|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
صدای پای عمو نوروز با دختر نازش بهار خانم، به وضوح شنیده میشه، و این یعنی: اسفند دونه دونه، اسفند 29 دونه، که امسال شده 30 دونه، تموم میشه بزرودی. امسال هنوز صدای ترقه و بمب شادی چهارشنبه سوزی نشنیدم. توی پنجشنبه بازار محلهمون هم بسیار بسیار کم بود تعداد ترقههای فروشی، شاید یک درصد همیشه بود.
خیلیها تو خیابان جلومو میگیرن و از ویلچرم میپرسند که: خوبه؟ راضی هستی؟ کجاییه؟ برقیه؟ شارژیه؟ چقدر راه میره؟ چقدر طول میکشه شارژ بشه؟ از کجا؟ خریدی؟ از کجا بخرم؟ و سوال مشترک همه اینه: شما اینو چند خریدی؟ جواب مشترک من به همه اینه: من چند خریدم؟ یا شما باید چند بخری؟ اینجا ملت یه تکونی میخورن و حالت چهرهشون عوض میشه. بعد بهشون میگم: من شش سال پیش خریدمش 2میلیون ولی لان حدود 6میلیونه. یه نفر ازم پرسید: قسطی هم میدن؟ گفتم: قسطی؟ خودش منظورم را فهمید و رفت.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
پیرامون ویلچر،
:: برچسبها:
بهار خانم,
پنجشنبه بازار,
چهارشنبه سوری,
عمو نوروز,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 اسفند 1395
محققين ايتاليايي سلولهاي بنيادي جديدي را کشف کردهاند که ميتونند منبعي بالقوه براي نورونها باشند. در اين مطالعه جديد، محققين جمعيت جديدي از سلولهاي بنيادي به نام سلولهاي بنيادي لپتومننژيال را کشف کردهاند که در مننژ قرار دارند که پردهاي است که سيستم عصبي مرکزي پستانداران را مي پوشاند. سلولهاي بنيادي لپتومننژيال، سلولهاي نابالغي هستند که خودشان را حفظ کرده و به نورونهاي تهييج پذير بالغ تمايز مييابند. نتايج اين مطالعه که روي مدلهاي جانوري صورت گرفته است به چاپ رسيده است. محققين براين باورند که ميتوان از اين سلولهاي مشتق از خود سيستم عصبي براي مبارزه با تروماهاي طناب نخاعي، پارکينسون، الزايمر و MS استفاده کرد.منبغ
پسوند: چند روزي بود چرخ راست ويلچرم هنگام حرکت تپتپ ميکرد. دوستان اسپيشيالي نوشتن اشکال از 4ذغال 2موتوراست. متاسفانه با تعويض هم مشکل رفع نشد. گويا بايد بفرستمش شرکت.
:: موضوعات مرتبط:
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
لينك،
پیرامون ویلچر،
:: برچسبها:
MS,
اسپیشیال,
الزایمر,
پارکینسون,
تروماهای طناب نخاعی,
سلولهای بنیادی,
سیستم عصبی مرکزی,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 23 مهر 1395
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 خرداد 1395
در تصویر زیر باراک اوباما را نشسته بر روی ویلچر میبینید که در حال شنیدن توضیحهای خانم کیتلین ریس، پیرامون عملکرد اهرم حرکت دهنده ویلچری است که توسط محمد سید از کمبریج ساخته شده.

پاپوش: پنجمین نمایشگاه علوم در کاخ سفید، متشکل از 100 دانش آموز از 30 کشور متفاوت.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
پیرامون ویلچر،
عکس،
:: برچسبها:
باراک اوباما,
دانش آموز,
علوم,
کاخ سفید,
نمایشگاه,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 03 اردیبهشت 1395
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 اسفند 1394
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 بهمن 1394
یکی از وسیلههای مورد نیاز بسیاری از ما معلولهای کمتوان دستگاه جابجا کننده و بالا و پایینبر معلول است. این وسیله که یهجور جرثقیل سبک میشه نامیدش شکل و مدلهای مختلفی داره که بنا به میزان توانایی معلول و مکان و نوع استفاده، مدلش تغییر میکنه. برای بیشتر ما مهمترین گزینه برای انتخاب هر وسیلهای قیمته. متاسفانه دستگاههای جابجا کننده بیمار قیمتهای کمی ندارن و شاید در توان خیلی از ما نباشه تهیه کردنش. یکی از دوستان خوب و قدیمی وبلاگ در ایمیلی گفته: چند وقت بود میخواستم یه بالابر یا لیفت برای جابجایی از روی ویلچر به تخت یا برعکس بگیرم. قیمت نوع خارجی حدود چهارمیلیونوسیصد و نوع ایرانی دومیلیونوصدتومنه. بالاخره برادرم زحمت کشید و با هم فکری این دستگاه را برام درست کرد. وسیلهای ساده و جمعوجور. تقریبا پانصد هزارتومن تموم شد.
پيوست: خدای بزرگ ما بسیار و مهربان و بخشنده است، چرا که به ما معلولها خانوادهای داده بسیار مهربانتر و دلسوزتر از خودما نسبت به خودمان. من که هرگز نمیتونستم کار یکی از اعضای خانوادهام را نسبت به خودم انجام بدم.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
اقتصادی،
لينك،
پیرامون ویلچر،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
بالا و پایینبر معلول,
جابجا کننده معلول,
جابجایی از روی ویلچر به تخت یا برعکس,
جرثقیل سبک,
لیفت,
مدلهای مختلف,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 مهر 1393
بآلآخره زدم به سیم آخر و رفتم تو دلمآجرآاا. ساعت 18 روز جمعه سوار بر ویلچربرقیم از منزل زدم بیرون و تخته گآاازز کلی سربآلآیی رفتم تا حدودا بعد 40دقیقه به دریاچهی شهدای خلیج فارس رسیدم. اونجا که رسیدم یکی از شش لامپ شارژ ویلچرم خاموش شده بود. هرجا که میشد گشت را گشتم و آمار اونجا را درآوردم. به همین دلیل لامپ دوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد. در مکانی که تاسیسات هوادهی به آب وجود داشت، کودکی که کمتر از 7سال داشت به پدرش میگفت: اینجا بوی شمآل میآمد. بله، راست میگفت، ولی بنظر من بوی شمال بسیار بیشتر از دریاچهی شهدای خلیج فارس است. در تمام مدتی که اونجا بودم اصلا حس خوبی نداشتم، در منزل و کنار خانواده بودن برام بسیار شیرینتر از اون مکان بودن، مینمود. ساعت20 بسوی منزل حرکت کردم، هنوز مسافتی را نپیموده بودم که لامپ سوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد، از اینجا دیگه ترسیدم که نکنه تو این راه پر فراز و نشیب بمآانم بیشارژ. برای همین رفتم دم درب نگهبانی جایی که متعلق به شهرداری بود و بهشون گفتم: شارژ ویلچرم داره تمام میشه، ممکنه بیام داخل و با برق اینجا ویلچرم را شارژ کنم؟؟ نگهبان اونجا هم گفت: چرا نشه؟ بفرما داخل. از شانس خوب من پریز برق دفتر نگهبانی نزدیک درب بود. نیمساعتی ویلچر را با برق شهرداری شارژ کردم و بعد تشکر از نگهبانها بسوی خانه حرکت کردم. در منزل همسرم ازم پرسید: خوشگذشت؟ گفتم: بدون شماهآا اصلا. دلمآن در منزل نزد شمآهآا جا مانده بودندی سی همه عمر.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
عکس،
:: برچسبها:
پر فراز و نشیب,
تاسیسات,
خانواده,
دریاچهی شهدای خلیج فارس,
سربالایی,
سیم آخر,
شارژ,
شمال,
شهرداری,
ماجرا,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 تیر 1393
همیشه دوستداشتم منزلمان نزدیک دریایی، دریاچهای، رودی، و مکانهایی شبیه اینها میبود که میتونستم سریع برسم به اونجا و شروع کنم به ماهیگیری. بعد معلولیت هم همیشه همین فکر و رویا را داشتم و در سالهای اخیر که ویلچر برقی خریدم همیشه دوستداشتم میتونستم با ویلچر برقیم برم جایی که بشه اونجا ماهیگیری کرد.
خیلیها میگن این چه کاریه که آدم از آزار یه حیوان لذت ببره؟!؟ من در جواب این سوال میگم: ماهیگیری رفتن فقط بهانهایست برای خروج از منزل و ساعاتی را در صفاسیتی سپری کردن، وگرنه خریدن ماهی از مغازه بسیار ارزانتر و بیدردسرتره، درضمن چه فرقی هست بین اینکه خودت ماهیبگیری یا از مغازه بخری؟؟ چه گوشت بخری، چه گوسفندی را بکشی؟!؟!
شهرداری تهران از چند سال پیش شروع به ساخت مجتمع توریستی سیاحتی و تجاری دریاچه شهدای خلیج فارس تهران در ضلع شمالی پارک چیتگر نمود و سال گذشته دریاچه را آبگیری کرد. در ترددهای اوتولی چند باری از چند صد متری دریاچه عبور کرده بودیم. خیلی دوست داشتم برم اونجا را ببینم و بیشتر دوستداشتم بتونم با ویلچر برقیم برم اونجا. چند روزی بود که داشتم در مورد دریاچه و مسیرهاش تو نت مطالعه میکردم و با گوگل مپ منطقه را برسی میکردم. روز 19خرداد ویلچرم را زده بودم به شارژ، و فکرم مشغول دریاچه بود که یهو فکری زد بسرم. حدود ساعت 17و سیدقیقه بود که رفتم روی ویلچرم و از خانه زدم بیرون و رفتم ببینم تا کجای مسیر دریاچه را میتونم با ویلچرم برم. مسیر رفتم بیشترش سربالایی بود و در قسمتهایی شیب بسیار تندی داشت، آسان ترین و شیرین ترین قسمت که رسیدن به مقصد بود را نرفتم، چون تا حالا اونجا نرفته بودم و با مسیر آشنا نبودم و ترسیدم برای بازگشت شارژ ویلچرم تمام بشه و بمونم میان راه، اما بعد بازگشت به خانه دیدم که شارژ ویلچرم به نیمه هم نرسیده.
این داستان را برای داداشم تعریف کردم و او گفت: آخر هفته آماده باش باهم با اتول و ویلچر دستیت میریم برای شناسایی منطقه. جمعه عصر با برادرم با ویلچر دستی سوار بر اتول رفتیم تا مسیر و محل دریاچه را شناسایی کنیم. نکته جالب اینه که من با ویلچر برقی 80درصد راه را پیموده بودم و از اونجا که برگشتم
راه رسیدن به دریاچه کفی و بسیار کوتاه بود.
اطراف دریاچه در میان درختهای چند ساله مثل پارک جنگلی، آلاچیقهایی برای اتراق هست. دور دریاچه در قسمتهایی پایینتر از محل تردد دو ردیف سکو مثل پله برای نشستن لب آب و تماشای دریاچه هست. آب دریاچه بسیار شفاف و تمیز است. اگر زمانی بصورت رسمی اجازه ماهیگیری داده بشه و یا همایش و یا مسابقه ماهیگیری اونجا برگزار بشه، میشه دقیقهای دوتا ماهی 2کیلویی گرفت، وگرنه درحضور جمعیت فراوان اونجا ماهیگیری چیزی جز ضایع شدن نیست. ماهیهای دریاچه از خانواده کپورماهیان هستن که از بدمزه ترین ماهیانی هستن که تاحالا من خوردم. کلا ماهیهای گیاهخوار و کفچر بدمزه هستن، ولی ماهیهای
گوشتخوار تا دلت بخواد خوشمزه هستن. با برسی منطقه به این نتیجه رسیدم که از این به بعد هر وقت میلم بکشه میتونم راحت با ویلچر برقیم به دریاچه شهدای خلیج فارس برم. تعداد زیادی ویلچری مثل من اونجا بود.
پاپوش: شکر خدا ما خوبیم. امیدوارم شما هم خوب باشید. ایشالله تابستان برای همهی ما شاده شاده شاد و مملو از آکنده و مالامال از لبریز و سرشار از وافر باشه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
عکس،
:: برچسبها:
آزار,
آلاچیق,
پارک چیتگر,
حیوان,
داستان,
دریا,
دریاچه,
دریاچه شهدای خلیج فارس تهران,
رود,
رویا,
ساخت مجتمع,
شارژ,
شهرداری تهران,
صفاسیتی,
فکر,
گوگل مپ,
لذت,
ماهیگیری,
مجتمع توریستی سیاحتی و تجاری,
مسابقه ماهیگیری,
ویلچر برقی,
ویلچر دستی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 خرداد 1393
نقش اینترنت در زندگی افراد مبتلا به آسیب نخاعی
مقالات چهارمین کنفرانس اینترنتی پرستاری و آسیب نخاعی
پیشگیری از زخم بستر
نقش پرستار در تیم توانبخشی
تغذیه در بیماران ضایعات نخاعی
استئو پروزیس در بیماران نخاعی
پرستاری اورژانس در آسیبهای نخاعی
اصول مراقبت در زنان باردار دارای آسیب نخاعی
نقش پرستاران در تيم توانبخشي و همكاريهاي تيمي
نکاتی درخصوص ارتباط درمانگر با بیمار و خانواده آسیب نخاعی
آشنایی پرستاران با رژیم غذایی مناسب افراد دچار آسیب نخاعی
شیوع و عوامل خطر زای کمر درد در پرستاران: مروری سیستماتیک
روشهای تشخیصی و مراقبت های پرستاری آن در ضایعات نخاعی
مراقبت هاي پرستاري بعد از عمل در ضايعات نخاعي و ستون فقرات
آموزشهای پرستاری در اختلالات جنسی مردان دچار ضایعه نخاعی
آموزش نحوه مراقبت از خود و پيشگيري از عوارض ناشي از قطع نخاع
یوگا درآب، روشی برای ارتقاء کیفیت زندگی مبتلایان به ضایعات نخاعی
مراقبت های پرستاری در رویارویی با مشکلات دستگاه ادراری-تناسلی
شاخص ترین عوارض پرستاران و مراقبین بیماران نخاعی و پیشگیری از آنها
ارزیابی سیستم ها و اجزای تله مدیسین جهت بهبود کیفیت مراقبت از بیمار
بررسی رابطه بین آسیب طناب نخاعی و
افسردگی ( با تاکید بر مراقبت پرستاری)
بررسی نیازهای آموزشی پرستاران بیمارستان
ساسان در خصوص آسیب نخاعی
تغذیه مناسب بعد از بروز آسیب های نخاعی و
تاثیر آن در بهبود شرایط جسمی بیماران
مراقبت هاي پرستاري در هنگام بروز ناراحتي هاي
قلبي عروقي در افراد دچار آسيب نخاعي
نقش دانش و عملکرد پرستاران جهت کاهش
زخم های فشاری در بیماران دچار آسیب نخاعی
خدمات توانبخشی، بازتوانی و نقش پرستار در مرحله
حاد و پیشگیری از عوارض ضایعات نخاعی
نگاهي بر پاتوفيزيولوژي، فاكتورهاي زمينه ساز، عوامل خطرساز و
پيشگيري و درمان زخم هاي فشاري
ترجمه و بررسی روايي و پايايي شاخص تعیین درد شانه در
افراد استفاده کنند از صندلی چرخدار (WUSPI)
مراقبت های پرستاری موثر در درمان و پیشگیری زخم فشاری در
بیماران آسیب نخاعی: مروری سیستماتیک
مروري بر آناتومي فيزيولوژي دستگاه گوارش،
بررسي اختلالات شايع گوارشي در ضايعات نخاعي و مراقبت هاي پرستاري
فهرست خواندنيهاي كوتاه آسيب نخاعي
انرژی درمانی، ليزر درمانی و... در آسيب نخاع
بالابرهاي سقفي مخصوص اتاق خواب
بالابرسقفي براي حركت بين دستشويي و اتاق وخواب
بالابرسقفي جذاب
بالابرسقفي مخصوص استفاده در حمام
بیست توصیه براي افراد دچار آسيب نخاعي
پشتي نگاهدارنده
پمپ باد مخصوص لاستيكهاي ويلچر
تسمه مناسب سازي شده براي ساق پا
به منظورنشستن راحت تر
چاقوي قابل تنظيم براي افراد تتراپلژي
چگونگی رفتار با یک فرد نخاعی
حمام مناسب سازی شده با استفاده از یک دیواره ی شیشه ای
دربازكن قوطي هاي كنسروويژه افراد تتراپلژي
دستگيره مناسب سازي شده براي تلفن همراه
دسته فرمان مناسب سازي شده براي هنگام حركت
دسته فرمان مناسب سازي شده براي ويلچربرقي
سئوالات رايج پيرامون آسيب نخاع
قطعه اي مخصوص براي تلفن زدن وتايپ كردن افراد دچار آسيب نخاعي
قلاب آلومينيومي
طراحی و ساخت دستگاه هوشمند ایمن بد سور
كاربا رايانه بدون دخالت دست
كنترل كننده هاي شتاب وترمزدرميني ون هاي مناسب سازي
لاستيك هايي جذاب وپره هايي زيبا براي چرخهاي ويلچر
ليوان با دسته بزرگ ويژه افرادتتراپلژي
ماشين اصلاح ويژه افرادنخاعي
ماوس مناسب سازي شده
معلولان با پاهاي روباتيك راه مي روند
مناسب سازي دسته كنترل درويلچرهاي برقي
مناسب سازي ظروف ماكروفر
مناسب سازي قلم براي ايجاد امكان نوشتن با دهان
مناسب سازي ميزغذاخوري
ميز ويلچرمناسب سازي شده
براي افراد دچار آسيب نخاعي
نگهداشتن وجابجايي بچه روي پاها
وسايلي براي حفاظت ازدندانها
يك تجربه در زمينه تعمير تشك روهو
يك چراغ قوه كوچك براي افراد ناتوان
يك كيف مناسب براي ويلچر
يك ليوان بزرگ و نگهدارنده آن مخصوص افراد تتراپلژي
هشداردهنده براي مراقبين در موقع مسافرت
هم زن برقي مناسب براي افرادي كه دست آنان ناتوان است
همزن برقي ويژه افراد تتراپلژي
فهرست کتابهای آسیب نخاعی(خریدنی)
کتاب تنفس طلایی
آنچه که یک فرد نخاعی باید بداند
اطلس تصویری
شناخت، پیشگیری و درمان بیماری های ستون فقرات
تغذیه در بیماری های مغز و اعصاب
اصلاحات خانه برای توان خواهان جانبازان ،معلولین و سالمندان
بررسي وسايل جابجايي افراد با ناتواني حركتي بين دو سطح ناپيوسته
تمرینات ورزشی ویژه جانبازان و معلولین دارای ضایعات نخاعی
راهنمای مسائل جنسی در ضایعات نخاعی
ارگونومی در توانبخشی و مراقبت های بهداشتی
علل و درمان دردهای ستون فقرات
حرکت های ورزشی برای جانبازان و معلولین
آموزش و درمان اختلالات جنسی در افراد ضایعه نخاعی
تحلیل هزینه های اجتماعی و درمانی آسیب نخاعی
ضایعات نخاعی شناخت مداد و درمان مراقبت و نگهداری
پیشگیری از مشکلات پزشکی ثانویه پس از آسیب نخاعی
دسترسی الکترونیک برای افراد کم توان
توانبخشي جامع ضايعه نخاعي
کتاب راهنمای افراد مبتلا به آسیب نخاعی
راهنمای کامل آموزشی برای مراقبان ، خانواده و بیماران
توانبخشی مبتنی بر جامعه رسانه و معلولیت
کنوانسیون بین المللی حقوق معلولان و قانون جامع حمایت از حقوق معلولان
چگونگي تعامل با افراد معلول
حمایت از اشخاص دارای معلولیت در نظام بینالمللی حقوق بشر
افسردگی در بیماران با آسیب نخاعی
یبوست در افراد نخاعی
آشنایی با افراد دچار آسیب نخاعی
راهنمای کلاس بندی پزشکی ورزشی ضایعات نخاعی
راهنمای مربیگری سطح یک تنیس روی میز کمیته پاراالمپیک IPTTC
تعذیه ورزشکاران جانباز و معلول
راهنمای آموزش آمادگی جسمانی
راهنمای آزمون های آمادگی جسمانی (براکپورت)
آموزش دو و میدانی ورزشکاران معلول ویلچری
وسايل کمکي براي افراد با ناتواني جسمي
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
شاد زیستن،
پزشکی و درمان،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
لينك،
تجربه،
جنسی،
پیرامون ویلچر،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
خودرو معلولین،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
آموزشهای پرستاری,
اختلالات جنسی مردان,
ارتقاء کیفیت زندگی,
افسردگی,
بالابرهاي سقفي,
پرستاري,
تعمير تشك روهو,
توانبخشي,
درد شانه در افراد استفاده کنند از صندلی چرخدار,
درمان زخم هاي فشاري,
زخم بستر,
سئوالات رايج,
قلبي عروقي,
کنفرانس,
ليزر درمانی,
مراقبت از زنان باردار,
مقالات,
یوگا,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 31 خرداد 1392
ساعت ده شب زنگ زدم به دکتر متخصص اطفال(دختر خالمه). بعد سلام و احوال پرسی، گفتم: نمیدونم چرا چند ماه است که مرتب سرمامیخورم، هنوز خوب نشده دوباره سرمامیخورم، تازه از سرماخوردگی بدتر اینه که همش احساس میکنم توی یه زیرزمین نمور که توش پر از نفتالین باشه دارم نفس میکشم!؟ خانم دکتر گفت: اینها که میگی علامتهای آلرژی و سینوزیت است. خانم دکتر یه شربت معرفی کرد و گفت: با خوردن شربت و شستشوی بینیت با آبنمک ایشالله خوب خواهی شد. بعد تشکر و خداحافظی، زنگزدم به خواهرم و گفتم: فردا وقت برگشت از محل کارت (بانک) این دارو را برام بگیر و بیار. دست خواهرم طلا، او در شرایط عادی همه کار برامون میکرد، از وقتی هم که همسرم باردار شده زحمت او هم چند برابر شده. از کار که برمیگرده اول میاد و کمکم میکنه که بشینم رو ویلچر، هر وقت هم که بخوام میاد تا منو بذاره روی تخت.
نحوه کار برای از تخت به روی ویلچر رفتن اینطوریه: 1_ پشت تخت بیمارستانیم را 90درجه میدن بالا. 2_ مچ پام را میگیرن و بسمت لب تخت میکشن، البته همراه و همزمان با من، درست همان وقتیکه خودم را با دست به لب تخت میکشم. 3_ از لب تخت خودم را کج میکنم و اون دستم را که طرف خارجی تخته را روی دسته ویلچر میذارم و باز با فردی که مچ پام تو دستشه هماهنگ میرم روی ویلچر، شخص کمک کننده اینجا کف پام را زمین میذاره.
نحوه کار برای از روی ویلچر به روی تخت رفتن اینطوریه: 1_ شخص کمک کننده مچ پاهام را میگیره و پاهام را از حالت خمیدگی زانو خارج میکنه و اونها را موازی با زمین و تخت نگه میداره. 2_ من یه دستم را میذارم رو تخت و دست دیگرم را میذارم روی دسته ویلچر و با هماهنگی و کشش فرد کمک کننده خودم را میکشم بالای تخت. اگر شخص کمک کننده پاهام را تا وسط تخت نکشه، من بین راه و سر تخت گیر میکنم.
پسوند: روی دارویی که خانم دکتر تجویز کرده نوشته این دارو خواب آور است و هنگام استفاده از این دارو از انجام کارهایی که نیازمند هوشیاری است جدا پرهیز کنید. واقعا هم بسیار زیاد خواب آورست، با خوردن اولین قاشق از این دارو روی ویلچر داشت خوابم میبرد، یه ساعت پیش هم ازش خوردم و الان دارم میــــــــــــــــــرم.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
پزشکی و درمان،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
:: برچسبها:
آلرژی,
سرماخوردگی,
سینوزیت,
علامت,
متخصص اطفال,
نحوه از تخت به روی ویلچر رفتن,
نحوه از روی ویلچر به روی تخت رفتن,
نفتالین,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1392
در گرامیداشت روز جهانی معلولان هر کسی سخنرانی کرد از توانمندی و روح بزرگ و ارادهی پولادین و .... معلولان گفت، اما کسی از معلولی نپرسید: تو چگونه به این توانمندی و روح بزرگ و ارادهی پولادین و .... رسیدی؟ سخنرانها گفتند: واژهی معلول زیبا و شایسته نیست و نباید از این واژه استفاده کرد. همه میگویند: معلولها نباید از نگاه و حرف مردم خجالت بکشن و باید از خانه بزنن بیرون و قاطی مردم بشن. اما کسی نمیگوید: چگونه؟ هر کسی که در راس امور قرار میگیره نطقش برامون باز میشه و گوشهامون را با دوصد گفتهی شیرینتر از صد من قند پارسی شیرین میکنه. اما ایکاش میدانستند شیرین زبانیهایشان عملکردی جز خون کردن دل معلولین را ندارد. از خانه بیرون آمدن نیازمند امکاناتی هزینهبر است: 1-فردی برای کمک و همراهی. 2-لباس مناسب. 3-ویلچر درحد توان راندن=از یک تا 9میلیون تومان. 4-مناسب سازی منزل و کوچه و خیابان. 5-تلفن همراه. 6-پول تو جیبی. 7-سرویس رفت و آمد. معلول فهم داره، شعور داره، وجدان داره، وقتی معلول میبینه کوچکترین حرکتش همه را تو زحمت و خرج میاندازه ترجیح میده تو خانه بمونه حتی اگر بشدت افسرده بشه. اگر معلول کار و حقوق و تمکن مالی داشته باشه، هرگز خودش را تو خانه اسیر نمیکنه. وقتی معلول استقلال مالی داشته باشه میتونه کمکم امکانات و شرایط خوب زیستن را برای خودش فراهم کنه، و حتی ازدواج کنه و از زندگی بیشترین لذت را ببره. اینها که نوشتم تجربه و وصف حال خودمه، سالهای اول معلولیت همیشه تو خانه و افسرده حال بودم، البته داداشم منو با ویلچر دستی همهجا میبرد. من روی ویلچر معمولی اصلا راحت نیستم، برای دوستان و آشنایان حالم را روی ویلچر اینطوری بیان میکنم: روی ویلچر دستی بهشت برام جهنم میشه، ولی روی ویلچر برقی هر جهنمی برام بهشته. وقتی کارم درست شد و استقلال مالی پیدا کردم، ابتدا برای منزل بالابر ویلچر گرفتم و با ویلچر دستی رفتم تو حیاط و بعدش به جلوی درب کوچه رفتم. کمی بعدش ویلچر برقی خریدم، با اون از نو متولد شدم و معنی لذت بردن از زندگی را چشیدم. خیلی وقتها که با ویلچر برقیم به مکانهای شلوغ رفتم از روبرو و پشتسر صدای اونهایی که منو دیدن را شنیدم که گفتن: خوشبهحالش، چه حالی میکنه با این وسیلهش، کاش منم یکیشو داشتم. و بآلآخره سال گذشته ازدوآج کردم و از نوروز مستقل، آرآم، رآضی و شآد زندگی میکنم(ماشالله یادت نره).
پيآمد: اگر انسانی بنام مسئول، یادش نره که خودش و خانوادهاش هر لحظه ممکنه گرفتار آسیب نخاعی و یا هر نوع معلولیت دیگهای بشن، اونوقته که معلولها بیکار نمیمانند و مثل شیر زندگی میکنند. به بهزیستی و موسسه رعد پیشنهاد میکنم: مسابقهای با این موضوع برگزار کنند: معلول خوشبخت کیست؟ چرا و چگونه؟
خبر فوری: شبکههای جدید ماهوارهای فارسی= فیس۱ و TM TV و nex1.tv را روی هاتبرد ببینید
لیست پزشکان متخصص مغز و اعصاب تهران
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
فکر ایده پیشنهاد،
ابزار بهتر زیستن،
ماهواره،
بهزیستی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
از نو متولد شدم,
استقلال مالی,
بهزیستی,
پیشنهاد,
تجربه,
چرا و چگونه؟,
چشیدن,
چگونه,
خوشبخت,
راس امور,
روز جهانی معلولان,
زندگی,
سخنرانی,
شرایط خوب زیستن,
شلوغ,
شیر,
گرامیداشت,
لذت بردن,
ماشالله,
مسئول,
مسابقه,
موسسه رعد,
نطق,
وصف حال,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 آذر 1391
بآلآخره بعد کلی استرس و نگرانی جمعه رسید، جمعهای که برای ما خیلی مهم بود، چون روزی بود که پسر کوچک ولی بزرگ مرد و البته تهطاقاری خانه باید در سیوسه سالگی رخت دامادی میپوشید. از چند هفته قبل همه استرس داشتن. کل خانواده دو سه روز قبل مجلس رخت نو خریدیم. برای اینکه بتونم اندکی وظیفهی برادرانهی خودم را تو مجلس دامادی داداشم انجام بدم باید با ویلچر برقی میرفتم تا بتونم تو مجلس حرکت کنم، پس، چند روز قبل، زنگ زدم به یکی از رانندههای ونهایی که به معلولها سرویس میداد، ازش خواستم بصورت کرایه ساعت17 و 23 بهم سرویس بده، گفت: چهلهزار تومن میگیرم. منهم گفتم: باشه. من و پدرم دوساعت زودتر از شروع شدن مجلس با ون راه افتادیم تا بیاسترس ترافیک و خیلی زودتر از همه به سرخیابان مطهری برسیم، چون باید بعنوان خیرمقدمگو، جلوی درب سالن هتل بزرگتهران از مهمانها استقبال میکردیم. خوشبختانه اولین نفر رسیدیم. اولین کاری که کردم در سالن خالی نماز مغرب و عشاء خواندم. به تک تک مهمانها خیرمقدم گفتیم و سر تمام میزها رفتیم و از حضورشون تشکر کردیم. وقتی داماد وارد مجلس شد، خواست من و خواهرزادهام بعنوان ساقدوش همراهیش کنیم. بعد سلام و دیده بوسی و تشکر و تبریکه داماد با مهمانها، داماد به جایگاهش رفت. اونجا هم دست پدر و پدر زنش را بوسید. دوستان و اقوام یکی یکی به جایگاه داماد میرفتن و کنار داما مینشستن و من با دوربینی زپرتو ازشون عکس میانداختم. بعد اینکه من و دوستام با داماد عکس انداختیم دوستام شروع کردن به رقصیدن جلو داماد، داماد که رقصید، رقص بلدهای مجلس آمدن پیش و با حرکات موزون خودشون مجلس را گرم کردن. من هم به هرکی رقصید شاباش دادم. بعد صرف شام مفصلی که داداشم برای مهمانها سفارش داده بود مجددا من و پدرم رفتیم جلوی درب مجلس و از تک تک مهمانها تقدیر تشکر و خداحافظی کردیم. شکر خدا در قسمت مردانه همهچیز عالی بود، اما در قسمت زنانه برای خیلیها دلخوری پیش آمده بود، آخه بخاطر خانمی که مادر شهید بوده اجازه نداده بودن کسی شادی کنه چه برسه به رقصیدن با لباسهای آنچنانی. دست داداشم دردنکنه که مراسمی گرفت شاهانه. دست کم 15میلیون خرج هتل کرده، هتل برای هر مهمان چهل هزارتومان از داداشم گرفته.
پسوند: برادر عزیزتر از جانم بخاطر من ازدواج نمیکرد، وقتی من ازدواج کردم و خیال او از جانب من آسوده شد به فکر ازدواج افتاد. برادر من گل و بیهمتاست. امیدوارم خوشبختترین مرد دنیا باشه.
من و دوستام
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پیرامون ویلچر،
ازدواج معلولین،
عکس،
:: برچسبها:
استرس,
تقدیر,
تهطاقاری,
حرکات موزون,
خرج,
خیلی مهم,
دلخوری,
رخت دامادی,
رقصیدن,
ساقدوش,
سالن,
شاباش,
شادی,
شاهانه,
کرایه,
مادر شهید,
مجلس,
مغرب و عشاء,
مهمانها,
نگرانی,
نماز,
هتل,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 26 آبان 1391
زمستان گذشته که به کمیسیون تشخیص مصلحت ایاب ذهاب بهزیستی رفتم، یکی از افراد کمیسیون بهم گفت: اینقدر کج نشستی روی ویلچر، برات ناراحتی پیشمیآدهآاا. منم برای توجیه، گفتم: چون قدم زیادی بلنده و سوند ندارم مجبورم برای تحت فشار نبودن مثانه و کلیههام مرتب خودم را کش بدم و چپ و راست بشم. وقتی مقاله زیر را خواندم دیدم واقعا من به میزان متنابهی مشکل دار روی ویلچر میشینم.
استقرار صحیح بدن در پيشگيری از بروز و پيشرفت زخمهای فشاری از اهميت بسيار بالائی برخوردار است. همچنين ايجاد وضعيت مناسب برای بدن میتواند در به حداکثر رساندن ثبات، توانائی و عملکرد بدن هنگام استقرار روی صندلی چرخدار ، حفظ توازن مناسب نخاع و به حداقل رساندن درد کمک مناسبی نمايد. اساس استقرار صحیح بدن، حفظ توازن در ناحيه لگن است. در واقع اندامهای لگن، وزن اصلی بدن را در هنگام نشستن تحمل میکنند. تغيير مقاومت عضلانی و ناهنجاريهای اسکلتی میتوانند، باعث کج شدن لگن به سمت جلو يا عقب، يا کجی به يک پهلو و يا حرکت (لغزیدن)روی سطح نشيمن گردند. اين وضعيتها میتوانند باعث افزايش فشار روی قسمتهای استخوانی لگن شده و خطر تخريب پوست را افزايش دهند. کمک دادن اضافی به تنه يا پاها و تقويت آنها میتواند به اصلاح اين وضعيت ها کمک نموده و استقرار لگن را در يک سطح مناسب حفظ نمايند. بنابراين استفاده ازتشکچههای مخصوص و تکيهگاههای مناسب، در کنترل استقرار وضعيت مناسب قسمتهای مختلف بدن ضروری است.
شايعترين عوارض ناشی از عدم استقرار صحيح بدن در وضعيت نشسته عبارتنداز:
1 ) اسکلیوزيس، اسکلیوزيس عبارتست از انحنای يکطرفه نخاع معمولا با کجی لگن (کجی به يک سمت) همراه است که منجر به افزايش فشار بر روی سمت پايين تر میگردد.
2) کيفوزيس، کيفوزيس عبارتست از يک فرم "C" شکل يا انحنای فرو رفته نخاع میتواند منجر به افزايش فشار بر روی استخوان دنبالچه شود. در ناحيه دنبالچه لايههای عضلانی و شبکه عروق خونی کمی وجود دارد. اين وضعيت میتواند منجر به درد در ناحيه گردن و شانهها شده و استفاده از دستها و بازوها را با مشکل مواجه میکند. اين وضعيت حتی ميتواند بر روی تنفس فرد تاثير گذار باشد.
جهت پيشگيری از عوارض ناشی از استقرار نامناسب بدن :
1 ) باید وضعيت استقرار بدن فرد، بوسيله يک فيزيوتراپ مورد ارزيابی قرار گرفته و در صورت نياز بررسیها را تا يافتن بهترين وضعيت تکرار و ادامه داد.
2 ) پشتی صندلی چرخدار را بايستی در وضعيت مناسبی نگهداری نمود (از گود افتادن آنجلوگيری کرد).
3 ) وضعيت استقرار بدن بايستی مرتبا" کنترل شود، بنحوی که در موقع کمک گرفتن يا جابجا شدن روی ويلچر ، ران ها و پشت، در وضعيت مناسبی قرار گرفته باشند. همچنين بايد از استقرار صحيح زانو ها و لگن اطمينان حاصل نمود. چنانچه ضرورت داشته باشد، میتوان از يک آينه استفاده کرد، تا با تنظيم بدن وضعيت صحيح ايجاد شود.
4 ) در جاهائيکه لازم باشد میتوان از تقويت سازهای کمری استفاده کرد.
5 ) حفظ تحمل مناسب تيغه های شانه و عضلات سينه ای نيز توصيه ميگردد.
6 ) بايستی از کوتاه شدن عضلات پيشگيری کرد. مخصوصا" در ناحيه ران و زرد پی پشت زانوها. کشش منظم و استفاده از يک برنامه مناسب که بوسيله يک فيزيوتراپ ارائه میشود، توصيه میگردد. منبع
پاورقي: گویا بهزیستی کلا داستان سرویس ایاب ذهاب معلولان را تعطیل کرده، انگار قراره به کسانی که اتول دارن کمی تا قسمتی سهمیهی سوخت بدن.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
پیرامون ویلچر،
بهزیستی،
:: برچسبها:
استقرار بدن,
ایاب ذهاب,
بهزیستی,
تشخیص مصلحت,
زخمهای فشاری,
شايعترين,
صندلی چرخدار,
عوارض,
فيزيوتراپ,
کج شدن لگن,
کمیسیون,
ناهنجاريهای اسکلتی,
وضعيت,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 12 آبان 1391
یکی از وسیلههایی که زندگی هر معلولی را متحول میکنه ویلچر برقیه. البته این وسیله قیمت بالایی داره و در توان همه نیست که تهیهاش کنند. بنظر من کارایی و روحیه و شادی و انرژی بخشی ویلچر برقی بسیار بیشتر از قیمتشه. من خودم ویلچر فاتح خریدم و ازش بسیار رضایت دارم و به همه پیشنهاد میکنم این وسیله را تهیه کنند و از زندگی لذت ببرند. توی مطلب: قیمت فروش ویلچر برقی فاتح آرش پیام داده و گفته: ۴ویلچر برقی فاتح داره که به قیمت خرید خودش۲٫۲۰۰٫۰۰۰ تومان میفروشه. شماره تماس هم داده: ۰۹۱۲۲۷۰۶۰۸۱ - ۰۹۳۸۰۹۴۸۲۸
اگر ویلچرها نو باشن قیمتشون مناسب و حتی خیلی ارزانه، چون خود شرکت تولید کننده الان داره ویلچرها را سهونیم میلیون میفروشه.
دوستان توجه کنند من هیچ شناختی نسبت به آرش ندارم و نمیدانم او کیست و چه کاره است، من این وسط مرده شوری بیش نیستم و در بهشتی و جهنمی شدن جنازههای نازنین هیچ نقش و تاثیری ندارم، پس مشتریهای گرامی مثل همیشه دقت کنند تا خدانکرده متضرر نشوند.
پسآمد: نه که گل کم تو فوتبال ایران داشتیم، فوتبالمون به گل انتر لبنانی هم آراسته شد برای همین تشکر میکنم از هنر کلیه و دل و جگر فوتبالیستها و مدیران فوتبال ایران.
مروری بر روشهای ترمیم آسیب های نخاعی با کمک سلولهای بنیادی
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
ارزان,
بهشت,
پیشنهاد,
ترمیم نخاع,
جنازه,
جهنم,
خرید,
رضایت,
روحیه,
سلول بنیادی,
شادی,
شماره تماس,
شناخت,
فروش,
فوتبال,
فوتبالیست,
قیمت,
ویلچر برقی,
ویلچر فاتح,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 شهریور 1391
بیست سال پیش رفتم سربازی، بعد از آموزشی در روز تقسیم، شخصی آمد بین سربازها و من و چند تا از بچههایی را که درس فنی خوانده بودیم را با خودش برد تا در یکی از مهمترین(در زمان خودش) کارخانههای سازمان صنایع دفاع مشغول به خدمت بشیم. اون موقع وزیر کشور کنونی مدیر اونجا بود. صبح با سرویس پرسنل رسمی، با لباس سربازی میرفتم سرکار و ساعت 14با سرویس برمیگشتم خانه. خیلی زود توانایی خودم را نشان دادم و با خواست رییس پروژه کار با یکی از بزرگترین دستگاههای سوراخکاری کشور را شروع کردم. کاری که پرسنل رسمی انجامش میدادند را من با دو برابر سرعت انجام میدادم. کارم خیلی خوب بود و بسیار تو چشم همه بودم. برخورد همه با من بسیار دوستانه و با محبت بود. اوخر خدمت چند بار بهم پیشنهاد استخدام دادند. چند وقت پیش زنگ زدم به مدیر کارگاهی که من سربازش بودم، کلی تحویلم گرفت و کلی احوالم را پرسید، گفتم: ازدواج کردم و حال و روز خوبی دارم. حرف مسکن شد، گفتم: در خانه پدری ساکنم. خلاصه از لطف اوشان معرفی شدم به تعاونی مسکن محل خدمتم، اونها گفتن: بیا 5میلیون پیش و متری600هزار تومان بده تا یک دستگاه آپارتمان از برجی 9طبقه در حومهی تهران(شهر اندیشه) بهت بدیم. شرایط پرداخت و محل برج خوب بود تنها بدیش این بود که من پول نداشتم.
پيوست: مدیرانی که زمان سربازی من، همکار وزیر کشور کنونی بودن، الان همه در حد رییس سازمان و معاون وزیر ارتقاع شغلی پیداکردن، به لطف رییس زمان سربازیم آخر هفتهی جاری میریم مسافرت، جایی که قبلا هم رفته بودم.
فروشی: یک دستگاه ویلچر برقی مِیرا اوپتیموس وان، ساخت آلمان
شماره تلفن تماس با فروشنده این ویلچر آقای کریمی: ۰۹۱۹۷۹۴۱۰۹۷
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پیرامون ویلچر،
سیاحت،
:: برچسبها:
آپارتمان,
آلمان,
ارتقاع,
استخدام,
اوپتیموس,
برج,
پرسنل,
پروژه,
تعاونی,
تلفن تماس,
جاری,
درس فنی,
رسمی,
رییس,
ساخت,
سازمان صنایع دفاع,
سربازی,
فروش، ویلچر برقی,
کشور,
محبت,
مسکن,
میرا,
وزیر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 مرداد 1391
خیلی وقتها که با ویلچر برقیم میرم بیرون، اونهایی که تو نزدیکانشان معلول ویلچری دارن ازم در مورد کارایی و قیمت ویلچر برقیم میپرسن، منم همیشه قیمت خریدم را به مردم میگفتم. برای اینکه قیمت درست و به روز ویلچر فاتح را بدانم و به مردم بدم چند روز پیش زنگ زدم به: (77516927) دفتر فروش مستقیم ویلچر فاتح و ازشون قیمت خواستم که گفتن: قیمت فروش ویلچر فاتح امروز سه میلیون و صد هزار تومان است. بسلامتی و میمنت مرداد امسال ویلچر برقی فاتح بنده دوساله میشه و من اون موقع یکمیلیون و نهصد هزار تومان خریدمش. طی 22ماهی گذشته که ویلچر فاتح زیر پام بوده اونقدر بهم حال داده که قابل توصیف نیست.
پاورقي: از روزی که ویلچرمو خریدم شکر خدا تا حالا عیب و ایرادی پیدا نکرده، البته یه بار فن شارژرش مشکل پیدا کرد که دادم درستش کردن. در دو سه هفتهی اخیر متوجه شدم که شارژ باتریهای ویلچرم اندازهی قدیم دوام نمیاره، به همین دلیل تلفن زدم به دفتر فروشش و داستان را براشون گفتم و پرسیدم: اگه بخوام باتری نو روش بذارم چقدر باید هزینه کنم؟ گفتن: 320هزار تومان.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
باتری,
تلفن,
دفتر فروش مستقیم,
شارژر,
معلول,
ویلچر برقی,
ویلچر فاتح,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 26 خرداد 1391
از روزهای اولی که ویلچر فاتح را خریدم به فکر ساختن میزی بودم که محکم روی دستههاش قرار بگیره، و مثلا بشه با خیال راحت لپتاپ را گذاشت روش و رفت بیرون. هرجا که میرفتم چشمم دنبال جایی بود که بتونه این کار را برام انجام بده، بآلآخره تو یه کوچهی چیتگر سیتی(محلهی روبروی شهرکمون) یه کابینت سازی پیدا کردم. رفتم پیشش و گفتم: وقت داری برای ویلچرم یه میز متحرک درست کنی که هر وقت نیاز به میز داشتم راحت روی دستهی ویلچرم قرارش بدم، گفتم: خوبه مثل درب کابینت لولا داشته باشه تا وقت سوار و پیاده شدن بتونم میز را از جلوم کنار بزنم. برعکس اینکه نتونستم خواستمو برای شما توضیح بدم و توجیهتون کنم، استاد کابینت ساز در حالی که با متر داشت ابعاد مورد نظر را میگرفت، گفت: فهمیدم چی میگی و باید چی برات درست کنم، برو خیالت راحت. چند بار که از اون مکان عبور میکردم به استاد کابینت ساز سر زدم، این کار من موجب شد استاد کار آخرین اشکالها را با تغییراتی رفع کنه. زحمت تحویل گرفتن میز حاضر شده را به پدرم دادم. وقتی پدرم میز را آورد گفت: بندهی خدا دستمزد نمیگرفت، با زور 5هزارتومان بهش دادم. میز چوبیه خوبی شده. برای هر کاری که بخواهی روی میز بکنی عالیه: غذا خوردن، کار با لپتاپ، قراردادن دوربین، کتاب خواندن، نقاشی، تمرین خط و.....
پسوند: آنتي بيوتيك الكتروني جديدي براي بهبود زخم هاي بستر كشف شد، احسان دهقاني 22 ساله دانشجوي رشته مديريت و مخترع اين طرح گفت: در اين طرح با انجام عمل يونيزاسيون هوا آنتي بيوتيکي ساخته ميشود که بهبودي زخم هاي بستر را از 6 تا 8 ماه به 30 روزکاهش مي دهد. دهقاني افزود: در صورت استفاده همزمان از اين آنتي بيوتيک و تزريق پنيسيلين، زخم ها تا چهار روز بهبود مي يابند. موارد استفاده از اين اختراع براي بيماراني که عفونت هاي پوستي با منشاء جراحت يا سوختگي دارند و همچنين کنترل عفونت هاي بيمارستاني بويژه زخم هاي بستر است
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
آنتي بيوتيك الكتروني,
چیتگر سیتی,
ساختن میز,
کابینت سازی,
يونيزاسيون هوا,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 04 آذر 1390
سرویس بهزیستی که میامد دنبالم و منو با ویلچر برقیم میبرد داخل شهر از این مسافرکشهای ون بود که جلوی درب عقبش سطح شیبدار داشت. نصب غیر کارشناسی سطح شیبدار پشت ون موجب اختلاف سطح بین کف اتومبیل و سطح شیبدار شده بود. داخل ون شدن برام راحت بود اما چون نمیشه با ویلچر توی ون دور زد باید دنده عقب از ماشین میامدم بیرون. موقع بیرون آمدن زیر ویلچرم گیر میکرد به محل اتصال سطح شیبدار به اتومبیل و هر دفعه کلی قرچ و غوروچ ویلچر و اعصابمو درمیآورد، برای رفع این مشکل رفتم مغازه نجاری و گفتم دو قطعه چوب به طول50 و عرض15 و ارتفاع2سانت میخام که بذارم زیر چرخهای ویلچرم تا کمی ارتفاع ویلچرم نسبت به کف ماشین زیاد بشه تا بتونم بدون گیر کردن از سطح شیبدار عبور کنم، آقای نجار چوبها را برام برید و لبههای زبرشو سنباده زد و داد بهم. گفتم: چقدر تقدیم کنم؟ آقای نجار که نزدیک60بهار را دیده بود گفت: اصلا قابلی نداره، برو ازت پولی نمیگیرم، اگه دلت خواست برا اموات فاتحه بخوان. شایان ذکر است که با وجود چوب هم مشکل گیر کردن حل نشد.
پاورقي: توی بیرون رفتنهام همیشه با برخورد مثبت و خوشایند مردم مواجه شدم، تا حالا از نگاه یا گفتار کسی ناراحت نشدم.
کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟ پـَـ نه پَــ، می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام!
دم دستشویی عمومی ایستاده ام تا نفر قبلی بیاد بیرون، اومده بیرون، می بینه دارم پیچ و تاب می خورم می گه دستشویی داری؟ پـَـ نه پَــ، دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی می کنم!
دارم سیگار میکشم مامور اومده میگه داری سیگار میکشی؟ میگم پَـــ نَ پَــــ دارم علامت میدم سرخپوستای قبیله بغلی بفهمن ما اینحائیم.گفت پدر سگ اهل فیسبوکم که هستی سوار شو بریم. گفتم کلانتری؟ گفت پَـــ نَ پَــــ بریم قبیله بغلی بگیم اوردیمت
لازم نیست شما بیاین...
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
خودرو معلولین،
:: برچسبها:
پـَـ نه پَــ,
رفع مشکل,
سرویس بهزیستی,
سطح شیبدار,
سیگار,
فیس بوک,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 20 آبان 1390
از مدتها قبل میخواستم باد چرخهای ویلچرم را تنظیم کنم، توی دفترچه راهنمای ویلچر نوشته همیشه باد چرخها را کنترل کنید و اونها را پر باد نگه دارید. چند روز پیش که برای چندتا خرید رفته بودم بیرون رسیدم به یه پنچریگیری که بیکار بود، رفتم جلو و گفتم: باد چرخهامو میزون میکنی؟ پرسید: میدونی بادش باید رو چند باشه؟ گفتم: جلو پنجاه و عقب چهلوهشت. یدفعه انگار برق گرفتش، گفت: خیلیه!! میترکههآا!! خلاصه، آقای پنچریگیر شروع کرد به باد زدن، با ترس یکم چرخهارو باد میزد و با بادسنج مقدار باد را چک میکرد تا بآلآخره باد به میزان مطلوب رسید و خوشبختانه اتفاق ناخوشایندی که فکر میکرد نیافتاد. بعد باد زدن متوجه افزایش چشمگیر سرعت ویلچرم شدم، طوری که مسیر سربالایی ملایم رو با همان سرعتی بالا میرفت که قبل باد زدن اون مسیر را تو سرپایینی میرفت. بیخود نبود احساس میکردم سرعت ویلچرم کم شده و نسبت به گذشته باتریش کمی زودتر خالی میشه، طفلکی چرخش500تومن باد میخاست.
پيوست: حرکات زشت و قبیح شیث رضایی – محمد نصرتی بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس در رسانه های جهان بازتاب گستردهای داشته، تو رادیو شنیدم تماشاگر نماهای بارسلون به کریس رونالدو گفتن: اگه مردی برو ایران گل بزن!!
کاریکاتوری در مورد پخش تصاویر قبیح و غیر اخلاقی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی به بهانهی پخش مسابقهی فوتبال
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
بادسنج,
تصاویر قبیح و غیر اخلاقی,
چرخهای ویلچر,
صدا و سیما,
کاریکاتور,
مسابقه فوتبال,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 آبان 1390
با ویلچر برقیم از شمال بسمت جنوب تو پیادهرو خیابان ولیعصر تهران حرکت میکردم و لوازم ورزشی را سیر میکردم. یجا ورود کوچهای به خیابان موجب بالا و پایین شدن سطح پیادهرو بصورت یک پله کوچک شده بود، برای عبور از اون پله، ایستادم و یکم اون سطح را برانداز کردم، امنترین قسمتش برای عبور بسلامت، نزدیکترینجا به دیوار بود، در اون قسمت یه پسر ده سالهی چاق و یه مردی ایستاده بودن، بهشون گفتم: میرید کنار ردشم؟ رفتن کنار، در حین رد شدنم پسره به مرده گفت: اینهمه راه اومده از اینجا رد میشه!؟ منم برگشتم طرفش و بهش گفتم: اگه از اونور میرفتم شاید ویلچرم از پشت برمیگشت، رد شدن از اونجا برای شما چیزی نیست اما برای من این پله مثل قطره باران تو لونه مورچه است، آخر خطابهی قرام انگشتامو شبیه هشمت فردوس تو سریال ستایش کردم و با خنده و شوخی به پسره گفتم: افتاد.
پاپوش: خدا را شکر، خدا درهای رحمتشو باز کردو باران خوبی بارید، ایشاالله دل همه شاد و گرم به عشق باشه.
رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده، میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم….
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!
۲ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه؟میگم: پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعاخالیه!؟میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
پند و اندرز،
صدا و سیما،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
بند ناف,
پَـ نَ پـَ,
پله,
حسین تهی,
خیابان ولیعصر,
رقص,
ستایش,
سریال,
قناری,
لوازم ورزشی,
متال,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 آبان 1390
دوشنبهی گذشته ساعت ٨صبح سرویس بهزیستی اومد دنبالم و حدود ٩ونیم منو در میدان فردوسی پیاده کرد. چند ده متر بطرف شرق رفتم و خیابان لالهزار را مستقیم رفتم پایین، از میدان امام و خیابان ناصرخسرو عبور کردم تا از پلاک یک خیابان صور اسرافیل پایهی دوربینی را بخرم که قبلا دیده بودم. من جالب نیستم؟ هنوز دوربین نخریدم، اما براش پایه خریدم ١۵هزار تومان! انقد که بابت خرید این پایه نگران بودم برای خرید دوربین نگران نیستم. دوربین هر روز پیشرفتهتر و ارزونتر از قبل میشه، اما این پایه بسیار کمیابه و ممکن بود تمام بشه. حسن و تفاوت این ابزار اینه که: ١_مفصلیه و به هر حالتی درمیاد. ٢_تهش بادکش داره و به سطوح میچسبه. در ادامه مسیر رفتم تو خیابان ولیعصر و فروشگاههای لوازم ورزش را سیاحت کردم بعد به خیابان کارگر رفتم و بسلامت از میدان قزوین عبور کردم و وارد پارک رازی شدم تا دیدی بزنم به دریاچهی پارک، آخه تو روزنامهها و اخبار خیلی از ماهیگیری تو دریاچهاش میگن. دور دریاچه نرده داره و نمیشه نزدیک آب رفت اما برای ماهیگیری با چوب و چرخ مناسبه. از پارک زود زدم بیرون و رفتم طرف میدان گمرک قدیم و رازی جدید، تو همین مسیر یه کت سیاه رنگ مدل ارتشی خریدم که برای پاییز خوبه. بعد رفتم به مقصد نهایی، جایی که پارسال هم رفته بودم، رفتم پیش سازندهی موتور سهچرخ معلولان. کلی باهاشون حرف زدم و بهشون گله کردم که چرا موتوری را که قول دادن را نمیسازن؟ باز هم بهم گفتن: نقشه و طرحش را کشیدیم، کمی سرمون خلوت بشه درستش میکنیم. اینجا دیگه کارم تموم شد. از ویلچر فاتح بسیار راضی هستم، اگه منزلمان داخل شهر بود تمام نیازهام را مرتفع میکرد. عکس مسیری که پیمودم را روی نقشه ببینید، راه بسیار طولانی بود و ۷۰درصدش سرپایینی بود.
پيآمد: آوردهاند که اگر کورش کبیر از٢۵۰۰سال پیش تا کنون هر ماه صد میلیون تومان پول پس انداز میکرد اندازهی۳۰۰۰میلیارد تومان اختلاس اعوان و انصار جریان انحرافی نمیشد.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
پیرامون ویلچر،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
پارک,
پایهی دوربین,
دریاچه,
سرویس بهزیستی,
عکس,
فردوسی,
قزوین,
ماراتن,
ماهیگیری,
موتور سهچرخ معلولان,
ناصرخسرو,
نقشه,
ویلچر رانی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 01 مهر 1390
|
|