💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


یک ساعت تفکر

پیامبر فرمود: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.

از آنجا که پیامبر می‌دانست بعد از وفات‌اش افراد قدرت طلب و سودجو از هر منبری برای تسخیر و تسلطه بر افکار و رفتار عوام نهایت بهره‌برداری و سوء استفاده را خواهند نمود با بیان این نکنه یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است به مردم متذکر شد که خدا به ما قدرت تشخیص و اختیار را بخشیده و هر شخصی در هر سطح می‌تواند با خرد و اندیشه‌ی خود، بهترین راه را برای خود انتخاب کند.

به عبارت ساده میشه گفت: ای انسان‌ها شما اشرف مخلوقات هستید نه گوسفند که هرچه چوپانان گفتند را اطاعت کنید!!

پايانه: قرآن کریم، به دفعات انسان را به استفاده از عقل فراخوانده و انسان‌هایی که از عقل خود استفاده نمی کنند،‌ را بدترین جنبندگان روی زمین دانسته است. از نظر قرآن کریم، یکی از عوامل استفاده نکردن از عقل، تقلید کورکورانه است.

قرآن کریم انسان ها را به اندیشه و تعقل در امور فراخوانده است.

همچنین در قرآن بارها آمده که:

تکلیف هرکس به قدر استطاعت اوست.

خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی‌کند.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، تجربه‌، پند و اندرز، معارف اسلامی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: اندیشه, پیامبر فرمود: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است, خداوند, قرآن‌,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 مرداد 1401 ارسال نظر(0)

یک بام و دو هوا !؟

آیت‌الله خامنه‌ای: امروز سعی دشمن این است که ایمان دینی، امید، خوش‌بینی به آینده و به مدیریّت کشور را تضعیف کند، گاهی متأسّفانه در فضاهای رسمیِ خودِ ما اینها را بین مردم جوری پخش می‌کنند که مردم به این نتیجه برسند که راه‌ها بن‌بست است، راه‌ها خطا است یا به این نتیجه برسند که مسئولین کشور، مدیریّت کشور، بلد نیستند کشور را اداره کنند. این همه زحمت دارد کشیده می‌شود، این همه تلاش میشود، در مقابلِ این تلاشها این جوری برخورد می‌شود. هر کسی که مردم را از آینده ناامید کند برای دشمن دارد کار می‌کند؛ چه بداند، چه نداند. هر کسی ایمانهای مردم را تضعیف کند به سود دشمن دارد کار می‌کند؛ چه بداند، چه نداند. هر کسی مردم را نسبت به فعّالیّت و تلاش و برنامه‌ریزی‌های مسئولین کشور بی‌اعتقاد و بدبین بکند، دارد به سود دشمن کار می‌کند؛ چه بداند، چه نداند.

پايانه: این مردم همان مردمی هستند که در روزهای حساس روز قدس و 22بهمن و انتخابات در صفوف گسترد و فشرده رای به کسانی دادند که صلاحیت و التزام عملی آنها به منویات و مکنونات رهبری مورد تایید شورای نگهبان انقلاب اسلامی بوده. همان  افراد ذی صلاح که با رای مردم به مسئولیت رسیدند با اعمالشان مردم را ناامید می‌کنند و عملا آب به آسیاب دشمن می‌ریزند، همان افرادی که شعار حمایت از تولید ملی می‌دهند ولی آفتابه و لگن نوزادشان را هم از نیویورک و لندن و پاریس و استانبول و دبی تهیه می‌کنند و بدون هیچ توبیخی نسبت به خدشه دار نمودن احساسات مردم نسبت به آرمان‌های رهبر و انقلاب‌، بر مسند امور تکیه دارند.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، اقتصادی، تجربه‌، پند و اندرز، تاریخ،

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 تیر 1401 ارسال نظر(0)

بحران اقتصادی و اجتماعی

کمتر از یک‌سال پیش قبل از انتخابات ریاست جمهوری در بخشی از این پست آینده بهتر از گذشته نوشتم که: هر رئیسی که منتخب سیزدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری اسلامی شد........ حذف قیمت گذاری دستوری، هدفمندی یارانه‌ها، بهره‌مندی سه دهک پایین از یارانه بیشتر، حذف ۲۰ صفر از پول جهت داشتن قوی‌ترین پول، حذف فیلتر از تلفن ثابت، اعلام جدول قطع آب و برق مناطق، راه اندازی نیروگاه برق بوشهر، تصویب FATF ، دست‌یابی به منافع برجام، وام ۵ میلیاردی ازدواج، تثبیت قیمت دلار زیر صدهزار تومن، و …….. تحول اقتصادی و اجتماعی بدون تحول بنیادی در نظام سیاسی امکان پذیر نیست. با وضعیت موجود هرگز آینده بهتر از گذشته نخواهد بود.

متاسفانه کشور در بحران اقتصادی و اجتماعی غرق شده، اون هم از شر ناتمام مغزهای زنگ‌زده و پوسیده‌ی پیر و پاتال‌هایی که سالهاست چهار چنگولی چسبیدن به اموری که هیچ ربطی به آن ندارند. ملت همه متحیر ماندیم که چرا اینان دارفانی را بقصد ورود به دیار باقی ترک نمی‌کنند، تا ملت نفس راحتی بکشند، بدون دغدغه‌ی آب و نان و کار. ترکیه سالانه قریب به 50 میلیارد دلار درآمد از گردشگری دارد، این منبع درآمد را همان مغزهای کوچک و پوسیده به روی ملت بسته‌اند. یک گروه دزد و قاچاقچی و انگل که اشتباهی به مدیریت رسیده‌اند و کاری نمی‌دانند جز چرب کردن نان خود در خون و جان ملت، پول ملت را صبح پای منبر و شب پای منقل، می‌چاپند و در لندن و استانبول و دبی و .... به فنا میدهند.

تحول اقتصادی و اجتماعی بدون تحول بنیادی در نظام سیاسی امکان پذیر نیست. با وضعیت موجود هرگز آینده بهتر از گذشته نخواهد بود.




:: موضوعات مرتبط: اقتصادی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: بحران اقتصادی و اجتماعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 اردیبهشت 1401 ارسال نظر(0)

پرسش مهر

بنظرتون عنوان مطلب زیر چی باید باشه:

فقر خرد فردی و جمعی، نشر جهل و خرافات جمعی، تعصب احمقانه، تبعیض همگانی، قحط الرجال‌ اونطوری، مدیریت فسیلی، نمایندگان چرتی، مسئولین سرکاری، وعده‌های پوشالی، بودجه دولت توخالی‌، دیپلمات مات، مذاکره کننده ناشی،‌ برجام بی فرجام، هزینه ظریف میدانی، امضاهای سلطانی، دیو هفت سر فساد سازمانی، نیروگاه بی‌نیروی بوشهری، برادران قاچاقچی، اسکله‌های خصوصی عملیاتی‌، اختلاف طبقاتی، رفع فقر مطلق یک هفته‌ای با شعار، یارانه اندازه‌ی یه‌پاکت سیگار، شعار سال خیلی، صدا و سیمای میلی، سریال‌ آبکی، سانسور باکیفیت، اینترنت مفنگی، فیلتر خواست ملت، خودروی بی‌کیفیت، جاده‌ پرحادثه، ترافیک ناتمام، آلودگی هوا مدام، پلشتی آب شیر،‌ خشکی رود و سدها، ابرهای بینای بارش به اختیار، طوفان، باد، ریزگرد، باران، سیل، زلزله، سازمان مدیریت بحران بحرانی، مسکن مهر و ملی‌، دلالی، تورم، گرانی، اعتیاد، بی‌کاری، فرار مغزها، کوید 19 تا 57 ، چین، روسیه، آمریکا، انگلیس، سوریه، عراق، یمن، فلسطین، فرانسه، لبنان و مردم سخت کوش و بی‌پناه ایران.

پاپوش: فقط بلاهای کشورم زود انزالی دارند!.




:: موضوعات مرتبط: طنز، اقتصادی، پند و اندرز، تاریخ،
:: برچسب‌ها: زود انزالی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 فروردین 1401 ارسال نظر(0)

آرامگاه لطفعلی خان زند

لطفعلی خان زند یکی از افتخارات بزرگ، ایران زمین است و به گفته مورخان؛ جزو سه شاهزاده‌ای بود که اگر زنده می‌ماند تاریخ ایران را دگرگون میِ‌کرد و در تاریخ بسیار به نیکی از او یاد شده است.

بسیاری از مردم در تهران نمی‌دانند که پیکر بی‌چشم لطفعلی خان زند در امامزاده زید در بازار تهران در راسته فرش و قالی فروش‌ها آرمیده است.

که متأسفانه به آن رسیدگی نشده و یک گوشه در یک اتاق کوچک در بسته قرار دارد.

آرامگاه و مقبره لطفعلی خان زند جایی است که حس می‌کنید هنوز از سنگ قبرش فریاد‌های مظلومانه مردی شنیده می‌شود که اگر بود و می‌ماند، نه قاجاری باقی بود و نه تاریخ سیاه فلان الدوله‌ها و مضحکه الممالک‌ها...!

مردی که به تنهایی می‌ارزد به کل سلسله غرق خیانت قاجار‌های بی‌عرضه و بی‌جَنَم.

ناپلئون بناپارت در مورد جنگاوری و شمشیرزنی این بزرگ مرد لــر گفته بوده : هرگاه که در میدان جنگ این شاهزاده ایرانی؛ دست به قبضه شمشیر می‌برد و به قلب سپاه دشمن میزد هزار سرباز از ترس لطفعلی خان و شمشیرش از پیش روی او پا به فرار می‌گذاشتند

زندگی نامه لطفعلی خان زند :

پس از کشته شدن جعفرخان سر جانشینی او بین امرای زند اختلاف بوجود آمد.بالاخره حاجی ابراهیم کلانتر فارس در نهایت فداکاری سپاهی فراهم آورد و لطف علی خان فرزند جعفرخان را که در آن تاریخ در غرب فارس می زیست به شیراز خواست و در ۱۵ شعبان سال ۱۲۰۳ ه. وی را که ۲۲ سال داشت بر تخت نشاند.

او جوانی فوق العاده خوش سیما بود. چهره ای جذاب، قامتی کشیده و اندامی باریک و قوی و چالاک داشت. وی در سواری و تیراندازی و شمشیربازی و سایر فنون سپاهیگری بی مانند و بسیار شجاع و متهور و بی باک بود. او به مناسبت جوانی و زیبایی و دلیزی و سخاوت در شیراز خیلی محبوبیت داشت.

لطف علی خان به همه کرم می کرد و هر کس برای حاجتی به او مراجعه می نمود بدون نصیب نمی ماند.با توجه به این فضایل اخلاقی و علاقه ی شدیدی که مردم فارس به سلطنت خاندان زند داشتند چنین به نظر می رسید که لطف علی خان عظمت و اقتدار زمان کریم خان را بار دیگر تجدید خواهد کرد اما با وجود حریف سرسختی چون آقا محمدخان قاجار و حوادث غیرمنتظره ای که در دوران سلطنت او روی داد این امید به یأس مبدل گردید.

لطف علی خان زند مردی بود راستگو، جوانمرد و صریح الهجه و دارای اراده ی قوی بود. لطف علی خان همانند کریم خان زند خوش خلق و دادگستر و سخی و نیک فطرت و با ترحم و نوع پرور بود و می گفت نمی توانم یک قیافه ی اندوهگین را ببینم و نمی توانم تحمل کنم که من سیر باشم وهم نوعم گرسنه وهنگامی که در شیراز بود بعضی از شب ها لباس مبدل می پوشید تا این که بتواند به طور ناشناس به کسانی که فکر می کرد نیازمند هستند کمک نماید.

درحالیکه روشنایی عصر زمستان دقیقه به دقیقه کم تر می شد محمدعلی خان قاجار، چشم از صحنه ی پیکار بر نمی داشت و یک مرتبه دید که شمشیر از دست لطف علی خان بر زمین افتاد. علت این که او نتوانست شمشیر را نگاه دارد این بود که یک ضربت شمشیر از عقب بر شانه ی راست او زدند و دست راستش مثل دست چپ از کار افتاد . همین که خان زند، از فرط درد، شمشیر را رها کرد محمدعلی خان فریاد زد او را نکشید. ….. خان زند حرکتی کرد که شمشیر خود را از زمین که مستور از خون بود بر دارد ولی نتوانست و از شدت درد و خستگی زانو بر زمین زد. همین که به او رسیدند و خواستند دستانش را از عقب ببندند از فرط دردی که از دو شانه ی مجروحش بود فریادی زد و از هوش رفت.

هنگامی که او را به پیش آقا محمدخان قاجار می بردند پالهنگ بر گردنش بستند و یک زنجیربه وزن ۱۵ کیلو دارای دو قفل که یکی به دست ها و دیگری به پاها قفل می شد به دست ها و پاهایش بستند. زنجیری که به دو پای او بسته بودند مانع از گام برداشتن نمی شد ولی اسیر نمی توانست که با سرعت گام بردارد. گو این که اگر بر پای او زنجیر نمی بستند باز هم به مناسبت ضعف نمی توانست با سرعت حرکت کند. وقتی که پیش آقامحمدخان قاجار رسید به او گفت که به خاک بیفت و سجده کن . خان زند جواب داد من فقط مقابل خداوند سجده می کنم. بر سرش زد و باو گفت بتو می گویم به خاک بیفت. لطف علی خان گفت اگر من دست داشتم تو جرئت نمی کردی بر سرم بزنی و بتو گفتم که من فقط مقابل خداوند سجده می کنم.

ولی محمد خان قاجار آن قدر بر اسیر مجروح و ناتوان فشار آورد تا این که او را بر زمین انداخت و سرش را به خاک مالید. صدای آقامحمد خان قاجار ریز بود و هرگز فریاد نمی زد اما در آن هنگام که دشمن را مقابل خود دید صدا را بلند کرد و گفت ای لطف علی می بینم که هنوز نخوت داری و غرور تو از بین نرفته است ولی من هم اکنون کاری می کنم که دیگر تو نتوانی سر را بلند نمایی. آن وقت خواجه ی دانشمند و متدین قاجار فرمان داد که عده ای از اصطبل بیایند. انسان حیران می شود که چگونه مردی چون اقا محمد خان که فاضل بود و برای اجرای احکام دین اسلام تعصب داشت و نماز او هیچ موقع قضا نمی شدیک چنان فرمان ننگین و بی شرمانه ای را داد. او به مناسب خواجه بودن عقده دائمی داشت و اطرافیانش خوب از آن موضوع آگاه بودند و هر موقع که صحبت از زن به میان می آمد طوری صحبت می کردند که گویی خواجه ی قاجار یک مرد عادی است.

عقده دائمی خواجه قاجار، بر اثر مشاهده ی جوانی و زیبایی و لطف علی خان زند منفجر شد و آن دستور ننگین را صادر کرد. کیست که نداند در آن روز لطف علی خان زند آن قدر ناتوان بود که بدون زنجیر و پالهنگ قدرت راه رفتن نداشت تا چه رسد به این که او را مقید به زنجیر نمایند و پالهنگ بر گردنش ببندند.

لطف علی خان زند که دیگر مشرق زمین شمشیرزنی چون او به وجود نخواهد آورد و خلق و خوی و لیاقت زمام داری اش او را محبوب هم کرده بود نامی درخشان از خود در تاریخ شرق باقی گذاشت ولی فجایعی که آقامحمدخان در مورد او مرتکب شد مرتبه اش را در تاریخ شرق حتی تا مرتبه ی یک شهید بالا برد. لطف علی خان زند را در اصطبل جا دادند بدون این که زنجیر از دست و پاهایش بگشایند و پالهنگ از گردنش بردارند. خان زند در آتش تب می سوخت وگاهی ناله بر می آورد و اظهار تشنگی می کرد ولی کارکنان اصطبل از بیم آقا محمدخان نمی توانستند آب به او بدهند و اسیر بدبخت و مریض که مقید به زنجیر و پالهنگ بود تا بامداد آن روز نالید. روز بعد آقامحمد خان قاجار دستور داد که لطف علی خان زند را به حضورش بیاورند. خان زند قدرت راه رفتن نداشت و دو نفر از دو طرف بازوهایش را گرفتند و او را مجبور می کردند که قدم بردارد و همین که رهایش می نمودند بر زمین می افتاد.عاقبت او را نزدیک آقامحمد خان قاجار بردند.

خواجه قاجار گفت لطف علی، بگو بدانم آیا هنوز هم غرور داری یا نه؟ سر لطف علی خان زند، بر اثر ضعف و تب روی پالهنگ خم شده بود و نمی توانست پلک دیدگان را باز کند. ولی بعد از این که آن را شنید سر را بلند کرد و پلک دیدگان را گشود و آب دهان را به طرف صورت او پرتاب کرد و گفت ای اخته ی فرومایه من از تو نمی ترسم. خان زند، بزرگترین ناسزایی را که ممکن بود به آقا محمدخان قاجار بگویند به او گفت چون خواجه ی قاجار از خواجگی خود رنج می برد و آن ناسزا با حضور تمام سرداران و بردگان به آقا محمدخان قاجار گفته شد.

آقا محمد خان لحظه ای سکوت کرد وبعد جلاد را احضار نمود و به او گفت دو تخم چشم لطف علی بیرون بیاورد. جلاد خان زند را به زمین انداخت و دست و پاهایش را که در زنجیر بود طوری با طناب بست که نتواند آن ها را تکان بدهد و بعد سه انگشت را زیر پلک چشم راستش قرار داد و تا آن جا که در بازوی خود زور داشت فشار آورد چشمی که روزی در زیبایی در بین چشمهای جوانان ایرانی نظیر نداشت از کاسه بیرون آمد وجلاد آن قدر فشار داد تا این که تخم چشم بکلی از کاسه خارج گردید. همین که جلاد خواست شروع به کار بکند آقا محمد خان از جا برخاست و به محکوم نزدیک گردید که با دو چشم خود، خروج تخم های چشم خان زند را از کاسه ها ببیند و شاید بهمین مناسبت است که بعضی نوشته اند که او با دو دست خویش تخم چشم های خان زند را از کاسه بیرون آورد. بعد از این که تخم چشم راست لطفعلی خان زند از کاسه خارج شد ، جلاد، کارد که بدندان گرفته بود به دست گرفت و الیافی را که وسیله ی اتصال تخم چشم به کاسه بودبرید و تخم چشم از کاسه به کلی جدا شد و دژخیم تخم چشم را بر زمین انداخت و انگشتان را به زیر چشم خان زند برد و در حالیکه آقا محمد خان هم چنان می نگریست آن تخم را هم از کاسه جدا کرد. وقتی تخم چشم راست او از کاسه بیرون آمد آن جوان قدری تکان خورد و نالید ولی هنگامی که تخم چشم چپش را بیرون می آورند آن جوان تکان نخورد وصدایی از وی شنیده نشد. وقتی هر دو تخم چشم لطف علی خان زند بر زمین افتاد خواجه ی قاجار گفت حالا نوبت من است که آب دهان به صورتت بیندازم و برخسار محکوم نابینا آب دهان انداخت ولی لطف علی خان زند که آب دهان بر صورتش انداختند و صدای خواجه ی قاجار را نشنید زیرا از هوش رفته بود.

همان روز که خان زند را کورد کردند آقا محمدخان قاجار گفت من نمی خواهم که این مرد بمیرد بلکه می خواهم زنده بماند و افسار بر سرش بزنند و او را در سفرها پیاده راه وادارند. ولی حال لطف علی خان طوری وخیم بود که به او گفتند که اگر مورد مداوا قرار نگیرد خواهد مرد.

خواجه قاجار دستور که زخم های دو شانه و دوچشمش را مداوا کنند تا این که زنده بماند و وی بتواند پیوسته او را مورد تحقیر قرار بدهند خواجه ی قاجار شتاب داشت که لطف علی خان زودتر مداوا شود تا این که وی بتواند آن جوان نابینا را کنار اسب خود بدواند ولی با این که زخم چشم او مداوا یافت زخم دو شانه اش معالجه نمی گردید و بیم آن می رفت که آن دو زخم، خان زند را از پای درآورد. بعد از این که زخم های لطف علی خان بهبود یافت، باز خیلی ضعیف بود زیرا که غذای کافی به او نمی دادند و او را در مکان راحت نمی خوابانیدند. مردان کرمان که همه کور بودند ولی زن ها برخی در شب های جمعه برای او قدری غذا می بردند. ولی مأمورین آقامحمدخان قاجار نمی پذیرفتد و می گفتند که اگر غیر از نان و آب به او بدهند آقا محمدخان آن ها را خواهد کشت یا کور خواهدکرد. دیگر لطف علی خان زند زیبا نبود و هرگز سر را بلند نمی کرد زیرا کسی که چشم ندارد تا این که دنیا را نگاه کند برای چه سررا بلند نماید.

با این که خان زند نابینا بود باز خواجه ی قاجار از سکونت آن جوان در جنوب ایران می ترسید و دستور داد که وی را به تهران منتقل کنند. اما در پایتخت نیز نسبت به خان زند حس کنجکاوی و ترحم به وجود آمد و مردم می گفتند که وارث کریم خان آمده است و برخی اظهار می نمودند که کوری لطف علی خان زند مانع از سلطنت او نیست هم چنان که شاهرخ کور است ولی در خراسان سلطنت می کند.

این اظهارات آقامحمدخان قاجار را متوحش کرد و هنگامی که در چمن (سلطانیه) بود برای حاکم تهران دستورحکم فرستاد که لطف علی خان زند را به هلاکت برسانند و دژخیم باتفاق دو نفر وارد زندان خان زند شدند و یک مرتبه دیگر دست های آن جوان تیره روز را بستند و دهانش را گشودند و جلاد دستمالی که گلوله کرده بود در حلقوم او نهاد و بعد یک چوب دراز روی دستمال نهاد و با یک چکش بر چوب زد تا این که دستمال در گلوی خان زند فرو برد و بعداز چند دقیقه روح از کالبد لطف علی خان جدا شد و آن جوان نابینا از مشقات زندگی رهایی یافت.

وقی جسد او را برای شستن به غسال خانه واقع در نزدیک (چهل تن) در تهران بردند به اسکلتی شباهت داشت که پوستی روی آن کشیده باشند و کسی که آن جسد را می دید فکر نمی کرد که کالبد بزرگترین شمشیرزن شرق است و دیگر روزگار شمشیرزنی چون او تربیت نخواهد کرد. پس از این این که جسد شسته شد به امامزاده زید واقع در (بازار) تهران بردند و آن جا دفن کردند بدون اینکه اثری روی قبر بگذارند. چنین مرد، شهریار زند و زمام دار روشنفکر جنوب ایران که هرگز تبسم از لبانش دور نمی شد و از لحاظ صورت و سیرت فرشته بود و هر کس که او را می دید محبتش را در دل می پرورانید.

فتحعلی‌ شاه درباره لطفعلی‌خان زند گفته بوده : در این مورد مسلما اگر من به جای عمویم بودم، مرگ آسا‌ن‌تری برای او در نظر می گرفتم نه آن‌طور که عمویم او را زجر داد. او یک شیرمرد حقیقی و بزرگ بود. منبع: سرهارفورد جونز .




:: موضوعات مرتبط: تاریخ،
:: برچسب‌ها: آرامگاه لطفعلی خان زند, امامزاده زید در بازار تهران, زندگی نامه لطفعلی خان زند, مقبره لطفعلی خان زند,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 آذر 1400 ارسال نظر(0)

از امیرکبیر پرسیدند

روایت است:

از امیرکبیر پرسیدند در مدت زمان محدود چگونه این مملکت را از دزد پاک کردی؟

امیرکبیر گفت: من خود دزدی نکردم و نمی‌گذاشتم زیردستانم دزدی کنند، آنها نیز از خشم، نمی‌گذاشتند زیردستان‌شان دزدی کنند و همین‌طور این روند تا انتها ادامه یافت.

اگر من دزدی می‌کردم تا آخرین سمت دزدی می‌کردند و کشور می‌شد دزد خانه، و همه هم دنبال دزد می‌گشتیم و چون همه دزد بودیم هیچ دزدی را محکوم نمی‌کردیم، مردم نیز هر روز گیج‌تر می‌شدند.

از معتبر بودن این روایت خبر ندارم، اما اصل موضوع کاملا درست و معتبر است.

اگر سران قوای کشوری بخواهند با بی‌قانونی، قانون را به شکل دلخواه خود اجرا کنند، همه بی‌قانونی را در جهت دستیابی به منافع خیش، پیشه می‌کنند. اینگونه می‌شود که افراد نابلد در راس امور قرار می‌گیرند تا منافع افرادی اندک را ارجحیت دهند بر منافع مردم کل کشور.

800 سال پیش سعدی شیرازی در این زمینه فرموده:

ندهد هوشمندِ روشن رای

به فرومايه، کارهاي خطير

بورياباف اگر چه بافنده است

نبرندش به کارگاه حرير




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، اقتصادی، پند و اندرز، داستانک، تاریخ،
:: برچسب‌ها: امیر کبیر, بی‌قانونی, سران قوا, سعدی شیرازی, قانون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 آبان 1400 ارسال نظر(0)

آینده بهتر از گذشته

هر رئیسی که منتخب سیزدهمین دور انتخابات ریاست جمهوری اسلامی شد، قطعا چهار سال دیگه با همراهان پوششی با احساس مسئولیت و تکلیف مجددا پا در صحنه انتخابات خواهد گذاشت و در تبلیغات انتخاباتی ابر و باد و مه و خورشید و فلک و نحسی سیزدهمین دور انتخاباتی و سلطان‌های ارز و طلا و آب و نان و آمریکا و اسرائیل و استکبار جهانی و اعوان و انصار دولت قبل و ناهماهنگی مجلس و مردم و ..... را علت دست نیافتن دولت به اهدافش قلمداد خواهند نمود، و مجددا طلب رای می‌کنند برای خدمت در چهار سال آینده جهت تکمیل برنامه‌های تحول بنیادی اقتصادی و اجتماعی و مبارزه با فقر، فساد، تورم، قاچاق‌، پولشویی،‌ رانت‌خواری، زمین‌خواری، جبران زیان سهامداران، حذف قیمت گذاری دستوری، هدفمندی یارانه‌ها، بهره‌مندی سه دهک پایین از یارانه بیشتر، حذف 20 صفر از پول جهت داشتن قوی‌ترین پول، حذف فیلتر از تلفن ثابت، اعلام جدول قطع آب و برق مناطق، راه اندازی نیروگاه برق بوشهر، تصویب FATF ، دست‌یابی به منافع برجام، وام 5 میلیاردی ازدواج، تثبیت قیمت دلار زیر صدهزار تومن، و ........

تحول اقتصادی و اجتماعی بدون تحول بنیادی در نظام سیاسی امکان پذیر نیست.

با وضعیت موجود هرگز آینده بهتر از گذشته نخواهد بود.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، اقتصادی، تجربه‌، پند و اندرز، تاریخ،

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 خرداد 1400 ارسال نظر(0)

سپاه تهرانم آرزوست

سپاه قدس نظام مقدس و ولایی جمهوری اسلامی، مأموریت سازماندهی و ترغیب نهضت‌های انقلابی اسلامی علیه نظام استبداد جهانی و صهیونیسم بین‌الملل و مقابله با شرایط ظالمانه علیه مسلمانان را بر عهده دارد. فرماندهی این سپاه بر عهده سرباز مطیع فرمانده، شهید حاج قاسم سلیمانی بزرگ بود، و حاج قاسم، بی‌هیچ تردیدی، کلیه منویات فرمانده را اجرایی می‌نمود.

همانطور که نظام سپاهی برای نجات مستضعفین فرامرز از شر مستکبران دارد، ما مستضعفین داخل مرز نیز نیازمند سپاهی هستیم با فرماندهی شخصی مثل شهید حاج قاسم سلیمانی که با جدیت تمام و بدون تردید و در نظر گرفتن مصالح اشخاص به جنگ با مستکبران و صهیونیسم اقتصادی برود، همان کسانی که با هر نام و وسیله‌ای مشغول مکیدن خون و جان و مال مردم هر روز مستضعف‌تر از قبل هستند. 

دشمن اصلی نظام و مردم، مسئولین بی‌کفایت و ضعف و نقص قانون و اجرا نشدن قانون ناقص در جهت منافع رانت‌خواران و اختلاس‌گران و آقازاده‌ها و داماد‌ها و سلطان‌ها و کسانی است که امضای طلایی دارند. همین افراد هستند که بذر تحریم خارجی می‌پاشند تا خود محصولش را برداشت کنند. همین‌ها موجب شکست اهداف نظام شده‌اند. گرگ‌ها در لباس موجه، اقتصاد کشور و نان و آب و مایحتاج مردم را هدف گرفته است.

جبهه جنگ اصلی در داخل کشور است و دشمن بزرگ در حلقه بسته مسئولین است. 




:: موضوعات مرتبط: اقتصادی، تجربه‌، تاریخ،
:: برچسب‌ها: سپاه قدس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 دی 1399 ارسال نظر(0)

نوروز

نوروز بمانید که ایام شمایید! آغاز شمایید و سرانجام شمایید!

آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار آن گنبد گردنده ی آرام شمایید!

خورشید گر از بام فلک عشق فشاند، خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!

نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟ اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!

عشق از نفس گرم شما تازه کند جان افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!

گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است، در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید

ایام ز دیدار شمایند مبارک نوروز بمانید که ایام شمایید!

سال نو مبارک




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، تاریخ،

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 فروردین 1399 ارسال نظر(0)

اتفاقات ایران در سال 98

همونطور که سال 98 با سیل شروع شد، شاهد سیل انواع حوادث و بلایا که برای ما طبیعی شدن بودیم.

سیل در گلستان، مازندران و خراسان شمالی (تلفات 17 نفر)

سیل در فارس، خوزستان و کرمانشاه (تلفات 23 نفر)

سیل در لرستان و همدان (تلفات 21 نفر)

قتل میترا استاد به ضرب گلوله بدست محمد علی نجفی شهردار سابق تهران.

ساقط شدن پهپاد آمریکایی توسط سپاه پاسداران

جان باختن کودک 8 ساله در ورزشگاه آزادی به دلیل برق گرفتگی.

انفجارهایی در چند نفتکش بندر فجیره امارات. اصابت کاتیوشا به نزدیکی سفارت آمریکا در بغداد.

توقیف نفتکش ایرانی گریس ۱ از سوی نیروی دریایی انگلیس در تنگه جبل‌الطارق.

توقیف نفتکش انگلیسی «استنا ایمپرو» را هنگام عبور از تنگه هرمز.

حمله پهپادی انصارالله یمن به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان، شوک به بازار نفت جهان.

دستگیری روح الله زم، سرشبکه کانال تلگرامی آمدنیوز.

گسترده‌ترین حمله سایبری تاریخ ایران، و ناکام ماندن قرار دادن ماهواره ظفر در مدار زمین.

هجوم یک دسته بزرگ ملخ صحرایی به جنوب استان فارس.

قطع شدن اینترنت کشور به مدت چند روز به طور سراسری.

افزایش قیمت بنزین به لیتری 3000 تومان در آبان ماه یکی از اتفاقات عجیب سال 98 محسوب می‌شود. این موضوع باعث شد تا ناآرامی و بعضاً اغتشاشاتی در شهرهای مختلف صورت گیرد. در جریان این موضع تعداد زیادی اموال عمومی نظیر بانک به آتش کشیده شد و تعدادی از هموطنانمان نیز جان خود را از دست دادند.

شهادت حاج قاسم سلیمانی، این موضوع در ایران بازتاب بسیار گسترده‌ای داشت؛ به گونه‌ای که در اقصی نقاط کشور مردم برای محکوم کردن این عملیات تروریستی به خیابان‌ها آمدند. جمعیت به حدی زیاد بود که چند نفر از هموطنان کرمانی به علت ازدحام و شلوغی جان باختند.

حمله موشکی نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جواب ترور حاج قاسم به مواضع دولت آمریکا در پایگاه عین الاسد عراق.

ماجرای پرواز شماره 752 هواپیمایی اوکراین، در بحبوحه بحران سیاسی بین جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، این هواپیما به همراه 176 نفر مسافر در 18 دی ماه 1398 از باند فرودگاه امام خمینی برخاست و پس از 6 دقیقه، در پی یک حادثه دلخراش تمامی 176 مسافر و خدمه این هواپیما جان خود را از دست دادند.

اپیدمی ویروس کرونا، در حالیکه حدود یکماه از شیوع این ویروس در کشور چین و کشورهای اطراف گذشته بود،

فوت دو فرد مبتلا به ویروس کرونا در قم، دو روز قبل از برگزاری پرشکوه انتخابات مجلس یازدهم.

سرایت کرونا ویروس به همه شهرهای کشور.

مسمومیت گسترده ناشی از مصرف الکل غیرخوراکی در پی شیوع کرونا.

کمبود ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده.

تعطیلی مدارس از اواسط اسفند.

قرنطینه خانگی در نوروز 1399.

پاورقي: سال 1398 بیشتر شبیه فیلم‌های هالیودی پر ماجرا و بالیودی پر از شگفتی‌های باورنکردنی بوده برامون، اما ما همه اینها را در واقعیت تجربه کردیم و هنوز زنده هستیم، به واقع ما همه نمیرالمومنین هستیم.

اتفاقات عجیب سال 98 در یک نگاه ویدئو 1

حوادث و رویدادهای سال 98 در یک نگاه ویدئو 2




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، تجربه‌، صدا و سیما، تاریخ،
:: برچسب‌ها: اتفاقات سال 98, اتفاقات عجیب سال 98, حوادث سال 98, رویدادهای سال 98 در یک نگاه ویدئو, مهمترین اتفاقات سال 98 در ایران,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 اسفند 1398 ارسال نظر(0)

انتخابات
امروز هم یکبار دیگر مردم هوشیار و همیشه درصحنه با حضور خود در پای صندوق‌های رای در انتخاب نمایندگان مجلس شورای اسلامی شرکت می‌کنند و مشت محکمی بر دهان استکبار جهانی یاوه‌گو می‌کوبند. قبل از اعلام پیروزی نظام در این انتخابات، بنده تبریکات فائقه آتشین، بمناسبت پیروزی بزرگ نظام ولایی جمهوری اسلامی را، اعلام می‌دارم. پسآمد: برای من همیشه این سئوال مطرح بوده که نمایندگان مجلس چرا قانون بی‌حرمت ممنوعیت استفاده از ماهواره را تصویب کردند؟


:: موضوعات مرتبط: طنز، ماهواره، تاریخ،
:: برچسب‌ها: استفاده از ماهواره, انتخابات, فائقه آتشین, قانون, مجلس, نظام ولایی جمهوری اسلامی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 اسفند 1398 ارسال نظر(0)

کلامی با مسئولین

خطاب به کلیه‌ی مسئولین نظام : رهبر ، مجلس خبرگان رهبری ، شورای نگهبان ، مجمع مصلحت نظام ، دولت ، مجلس شورای اسلام ، بنیاد مستضعفین ، کمیته امداد ، آقای حداد عادل ، ارتش و سپاه

آقایان ، نتیجه 40 سال آزمایش، و خطا در مملکت داری شما، این شده که امروز یک معلول برای خرید یک دستگاه ویلچر برقی ایرانی کاسه چکنم چکنم دست بگیرد، که از کجا باید برای خرید یک ویلچر ایرانی 25 میلیون تومان تهیه کند.

معلول در کدام یک از ده‌ها درد بی‌درمان خود بسوزد تا بمیرد(بیماری، درمان، توانبخشی، بهداشت، تحصیل، اشتغال، مسکن، ازدواج، فرزند و .....) .

ای کسانی‌که اتومبیل ضدگلوله سوارید و ساکن برج عاج هستید، و بی‌خبر از حال دردمندانید، به آرمانهای اصیل انقلاب بازگردید.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون ویلچر، معارف اسلامی، تاریخ،

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 مرداد 1398 ارسال نظر(0)

نوروزیه

یا مُقلب، قلب مـا را هم به‌نور اختلاس، خوشحال کن

خانه مـا هم بسان رانت‌خواران، کاخ کن

یا مدبر بهترین تدبیر خود را، دست عزرائیل بده

کام مـا را از حلاکت، لذتی عظما بده

یا محول، حال ملت این بکن

عالمی را این چنین بهتر بکن

پاپوش: بی‌لیاقتی و بی‌کفایتی 40ساله مسئولین کشور موجب شده که:

بزرگترین آرزوی ملت، بدترین‌های خدا باشه که نصیب مسئولین میشه.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، اقتصادی، تجربه‌، پند و اندرز، معارف اسلامی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: اختلاس, بزرگترین آرزو, بی‌کفایتی, بی‌لیاقتی, مسئولین, یا مُقلب، قلب مـا,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 فروردین 1398 ارسال نظر(0)

روزهای پایانی سال 97

به روزهای پایانی سال 97 رسیدیم. سالی که به همت عالی و تلاش جهادی سران نظام مقدس و ولایی جمهوری اسلامی و مسئولین و منسوبین و فرزندان و اقوام دور و نزدیک و دوستان و هم مسلک‌هایشان، تبدیل شد به بهترین سال طول تاریخ برای آنان که ذکر خیرشان را نمودم. آنان در این سال هر روز بیشتر از هر زمانی خوشحال‌تر بودند، زیرا هر روز پندار و گفتار و کردارشان موجب کامیابی، کامرانی، کامروایی، خوشبختی، سعادت، آسایش، رفاه و پرشدن حساب‌های بیشمار بانکی‌شان شد. مردم مقاوم و پراستقامت نیز هر روز بیشتر از پیش خوشحال بودند از خوشحالی آنانی که هر روز بیشتر از پیش خوشحال میشدند.

مردم همه جا (صف‌های: گوشت، برنج، شکر، پوشک، پراید و .....) برای بهروزی آنان دست دعا بسوی درگاه الهی می‌بردند و از خداوند قاصم و جبار برای آنان تمنای طول عمر با عزت می‌نمودند.

پايانه: نمیدانم بازماندگان سال 97 از روی رحمت الهی وارد سال 98 میشوند یا برای عذاب الیم




:: موضوعات مرتبط: شاد زیستن، طنز، اقتصادی، تاریخ،

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 اسفند 1397 ارسال نظر(0)

چهل سالگی انقلاب

چهل سال پیش، مردم ساده‌لوح و خام و جاهل کشورم، فریب فردایی روشن با استقلال و آزادی را خوردند و به خیابان ریختند تا عدالت را با زور برقرار کنند. چهل سال است که هر روز ناراضی‌تر از دیروز هستیم. چهل سال است که هر روز با  مسئولین بیکفایت که خودشان عامل دزدی‌های بزرگ اموال ملت هستند سرمیکنیم. چهل سال است که هر روز وعده‌های بهبود وضعیت اقتصادی و سیاسی کشور و مردم را میشنویم اما هر روز وضعیت مردم بدتر از دیروزشان میشود و مسئولین هر روز فربه‌ تر از مال مردم میشوند. انقلاب پابرهنه‌ها را به مال و ثروت و قدرت رساند تا به کاخ بروند و مردم را تحقیر کنند و به استقامت در برابر دشمن تشویق کنند، به راستی دشمن دانا بلندت میکند بر زمینت میزند نادان دوست. آقایی که در جایگاه مسئول هستی بدان و آگاه باش که تو مستخدم مردم هستی و از اراده مردم مشروعیت داری. کاسه صبر ملت روزی لبریز میشود و آن روز وقایع چهل سال پیش بازهم تکرار میشود، مصادره اموال و زندان و محاکمه و تیرباران ......

پاورقي: در چهل سالگی انقلاب فقط باید گفت: لعنت الله علی القوم الظالمین




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اقتصادی، پند و اندرز، تاریخ،
:: برچسب‌ها: لعنت الله علی القوم الظالمین,

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 اسفند 1397 ارسال نظر(0)

وای بر آن روزی که....

وضعیت ما ایرانیان حتما بدتر از وضعیت دوزخیان است، چراکه در دوزخ به مرور از شدت عذاب کاسته می‌شود، اما در این دیار 40 سال است که هر روز بر شدت عذاب زمینی و آسمانی افزوده می‌شود. در سال‌هایی که جنگ بود هیچ‌چیزی نبود، اما برف و بارران به‌میزان کافی بود، که آن‌هم به لطف کفرورزی‌های نادانان دانانما و دانایان نان‌به‌نرخ روزخور و همیشه نادانان خرافه پرست قطع گشت.

همه مناظره‌های کاندیدهای ریاست جمهوری را دیدیم، دیدیم که افراد سرسپرده و ذوب شده در ولایت چگونه اندکی از پشت‌پرده‌های هم را رو کردند و سربسته یکدیگر را تهدید به رو کردن انواع جرائم خود و خانواده و یارانشان کردند. این مقداری بود که مجاز بودند افشا کنند و البته همه مردم خوب میدانند که همه دزدی‌های کلان، غارت و چپاول کل دارایی کشور و مردم تحت عناوین مختلف مستقیم با اراده مسئولینی انجام می‌گیرد که آنان مستقیم و غیر مستقیم از فیلتر شورای نگهبانی گذشته‌اند که آن شورا منتخب رهبر است.

در این نظام هیچ امری بدون اجازه رهبر انجام نمی‌گیرد: از کوچکترین امر در مجلس: تصویب قانون، استیضاح، انتخاب رئیس و...، در دولت: تائید رئیس جمهور، انتخاب وزیران: اطلاعات، کشور، فرهنگ و... تاثیر اراده رهبر بر کل امور روزمره کشور و مردم برهمگان آشکار است، پس حتما با این همه اراده و قدرت و نفوذ حتما رهبر از کل امور که حال و روز ملت و کشور را چنین به فلاکت کشانده آگاه است.

سئوال اینجاست چگونه رهبر وزیرخارجه خود را برای مذاکره به ممالک خارجه گسیل می‌دارد اما علی‌وار آتش به دست زیاده خواهان و دزدان و چپاولگران کشور نمی‌گذارد!؟ این پذیرفته نیست که بگویند رهبر آگاه به امور نبوده که این خود هزاران بار بدتر از کل گناهان انجام گرفته است و نشان دهنده عدم کفایت. 

پاورقي: مردم شریف و صبور ایران چیزی نمی‌خواهند جز: عدالت، احترام‌ جهانی،‌ زندگی در آرامش اقتصادی، آرامش فرهنگی، آرامش اعصاب و روان و تنها فصل الخطاب بودن قانون. چراکه تمام فلاکت و مصیبت‌های وارده بر کشور و مردم از جانب حلقه بسته مسئولین همه فامیل بیکفایت، و بی‌قانون است. تنها نیاز ایران و ایرانیان خسته، قانون و اجرای قانون است، که البته افراد دارای قدرت و خواهان ثروت نفعی از قانون نمی‌برند، و وای بر آن روزی که ملت خسته خود بخواهند قانون‌گریزان و چپاولگران کاخ‌نشین را در اتومبیل‌های میلیاردی‌شان مجازات کنند.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اقتصادی، تجربه‌، پند و اندرز، تاریخ،
:: برچسب‌ها: تنها نیاز ایران و ایرانیان خسته، قانون و اجرای قانون است,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 مرداد 1397 ارسال نظر(1)

باتری ویلچر

چند وقتی بود که مدام شارژ باتری ویلچرم در مسافت کمتر و کمترتری تمام میشد. اولین‌بار که برای خرید باتری نو زنگ‌زدم و قیمت گرفتم، باتری خارجی جفتش 400هزار تومان بود. اونقدر معطل کردم که باتری خارجی نایاب شد. سه هفته پیش خواستم صباباتری بگیرم برای ویلچر جفتی600هزار تومان، اما باز نشد بروم. بالاخره هفته پیش رفتم باتری گرفتم جفتی700هزار تومان، البته باتری‌های کهنه‌ی ویلچر خودم را شرکت برداشت و مبلغ 100هزار تومان از مبلغ پرداختیم کم کرد.

پسرفت: چهل سال است پول ملی در سراشیب سقوط است، این درحالی است که مسئولین میگویند مردم خوشحال باشند که این همه خوشبختی و آرامش محاله، البته نمی‌گویند برای کدام دارو دسته خوشبختی و آرامش برقرار است. 40سال است هر روز مسئولین می‌گویند کمی دیگر استقامت کنید دشمن نابود میشود، نیم قرن شده استقامتمون، عمرمون درحال استقامت فنا شد، یک روز خوش و آرام را تجربه نکردیم، یک روزی نبود که تلویزیون اخبار شادی آفرین پخش کند، همواره اخبار بد و بدتر بوده، دزدی پشت دزدی و دروغ پشت دروغ و دروغگو دشمن خدا است، مردم که هیچ.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون ویلچر، پند و اندرز، معارف اسلامی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: پول ملی در سراشیب سقوط, دروغگو دشمن خدا است، مردم که هیچ., کمی دیگر استقامت کنید دشمن نابود میشود،,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 تیر 1397 ارسال نظر(2)

نکاتی از سخنان رهبر در مشهد

نکاتی از سخنرانی رهبر در مشهد در کشور ما استعدادها و ظرفیّتهای بسیار گسترده‌ای وجود دارد که تاکنون از آنها استفاده نشده است؛ اگر استفاده بشود، وضعیّت کشور بمراتب پیش خواهد رفت و بهتر خواهد شد. شعارها و ارزشهای اصلی اینها است: استقلال، آزادی، مردم‌سالاری، اعتماد به نفس ملّی و خود‌باوری ملّی، عدالت، و برتر و بالاتر از همه‌ی اینها تحقّق و پیاده شدن احکام دین و شریعت در کشور؛ این شعارها با همان طراوتِ اوّل حفظ شده است. امروز کشور از استقلال برخوردار است قبل از انقلاب، ضریب جینی بالای ۵۰ بوده است؛ در سال ۹۴ ضریب جینی در کشور ۳۸ بوده است؛ یعنی ما این‌ مقدار فاصله‌ی ۵۰ و ۳۸ توانسته‌ایم فاصله‌ی طبقاتی را کم کنیم. سرانه‌ی ناخالص ملّی نسبت به دوران قبل از انقلاب، تقریباً به دو برابر رسیده است، ما در موجودی نفت و گاز بر روی هم، در دنیا اوّلیم؛ یعنی هیچ کشوری به‌قدر ایران عزیز ما مجموعاً نفت و گاز ندارد؛ در گاز اوّل، در نفت چهارم و در مجموع اینها حجم مجموع نفت و گاز- اوّل در همه‌ی دنیا هستیم. به‌علاوه‌ی فلزّات فراوان و باارزش، مراتع، جنگلها و امکانات فراوان دیگر. اگر از این ظرفیّتها استفاده بشود، اقتصاد ایران در میان بیش از دویست کشور جهان، بین دوازده کشور اوّل قرار خواهد گرفت؛ به نظر من مهم‌ترین چالش کشور ما یک چالش ذهنی است، بعضی از افرادی که در بخشهای مختلف مسئولند، متأسّفانه دچار تنبلی و کم‌کاری بوده‌اند و هستند. وضع کشور اقتضا میکند کار پُرتوان و پُرتلاش را؛ مسئولین و مدیران در هرجا که هستند، بایستی تلاش را افزایش دهند. یکی از موانعی که موجب شده ما از این ظرفیّتها استفاده نکنیم، اعتماد کردن به نسخه‌ی بیگانگان بوده. یکی از موانع پیشرفت ما، قبیله‌گرایی سیاسی یا جناحی است؛ یکی از مشکلات ما، عدم مبارزه‌ی جدّی با فساد است. یکی از مشکلات ما اشرافیگری است. اشرافیگری متأسّفانه از طبقات بالا سرریز همه‌ی مشکلات کشور قابل حل است؛ ما در کشور هیچ مشکلی که قابل حل نباشد نداریم؛ هیچ مشکلی که کلید آن و حلّ آن دست بیگانه‌ها باشد نداریم. همه‌ی مشکلات کشور قابل حل است، کلیدش هم دست خود ملّت ایران و مسئولین کشور است. انقلاب با قدرت، با حفظ شعارها و با برافراشته بودن پرچم‌های اصلی، همچنان دارد به پیش میرود. جوانان ما در همه‌ی میدانها سرمایه‌ی امید کشورند؛ جوانان خیلی با ارزشند. در صنایع برتر، جوانها هستند که مشغول فعّالیّتند؛ در مسائل فرهنگ و هنر، جوانها هستند که مشغول فعّالیّتند؛ در نظامیگری و فرماندهی، جوانها هستند که نقش‌آفرینی میکنند؛ در مدیریّت هم هرجا جوانها باشند، مدیریّت، مدیریّت با‌نشاط‌‌‌‌ تری خواهد بود. دشمن امیدوار بود نسل سوّم انقلاب و نسل چهارم انقلاب از انقلاب روگردان بشوند، ولی امروز گرایش و پایبندی نسل سوّم و چهارم انقلاب به انقلاب و علاقه‌مندی عمیق و پخته‌ی آنها به انقلاب، از نسل اوّل اگر بیشتر نباشد کمتر نیست. بنده عرض میکنم همه‌ی مشکلات، به توفیق الهی و به هدایت الهی، به دست جوانهای ما قابل حل است پسوند: با راننده تاکسی و میوه فروش و پارچه فروش و نانوا و بنا و هرکس که حرف میزنم، درد مملکت را خوب می‌دانند و لعنت می‌کنند آنان که چنین وضعیتی را به وجود آوردند.




:: موضوعات مرتبط: اقتصادی، پند و اندرز، تاریخ،

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 فروردین 1397 ارسال نظر(0)

سال جاری و آتی

چند روز دیگه زمستان و ننه سرما با تحویل سال جاشون را به بهار خانم دخترزیبای عمونوروز میدن. چند روزی هست که طبیعت به استقبال بهار رفته و درختاها سبز و شکوفا شدن. نونهال توی باغچه منزل ما دو شکوفه داده، به احتمال قریب به یقین نوید دوقلویی در سال آتی باشد. در شش ماه دوم سال جاری مدام بیمار و سرماخورده بودم، هنوز هم مقدار متنابهی از ویروس‌های بی‌شخصیت مشغول آزار و اذیت من و پسران هستند. بیماری اونقدر منو خوار و ذلیل کرد که بنا به توصیه‌های سلامت محور همسرم، برای تقویت سیستم ایمنی بدنم، برخلاف رویه‌ی 46 ساله‌ی عمرم، شروع کردم به پیاز خوردن. بی‌شک خوردن پیاز بزرگترین دستاورد تمام عمرمن بوده.

پايانه: بدین وسیله موفقیت مدیران سببی و نسبی با بصیرت نظام را در مدیریت موفق کلیه‌ی چالش‌های پیش‌رو در رسیدن به منویات و مکنونات قلبی‌شان: دزدی و اختلاس، رانتخواری، رباخواری رسمی، قاچاق، حقوق و املاک نجومی، قراردادهای سوری، واردات دارو، واردات خودرو میلیاردی، دکل نفتی، کشتی نفت کش، کوه دنا، استیضاح، انرژی هسته‌ای، هدفمندی و دلار 4800 تومانی بدون جمشید و ..........خدایا در سال آتی کشورم را رها کن از شر: نادانی، خرافات و خرافه پرستی، فقر، فساد، دروغ، ریا، خشکسالی و مدیران ناشایسته و نابجا




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، خاطره، اقتصادی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: اختلاس، رانتخواری، رباخواری رسمی، قاچاق، حقوق و املاک نجومی، قراردادهای سوری، واردات دارو، واردات خودرو میلیاردی، دکل نفتی، کشتی نفت کش، کوه دنا، استیضاح، انرژی هسته‌ای، هدفمندی و دلار,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 اسفند 1396 ارسال نظر(1)

قانون 80/20 چیست؟

ویلفردو پارتو اقتصاددانی ایتالیایی در سال ۱۹۰۶ فرمولی ریاضی برای شرح توزیع ناعادلانه‌ی ثروت در جامعه ارائه کرده است. او فهمیده که ۸۰ درصد ثروت جامعه تنها در دستان ۲۰ درصد افراد است. در هر شرایطی، چه در بحث‌های اقتصادی، چه کارهای گروهی یا حتی در فعالیت‌های روزانه، فقط ۲۰ درصد دلایل موجب به وقوع پیوستن ۸۰ درصد از رخدادها می‌شوند. فرض کنید درآمد شما رو به افزایش است؛ طبق قانون ۸۰/۲۰، فقط ۲۰ درصد از فعالیت‌های شما منجر به تولید ۸۰ درصد از درآمد و ثروت شما شده است. در بحث کنترل کیفیت، ۲۰ درصد نقص موجود در محصولات، موجب خسارت ۸۰ درصدی می‌شود. مثال‌های دیگر برای شرح قانون ۸۰/۲۰ به این صورت است:

۸۰ درصد درآمد در هر تجارتی، از ۲۰ درصد مشتریان به دست می‌آید.

۸۰ درصد از شکایاتی که شرکت با آنها رو‌به‌رو می‌شود، از ۲۰ درصد مشتریان است.

۸۰ درصد نارضایتی جامعه، از ۲۰ درصد از صاحبان قدرت و ثروت جامعه است.

۲۰ درصد از کارکنان، مسئول ۸۰ درصد از نواقص کاری هستند.

۲۰ درصد از شرکا، ۸۰ درصد از منابع مالی را فراهم می‌کنند.

پسرفت: بر طبق این قانون میتوان گفت: ۲۰ درصد از مردم از شرایط رضایت کامل دارند چون مالک و دارای قدرت هستند و با استفاده از روابط خانوادگی، اطلاعات محرمانه، امضاهای طلایی، منابع هنگفت مالی، در اختیار بودن زیرساخت‌های ملی در حال کسب روزی حلال هستند!؟ این طبقه و گروه خاص موجب گردش مالی و اقتصاد کلان میشوند زیرا ناگزیرند برای خانواده اتومبیل‌های سوپرلوکس میلیاردی، پنت‌هاوس سوپرلوکس میلیاردی، ویلای شمال و جنوب و خارج از کشور سوپرلوکس میلیاردی، بخرند تا جوانان‌شان بجای تلف کردن وقت و عمرشان در فضای مجازی در خیابان‌ها دوردور کنند و لباس و ساعت و جواهرات مارک دار بخرند و به دورهمی‌ بروند. لازم به ذکر نیست که نارضایت این گروه برخوردار از منابع ۸۰ درصد مردم موجب تزلزل ارکان قدرت میشود زیرا صدای این طیف قلیل به‌میزان دارایی و قدرتشان بلند و مخرب است.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، اقتصادی، تاریخ،

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 دی 1396 ارسال نظر(0)

جهنم کجاست؟

کمی که به گذشته خود می‌اندیشم مشکوک می‌شوم به این زندگی!؟ به خود میگویم: گذشته نکبت‌ بار من گواه این است که اکنون در جهان آخرت و در جهنم هستم. و تو چه میدانی چیست عذاب شیاطین دوزخی زمینی که روح و روان ملتی را به انواع صفات رذیله ممزوج نموده و تو می‌بینی نتیجه آن را در دزدی، قتل، تجاوز، دروغ، زر، زور، تزویر و....

انقلاب، دایره محدود مدیران کلان کشور، آموزش و پرورش، صدا و سیما، جنگ، ژن خوب آقازاده‌ها، بادمجان دور قاب چین‌ها، مداح‌های نجومی، حقوق نجومی، بخشش املاک نجومی، انرژی هسته‌ای، روسیه، اسراییل، بوش، محور شرارت، هدفمندی، انتخابات، مهندسی، شهرسازی، راه سازی، صنایع غذایی، دارو، درمان، توریسم، منفعت طلبی، دروغ، ریا و دست‌های پشت پرده پيآمد: سرفصل های بالا هرکدوم مثنوی هزارمن بدوبیراه میاره تو ذهنم، برای همینه که تیک عصبی دارم و هنگام خوابیدن با افکارم دعوا میکنم. الان درصد معلولیتم اینطوریه: 70درصد جسمی حرکتی و 100درصد روحی روانی.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، تاریخ،
:: برچسب‌ها: جهنم کجاست؟, ژن خوب,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 مرداد 1396 ارسال نظر(1)

تقدیر و تشکر

از مرداد 1389 تحول چشمگیری در زندگیم بوجود آمد، چون ابزاری بنام ویلچر برقی فاتح 110 وارد زندگیم شد. اون موقع یک میلیون و هشت‌صد و پنجاه هزار تومان قیمت ویلچر شد، یک چهارم قیمت پراید. خوشبختانه بیمه نیمی از هزینه را برگرداند. ویلچرم همیشه خوب خدمت میکرد و من رضایت کامل ازش داشتم. حداکثر پیمایش بنده با ویلچرم هفته‌ای 5کیلومتر، ماهی 20کیلومتر، سالی 240کیلومتر، و در کل 1600کیلومتر بوده است. مهر ماه 95 چرخ راست ویلچرم هنگام حرکت تپ‌تپ میکرد. دوستان اسپیشیالی نوشتن اشکال از ۴ذغال ۲موتوراست. با تعویض ذغال توسط خودمون، مشکل رفع نشد و بالآخره مجبور شدم ویلچر را بفرستم شرکت. شرکت ویلچر را راه انداخت، اما همچنان مشکل داشت، گاهی بعد پیمایش یکی دو کیلومتر سکته میکرد و خاموش میشد و برای حرکت مجدد، کسی باید ویلچر را مقداری هل میداد. اینبار یک چرخ ویلچر کلا تعطیل شده، گاهی ویلچر با نیروی یک چرخ حرکت میکنه. شرکت میگه: به دلیل استهلاک تعمیر کردنش ممکنه موجب هزینه‌های زیادی بشه،(آفتابه خرج لحیم) پس بهتره یه ویلچر نو بخرید. قیمت ویلچر برقی فاتح جدید هفت میلیون تومان است، یک سوم قیمت پراید، بیمه هم دیگه تعهدی در این زمینه ندارد. پيوست: اعلام میدارد مراتب امتنان و خرسندی تقدیر تشکر و سپاسگزاری بیکران از جهد و تلاش‌ و کوشش‌ها و بی‌وقفه و خستگی‌ناپذیر و جهادی کلیه‌ی مسئولین نظام مقدس و ولایی جمهوری اسلامی در رشد و پیشرفت و ترقی و اعتلا و پشبرد مجاهدانه اهداف و مکنونات قلبی‌شان که همانا حساب‌های بانکی، حقوق نجومی، اختلاس خرد و کلان، اسکله‌های خصوصی، قاچاق سازمانی، مدرک جعلی، چند شغله بودن نیست تبریک به ملت شریف همیشه در صحنه برای اقتصاد مقاومتی با رویکردی جهادی، انعطاف پذیر، فرصت ساز، مولد، درون‌زا، پیشرو و برون‌گرا.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، اقتصادی، پیرامون ویلچر، تاریخ،
:: برچسب‌ها: اختلاس, استهلاک, تحول چشمگیر, جهادی, حقوق نجومی, ذغال, قاچاق, قیمت ویلچر برقی, مدرک جعلی, مسئولین, نظام مقدس و ولایی جمهوری اسلامی, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 اردیبهشت 1396 ارسال نظر(1)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.