|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
دانستن مفهوم اين صداها شما را به دنياي مكالمه با نوزادتان هدايت خواهد كرد. آنهایی که کودکان کمتر از دوسال در منزل دارند حتما برای فهم گریه دلبندشان مشکل دارند، یعنی با کلی دقت کردن باز هم در فهم ایماء و اشارات ایشان اشکالاتی ایجاد میشود!. صداهای ایجاد شده در نوزادان شامل موارد ذیل میباشد که به شرح آن میپردازیم.
کودکان در هر کجای جهان و به هر زبانی، در قبال مسائل اصلی اطرافشان واکنشهای همسانی دارند که با اصواتی شبیه به این اصوات پنجگانه بیان می شود: Nehیا Heh ، Eairh ، Eh ، Owh ، Nah
Neh یا Nah یا (ايننقه) يعني : من گرسنهام. اگر شما در گريه نوزاد خود اين صدا را ميشنويد يعني اينكه زمان شير دادن است. بخش مهم اين صدا حرف "ن" است كه در ابتداي گريه شنيده ميشود. (صداي "ايننقه"را در گريه ميتوانید تشخيص بدهید)
Owh يعني : من خستهام. نوزادان اين صدا را كه شبيه صداي خميازه كشيدن است بهنگام خستگي ايجاد ميكنند. دهان نوزاد معمولا به شكل بيضي باز ميشود.
Eh يعني : ميخواهم آروغ بزنم. اين صدا زماني ايجاد ميشود كه عضلات سينه نوزاد منقبض ميشود و او ميخواهد آروغ بزند. گاه ممكن است صداي تكراري "eh-eh-eh-eh." را بشنويد. آروغ زدن در هر ساعتي از روز ممكن است نياز باشد و الزاما تنها بعد از شير خوردن نيست. پس به راهنمايي نوزاد خود توجه كنيد.
Eairh يعني : نفخ دارم. اگر شما بشنويد كه نوزادتان چنين صدايي ايجاد ميكند يعني نفخ دارد و نياز به تسكين. به دقت گوش دهيد ممكن است اين صدا را هم بشنويد: "eeerrrhhh"or"air." زماني كه عضلات اطراف شكم نوزاد منقبض ميشوند اين صدا ايجاد ميشود. زماني كه گاز از معده وارد روده نوزاد بشود او اين صدا را ايجاد ميكند و نياز دارد كه گاز را خارج كند. اگر آروغ اش را نگرفته باشيد اين مرحله پيش ميآيد. ميتوانيد به يكي از تكنيكهاي زير به او كمك كنيد:
1- نوزاد را روي شكم بخوابانيد و پشتش را ماساژ بدهيد.
2- نوزاد را به پشت روي زمين بخوابانيد و شكمش را به آرامي ماساژ دهيد. ماساژ بهتر است در جهت عقربههاي ساعت كه هم جهت با حركت مدفوع در روده است و در اطراف ناف بصورت دايرهاي به شعاع تقريبي 5 سانت انجام شود.
Heh يعني : من ناراحتم. بسياري از مادران براحتي اين صدا را تشخيص ميدهند. گاه ممكن است اين صدا اين چنين هم تكرار شود:"heh-heh-heh"or"ha-ha-ha-ha.". حال شما بايد چك كنيد كه آيا او گرم يا سردش است؟ شايد پوشك نياز به تعويض دارد. گاهي وقت ها هم تنها جابجا كردن وضعيت نوزاد مشكلش را حل ميكند.
در پایان باید گفت :
تمام كودكان منحصر بفرد هستند و هيچ 2 نوزادي گربه مشابه ندارند. پس سعي كنيد زبان خاص نوزادتان را با توجه به صداهاي كليدي بشناسيد. اگر شما بيش از يك صدا را ميشنويد به آن بخش كه واضح تر است يا بيشتر تكرار ميشود توجه و عمل كنيد
پسينه: با توجه به مطلب بالا، به راحتی میشه فهمید نوزاد در چه حالیه و برای چی داره گریه میکنه. فایل صوتی راهنمای معنی گریه نوزاد به زبان فارسی را حتما دانلود کنید. حجمش 10مگابیته:
داتلود فایل صوتی راهنمای معنی گریه نوزاد برای برای مادر و پدرها
:: موضوعات مرتبط:
لينك،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
ازدواج معلولین،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
mp3,
Neh یا Heh ، Eairh ، Eh ، Owh ، Nah,
اصلیترین علت گريه نوزاد,
تشخیص معنی گریه نوزاد,
جوان,
خستگي,
دليل گريه كردن نوزاد,
راهنمای معنی گریه نوزاد,
فایل صوتی,
مادر و پدر,
مفهوم,
مكالمه با نوزاد,
نوزاد,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 شهریور 1392
امروز شنبه عمو فرهاد جانه پسرم و داداش خوب خودم نرفت سرکار و آمد دنبالم تا باهم بریم برای پسرم شناسنامه بگیریم. بعد از حضور در سازمان ثبت احوال و تکمیل مدارک، خانمی جوان و مهربان، مدارک را ازما گرفت و گفت: شما اینجا منتظر بمانید، من کارهاتون را انجام میدم و شناسنامه را میگیرم و میارم تحویلتون میدم. بعد نیم ساعت خانمه رفت و مدارکمون را آورد و گفت: مامور ثبت میگه: اسم انتخابی شما تو لیست ما نیست و باید اسمی دیگه روی فرزندتان بگذارید. من جوش آوردم و به خانم مهربان گفتم: خطاب من به شما نیست به سازمان است، من باید اسم فرزندم را انتخاب کنم یا ثبت احوال؟؟ داشتم کلا داغ میکردم که مسئول اطلاعات آمد و گفت: برو طبقه سوم پیش رییس. به آقای رییس گفتم: بعد از اینکه مقام معظم رهبری فرمودند: با این روند کنونى اگر ما پیش برویم کشور پیر خواهد شد. خانوادهها، جوانها باید تولید مثل را زیاد کنند؛ نسل را افزایش دهند. ما در راستای محقق شدن اهداف متعالی مقام معظم رهبری و خشنودی ایشان، اطاعت امر نمودیم و اقدام تولید مثل نمودیم حالا حق انتخاب نام دلخواه خودمون را نداریم؟ چرا؟ چون تو لیست ثبت نیست؟ این همه اسم اجقوجق هست ولی اسم به این قشنگی نیست؟ مشکل داره؟ به آقای رییس ثبت گفتم: من این نام را انتخاب کردم و فقط همین نام را روی فرزندم میگذارم و ولاغیر. آقای رییس گفت: قبول دارم که اسمهای ناجور خیلی زیاده و اسم فرزند شما مشکل نداره و زیباست، شما عصبانی نشو تا مشکل را حل کنیم. آقای رییس زنگ زد به ثبت احوال کل و شرح حالی ازم برای مسئولی که میگه چه نامی مجاز و یا غیر مجازه گفت، اوشان هم گفت: من تو لیست نگاه کردم، ممنوعیت برای این نام نیست. آقای رییس دستور داد شناسنامه پسرم را بدون نوبت صادر کنند. بعد تشکر و قدر دانی اتاق اوشان را ترک کردیم و بعد نیم ساعت انتظار شناسنامهی آقا امیرفرهاد زندی را دریافت کردیم و به خانه برگشتیم.
پايانه: برای انتخاب نام، اسمهای خیلی زیادی را برسی کردیم اما فقط نام کسی را که از همه بیشتر دوستش دارم را برازندهی پسرم یافتم.
چون اسم پسرم تو لیست سازمان ثبت احوال نبوده به احتمال قریب به یقین باید فرزندم یگانه امیرفرهاد دنیا باشه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
ازدواج معلولین،
از امیرفرهاد و امیرسام،
:: برچسبها:
اجقوجق,
اداره,
اسم,
امیرفرهاد زندی,
برازنده,
تولید مثل,
ثبت احوال,
داداش خوب,
رییس,
سازمان,
شناسنامه,
عصبانی,
عمو فرهاد,
مامور,
مدارک,
مقام معظم رهبری,
نام,
|
 نویسنده :
 تاریخ : شنبه 16 شهریور 1392
خدای بخشنده و مهربانم، هزاران هزار بار ممنونتم که با بخشیدن فرشتهای الهی به ما دل من و همسرم و خانوادههامون و دوستاهامون را شاد کردی. خدای خوبم تمام تلاشمان را میکنم تا هدیهات را همانگونه الهی که دادی، پرورش دهیم.
خوشبختانه حال مادر و نوزاد خوب است.
پسرم یه کوچولو زردی داره که ایشاالله به زودی با دارو رفع میشه.
پنج شنبه با عمو فرهاده پسرم رفتیم برای دریافت شناسنامه، اما ثبت احوال تعطیل بود.
ایشاالله شنبه با عمو فرهاد عزیز و مهربان که من خیلی چیزهام به او مدیون هستم میریم برای دریافت شناسنامهی پسرم، ایشاالله بعد دریافت شناسنامه اسم فرزندم را اینجا مینویسم.
پيآمد: از پیامهای تبریک و ابراز لطف همهی دوستان بزرگوار ممنونم، ایشاالله منم به زودی به شما همین تبریک را بگویم.
ایشاالله بعد از اینکه پسرم بسلامتی از چله در بیاد عکسش را خواهم گذاشت.
همه چیز درباره زردی نوزاد
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
معارف اسلامی،
ازدواج معلولین،
از امیرفرهاد و امیرسام،
:: برچسبها:
اسم,
پسرم,
تبریک,
تعطیل,
ثبت احوال,
خدا بخشنده و مهربان,
دارو,
زردی,
شناسنامه,
عمو,
فرزندم,
فرهاد,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392
 نویسنده :
 تاریخ : دوشنبه 11 شهریور 1392
به گفتهی دکتر فرزندم باید هفتهی پیش بهدنیا میآمد. اما، هیچ اتفاقی بیامر و اذن الهی رخ نمیده. فرزندم داره میگه من گوش به امر الهی هستم، دکتر وسیله است. من با همه شوخی میکنم و میگم: از اونجا که من عموی پسرم را خیلی خیلی دوست دارم پسرم گذاشته 23شهریور روز تولد عموش دنیآ بیاد تا همیشه کیک تولدش را عموش بخره و کادوهای عموجون را هم برای خودش توقیف کنه.
دوستان خواسته بودن عکس اتاق پسرم را ببینند اینهم عکسهاش: یک– دو– سه- چهار
پسآمد:تو نت دنبال داستان خسرو و شیرین به نثر روان گشتم، تا اگه یه روز پسرم گفت: بابا، قصهی شیرین و فرهاد را برام میگی؟ اینجا دم دست داشته باشمش. داستان خیلی خیلی خلاصه و مفید و مختصر شده، میشه گفت: اندازه یه پیامک شده. با تشکر از کسی که داستان را اینطوری خلاصه کرده.
داستان خسرو و شیرین نظامی به نثر
هرمز پادشاه ایران، صاحب پسری میشود و نام او را پرویز مینهد. پرویز در جوانی علی رغم دادگستری پدر مرتکب تجاوز به حقوق مردم میشود. او که با یاران خود برای تفرج به خارج از شهر رفته، شب هنگام در خانه ی یک روستایی بساط عیش و نوش برپا میکند و بانگ ساز و آوازشان در فضای ده طنین انداز میگردد. حتی غلام و اسب او نیز از این تعدی بینصیب نمیمانند. هنگامی که هرمز از این ماجرا آگاه میشود، بدون در نظر گرفتن رابطهی پدر فرزندی عدالت را اجرا میکند: اسب خسرو را میکشد؛ غلام او را به صاحب باغی که داراییاش تجاوز شده بود، میبخشد و تخت خسرو نیز از آن صاحب خانهی روستایی میشود. خسرو نیز با شفاعت پیران از سوی پدر، بخشیده میشود. پس از این ماجرا، خسرو، انوشیروان، نیای خود را در خواب میبیند. انوشیروان به او مژده میدهد که چون در ازای اجرای عدالت از سوی پدر، خشمگین نشده و به منزلهی عذرخواهی نزد هرمز رفته، به جای آنچه از دست داده، موهبتهایی به دست خواهد آوردکه بسیار ارزشمندتر میباشند: دلارامی زیبا، اسبی شبدیز نام، تختی با شکوه و نوازنده ای به نام باربد.
مدتی از این جریان میگذرد تا اینکه ندیم خاص او، شاپور، به دنبال وصف شکوه و جمال ملکهای که بر سرزمین ارّان حکومت میکند، سخن را به برادرزادهی او، شیرین، میکشاند. سپس شروع به توصیف زیباییهای بیحد او مینماید، آنچنان که دل هر شنوندهای را اسیر این تصویر خیالی میکرد. حتی اسب این زیبارو نیز یگانه و بیهمتاست. سخنان شاپور، پرندهی عشق را در درون خسرو به تکاپو وامیدارد و خواهان این پری سیما میشود و شاپور را در طلب شیرین به ارّان میفرستد. هنگامی که شاپور به زادگاه شیرین میرسد، در دیری اقامت میکند و به واسطهی ساکنان آن دیر از آمدن شیرین و یارانش به دامنهی کوهی در همان نزدیکی آگاه میشود. پس تصویری از خسرو میکشد و آن را بر درختی در آن حوالی میزند. شیرین را در حین عیش و نوش میبیند و دستور میدهد تا آن نقش را برای او بیاورند. شیرین آنچنان مجذوب این نقاشی میشود که خدمتکارانش از ترس گرفتار شدن او، آن تصویر را از بین میبرند و نابودی آن را به دیوان نسبت میدهند و به بهانه ی اینکه آن بیشه، سرزمین پریان است، از آنجا رخت برمیبندند و به مکانی دیگر میروند اما در آنجا نیز شیرین دوباره تصویر خسرو را که شاپور نقاشی کرده بود، میبیند و از خود بیخود میشود. وقتی دستور آوردن آن تصویر را میدهد، یارانش آن را پنهان کرده و باز هم پریان را در این کار دخیل میدانند و رخت سفر میبندند. در اقامتگاه جدید، باز هم تصویر خسرو، شیرین را مجذوب خود میکند و این بار شیرین شخصاً به سوی نقش رفته و آن را برمیدارد و چنان شیفتهی خسرو میشود که برای به دست آوردن ردّ و نشانی از او، از هر رهگذری سراغ او را میگیرد؛ اما هیچ نمییابد. در این هنگام شاپور که در کسوت مغان رفته از آنجا میگذرد. شیرین او را میخواند تا مگر نشانی از نام و جایگاه آن تصویر به او بگوید. شاپور هم در خلوتی که با شیرین داشت پرده از این راز برمیگشاید و نام و نشان خسرو و داستان دلدادگی او به شیرین را بیان میکند و همان گونه که با سخن افسونگر خود، خسرو را در دام عشق شیرین گرفتار کرده، مرغ دل شیرین را هم به سوی خسرو به پرواز درمیآورد.
شیرین که در اندیشه ی رفتن به مدائن است، انگشتری را به عنوان نشان از شاپور میگیرد تا بدان وسیله به حرمسرای خسرو راه یابد. شیرین که دیگر در عشق روی دلدادهی نادیده گرفتار شده بود، سحرگاهان بر شبدیز مینشیند و به سوی مدائن میتازد. از سوی دیگر خسرو که مورد خشم پدر قرار گرفته به نصیحت بزرگ امید، قصد ترک مدائن میکند. قبل از سفر به اهل حرمسرای خود سفارش میکند که اگر شیرین به مدائن آمد، در حق او نهایت خدمت و مهمان نوازی را رعایت کنند و خود با جمعی از غلامانش راه ارّان را در پیش میگیرد. در بین راه که شیرین خسته از رنج سفر در چشمهای تن خود را میشوید، متوجه حضور خسرو میشود. هر دو که با یک نگاه به یکدیگر دل میبندند، به امید رسیدن به یاری زیباتر، از این عشق چشم میپوشند. خسرو به امید شاهزادهای که در ارّان در انتظار اوست و شیرین به یاد صاحب تصویری که در کاخ خود روزگار را با عشق او میگذراند. شیرین پس از طی مسافت طولانی به مدائن رسید؛ اما اثری از خسرو نبود. کنیزان، او را در کاخ جای داده و آنچنان که خسرو سفارش کرده بود در پذیرایی از او میکوشیدند. شیرین که از رفتن خسرو به اران آگاه شد، بسیار حسرت خورد. رقیبان به واسطهی حسادتی که نسبت به شیرین داشتند، او را در کوهستانی بد آب و هوا مسکن دادند و شیرین در این مدت تنها با غم عشق خسرو زندگی میکرد. از سوی دیگر تقدیر نیز خسرو را در کاخی مقیم کرده بود که روزگاری شیرین در آن میخرامید و صدای دل انگیزش در فضای آن میپیچید. اما دیگر نه از صدای گامهای شیرین خبری بود و نه از نوای سحرانگیزش. شاپور خسرو را از رفتن شیرین به مدائن آگاه میکند و از شاه دستور میگیرد که به مدائن رفته و شیرین را با خود نزد خسرو بیاورد. شاپور این بار نیز به فرمان خسرو گردن مینهد و شیرین را در حالی که در آن کوهستان بد آب و هوا به سر میبرد، نزد خسرو به اران آورد. هنوز شیرین به درگاه نرسیده که خبر مرگ هرمز کام او را تلخ میکند. به دنبال شنیدن این خبر، شاه جوان عزم مدائن میکند تا به جای پدر بر تخت سلطنت تکیه زند.
دگر باره شیرین قدم در قصر مینهد به امید اینکه روی دلدادهی خود را ببیند؛ اما باز هم ناامید میشود. در حالی که خسرو در ایران به پادشاهی رسیده بود، بهرام چوبین علیه او قیام میکند و با تهمت پدرکشی، بزرگان قوم را نیز بر ضد خسرو تحریک مینماید. خسرو نیز که همه چیز را از دست رفته مییابد، جان خود را برداشته و به سوی موقان میگریزد. در میان همین گریزها و نابسامانیها، روزی که با یاران خود به شکار رفته بود، ناگهان چشمش بر شیرین افتاد که او نیز به قصد شکار از کاخ بیرون آمده بود. دو دلداده پس از مدتها دوری، سرانجام یکدیگر را دیدند در حالی که خسرو تاج و تخت شاهی را از دست داده بود. خسرو به دعوت شیرین قدم در کاخ مهین بانو گزارد. مهین بانو که از عشق این دو و سرگذشت شیرین با خوبرویان حرمسرایش آگاهی داشت، از شیرین خواست که تنها در مقابل عهد و کابین خود را در اختیار خسرو نهد و هرگز با او در خلوت سخن نگوید. شیرین نیز بر انجام این خواسته سوگند خورد. خسرو و شیرین بارها در بزم و شکار در کنار هم بودند؛ اما خسرو هیچ گاه نتوانست به کام خود برسد. سرانجام پس از اظهار نیازهای بسیار از سوی خسرو و ناز از سوی شیرین، خسرو دل از معشوقهی خود برداشت و عزم روم کرد. در آنجا مریم، دختر پادشاه روم را به همسری برگزید و بعد از مدتی نیز با سپاهی از رومیان به ایران لشکر کشید و تاج و تخت سلطنت را بازپس گرفت. اما در عین داشتن همهی نعمتهای دنیایی، از دوری شیرین در غم و اندوه بود. شیرین نیز در فراق روی معشوق در تب و تاب و بیقراری بود. مهین بانو در بستر مرگ، برادرزاده ی خود را به صبر و شکیبایی وصیت میکند. تجربه به او نشان داده که غم و شادی در جهان ناپایدار است و به هیچ یک نباید دل بست؟؟؟
پس از مرگ مهین بانو، شیرین بر تخت سلطنت نشست و عدل و داد را در سراسر ملک خود پراکند. اما همچنان از دوری خسرو، ناآرام بود. پادشاهی را به یکی از بزرگان درگاهش سپرد و به سوی مدائن رهسپار شد. در همان هنگام که روزگار نیک بختی خسرو در اوج بود، خبر مرگ بهرام چوبین را شنید. سه روز به رسم سوگواری، دست از طرب و نشاط برداشت و در روز چهارم به مجلس بزم نشست و به امید اینکه نواهای باربد، درد دوری شیرین را در وجودش درمان کند، او را طلب
کرد. باربد نیز سی لحن خوش آواز را از میان لحنهای خود انتخاب کرد و نواخت. خسرو نیز در ازای هر نوا، بخششی شاهانه نسبت به باربد روا داشت. آن شب پس از آن که خسرو به شبستان رفت، عشق شیرین در دلش تازه شده بود. با خواهش التماس از مریم خواست تا شیرین را به حرمسرای خود آورد؛ اما با پاسخی درشت از سوی مریم مواجه شد. خسرو که دیگر نمیتوانست عشق سرکش خود را مهار کند، شاپور را به طلب شیرین فرستاد. اما شیرین با تندی شاپور را از درگاه خود به سوی خسرو روانه کرد. شیرین این بار نیز در همان کوهستان رخت اقامت افکند و غذایی جز شیر نمیخورد. از آنجا که آوردن شیر از چراگاهی دور، کار بسیار مشکلی بود،
شاپور برای رفع این مشکل، فرهاد را به شیرین معرفی کرد.
در روز ملاقات شیرین و فرهاد، فرهاد دل در گرو شیرین میبازد. این اولین دیدار آنچنان او را مدهوش میکند که ادراک از او رخت بر میبندد و دستورات شیرین را نمیفهمد. هنگامی که از نزد او بیرون میآید، سخنان شیرین را از خدمتکارانش میپرسد و متوجه میشود باید جویی از سنگ، از چراگاه تا محل اقامت شیرین بنا کند. فرهاد آنچنان با عشق و علاقه تیشه بر کوه میزد که در مدت یک ماه، جویی در دل سنگ خارا ایجاد کرد و در انتهای آن حوضی ساخت. شیرین به عنوان دستمزد، گوشواره ی خود را به فرهاد داد اما فرهاد با احترام فراوان گوشواره را نثار خود شیرین کرد و روی به صحرا نهاد این عشق روزگار فرهاد را آنچنان پر تب و تاب و بیقرار ساخت که داستان آن بر سر زبانها افتاد و خسرو نیز از این دلدادگی آگاه شد. فرهاد را به نزد خود خواند و در مناظره ای که با او داشت، فهمید توان برابری با عشق او را نسبت به شیرین ندارد. پس تصمیم گرفت به گونه ای دیگر او را از سر راه خود بردارد. خسرو، فرهاد را به کندن کوهی از سنگ میفرستد و قول میدهد اگر این کار را انجام دهد، شیرین و عشق او را فراموش کند. فرهاد نیز بی درنگ به پای آن کوه میرود. نخست بر آن نقش شیرین و شاه و شبدیز را حک کرد و سپس به کندن کوه با یاد دلارام خود پرداخت. آنچنان که حدیث کوه کندن او در جهان آوازه یافت. روزی شیرین سوار بر اسب به دیدار فرهاد رفت و جامی شیر برای او برد. در بازگشت اسبش در میان کوه فرو ماند و بیم سقوط بود. اما فرهاد اسب و سوار آن را بر گردن نهاد و به قصر برد. خبر رفتن شیرین نزد فرهاد و تأثیر این دیدار در قدرت او برای کندن سنگ خارا به گوش خسرو میرسد. او که دیگر شیرین را، از دست رفته میبیند، به دنبال چاره است. به راهنمایی پیران خردمند قاصدی نزد فرهاد میفرستد تا خبر مرگ شیرین را به او بدهند مگر در کاری که در پیش گرفته سست شود. هنگامی که پیک خسرو، خبر مرگ شیرین را به فرهاد میرساند، او تیشه را بر زمین میزند و خود نیز بر خاک میافتد. شیرین از مرگ او، داغدار میشود و دستور میدهد تا بر مزار او گنبدی بسازند.
خسرو نامهی تعزیتی طنزگونه برای شیرین میفرستد و او را به ترک غم و اندوه میخواند. پس از گذشت ایامی از این واقعه، مریم نیز میمیرد و شیرین در جواب نامهی خسرو، نامه ای به او مینویسد و به یادش میآورد که از دست دادن زیبارویی برای او اهمیتی ندارد زیرا هر گاه بخواهد، نازنینان بسیاری در خدمتگزاری او حاضرند. خسرو پس از خواندن نامه به فراست در مییابد که جواب آنچنان سخنانی، این نامه است. بعد از آن برای به دست آوردن شیرین تلاشهای بسیاری نمود اما همچنان بینتیجه بود و شیرین مانند رؤیایی، دور از دسترس. خسرو که از جانب شیرین، ناامید شده بود به دنبال
زنی شکرنام که توصیف زیباییاش را شنیده بود به اصفهان رفت. اما حتی وصال شکر نیز نتوانست آتش عشق شیرین را در وجود او خاموش کند.
خسرو که میدانست شاپور تنها مونس شبهای تنهایی شیرین بود، او را به درگاه احضار کرد تا مگر شیرین برای فرار از تنهایی به خسرو پناه آورد. شیرین نیز در این تنهاییها روزگار را با گریه و زاری و گله و شکایت به سر برد. روزی خسرو به بهانهی شکار به حوالی قصر شیرین رفت. شیرین که از آمدن خسرو آگاه شده بود، کنیزی را به استقبال خسرو فرستاد و او را در بیرون قصر، منزل داد. سپس خود به نزد شاه رفت. شاه نیز که از نحوهی پذیرایی میزبان ناراضی بود، با وی به عتاب سخن گفت و شکایتها نمود و اظهار نیازها کرد اما شیرین همچنان خود را از او دور نگه میدارد و تأکید میکند تنها مطابق رسم و آیین خسرو میتواند به عشق او دست یابد. پس از گفتگویی طولانی و بینتیجه، خسرو مأیوس و سرخورده از قصر شیرین باز میگردد. با رفتن خسرو، تنهایی بار دیگر همنشین شیرین میشود و او را دلتنگ میکند. پس به سوی محل اقامت خسرو رهسپار میشود و به کمک شاپور، دور از چشم شاه، در جایگاهی پنهان میشود. سحرگاهان، خسرو مجلس بزمی ترتیب میدهد. شیرین نیز در گوشهای از مجلس پنهان میشود. در این بزم نیک از زبان شیرین غزل میگوید و باربد از زبان خسرو. پس از چندی غزل گفتن، شیرین صبر از کف میدهد و از خیمهی خود بیرون میآید. خسرو که معشوق را در کنار خود مییابد به خواست شیرین گردن مینهد و بزرگانی را به خواستگاری او میفرستد و او را با تجملاتی شاهانه به دربار خود میآورد.
خسرو پس از کام یافتن از شیرین، حکومت ارمن را به شاپور میبخشد. خسرو نصیحت شیرین را مبنی بر برقراری عدالت و دانش آموزی با گوش جان میشنود و عمل میکند. در راه آموختن علم، مناظره ای طولانی میان او و بزرگ امید روی میدهد و در آن سؤالاتی دربارهی چگونگی افلاک و مبدأ و معاد و بسیاری مسائل دیگر میپرسد. پس از چندی، با وجود آنکه خسرو از بد ذاتی پسرش شیرویه آگاه است، به سفارش بزرگ امید، او را بر تخت مینشاند و خود رخت اقامت در آتشخانه میافکند.
شیرویه با به دست گرفتن قدرت، پدر را محبوس کرد و تنها شیرین اجازهی رفت و آمد نزد او را داشت اما وجود شیرین حتی در بند نیز برای خسرو دلپذیر و جان بخش بود. یک شب که خسرو در کنار شیرین آرمیده بود، فرد ناشناسی به بالین او آمد و با دشنهایجگرگاهش را درید. حتی در کشاکش مرگ نیز راضی نشد موجب آزار شیرین شود و بی صدا جان داد. شیرین به واسطهی خون آلود بودن بستر از خواب ناز بیدار شد و معشوقش را بیجان یافت و ناله سر داد. در میانهی ناله و زاری شیرین بر مرگ همسر، شیرویه برای او پیغام خواستگاری فرستاد. شیرین نیز دم فرو بست و سخن نگفت. صبحگاهان، که خسرو را به دخمه بردند، شیرین نیز با عظمتی شاهانه قدم در دخمه نهاد و در تنهاییاش با او دشنه ای بر تن خود زد و در کنار خسرو جان داد.
بزرگان کشور نیز که این حال را دیدند، خسرو و شیرین را در آن دخمه دفن کردند.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
ازدواج معلولین،
عکس،
از امیرفرهاد و امیرسام،
تاریخ،
:: برچسبها:
اتاق,
امر و اذن الهی,
باربد,
بساط عیش و نوش,
پری,
خسرو و شیرین,
خلاصه,
داستان,
دکتر,
دنیا,
شاپور,
شبدیز,
شوخی,
شیرین و فرهاد,
عشق,
عکس,
عمو,
قصه,
کادو,
کیک تولد,
مفید و مختصر,
نثر,
هرمز,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 08 شهریور 1392
خدمت سربازیم را در یک کارخانه ساخت تسلیحات نظامی انجام دادم. سال اول کارم سوراخکاری لولهی مینی کاتیوشا و خمپاره و توپ بود. سال دوم به قسمت کنترل کیفیت منتقل شدم. کارم کنترل اندازههای لولههای توپ بعد از هر مرحله تراشکاری بود. هر دوسال کارم عالی بود و تو چشم تمام پرسنل رسمی بودم. مدیر پروژه خیلی بهم لطف و عنایت داشت و همه رقمه هوامو داشت و البته هنوز هم داره. سال گذشته همین موقع منو به تعاونی مسکن برای خرید آپارتمان معرفی کرد که با تعلل خودم نشد که بشه. دو ماه پیش پیامکی برای آقای مدیری که سربازش بودم فرستادم و گفتم: خدا درهای رحمتش را به روی سرباز شما گشوده و من بزودی پدر میشم. بنده برای تهیهی لوازم و اساس بچه و همچنین برای نگهداری سلولهای بنیادی خون بند ناف نوزاد نیازمند دریافت وامی 5میلیونی هستم، آیا شما میتوانید بنده را به بانکی جهت دریافت وام معرفی نمایید. خلاصه با لطف آقای مدیر و همکارانشان به بانک انصار جهت دریافت وام 5میلیونی خودرو معرفی شدم. بعد تکمیل پرونده فوری پول به حسابم واریز شد و تمام شد. حالا ما ماندیم و 48 قسط 140هزارتومانی.
پسرفت: بنظر شما با وام 5میلیونی میشه چه خودرویی خرید!؟ خیلی از اتولهای توی خیابان قیمت یه آینه بغلشون بیشتر از این حرفهاست.
عید سعید فطر به همه مبارک، ایشالله کامران و کامروا باشید
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
اقتصادی،
ابزار بهتر زیستن،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
پروژه,
تعاونی مسکن,
توپ,
خدمت سربازی,
خمپاره,
دریافت وام,
ساخت تسلیحات نظامی,
سوراخکاری,
کارخانه,
کنترل کیفیت,
لوازم و اساس بچه,
مینی کاتیوشا,
نگهداری سلولهای بنیادی خون بند ناف نوزاد,
وام 5 میلیونی,
وام خودرو,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 مرداد 1392
هوا خیلی گرمه
ایشالله خدا به همهی کسانی بچه میخواهند، فرزندی سالم و صالح ببخشد.
اونطور که دکتر گفته، انشاالله بسلامتی حدود یه ماه دیگه پسرم دنیا میآد.
سیسمونی بچه را خودمون تهیه کردیم.
خواهرخانمم با همسرم رفتن مولوی پرده برای اتاق بچه بخرن که دیده بودن طبقهی زیرزمین پرده فورشها بورس سیسمونی و لباس و تمام وسایل نوزاده و قیمتهاش هم بسیار ارزانتر از همهجاست، پس همهی وسایل بچه را از اونجا خریدن.
برای پسرم از این تخت و تشک و کمد و ویترین و ساعت خریدیم. البته من زنگ زدم کارخانه و مستقیم از کارخانه برام آوردن، برای همین قیمتش 200هزار تومان ارزانتر تمام شد. ماشاالله پسرم روزی داره.
پاورقي: خوشبختانه دوستانه بسیار فهیم و دلسوز نخاعی با پیامهاشون در مورد مطلب قبل: طب سوزنی و درمان آسیب نخاعی، تصمیم گیری برای درمان با این روش را برای خوانندگان راحت نمودند.
اگر اهل موسقی بیکلام (گیتار فلامینکو) هستید، حتما آلبومهای:
( Armik آرمیک- شاهین و سپهر Shahin &Sepehr) را دانلود کنید و از آهنگهای زیبا و آشناشون لذت ببرید.
خیلی از این آهنگ ها را از رادیو و تلویزیون شنیدید.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
لينك،
صدا و سیما،
ابزار بهتر زیستن،
هنری،
ازدواج معلولین،
از امیرفرهاد و امیرسام،
:: برچسبها:
Armik,
Shahin Sepehr,
آرمیک,
آلبوم,
آهنگ,
اتاق بچه,
بورس سیسمونی,
پرده,
تخت,
تشک,
دانلود,
رادیو و تلویزیون,
ساعت,
شاهین و سپهر,
طب سوزنی,
فرزندی سالم و صالح,
کمد,
گیتار فلامینکو),
لباس و وسایل نوزاده,
موسقی بیکلام,
مولوی,
ویترین,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 04 مرداد 1392
دانشمندان چینی از نتیجه بخش بودن درمان سلولهای بنیادی برای بازیابی توانایی راه رفتن در برخی بیماران خبر میدهند. پس از حصول پیشرفت در دور دوم آزمایش استفاده از سلولهای بنیادی برای رشد مجدد فیبرهای عصبی، محققان شبکه صدمات نخاعی چین ChinaSCINet دور سوم و نهایی این آزمایش را تصویب کردند که از پاییز 2013 آغاز خواهد شد. در مرحله دوم این روش درمانی که در شهر کونمینگ چین و بر روی 20 بیمار دچار آسیب نخاعی انجام گرفت، سلولهای بنیادی خون بند ناف به بیماران پیوند زده شد که 15 بیمار دچار قطع نخاع کامل موفق به بازیابی توان راه رفتن پس از هفت سال شدند. دکتر «وایز یانگ» مدیر اجرایی ChinaSCINet تأکید میکند: برای نخستین بار شاهد بازسازی و رشد مجدد طناب نخاعی هستیم؛ این روش درمانی شامل تزریق سلولهای تک هستهای خون بند ناف به نخاع آسیب دیده بیمار است که به بازسازی مجدد اعصاب کمک کرده و لیتیوم نیز به رشد فیبرهای عصبی منجر میشود. به گفته «یانگ»، در صورت کسب نتیجه قطعی در مرحله نهایی آزمایش، هیچ بیمار قطع نخاعی از راه رفتن برای تمام عمر محروم نخواهد شد. هر جزء از این روش درمانی ترکیبی در فاز سوم بر روی 120 بیمار در چین و 120 بیمار در هند، نروژ و آمریکا مورد آزمایش قرار خواهد گرفت. در صورت موفقیت آمیز بودن نتایج مرحله سوم، استفاده از این روش نوین درمانی تا سال 2015 به تصویب خواهد رسید.منبع
پاپوش: چند ماه پیش در مطلبی با عنوان سلولهای بنیادی گفتم: بنظر من همونطور که آدم ماشینش را بیمه میکنه باید خانوادهاش را با ذخیره نمودن خون بند ناف نوزادش بیمه کنه. بانک خون بند ناف رویان تنها مرکز جدا سازی و ذخیره سازی سلولهای بنیادی در ایران است. بانک خون بند ناف خدمات: جمع آوری، جدا سازی و ذخیره سازی سلولهای بنیادی خون بند ناف نوزادان را با توافق والدین و دریافت هزینه نگهداری خون بند ناف ارائه میکند.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
لينك،
تکنولوژی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
بانک خون,
بیمه,
خون بند ناف,
دانشمندان چینی,
درمان,
سلولهای بنیادی,
ضایعات نخاعی,
قطع نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 تیر 1392
قبلا نوشته بودم در اولین عید دیدنی متاهلیم منزل پدر خانمم با کلی تعجب دختر همسایهمون را دیدم، البته او منو شناسایی کرد، چون من او را قبلا ندیده بودم و نمیشناختم، دختر همسایمون بنا به اینکه عروس دائی همسرمه اومده بود منزل پدر خانمم. چند روز پیش همسرم رفت منزل همسایهی روبرویمون که من به دو دلیل بهش میگم: فامیل دور. اول اینکه مرد خانه، شبیه فامیل دور تو کلاه قرمزیه. دلیل دوم اینه که آقای فامیل دور میشه دآماد دائیه عروسه دائیه همسرم و این یعنی اینکه او واقعا فامیل دور ما میشه. فامیل دور همسن منه، او با همسر و تنها پسرشون معمولا عصرها تو پارک شهرک هستند. قدیما که میرفتم پارک من برای خودم (جا) و (مکان) مشخصی داشتم، به همین دلیل اهالی محترم پارک چشمشون به زیارت جمال مبارک بنده بعنوان پای ثابت پارک عادت کرده بود. چند روز پیش همسرم رفته بود منزل فامیل دور تا به خانم فامیل دور که کار خیاطی میکنه سفارش کار بده. وقتی همسرم برگشت خانه بهم گفت: خانم فامیل دور میگه: خانمهای پارک ازم میپرسن خبری از آقای زندی نداری؟ چرا دیگه نمیآد پارک؟ نکنه زنش نمیذاره از خانه بیاد بیرون؟ خانم فامیل دور هم بهشون گفته بوده: نه بابا، زنش بارداره بخاطر اون از منزل خارج نمیشه. بنظر شما، خانمهای تو پارک در جواب زن فامیل دور نگفتن: اه اه اه اه از این مردآی........
پيآمد: یه روز تو پارک از فامیل دور پرسیدم پسرت کلاس چندمه؟ گفت: پنجم. گفتم: چقدر بهش جیب خرجی میدی؟ گفت: ما چیزی بنام جیب خرجی یا پول تو جیبی نداریم. وقتی همه چیز در خانه هست، لزومی نداره به بچه پول داد. گاهی برای کارهای خوبش بهش پاداش نقدی هم میدیم که اون را هم یادگرفته پسانداز کنه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
پاداش نقدی,
پارک,
پسانداز,
پول تو جیبی,
جیب خرجی,
خانم,
خبر,
خیاطی,
دختر همسایه,
شهرک,
فامیل دور,
کلاس,
کلاه قرمزی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 خرداد 1392
بسیاری از مردانیکه مبتلا به آسیب به طناب نخاعی هستند، هم در عملکرد جنسی و هم در پدر شدن (صاحب فرزند شدن) از راه طبیعی مشکل پیدا خواهند کرد. علاوه از تغییرات فیزیکی، بسیاری از این مردان از نظر روحی و روانی نیز مشکل پیدا میکنند که مزیت بر علت میشود. پس از اینکه مردی دچار آسیب به طناب نخاعی شد، وی و همسرش باید خود را با موقعیت جدید تطابق دهند، تا بتوانند به کمک همدیگر و پزشک تا حد امکان به مشکلات فائق آیند. شایعترین علل آسیب به طناب نخاعی عبارتند از: حوادث رانندگی (44٪)، افتادن از بلندی (18٪)، دعواهای خیابانی (17٪) و فعالیتهای ورزشی (13٪). میزان شیوع آن در آمریکا 8 مورد در سال به ازای هر 100 هزار نفر جمعیت است. آسیب به طناب نخاعی در مردان 4 برابر زنان دیده میباشد و نزدیک به 80 درصد بیماران مبتلا به آسیب به طناب نخاعی، مرد هستند. مزید آناتومی طناب نخاعی- طناب نخاعی دارای چهار قسمت اصلی است: نخاع گردنی که دارای 8 سگمان یا قطعه میباشد و از 8-1 نامگذاری میشود، نخاع سینهای که دارای 12 قطعه بوده و از 12-1 نامگذاری میشود، نخاع کمری که دارای 5 قطعه بوده که از 5-1 نامگذاری میشود و بالاخره نخاع خاجی که دارای 5 قطعه بوده و از 5-1 نامگذاری میشود (به شکل مراجعه شود). بسته به اینکه کدام قسمت نخاع آسیب دیده باشد و شدت آسیب چقدر باشد (ناقص یا کامل) علائم متفاوتی ایجاد خواهند شد. اصل مطلب را در ادامهی مطلب بخوانید.
پسآمد: دوستان نخاعی توجه داشته باشند؛ عوارض آسیب نخاعی در هیچ دو فردی که از یک ناحیهی مشترک و به یک اندازه آسیب نخاعی دیده باشند یکسان نیست. بنظرم این مطلب بیشترش مطلبی ترجمه شده از منبعی خارجی باشه. توصیهی من به دوستان خودشناسی است.
سطح ضایعه - سطح یا محل ضایعه است که مشخص میکند کدام قسمت از بدن فرد و چه عملکردهای مختل شدهاند. هر قدر سطح ضایعه در نخاع بالاتر باشد، حس و حرکت بیمار بیشتر مختل میشود. مثلا آسیب به طناب نخاعی گردنی ممکن است بیمار را کاملاً فلج ساخته و بیمار جهت نفس کشیدن نیاز به دستگاه تنفس مصنوعی داشته باشد. یعنی بعلت فلج عضلات تنفسی، بیمار قادر به نفس کشیدن نیست. آسیب به طناب نخاعی گردنی سبب فلج چهار دست و پا میشود. این بیماران در زیر سطح ضایعه، حس خود را از دست داده و کنترلی بر روده و مثانه خود ندارند (بیاختیاری ادرار و مدفوع). ضمن اینکه دچار نوع بخصوصی از اختلال جنسی نیز میشوند. آسیب به طناب نخاعی سینهای سبب فلج دو پا شده ولی معمولاً دستها عملکرد طبیعی دارند. این بیماران نیز ممکن است کنترل روده و مثانه خود را از دست داده و مبتلا به اختلال جنسی شوند. آسیب به طناب نخاعی کمری سبب فلج دو پا میشود. آسیب به طناب نخاعی خاجی نادر است. این بیماران مبتلا به اختلال جنسی و عدم توانائی کنترل مثانه و روده میشوند.
ضایعه کامل یا ناقص – نوع ضایعه شدت آسیب را نشان میدهد. اگر بیماری مبتلا به آسیب نخاعی کامل شود، در زیر سطح ضایعه حس و حرکت را بطور کامل از دست میدهد. اگر ضایعه ناقص باشد، در زیر سطح ضایعه مقداری حس یا حرکت باقی میماند.
عملکرد جنسی طبیعی – ابتدا لازم است توضیح مختصری در مورد چگونگی عملکرد جنسی طبیعی برای خوانندگان محترم ارائه نمایم تا روشن شود که پس از آسیب به طناب نخاعی چه اتفاقی میافتد. برای ایجاد حالت نعوظ طبیعی، باید ارتباط مابین مغز و دستگاه تناسلی دست نخورده و سالم باشد. اینکه ما بتوانیم به تحریکی پاسخ مناسب بدهیم یا نه، بستگی به محل و وسعت ضایعه نخاعی دارد. اگر یک قسمتی از نخاع قطع شود، سیگنالهائی که از مغز نمیتوانند به دستگاه تناسلی برسند و بر عکس سیگنالهائیکه از دستگاه تناسلی منشاء میگیرند نمیتوانند خود را به مغز برسانند. در یک مرد طبیعی دو نوع نعوظ اتفاق میافتد. اولین نوع، نعوظ روانی است. احساس انسان، پاسخ وی به تحریکات جنسی را کنترل میکند. مغز منشاء نعوظهای روانی میباشد. فرایند نعوظ روانی با افکار، تصورات، دیدن، شنیدن و هر آنچه که سبب برانگیختگی فرد میشوند ، شروع میگردد. پس از برانگیختگی، سیگنالها از مغز توسط اعصاب از طناب نخاعی پائین آمده و به قطعات سینهای دهم تا کمری دوم میرسند. یعنی این سیگنالهائیکه از مغز میآیند وارد قطعات سینهای دهم، یازدهم، دوازدهم، و قطعات کمری یکم و دوم میشوند . از نواحی فوق سیگنالهای ثانویه از طریق اعصاب به آلت تناسلی رفته و سبب نعوظ روانی در مرد میشوند . نوع دوم، نعوظ رفلکسی یا تماسی یا لمسی است. این نوع نعوظ با تماس فیزیکی مستقیم آلت تناسلی و سایر قسمتهای دستگاه تناسلی شروع میشود . نعوظ رفلکسی غیر ارادی است (تحت کنترل فرد نمیباشد) و نیازی به افکار، فانتزی و یا دیدن و غیره ندارد. در طول طناب نخاعی دو مرکز برای انتقال سیگنالهای عصبی مسئول نعوظ وجود دارند. مرکز نعوظ روانی که در قطعات تحتانی نخاع سینهای واقع شده است. این مرکز مسئول نعوظ ناشی از افکار، فانتزی، دیدن و غیره میباشد. مرکز دوم، مرکز نعوظ رفلکسی یا لمسی میباشد. این مرکز در قطعات دوم تا چهارم نخاع خاجی متمرکز است. لمس دستگاه تناسلی، مرکز نعوظ رفلکسی را فعال میکند.
عملکرد جنسی پس از آسیب به طناب نخاعی – در مردیکه دچار آسیب به طناب نخاعی شده است، چگونگی حفظ نعوظ روانی بستگی به محل ضایعه و شدت آن (ناقص یا کامل) دارد. بیش از 50 درصد مردانیکه دچار آسیب به طناب نخاعی میشوند، در بدست آوردن نعوظ و یا حفظ آن برای برقراری یک رابطه زناشویی طبیعی مشکل دارند. اگر در قسمتهای فوقانی طناب نخاعی (بالای قطعه دهم سینهای) آسیب کامل اتفاق بیفتد، دیگر سیگنالهای مغز نمیتوانند خود را به مرکز نعوظ روانی رسانده و بنابراین این گونه مردان قابلیت نعوظ روانی خود را از دست میدهند. یعنی دیگر، افکار، فانتزی، دیدن و غیره سبب ایجاد نعوظ در این مردان نمیشود. اینگونه مردان جهت بدست آوردن نعوظ نیاز به تحریک لمسی (تماسی) دارند. به عبارتی دیگر، این مردان وابسته به تحریک فیزیکی هستند. حال اگر مردی دچار آسیب به طناب نخاعی در زیر قطعه دهم سینهای شود، مرکز خاجی تحت تأثیر قرار گرفته و نعوظ رفلکسی یا لمسی آسیب میبیند. اینگونه مردان برای بدست آوردن نعوظ، وابسته به افکار، تصورات و حس خود میباشند. علاوه از محل ضایعه (قسمت فوقانی یا تحتانی طناب نخاعی) شدت ضایعه نیز در نوع اختلال ایجاد شده مؤثر است. در کل عملکرد جنسی مردانیکه دچار آسیب ناکامل و یا آسیب به قسمتهای تحتانی نخاع هستند، بهتر از مردانی است که دچار آسیب کامل یا آسیب به قسمتهای فوقانی نخاع میباشند. قاعده بر این است اگر مردی در قطعات پائینی نخاع دچار آسیب ناکامل شود، احتمال حفظ نعوظ روانی در وی خیلی بیشتر از مواردی است که مرد دچار آسیب ناکامل قطعات فوقانی نخاع میشود. در مردانیکه آسیب کامل است، احتمال حفظ نعوظ روانی اندک است. اگر در مردی که دچار آسیب به طناب نخاعی شده است، قطعات نخاعی خاجی دوم تا چهارم آسیب ندیده باشند، بسیاری از آنها میتوانند با تحریک مستقیم ناحیه تناسلی دارای نعوظ رفلکسی شوند. چون هر نوع آسیب به طناب نخاعی متفاوت از دیگری است، بنابراین تظاهر بالینی ضایعات نیز کاملاً متفاوت خواهند بود.
آسیب به طناب نخاعی یک حادثه بسیار ناگوار است که تمامی جنبههای زندگی یک مرد را تحت تأثیر قرار میدهد. بسیاری از این بیماران بعلت مشکلات ادراری دارای سوند مجرا هستند. در بسیاری از اینها بعلت آسیب نخاعی فشار مثانه بشدت افزایش مییابد. هر گونه افزایش فشار مثانه منجر به آسیب به کلیه میشود. یکی از علل مهم مرگ و میر مبتلایان به آسیب به طناب نخاعی، عفونت و از بین رفتن کلیهها است.
مشکلات باروری - در بسیاری از مبتلایان به آسیب به طناب نخاعی، بیمار نمیتواند از راه طبیعی پدر (صاحب فرزند) شود. در حالت طبیعی، هنگام انزال، گردن مثانه بسته شده و مایع منی بیرون میریزد. اگر بعلت آسیب به نخاع، حین انزال گردن مثانه بسته نشود، منی به طرف عقب برگشته و وارد مثانه میشود و در آنجا محتویات ادرار بیمار، منجر به آسیب به نطفههای مرد (اسپرم) میشود . به این حالت، انزال پسگرد گفته میشود، که در آن برای صاحب فرزند شدن نیاز به اقدامات پیچیدهای است. یکی از راهها این است که توسط دستگاههای در ناحیه تناسلی تحریک ایجاد کرده و مرد دچار انزال میشود. از منی انزال شده اسپرم بدست آورده و اقدام به لقاح مصنوعی در آزمایشگاه میکنند. گاهاً اینگونه اقدامات برای ایجاد انزال با شکست مواجه میشوند. در این موارد پس از انزال، با فرایندهای پیچیدهای اسپرم را از مثانه تهیه کرده و سپس در آزمایشگاه اقدام به لقاح مصنوعی میکنند. غرض از ذکر مطالب فوق، این است که اختلال در نعوظ فقط قسمت کوچکی از مشکلات این افراد است.
سایر اختلالت جنسی در مردان مبتلا به آسیب به طناب نخاعی – نعوظ، انزال و ارگاسم سه پدیده کاملاً جدا از همدیگر میباشند. در آسیب به طناب نخاعی ممکن است انزال و ارگاسم مرد نیز مختل شود. بسته به محل ضایعه، یک مرد ممکن است مبتلا به یک، یا دو و یا هر سه نوع اختلال جنسی شود. فقط 20-10 درصد مردان مبتلا به آسیب به طناب نخاعی میتوانند با رابطه جنسی انزال داشته باشند. از آنطرف یک دوم تا دو سوم این مردان توانائی خود در رسیدن به ارگاسم را از دست میدهند. حتی اگر مکانیسم انزال در این مردان بطور طبیعی کار بکند، ممکن است آنها با رسیدن به ارگاسم همان لذت جنسی قبل از آسیب نخاعی را نتوانند تجربه کنند.
درمان اختلال نعوظ – درمان مردان مبتلا به اختلال نعوظ ناشی از آسیب نخاعی خیلی متفاوت از مردان سالم و گاهی بسیار مشکل است. متأسفانه بعلت آمار بسیار بالای حوادث رانندگی در کشورمان، روزبهروز بر تعداد مردان جوان مبتلا به آسیب به طناب نخاعی افزوده میشود. این افراد اگر بخوبی درمان نشوند، ممکن است منجر به از هم پاشیدن زندگی آنها شود. درمان اختلال نعوظ در این مردان، جدا از درمان سایر مشکلات این بیماران نیست. یعنی درمان مردان مبتلا به آسیب به طناب نخاعی، چند جانبه است. ولی ما فقط در این بحث، از درمانهای موجود برای اختلال نعوظ این مردان صحبت میکنیم. اولین قدم درمانی تجویز داروهای خوراکی است. ولی باید در نظر داشته باشیم که بعلت آسیب به اعصاب آلت تناسلی، درمان با داروهای خوراکی چندان مؤثر نمیباشد. ممکن است همراه با تجویز داروی خوراکی بیمار نیاز به تحریک لمسی ناحیه دستگاه تناسلی داشته باشد. گاها بعلت مشکلاتی، این بیماران نمیتوانند دارو مصرف کنند و یا تجویز عدهای از داروها در آنها ممنوع است، در این موارد باید از اقدامات درمانی دیگر سود برد. قدم دوم درمانی در این بیماران استفاده از شیافهای داخل مجرائی است. آن هم مؤثر و هم خیلی کم عارضه است. امروزه یک داروی مؤثری در شکل شیاف داخل مجرائی تولید شده است که توسط دستگاهی وارد مجرای ادرار میشود و دارو از مخاط مجرا جذب و سبب نعوظ در مرد میگردد. لازمهی استفاده از این روش درمانی، سالم بودن دستها است. متأسفانه عدهای از این بیماران، چهار دست و پا فلج هستند و خودشان نمیتوانند از دارو استفاده نمایند، در همچون مواردی میتوان از همسر بیمار کمک گرفت. اگر این روش درمانی مؤثر واقع نشود، میتوان برای بیمار از داروهاییکه داخل آلت تناسلی تزریق میکنند، استفاده نمود. این روش درمانی در این بیماران بسیار مؤثر است. برای اینکار انواع داروهای مختلف در بازار وجود دارند، بسته به شرایط بیمار، پزشک نوع داروی وی را مشخص خواهد کرد. در دو جلسه، تزریق دارو به بیمار آموزش داده میشود، و پس از آن بیمار در منزل، خودش میتواند بسته به نیاز، تزریق را انجام دهد (مثل بیماران دیابتی که انسولین تزریق میکنند). باید متذکر شد که تزریق در داخل آلت تناسلی دارای عوارض مخصوص بهخود نیز میباشد. گاها هیچکدام از روشهای درمانی فوق مؤثر نمیافتند، در این موارد میتوان برای بیمار از انواع مختلف پروتزهای آلت تناسلی استفاده کرد. پروتزهای آلت تناسلی انواع گوناگون دارند و بسته به نیاز بیمار میتوان نوع مناسب را برای بیمار انتخاب کرد.
تطابق – قبل از حادث شدن آسیب به طناب نخاعی، خانواده به راحتی کنار همدیگر زندگی میکردند. پس از حادث شدن آسیب به طناب نخاعی به یکباره همه چیز عوض میشود. شرایط قبل و بعد از حادث شدن آسیب به طناب نخاعی کاملاً متفاوت هستند. مرد علاوه از مشکلات فیزیکی بسیاری که پیدا میکند، از نظر روحی نیز تحت فشار شدید قرار میگیرد. بسیاری از این مردان کار خود را از دست میدهند، نه تنها قادر به انجام کارهای روزمره نمیباشند، گاها حتی قادر به پرداخت قروض خود و کرایه خانه نیز نیستند. این فقط گوشهای از مشکلات این مردان است. بنابراین اختلال در نعوظ این مردان نه تنها دارای علت فیزیک و جسمی است، بلکه یک جزء روانی بسیار مهم نیز دارد و باید در موقع درمان تمام موارد فوق را مد نظر قرار داد. برای تطابق با شرایط جدید، خانواده ممکن است نیاز به ماهها و یا سالها زمان داشته باشد و در مواردی نیز فرد بیمار و خانواده تا آخر عمر نمیتوانند خود را با شرایط جدید تطبیق دهد.
اختلال رفلکسی خودکار – این موضوع ربطی به اختلال نعوظ در آسیب به طناب نخاعی ندارد ولی چون خیلی مهم است مختصری در مورد آن توضیح داده میشود. این حالت در افرادی اتفاق میافتد که در بالای قطعه ششم سینهای دچار آسیب به طناب نخاعی میشوند. در این حالت یک عده از محرکها (مثلاً پر شدن مثانه، لمس یک نقطهای از بدن و غیره) سبب فعال شدن سیستم عصبی و افزایش فوقالعاده شدید فشارخون میشوند. فشار خون در این حالت بطور خطرناکی بالا میرود (مثلاً 250 میلی متر جیوه). افزایش فشارخون در این حد ممکن است سبب سکته مغزی، تشنج و حتی مرگ شود. اینکه شما نیز ممکن است مبتلا به اختلال رفلکسی خودکار شوید یا نه، حتماً با پزشک معلج خود مشورت نمائید.
نکاتی که اهمیت بسزایی در پیشگیری از عوارض آسیب نخاعی، و بهبود عملکرد جنسی مرد دارد. مهمترین این نکات به قرار زیر هستند:
1 یکی از خطرات جدی برای این بیماران، زخم بستر است. بیماران مبتلا به آسیب به طناب نخاعی بعلت از دست دادن حس خود، درد را احساس نمیکنند. بنابراین اگر به مدت طولانی در یک وضعیت ثابت قرار گیرند، ممکن است بعلت فشار وارده، بافت بمیرد و در محل مذبور زخم ایجاد شود. این زخمها در ناحیه لگن شیوع بیشتری دارند. بنابراین اولین توصیه، انجام اقداماتی برای جلوگیری از ایجاد زخم بستر است.
2 باید توسط اقداماتی عضلات اعضاء فلج شده را تقویت و از آسیب بیشتر آنها جلوگیری کرد. داشتن توانائی فیزیکی مناسب از ملزومات رابطه زناشویی موفقیت آمیز است.
3 هرچه زودتر پس از آسیب به نخاع، باید روابط زناشویی را از سر گرفت. تأخیر در شروع روابط زناشویی، سبب شدیدتر شدن مشکلات میشود.
4 درمان اختلالات جنسی در مردان مبتلا به آسیب به طناب نخاعی نیازمند مداخله فعال همسرانشان است. اگر لازم باشد، همسر مرد مبتلا به آسیب به طناب نخاعی باید آموزشهای لازم را ببیند.
5 درمان مشکلات جنسی در این بیماران باید همراه با در نظر گرفتن سایر مشکلات جسمی، روانی، عاطفی و خانوادگی این بیماران باشد، و گرنه اقدامات درمانی با شکست مواجه خواهند شد.
6 اقدامات توانبخشی سبب بهبود عملکرد فیزیکی مرد و بدنبال آن بهبود عملکرد جنسی میشود .
7 تغذیه و غذای مناسب از ارکان درمان این بیماران است. استفاده از مقادیر مناسب از پروتئینها، کربوهیدراتها، فیبرها، مواد معدنی و ویتامینها، کمک به روند بهبودی و ارتقاء کیفیت زندگی می کند.
8 بعلت اختلال در عصب گیری رودهها، لازم است روزانه از غذاهائی استفاده شود که حداقل حاوی 35-25 گرم فیبر باشد.
9 این بیماران چون بدون حرکت هستند، کلسیم از استخوانها حرکت کرده و وارد خون میشود . بنابراین احتمال ایجاد سنگهای ادراری در این بیماران زیاد است. مصرف مقادیر زیادی آب و پرهیز از غداهای حاوی اگزالات فراوان (مثل نوشایه، حبوبات و شکلات)، در پیشگیری از سنگهای ادراری خیلی کمک کننده است. هرگونه مشکل جسمی و روانی میتواند در عملکرد جنسی این بیماران اثر سوء داشته باشد. باید حداکثر سعی و تلاش را نمود تا از عوارض بیماری که می توانند بالقوه خطرناک باشند، جلوگیری کرد.
منبع دکتر صفری نژاد، ارولوژیست.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
جنسی،
ابزار بهتر زیستن،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آزمایشگاه,
آسیب طناب نخاعی,
اختلال جنسی,
ارگاسم,
اسپرم,
اعصاب,
انزال,
بیاختیاری,
پروتز,
تحریک,
تناسلی,
توانبخشی,
رابطه زناشویی,
روحی و روانی,
زخم بستر,
سیگنال,
سینه,
شایعترین علل,
صاحب فرزند شدن,
طبیعی,
عفونت,
علل مهم مرگ و میر,
فشار,
فشارخون,
فلج,
کلیه,
گردن,
لقاح مصنوعی,
لگن,
مثانه,
منی,
نطفه,
نعوظ,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 03 خرداد 1392
یکی دو سال پیش یه شبکه ماهوارهای فارسی زبان برنامهای پخش کرد پیرامون صحت یا سقم راههای عامیانهای که مردم برای تعیین جنسیت جنین خانمهای باردار ازش استفاده میکنند. نتیجهی برسیهاش به دو راه که صددرصد جواب درست میده ختم شد. اولیش استفاده از تقویم چینی بود که خیلی سخته. دومین روش برای تشخیص جنسیت جنین استفاده از حلقهی ازدواج است. روش کار اینطوریه: حلقهی ازدواج بسته میشه به یک سر زنجیری طلا (نخ هم جواب میده)، بعد اون سر زنجیر را باید به دست گرفت و دست را برد بالای شکم طوری که حلقه چند سانت بالای شکم و روی جنین قرار بگیره. اگر جنین دختر باشه حلقه بطرف پهلوهای مادر در یک خط تکان میخوره، و اگر جنین پسر باشه حلقه دایره وار میچرخه. اگر حلقه درست روی جنین قرار بگیره، حتی در ماه اول بارداری نتیجه را به وضوح و بدون خطا مشخص میکنه. حلقه از همان روزهای اول جنسیت فرزند ما را درست اعلام کرد.
قبلا در مطلبی با عنوان پیش درآمد فصلی تازه در مورد کاج مطبقمون نوشته بودم. همون روزهای اولی که این درخت زینتی را خریدم یه عکسبرگردون از اونهایی که میزنن روی درب باک بنزین اتومبیلها گرفتم و زدم روی گلدانش، به همسرم گفتم: هر وقت چشمت افتاد به این تصویر یاد بچهمون بیافت که مدام تو خونه زندگیت از این بازیها میکنه. شما هم عکس گلدانمون با اون عکسبرگردون مورد بحث را ببینید. ایشالله خدا به همهی آرزومندها، فرزندانی بده که خونه زندگیشون را بازی بارون کنند.
پيوست: در مورد جنسیت فرزند ما: اگر داشتی تو عقل و دانش و هوش، حتما با خواندن این مطلب فهمیدی جنسیت فرزندمان چیست.
متولدین کدام ماهها در ابتلا به ام اس مستعدترند؟
” ختنه ” سوژهای که کمتر دربارهاش خواندهاید
راهنمای پیشگیری از سوزش سردل
لزوم تربيت جنسی کودکان
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
طنز،
لينك،
تجربه،
جنسی،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
ماهواره،
ازدواج معلولین،
عکس،
:: برچسبها:
ابتلا به ام اس,
اسم,
باک بنزین,
پسر,
پیشگیری,
تربيت جنسی,
تصویر,
تعیین جنسیت جنین,
تقویم چینی,
حلقه ازدواج,
خانمهای باردار,
ختنه,
دختر,
زنجیر طلا,
شبکه,
شکم,
عکس,
عکسبرگردون,
فارسی,
کامل,
لیست,
ماهواره,
نام,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 اردیبهشت 1392
شش ماه اوله بعد ازدواجمون هرکسی دعای خیر میکرد که: ایشالله خدا بهتون بچه بده، کلی خوشحال میشدم. البته خودم هم هیچ وقت کم کاری نکردم و همیشه بعد نماز از خدا برای خودم و همه کسانی که خواهان بچهدار شدن هستند طلب فرزندی سالم و صالح میکردم و میکنم. با گذشت زمان و به بار ننشستن دعاها، کم کم تکرار این دعا از زبان هر کسی برام خوشحال کننده که نبود هیچ، داشت آزار دهنده هم میشد. خوشبختانه لطف خدا زود شامل حالمان شد و دعاهای ملت جواب داد و ما به خواستمان رسیدیم. از اینجا به بعد را به سبک روضه بخوانید: همهی اینارو گفتم، تا دلت را ببرم پیش اون دلسوختهای که، چند ساله شبها تا صبح بیداره و با دعا و گریه، پناه به درگاه امن الهی میبره، میدونی چرا؟ الان بهت میگم: آخه بچه دار نمیشه. شب و روز مدام از خدا خواسته، اینهمه دوا درمانی که میکنه مفید واقع بشه و خدا بهش فرزندی بده تا با او شادی به دل و زندگیش بیاد. حالا میخوام یهچیز بگم دلت بسوزه: آخ امان از حرف مردم و گوش ناشنوا!! هر کسی میشناختش بهش میگفت: بابا، تو که نیاز به گریه و دعا و دوا و درمان نداری، تو برای بچه دار شدن نیاز به همسر داری. اما اون که گوش شنوا نداشت، مرتب با صدای بلند بهشون میگفت: چی میگیی؟؟
پاپوش: آدمی که نتونه با داشتههاش در زمان حال شادی را حس کنه، قطعا در آینده هم نمیتونه با بدست آوردن چیزهای جدید به شادی برسه.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
طنز،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آزار,
بچه,
حرف مردم,
دعای خیر,
دلسوخته,
دوا و درمان,
سبک روضه,
صالح,
گذشت زمان,
گریه,
گوش,
لطف خدا,
ناشنوا,
نماز,
نیاز به همسر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392
شب اون روزی که متوجه بارداری همسرم شدیم رفتیم منزل پدرم. بابام گفت: چند روزی هست که من متوجه شدم همسرت بارداره. مادرم گفت: بابات راست میگه، چند روز پیش گفت: خانم مهرداد باردار شده. از روز اول هرکسی خبر بارداری همسرم را شنید گفت: به دلم افتاده بچهتون پسره. بدستور پزشکی که بارداری همسرم را کنترل میکنه تا حالا سه بار از جنین سنوگرافی گرفته شده، اما هنوز برای تعیین جنسیت سنو گرفته نشده، به همسرم میگم برای سلامتی بچه برو سنو اما برای تعیین جنسیت نمیخواد سنو بگیری. اگه بچهام دختر باشه مامان و عزیز دل باباش میشه. اگر هم پسر باشه رفیق و بابای باباش میشه. دیگه باید از بچهام جیب خرجی بگیرم، هرجا بخواهیم بریم باید از او بپرسیم که بریم یا نریم؟ از الان تلویزیون و ماهواره و حتی گوشی من در اختیار اوست. دارم از ماهواره برنامهی آموزش زبان انگلیسی و کارتونهای تام و جری براش ضبط میکنم. هر روز، روزی سه بار با گوشیم براش یکی از سورههای کوچک قرآن را با ترجمهی فارسی و انگلیسی بعلاوهی یک درس از آموزش زبان نصرت را پخش میکنم تا ایشالله همش روی مغز پاکش ثبت بشه.
پايانه: در انتخاب اسم به ما کمک کنید، اسمهای مورد علاقهی خودتون را برامون بنویسید، شاید اسم پیشنهادی شما را روی فرزندمان گذاشتیم. اسم باید این ویژگیها را داشته باشه: ایرانی باشه – عجیب نباشه – راحت به دهان بیاد – کسی نتونه مسخرهاش کنه - معنی و مفهومی مثبت و شاد داشته باشه.
حالت تهوع زنان حامله یا ویار بارداری
عفونت ادراري در طول دوران بارداري
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
لينك،
ابزار بهتر زیستن،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آموزش زبان انگلیسی,
آموزش زبان نصرت,
انتخاب اسم,
ایرانی,
بارداری,
بچه,
پسر,
ترجمهی فارسی و انگلیسی,
تعیین جنسیت,
تلویزیون,
جنین,
حالت تهوع زنان حامله,
دختر,
سنوگرافی,
عفونت ادرار دوران بارداري,
قرآن,
ماهواره,
مثبت و شاد,
مسخره,
معنی,
مفهومی,
ویژگی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 23 فروردین 1392
سرپوش: چون متن زیر آموزشی آمیزشی است، شایسته بود آن در ادامهی مطلب میگذاشتم، اما متاسفانه وبلاگ من فعلا فاقد این امکان است.
تا حالا چند مورد بوده که خانمهایی با من تماس گرفتن و گفتن: من مردی معلول را دوست دارم و تمایل دارم باهاش ازدواج کنم، اما او همش من را پس میزنه؟
در پاسخ به این خانمها گفتم: برای چنین رفتاری چند دلیل وجود داره:
یک دلیل این رفتار عشق و دوست داشتنه، چون مرد نمیخواد کسی را که دوست داره به سختی بیاندازه و پاسوز خودش کنه او را پس میزنه تا بره با شخصی دیگر خوشبختی را تجربه کنه، این درحالیه که مرد معلول تو دلش خدا خدا میکنه که اون خانم با او بماند.
یک دلیل بسیار مهم: نداشتن تمکن مالیه.
یکی از محکمترین دلیلهایی که تاحالا به خانمها نگفتم اینه که: اکثر قریب با اتفاق مردان معلول نخاعی نگران عدم تواناییشون در برقراری رابطهی جنسی کامل هستند. خیلی از دوستان معلولم این نگرانیشون را با من درمیان گذاشتن و من در پاسخ به اونها گفتم: مشکل اغلب نخاعیها با سکس، داشتن باورهای کتابی و اشتباهی است که منجر به نداشتن شاخت و آگاهی کامل نسبت بدنشان شده. اگر نخاعیها بدن خودشون را تجربه کنند و خودشون را بشناسند مشکل حل میشه.
توانایی جنسی در هر فرد نخاعی با دیگری فرق داره و به خیلی چیزها ربط داره، مثلا: به روش دفع ادرار. مدت زمان خالی ماندن و پرشدن مثانه. سلامت دستگاه تناسلی. و.....
اگر تشکیلات فرد نخاعی با فکر یا با لمس عریض و طویل بشه چه بهتر، اگر هم نشه، با دارو میشه قوام و دوام و عریض و طویل شدن تشکیلات را به حد مطلوبی رساند که برای تمام زنهای دنیا رضایت بخش باشه.
برای بهترین نتیجه را گرفتن باید مثانه خالی باشه. بهترین زمان بعد توالت رفتنه، چون آب بدن خالی میشه و مقدار زیادی هم پرستات تحریک میشه.
داروی مورد نیاز قرص سیلدنافیل است که در هر داروخانهای به قیمت دانهای 250تومان موجود است. حتما باید بروشور دارو را مطالعه کرد. بهتره با نصف قرص شروع کرد و متوجه علامتهاش بود، این دارو چون فشار خون را بالا میبره باید مراقب بود که زیاد مصرف نشه. برای پاسخ سریع میشه قرص را جوید و با یک لیوان آب خورد. اگر قرص جویده بشه تاثیرش سریع شروع میشه و بعد سه تا پنج ساعت تمام میشه. نجویدن قرص موجب میشه قرص آهسته حل بشه و مدت زمان بیشتری اثرش ادامه پیدا کنه. بعد دو سه بار مصرف، میزان نیاز بدن به دارو مشخص میشه.
هنگام معاشقه و رابطهی جنسی چون حسهای بدن نخاعیها با مغزشون همآهنگ نمیشه باید برای بهتر نتیجه گرفتن فکر را با بدن و اون لحظه هماهنگ و همراه کرد. باید با آزمایش و خطا و توجه به رفلکسهای بدن، فهمید که اندام جنسی با چه رفتارهایی سریعتر تحریک میشه. مثلا: سفت کردن ماهیچههای شکم و باسن حتی در ذهن میتونه کمک خوبی باشه.
بارهای اول رابطه شاید دو سه ساعت طول بکشه تا به انزال رسید. به مرور که تجربه و شناخت از حسها و بدن زیاد میشه آستانهی تحریک پذیری بدن نسبت به رفتار جنسی به حد مطلوب میرسه، پس نباید از رابطه طولانی و زمانبر خسته شد. با کوشش و تلاش در معاشقهای طولانی و شدید انزال طبیعی میسر میشود.
مسئله پدرشدن بعد از ضایعه نخاعی
تلفن مشاوره سلامت جنسي مركز ضايعات نخاعي فقط برای افراد نخاعي
مجموعه پرسش و پاسخهاي مرتبط با سلامت جنسي در افراد نخاعي
آشنايي با دستگاه واکيوم همراه و نقش آن در درمان ناتواني جنسي
نکات قابل توجه در فعاليت جنسی در افراد ضايعات نخاعی
سلامت جنسی در مردان دچار آسيب نخاعي
رفتارهای جنسی پس از ضايعه نخاعی
سلامت جنسی بعد از آسيب نخاعی
اختلالات عملکرد جنسی
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
پزشکی و درمان،
لينك،
تجربه،
جنسی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
پرسش و پاسخ,
خوشبختی,
دستگاه واکيوم,
سیدنافیل,
عشق,
فشار خون,
معاشقه,
معلول,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 16 فروردین 1392
چند هفته پیش نوشتم: از روز اول هر کسی شنید ما ازدواج کردیم 2سوال بزرگ براش پیش آمد؟؟ سوال اول ملت را خودم در اون مطلب بیان کردم و از خوانندههای اون مطلب خواستم بگن بنظرشون سوال دومی که همه را کشت از شدت فضولی، چی بوده؟؟
خوانندههایی که مثل خودم معلول هستند با سوالهای مردم آشنا هستند و به درستی گفتند: چه چیزی از زندگی معلولها برای ملت سوال برانگیزه. دوستانی هم که معلول نیستند میشن همون مردمی که دوستان معلولم با سوالهاشون آشنا هستند و پاسخشون به سوال من همون جوابی بود که دوستان معلول دادند. اون سوالی که دوست و آشنا و بیگانه، دوست دارند پاسخی براش پیدا کنند اینه:
آیا معلول توانایی برقراری رابطهی جنسی داره؟
آبرومندانهترین راه پاسخ دادن به کسانی که این سوال را ازمون پرسیده بودند، دادن خبر بارداری همسرم بود. بنابراین ابتدا باید از قطعی بودن بارداری آگاه میشدیم، پس همون روز که همسرم خبر خوش مثبت بودن جواب بیبیچک را داد، رفت آزمایشگاه و یه آزمایش خون برای مشخص شدن بارداری و مدت بارداری داد. تا ساعت 17 که زنگ زدم به آزمایشگاه و جواب قطعی را گرفتم، دل تو دلمون نبود.
بعد دریافت جواب مبثت قطعی، اول به خانوادهامون خبر دادیم که همه رقمه و بی سوال و جواب دوستمون دارند. از فردای اون روز نم نم به کسانی که تلفنی پیگیر ماجرا بودن خبر دادیم تا علامت سوال توی مغزشون محو بشه، اما خبر ما موجب شد علامت سوال تو ذهن کنجکاوشون بزرگتر بشه. تا وقتی که نمیدانستند، فقط به این فکر میکردند که رابطهای هست یا نیست. وقتی فهمیدند رابطه هست، تازه پیگیر چرا و چطور و چگونهگیش بودند.
پسينه: از همهی دوستانی که لطف کردن و تبریک گفتن ممنون و سپاس گزارم. همیشه بعد نماز دعا میکنم که: خدایا فرزندی سالم و صالح به من و همهی کسانی که آرزو و انتظار فرزند دار شدن را دارند عنایت کن: بخصوص دوستان وبلاگی.
آیاتی از قرآن کریم پیرامون طلب فرزند:
رَبِّ هَبْ لِي مِنَ الصَّالِحِينَ﴿100﴾ اى پروردگار من مرا [فرزندى] از شايستگان بخش(100)سوره 37:الصافات
هُنَالِكَ دَعَا زَكَرِيَّا رَبَّهُ قَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِن لَّدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاء﴿38﴾ آنجا [بود كه] زكريا پروردگارش را خواند [و] گفت پروردگارا از جانب خود فرزندى پاك و پسنديده به من عطا كن كه تو شنونده دعايى(38) سوره 3: آل عمران
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن نَّفْسٍ وَاحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْهَا زَوْجَهَا لِيَسْكُنَ إِلَيْهَا فَلَمَّا تَغَشَّاهَا حَمَلَتْ حَمْلاً خَفِيفًا فَمَرَّتْ بِهِ فَلَمَّا أَثْقَلَت دَّعَوَا اللّهَ رَبَّهُمَا لَئِنْ آتَيْتَنَا صَالِحاً لَّنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ﴿189﴾ اوست آن كس كه شما را از ن فس واحدى آفريد و جفت وى را از آن پديد آورد تا بدان آرام گيرد پس چون [آدم] با او [حوا] درآميخت باردار شد بارى سبك و [چندى] با آن [بار سبك] گذرانيد و چون سنگينبار شد خدا پروردگار خود را خواندند كه اگر به ما [فرزندى] شايسته عطا كنى قطعا از سپاسگزاران خواهيم بود(189) سوره 7:الأعراف
قَالَتْ يَا وَيْلَتَى أَأَلِدُ وَأَنَاْ عَجُوزٌ وَهَذَا بَعْلِي شَيْخًا إِنَّ هَذَا لَشَيْءٌ عَجِيبٌ ﴿72﴾ [همسر ابراهيم] گفت اى واى بر من آيا فرزند آورم با آنكه من پيرزنم و اين شوهرم پيرمرد است واقعا اين چيز بسيار عجيبى است (72) سوره 10:يونس
فَلَمَّا ذَهَبَ عَنْ إِبْرَاهِيمَ الرَّوْعُ وَجَاءتْهُ الْبُشْرَى يُجَادِلُنَا فِي قَوْمِ لُوطٍ ﴿74﴾ پس وقتى ترس ابراهيم زايل شد و مژده [فرزنددار شدن] به او رسيد در باره قوم لوط با ما [به قصد شفاعت] چون و چرا مىكرد (74) سوره 10:يونس
وَالَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا هَبْ لَنَا مِنْ أَزْوَاجِنَا وَذُرِّيَّاتِنَا قُرَّةَ أَعْيُنٍ وَاجْعَلْنَا لِلْمُتَّقِينَ إِمَامًا ﴿74﴾ و كسانىاند كه مىگويند پروردگارا به ما از همسران و فرزندانمان آن ده كه مايه روشنى چشمان [ما] باشد و ما را پيشواى پرهيزگاران گردان (74) سوره 25:الفرقان
لِلَّهِ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يَخْلُقُ مَا يَشَاء يَهَبُ لِمَنْ يَشَاء إِنَاثًا وَيَهَبُ لِمَن يَشَاء الذُّكُورَ﴿49﴾ فرمانروايى [مطلق] آسمانها و زمين از آن خداست هر چه بخواهد مىآفريند به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هركس بخواهد فرزند پسر مىدهد (49) سوره 42:الشورى
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
لينك،
تجربه،
جنسی،
معارف اسلامی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آزمایش خون,
آزمایشگاه,
ازدواج,
تست بارداری,
توانایی,
جواب مبثت,
چرا,
چطور,
چگونه,
خبر,
خدایا,
خواننده,
رابطهی جنسی,
زناشویی,
زندگی,
سوال بزرگ مردم,
قرآن,
معلول,
ملت,
نماز,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 09 فروردین 1392
مطالب چند هفتهی گذشته زمینه چینیهایی بود تا امروز برسم به اینجا که بگم: در یکسال گذشته برای من و همسرم کلی شادی و اندکی دلخوری پیش آمد که در این مطلب به مهمترینش میپردازم:
از روز اول به همسرم میگفتم: بعد اینهمه مدت، بهتره برای مشاوره و راهنمایی گرفتن بری پیش یه دکتر متخصص و شرح حالت را بگی، تا ببینیم برای باردار شدن چی بهت میگه؟؟
همسرم در جواب به این خواستهی من میگفت: باشه، بعد فلان روز، بعد فلان مراسم، این اوخر میگفت: بعد عید نوروز. این رفتارش باعث دلخوری من شده بود و حسابی منو کج خلق و غرغرو کرده بود، منم در پاسخ به هرچه که همسرم میگفت و هرچیزی که میخواست، میگفتم: ایشالله بعد نوروز.
بعد مراسم روز جهانی معلولان در برج میلاد، یهروز صبح همسرم آمد کنار تختم و گفت: یکم برو اونرتر بشینم کنارت، میخوام خبری که خیلی دوست داری و منتظرش بودی را بهت بدم. در حالی که داشتم میرفتم کنار گفتم: لازم نکرده، بذار باشه بعد نوروز بگو.
همسرم نشست کنارم و گفت:
دیگه نمیخواد اصرار کنی برای مشاوره برم دکتر.
دیگه نمیخواد نگرانه اطاعت از امر ولیامرمسلمین جهان در راه نجات کشور از سالخوردگی باشی.
دیگه دلیل نداره برای ورزش نکردنم غر بزنی بجونم، چون دلیل داره که صبحها نمیتونم پاشم برم باشگاه.
تازه، دلیل اینکه چرا وقت برگشتن از برج میلاد حالم بهم خورد را فهمیدم.
دلیل اینکه چرا اون روز مشکل دفع ادرار پیدا کرده بودم را فهمیدم.
دلیل اینکه چرا بعضی وقتها نمیتونم جلوی خوردنمو بگیرم را فهمیدم.
گفتم: خوب بگو ببینم چیه دلیل اینهآاا؟
همسرم گفت: دلیلش اینه که تو داری پدر میشی.
با خونسردی تمام گفتم: برو بابآاااااااا، الکی میگی؟
گفت: نه بخدا راست میگم.
گفتم: از کجا فهمیدی؟
گفت: دیدی امروز زودتر پاشدم، با بیبیچک آزمایش کردم.
گفتم: من دوتا بیبیچک گرفته بودم که قبلا استفاده شد، دیگه بیبیچک نداشتیم!؟
گفت: دیروز که رفته بودم بیرون گرفتم.
گفتم: برو بیار ببینمش.
رفت و آوردش و نشونم داد.
بهش گفتم: نه خیر این دوتا خط یعنی منفیه و خبری نیست.
همسرم گفت: نه بخدا، یعنی مثبته، مهرداد تو به آرزوت رسیدی و داری پدر میشی.
اینجا بود که پر از حسهای قشنگ شدم، دلم لرزید و زدم زیر گریه.
تهبندي: خدای خوبم: سپآاااس برای دادهآ و ندادههآت. ممنون که همه چیز را به وقتش بهم میدی. البته، تو پرانتز بگم که از نگاه زمینیه من، انگار نمایشگر وقته برآورده شدن آرزوهای من یه مقدار متنابهی عقبه، اما کلی جای شکر داره که خواب نیست.
حرف من با بچهام از زبان مولانا جلال الدين محمد بلخي:
اندر دل من مها دلافروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
۱۰ راه جالب خبر دادن بارداری به اطرافیان
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
جنسی،
ازدواج معلولین،
عکس،
:: برچسبها:
بارداری,
باشگاه,
برآورده شدن آرزوها,
برج میلاد,
بیبیچک,
داری پدر میشی,
دکتر متخصص زنان,
دلخوری,
راه,
سالخوردگی,
سقف,
شادی,
شرح حال,
غرغرو,
مشاوره,
مولانا جلال الدين محمد بلخي,
نجات کشور,
ولیامرمسلمین,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 فروردین 1392
هفتهی پیش عرض کردم که، هنوز یکسال نشده باهمسرم زیر یک سقف زندگی میکنیم، امروز باید عرض کنم که، سال پیش در همین هفتهی آخر سال بود که من و همسرم از خانوادههامون جدا شدیم و به لطف خانوداههامون زندگی مشترک زیر یک سقف را آغاز کردیم. سال جاری یا بقول دری زبانها، سال روان برامون اتفاقهای جالب و شیرین و خوشایند داشت: اول سالی با کلی تعجب همسایهمون را در اولین عید دیدنی متاهلی منزل پدر خانمم دیدم، تازه اون که خوب بود، چون تعجب آورترین کمد دیواری دنیا را در منزل پدر خانمم دیدم. یه پیشنهاد انقلابی در کمال هوشمندی برای هدفمندی یارانهها به ذهن و زبانم آمد. از اخلاق و رفتار متاهلی خودم گفتم. یه افسانهای محلی در مورد رعد و برق شنیدم. من و همسرم بجای پارک و سینما و رستوران رفتیم خونهی بابام. کلی بکن و نکن کردم. برای مهمونی افطاری که دعوت بودیم کلی ویلچر رانی کردم. پدرم نتیجهی20سال معلول داریش را دید. نتیجهی آبرو جمع کردنم تو خدمت سربازی را دیدم. با خانواده همسرم رفتیم مسافرت و سفرنامه (1) و سفرنامه (2) را نوشتم. از درگیری و مزاحمت نسیم خانم گفتم. یه جوان را دوچار تحولات کردم. صحنهی سخیف و مستهجنی که در یک سریال بود را فاش کردم. به رابطهی ژنتیکی ایرانیها و آلمانها پی بردم. فهمیدم چگونه روی ویلچر بنشینیم بهتره. راهنمای ازدواج با معلول قطع نخاع شدم. برادر داماد بودن را تجربه کردم. برای کسانی که میخوان ازدواج کنند آگهی ازدواج و همسریابی دادم. برای رفع سرماخوردگیم خود درمانی کردم. برای گرامیداشت روز جهانی معلولین رفتیم برج میلاد. پیشنهاد برگزاری مسابقه معلول خوشبخت کیست؟ را دادم. خبر ساخته شدن میکروکامپیوتری برای گام برداشتن و واکر ویژه بیماران ضایعه نخاعی را شنیدم. نکاتی پیرامون رفتار با کسی که آسیب نخاعی دیده را خواندم. باز هم خبرهایی از درمان با سلولهای بنیادی شنیدیم. بهترین خبر از بهترین شیوهی ترمیم نخاع را شنیدیم. فتنهی اقتصادی را افشا کردم. دوباره به عینک نیاز پیدا کردم. فراموشکاریم موجب شد فکر کنم پدر نشده سالمند شدم. پیش درآمد فصلی تازه در زندگیمون را گفتم. کمی به عقب رفتم و پس درآمد فصلی تازه را گفتم. داداشم نازنینم منو وارد بهترین کسب و کار برای معلولان کرد. و دست آخر گفتم که من مردی از جنس……. هستم.
پسينه: یک سال دیگه از سالهای باقی ماندهی عمرمون کم شد و به سنمون اضافه شد. آرزو میکنم سال آتی برای همه پر از خیر و برکت باشه و ایشالله همه دست کنید تو طلا و جواهر. ایشالله در سال جدید وارد مرحلهای جدید خواهم شد.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
طنز،
اخبار ترميم نخاع،
اقتصادی،
لينك،
تجربه،
جنسی،
تکنولوژی،
صدا و سیما،
فکر ایده پیشنهاد،
ابزار بهتر زیستن،
سیاحت،
معارف اسلامی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آبرو,
اتفاق,
اخلاق و رفتار,
افسانه,
افطاری,
اقتصادی,
انقلابی,
ایرانی و آلمان,
بیماران,
پارک,
پیرامون,
پیش درآمد,
پیشنهاد,
تعجب,
جالب,
خوشایند,
درمان,
راهنمای ازدواج,
رستوران,
رعد و برق,
رفتار,
سالمند,
سخیف,
سریال,
سقف,
سلولهای بنیادی,
سینما,
شیرین,
صحنه,
ضایعه نخاعی,
عقب,
عید,
عینک,
فتنه,
کسب و کار,
کمد دیواری,
مستهجن,
مهمونی,
هدفمندی,
ویژه,
یارانه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 اسفند 1391
شکر خدا از ازدواجم بینهایت راضی هستم، با وجود اینکه هنوز یکسال نشده باهم زیر یک سقف زندگی میکنیم اما انگار صدساله باهم بودیم. وقتی صد سال با همسرت زیر یک سقف باشی، طبیعیه که خسته بشی و با هر بهانهای بهش گیر بدی و غر بزنی بجونش تا خستگی و کسالتت رفع بشه. اینم یه نموهاش: در مطالب قبل گفتم: که از خانم همسایه خواسته بودم همسرم را با خودش ببره ورزش. چند روزی بود که همسرم نمیرفت ورزش و شکایت میکرد و میگفت: نمیدونم چم شده!؟ شبا تصمیم جدی میگیرم صبح پاشم برم مسجد ورزش کنم، اما صبحها اونقدر پلکهام سنگین میشن که انگار کوه روشونه!؟ منم که از ورزش نکردنش خوشحال نبودم، مثل یه خواهرشوهر با اصل و نسب بهش میگفتم: آخه عزیزم، نــکه دو شیفت بیرون خانه کار میکنی!؟ وقتی هم میایی خانه برای 10تا بچهی قد و نیمقد و خانوادهی شوهرت پخت و پز میکنی!؟ رخت و ظرفشونو هم میبری سر فشاری میشوری!؟ شبا هم تا دیروقت سوزن میزنی و رخت و لباس بچههاتو رفو کنی!؟ بعدشم تا سحر میشینی پای دار قآااالی!؟ خســــــتهمیشی. شایان ذکر است سرکوفتها و نیش و کنایههای خواهر شوهرانهی من فقط هارتوپورت بیخودی بودن چراکه از بعد مراسم روز جهانی معلولان تا حالا همسرم نرفته ورزش.
پيآمد: همسرم بهم میگه: آدم همسری مثل تو داشته باشه نیاز به هزارتا مادر و خواهرشوهر بد نداره، تو خودت تنهایی یه لشگر عروس را با یه کلمه میشوری. البته من با همسرم شوخی میکنم و خوشبختانه هردو درک شوخی و جدی هم را داریم. در باب خوبی خودم و رضایت همسرم از من و خانوادهام باید بگم: مادرخانمم همیشه در حق دختر کوچیکش دعا میکنه که: خدا یه مرد خوب با خانوادهای خوب، مثل آقا زندی قسمتت کنه.
دوست نخاعیمون محمود کاری واجب و فوری با دیگر دوست نخاعیمون حسین امینی داره، کسی نشانی از او داره؟؟
دوستمان فریال امینا میگه: میخوام یه انجمن حمایت از معلولین دایر کنم، هرجا رفتم گفتن نمیشه!! دیگه نمیدونم چکارکنم؟ کسی میدونه کمک کنه؟
مسئله پدرشدن بعدازضایعه نخاعی
رفتارهای جنسی پس از ضايعه نخاعی
نکات قابل توجه در فعاليت جنسی در افراد ضايعات نخاعی
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
لينك،
جنسی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
بچهی قد و نیمقد,
بهانه,
پخت و پز,
خانواده,
خستگی,
خواهرشوهر,
دار قالی,
رضایت,
رفع,
رفو,
روز جهانی معلولان,
زیر یک سقف,
سرکوفت,
شیفت,
عروس,
غر,
فشاری,
کسالت,
کوه,
گیر,
لشگر,
مراسم,
مسجد,
نموه,
نیش و کنایه,
هارتوپورت,
ورزش,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 اسفند 1391
در ادامه مطلب قبل، باید کمی برگردم به عقب تا ذهنها آماده و ورزیده بشه برای اصل مطلب. روزهای اول زندگی مشترکمون به خانم همسایهمون که اومده بود خونمون عید دیدنی گفتم: از این به بعد صبحها همسرمو با خودتون ببرید مسجد محل تا با بقیهی خالهخانباجیهای شهرک یکم ورزش جسمانی و کلی ورزش روحانی(غیبت) کنه. درخواست من از خانم همسایه، حکم اجابت بزرگترین آرزوی خالهخانباجیهای شهرکمون را داشت، چرا که هرکسی همسرم را دیده بهش گفته: من از خدا خواسته بودم ببینم این خانمه کیه که اومده زن یه معلول قطع نخاع شده؟ از روز اول هر کسی شنید ما ازدواج کردیم 2سوال بزرگ براش پیش آمد؟؟ اولیش که همه از همسرم پرسیدن اینه: آیا تو از انجام کارهای منزل و مهرداد خسته نمیشی؟ همسرم در پاسخشون گفته: کار منزل که برای همه هست، منم کار زیادی برای مهرداد نمیکنم، چون او کارهای شخصیشو خودش انجام میده، کار من خیلی بیشتر از اونچه که دیگران برای همسرانشان انجام میدن نیست. حالا من از شما میپرسم: اگه گفتی سوال دوم که همه را کشت از شدت فضولی، چیه؟؟
پسوند: دوستانی که تمایل دارن از راه اینترنت پول کلان و کم زحمت در بیارن: برن در یک کارگزاری بورس ثبت نام کنند و آنلاین سهام بخرند و بفروشند. به حرف من شک نکنید و فوری اقدام کنید، بعدا برای هر روز تاخیر میزنید تو سر خودتونهآاااا. ثبت نام از شما، راهنمایی از کسی که نبض بازار دستشه.
سلامت جنسی در مردان دچار آسيب نخاعي
سلامت جنسی بعد از آسيب نخاعی
اختلالات عملکرد جنسی
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
اقتصادی،
لينك،
جنسی،
فکر ایده پیشنهاد،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
اجابت,
ازدواج,
اصل,
اینترنت,
پرسش,
پول کلان,
جسمانی,
جنسی,
حکم,
خالهخانباجی,
خانم,
خرید,
ذهن,
روحانی,
زن,
سهام,
سوال,
عملکرد,
عید,
غیبت,
فروش,
فضولی,
قطع نخاع,
کارگزاری بورس,
مسجد,
معلول,
همسر,
ورزش,
ورزیده,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 04 اسفند 1391
مراسم گرامیداشت روز جهانی معلولان که در برج میلاد برگزار شد، برای من و همسرم خاطره انگیز و تاریخی و شادی بخش و خوش یمن شد. بعد برنامهی برج میلاد متوجه کاج مطبقمون شدم. کاج مطبق گیاهی است زیبا و بسیار کم توقع. بهار گذشته این درخت زینتی را خریدم سیهزار تومان، اون موقع ارتفاع درخت با گلدانش تقریبا یکمتر بود. من یه ریزه گران خریدمش اما همون موقع قیمت این گیاه در گلفروشیهای مرکزشهر دوبرابر این بود. جای گلدان کنار پنجرهای جنوبی و کنار تخت منه، به همین دلیل مرتب چشم من به اونه. از روزی که کاج را خریدم هیچ تغییری در اون ندیدم، از برج میلاد که برگشتیم مرتب به همسرم میگفتم: این کاجه انگار داره رشد میکنههآاا. من نوک درخت را با گلمیخی که بند دور پرده را بهش میاندازند میسنجیدم و میدیدم که از اون داره بالا میزنه. در اون روزها من یه مقدار متنابهی بداخلاق و غرغرو شده بودم و حتی به خاطر رشد کاجمون هم غر میزدم. رشد کاج خوشحال کننده بود اما اون شادی و خوشحالیای نبود که من دلم میخواست. در اون زمان بهترین کار این بود که رشد کاجمون را به فالنیک بگیریم و امیدوار باشیم به روزهای بهتر همراه با خبرهای خوش و دلخواه. ادامه دارد.....
پسرفت: هفتهی پیش رفته بودیم عقدکنون پسر داییم: محمدمهدی. تو این عکس حسین که پشت من ایستاده میشه پسرعمهی: محمد مهدی، حالا شما بگید حسین چه نسبتی با من داره؟ و چندسال با من اختلاف سن داره؟
با رعایت نکات ساده و در عین حال، بسیار حساس میتوانید از زندگیتان لذت برده و برای همسرتان، همراهی همیشگی باشید
زندگی زناشویی به دور از دعوا (خنده دار)
گردهمایی معلولان در یزد
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
لينك،
ازدواج معلولین،
عکس،
:: برچسبها:
آموزشی,
ادامه دارد.....,
بداخلاق,
بهداشت روانی,
تاریخی,
خاطره انگیز,
خوش یمن,
درخت زینتی,
دعوا,
زناشویی,
زیبا,
عقدکنون,
عکس,
غرغرو,
فال نیک,
کاج مطبق,
گرامیداشت,
گلدان,
گلفروشی,
مراسم,
مرکزشهر,
مقالات,
من و همسرم,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 بهمن 1391
چند روز بود که حسابی کم حافظه و فراموشکار شده بودم، مثلا: هرچی میشنیدم فوری یادم میرفت، یا وسط حرف زدنم حرفم یادم میرفت، یا اینکه ذهنم یاری نمیکرد اسم خانم بهنوش بختیاری هنرپیشه فیلم و سریالهای اغلب کمدی را به یاد بیارم. با خودم گفتم: پدر پیـــــری بسوزه که اول با پیرچشمی و حالا با فراموشی اومده سراغم، بابا من تازه یه ساله ازدواج کردم و هنوز بچهای برای به آغوش کشیدن ندارم، سنم از روی چهره بیشتر از 33 نشون نمیده و از روی شناسنامه هم تازه هفتهی پیش رفتم تو 41سالگی، والله هنوز خیلی زوده برای نمایان شدن نشانگان پیری، چه خبره، وآیسآ دنیآ، من میخآم پیآدهشم. من میخآم کلی جمعیت کشور را افزایش بدم. من میخآم کلی یارانهی بچه بگیرم. من تصمیم ندارم به این زودیها غزل خداحافظی بخوانم. برای پیدا کردن دلیل این فراموشی که یهو گرایبانگیرم شده بود، مثل همیشه نشستم به فکر کردن پیرامون تغییراتی که در روزها و شبهای گذشته در اعمال و رفتارم رخ داده بودن. در نهایت متوجه شدم در چند شب گذشته خوابم از 5ساعت در شبانه روز به 3ساعت کاهش یافته. یادم افتاد اینجا خوانده بودم که: کمبود خواب یا خواب بدون کیفیت باعث بروز بعضی اختلالات مثل اختلال در حافظه کوتاه مدت، قدرت تمرکز، افسردگی، اضطراب، عصبانیت، فقر انرژی و کاهش میل جنسی میگردد. از اون روز به بعد شبها سعی کردم در اولین فرصت (بعد از ساعت 1) خاموشی بزنم و صبحها تا جایی که میتونم (ساعت 6) بخوابم. خوشبختانه با کمی زیاد شدن خوابم مقدار زیادی از فراموشیم کم شد.
پاورقي: پیشنهادی به مسئولین و مدیران بهزیستی و موسسههای خیریهای که به معلولان آموزش فنی حرفهای میدن: آموزش هزار و یک رشتهی فنی و هنری و علمی و عملی که هر معلولی با هر سطح توانایی نتونه ازش سه سوته پول دربیاره مفت نمیارزه. در کلاسهاتون به معلولان نحوهی برسی و تحلیل و خرید و فروش اینترنتی در بازار بورس را آموزش بدهید تا هرچه سریعتر معلول به استقلال مالی و اعتماد به نفس برسه. در بورس میشه فقط با صدهزار تومان هفتهای ده 20 هزار تومان کاسب شد.
کیفیت نامطلوب خواب،عامل فراموشیهای سالمندان
توصیه های تغذیهای مناسب جهت درمان یبوست
حفظ سلامت پروستات در سالمندان
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
اقتصادی،
لينك،
تجربه،
فکر ایده پیشنهاد،
بهزیستی،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آغوش,
اختلالات,
استقلال مالی,
اضطراب,
اعتماد به نفس,
بازار بورس,
برسی و تحلیل,
بهزیستی,
بهنوش بختیاری,
پیشنهاد,
جمعیت,
حافظه,
خرید و فروش اینترنتی,
سریال,
شناسنامه,
عصبانیت,
علمی,
عملی,
فراموشی,
فیلم,
کشور,
کمبود خواب,
کمدی,
مدیران,
مسئولین,
موسسههای خیریه,
هنرپیشه,
هنری,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 20 بهمن 1391
اولینبار 17سالم بود که عینک دوستم را امتحانی زدم و دیدم چند متر دورترم چقدر روشن و شفاف بوده و من مات میدیدمش. اولین بار که عینک زدم و رفتم مدرسه مدل موهام را هم عوض کرده بودم، وقتی دوستام را دیدم رفتم جلو باهاشون دست دادم و نشستم کنارشون. بعد چند دقیقه که باهاشون حرف زدم، دوستم گفت: تازه الان که صدات را شنیدم شناختمت، چقدر عوض شدی!! اصلا نشناختمت!! با خودم گفتم این دیونه کیه که اومد باهمون دست داد و نشست کنارمون!؟
در سالهای نخاعی بودن از روی تخت و در حالت دراز کش و خوابیده با عینک تلویزیون دیدن خیلی سخت بود، چون همیشه اون دستهی عینک که طرف تلویزیون بود میموند بین گوش و تشک و حسابی پشت گوش را اذیت میکرد. یه روز اتفاقی عینک داداشم از محل اتصال دسته به قاب شکست، اون عینک دیگه قابل استفاده برای داداشم نبود اما انگار برای من مناسب سازی کرده بودنش. داداشم عینک سالم منو برد عینک سازی و گفته بود که لنزهای این عینک سالم را بنداز روی این عینک شکسته. آقای عینک ساز گفته بوده: آقا مطمئنی اشتباه نمیگی!؟ داداشم گفته بوده: نه که اشتباه نمیگم. داداشم به عینک سازه میگه: صاحب این عینک یه گوش نداره، برای همین همیشه یکی از دستههای عینکهاش را از بیخ میشکنه. با عینک داستانها داشتیم تا اینکه بآلآخره در اردیبهشت۱۳۸۶ با یار همیشگیم: برادر عزیزتر از جانم رفتم و عمل اصلاح دید را انجام دادم تا از شر عینک خلاص بشم. از عوارض فوری عمل اصلاح دید میتونم به مگس پران شدن چشمم اشاره کنم. یکی دو سال بعد عمل احساس میکردم چشمم نمیتونه سریع روی سوژههای دور و نزدیک تمرکز کنه. آخرین عکسم با عینک طبی که قبل از عمل چشم گرفته شده.
چند روز پیش رفته بودیم چندتا خانه اونورتر، منزل پدر بزرگوارم، پدرم گفت: بیا این را بخوان ببین چی نوشته. به شوخی گفتم: این خیلی ریز نوشته و خوندنش برام سخته، عینک پیر چشمیت را بده بزنم راحت بخونمش. پدرم عینکش را داد و من اونو زدم به چشمم، اینجا بود که نوشتههای ریز و تار و ناخوانا جلوی چشمم پر رنگ و روشن و خوانا و واضح شدن و این یعنی اینکه من رسما پیر و سالمند شدم.
پاپوش: شخصی دلسوز و مهربان داره برای تنها دختر سالمه یه خانوادهی معلول جهیزیه جمع میکنه، هرکسی تمایل به کمک داره حتی به میزان بسیار اندک، پیام بده تا راه انتقال کمک را عرض کنم.
نقش امگا ۳ در سلامت افراد مسن
هرم غذایی مناسب سالمندان
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
طنز،
لينك،
ابزار بهتر زیستن،
ازدواج معلولین،
عکس،
:: برچسبها:
امگا ۳,
پدر,
پروستات,
پیر چشمی,
تشک,
تغذیه,
تلویزیون,
جهیزیه,
درمان یبوست,
سالمندان,
شفاف,
عینک,
گوش,
مات,
مدرسه,
مسن,
مگس پران,
مناسب سازی,
نخاعی,
هرم غذایی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 بهمن 1391
|
|