💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


امت حق جو

مژده: از اول شهريور همه آزادند: همه رقمه با رمضان حال كنند. در اين ماه مردم به فراخور حالشون به اماكني ميرن تا در ليالي قدر عبادت كنند و از خدا مراد بگيرن. از الان: عبادت‌هاي همه قبول درگاه حق. ميگن: كسي دقيق نميدونه شب قدر چه موقع‌اي از ساله و ممكنه هر روزي از سال باشه. ميگن: ماه‌هاي رجب و شعبان هم مثل ماه رمضان پر فضيلت هستند. ميگن: اگر كسي اول و وسط و آخر ماه‌هاي رجب و شعبان را روزه بگيره و بعد ماه رمضان هم روزه بگيره انگار تمام اين سه ماه را روزه گرفته. حالا گويا ملت شريف و هميشه در صحنه به ميمنت شكستن ركورد حضور در انتخابات، تصميم گرفتن با ذكر الله اكبر به پيشواز ماه رمضان برن و به نوعي ديگر اين سه ماه را بهم بچسبونند. من ميگم: حالا كه سال اصلاح الگوي مصرفه، صدا و سيما هم با مردم همراهي كنه تا امت خدا جو و حق طلب بتوانند كل سه ماه رجب و شعبان و رمضان را روزه بگيرند، اينطوري هم مصرف اصلاح ميشه هم ملت ميتونن تمام اين شبها را با ذكر و مناجات، احيا بگيرند تا خودشون هم اصلاح بشن. انشاالله تعالي سالي معنوي‌تر از هميشه داشته باشيم. فقط از امت حق جو درخواست ميكنم: هرشب شورحسيني نگيرن و دسته‌هاي عزاداري و قمه زني راه نياندازند. من الله توفيق.

پسرفت: از نيروي انتظامي درخواست دارم آن اغتشاش‌گرها و قاتل‌هاي حرفه‌اي را كه با اسلحه به جان مردم افتادند و خون بي‌گناهان را ريختند تا وجه‌ي پليس خدمت گزار را خدشه دار كنند را به جرم: قتل و برهم زدن نظم و آرامش و نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي در سطح ملي و بين‌المللي بر عليه پليس، دستگير نمايند و به دست قانون بسپارند تا به اشد مجازات برسند. از صدا و سيما نيز درخواست دارم با پخش آگهي براي شناسايي قاتلين به پليس ياري دهند.  

روشهای سوار و پياده شدن افرادنخاعي از خودرو

قوانين کلی مربوط به جابجائی افراد نخاعي




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، لينك، صدا و سیما، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: احيا, اغتشاش‌گر, تشويش اذهان عمومي, ذكر الله اكبر, رمضان, روشهای سوار و پياده شدن افرادنخاعي از خودرو, شعبان, صدا و سيما, فضيلت, ليالي قدر, ماه, مژده, مناجات, نشر اكاذيب, نيروي انتظامي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 تیر 1388 ارسال نظر(17)

مردم سالاري ديني

 22خرداد ملت چيز شدن و رفتن براي چيز شدن چيز يكي ديگه چيز خودشونو به چيز گذاشتن!؟ من از ملت شريف ايران در عجب ماندم كه چرا به نتيجه‌‌ي انتخابات كه از سوي مقام‌هاي عاليه اعلام شد اعتراض دارن!!! آيا ميشه دست به كاري زد و يا وارد بازي‌اي شد بدون اينكه تمام قوانين و مقررات و قواعد اون را پذيرفت؟؟ هركسي رفت پاي صندوق و راي داد حتما قواعد مردم سالاري ديني را ميدانسته و پذيرفته بوده. مردم فراموش كردن كه راي اونها راي به شخص نيست، راي به نظام است. اين را هميشه بزرگان نظام گفتن، قبل و بعد همين انتخابات چقدر اين موضوع را گفتن. نظام ما يك نظام ارزشي و ولايي است و همه بايد مطيع ولي امر مسلمين جهان باشيم.

پاورقي:بعد اينكه مسابقه‌ي ايران و كره تمام شد كارشناس‌هاي فوتبال سيما ميگفتن: بچه‌هاي ما بيشتر از عقب به كره‌اي‌ها فشار آوردن!! بايد بيشتر از جلو به كره‌اي‌ها فشار مياورديم تا دروازه‌شونو بيشتر باز ميكرديم

وضعيت اينترنت تو اين چند روزه افتضاح شده، دليلش چيه!؟؟  

كنترل وزن بعدازآسيب نخاعي

تنظيم دماي بدن بيماران نخاعي

كنترل ومراقبت دستگاه ادراري




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، خاطره، لينك، تجربه‌، پند و اندرز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: ايران, تنظيم دماي بدن, دستگاه ادرار, راي, صندوق, كنترل وزن, مسابقه فوتبال, ملت, نخاعي, نظام ارزشي و ولايي, ولي امر مسلمين جهان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 خرداد 1388 ارسال نظر(15)

تغيير CHANGE

تا حالا شده حرفي كه آمده توي دهنتون را با اونچه كه آمده توي ذهنتون عوض كنيد؟ در اين مواقع اشتباه لپي پيش مياد، اين اشتباه‌ها بعضي وقت‌ها نتيجه‌ي شرم آوري دارن و خيلي وقت‌ها خنده دار. مثلا اول همين ماه مجريه برنامه‌ي تلويزيوني و زنده‌ي گل برگ جان‌سوز و جانگداز را ميخواسته باهم عوض كنه كه قاطي ميكنه ميگه جان گوز. يه چيزي كه در تمام دنيا باعث انبساط صورت و خنده ميشه صداي انفجار گونه‌اي است كه به واسطه‌ي خروج گازهاي روده از مخرج حاصل ميشه، اگه به دوربين مخفي‌هاي مختلف كه در كشورهاي مختلف تهيه شده نگاه كنيد اين مسئله كاملا مشخصه. شما را چي؟ ميخندونه؟ در رياضي و فيزيك و شيمي و زيست شناسي قوانين و روابط زيادي وجود داره، يكي از اون قوانين در مورد رابطه‌ي حجم و فشار و دماي گازها بحث ميكنه حالا اگه تونستي بگي رابطه‌ي انفجار گاز در مخرج با ضريب انبساط صورت چيه؟

پيوست: افشين قطبي دستت طلا، چه حالي داد تماشاي مسابقه‌ي تيم ملي ايران با تيم كره‌ي شمالي، و بعد اون ايران و امارات، امپراطور تماشاي تيمي كه به ميدان فرستادي موجب زنده شدن خاطره‌هاي دور فوتبالي شد، يادمه اولين بار تيم منتخبت را در زمان مربيگري بلاژويچ ديدم، امپراطور كاشكي علي دايي و خداداد عزيزي را هم دعوت ميكردي تا هم مشكل گل زني تيم حل ميشد هم تيم خاطره‌ها‌مون كامل ميشد 

نحوه درمان يبوست

مطالعات انجام شده درموردمباحث تغذيه بعد از آسيب نخاعی

تغذيه در افراد دچار آسيب نخاعي

عکس های عروسی نانسی عجرم




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: اشتباه لپي, انبساط, انفجار, تغذيه, جان گوز, خنده, درمان يبوست, دوربين مخفي‌, رياضي, زيست شناسي, شيمي, عکس, فيزيك, گاز, مخرج,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 خرداد 1388 ارسال نظر(11)

ازدواج معلولين

به نظر من دوجور معلوليت داريم:1- معلوليت جسماني كه آشكاره و براي اطرافيان بي‌خطره. 2- معلوليت رواني كه پنهانه و براي اطرافيان زجر آوره. در ادامه دو نمونه را بخونيد: اولي معلول جسميه، ازدواج ميكنه و به بي‌نهايت ميرسه. دومي روانش معلوليت داره و ازدواج ميكنه و دهن طرف را .... .

ته‌بندي: حتما شما هم لواشك دوست داريد و انواع اون را خوردين، اخيرا از ديار كردستان يه جور لواشك جديد رسيد به دست و دلمان كه اصلا ترش نبود و اصلا از ميوه نبود چون لواشك سمنو بود. اين هم نوعي ابتكار و كار آفريني‌ست

وب سايتي خارجي كه ويلچر برقي ميفروشه

روشهاي جابجائی افرادنخاعي هنگام استفاده از وان حمام

مسافرت ونقل وانتقالات براي افراد دچار آسيب نخاعي

متولد 8 ژانویه 1942او از هر گونه تحرك عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تكان بدهد یا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندارد. زیرا عضلات صوتی او كه عامل اصلی تشكیل و ابراز كلمات اند مثل99 درصد بقیه عضلات حركتی بدنش در یك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتی پوست و استخوان است روی یك صندلی چرخدار كه فقط قلبش و ریه هایش و دستگاه های حیاتی بدنش كار می كنند و بخصوص مغزش فعال است. یك مغز خارق العلده كه دمی از جستجو و پژوهش و رهگشایی بسوی معماها و نا شناخته ها باز نمی ماند. این اعجوبه مفلوج استیفن هاوكینگ ؛ پرآوازه ترین دانشمند دهه آخر قرن بیستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبریج همان كرسی استادی را در اختیار داردكه بیش از دو قرن پیش زمانی به اسحق نیوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنین وی را انیشتین دوم لقب داده اند زیرا میكوشد تئوری معروف نسبیت را تكامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های كوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد كه توجیه كننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا كهكشان های عظیم باشد. اینشتین معتقد بود كه چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری كرد اما توفیقی نیافت.استیفن هاوكینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است كه در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امكان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسكوپ ها یا هر وسیله دیگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود این استیفن هاوكینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شكل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با كیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش كیهان دست یافته است كه در دانش فیزیك اختری و كیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشكیل خواهد داد.کتاب جدید هاوكینگ در این زمینه كه بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یك بمب صدا كرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش كه براستی از كتاب او شگفتی بر انگیزتر است . استیفن هاوكینگ در 8 ژانویه 1942 در شهر دانشگاهی آكسفورد زاده شد و دوران كودكی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده كتاب های درسی مقید نمی كرد بلكه چون بامطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در كتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یك زندگی ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده امامملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برلی بچه ها چنان عادی شده بود كه تصور می كردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می كنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ایجاد می كرد.استیفن در 17 سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز كرد و از همان زمان به فیزیك اختری و كیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود كنجكاوی شدیدی می یافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كیهان پی ببرد. سالهای دهه 60 عصر طلایی كشف فضا-پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می كرد. بعلاوه استیفن از كودكی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به كسب معلومات بیشتر در فیزیك و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دكترا را در رشته كیهان شناسی آغاز كند اما . . .اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه 1963 یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجادمی كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.نومیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دكترا-رویای دانشمند شدن -كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاركاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند.خودش بعدها تعریف كرده است كه آن شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حكم می برند و در آن موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی میكشید. پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه ازكجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسی باشد! سخنان استفان هاوکینگ در مورد بیماریش ALS:"اغلب مردم از من سوال می کنند که با ALS چگونه سر می‌کنم.پاسخ من زیاد نیست،سعی می‌کنم تا جایی که امکان دارد یک زندگی طبیعی داشته باشم و در مورد بیماریم فکر نکنم و در مورد چیزهایی که باعث می‌شوند کارهای مردم عادی را نتوانم انجام دهم فکرنکنم. وقتی فهمیدم بیماری نورون حرکتی دارم ،شوک بزرگی را تحمل کردم.در زمان کودکی من در بازیهای با توپ خوب نبودم و دست‌خطم باعث نا‌امیدی آموزگارانم می شد.به همین خاطر به ورزش و فعالیتهای فیزیکی اهمیت نمی دادم.تنها در رقابتهای قایقرانی داخل کالج شرکت می‌کردم. در سال سومی که در آکسفورد بودم احساس می‌کردم حرکاتم زمخت شده و دو بار بدون علت واضح زمین خوردم.ولی تا سال بعد که به کمبریج رفتم و پدرم متوجه قضیه شد اهمیتی ندادم.پدرم مرا پیش پزشک خانواده برد.وی مرا به یک متخصص ارجاع داد و مدت کوتاهی بعد از 21‌مین سال تولدم برای انجام تستهای تشخیصی به بیمارستان رفتم.در دو هفته ای که در بیمارستان بودم تستهای زیادی روی من انجام شد.آنها از عضلات بازویم نمونه برداشتند ، به من الکترود متصل کردند و ماده حاجب به درون ستون فقراتم تزریق کردندو جریان آن را با اشعه ایکس مشاهده کردند.بعد از همه اینها پزشکان درباره اینکه چه بیماریی دارم چیزی به من نگفتند ، فقط گفتند M.S. ندارم و یک کیس آتیپیک هستم.پزشکان در حالی که می دانستند ویتانین تاثیر زیادی روی بیماریم ندارد به من ویتامین تجویز کردند.تصوری که من داشتم این بود که مبتلا به یک بیماری غیر قابل علاج هستم که در طی چندسال مرا از پای در خواهد آورد.در آن زمان دید خوب ی به بیماریم نداشتم.در زمان بستری پسری که در تخت روبرویم بستری شده بود به علت لوکمی فوت کرد.نمی‌دانستم که چه بر من خواهد رفت و بیماری با چه سرعتی پیشرفت خواهد کرد.پزشکان به من گفتند به کمبریج برگردم و تحقیقاتم در مورد نسبیت عام و کیهان‌شناسی ادامه دهم.در بازگشت به کمبریج در کارهایم پیشرفت خوبی نداشتم شاید به علت اینکه در آن زمان زمینه ریاضیاتم خوب نبود شاید هم به علت اینکه فکر می کردم آنقدر زنده نخواهم بود که بتوانم ph.Dخود را بگیرم.تا حدودی یک شخصیت تراژیک پیدا کرده بودم .زیاد به واگنر گوش می‌کردم ولی مقالات مجلاتی که می گویند در آن زمان مست می کردم ، یک بزرگنمایی وضعیت آن زمانم است. واقعیت این است که یکی از مجله ها مطلبی در این مورد نوشته شده بود و بقیه مجله هااین داستان را کپی کرده بودند.مطالبی که به دفعات چاپ شوند گاه واقعا حقیقی به نظر می رسند. رویاهایم در آن زمان آشفته بودند.تصوری که از خود داشتم تصور یک محکوم به اعدام بود.بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شدم ناگهان حس کردم که اگر مجازات مرگم به تعویق انداخته شود چه کارهایی ارزنده ای وجود دارد که می توانم انجام دهم.رویای دیگری که داشتم این بود که در عمر باقیمانده خود برای دیگران فداکاری کنم و بعد از انجام این کارها مرگ یک چیز خوب خواهد بود.با شگفتی دریافتم که من از زندگی بیش از زمانی که پی به بیماریم نبرده بودم لذت می برم.از آن زمان در تحقیقاتم پیشرفت کردم و با دختری که قبل از زمان تشخیص بیماریم آشنا شده بودم نامزد شدم.این نامزدی زندگیم را تغییر داد و میلی برای زندگی به من داد ولی به معنی این بود که باید کاری اختیار کنم تا قادر به ازدواج باشم.من موفق به کسب بورس تحقیقاتی شدم و چند ماه بعدبا نامزدم ازدواج کردم.خوش شانس بودم که در فیزیک تئوریک تحصیل می کردم چون تنهاجایی بود که بیماریم یک معلولیت محسوب نمی شد .در همان زمانی که بیماریم پیشرفت میکرد ، بر شهرت من در فیزیک افزوده می شد.این موضوع باعث می شد موقعیتهایی برای من ایجاد شود که کارم منحصر به تحقیق شود و مجبور به سخنرانی و تدریس نشوم."در سالهای بعدی بیماری استفان پیشرفت کرد ،طوری که مجبور به استفاده از ویلچر شد.دراین سالها وی دردسر فراوانی را برای پیدا کردن یک مسکن مناسب برای همسر و سه فرزندش متحمل شد. تا سال 1974 هاوکینگ قادر بود که خودش غذا بخورد و به بستر برود و یا از آن خارج شود.از این زمان مجبور به استفاده از پرستار برای کمک کردن به امورات شخصی خودشد.در سال 1985 هاوکینگ دچار پنومونی شد و بعد از بستری در بیمارستان عمل تراکئوستومی برای وی انجام شد و پس از آن مجبور به استفاده از پرستار 24 ساعته گردید. تا پیش از عمل تراکئوستومی ،هاوکینگ قادر به سخن گفتن بود هرچند سخنانش فقط برای نزدیکانش مفهوم بود و در سخنرانیها مجبور به استفاده از فردی برای تکرار حرفهایش بود.ولی از زمان عمل هاوکینگ قدرت ادای سخنانش را از دست داد وتنها راه ارتباطش بامردم اشاره ابرو بود ، هنگامی که فرد دیگری روی کاغذی که حروف الفبا بر آن نوشته شده بود اشاره می کرد. اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود كه درهر فاجعه ای بذراهی امید وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشدكند. و بارور شود. باید به خداوند توكل داشت و از ناكامیهایی كه پیش می آیدخیزگاههایی برای كامیابی ساخت.جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی بااو می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می كرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت.ازدواجش با جین در سال 1965صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.پروفسور استیفن هاوكینگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 برای نقل مكان از صندلی چرخداراستفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است.با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می كند زیرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند.یك شب كه استیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند.معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند كه این خطر برای استیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد. كامپیوتر سخنگو را یك استاد آمریكایی كامپیوتر در كالیفرنیت برای او ساخت و تقدیمش كرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند."در این زمان بود که یک متخصص نرم افزار با نوشتن یک برنامه به نام Equalizer به کمکم آمد.این برنامه امکان انتخاب حروف الفبای روی صفحه نمایش را با حرکت انگشت،ابرو و یا حرکت چشم می داد.وقتی متنم را می نویسم ، آن را به یک ترکیب‌کننده گفتار منتقل می کنم تا نوشتارم تبدیل به صدا شود.اول از یک کامپیوتر دسک تاپ بدین منظوراستفاده می کردم بعدا دانشگاه کمبریج برای من یک کامپیوتر پرتابل تهیه کرد.من میتوانم با این روش 15 کلمه در دقیقه بنویسم.با استفاده از این سیستم می توان کتاب و مقالات علمی بنویسم.از برنامه speech synthesizer بسیار راضی هستم چون لحن سخنانم را هم تشخیص می دهد وباعث ارتباط بهترم با مخاطبین می‌شود .تنها اشکال این برنامه این است که به من لهجه آمریکایی می دهد،البته متخصصان شرکت سازنده باین برنامه درحال کار روی لهجه انگلیسی این برنامه هستند.در تقریبا تمام دوران بزرگسالی خود درگیر بیماری نورون حرکتی بوده ام.هنوز این بیماری نتوانسته است مرا از داشتن یک خانواده و یک کار موفق بازدارد .از جین ،همسرم، فرزندانم و همه افراد و تشکیلاتی که به من کمک کرده اند ،سپاسگزارم.من خوش شانس بوده ام که بیماریم خیلی آهسته تر از معمول پیشرفت داشته است.بیماریم نشان داد که هرگز نباید امیدمان را از دست بدهیم."هاوکینگ از کامپیوترهای شرکتIBM روی ویلچرش استفاده می کند.در 12 ماه اخیر،کامپیوترش را به یک پروسسور Centrino Pentium M 1.5GHz ارتقا داده و از یک سیستمwirelessبرای ارتباط با اینترنت استفاده می کند.در جاهایی که دسترسی به شبکه بی سیم میسر نیست اینتل امکان ارتباط از طریق شبکه موبایل را برای هاوکینگ فراهم کرده است.برنامه های مورد استفاده هاوکینگ که سابقا فقط تحت داس اجرا می شدند به تازگی باویندوز XP سازگار شده اند و هاوکینگ سیستمش را به ویندوز XP ارتقا داده است.ویلچر یا صندلی چرخدار استیفن كه بوسیله آن رفت و آمد می كند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تكنولوژی است و با نیروی الكتریكی حركت می كند. وی اتكای زیادی به ویلچرخود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود.مثلا اگر در یك میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبك خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یك شخص مزاحم از دست بدهد در یك مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش یكی از تاسف هایش این است كه طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است! یكی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف كه به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیكه اجزای چهره اش بی حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند. انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او به هچ وجه خودش را منزوی نكرده است.به كنسرت و پارك می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شركت می كند. و سر به سر شاگردانش كه همیشه او را سوال پیچ می كنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست كه پاسخگویی را گاهی عمدا كش می دهد و در حالیكه پرسش كنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می كنند با یك كلمه بله یا نه از كامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد. این اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن كرده است. همچنین در صدها كنفرانس و سمینار علمی شركت كرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. كه البته این سخنرانیها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش می شود.پرفروشترین كتاب علمی از نكات جالب دیگر در زندگی استیفن هاوكینگ یكی هم اینست كه او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یك دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یكی از مهمترین انگیزه هایی بود كه او را در مقابله با مشكلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترین امكانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم كند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم كم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یك دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه كفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاریخ كوتاهی از زمان) را منتشر كرد. در این كتاب كه به فارسی هم ترجمه شده است استیفن هاوكینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیك جدید و كیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی كرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج كند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در كتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این كتاب مزبور 8 میلیون نسخه به فروش رفته و 183 هفته درلیست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشكلات مادی استیفن را برای همیشه حل می كند.كتاب جدید استیفن به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی كه بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراكم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به كام می كشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراكم می رسد كه هر سانتی متر مكعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است كه نور و هیچگونه تشعشعی امكان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسكوپها این غولهای نامرئی را ردیابی كنیم. اما استیفن هاوكینگ در كتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد كه این اجرام بكلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را كه ازستارگان دیگر جذب و بلع می كنند در مرحله نهایی تراكم به حالتی انفجار گونه از یك كانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست كه بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می كنند. از كانال خروجی عناصر تازه در یك جهان نوزاد تزریق می شود كه می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.شاید سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوكینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد كه عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است كه این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی كاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دكارت چون فكر می كند پس وجود دارد.اما این موجود این آدم معلول و نحیف و عاجز از تحرك و تكلم یك سرمشق است . . . .

برای آن ها كه با امید و استقامت و تلاش بیگانه اند . . .برای آن ها كه تواناییهای انسان و ارزش اندیشه سالم و سازنده را دست كم میگیرند .. . برای بدبین ها و منفی باف ها كه در افق دید خود جهان را به گونه سیاهچاله ای مخوف وظلمانی می بینند . . . .به سخن استیفن هاوكینگ : ( در آنسوی هر سیاهچاله سپید چشمه ای وجود دارد ) باتشكر از خاله عاطي كه متن بالا را برام ارسال كرد برعكس داستان بالا بخوانيد و عبرت بگيريد




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، شاد زیستن، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: Big Bang, ازدواج, استیفن هاوكینگ, جسماني, رواني, سمنو, صندلی چرخدار, كهكشان, لواشك, معلوليت, نامزدم,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 خرداد 1388 ارسال نظر(14)

شير ايران

با داداشم رفتيم پارك محل‌مون كه كمتر از 300متر با منزلمان فاصله داره، هميشه سلام و احوال پرسي با اهل محل در مسير رفت و برگشت يا توي پارك كلي بهم حال ميده. خدا را شكر كه تو محلي زندگي ميكنيم كه اهل محل همديگرو خوب ميشناسن. توي پارك نانواي محل آمد و باهم از اوضاع و احوال پسرخاله‌اش حرف زديم، پسرخاله 5سال پيش وقتي با زن و بچه از شهرستان ميامده پشت فرمان خوابش ميبره و ماشينش چپ ميكنه و از ناحيه‌ي گردن آسيب نخاعي ميبينه. پسرخاله دست‌هاش حركت نداره و روزگار سختي را سپري ميكنه. پرسيدم: زنش ناسازگاري نميكنه؟ نانواي محلمون گفت: زن پسرخاله مثل شير كنارش ايستاده و همه رقمه ساپورتش ميكنه. نانوا گفت: ما ميريم بهشون سرميزنيم و احوال پرسشون هستيم اما شرمنده‌ايم كه نميتونيم بيشتر كنارشون و كمك حالشون باشيم.

پايانه: به احتمال قريب به يقين خدا دماغ ما ایرانی‌ها را از زیر ارابهی هیزم کش جهنم بیرون کشیده که مال همه‌مون اينجوري زاقارته و نیاز مبرم به جراحی فوق پلاستیک داره اونهم از نوع کلنگی و تیشه‌ایش. اگر من نامزد رئیس جمهوری میشدم و جزو رجل به حساب میامدم در مبارزه‌ی انتخاباتی به ملت شریف ایران وعده میدادم: بعد رئیس جمهور شدن اولین کارم عمومي و رايگان کردن عمل اصلاح و ترميم و تبديل خرطوم به بینی باشه.

يه بازي ساده و مهيج با موس(حجم114KB)توي وبلاگ دوست نخاعيم بود

آشنايي با ماده مخدر كــــــــرك

آشنايي با آنفلوآنزاي خوكي




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، طنز، لينك،
:: برچسب‌ها: آسيب نخاعي, بازي ساده و مهيج با موس, پارك, جراحی پلاستیک, دماغ ما ایرانی‌ها, زن مثل شير, شكر, كــــــــرك, مبارزه‌ی انتخاباتی, نانوا,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 خرداد 1388 ارسال نظر(17)

راه ويلچر من

تئوري دايي جان ناپلئون ميگه: همه چيز زير سر انگليس‌هاست، من هم به نوعي اين تئوري را قبول دارم، گويا يكي از رئيس جمهورهاي آمريكا بوده كه روزي جايي گفته بوده: در اين فكر باشيم كه ما براي‌ كشورمان چه كرديم؟ نه اينكه كشور براي ما چه كرده. غربي‌ها اين فرهنگ را بين خودشون رواج ميدن نوبت ما كه ميشه تو بوق ميكنن: آي ملت ايران، دولت براي شما چه كرده؟ پول نفت‌تونو بردن و خوردن، و ..... ما ملت ايران هم آخر همه‌ي بي‌جنبه‌ها هستيم و زود جوگير ميشيم (ايراني با يه غوره سرديش ميكنه و با يه مويز گرميش، ما درهمه كار يا اول هستيم يا آخر، ما ميانه‌اي با ميانه نداريم) و با خودمون ميگيم: قيصر كجايي كه پول نفت‌مونو خوردن، پس اولين اتوبوسي را كه سوار ميشيم با چنگ و دندان هم كه شده صندلي‌شو پاره ميكنيم تا سهم پول نفت‌‌‌‌‌‌‌‌مونو گرفته باشيم. مجري تلويزيون فارسي آمريكا در برنامه‌اي كه لايو بود از من پرسيد: دولت براي تردد معلولان در كوچه و خيابان چه كرده؟ گفتم: موانع را دولت سر راه ويلچر من نميگذاره، دولت چه كار ميتونه بكنه وقتي خود ما ملت به خودمون اين اجازه را ميديم در خونمون انواع سرعت گير بكاريم، براي عبور فاضل آب حياط منزلمون آسفالت جلوي منزل را مثل جوب بكنيم، چهارشنبه‌سوري روي آسفالت لاستيك آتيش بزنيم و پدر آسفالت را دربياريم و..و...و..... .

پسينه: در اروپا و آمريكا سر سال همه بايد ماليات بدن كلآاان، براي همين همه ميدانند اگه چمن پارك را له كنند مستقيم پولش از جيب خودشون كسر ميشه. در آمريكا اگر كسي ماليات نده از حقوق اجتماعي محروم ميشه و حتي مهاجرها را اخراج ميكنند. اما اينجا چي؟ ماليات نميديم هيچ! طلب پول نفت هم داريم. ايراني‌هاي آمريكا ميگن اينجا مملكت هردم‌بيل است. يعني دم به دم برات بيل=صورت حساب مياد.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پند و اندرز، ماهواره، مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسب‌ها: بوق, تئوري دايي جان ناپلئون, تلويزيون فارسي آمريكا, چهارشنبه‌سوري, غربي‌ها, غوره, فرهنگ, قيصر, معلولان, مويز, همه چيز زير سر انگليس‌هاست,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(19)

یه مطلب داغ

پیرو مطلب قبلی که گفته بودم اگه میخواهی بدونی از این هم فعالیتم را کمتر کنم چی میشه، برای این دفعه یه مطلب داغ داغ داغ نوشتم، چند سال پیش در قسمت زیر دلم سوزش بسیار زیادی حس میکردم، مثل این بود که ذغال داغ گذاشته باشن روی (بابا منحرف، این چه فکری که کردی) مثانه و پهلوهام یا اینکه انگار داشتن میخ داغ فرو میکردن تو تنم. رفتم پیش پزشک متخصص کلیه و مجاری ادرار، دکتر بهم گفت: مشکلی نداری، این سوزش عصبیه. دکتر یه سری قرص برام تجویز کرد که با مصرف اونها سوزشم کم بشه. از قدیم خارجی همون قرص‌ها را داشتم و شروع کردم به روزی 3تا قرص 25میلی‌گرم آرام بخش درد‌های عصبی خوردن. حالا نگو دکتر قرص 10میلی‌گرم تجویز کرده بود اون هم ایرانی و کچی‌شو، نتیجه‌ی خوردن اون قرص‌ها این بود که تمام طول روز و شب را خواب بودم، البت برای غذا خوردن بیدارم میکردن اون هم با زور و برای چند دقیقه. الان که در طول 24ساعت فقط 5ساعت خوابم میبره اونهم بریده بریده میفهمم اون خواب‌های طولانی چه حـــــالـــی داره، احتمالا حال معتادها هم مثل همون وقت من باید باشه.

پيآمد: یک‌شنبه‌ی گذشته از تلویزیون فارسی آمریکا باهام تماس گرفتن و خواستن درباره‌ی معلولیت تو برنامه‌شون نطق کنم، من هم براشون کلی از گروه باور گفتم و از خودمون که ملت باشیم بد گفتم.

پیمانِ ابدیِ پیمان ابدی با کارش پیمانِ ابدی شد




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، طنز، لينك، تجربه‌، ماهواره،
:: برچسب‌ها: پیمان ابدی, داغ داغ داغ, ذغال, مثانه, مجاری ادرار, مطلب, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 اردیبهشت 1388 ارسال نظر(17)

الگوی مصرف

چند روز پیش که رسماً تعطیلات نوروزی تمام شد کاشف به عمل آمد که کلی مهمون‌ نوروزی افسرده حال داریم، بنابر بجا آوردن رسم ادب و ارادت، با پدر گرامی سعی کردیم تغییری در وضعیت اونها بوجود بیاریم، پس افتادیم به جان اونها، اول بابام اونها را لخت و معاینه میکرد، سلامت‌شونو که تایید میکرد میفرستادشون نزد بنده تا از شرمندگی‌شون دربیام، من هم سه سوته ترتیب اونها را میدادم و حالی میبردم. فکرش را بکن، یک بشقاب غذاخوری پر کیوی خوردم. برای اینکه اجابت مزاج برام خیلی سخت نباشه هر روز دوتا کیوی یک پرتغال و یک نارنگی میخورم، ماشالله یادت نره. 4 ساعت بعد رعایت نکردن الگوی مصرف، مشکل شروع شد، مزاجم خراب شده بود، گلاب به روی مثل ماه‌تون، نمی‌فهمیدم توالت لازم هستم یا نه. هر دفعه فکر میکردم کارم تمام شده، آمآ با فاصله‌ی 26 ساعت ناگهان توالت لازم میشدم. روز سوم وضع بدی بود: من غرق در کثافت بودم، آب نیز قطع بود، 2ساعت سر خلا به انتظار آب نشستم، اما آب 48ساعته قطع شده بود. برای شستشو با آفتابه فلاکتی کشیدم که مپرس.

پاورقي: چه خوشبخت هستند کسانی که هر وقت نیاز دارن با پای خودشون میرن توالت. لذت با فشار ادرار کردن را با هیچ  چیز تو دنیا نمیشه مقایسه کرد، پس تا میتونی لذت ببر.




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، طنز، تجربه‌، جنسی، صدا و سیما، داستانک،
:: برچسب‌ها: آفتابه, افسرده, برای اجابت مزاج, تعطیلات نوروزی, توالت, خلا, خوشبخت, کیوی, لخت, معاینه, مهمون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 فروردین 1388 ارسال نظر(23)

ته سالی

آدمهای ناراضی همیشه خودشون را معلول شرایط و اجتماع و زندگی و زمین و زمان میدانند، این افراد همیشه ناسپاس و شاکی و درحال ناسزا گفتن به همه چیز هستند. افراد واقع گرا خودشان را علت هر پدیده و رویدادی در زندگی‌شون میدانند. افراد واقع گرا با جستجو در رفتار خودشون علت‌ها را میابند. بهترین حسی که آدم میتونه داشته باشه حس رضایت‌مندیه. برای رسیدن به این حس باید نقش مثبت خودمون را در زندگی خانوادگی و اجتماعی پیدا کنیم. باید داشته‌های مثبت و نداشته‌های منفی را دید و بخاطر اونها خوشحال و شکر گزار بود.

ته‌بندي: گوشی را برداشتم تا ببینم کیه که زنگ تلفن را به صدا در آورده، یه خانمی گفت: منزل آقای آیت اللهی ست؟ گفتم: نه خانم، اشتباه گرفتین، اینجا منزل حجت اسلامی است. در اخبار اعلام شد که یک اسید پاش را می‌خواهند قصاص کنند، بنظر من قصاص برای این افراد خیلی کمه، پیشنها شما چیه؟ امسال عجب زمستان داغی داشتیم؟ شاید به دلیل گرم بودن زمستان آدم حس میکنه سال خیلی سریع تر از همیشه ته کشیده




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: آدمهای ناراضی, آیت اللهی, اسید پاش, تلفن, حجت اسلامی, حس رضایت‌مندی, شاکی, معلول, ناسپاس, نقش مثبت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 اسفند 1387 ارسال نظر(18)

قاتل دوست و دشمن

میتونی مثل من اول صبح کمتر از 1ساعت 6لیوان‌پر آب گرم بخوری؟ این کار دیوانگی بنظر میاد، نه؟ پسر همسایمون 8سالی از من کوچکتره، خیلی بچه‌ی مهربون و با معرفت و کاردرستیه و من دوستش دارم، 2سال پیش ازدواج کرد، مشغول کار و زندگی خودش بود که به دلیل ضعف و لاغری می‌برنش دکتر، بعد آزمایش‌های لازمه میفهمن که سرطان داره، الان در مراحل آخر شیمی درمانیه، خیلی وقته که ندیدمش، میگن موهاش ریخته و مثل آدم‌های خیلی پیر شده. امیدوارم که خدا شفای عاجل بهش بده. داروهای ضد سرطان همه سم هستند و کارشون کشتن سلول‌هاست به دوست و دشمن هم رحم نمی‌کنن. آدم وقی پاش بیافته برای بدست آوردن سلامتی سم هم وارد بدنش میکنه چه برسه به آب گرم فراوان. من برای اینکه برم توالت مجبورم با 2قرص بیزاکودیل تمام روز لیوان لیوان آب گرم و چای بخورم.

پسينه: چه کسی میتونه به این مطمعن باشه که سال دیگه یا ماه دیگه یا هفته‌ی دیگه یا فردا یا تا 1ساعت دیگه همینطوری که الآن هست، خواهد بود، پس لذت همین الانت راببر و بدان که وضع و حال تو برای خیلی‌ها رویایی‌ست.

وبلاگی که به خوندنش میارزه: ام . اس در گذر زمان

کامپیوتر شما هر قدر جدید باشه باز با حداکثر سرعتش کار نمیکنه، برای اینکه از عمل کرد سریع کامپیوترتان لذت ببرید مسیر زیر را دنبال کنید:

Control Panel

Tools

Folder Options

View

گزینه‌ی زیر را علامت دار کنید

Launch folder windows in a separate process

در نهایتOKکنید و با سرعت بالای کامپیوترتان حال کنید




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌، كامپيوتر و رایانه،
:: برچسب‌ها: ام اس, توالت, سرطان, سرعت بالای کامپیوتر, شیمی درمانی, ضعف و لاغری, موهاش ریخته,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 اسفند 1387 ارسال نظر(18)

حسن توجه

من که اصلا از سوال‌هایی که دوست و آشنا ازم می‌پرسن ناراحت نمیشم، بنظر من این نشانه‌ی حسن توجه اونهاست. یه سوال تکراری که همه ازم می‌پرسن اینه: از اینکه مدام تو خونه هستی حوصله‌ات سر نمیره؟ آدم موجودیه سازگارآااا که میتونه خودش را با هر شرایطی تطبیق بده. سازگار بودن با عادت کردن فرق میکنه، آدم سازگار در بدترین اوضاع برای خودش بهترین شرایط را رغم میزنه، عادت‌ها شاید خیلی خوب و دل‌خواه نباشن عادت‌ها حتی میتونن تبدیل به بیماری بشن مثل وسواس. همین چند وقت پیش یکی از دوستان ازم پرسید: صبح‌ها که از خواب بیدار میشی با خودت نمیگی حالا امروز را چطوری شب کنم؟ با این همه وقت اضافه چه کار میکنی؟ میشه بگی یه روز را چطوری شب میکنی؟ بهش گفتم: باورکن اصلا وقت اضافه نمیارم، تازه شب وقت خواب یادم میاد که فلان کار را نکردم. از وقتی که لپ‌تاپ خریدم در طول روز بیشتر با کامپیوتر مشغول هستم البته نه تمام وقت، گاهی کتاب و مجله و روزنامه می‌خونم، گاهی تلویزیون می‌بینم و گاهی با خانواده شوخی می‌کنم.

پيآمد: در هر کاری باید حساب کرد به ازای اونچه که بدست میاریم چقدر باید هزینه بشه، مثلا اگه من بخواهم فرت و فرت برم بیرون جهت گردش و سیاحت و .... حتما بیشتر از اونچه که من سود میکنم اطرافیانم را از کار و زندگی میاندازم، گرچه همین الان هم باعث شدم خواهر و برادرم بخاطر من مجرد بمونن، با دوستانشان تفریح نرن، مسافرت نرن، ماموریت‌های شغلی نگیرن، حتی دانشگاه شهر دیگه نرن. اینها که میگم نکته‌هایی هستند که من با دیدن اینها احساس میکنم خانواده‌ی من چقدر به من لطف دارن و من چقدر فرد دوست‌داشتنی‌ای هستم، نه؟؟ شوخی کردم اما اینها باعث تقویت حس رضـایتمندی من میشه و این یعنی لذت بردن از لحظه‌ها و خوشبختی

سانی

يکي از رايج ترين کارهايي که تايپيست هاي حرفه اي انجام ميدهند کشيدن حروف و کلمات براي زيباسازي متن تايپ شده است. شما نيز ميتوانيد با استفاده از اين ترفند متون خود را بکشيد. همانند اين کلمه: خــوشــــبـــخـــــتـی، براي اين کار : کافي است در هر مکاني از ويندوز ، زبان ويندوز را روي فارسي تنظيم کنيد.سپس حرف مورد نظر خود را تايپ کرده و کليدهاي ترکيبي Shift+J را همزمان بفشاريد




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز، كامپيوتر و رایانه، سیاحت،
:: برچسب‌ها: برادر, تقویت حس رضـایتمندی, حسن توجه, حوصله, خواهر, روزنامه, سازگاری, عادت, کامپیوتر, کتاب, کشيدن حروف و کلمات, گردش و سیاحت, لپ‌تاپ, مجله, وسواس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 اسفند 1387 ارسال نظر(26)

خراشیده

همیشه از صبح تا ظهر رادیو جوان گوش میدم، چون چند روزیه روال عادی برنامه‌های این ایستگاه عوض شده، موج را انداختم روی رادیو سلامت. بعد اذان ظهر من و رادیو هر کدام داشتیم کار خودمان را میکردیم که یه صدای ناهنجاری از رادیو در آمد و توجه من را به خودش جلب کرد، شخصی میگفت: من قطع نخاع هستم، من تنها دعایی که بعد نماز میکنم اینه: خدایا ببخش و بیامرز، و میگفت ........ . حرف‌هاش برام آشنا بود اما صداش خیلی نکره بود. حدودا هفت8 ماه پیش زنگ زدم به رادیو سلامت و یه سوال از پزشک برنامه پرسیدم، گوشی را که قطع کردم تلفن‌مان زنگ زد، گوشی را برداشتم یه خانم خوش سیما از اونطرف خط گفت: من از رادیو سلامت زنگ میزنم لطفا بعد شنیدن بوق بگید بعد نماز چه دعایی میکنید، من هم که حسابی حوصله‌ام سر رفته بود از این فرصت الهی نهایت سو استفاده را کردم و براشون رفتم بالا منبر، توپ، بالاخره خانوم اونور خط خسته شد و گفت: عزیزم نیم ساعته نوار دستگاه‌مون تموم شده، میشه بسه؟ پسوند: آدم وقی حرف میزنه فکر میکنه بلبل شیدا داره چه‌چه میزنه، اما وقتی آدم صدای ضبط شده‌ی خودشو میشنفه یاد بازار مسگرها میافته




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، طنز، صدا و سیما، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: تلفن, خدایا ببخش و بیامرز, دعا, رادیو, صدا, ضبط, قطع نخاع, موج, نماز,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 بهمن 1387 ارسال نظر(19)

تقديم با عشق

بعد کلی برنامه ریزی و جور کردن مخارج و .... بار سفر را می‌بندن و  به راه میافتن، یکی میره تو دل طبیعت، یکی میره به شهری برای زیارت، اون یکی میره به شهری برای سیاحت، بعضی‌ها هم سرخوش و دل به نشاط هستن تو گرما و سرما بدون هرگونه برنامه‌ریزی و پس‌انداز از دوگنبدان‌ممسنی، علی‌آبادکتول، لولو‌کدان و بابایادگار راه میافتن برای تماشای دآربی(حمایت از عادل فردوسی پور)!؟، هرکسی به یک شکلی و با تقبل هزینه‌ای برای خودش شادی میآفرینه. جالب اینه که: ما اونچه‌ را که توی شهر خودمون و جلوی چشم‌مون و یا دم‌دست‌مونه را اصلاً نمی‌بینیم، چه برسه به اینکه بخواهیم ازش حالی ببریم. برای شاد بودن و لذت بردن از اونچه که هست حتما نباید کیلومترها سفر کرد و به تماشای دریا و جنگل و کوه و پل و بازار رفت، اونچه که خدا بهمون بخشیده شادی آفرینه، چیزهایی مثل حس بینایی وشنوایی که با اونها میشه از صدا و سیمای اعضای خانواده غرق لذت و عشق و شادی ناب شد، چشم‌ها را باید شست، جور دیگری باید دید

پاورقي: بیشتر ما از همه طلب‌کار هستیم، حتی از پدر و مادر و دیگر عزیزان‌مان!؟ بعضی‌ها نه طاقت دوری عزیزان را دارند نه اونها را هنگام نزدیکی تاب میآرن؟! =(آی‌کیو اون‌نزدیکی‌رونگفتم) اگه همه فکر میکردن که برای آخرین باره که دارن عزیزانشان را می‌بینند و با او حرف میزنند حتما رفتا و کردارشان را عوض می‌کردند. وقتی یکی از اعضای خانواده پیش شما نیست یا اینکه خود شما پیش خانواده نیستید ممکنه یکی از چند صد نفری باشید که هر روز در حوادث مختلف از بین میروند، پس قدر لحظه‌های با هم بودن را باید دانست و نهایت استفاده را از آن برد. چرا کار به وجدان درد بکشه؟ چرا الآن عزیزمان را نبوسیم؟

یکی از دوستان پرسیده: هنوز کسی را برای ازدواج پیدا نکردی؟؟ جواب من این بود: جواب شما هم بله هم خیر است من پیدا میکنم اما اونا فوری گم میشن اوفتادندی


:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، طنز، پند و اندرز، صدا و سیما، سیاحت،
:: برچسب‌ها: ازدواج, بازار, برنامه ریزی, پل, جنگل, زیارت, سیاحت, شادی, طبیعت, عادل فردوسی, قدر, کوه, لحظه‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 بهمن 1387 ارسال نظر(14)

 بالابرهای معلول و ویلچر

خانم نظافتچي در امتحان پايان ترم دانشکده پرستاري، استاد ما سوال عجيبي مطرح کرده بود. من دانشجوي زرنگي بودم و داشتم به سوالات به راحتي جواب مي دادم تا به آخرين سوال رسيدم، نام کوچک خانم نظافتچي دانشکده چيست؟ سوال به نظرم خنده دار مي آمد. در طول چهار سال گذشته، من چندين بار اين خانم را ديده بودم. ولي نام او چه بود؟! من کاغذ را تحويل دادم، در حالي که آخرين سوال امتحان بي جواب مانده بود. پيش از پايان آخرين جلسه، يکي از دانشجويان از استاد پرسيد: استاد، منظور شما از طرح آن سوال عجيب چه بود؟ استاد جواب داد: در اين حرفه شما افراد زيادي را خواهيد ديد. همه آنها شايسته  توجه و مراقبت شما هستند، بـايد آنها را بشناسيد و به آنهـا محبت کنيد حتـي اگر  اين محبت فقط يک لبخنـد يا يک سلام دادن ساده باشد. من هرگز آن درس را فراموش نخواهم کرد!

ته‌بندي: وسیله‌های زیادی هستند که کمک می‌کنند به توانمند شدن شخص معلول، از ابزاری که برای معلول‌های کم توان خیلی مفیده بالابر معلول و بالابر ویلچر است. اما اون وسیله باید درست و بجا انتخاب بشه، باید وسیله‌ای را انتخاب کرد که امتحان پس داده باشه تا معلول گرفتار ابزار کارنآمد نشه. برای آشنایی دوستان با بالابر معلول و ویلچر با کمک گوگل مقداری عکس از وب‌سایت های مختلف کش رفتم  که در دنباله‌ی مطلب میتونید اونها را ببینید

عکس یه آقا پسر 7 ساله‌‌ی خوش تیپ

آخرین مدل شلوار لی جین و تاپ و تیشرت و پیراهن

کنجکاوی کودکانه‌ی دو نی‌نی

روی هر عکس کلیک کنید میرید به سایتی خارجی که اون عکس توش هست

 
 

 




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، لينك، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک،
:: برچسب‌ها: امتحان, بالابر, پايان ترم, پرستاري, خانم نظافتچي, دانشکده, معلول, وسیله, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 دی 1387 ارسال نظر(12)

ره آورد

اهل نظر میگن: آدم‌ها باید دنبال بزرگترین و زیباترین و کامل‌ترین رویاها و آرزوها باشند. من میگم: رویا و آرزوی بزرگ هر کسی برای خیلی‌ها کوچیک محسوب میشه، مثلا: بزرگترین رویا و آرزو برای ما نخاعی‌ها اینه که با پای خودمون بریم توالت و حال توالت کردنی ارادی را ببریم، این آرزوی شیرین برای ما دست نیافتنی مینماید اما برای افراد سالم امری است: ندیدنی. خوبیه آرزو و رویاهای کوچیک اینه که آدم زود بهشون میرسه و این باعث میشه آدم احساس خوشحالی و خوشبختی کنه. و امآاااااا داداشم نیمه‌ی آبان امسال برای بازدید از پروژه‌ا‌ی با جمعی از همکارهاش رفت شمال، شهر نکا، اونجا چیزی دید که من عاشقش هستم و همواره چنین رویاهای زیبایی در سر دارم، داداشم که از علاقه‌ی شدید من به اون صحنه‌ها و لحظه‌ها خوب خبر داره فورری با دوربین‌اش عکس‌هایی رویایی برام گرفت و آورد و آتشی به خرمن ذهنم زد که با آب100دریا هم خاموش نمیشه. مردی میخوام که بتونه آتیش من را خاموش کنه، کسی که خودش با آتیش من نسوزه.

پسرفت: وبلاگ‌ها معمولا دفتر خاطرات هستند و کسانی وبلاگ می‌خوانند که دوست دارن توی افکار ملت سرک بکشن، بهتر بگم یه جورهایی فضول هستند، پس این هم: عکس‌های رویای من برای اون فضول‌هایی که دوست دارند رویای ملت را دید بزنند.

 این اعلامیه را دیده بودی




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: آرزو, احساس, اعلامیه, اهل نظر, خرمن ذهن, خوشبختی, خوشحالی, دید بزن, رویاها, رویایی, زیباترین, فضول, کامل‌ترین, نخاعی‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 آذر 1387 ارسال نظر(22)

قارچ پوستی

شما خوردن قارچ را دوست دارید یا نه؟؟ در هر صورت فرقی نمی‌کنه، فقط بدان و آگاه باش که قارچ خوردن جاهای لذیذ شما را دوست داره!!. معمولا آدم‌ها قارچ را سرخ کرده می‌خورن، قارچ‌ هم دوست داره وقتی جایی از آدم‌ را می‌خوره سرخش کنه. همونطور که آدم‌ها انواع خوراک قارچ دارن، قارچ‌ها هم انواع خوراک در بدن آدم‌ها دارن، مثلا شوره‌ی سر یه‌جور قارچه. یه‌جور قارچ که من گرفتارش شدم در جاهایی از پوستم که خراشیده میشد، موجب پینه‌زدن پوستم میشد، که با مالیدن محلول موضعی کلوتریمازول این قارچ مزاحم ازبین رفت. این اوخر یه قارچ بی‌تربیت افتاده بود به خوردن تشکیلات عریض و طویل بنده،(فضول‌ اگه چاقو دستت نیست این هم عکس جهت دیدزدن) اولش فکر ‌می‌کردم مشکل از کاندوم دفع ادرار کوچک بوده، چون حالتی ایجاد میشد که انگار رینگ ته کاندوم موجب بریدگی شده، اما ایراد از اون نبود، چون به درمان‌ جواب نمیداد، و با استفاده از کاندوم بزرگتر هم همون حالت به وجود میآمد. بالاخره به فکر قارچ یا حساسیت افتادم بنابر این از پمادهای موضعی کلوتریمازول و بتامتازون استفاده کردم و جوابی گرفتم چون آب بر آتش.

پاورقي: به بادنجان میگن مرغ بدون استخوان، از نظر من بادنجان بسیار لذیذتر از مرغ با استخوان است. بنظر شما به این خانم میشه گفت آدم با استخوان

عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: استخوان, بادنجان, پماد, پوست, حساسیت, خراشیده, سرخ, قارچ, کاندوم, مالیدن, محلول, مرغ, موضعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 آبان 1387 ارسال نظر(11)

فراخوان

چند وقت پیش بهزیستی فراخوان داد برای انتخاب نام خودروی ویژه‌ی معلولان، با این تشویق که به نام برگزیده یه اتول جایزه میدن. من هم نشسته و خوابیده و ..... زور زدم و کلی فکر کردم و اسم‌هایی انتخاب کردم و به قرار زیر پیشنهاد دادم

  بنام خدا

عزيزان سلام, خسته نباشيد. بي‌شك بهزيستي همواره بهترين و بزگترين يار و ياور و كمك براي ما معلولان بوده و هست اتومبيل مناسب حال براي معلول مثل پاهايش است. اتومبيل مناسب حال براي معلول مثل بهترين دوست و كمك: برادرش است. بنده براي اتومبيل مناسب سازي شده نام‌هاي زير را پيشنهاد ميدهم:

1-كا، كوتاه ترين نام كه بسيار با معني است. كا را ميتوان با تك حرف انگليسي هم نمايش داد. در فرهنگ لغت كا به معني سرير، كرسي، تخت، چهار پايه‌ي امن آمده. همچنين در بسياري از نقاط ايران به برادر كا مي‌گويند

2-يار، ياري، ياريست. ياريست بسيار با معني‌ست و شبيه نام مدلي جديد از تويوتا است

3- پا، پاسا، پاسان حتما كارهاي خير شما موجب رضايت خدا و پيامبر گرامي ‌اسلام حضرت محمد مصطفي(ص) و امام زمان حضرت مهدي(عج) واقع مي‌گردد و ثواب اخروي بزرگي نصيب شما عزيزان گرامي مي‌شود، ما نيز و همواره دعا گوي شما هستيم.  من الله توفق

دو هفته پیش توی تلویزیون در آخرین نمایشگاه اتومبیل سال در پاریس دیدم شرکت فورد روی یه محصولش اسمی را گذاشته که من بعنوان اولین نام پیشنهاد دادم.

پيوست: وقتی قسمت آخر سریال روزگار قریب را دیدم خیلی دلم سوخت، اما نمیدونم برای دکتر قریب که با 2روز توالت نرفتن به رحمت خدا رفت یا برای نخاعی‌ها که اگه بیرون روی بگیریم 2روز یک‌بار میریم توالت

سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، تجربه‌، صدا و سیما، فکر ایده پیشنهاد، خودرو معلولین، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: انتخاب نام خودر, بهزیستی, پاریس, پيشنهاد, ثواب اخروي, جایزه, سریال, فراخوان, معلولان, نمایشگاه, ویژه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 آبان 1387 ارسال نظر(16)

گواهینامه‌ی معلولی

از بهزیستی زنگ زدن و گفتن: تو که برای خرید خودروی معلولان ثبت نام کردی آیا ازدواج کردی؟ گفتم ازدواج نکردم، اما میخوام ازدواج کنم ولی دست من کوتاه و یار در کوزه و ما تشنه لبانیم. طرف گفت گواهینامه‌ی رانندگی داری؟ گفتم دارم، اما سال 69 وقتی سالم بودم گرفتمش. طرف گفت: برو گواهینامه‌ی ویژه بگیر ایشالله سری دوم در اولویت دریافت اتول خواهی بود. زنگ زدم به راهنمایی رانندگی و پرسیدم برای دریافت گواهینامه باید چه کار کنم. طرف گفت: روزهای زوج با داشتن اصل و گپی کارت ملی و شناسنامه و گواهینامه و 3عکس ساعت 10ونیم اینجا باش. مدارک را جور کردم و زحمتم را انداختم سر دوش داداش عزیزم و با هم رفتیم شهرک آزمایش جهت دریافت گواهینامه. اونجا هم پله بود هم سطح شیب دار. بعضی از این رمپ‌ها را فقط برای نمایش درست کرده بودن چون واقعا شیبشان برای عبور ویلچر تند بود. اونجایی که برای معلولان پرونده سازی میکردن سربازی بود که کارش فقط انجام کارهای اداری و راهنمایی معلولان بود. معلولان را سه افسر پلیس نگاه میکنن تا تشخیص بدن طرف توانایی رانندگی با چه نوع اتومبیلی را داره. اگه معلول دستاش سالم باشه میفرستنش آموزشگاه ویژه‌ی معلولان تا بعد آموزش بره برای امتحان شهر و .... . سه افسر مربوطه دفتر قوانین را بالا و پایین کردن و به من گفتن چون انگشت‌های دست راستت گیرایی نداره باید بری قسمت مهندسی که دستور بده بری برای کمیسیون پزشکی که اونا معاینه فنی مهندسی پزشکیت کنن، اگه تشخیص دادن که توانایی رانندگی کردن را داری بعد میای اینجا برای الباقی ماجرا.... .

پاپوش: نتیجهِ‌ی اخلاقی: وقت داداشم حرام شد و من طبق معمول شرمندش شدم. فعلا از گواهی‌نامه گرفتن منصرف شدم. حال من گرفته نشد چون حال کشک نیست که بشه گرفتش. اصلا گور پدر رانندگی و اتول و ..... 

زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن، مناسب سازی شهر برای معلولان، خودرو معلولین، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: اولویت, بهزیستی, ثبت نام, خرید خودرو, رانندگی, راهنمایی, کمیسیون پزشکی, گواهینامه, معلولان, نتیجه اخلاقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 آبان 1387 ارسال نظر(13)

اتونومیک دیس رفلکسی

یکی از دوستان نخاعی خواست مطلبی پیرامون اتونومیک دیس رفلکسی بنویسم یا اینکه خودش بنویسه و جهت اطلاع و استفاده‌ی دوستان نخاعی بفرسته چون معمولا نخاعی‌ها گرفتار این عارضه هستند، خدمت دوستم عرض کردم من در این مورد اطلاعات دقیق و علمی ندارم، خودت زحمتش را بکش او هم چنین کرد و مطلب زیر را برای استفاده‌ی دوستان فرستاد با تشکر از بهمن‌ در متن زیر نوشته‌هایی را که ضخیم کردم در مواقع و موارد مختلف خودم باهاش درگیر بودم مثلا وقتی که گوشه‌ی پام به دلیلی نا مشخص اندکی زخم شده بود فشار بالش به  کف پام باعث میشد به شدت عرق کنم یا زمانی که نمی‌دونستم چطور باید اجابت مزاج کنم همین گرفتاری‌ها را داشتم یا وقتی که راه سوندم گرفته میشه یا وقت گرفتن: عکس رنگیِ مثانه

پسينه: چشم بهم زدیم یه ماه دیگه از عمرمون را اصراف کردیم،  من که نفهمیدم ماه رمضان چطور گذشت مثل 15 سال معلولیت و 37 سال از عمرم، خوشبحال اونهایی که روزها را میفهمند اتونومیک دیس رفلکسی چیست؟ این حالت پاسخ غیر طبیعی بدن شما به یک مشکل در زیر ناحیه آسیب نخاع است. علت معمولا پر شدن بیش از حد مثانه یا روده است. به سبب ضایعه نخاعی بدن شما قادر نیست به پیام هایی که برخی از آن ها غلط هستند پاسخ مناسبی بدهد. علائم خطر در اتونومیک دیس رفلکسی: بالا رفتن ناگهانی فشار خون، فشار خون بالا در پزشکی یک امر خطیر است. فشار خون بالا می تواند سبب حملات قلبی٬ مغزی و حتی منجر به مرگ شود. دو راه برای پایین آوردن فشار خون دارید:  

1-  بر طرف سازی علت بروز این وضعیت

2-  استفاده از داروهای تجویز شده از سوی پزشک. علائم خطر شایع کدامند؟ ممکن است اغلب اوقات هیچ علامت خاصی مشاهده نشود. برای یافتن یک یا چند علامت از علایم زیر بررسی لازم را بنمایید. خطرناک‌ترین علامت اتونومیک دیس رفلکسی ٬ افزایش سریع و بسیار زیاد فشار خون است

یک سر درد ضربان دار و کوبشی(مثل این است که چیزی در سر شما می کوبد.)

تعریق فراوان ٬به خصوص در صورت٬ گردن و شانه ها٬این حالت اغلب بالای محل آسیب نخاع است(اغلب نه همیشه) پوست سرخ و گر گرفته بخصوص در صورت٬ گردن و شانه ها. این وضعیت اغلب در بالای آسیب دیده می شود.  سیخ شدن موها٬ اغلب در بالای سطح آسیب. تاری دید و یا وجود نقاط نورانی در حوزه دید. گرفتگی بینی.اضطراب یا لرزش. احساس سنگینی و فشار روی قفسه سینه ٬ تپش قلب یا تنفس سخت. عواملی که سبب حملات اتونومیک دیس رفلکسی می‌شوند

1-   مثانه یا کلیه

2-   روده یا شکم

3-  پوست و زخم های فشاری

4-  دستگاه تناسلی و فعالیت های جنسی توضیحات و مسائل مربوط به این عوامل و پیشگیری از آن

1- مثانه ای که بیش از حد پر شده است کارهای رایج مربوط به مثانه را که قابل اعتماد هستند را دنبال کنید مشکلاتی مانند عفونت دستگاه ادراری و سنگهای کلیه یا مثانه آزمایشها٬ درمان ها و یا جراحی هائی که بر روی مثانه انجام می شوند. مثل سیستوسکوپی یا آزمایشهای دینامیک ادرار

2- روده ای که بیش از حد پر شده است٬ یبوست یا تجمع مدفوع در انتهای روده طبق برنامه تنظیم شده برای روده عمل کنید. مشکلاتی چون سنگ کیسه صفرا٬ التهاب یا زخم معده ٬ بواسیل یا آپاندیسیت از پزشک خود سوال کنید که چه فیبرهای غذایی می توانید مصرف کنید. هر گونه افزایش در میزان فیبر لازم است تحت نظر پزشک به طور مرحله ای و آهسته انجام شود.

آزمایشاتی که بر روی شکم یا روده صورت می گیرد ٬ مثل جراحی٬سیگموئیدوسکوپی یا باریم انما (تنقیه محلولی برای عکس برداری از روده بزرگ) مایعات بسیار بنوشید. در مورد مقدار آن با پزشک خود مشورت نمایید

3- زخمهای فشاری٬ مشکلاتی چون رشد ناخن به سمت داخل پوست ٬سوختگیها (از جمله آفتاب سوختگی) گزیدگی حشرات پوست خود را روزی یکبار بررسی کنید تا اگر نقطه قرمز ٬ خراشیدگی یا بریدگی در زیر محل ضایعه وجود دارد آن را در یابید. آسیب به پوست به وسیله اجسام سخت یا تیز از مواضعی که به سبب حضور در آن ممکن است یکی از این صدمات به پوست شما وارد شود خودداری کنید. وسایل تیز و خطر ناک را از صندلی چرخدار و رختخواب خود دور کنید. بررسی کنید لباسها ٬ کفش ٬ بریس ها و وسایل همراهتان درست اندازه و راحت باشد و هیچکدام تنگ و چسبان نباشد بخصوص اگر نو هستند.

4- دستگاه تناسلی و فعالیتهای جنسی- تحریک بیش از حد آلت تناسلی٬ به خصوص هنگام استفاده از ویبراتور مردان: انزال٬ عفونت یا التهاب بیضه(اپیدیدیمیت) یا فشار بر روی بیضه. زنان: قاعدگی٬ حاملگی(درد زایمان و زایمان)٬ عفونت واژن(واژینیت)یا رحم

اگر من اتونومیک دیس رفلکسی دارم ٬ چه باید بکنم؟

گام اول: اقدام فوری بسیر ضروری است! اگر شما نمی توانید این مراحل را اجرا کنید از فردی بخواهید این کارها را انجام بدهد مهم: شما باید راست بنشینید و تا زمانی که فشار خون به حالت طبیعی برگردد دراز نکشید چرا که وضعیت دراز کشیده فشار خون را بالا می برد.

گام دوم: بنشینید و اگر قادر به این کار نیستید سرتان را نسبت به بدن به حالت 90 درجه نگهدارید. اگرتوانایی دارید پاهای خود را پایین تر از سطح بدن بیاورید٬ هر چیزی که سفت به بدن شما چسبیده است از خود جدا کنید یا رها سازید: لباسها کفش ها یا بریس ها چسب سوند خارجی بند کیسه ادراری متصل به پا باند شکم باند کشی

گام سوم: اگر دستگاه فشار خون دارید٬ فشار خون را هر 5 دقیقه ارزیابی کنید تا اینکه متوجه شوید بهتر شده اید.

گام چهارم: مثانه خود را برسی کنید. الف: اگر شما از سوندیزاسیون متناوب و یا از یک سوند بیرونی یا از پد استفاده میکنید:

 1- سوند بیرونی یا پد را بردارید .

 2- اگر خود شما(یا هر کسی که همراهتان است) تجربه دارید٬ یک سوند وارد پیشابراه نمایید. بدین صورت که: یک سوند بردارید و سطح آن را با یک ژل بی حسی یا یک ژل لوبریکانت آغشته کنید. سوند را وارد مجرا کنید و بی درنگ ادرار را تخلیه کنید.

3- در حالت زیر سوند زدن را متوقف کنید: کسی تجربه کافی برای این کار را ندارد. سوند به راحتی وارد نمیشود. علائم شما تشدید شد. در این موقعیت دست نگهدارید و به پزشک یا پرستار خود تلفن کنید و در اسرع وقت به اتفاقات (اورژانس) بروید. به مرکز اورژانس محل اقامت خود تلفن کنید یا به کسی که بتواند شما را به آنجا انتقال دهد ٬ اطلاع دهید . در زمانی که دچار اتونومیک دیس رفلکسی هستید هرگز رانندگی نکنید زیرا بسیار خطرناک است.

4- اگر سوند دیگری گذاشتید و باز هم فشار خون شما بالا بود یا بالاتر رفت فورا به اورژانس مراجعه کنید.

5- به رنگ٬ بو و شفافیت ادرار توجه کنید و در صورتی که در آن خون یا کدورت مشاهده کردید و یا بوی غیر عادی استشمام کردید٬ به پزشک یا پرستار خود تلفن کنید زیرا ممکن است دچار عفونت شده باشید.

ب: اگر شما یک سوند ثابت دارید ( یک فولی یا یک سوند فوق عانه):

 1- لوله را برسی کنید که پیچ خوردگی یا گره نداشته باشد. اگر هر یک را پیدا کردید آن را رفع کنید . اگر لوله زیاد کشیده شده و یا زیاد به داخل فرورفته است آن را آزاد کنید. سپس با چسب لوله را ثابت کنید تا از تغییرات دوباره جلوگیری شود.

 2- کیسه ادرار را خالی کنید.

 3- اگر ادرار در کیسه نیست و جریان ادرار دیده نمیشود٬ چنانچه تجربه کافی برای شستشوی مثانه دارید به آرامی این کار را انجام دهید.مقدار مایعی که برای شستشو استفاده می کنید در هر بار بیشتر از دو قاشق غذا خوری (30 سی سی) نباشد. نکته مهم: اگر علائم شما وخیم تر شد٬ شستشو را قطع کرده و فورا به اورژانس مراجعه کنید.

 4- اگر پس از شستشو باز هم جریان ادرار نمایان نیست٬ در صورتی که خودتان یا فرد دیگری تجربه برای قرار دادن سوند دارید٬ یک سوند وارد کنید: سوند دیگری بردارید. سطح آن را به یک ژل بی حسی یا ژل لوبریکانت آغشته کنید. سوند را داخل مثانه بفرستید.

 5- اگر حالات زیر دیده شد نهادن سوند را متوقف کنید: فردی که تجربه کافی برای این کار داشته باشد در دسترس نباشد. سوند به راحتی وارد نشود. علائم شما تشدید شود. با پزشک یا پرستار خود تماس بگیرید و به اورژانس بروید. به مرکز اورژانس محل زندگی خود و یا به کسی که بتواند شما را به آنجا انتقال دهد٬ اطلاع دهید. از رانندگی هنگام اتونومیک دیس رفلکسی پرهیز کنید.

6- ادرار خود را بررسی کنید و اگر خون یا کدورت در آن دیدید و یا بوی غیر عادی یافتید٬ به پزشک خود اطلاع دهید چرا که ممکن است مبتلا به عفونت ادراری شده باشید. نکته مهم: اگر باید به اورژانس مراجعه کنید از همراهتان بخواهید شما را در حالت نشسته منتقل کند. خوابیدن فشار خون را بالاتر می برد.

گام پنجم: 7- اگر سوند دیگری وارد کردید و باز هم فشار خون شما بالا باقی ماند به سرعت به اورژانس مراجعه کنید.

گام ششم: اگر علائم خطر محو شدند ٬ به هر صورت به پزشک خود تلفن کنید و علائم را توضیح دهید و از او راه حل مشکل خویش را بخواهید.

گام هفتم: اگر علائم خطر دوباره باز گشتند٬ مراحل فوق را تکرار کنید. اگر علائم محو شدند٬ پزشک خود را در جریان قرار دهید و به اورژانس مراجعه کنید دوستان نخاعی که با اجابت مزاج مشکل دارن این لینک ها را بخونن:

توالت رفتن ۱  توالت رفتن ۲   توالت رفتن ۳ مهم

نخاعی انزال دارد  انزال در نخاعی ها  قطع نخاع و سکس




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌، جنسی،
:: برچسب‌ها: اتونومیک دیس رفلکسی, انزال, بالا رفتن ناگهانی فشار خون, پر شدن بیش از حد مثانه یا روده, چه باید بکنم؟, حاملگی, حملات, دستگاه تناسلی, رمضان, زایمان, سر درد ضربان دار و کوبشی, سکس, سوند, سیخ شدن موها٬, قاعدگی, قطع نخاع, قلبی, مغزی, نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 مهر 1387 ارسال نظر(14)

کارنیکو کردن

توی ماه رمضان همه سعی می‌کنن بیشتر از پیش کار خوب بکنن، برای اینکه نگی مهرداد کونمونه، این هم نمونه: اونهایی که دستشان بیشتر به دهانشان میرسه و پاشان از گلیم‌شان درازتره: در مراسم آزاد کردن زندانی شرکت می‌کنن و سرپرستی ایتام را قبول می‌کنن و.... ، چند سال پیش تلویزیون نشان میداد یه دختر جوان داشت سررپرستی بچه‌ای را می‌پذیرفت، اون لحظه به خودم گفتم ای‌کاش این خانم سرپرستی من را می‌گرفت، این داستان منو به فکر انداخت که برای خودم آگهی بدم تا یکی پیدا بشه و منو به فرزندی بپذیره. خلاصه فکرهام را کردم یه متنی نوشتم و دادم دوستان اونو به انگلیسی ترجمه کردن و گذاشتم توی چند وبلاگ، آخه شنیده بودم که مادونا و آنجلینا جولی و نیکول کیدمن و... هم از این کارها کردن و در دنیای هنرمندها این کارها مده، گفتم بلکه بریتنی اسپرز برای چشم و هم چشمی بیاد و ترتیب کار منو بده و منو........ حتما می‌خواهید بدانید نتیجه‌اش چی شد؟ نتیجه این شد که من همچنان اینجام. وقتی دیدم هیچ خبری از اونور آب‌ها نشد به فکر افتادم اینور خشکی‌های قزوین یه آگهی ازدواج بدم، القصه آگهی ازدواج دادم باقلوآ، آمآاا گویا فقط بیژن خان آگهی بنده را خونده بود که آمد، اونم به خوابم

پيآمد: یه مدت، اندکی ورزش می‌کردم، یعنی اینکه روی تخت وزنه میزدم، البته اسمش وزنه بود چون وزنی نداشت، اونقدر به مثانم فشار آمد که با مشکل بزرگی و ریفلاکس راهی بیمارستان شدم. به همین دلیل خوب میدانم که بچه‌هایی که تو المپیک معلول‌ها مدال آوردن چه کار بزرگ و سختی کردن




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز، فکر ایده پیشنهاد، سیاحت، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: آنجلینا جولی, انگلیس, ایتام, بریتنی اسپرز, تلویزیون, ریفلاکس, قزوین, گلیم, مادونا, نیکول کیدمن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 مهر 1387 ارسال نظر(15)

زشت و زیبا

سریال بزنگاه شبکه3 سیما خیلی صدا کرده، نویسنده و کارگردان دقیقا دست گذاشتن روی اون چیزهایی که پرداختن به اونها در تلویزیون ممنوعه. ما ایرانیِ‌ها خودمان را در انجام هر کاری آزاد و محق می‌دانیم اما دیگران را از پرداختن به همون کارها منع می‌کنیم و می‌گیم این کارو نکنی‌هآاا؟! کارها و حرف‌های سریال بزنگاه کاملا ساده و روزمره هستد که برای همه پیش میاد، جالبه که همه به این سریال می‌خندیم اما بالاخره خودمان را در آینه‌ی تلویزیون تاب نمیآریم و می‌گیم عطاران فلان و بهمان کرده؟! دست تولید کننده‌های این سریال گرم که نشان دادن سطح شیب داری که برای اشخاص ویلچری جلوی بیمارستان ساخته شده چقدر مسخره و خنده داره!! جالب اینه که روی رمپ درب شمالی بیمارستان بقیةالله میشه مسابقه‌ی موتور کراس برگزار کرد

پسوند: انباری مرورگر اینترنت در ویندوزXPدر آدرس زیر است، اون را به آدرس‌بار برنامه‌ی مرورگر عکس مثل ACDseeانتقال بدین و تمام عکس‌هایی را که در اینترنت دیدید را در 4 پوشه ببینید:

C:Documents and SettingsAdministratorLocal SettingsTemporary Internet FilesContent.IE5

 




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، طنز، تجربه‌، صدا و سیما، مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسب‌ها: ACDsee, بیمارستان, سریال, سطح شیب دار, شبکه3, کارگردان, مرورگر اینترنت, نویسنده, ویندوزXP,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 شهریور 1387 ارسال نظر(11)

همه جا

اهل كجايي؟ هرجاهستي خوب جستجو كن: توي جاده‌ها پشت اتومبيل‌ها، توي بيابان‌ها پاي گون‌ها، بين در خت‌هاي جنگل، روي شاخه‌ها بلوط، پاي درخت بين علف‌ها، در نخلستان كنار بلبل خرما، توي تاكستان بين خوشه‌هاي انگور، توي گندم‌زار بغل شانه‌بسر، در مسير رودها بين ماهي‌ها تا دريا، لاي سنگ‌هاي رودخانه‌، روي شن‌هاي ساحل، بين كوه‌ها در اعماق دره‌ها، در دامنه‌ي كوه‌ها بين شقايق‌ها، روي قله‌ها، روي ابر‌ها، هميشه ميان باران، در شمال و جنوب، در غرب و شرق خوب بجوي تا روح سرگردان من را بيابي.

پيوست: رئيس سازمان بهزيستي كشور اعلام كرد: ثبت‌نام خودروهاي مناسب سازي شده ويژه معلولان و جانبازان از 12 شهريورماه جاري به صورت اينترنتي در سراسر كشور آغاز مي‌شود.منبع وب‌سايت معلولان ايران




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، داستانک، سیاحت، هنری، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: بلبل خرما, بلوط, بيابان‌, جاده, جستجو, خوشه‌هاي انگور, دره‌, شانه‌بسر, شقايق, شن‌هاي ساحل, كوه, گندم‌زار, گون, نخلستان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 شهریور 1387 ارسال نظر(18)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.