💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


لذایذ زندگی

خیلی‌ها مثل من عادت دارن قبل از برداشتن قاشق، نمکدان را برمیدارن و اساسی غذاشون را نمک‌سود میکنن. نمک از دو عنصر سمی تشکیل شده که خوردن هر کدومشون مرگباره، البت خوردن خود نمک هم برای خیلی‌ها خطرناکه، جلوی نمک خوردن و عوارض اون را تغریبا راحت میشه گرفت. از هر لحاظ که فکر و تجزیه و تحلیل کنید قند در مقابل نمک قرار میگیره: قند عنصر سمی نداره، به راحتی نمیشه خوردنش را کنترل کرد و عوارض‌اش شدید و زیاده. آمآاا، کارکرد قند و نمک کاملا مشابه است: هر دو باعث افزایش آثار نچندان باستانی و زیرخاکی میشوند. قند و نمک طعم و مزه‌ی لذایذ دنیای خواراکی‌ها را چند برابر میکنند و ما دانسته یا ندانسته برای لذت بیشتر پی خطر اونها را به جسم و جان‌مان میمالیم و این داستان عینا همان داستان گناه است

پسوند: ابتدایی ترین سرمشقی که به همه دادن و میدن اینه: ادب آداب دارد. افسوس که آداب ادب را فرامش کردیم، و این گناه بزرگترهاست که به راحتی دروغ میگن و پرخاشگری میکنند

بيانيه مايلي كهن عليه قلعه نويي با نظر مردم

 اخراجی های 3




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، پزشکی و درمان، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: داستان, زیرخاکی, عادت, عنصر, عوارض, قلعه نويي, گناه, مايلي كهن, نمک‌سود,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(19)

فصل عاشقی

همیشه بهار را خیلی دوست داشته و دارم، بنظر من بهار زیباترین فصل ساله، امسال بهار زیباتر و جذاب‌تر از هر سال بنظرم میاد، نمیدونم چرا؟ احتمالا دلیل‌اش عوض کردن شیشه‌های اطاقه. با وجود اینکه تا سال گذشته همیشه بابام کلی قناری داشت و همیشه صدای چه‌چه قناری تو گوش‌مون بوده اما هیچ چیز مثل شنیدن صدای جیک‌جیک گنجشک‌ها و جقول بقول کردن فنج‌های درختی نمیشه، اخیرا تهران پر شده از بلبل خرما، صداشون بلند و باحاله، به من که خیلی انرژی میده‌، صدای بلبل خرما مثل صدای جیرجیر پنجره‌های کشویی آلومینیومی وقت باز و بسته شدنه. جالب اینه که اگه با دهن صدای بلبل خرما را تقلید کنید جوابتون را میده و بعد میره برا دوستاش تعریف میکنه یه آدمه خنگول را سر کار گذاشته بودم. صدای یاکریم من را یاد ظهرهای داغ تابستان‌های کودکی میاندازه. بلبل به غزل خوانی و قمری به ترانه همه دارند عاشقی میکنند در فصل عاشقی طبیعت. امیدوارم عاشق باشید و طبیعی

پسرفت: اردیبهشت واقعا زیبا و بهشتیه، هرکسی در این ماه رفته شمال تو کف شکوفه‌های بهار نارنج مونده، اگه کسی تاریخ دقیق این رویداد را میدونه، بگه، شاید ما هم بریم جهت.....

شعر و ترانه‌ و موسقی‌های اصیل در: کوله باری از ترانه

ترفند: استفاده حرفه‌اي تر از کي‌برد

ابتدا قصد داريم به معرفي چند کليد کاربردي در محيط ويندوز بپردازيم که با استفاده از آنها مي‌توانيد تنها با دو کليد، يکي از برنامه هاي موجود در ويندوز را فراخواني کنيد. اين کليدها مي‌توانند سرعت شما را در کار با کامپيوتر بالاتر ببرند و شما را حرفه اي تر جلوه دهند. • شما مي توانيد با نگه داشتن کليدwindowsو در همان حالت که آن کليد را نگه داشته ايد کليد Eرا بزنيد مشاهده مي کنيد که MYCOMPUTER فعال مي شود .  • با نگه داشتن کليدwindows،کليد Dرا بزنيد مشاهده مي کنيد که SHOW DESKTOP نمايان مي شود.براي آنکه با مفهوم اين جمله آشنا شويد قبل از اجرا اين ترفند يک پنجره مانندMYCOMPUTERباز داشته باشيد. بعد از اجراي اين ترفند مي بينيد که صفحه فعال شما به صورت HIDENقرار مي گيرد.  • با نگه داشتن کليدWIDNOWS،کليد Rرا بزنيد مشاهده مي کنيد که پنجره RUNدر سيستم شما اجرا مي شود.  • با نگه داشتن کليدwindows،کليد Fرا بزنيد مشاهده مي کنيد که پنجره SEARCHبراي شما فعال مي شود .

 • با نگه داشتن کليدwindows،کليد Uرا بزنيد مشاهده مي کنيد که برنامه UTILITY MANAGERفعال مي شود .

 • اگر همين ترفند را براي سايرکليدها امتحان کنيد خواهيد ديد که اگر برنامه اي در DESKTOPداشته باشيد که ابتداي آن با همان حرفي که شما زده ايد شروع شود اجرا مي شود. در بخش دوم به نحوه استفاده ازکي‌برد براي سرعت بيشتر در انجام عمليات‌هايSTANDBY ، HIBERNATE ، LOGOFF ، RESTART ، SHUTDOWNو SWITCH USERمي پردازيم.بدين منظور:

 • برايSHUTDOWN: برايSHUTDOWNنمودن سيستم با کي‌برد ، ابتدا کليد windows را فشارداده و پس از نمايش منوي STARTحرف U انگليسي را دوبار با اندکي مکث مي‌زنيم. خواهيد ديد که سيستم خاموش مي‌شود.

 • برايRESTART:برايRESTARTنمودن سيستم با کي‌برد، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليدهاي Uو سپس Rرا با اندکي مکث بزنيد. خواهيد ديد که سيستم RESTARTمي‌شود.

 • برايSTANDBY: برايSTANDBYنمودن سيستم با کي‌برد، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليدهاي Uو سپس Sرا با اندکي مکث فشار دهيد، خواهيد ديد که سيستم STANDBYمي‌شود.

 • برايHIBERNATE: برايSTANDBYنمودن سيستم با کي‌برد، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليدهاي U و سپس Hرا با اندکي مکث مي‌زنيم ، خواهيد ديد که سيستم HIBERNATEمي‌شود.

 • برايLOGGOFF: برايLOGGOFFنمودن سيستم با کي‌برد، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليد Lرا دوبار با اندکي مکث مي‌زنيم. خواهيد ديد که سيستم LOGOFFمي‌گردد.

 • برايSWITCH USER: برايSWITCH USERنمودن سيستم با کي‌برد ، ابتدا کليد windowsرا فشار داده و پس از نمايش منوي STARTاين بار کليدهاي Lو سپس Sرا با اندکي مکث مي‌زنيم ، خواهيد ديد که سيستم SWITCH USERمي‌گردد.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، لينك، كامپيوتر و رایانه،
:: برچسب‌ها: استفاده حرفه‌اي تر از کي‌برد, بلبل خرما, ترفند, زیباترین فصل, شکوفه‌های بهار نارنج, فنج‌, قمری, قناری, همیشه بهار, یاکریم,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 فروردین 1388 ارسال نظر(24)

ته سالی

آدمهای ناراضی همیشه خودشون را معلول شرایط و اجتماع و زندگی و زمین و زمان میدانند، این افراد همیشه ناسپاس و شاکی و درحال ناسزا گفتن به همه چیز هستند. افراد واقع گرا خودشان را علت هر پدیده و رویدادی در زندگی‌شون میدانند. افراد واقع گرا با جستجو در رفتار خودشون علت‌ها را میابند. بهترین حسی که آدم میتونه داشته باشه حس رضایت‌مندیه. برای رسیدن به این حس باید نقش مثبت خودمون را در زندگی خانوادگی و اجتماعی پیدا کنیم. باید داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی را دید و بخاطر اونها خوشحال و شکر گزار بود.

ته‌بندي: گوشی را برداشتم تا ببینم کیه که زنگ تلفن را به صدا در آورده، یه خانمی گفت: منزل آقای آیت اللهی ست؟ گفتم: نه خانم، اشتباه گرفتین، اینجا منزل حجت اسلامی است. در اخبار اعلام شد که یک اسید پاش را می‌خواهند قصاص کنند، بنظر من قصاص برای این افراد خیلی کمه، پیشنها شما چیه؟ امسال عجب زمستان داغی داشتیم؟ شاید به دلیل گرم بودن زمستان آدم حس میکنه سال خیلی سریع تر از همیشه ته کشیده




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: آدمهای ناراضی, آیت اللهی, اسید پاش, تلفن, حجت اسلامی, حس رضایت‌مندی, شاکی, معلول, ناسپاس, نقش مثبت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 اسفند 1387 ارسال نظر(18)

قاتل دوست و دشمن

میتونی مثل من اول صبح کمتر از 1ساعت 6لیوان‌پر آب گرم بخوری؟ این کار دیوانگی بنظر میاد، نه؟ پسر همسایمون 8سالی از من کوچکتره، خیلی بچه‌ی مهربون و با معرفت و کاردرستیه و من دوستش دارم، 2سال پیش ازدواج کرد، مشغول کار و زندگی خودش بود که به دلیل ضعف و لاغری می‌برنش دکتر، بعد آزمایش‌های لازمه میفهمن که سرطان داره، الان در مراحل آخر شیمی درمانیه، خیلی وقته که ندیدمش، میگن موهاش ریخته و مثل آدم‌های خیلی پیر شده. امیدوارم که خدا شفای عاجل بهش بده. داروهای ضد سرطان همه سم هستند و کارشون کشتن سلول‌هاست به دوست و دشمن هم رحم نمی‌کنن. آدم وقی پاش بیافته برای بدست آوردن سلامتی سم هم وارد بدنش میکنه چه برسه به آب گرم فراوان. من برای اینکه برم توالت مجبورم با 2قرص بیزاکودیل تمام روز لیوان لیوان آب گرم و چای بخورم.

پسينه: چه کسی میتونه به این مطمعن باشه که سال دیگه یا ماه دیگه یا هفته‌ی دیگه یا فردا یا تا 1ساعت دیگه همینطوری که الآن هست، خواهد بود، پس لذت همین الانت راببر و بدان که وضع و حال تو برای خیلی‌ها رویایی‌ست.

وبلاگی که به خوندنش میارزه: ام . اس در گذر زمان

کامپیوتر شما هر قدر جدید باشه باز با حداکثر سرعتش کار نمیکنه، برای اینکه از عمل کرد سریع کامپیوترتان لذت ببرید مسیر زیر را دنبال کنید:

Control Panel

Tools

Folder Options

View

گزینه‌ی زیر را علامت دار کنید

Launch folder windows in a separate process

در نهایتOKکنید و با سرعت بالای کامپیوترتان حال کنید




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌، كامپيوتر و رایانه،
:: برچسب‌ها: ام اس, توالت, سرطان, سرعت بالای کامپیوتر, شیمی درمانی, ضعف و لاغری, موهاش ریخته,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 اسفند 1387 ارسال نظر(18)

سرنوشت

آدم‌ها همیشه با خودشون میگن: کاشکی اینطور میشد. کاشکی اونطور نمیشد. گاهی که من سیم‌هام اتصال میکنه با خودم میگم کاشکی 30 سال پیش انقلاب نمیشد. از هرکی بپرسن اگه انقلاب نمیشد، چی میشد؟ به فراخور سن و جنسیتش میگه: مدرسه‌هامون مختلط بود، رفاقتی میرفتیم استخر، جوانان‌مان در جنگ ازبین نمیرفتن، غربی‌ها منطقه را تاراج نمی‌کردن، الان ما جای کره‌ی جنوبی بودیم و ...... من اصلا کاری به این حرف‌ها ندارم، برای من مهم اینه: اگه انقلاب نمیشد ارتش همچنان پدرم را در شهرهایی غیر از تهران می‌چرخاند، آخه سال54 فرمانده‌ی پدرم با دشنام دستوری بهش میده، پدر من هم با مشت چشم طرف را بالامیاره. از اون جریان به بعد پدرم را تبعید میکنن و تو پروندش میزنن صلاحیت خدمت در مرکز را نداره. با انقلاب پدرم به تهران منتقل شد و من از یه بچه‌ی ایزوله و درس خون تبدیل شدم به بچه‌ای با دوستانی زیاد که همه درس نخون بودیم. خلاصه اگه انقلاب نمیشد پدرم به تهران نمیآمد و من درس خون می‌ماندم و..... و کلا سرنوشتی غیر از این میداشتم. پس نتیجه میشود که قطع نخاع شدن من نتیجه‌ی انقلاب بوده، کاشکی انقلاب نمیشد.

پسرفت: من اصلا آدمی نیستم که بخواهم برای اشتباه خودم زمین و زمان را متهم کنم و از اونها بنالم، مطلب بالا خلاف واقعیت نیست، اما من اون را از سر بی حرفی و طنز و شوخی نوشتم، شاید هم سیم هام اتصال کردن.  

باران دوست جدیدی در اسپیشیال

حرف‌های یواشکی مردی با ام اس همسرش




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: ارتش, انقلاب, تاراج, جنگ, چشم, شوخی, طنز, غربی‌ها, کاشکی, مشت, منطقه, یواشکی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 بهمن 1387 ارسال نظر(18)

تقديم با عشق

بعد کلی برنامه ریزی و جور کردن مخارج و .... بار سفر را می‌بندن و  به راه میافتن، یکی میره تو دل طبیعت، یکی میره به شهری برای زیارت، اون یکی میره به شهری برای سیاحت، بعضی‌ها هم سرخوش و دل به نشاط هستن تو گرما و سرما بدون هرگونه برنامه‌ریزی و پس‌انداز از دوگنبدان‌ممسنی، علی‌آبادکتول، لولو‌کدان و بابایادگار راه میافتن برای تماشای دآربی(حمایت از عادل فردوسی پور)!؟، هرکسی به یک شکلی و با تقبل هزینه‌ای برای خودش شادی میآفرینه. جالب اینه که: ما اونچه‌ را که توی شهر خودمون و جلوی چشم‌مون و یا دم‌دست‌مونه را اصلاً نمی‌بینیم، چه برسه به اینکه بخواهیم ازش حالی ببریم. برای شاد بودن و لذت بردن از اونچه که هست حتما نباید کیلومترها سفر کرد و به تماشای دریا و جنگل و کوه و پل و بازار رفت، اونچه که خدا بهمون بخشیده شادی آفرینه، چیزهایی مثل حس بینایی وشنوایی که با اونها میشه از صدا و سیمای اعضای خانواده غرق لذت و عشق و شادی ناب شد، چشم‌ها را باید شست، جور دیگری باید دید

پاورقي: بیشتر ما از همه طلب‌کار هستیم، حتی از پدر و مادر و دیگر عزیزان‌مان!؟ بعضی‌ها نه طاقت دوری عزیزان را دارند نه اونها را هنگام نزدیکی تاب میآرن؟! =(آی‌کیو اون‌نزدیکی‌رونگفتم) اگه همه فکر میکردن که برای آخرین باره که دارن عزیزانشان را می‌بینند و با او حرف میزنند حتما رفتا و کردارشان را عوض می‌کردند. وقتی یکی از اعضای خانواده پیش شما نیست یا اینکه خود شما پیش خانواده نیستید ممکنه یکی از چند صد نفری باشید که هر روز در حوادث مختلف از بین میروند، پس قدر لحظه‌های با هم بودن را باید دانست و نهایت استفاده را از آن برد. چرا کار به وجدان درد بکشه؟ چرا الآن عزیزمان را نبوسیم؟

یکی از دوستان پرسیده: هنوز کسی را برای ازدواج پیدا نکردی؟؟ جواب من این بود: جواب شما هم بله هم خیر است من پیدا میکنم اما اونا فوری گم میشن اوفتادندی


:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، طنز، پند و اندرز، صدا و سیما، سیاحت،
:: برچسب‌ها: ازدواج, بازار, برنامه ریزی, پل, جنگل, زیارت, سیاحت, شادی, طبیعت, عادل فردوسی, قدر, کوه, لحظه‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 بهمن 1387 ارسال نظر(14)

وصف بزرگان دین

مادر پدرم سواد نداشت، اما شعرها و داستان‌های زیادی در وصف بزرگان دین بلد بود، همیشه وقی بعضی از روضه‌ها را می‌شنید بشدت عصبانی میشد و می‌گفت: چرا شخصیت بزرگ اما حسین را اینها اینطوری زیر سوال می‌برند؟! امام حسین تو سری خور که نبوده!؟ امام حسین مامور الهی بود. مادر بزرگم که خدا رحمتش کنه می‌گفت: ظهر عاشورا امام حسین اونقدر شجاعانه جنگید و از اون کفار کشت که خون تا زیر زانوهای اسبش آمد، تا اینکه از جانب حق تعالی ندا آمد: حسین جان داری چه کار میکنی؟ اینطوری نسل اینها را از روی زمین برمیداری، خدا برای تو ماموریت دیگری قرار داده، حسین جان:

ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً خشنود و خداپسند به سوى پروردگارت بازگرد﴿28﴾  فَادْخُلِي فِي عِبَادِي و در ميان بندگان من درآى﴿29﴾ وَادْخُلِي جَنَّتِي و در بهشت من داخل شو﴿30﴾سوره: الفجر

پاپوش: اسراییلی‌ها خیلی نامرد هستید، رفتار شما آدم را یاد مغول‌ها و  آلمان نازی‌ میاندازه، اونها هم وقتی یه سربازشون کشته میشد بجاش یه شهر را قتل عام می‌کردند.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، پند و اندرز، داستانک، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: آلمان نازی‌, اسراییل, اما حسین, پدر, داستان‌ها, روضه‌, شعرها, مادر, مغول,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 دی 1387 ارسال نظر(13)

زندگی و شادی

یک تاجر آمريکايي نزديک يکي از روستاهاي مکزيک ايستاده بود، در همان موقع يک قايق کوچک ماهيگيري رد شد که داخلش چند تا ماهي بود، تاجر از ماهيگير پرسيد: چقدر طول کشيد تا اين چند تا ماهي رو گرفتي؟ ماهيگير: مدت خيلي کمي. تاجر: پس چرا بيشتر صبر نکردي تا بيشتر ماهي گيرت بياد؟ ماهيگير: چون همين تعداد براي سير کردن خانواده‌ام کافي است. تاجر: اما بقيه وقتت رو چيکار مي کني؟ ماهيگير: تا دير وقت مي‌خوابم، يه کم ماهي گيري ميکنم، با بچه ها بازي ميکنم بعد ميرم توي دهکده و با دوستان شروع ميکنيم به گيتار زدن. خلاصه مشغوليم به اين نوع زندگي. تاجر: من تو هاروارد درس خوندم و ميتونم کمکت کنم، تو بايد بيشتر ماهي گيري کني، اون وقت ميتوني با پولش قايق بزرگتري بخري و با درآمد اون چند تا قايق ديگر هم بعدا اضافه ميکني، اون وقت يه عالمه قايق براي ماهيگيري داري! ماهيگير: خوب، بعدش چي؟  تاجر: به جاي اينکه ماهي‌ها رو به واسطه بفروشي، اونا رو مستقيــما به مشتري‌ها ميدي و براي خودت کار و بار درست ميکني، بعدش کارخونه راه مي‌اندازي و به توليداتش نظارت ميکني، اين دهکده کوچک رو هم ترک ميکني و مي‌روي مکزيکوسيتي! بعد از اون هم لوس آنجلس! و از اونجا هم نيويورک. اونجاست که دست به کارهاي مهم تري مي زني. ماهيگير: اين کار چقدر طول مي کشه؟ تاجر: پانزده تا بيست سال! ماهيگير: اما بعدش چي آقا؟ تاجر: بهترين قسمت همينه، در يک موقعيت مناسب که گير اومد ميري و سهام شرکت رو به قيمت خيلي بالا مي‌فروشي! اين کار ميليون‌ها دلار برات عايدي داره. ماهيگير: ميليون‌ها دلار! خوب بعدش چي؟ تاجر: اون وقت بازنشسته مي‌شي! ميري يه دهکد? ساحلي کوچيک! جايي که ميتوني تا دير وقت بخوابي! يه کم ماهيگيري کني، با بچه هات بازي کني! بري دهکده و تا ديروقت با دوستات گيتار بزني و خوش بگذروني.

پايانه: می‌دونم که قبلاً این داستان را خونده بودین، آمآاااا، این داستان برای من با همه‌ی داستان‌ها فرق داره، من عاشق این داستان هستم، از نظر همه چیز توی این داستان هست، عشق و زندگی و دریا، توش موج میزنه، من این داستان را کاملا تصویری می‌بینم با کلی ریزه کاری.اگه به این داستان‌های امیدبخش و شادی آفرین علاقه دارید میتونید کلی‌شو در وبلاگ دوست نخاعی و دهقان‌‌مون بیابید

مهدیس هم با تخت روان حرکت میکنه




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: تاجر, داستان‌, دریا, زندگی, عشق, قايق کوچک ماهيگيري, واسطه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 دی 1387 ارسال نظر(16)

نشان خشم

دیدید خبرنگار عراقی چطور از بوش پذیرایی کرد!؟ این شیوه‌ی میهمان نوازی از دو هزار سال پیش رسم عراقی‌ها بوده، اینها تخم و ترکه‌ی همان ملتی هستند که با حضرت علی و امام حسین و ... آن کردند که خودتان بهتر میدآنید. قربون فرهنگ و ادب خودمان، کسی جایی گفته بوده: ذات بد نیکو نگردد چون که بنیانش بد است. عمراً چنین اتفاقی در ایران افتاده باشه یا بیافته(آخه اینجا از قدیم مسئولین ملت را پا پتی ملاقات میکنن). در زمان قاجاریه اونهمه نامردی از جانب روس‌ها به ما شد و همچنان درباب دریای خزر و نیروگاه اتمی داره میشه، اما انگار نه انگار. یا در جنگ تحمیلی همین عراقی‌های .... چقدر در حق ما نامردی کردن، اونوقت وزیرهای صدام میآمدن ایران عزت تپون میشدن و میرفتن سر قبر ننه بابای گور به گورشون، نمیدونم بی غیرت هستیم یا مردم دار و غریب نواز!؟

پسينه: خبرنگار شکم گنده با یه جفت کفش راه افتاده بود تو خیابون و از ملت میخواست که اون کفش‌ها را بسوی بوش خیالی پرت کنند!؟ وقتی خبرنگار بی مسئولیت باشه و حرفه ای عمل نکنه و به سوژه های درپیت و دم دستی گیربده خیکی میشه 

وبلاگ احسان که از مادر قطع نخاعش پرستاری میکنه

سخنی با شما دوستان عزیزتر از جانم شما بهترین دوستان وبلاگی دنیا هستید که یه نفر ممکنه داشته باشه، شما از نظر زیبایی روح و معرفت بهترین هستید و قطعا از نظر زیبایی ظاهری هم در نهایت زیبایی هستید و یقیناً خدا هنگام آفرینش شما بود که خود را ستایش کرد، حتما همه‌ی نزدیکان شما به وجود شما افتخار میکنند همانگونه که من به وجود شما دوستان گلم افتخار میکنم، از اینکه همواره باعث پیشرفت من شدید از شما بینهایت ممنونم، امیدوارم با این هندونه ها شب یلدایی خوش و زمستانی گرم داشته باشید.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: افتخار, جنگ تحمیلی, خبرنگار, روس‌ها, سوژه, عزت تپون, معرفت, نامردی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 آذر 1387 ارسال نظر(20)

درمان دردها

در مورد چشم زخم چی فکر می‌کنید؟ آیا فکر می‌کنید خرافه است؟ حتما خیلی جا‌ها به اشکال مختلف آیه 51 از سوره‌ی القلم را دیدید، خوب حالا یه بار دیگه این آیهِ‌ی مبارک را با ترجمه بخوانید تا شما هم مشتری ثابت این ‌آیهِ ی شریف بشید وَإِن يَكَادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصَارِهِمْ لَمَّا سَمِعُوا الذِّكْرَ وَيَقُولُونَ إِنَّهُ لَمَجْنُونٌ﴿51﴾  و آنان كه كافر شدند چون قرآن را شنيدند چيزى نمانده بود كه تو را چشم بزنند ومى‏گفتند او واقعا دیوانه‌ای است شما میتونید با همراه داشتن این آیه خودتان را از شر چشمان بد در امان بدارید. من الله توفیق

پيآمد: اگه راه نمیافتین تو کوچه خیابان برای پیداکردن نخاعی‌ها و پاره کردن پیراهن‌شون، بهتون میگم که: ما نخاعی‌ها مثل یوزارسیو هستیم، ما هم برای در امان بودن از شر زلیخواه زمانه با اراده‌ای خارج از منطق انسانی چند سالی در زندان بیحرکتی افتادیم، گاهی هم مثل ایوب پیامبر در بستر بیماری هستیم، انشاالله تعالی مثل اصحاب کهف روزی از خواب بیدار میشیم، باشد اون روز خودمان را از خیل سرنشینان کشتی نوح ببینیم

فلج مغزیCerebral palsy   

 

میدانید که مادر حضرت علی ع داخل کعبه حضرت علی را به دنیا آورد تصاویر زیر همان قسمتی از کعبه است که به اذن الهی برای فاطمه بنت اسد شکافته شد. نام این قسمت رکن یمانی است.

تصاویر زیر هم عکس حجرالاسود است

رکن یمانی و حجرالاسود در دو سوی یک ضلع کعبه قرار گرفتن، توی عکس کاملا واضح است و با کمی دقت متوجه می‌شوید میدانید که پروردگار فرموده از روح خود درون کالبد انسان دمیده  با توجه به اینکه رکن یمانی و حجر در دو سوی یک ضلع کعبه هستند و با توجه به اینکه در رکن یمانی حضرت علی به دنیا آمده من نتیجه میگیرم که حجر نیز عملکردی شبیه رکن یمانی داشته باشد یعنی روح الهی انسان از راه حجر به این دنیا میایید و از همان راه از دنیا خارج میشود




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، پند و اندرز، داستانک، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: چشم زخم, خرافه, وَإِن يَكَادُ, یوزارسیو,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 آذر 1387 ارسال نظر(19)

ره آورد

اهل نظر میگن: آدم‌ها باید دنبال بزرگترین و زیباترین و کامل‌ترین رویاها و آرزوها باشند. من میگم: رویا و آرزوی بزرگ هر کسی برای خیلی‌ها کوچیک محسوب میشه، مثلا: بزرگترین رویا و آرزو برای ما نخاعی‌ها اینه که با پای خودمون بریم توالت و حال توالت کردنی ارادی را ببریم، این آرزوی شیرین برای ما دست نیافتنی مینماید اما برای افراد سالم امری است: ندیدنی. خوبیه آرزو و رویاهای کوچیک اینه که آدم زود بهشون میرسه و این باعث میشه آدم احساس خوشحالی و خوشبختی کنه. و امآاااااا داداشم نیمه‌ی آبان امسال برای بازدید از پروژه‌ا‌ی با جمعی از همکارهاش رفت شمال، شهر نکا، اونجا چیزی دید که من عاشقش هستم و همواره چنین رویاهای زیبایی در سر دارم، داداشم که از علاقه‌ی شدید من به اون صحنه‌ها و لحظه‌ها خوب خبر داره فورری با دوربین‌اش عکس‌هایی رویایی برام گرفت و آورد و آتشی به خرمن ذهنم زد که با آب100دریا هم خاموش نمیشه. مردی میخوام که بتونه آتیش من را خاموش کنه، کسی که خودش با آتیش من نسوزه.

پسرفت: وبلاگ‌ها معمولا دفتر خاطرات هستند و کسانی وبلاگ می‌خوانند که دوست دارن توی افکار ملت سرک بکشن، بهتر بگم یه جورهایی فضول هستند، پس این هم: عکس‌های رویای من برای اون فضول‌هایی که دوست دارند رویای ملت را دید بزنند.

 این اعلامیه را دیده بودی




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: آرزو, احساس, اعلامیه, اهل نظر, خرمن ذهن, خوشبختی, خوشحالی, دید بزن, رویاها, رویایی, زیباترین, فضول, کامل‌ترین, نخاعی‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 آذر 1387 ارسال نظر(22)

فراخوان

چند وقت پیش بهزیستی فراخوان داد برای انتخاب نام خودروی ویژه‌ی معلولان، با این تشویق که به نام برگزیده یه اتول جایزه میدن. من هم نشسته و خوابیده و ..... زور زدم و کلی فکر کردم و اسم‌هایی انتخاب کردم و به قرار زیر پیشنهاد دادم

  بنام خدا

عزيزان سلام, خسته نباشيد. بي‌شك بهزيستي همواره بهترين و بزگترين يار و ياور و كمك براي ما معلولان بوده و هست اتومبيل مناسب حال براي معلول مثل پاهايش است. اتومبيل مناسب حال براي معلول مثل بهترين دوست و كمك: برادرش است. بنده براي اتومبيل مناسب سازي شده نام‌هاي زير را پيشنهاد ميدهم:

1-كا، كوتاه ترين نام كه بسيار با معني است. كا را ميتوان با تك حرف انگليسي هم نمايش داد. در فرهنگ لغت كا به معني سرير، كرسي، تخت، چهار پايه‌ي امن آمده. همچنين در بسياري از نقاط ايران به برادر كا مي‌گويند

2-يار، ياري، ياريست. ياريست بسيار با معني‌ست و شبيه نام مدلي جديد از تويوتا است

3- پا، پاسا، پاسان حتما كارهاي خير شما موجب رضايت خدا و پيامبر گرامي ‌اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) و امام زمان حضرت مهدي(عج) واقع مي‌گردد و ثواب اخروي بزرگي نصيب شما عزيزان گرامي مي‌شود، ما نيز و همواره دعا گوي شما هستيم.  من الله توفق

دو هفته پیش توی تلویزیون در آخرین نمایشگاه اتومبیل سال در پاریس دیدم شرکت فورد روی یه محصولش اسمی را گذاشته که من بعنوان اولین نام پیشنهاد دادم.

پيوست: وقتی قسمت آخر سریال روزگار قریب را دیدم خیلی دلم سوخت، اما نمیدونم برای دکتر قریب که با 2روز توالت نرفتن به رحمت خدا رفت یا برای نخاعی‌ها که اگه بیرون روی بگیریم 2روز یک‌بار میریم توالت

سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، تجربه‌، صدا و سیما، فکر ایده پیشنهاد، خودرو معلولین، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: انتخاب نام خودر, بهزیستی, پاریس, پيشنهاد, ثواب اخروي, جایزه, سریال, فراخوان, معلولان, نمایشگاه, ویژه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 آبان 1387 ارسال نظر(16)

و ریای من

میگن: دنیا خیلی کوچیکه، اونقدر کوچیک که همه چیز مستقیم بهم ربط پیدا میکنه، حتی فکر و احساس آدم‌ها، چه برسه به رفتار و کردارشون. میگن: اگه تو به یک نفر فکر کنی او هم به تو فکر میکنه، اگه جمعی را دعا کنی اون جمع هم برای تو دعا میکنن. اینکه میگن: آدم از هر دستی بده با همون دست پس میگیره یه جورایی مصداق کلام بالاست، آمآاا، من سال‌ها بدون آنکه با دستی داده باشم مشغول پس‌ ‌گرفتن بودم. همیشه دلم می‌خواست من هم از اون دست بدم، اما گویا اون دست، کار راه بندازی نبود که من را تشویق به دادن کنه. حالا هزاران بار خدای بزرگ را شکر میکنم که لطفش بازهم شامل حالم شد و فرصتی بهم داد تا بتونم بآلآخره اندکی از بده‌کاری‌هایی را که به خودم و خودش داشتم را جبران کنم و از اون دست بدم. خدا عمری بهم بده حتما باز هم بار خودم را سبک میکنم.

ته‌بندي: سال‌هاست که بدهکار پول و عمر و جسم و جان و معرفت و لطفی هستم که خانواده‌ام دارن بی‌دریغ خرجم میکنند و این واقعا جبران شدنی نیست.

بلاگفا گندزده با این سیستم کد خواستن برای کامنت گذاشتن. من ترجیح میدم برای دوستان بلاگفایی ایمیل بدم تا اینکه کامنت بدم.

وبلاگ دوستی که از مادر قطع نخاعش نگهداری میکنه را بخونید

از تو می‌پرسند: علی کریمی، پوشیدن لباس تیم ملی فوتبال با مربیگری علی دایی، بدتر از سالها اسارت جوانان رزمنده در زندان‌های عراق بود؟!




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: احساس, خدای بزرگ, دنیا, رفتار, شکر میکنم, فکر, کردار, کلام, مادر قطع نخاع, مصداق,

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 آبان 1387 ارسال نظر(13)

کارنیکو کردن

توی ماه رمضان همه سعی می‌کنن بیشتر از پیش کار خوب بکنن، برای اینکه نگی مهرداد کونمونه، این هم نمونه: اونهایی که دستشان بیشتر به دهانشان میرسه و پاشان از گلیم‌شان درازتره: در مراسم آزاد کردن زندانی شرکت می‌کنن و سرپرستی ایتام را قبول می‌کنن و.... ، چند سال پیش تلویزیون نشان میداد یه دختر جوان داشت سررپرستی بچه‌ای را می‌پذیرفت، اون لحظه به خودم گفتم ای‌کاش این خانم سرپرستی من را می‌گرفت، این داستان منو به فکر انداخت که برای خودم آگهی بدم تا یکی پیدا بشه و منو به فرزندی بپذیره. خلاصه فکرهام را کردم یه متنی نوشتم و دادم دوستان اونو به انگلیسی ترجمه کردن و گذاشتم توی چند وبلاگ، آخه شنیده بودم که مادونا و آنجلینا جولی و نیکول کیدمن و... هم از این کارها کردن و در دنیای هنرمندها این کارها مده، گفتم بلکه بریتنی اسپرز برای چشم و هم چشمی بیاد و ترتیب کار منو بده و منو........ حتما می‌خواهید بدانید نتیجه‌اش چی شد؟ نتیجه این شد که من همچنان اینجام. وقتی دیدم هیچ خبری از اونور آب‌ها نشد به فکر افتادم اینور خشکی‌های قزوین یه آگهی ازدواج بدم، القصه آگهی ازدواج دادم باقلوآ، آمآاا گویا فقط بیژن خان آگهی بنده را خونده بود که آمد، اونم به خوابم

پيآمد: یه مدت، اندکی ورزش می‌کردم، یعنی اینکه روی تخت وزنه میزدم، البته اسمش وزنه بود چون وزنی نداشت، اونقدر به مثانم فشار آمد که با مشکل بزرگی و ریفلاکس راهی بیمارستان شدم. به همین دلیل خوب میدانم که بچه‌هایی که تو المپیک معلول‌ها مدال آوردن چه کار بزرگ و سختی کردن




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز، فکر ایده پیشنهاد، سیاحت، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: آنجلینا جولی, انگلیس, ایتام, بریتنی اسپرز, تلویزیون, ریفلاکس, قزوین, گلیم, مادونا, نیکول کیدمن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 مهر 1387 ارسال نظر(15)

زشت و زیبا

سریال بزنگاه شبکه3 سیما خیلی صدا کرده، نویسنده و کارگردان دقیقا دست گذاشتن روی اون چیزهایی که پرداختن به اونها در تلویزیون ممنوعه. ما ایرانیِ‌ها خودمان را در انجام هر کاری آزاد و محق می‌دانیم اما دیگران را از پرداختن به همون کارها منع می‌کنیم و می‌گیم این کارو نکنی‌هآاا؟! کارها و حرف‌های سریال بزنگاه کاملا ساده و روزمره هستد که برای همه پیش میاد، جالبه که همه به این سریال می‌خندیم اما بالاخره خودمان را در آینه‌ی تلویزیون تاب نمیآریم و می‌گیم عطاران فلان و بهمان کرده؟! دست تولید کننده‌های این سریال گرم که نشان دادن سطح شیب داری که برای اشخاص ویلچری جلوی بیمارستان ساخته شده چقدر مسخره و خنده داره!! جالب اینه که روی رمپ درب شمالی بیمارستان بقیةالله میشه مسابقه‌ی موتور کراس برگزار کرد

پسوند: انباری مرورگر اینترنت در ویندوزXPدر آدرس زیر است، اون را به آدرس‌بار برنامه‌ی مرورگر عکس مثل ACDseeانتقال بدین و تمام عکس‌هایی را که در اینترنت دیدید را در 4 پوشه ببینید:

C:Documents and SettingsAdministratorLocal SettingsTemporary Internet FilesContent.IE5

 




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، طنز، تجربه‌، صدا و سیما، مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسب‌ها: ACDsee, بیمارستان, سریال, سطح شیب دار, شبکه3, کارگردان, مرورگر اینترنت, نویسنده, ویندوزXP,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 شهریور 1387 ارسال نظر(11)

تاريكي و روشنايي

اين يه سنت شكنيه؟ اول پاورقي: ممنون از دوستي كه اين متن بسيار مفيد را برام فرستاد اميدوارم به درد شما هم بخوره، براي من كه عالي بود: من‌الله توفيق

انيشتين مي‌گفت : «آنچه در مغزتان مي‌گذرد، جهانتان را مي‌آفريند. » استفان کاوي (ازسرشناسترين چهره‌هاي علم موفقيت) احتمالاً با الهام از همين حرف انيشتين است که مي‌گويد:« اگر مي‌خواهيد در زندگي و روابط شخصي‌تان  تغييرات جزيي به وجود آوريد به گرايش‌ها و رفتارتان توجه کنيد؛ اما اگر دلتان مي‌خواهد قدم‌هاي کوانتومي برداريد و تغييرات اساسي در زندگي‌تان ايجاد کنيد بايد نگرش‌ها و برداشت‌هايتان را عوض کنيد.» او حرفهايش را با يک مثال خوب و واقعي، ملموس‌تر مي‌کند:

صبح يک روز تعطيل در نيويورک سوار اتوبوس شدم. تقريباً يک سوم اتوبوس پر شده بود. بيشتر مردم آرام نشسته بودند و يا سرشان به چيزي گرم بود و درمجموع فضايي سرشار از آرامش و سکوتي دلپذير برقرار بود تا اينکه مرد ميانسالي با بچه‌هايش سوار اتوبوس شد و بلافاصله فضاي اتوبوس تغيير کرد. بچه‌هايش داد و بيداد راه انداختند و مدام به طرف همديگر چيز پرتاب مي‌کردند. يکي از بچه‌ها با صداي بلند گريه مي‌کرد و يکي ديگر روزنامه را از دست اين و آن مي‌کشيد و خلاصه اعصاب همه‌مان توي اتوبوس خرد شده بود. اما پدر آن بچه‌ها که دقيقاً در صندلي جلويي من نشسته بود،  اصلاً به روي خودش نمي‌آورد و غرق در افکار خودش بود. بالاخره صبرم لبريز شد و زبان به اعتراض بازکردم که: «آقاي محترم! بچه‌هايتان واقعاً دارند همه را آزار مي‌دهند. شما نمي‌خواهيد جلويشان را بگيريد؟» مرد که انگار تازه متوجه شده بود چه اتفاقي دارد مي‌افتد، کمي خودش را روي صندلي جابجا کرد و گفت: بله، حق با شماست. واقعاً متاسفم. راستش ما داريم از بيمارستاني برمي‌گرديم که همسرم، مادر همين بچه‌ها? نيم ساعت پيش در آنجا مرده است. من واقعاً گيجم و نمي‌دانم بايد به اين بچه‌ها چه بگويم. نمي‌دانم که خودم بايد چه کار کنم و ... و بغضش ترکيد و اشکش سرازير شد.» استفان کاوي بلافاصله پس از نقل اين خاطره مي‌پرسد:« صادقانه بگوييد آيا اکنون اين وضعيت را به طور متفاوتي نمي‌بينيد؟ چرا اين طور است؟ آيا دليلي به جز اين دارد که نگرش شما نسبت به آن مرد عوض شده است؟ » و خودش ادامه مي‌دهد که:« راستش من خودم هم بلافاصله نگرشم عوض شد و دلسوزانه به آن مرد گفتم: واقعاً مرا ببخشيد. نمي‌دانستم. آيا کمکي از دست من ساخته است؟ و.... اگر چه تا همين چند لحظه پيش ناراحت بودم که اين مرد چطور مي‌تواند تا اين اندازه بي‌ملاحظه باشد? اما ناگهان با تغيير نگرشم همه چيز عوض شد و من از صميم قلب مي‌خواستم که هر کمکي از دستم ساخته است انجام بدهم .

حقيقت اين است که به محض تغيير برداشت? همه چيز ناگهان عوض مي‌شود. کليد يا راه حل هر مسئله‌اي اين است که به شيشه‌هاي عينکي که به چشم داريم بنگريم؛ شايد هرازگاه لازم باشد که رنگ آنها را عوض کنيم و در واقع برداشت يا نقش خودمان را تغيير بدهيم تا بتوانيم هر وضعيتي را از ديدگاه تازه‌اي ببينيم و تفسير کنيم . آنچه اهميت دارد خود واقعه نيست بلکه تعبير و تفسير ما از آن است که به آن معنا و مفهوم مي‌دهد.

دکتر کاوي با اين صحبتش آدم را به ياد بيت زيباي مولانا مي‌اندازد که:

پيش چشم‌ات داشتي شيشه‌ي کبود       لاجرم عالم کبودت مي‌نمود




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: اتوبوس, استفان کاوي, انيشتين, ببخشيد, بغض, تغيير, سنت شكني, مولانا, نگرش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 شهریور 1387 ارسال نظر(16)

همه جا

اهل كجايي؟ هرجاهستي خوب جستجو كن: توي جاده‌ها پشت اتومبيل‌ها، توي بيابان‌ها پاي گون‌ها، بين در خت‌هاي جنگل، روي شاخه‌ها بلوط، پاي درخت بين علف‌ها، در نخلستان كنار بلبل خرما، توي تاكستان بين خوشه‌هاي انگور، توي گندم‌زار بغل شانه‌بسر، در مسير رودها بين ماهي‌ها تا دريا، لاي سنگ‌هاي رودخانه‌، روي شن‌هاي ساحل، بين كوه‌ها در اعماق دره‌ها، در دامنه‌ي كوه‌ها بين شقايق‌ها، روي قله‌ها، روي ابر‌ها، هميشه ميان باران، در شمال و جنوب، در غرب و شرق خوب بجوي تا روح سرگردان من را بيابي.

پيوست: رئيس سازمان بهزيستي كشور اعلام كرد: ثبت‌نام خودروهاي مناسب سازي شده ويژه معلولان و جانبازان از 12 شهريورماه جاري به صورت اينترنتي در سراسر كشور آغاز مي‌شود.منبع وب‌سايت معلولان ايران




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، داستانک، سیاحت، هنری، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: بلبل خرما, بلوط, بيابان‌, جاده, جستجو, خوشه‌هاي انگور, دره‌, شانه‌بسر, شقايق, شن‌هاي ساحل, كوه, گندم‌زار, گون, نخلستان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 شهریور 1387 ارسال نظر(18)

نور

تا حالا هر چيزي كه خواستم بهش رسيدم آمآاا.. آهسته آهسته. شتاب و سرعت براي من معني نداره، شايد بشه گفت حركت هم برام مفهوم نداره، حركت يك لاك‌پشت بيشتر از حركتي هست كه جسم من داره، اين بي‌حركتي قدرتي ميخواد كه قهرمان ماراتن هم نداره، شما ميتوني بي حركتي را تحمل كني؟ اگر چه جسمم ساكنه اما روحم يه لحظه قرار نداره، اين گرماي تابستان هم يه مقدار متنابهي مزيد بر اين ميشه كه با كلامي يا تصويري روحم سرگردان ايران زيبا بشه.

پاپوش: دوستان معلول بشتابيد كه درنگ موجب پشيمانيست، به بخش ارسال نامه‌ي وب‌سايت رئيس جمهور بريد و هرچي كه احتياج داريد و هر درد دلي كه داريد اونجا مطرح كنيد، فوري رسيدگي مي‌كنند. 

 

جواز بهشت

روزي مردي خواب ديد که مرده و پس از گذشتن از پلي به دروازه بهشت رسيده است. دربان بهشت به مرد گفت: براي ورود به بهشت بايد صد امتياز داشته باشيد، کارهاي خوبي را که در دنيا انجام داده ايد، بگوييد تا من به شما امتياز بدهم.مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، 50 سال با او به مهرباني رفتار کردم و هرگز به او خيانت نکردم. فرشته گفت: اين سه امتياز. مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتي ديگران را هم به راه راست هدايت مي کردم. فرشته گفت: اين هم يک امتياز. مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه اي ساختم و کودکان بي خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم. فرشته گفت: اين هم دو امتياز. مرد در حالي که گريه مي کرد، گفت: با اين وضع من هرگز نمي توانم داخل بهشت شوم مگر اينکه خداوند لطفش را شامل حال من کند. فرشته لبخندي زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهي است و اکنون اين لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برايتان  صادر شد! 




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: آهسته, بهشت, تابستان, جواز, رئيس جمهور, سرعت, شتاب, فرشته, قهرمان, لاك‌پشت, ماراتن, نوانخانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 مرداد 1387 ارسال نظر(21)

ميشه

يه مثل آذري ميگه: خدا آدم را گرگ بكنه اما پدر و مادر نكنه!؟ من هرچي فكر كردم معني اين مثل را نفهميدم؟؟؟ شما كه مفهومش را دريافتي منو هم متوجه كن

پايانه: ديگه مطلبي براي نوشتن به ذهنم نميرسه، دارم به تايپ بس فكر مي‌كنم.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، پند و اندرز، داستانک،
:: برچسب‌ها: آذري, پدر, گرگ, مادر, مثل, نوشتن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 مرداد 1387 ارسال نظر(19)

بگو

پسآمد: بنظر شما من با اين عكس چي گفتم؟

حكيمه




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من،
:: برچسب‌ها: عكس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 تیر 1387 ارسال نظر(22)

جفنگ

ديديد توي تلويزيون يا راديو تبليغ مي‌كنند موقع مسواك زدن شير آب را باز نگذاريد و با يك ليوان آب مسواك بزنيد!! فكر مي‌كنيد اين كار ممكنه؟ شما وقتي مسواك مي‌زنيد چقدر آب مصرف مي‌كنيد؟ نمي‌خواد بگيد، خودم ميدانم: تمام دستشويي و صورت‌تان را كف‌مال و تف‌مال مي‌كنيد و دست كم يه مقدار متنابهي آب را اصراف مي‌كنيد. من شب‌ها قبل خواب توي رخت خواب مسواك ميزنم اول با خميردندان مسواك ميزنم بعد يه‌بار ديگه بدون خمير مسواك ميزنم، كل آب مصرفيم كمتر از يك ليوان ميشه.

ته‌بندي: هر روز يك كالا كمياب ميشه و قيمتش براي خيلي‌ها كمرشكن ميشه، البت اين طبيعيه و ملت همه ديگه عادت دارن!! باز خوبه مقامات وزارت بهداشت به فكر ملت بودن و براي تسكين درد ملت قطع برق را تجويز كردن؟؟




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آب, برق, تبليغ, تلويزيون, دستشويي, راديو, رخت خواب, مسواك زدن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 خرداد 1387 ارسال نظر(13)

اختيار

درد و ترس براي همه آزار دهنده است اما تغريبا بيشتر آدم‌ها از درد و ترس لذت هم مي‌برند، درد و ترس كه ناخواسته باشه رنج آور ميشه اما وقتي آدم خودش درد و ترس را انتخاب ميكنه ناراحت كه نميشه هيچ لذت فراوان هم ميبره، مثلا وقتي آدم خواسته فيلم ترسناك ميزاره و نگاه ميكنه و بشدت مي‌ترسه فعاليت‌هاي مغز با زمان تماشاي فيلم كمدي هيچ فرق نمي‌كنه، يا وقتي آدم در مناسبات مذهبي ميره سينه زني و خودشو بشدت كتك ميزنه، ناراحت كه نميشه هيچ حال هم ميكنه، شايد مثل زماني كه سينه زني را ميبينه.شما چي!!  

ته‌بندي: اخيرا مد شده فيلم و سريال‌ها را دقيقا از روي نمونه‌هاي خارجي كپي مي‌كنند قسمت اول سريال كارآگاهان كپي برابر اصل سريال ايتاليايي قتل‌هاي غير حرفه‌اي بود

وبلاگي برای ارائه تازه‌های علوم پزشکی و آزمایشگاهی




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آزار, ترس, درد, رنج, فيلم ترسناك, كمدي, لذت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 خرداد 1387 ارسال نظر(10)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.