومه) اونقده محكم و انفجاري عطسه ميكنه كه بيا و بشنوووووو.... . من هم يه وقت هايي براي خنده و رو كم كني هم كه شده با داد و تمام توان انفجاريم عطسه ميكنم.
كاندوم دو نوع زنانه و مردانه داره. كاندوم زنانه سه 4 مدل داره و براي پيشگيري از بارداري و بيماريهاي مقاربتي داخلي و بيماريهاي پوستي قسمت بيروني دستگاه تناسلي بكار برده ميشه. كاندوم مردانه 2 مدل داره اولي كه متداوله براي پيشگيري از بارداري و بيماري استفاده ميشه. براي موفقيت در استفاده از كاندم پيشگيري بايد به چند نكته توجه كرد. 1- كاندوم بايد در حالت انبساط آلت به روي آلت كشيده بشه. 2- كاندوم نبايد خيلي تنگ و خيلي گشاد باشه. 3- موقع كشيدن كاندوم به روي آلت بايد يك سانت ابتدايي كاندوم را بين انگشت شست و اشارهي يك دست محكم گرفت و با دست ديگه كاندوم را به روي آلت كشيد.(يك سانت ابتدايي كاندوم بايد آزاد باشد براي زمان تخليهي اسپرم). مدل دوم كاندوم مردانه با نام كاندومشيت شناخته ميشه و براي كساني استفاده داره كه بياختيار ادرارشون تخليه ميشه، مثل معلول ها. روش بكار بردن اين كاندم دقيقا بر عكس استفاده از كاندوم پيشگيري است. يعني:1- كاندوم بايد در حالت انقباظ آلت به روي آلت كشيده بشه. 2- حتما كاندوم بايد كيپ و بدون جاخالي در ابتدا باشه. 3- اندازهي كاندوم بايد كيپ در حالت انبساط باشه. 4- هرچي جنس كاندوم نازكتر باشه پايداري بيشتري داره. كاندوم تنگ باعث بريدگي و زخم ميشه. براي پيشگيري از زخم شدن آلت بهتر است از سايز بزرگتر كاندوم استفاده بشه. براي پايداري كاندوم بزرگ در مقابل خروج ادرار بهترين راه: قيچي كردن كاندوم هاي سايز كوچك به طول يك سانت يك سانت است، اين برش ها را ميشود بصورت رينگهاي يكسانتي روي كاندم بزرگ انداخت(فقط از دو رينگ استفاده بشه) تا در موقع خروج ادرار كاندوم خارج نشه. كاندومهاي گشاد و جنس كلف را هم با رينگ ميشه استفاده كرد. نكتهي بسيار مهم در استفاده از كاندم اينه كه: اگه كاندوم در هنگام تخليهي ادرار به جلو اومد هرگز نبايد اون را به عقب كشيد، چون بلافاصله مثانه عفونت خواهد كرد. راه كار اينه كه كاندم را عوض كرد. كاندم ها را ميشه با صابون شست و بعد خشك كردن، پودر تالك زد و تا چند بار از آن استفاده كرد.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
تجربه،
جنسی،
:: برچسبها:
آلت,
انبساط,
انقباظ,
زنانه,
عطسه,
كاندوم,
مردانه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 شهریور 1384
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 تیر 1384
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 تیر 1384
سريال تلويزيوني مشق عشق را ديديد؟؟ موضوع محوري اين سريال زندگي (اميد) يك جوان قطع نخاع با حاشيه هاش بود. ضعف اين سريال اون بود كه در جايي تمام دغدغه هاي ذهني اميد را بي كاري او جلوه ميداد ولي كارگردان خيلي ساده و راحت از كنار اين موضوع گذشت و تمام دغدغه ي اميد(بيكاري) در ورزش كردن او پاك و محو شد. خوب، مشكل كار و مشكلات مالي يقينا دغدغه ي ذهن همه ي افراد جامعه است سالم و معلول هم نداره. مهمتر از دغدغه ي مالي براي يك فرد قطع نخاع دغدغه هاي جسمي فرد است كه بسيار براش مهم و گاهي عذاب آور است. من ميگم بزرگترين دغدغه هاي ذهني من به عنوان يك فرد قطع نخاع : 1- يبوست 2- بيرون روي(ضد يبوست) 3- امكان پس زدن ادرار از مثانه به كليه ها و از كار افتادن كليه ها 4- عفونت ها و 5- پيشگيري از زخم بستر، است. كاشكي توي اين سريال براي كمي آموزش هم كه شده نحوي شلوار پوشيدن و سوار ويلچر شدن اميد را نشان ميدادند، چون اينها هم از لزومات زندگي هر روزي يك فرد قطع نخاع قبل از سر كار رفتن است. آمآااااااا نكته ي مثبت سريال مشق عشق اين بود كه نشان ميداد كه همه ي آدم ها در هر سطحي كه باشند بدون مشكل نيستند. مشكل هر كس هر طور كه حل شد مشكل اميد فقط با ورزش حل شد.
پاورقي : آيا برنامه هاي سيما(بخصوص خبرها و گوينده هاش) شما را هم مثل من به شدت عصباني و مجبور به گفتن بد و بيراه ميكند؟؟ بعضي از گوينده هاي خبر با حماسي اخبار گفتنشون واقعا گندش را در ميآرنآااا. آيا اخبار هم بايد بد آموزي داشته باشه و عامل ضد فرهنگ باشه و مردم را بسوي پرخاشگري ببره؟؟
وبلاگ هاي يك معلول قطع نخاع(من) :
http://irannik.persianblog.com
http://iran.special20.ir
http://iranabc.mihanblog.com
http://fishiran.persianblog.ir
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
پند و اندرز،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
آموزش,
اميد,
دغدغه,
سريال,
عشق,
كار,
مالي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 تیر 1384
درمان زخم بستر چند راه داره، بيشترياش علميه و بعضي هاش هم تجربيه. روش اول : چاقو درمانيه، كه براي درمان زخم هاي من از اين روش استفاده شده. اول با تراشيدن گوشت و سلول هاي هاي مرده، زخم ها را تميز ميكنند، بعد يك هفته دوباره بيمار به اطاق عمل ميره و اونوقت پوست را ميكشند و به هم ميرسانند و ميدوزند، و براي اينكه در محل جراحي شده خونابه و چرك جمع نشه، زير پوست دو لوله ي فلزي كه به دو دستگاه مكش وصل ميشه كار ميگذارند. اما براي پاشنه ها جريان كمي فرق ميكنه : اول از پايين ران مقداري پوست جدا ميشه، سپس دوخته ميشه روي زخم هاي پاشنه ها كه قبلا تميز كاري شده. اين روش بسيار زمان و هزينه بر است. روش دوم : يه راه جديديه كه تازگي ها توي ايران آزمايش ميشه، جريان از اين قراره كه : روي زخم را پر از لارو مگس سبز ميكنند. اين لاروها 1- گوشت هاي مرده و فاسد را ميخورند و 2-باكتري هايي از خود روي زخم بجاي ميگذارند، كه هردوي اينها باعث ميشن كه زخم حداكثر
در 2 هفته خوب بشه. اين روش در بيمارستان بقيةالله تهران اجرا ميشه. روش سوم : تجربيه و توي خونه ها انجام ميشه، روشش اينطوريه كه : اول با صابون خشك روي زخم راحسابي ماساژ ميدهند، بعد با بتادين روي زخم را ميشويند، بعد مواد جامد شربت معده كه ته نشين ميشود را روي زخم ميگذارند و بعد براي زخم پانسمان ميكنند و اونقدر بايد پيگير و صبور باشند تا زخم كاملا خوب بشه.
پاورقي : چرا به ژنرال خوشتيپيان راي نداديد؟؟ حيف اون جوون نبود كه رئيس جمهوري اسلامي ولايي ايران شه؟؟ حالآ من آرزو ميكنم شحردار مهترم طهران رئيس جمهوري اسلامي ولايي ايران بشه تا به تبعيت از وزير دفاع و سردار قاليباف كه از پوشيدن لباس فرمشون عارشون نميآمد، با پوشيدن لباس فرم هويجي رنگ شهرداري، رنگ هويجي را در مملكت تبديل به مد كنه، اينطوري جلوي تهاجم فرهنگي غرب هم گرفته ميشه.
به يه خرگوشي ميگن چرا شما اينقدر هويج دوست داريد؟؟ ميگه : هوي جوري
ديشب کسی برام اس ام اس داد و نوشته بود که
ماجراي بابا شدن يك ناشنوا بعد 15 سال در...
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
بيمارستان,
درمان زخم بستر,
ماساژ,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 03 تیر 1384
هفته ي پيش روز پرستار بود، پرستارها به گردن من يكي خيلي حق دارند كه از اينجا به رسم سپاسگزاري دست همشون را مي فشارم و لپ همشون را مي بوسم و ميگم: پرستار عزيز و ناز روزت مبارك. پرستارها و خدمه ي بيمارستان به نسبت حقوق كمي كه ميگيرند زحمت زيادي ميكشند. پرستارها براي بيماراني كه با آسيب ستون مهره ها به بيمارستان مراجعه ميكنند، زحمتي زيادي ميكشند، اما متاسفانه همه ي اين بيماراها به دليل شوك يا آسيب نخاعي، دوران بستريشون در بيمارستان بسيار طولاني است و بدون استثنا همشون گرفتار زخم بستر ميشن كه معمولا عمق اونها بسيار زياد و درمان اونها بسيار مشكل و طولاني مدت است. دليل اينكه اين بيمارها گرفتار زخم بستر ميشن برميگرده به: روكش پلاستيكي(foom)تشك هاي ابري بيمارستاني كه بر اثر سالها استفاده لهيده هم شده اند و خاصيت ارتجاعيشون را از دست داده اند. كاشكي وزارت بهداشت و درمان يه قانوني يا يه بخشنامه اي بگذارد تا بيمارستان ها موظف شوند براي اين دست بيماران فقط از تشك هاي ابري ضخيم و بدون روكش استفاده كنند، اينطوري بيمار و خانوادش نه روحيشون نه مالشون و نه وقتشون را ازدست ميدهند، و فرد آسيب ديده زودتر به زندگي عادي با معلوليت بر ميگرده. و كاشكي پزشكان محترم با اميدهاي واهي اين بيمارها را بيخودي و به مدت طوراني در بيمارستان نگه ندارند.
پاورقي : هوريا بر دوستاني كه راي دادند. يقيناْ اين دوستان مشط مهكمي بر دحان اثطكبار جحاني كوبيدندي.با عرض پوزش از كام روايان راي داده كه كامشان را با موضوع زخم بستر تلخ كردم، اگه هنوز كامتان براي تلخ شدن جا داره: عكس (1-پشت) و (2-پاهاي بنده)را بعد از رفو شدن زخم هاي بستر ببينيد
يه وبلاگ شاعرانه با چند عكس شاعرانه
آموزشگاهي در تمام زمينه ها با يك نرم افرازبراي موبايل ها
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
روز پرستار,
زخم بستر,
وزارت بهداشت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 خرداد 1384
عميق و سنگين خوابيدن يكي از بزرگترين نعمت هاي زندگي انسانهاست كه دارندش را براي روز نو شارژ و سرحال ميكنه. خواب راحت و عميق نداشتن دلايل مختلفي داره كه يكي از اونها بر ميگرده به نوع و اندازه ي زير سري آدم. بالشت ژاپني بهترين وسيله اي است كه ميتونه توي خواب بهتر داشتن به آدم كمك كنه دليل اون هم برميگرده به: بهبود بخشيدن به وضعيت ستون مهره ها در هنگام خواب. در ستون مهره ها دو قوس وجود داره: يكي در گردن و يكي در انتهاي كمر است، حفظ اين دو قوس در سلامت انسان بسيار تاثير گذار است. بالشت ژاپني تقريبا به شكل و اندازه ي آجر ولي از مواد راحت است. بالشت ژاپني فقط زير گردن قرار ميگيره و اينطوري باعث حفظ قوس گردني و راحت و عميق خوابيدن ميشه. يه ناز بالشت هم پشت كمر در موقع نشستن روي انواع صندلي باعث حفظ قوس كمري ميشه. من بدون بالشت ژاپني اصلا خوابم نميبره. براي سلامتي بيشتر توصيه هاي ايمني را بيشتر جدي بگيريد.
پاورقي : روزي كه ملت ايران براي اولين بار پاي صندوق راي رفتند و در رفراندوم جمهوري اسلامي در سال 58 شركت كردند من هم براي اولين بار پاي صندوق راي رفتم و چون سنم براي راي دادن قانوني نبود و بهانه ي راي دادن را ميگرفتم، يه برگه ي نه دادند به دست من كه دلم نشكنه، همون شد اولين و آخرين
برگه ي راي كه به دست من داده شد. الآاااااان سالهاست كه من در حسرت
راي دادن در اين نظام ولايي اسلامي ميسوزم. خوشبحال كساني كه از اين بزرگترين نعمت و خوشبختي زندگيشان استفاده ميكنند.
بر هر خط دريست
چند لينك از گوگل :
Persian filmmakers
Free - Music Downloads
Iranian TV in the USA
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
بالشت ژاپني,
خوابيدن,
سنگين,
عميق,
كمر,
گردن,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 20 خرداد 1384
يواش يواش داره هوا گرم و كولر ها روشن ميشه باد خنك كولر و سرماي زمستان باعث ميشه كه دست هاي من در قسمت هاي ساعد و بازو درد بگيره .براي پيشگيري از درد يه جفت آستين بافتني كه از كامواي نازك بافته شده دارم (از يكي از بوليزهام قيچيش كردم) كه در مواقع مورد نياز دستم ميكنم. اما بعضي وقت ها با آستين هم دستم درد ميگيره و بعضي وقت ها هم تحمل درد دست هام برام سخت ميشه، براي آروم شدن دردم تنها راهي كه بهم جواب داده كاراته و بوكس درماني بوده، يعني اينكه در مواقع نياز با مشت و با تيزي قسمت پايين كف دست تمام قسمت هايي را كه درد ميكنن مورد هجمه اي درخور قرار ميدم. با اين روش ميتونم درد را فراموش كنم. اينجوري نوع ديگري از درد وارد بدنم ميشه و اوضاع مغز در قسمت درد شير تو شير ميشه و اين وسط من از آب گل آلود ماهيگيري ميكنم. علم پزشكي به كساني كه از راه هايي چون طب سوزني و درمان با گياهان دارويي و هميوپاتي و كايروپركتي و ........ اقدام به درمان ميكنند طب حاشيه ميگه، يعني اينكه متخصص هاي پزشكي اعتقاد دارند كه اين شيوه هاي درمان بايد در كنار درمان اونها قرار بگيره و نه بجاي اون. احتمالا با كمي تحقيق روي كاراته و بوكس ميشه اين روش درمان را جزو يكي از طب هاي حاشيه قرار داد. پاورقي : بچه ها از چيز هايي كه ميبين و ميشنون چه برداشتهايي كه نميكننند. شنيديد كه در مورد نگاه خواستگار ميگن: يه نظر حلاله. من بچه كه بودم در مورد جمله ي يه نظر حلاله فكر ميكردم: در مراسم خواستگاري آقا پسر براي آشنايي بيشتر با دختر خانم با اجازه ي بزرگترها با هم به خلوت ميرن و قبل از اينكه با هم به گفتگو بشينن اول لخت ميشن و همديگر را يه نظر سير نگاه ميكنن تا ببينن از هم خوششون مياد يا نه، اگه خوششون اومد اونوقت بقيه يه مراسم را ادامه ميدن. راستي براي يه عمر زندگي زوجين در كنار هم يه نظر حلاله ؟؟؟؟ ناشنوایان کرج وشهرستانهای غرب تهران وكيل باشي دات كام صداي بنده و ....
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
تجربه،
:: برچسبها:
خوششون اومد,
درد دست,
درمان,
طب سوزني,
كاراته و بوكس درماني,
كايروپركتي,
گياهان دارويي,
لخت ميشن,
مراسم خواستگاري,
هميوپاتي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 09 اردیبهشت 1384
قبل اينكه اين دفعه ي آخر برم بيمارستان زود به زود حالت آدم هايي كه سرديشون كرده بهم دست ميداد و من هم فكر ميكردم كه سرديم كرده . روزي هم كه رفتم بيمارستان همان حالت ها را داشتم يعني حالت تهو و بعد چند ساعت ، گلاب به روتون بيرونروي . توي بيمارستان سونوگرافيم كه كردن معلوم شد كه سنگ صفرايي دارم به: بزرگايه هفت
در مقياس ميليمتر. خلاصه پريروزها هوس كردم يه مقدار اومگا 3 در حالت
نيمرو مصرف كنم. مصرف اومگا 3 همان و بلافاصله دوباره همان حالت هاي سردي = تهو
همان. خوشبختانه اين حالت زود برطرف شد آمآاااااا چند ساعت بعد گلاب به روتون بيرونروي نچندان خوبي گرفتم كه ......،. خوب كه فكر كردم ديدم قبلا ها كه اين حالت ها بروز كرده بود هم نيمرو خورده بودم. فكر ميكنم اين حساسيت نسبت به تخم مرغ برميگرده به سنگ صفراي مباركي كه مثل مرواريد دارم توي دلم پرورشش ميدم. چون ديگه دستگاه هاضمه بدنم نيمرو را نمي پذيرد مي خواهد اون را هرطور كه شده به سرعت دفع كند حالا اگه از بالا نشد از ...... طفلكي من كه ديگه نبايد نيمروي خوشمزه و چرب بخورم .
پاورقي : نظر شما در مورد اسم وبلاگ من چيه ؟؟ اگه مي خواهيد بدانيد چرا من اين اسم را براي نوشته هام انتخاب كردم اول دفتر ، هدف من
يه وبلاگ تازه براي وبلاگ نويسان تازه كار : تكنيكهاي كابردي وبلاگ
ما ايراني ها از چايي خور ترين مردم هاي دنيا هستيم تا اونجايي كه يه ضرب المثل كردي ميگه: سماور خان و قوري خان نمي گذارند يكمان بشه دوآن. دوآن همان 2 است.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
تجربه،
:: برچسبها:
اومگا 3,
تخم مرغ,
حالت تهو,
حساسيت,
سنگ صفرا,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 19 فروردین 1384
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 12 فروردین 1384
همان شب اولي كه معلوم شد بايد در بيمارستان بستري بشم خواستم كه تشك خودم را از خانه به بيمارستان بيارند كه پشتم روي تشك هاي
بيمارستان زخم نشه. تشكم را كه آوردند اون را گذاشتند روي تشكي كه روي تخت بيمارستان بود. اما چون تشك زيري مانع از تنفس تشكم ميشد پشتم به سرعت سياه شد و داشت رو به زخم شدن ميرفت ، بالاخره تشك زير تشكم را برداشتند و همه چيز عادي شد و من از زخم بستر گرفتن جستم. تمام روز هايي كه من در بيمارستان بودم خانوادم تا آخر وقت كنارم بودند، شب ها هم دو نفر كنار من در بيمارستان مي ماندند. در اورژانس دو پيرمرد را كه بين دنيا و برزخ گير كرده بودند ، تنقيه كردند كه هردو به رحمت خدا رفتند. توي بخش دكترم به پرستار ها گفت كه كاري كنيد كه بيمار شكمش كار كنه تا معلوم بشه كه خونريزي داره يا نه ، گفتم دكتر جون تنقيه كه تو كار نيست ؟؟ گفت نه، چطور مگه؟؟ گفتم: در اورژانس دو نفر را تنقيه كردن كه هردو به رحمت خدا رفتند. دكتر گفت حالا اين چه ربطي داره ؟؟ گفتم ربطش در زنده بودن و نبودنشه. آدم ها معمولا يك بار تولد را در بيمارستان تجربه مي كنند اما من خوشبخت بودم و
امسال براي دومين بار تولدم را در بيمارستان تجربه كردم و صد البته خوشبخت تر بودم كه يكي از آن دو مرحوم اورژانس نبودم. چند روز پيش يه برنامه در مورد هپاتيت ب از راديو پخش ميشد كه تمام علامت هايي را
كه دكتر متخصص برنامه براي هپاتيت برميشمرد را من در بيمارستان داشتم ولي هپاتيت نداشتم. بيخود نبود دكترها گيج مي خوردند. يه عراقي هم در بخشي كه من بودم بود . ميگفتن برادر زاده ي الحكيمه و موج انفجار
گرفتدش. شايد همون بمب گذار اعزامي واحد مركزي خبر بوده كه من خبرش را داده بودم . يه بيمار ديگه هم بود كه گوش كم شنوايي داشت ، براي اينكه برنامه هاي تلويزيون را بشنوه صداي تلويزيون اطاقش را تا ته زياد ميكرد و صداي همه را در مياورد. از خوش شانسي من اطاق او روبروي اطاق من بود. توي اون بخش يه خانم پرستار خيلي مهربوني بود كه صدا و سيما و رفتارش خيلي شبيه آناهيتا همتي بود. اين خانم پرستار به همه ي بيمار ها انرژي ميداد و حال همه را جا مياورد. تنها صداي شادي كه از بيرون اطاق ميامد مال خانم ايران آهنگران پرستار مهربون بود. راستي الان كه بيشتر از يك ماه از به خانه اومدنم گذشته هنوز جاي آنژوكتي كه توي
رگم بوده دردناكه، شبها دستم مثل چوب خشكي ميشه كه بخواهي خمش كني. بيمارستان پول دارو و درمان هيچي از ما نگرفت چون از طرف پدرم بيمه ي خدمات درماني نيروهاي مسلح هستم و بيمارستان بقية الله مال نيروهاي مصلح است اما براي اطاق يك تخته شبي 48 هزار تومان پياده شديم. هتل هاي 5 ستاره هم چنين پولي نمي گيرند. در نهايت از خانوادم براي همه ي ناراحتي هايي كه من برايشان به وجود آوردم پوزش ميخوام و همه ي عشقي كه خانوادم به پاي من ريختند هزار ميليون سال نوري ممنونم، البت همچنين از اقوام و دوستان و آشنايان و شما عزيز گرامي نيز بسيار بسيار ممنونم
پسوند: لينكستانك
اول دفتر هدف من از وبلاگ نويسي
عكسي كه در بك گراند دسك تاپ كامپوتر ماست
وب سايت شخصي مهران مديري
كلي آموزش در مورد نگفته هاي ويندوز و اينترنت
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
تجربه،
:: برچسبها:
آزمايشگاه,
آمپول ويتامينk,
آنژوكت,
انعقاد خون,
بيمارستان,
پرستار,
پلاكت,
تب و لرز,
حس رضايتمندي,
سونوگرافي,
فاكتور هاي انعقادي,
فشار خون,
مغز استوخوان,
هپاتيت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 21 اسفند 1383
از كساني كه اين چند نوشته ي من ناراحتشان كرده كلي پوزش ميخوام ، اميدوارم كه زيبايي روزهاي پيش رو جبران ناخوشي هاي نوشته هاي من را بنمايد.
دستور انتقال من به بخش كه طبقه ي 10 بود صادر شد . ساعت 12 من در يك اطاق سه تخته ي بخش بيماري هاي عفوني بودم . چون من بيرون روي داشتم ناراحت كردن بيمارهاي ديگه برام اعصاب خوردكن بود ، پس خواستم كه اطاق يك تخته به من بدهند ، با رابطه ساعت 18به اطاق مورد نظر كه روبه كوه پايه ي البرز عزيز بود انتقال يافتم . توي بخش اول اومدن و يه كارت زدن بالاي سرم كه آي بگوش و به هوش اين بابا هپاتيت داره .تزريق سرم و آمپول چرك خشك كن و آمپول ويتامين كا و پلاكت همچنان ادامه داشت يه كيسه خون هم به من زدند تا حسابي دوپينگم كرده باشند . من خودم با هپاتيت اصلا مشكلي نداشتم اما وقتي مي ديدم خانوادم از سردرگمي و نظر هاي مختلف كادر پزشكي دارن داغون ميشن حسابي اعصابم خورد ميشد،خلاصه كه يهو جوش آوردم و به يكي از پرستار ها گفتم اسم
رئيس بيمارستان چيه كه مي خوام با اون دعوا كنم، آقاي پرستار مرتب سعي مي كرد من را آروم كنه و اسم و شماره ي رئيس بيمارستان را به من نده. پرستار كه ديده بود حرف من منطقي است جريان را با دكترم درميان گذاشته بود، فرداي اون روز دكتر خان آمد و پرونده ي من را كه اندازه ي يه مثنوي شده بود را براي بار چندم وارسي كرد. نتيجه اينكه دكتر رفته بود آزمايشگاه و از مسئول آزمايشگاه خواسته بود كه اون آزمايش خون
من را كه گفته بود من هپاتيت دارم را دوباره آزمايش كنن، نتيجه كار برعكس قبل از آب در اومده بود، بله من ديگه هپاتيت نداشتم .با اين جواب رنگ به رخسار خانوادم برگشت و يه نفسي كشيدن و يه آبي خوردن . وقتي كه فهميدم مشكلي ندارم ديگه نگذاشتم به من چرك خشك كن و سرم بزنند و گفتم كه آنژوكتم را هم از دستم خارج كنند و البته به دكترم هم گزارش بدهند كه بيمار نسبت به دريافت دارو امتناع مي ورزد. دكتر هم گفته بود كه عيبي نداره بيمار قرص بخوره ، اما من قرص هم نخوردم . تا وقتي كه سرم
داشم مرتب 2 درجه تب داشتم همين تب هم بيشتر دكتر ها را گيج كرده بود اما وقتي كه نگذاشتم به من سرم بزنند تب هم قطع شد . وقتي كه به گذشته فكر كردم ديدم كه مشكل تب من از سرم بوده ، اين هم از عجايب خلقت بدن من ؟!!؟ . خلاصه بعد از قطع خونريزي و مطلوب شدن تمام اجزاي خونم دكترم براي ماس مالي نمودن گند آزمايشگاه بيمارستان كه
به من انگ هپاتيتو بودن زده بود و براي اينكه خودش هم كم نياورده باشه گفت: آقا شما سو تغذيه مفرط داري . برات ويتامين مينويسم كه بايد بخوري. به دكترم گفتم بخدا من وقتي كه سالم هم بودم همين بودم كه الان هستم، اگر هم ضعف خوني دارم براي آدمي مثل من كه قطع نخاع هست و نميتونه حركت كنه طبيعي ست. دكتر متخصص مجاري ادرار هم
من را ويزيت كرد و بالاخره در روز 19 بهمن از بيمارستان مرخص شدم و در شرايطي كه از آسمان داشت بشدت برف شادي مي باريد به خانه آمدم . اون شب تا صبح برف شادي اومد و صبح 30 سانتي روي زمين اثر شادي آسمان بجا مونده بود.
پاورقي : لينكستانك
برج ميلاد برداشتي آزاد از اين برج در لاس وگاس است
نماي نزديكش
فكر ميكنيد اون بالاي بالاش كه مثل آنتنه چه ميكنند
آموزش كنترل جيميل با اوتلوك اكسپرس يا آموزش دریافت e mail با Gmail از طریق Outlook Express
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
آزمايشگاه,
آمپول ويتامينk,
انعقاد خون,
بيمارستان,
پرستار,
پلاكت,
تب و لرز,
حس رضايتمندي,
سونوگرافي,
فاكتور هاي انعقادي,
فشار خون,
مغز استوخوان,
هپاتيت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 اسفند 1383
من بهتر از قبل هستم اما هنوز كامل كامل ، خوب و بي مشكل نشدم. اينبار اول پاورقي را بخوانيد: همونطور كه متوجه شديد اين وبلاگ و بقيه ي وبلاگ هايي كه نويد عزيز درست كرده چند روزي مشكل داشتند، دست نويد عزيز و پرتلاش درد نكنه براي رفع مشكل مستاجراش و تمام حمايتي كه از ما ميكنه. بايد بگم كه ايميلم هم مشكل دار شده و چند روزي ميشه كه نميتونم ايميل هام را بگيرم، پس از دوستان ايميلي پوزش ميخوام كه نميتونم جوابشون را در وكنم.
ميدونم كه خوندن شرح اونچه كه بر يه بيمار در بيمارستان گذشته براي خيلي ها جالب نيست، اما حتما براي دوستاني كه مثل خود من هستند آموزنده است و در ضمن ميتونه براي دوستان سالم باعث حس رضايتمندي از سلامتيشون بشه ، پس به اميد تندرستي و شادكامي شما. روزي كه من را به بيمارستان بردند عيد غدير بود و روز تعطيل، آمبولانسي كه من را به بيمارستان رساند و بقيه ي آمبولانس ها همشون خصوصي هستند. آمبولانسي در بيمارستان براي انتقال من 50 هزار تومان خواسته بود. در بيمارستان من را به اورژانس بيمارستان بردند اول از من شرح حال گرفتند بعد فشار خون و درجه ي تب. تب نداشتم و فشار خون هم اصلا نداشتم. اولين كار پرستارها گرفتن خون براي آزمايشگاه بود بعد يه آمپول ويتامين كا براي تسريع انعقاد خون به من زدند و بعد آمپول ضد تهوع و بعد سرم قندي نمكي و بعد سوند شستشوي مثانه به من زدند. چون خونريزي من بند نميآمد 4 كيسه پلاكت هم به من زدند تا زودتر خونريزي قطع بشه. به دليل اينكه خون زيادي از من رفته بود رنگم بسيار زرد شده بود اين بود كه همه فكر كرده بودند من هپاتيت دارم و به اون دليل هم خونريزي كردم. جواب آزمايش خون من هم كه از آزمايشگاه اومد گفته بود كه بيمار هپاتيت ب داره. حالا از اين طرف من بشدت تب و لرز كرده بودم و ضربان قلبم هم رفته بود روي 120. يكي فكر مي كرد كه تب و لرز از پلاكت ها بوده، يكي مي گفت كه از ميكروبه ، يكي مي گفت كه از هپاتيته. راستش اين جريان تب و لرز و تند شدن ضربان قلبم هر بار كه رفته بودم بيمارستان يقم را گرفته بود (بعدا فهميدم كه تب و لرز من از سرم قندي نمكيه) دوباره آزمايش خون ازم گرفتن اين دفعه هپاتيت نداشتم ولي فاكتور هاي انعقادي نداشتم پس دوباره 4 كيسه پلاكت به من زدند. مرتب آمپول چرك خشكن توي رگم ميزدن كه باعث شده بود كه توي گلو و بينيم زخم بشه. صدام دورگه و خروسكي شده بود آب خوردن برام بسيار درد ناك شده بود. خونريزيم همچنان ادامه داشت همه مونده بودند كه من چمه !؟! سونوگرافي اول هم چيز خاصي نشان نداد جز يه سنگ سفراي 7ميليمتري. به دليل اونكه همچنان تب و لرز داشتم دكترم سه احتمال در مورد من داده بود: اول هپاتيت ب دوم ميكروبي ناشناخته و سوم كه برميگشت به عدم انعقاد خونم كه نتيجش با نمونه گيري از مغز استوخوان بايست مشخص ميشد. خلاصه بعد 48 ساعت خونريزيم كمي كم شده بود. و دستور انتقال من را به بخش دادند. در 48 ساعتي كه در اورژانس بودم بيشتر از 5 ساعت نتونستم بخوابم. در اورژانس حتي يك لقمه نان هم به من ندادند كه بخورم. ماجرايم در بخش باشه براي بعد.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
آزمايشگاه,
آمپول ويتامينk,
انعقاد خون,
بيمارستان,
پرستار,
پلاكت,
تب و لرز,
حس رضايتمندي,
سونوگرافي,
فاكتور هاي انعقادي,
فشار خون,
مغز استوخوان,
هپاتيت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 اسفند 1383
از اينكه چند روزي را به دليل بيماري غيبت داشتم پوزش مي خواهم و البته سعي مي كنم در اولين فرصت جهت موجه نمودن غيبتم به خدمت شما برسم. و اما فعلا مختصر بگم كه چه بر من گذشت: ماجراي من روز 10 بهمن ماه كه عيد غدير خم شيعيان جهان بود شروع شد، ظهر روز شنبه بعد از اينكه از حمام برگشتم از پدرم خواستم براي اينكه مثانم كمي استراحت كنه بياد و يه سوند فولي (ثابت) به من بزنه. پدرم هم آمد و اين كار را مثل هميشه كرد اما سوند وارد مثانه نشده بود كه خودم گفتم خوبه
ديگه سوند را فيكسش كنيد، برادرم هم با سرنگ آب را وارد سوند كرد. يكم كه گذشت ديديم سوند داره هي مياد بيرون، سوند را كه خارج كرديم خونريزي شروع شد چرا كه بادكنك سر سوند باعث پارگي مجراي ادرار شده بود. هر كار كرديم كه سوند ديگري وارد مثانه كنيم نشد كه نشد خونريزي هم ادامه داشت و بند نميآمد . خانواده مي گفتن كه پاشو بريم بيمارستان اما من مي گفتم كه نه خودش خوب ميشه. توي اين گيري بيري حالت تهوع و بيرون روي هم يقه ي من را چسبيد. تا ساعت 5 بعد از ظهر خونريزي و تهوع و بيرون روي ادامه داشت تا اينكه خانواده ديگه درنگ را جايز نديدند و يه آمبولانس خبر كردند كه با كلي تاخير آمد و من را به بيمارستان بقية الله بردند. چون قد بلند من توي آمبولانس جا نميشد من را به شكل حرف نون فارسي در آوردن يعني سر و پا هاي من را بردن بالا و كمرم ماند پايين. با هر حركت و ترمز ماشين فشار خونم بشدت افت ميكرد و تمام سر و صورت و مغزم سر مي شد. بعد از كلي توي ترافيك ماندن به بيمارستان رسيديم.
چون هنوز بايد بيشتر استراحت كنم بيشتر از اين نمي نويسم و بقيش باشه براي وقتي كه كمي بهترتر شدم.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
:: برچسبها:
آمبولانس,
بادكنك,
خونريزي,
سوند فولي,
عيد غدير خم,
مثانه,
مجراي ادرار,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 23 بهمن 1383
يه روزي كه سوار ماشين شده بودم راننده ي ماشين به من گفت: مشدي چقدر تو لاغري؟!؟ يكم غذا بخور، ميدوني اگه مامورهاي مبارزه با مواد مخدر تورو ببينند حتما بازداشتت مي كنن. يه نگاهي به راننده انداختم ديدم شكمش افتاده بين پاهاش تقريبا روي فرمون ماشين. واقعا كه خوشبحال اون كسايي كه آب هم ميخورن تپل مپل و چاق و چله و گامبو ميشن. نه؟؟ به آقاي راننده گفتم: آقا به خدا تمام روغن غذاهامون را من ميخورم اما
چه كنم كه يك گرم وزن هم اضافه نمي كنم. به اون بنده خدا گفتم : خوب بود از ترس چاق شدن هميشه حسرت حسابي و سير و پرو پيمون غذا خوردن را مي كشيدم. حالا خيالم راحته كه بي دردسر هرچي بخواهم ميخورم و مي آشامم و البت زياده روي هم نمي كنم. معمولا بيشتر كساني كه تحركشان كم ميشه و يك جا نشين ميشن مثل ويلچري ها راننده ها و كارمند ها گلابي گونه ميشن. نميگم ميرن توي صورتشون سيليكون كارمگذارند و گونه دار ميشن ها، ميگم شكم و باسنشان به شكل گلابي ميشه. اووو اين هم فكر خوبيه هآاااا من هم برم يك مقداري سيليكون روي صورت و سينه ها و شكم و باسنم بكارم شايد كمي تپل
بشم. اونطوري ديگه مامورها من را بازداشت نميكنن.
پسرفت:معمولا اينطوريه كه وقتي يه نظامي وزير يا رئيس جمهور يا شاه ميشه براي نمايش قدرت و جذبه ي بشتر (شايد هم براي كلاس) با همان لباس نظامي در تمام مجامع حضور پيدا ميكنه. وزير دفاع ايران جناب آقاي شمع خاني هم دقيقا همين كار را مي كنند. حالا فرض كنيد شهردار تهران رئيس جمهور شوند! اونوقت حتما ايشان با كت و شلوار سر هم نارنجي خواهند گشت.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
:: برچسبها:
تپل مپل,
چاق و چله,
گامبو,
لاغري,
مبارزه با مواد مخدر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 09 بهمن 1383
در مطلب قبلي گفته بودم كه به دليل اونكه سرديم كرده بود كمي ناخوش شده بودم جريان از اين قرار بود: صبح كه از خواب بيدار شدم احساس كردم تمام بدنم مثل كساني كه آمفولانزا ميگيرند درد ميكنه، اول فكر كردم كه آمفولانزا گرفتم، كمي كه گذشت لرزم هم گرفت علائم آمفلانزا تكميل شده بود، چند تا قرص انداختم سرماخوردگي و مسكن خوردم تا ببينم نتيجه چيميشه. ظهر وقتي كه نهار ميخوردم با هر قاشق سالادي كه ميخوردم حالت تهوع بهم دست ميداد، با خودم گفتم كه حتما سرديم كرده هرچي كه ميگذشت حالت تهوع شديد تر ميشد. چون قبلا هم سابقه ي اين اتفاق و حالت ها را داشتم به مادرم گفتم كه 2 تا ليوان آب نبات داغ برام درست كنه و بياره تا بخورم (بهترين دواي كسي كه سرديش كرده همين آب نبات داغ است، عكس اين نبات داغ را حتما ببينيد). قبلا ها كه اينطوري ميشدم بعد از خوردن آب نبات داغ گلاب به روتون هرچي كه توي معده ام بود بالا مياوردم و مشكلم كلا برطرف ميشد اما اينبار مثل هميشه نبود كه نبود . دلم دردي گرفته بود كه نگو و نپرس، انگار باد يه توپ بسكتبال توي دلم بود، حالت تهوع هم همش با هام بود، لرز هم كرده بودم و دندان هايم تليك تليك بهم ميخورد. از هر قرص هيوسين و قرص ضد باد و مسكن و سرماخوردگي دو 3 تا خوردم و شب را تا صبح لرزيدم و بيدار بودم و توي چرت هايي كه
ميزدم هذيان ميديدم . خلاصه كه فرداش هم هنوز خوب نشده بودم تا اينكه براي اجابت مزاج نشستم روي سياه چاله و رفتم توالت، توي اون اوضاع احوال ناجور عمده ترين علامت سردي كردن هم خودش را نشان داد = آب دهانم بشدت ترشح ميشد و انگاري كه يك مشت نمك هم ريخته بودن توي دهانم، من همينطوري معموليش كه ميرم توالت روبه موت ميشم اين دفه
ديگه موت در موت بود. اما بعد رفع حاجت ديگه اون حالت هاي بد تهوع و دل درد و لرز را نداشتم.
پسوند: فرصتها و شانسها اغلب در بطن مشكلات و گرفتاريها پنهانهستند. آلبرت انيشتين
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
تجربه،
:: برچسبها:
حالت تهوع,
علائم آمفلانزا,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 08 آبان 1383
اگر روزي روزگاري در پاركي خيابوني ماشيني جايي, كسي را ديديند كه يه لوله ي پلاستيكي از كنار شلوارش آويزان است كه به اونطرف اون لوله يه كيسه وصل است و اون آدم هي داره با دم و دستگاه ميان تنه اش ور ميره خيلي تعجب نكنيد !؟؟! افرادي كه كنترل ارادي بدن خود به هر دليلي از دست ميدهند براي دفع ادرار مجبور هستند كه يا از سوند هاي موقت هر 6 يا 8 ساعت يكبار استفاده كنند يا از سوند هاي فولي (ثابت) كه هفته به هفته عوض ميشود استفاده كنند. تا اينجا براي آقايان و خانم ها مشترك بود. آقايان اگر خروج غير ارادي ادرار را از مجرا داشته باشند مي توانند از وسيله اي خارجي براي دفع ادرار استفاده كنند كه نام آن كاندم است .اين وسيله مثل همان كاندوم هاي پيشگيري استفاده ميشود با اين تفاوت كه: نوك اين وسيله سوراخي دارد كه با لوله اي لاستيكي به كيسه اي براي جمع شدن ادرار وصل ميشود. كساني كه از كاندم استفاده ميكنند معمولا گرفتار بزرگي مثانه ميشوند, كه پزشكان براي درمان آن جراحي را تجويز ميكنند، ولي اگر فرد مشكل دار چند ماه مدام از سوند فولي استفاده كند حتما اين مشكل بدون نياز به جراحي رفع ميشود. بنده براي دفع ادرار بيشتر راغب هستم تا از كاندم استفاده كنم هرچند كه به دليل عمل هاي جراحي زيادي كه روي مثانه ام انجام شده ادرار به سختي تخليه ميشود و بنده حتما بايد از تحريك نقاط حساس دور مثانه براي باز شدن دريچه ي غير ارادي اسپنكتر مثانه و تخليه ي آن كمك بگيرم بنده وقتي كه احساس ميكنم كه مثانه ام دارد مشكل دار ميشود براي پيشگيري از بزرگ شدن مثانه 2 هفته اي از سوند فولي استفاده ميكنم تا مثانه ام استراحتي نموده باشد. افرادي كه از كاندوم براي دفع ادرار استفاده ميكنند راه هاي گوناگوني براي تحريك مثانه و باز شدن اسپنكتر غير ارادي مثانه دارند. بعضي ها ضربه ميزنند، بعضي بدن خود را روي ويلچير تكان ميدهند، بعضي از حوله ي گرم استفاده ميكنند و بعضي ها هم مثل من از قلقلك دادن نقاط حساسي كه به تجربه بدست آورده ام كمك ميگيرند. من وقتي جايي باشم كه كسي باشه خيلي مواظب هستم كه كسي متوجه تحريكات من روي مثانه ام نشود ولي هميشه ميدانم كه چشم هايي هستند كه دارند آدم را مي بينند، اون موقع ها حتماً اون آدم ها ميگن: اه اه اه، عجب آدم ناجور و ضايعي، يارو خجالت نميكشه، روي ويلچير و توي كوچه و خيابون و در ملع عام داره با خودش ورميره تا خودش را تخليه كنه!!؟؟ بيچاره من و اونها ؟؟ هر دو حق داريم!!. اميدوارم كه چشم كسي به اين آدم ها و اين كارهاي ناجور اونها نياوفتد
پسرفت: ببينيد يه پنجره و يه گلدان و يه گربه و يه ليوان شراب خوري و يه جوراب ميتونن چه تصويري را متصور بشن
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
طنز،
تجربه،
جنسی،
:: برچسبها:
سوند,
كاندم,
مثانه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 مهر 1383
|
|