💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


امري باشه

يه پيشنهاده بهداشتي، بخصوص براي بروبچزي كه به نوعي معلوليت دارن، هر كس و هر جا باشيد، داشتن يه گلدان توي اطاق بهتون خيلي انرژي ميده، رشد گياه درون گلدان گذر زمان را براتون جذاب‌تر ميكنه. گياه‌هاي معمول آپارتماني خوب و زيبا هستن اما ميتونيد كمي تنوع طلب باشيد و گياهي غير معمول و مخصوص پرورش بديد، مثلا انبه و تمرهندي و آناناس بخريد و بخوريد و لذت ببريد و دست آخر هسته‌ي انبه و تمرهندي را بكاريد و منتظر سبز شدن گياهش باشيد، اگه طالب گياه آناناس تو گلدان خودتون هستيد، يه ميوه‌ي آناناس بخريد، چاقو را بذاريد روي ميوه البته دو سه انگشت پايين تر از برگ‌هاي سبز سر ميوه و از همونجا ميوه را دو قسمت كنيد، بعد اينكه قسمت پايين ميوه را نوش‌جان كرديد قسمت بالايي را را داخل يه گلدان ماسه بذاريد و مدام بهش آب بديد. يادتون باشه كه دو سه انگشت گوشت ميوه تا زير برگها حتما زير ماسه باشه تا با صبر، ريشه كنه و بهتون يه گلدان كم ياب بده. موارد بالا جواب ميدن چون آزمايش شدن.

پيآمد: دمش گرم، ‌من شيفته‌ي هوش و درايت و نكته سنجي رئيس جمهور محترم‌مان هستم، ايشان در جلسه‌ي دولت گفتند: به دليل كشته شدن خانم مروه شرويني در دادگاه آلمان، شوراي امنيت سازمان ملل بايد بر عليه آلمان قطعنامه صادر و آن كشور را تحريم كند.   

تازه‌های پژوهش

داستان بازگشت به زندگي -نویسنده: افسانه موسوی

 




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 تیر 1388 ارسال نظر(14)

رویای من

یکی بود یکی نبود، در روزگاران خیلی دوووور، البته نه به این دوری، یه کوچلو دور، یه بچه‌ای به دنیا آمد که خیلی ناز و ملوس بود، البته نه اینقدر که نوشتم. این نی‌نی را همه دوست داشتن‌، البته نه همه‌ی مردم دنیا، مامان این نی‌نی براش عروسک و باباش براش ماشین و شطرنج می‌خرید، نی‌نی یه روز آرزو می‌کرد: راننده‌ی تاکسی بشه تا بتونه همه‌ی عروسک‌های شهر را سوار کنه، یه روز آرزو می‌کرد شطرنج باز بشه تا بتونه تمام عروسک‌های شهر را مات کنه، آرزوهای نی‌نی با بزرگ شدنش بزرگتر می‌شد. او آرزو داشت: روزی رئیس فدراسیون جهانی شطرنج یا رئیس اتحادیه‌ی راننده‌های کرایه بشه. نی‌نی درس و سربازیش تمام شد. مامان نی‌نی جوان برای اینکه بچه‌اش بچسبه به زندگی فوری براش عروس آورد و برای اینکه نی‌نی جوان بی‌کار نباشه باباش براش یه تاکسی خرید. نی‌نی جوان روزها مسافرکشی می‌کرد و شب‌ها با عروسش بازی می‌کرد، اونهم شطرنج. نی‌نی جوان همش می‌خواست پیشرفت کنه و به آرزوهاش برسه برای همین رفت از یه دانشگاهی یه مدرکی گرفت. نی‌نی جوان کم‌کم پله‌های ترقی را طی کرد و به پست و مقامی رسید. او تقریبا50 ساله بود که شد وزیر تاکسیرانی، نی‌نی داشت با مقامش حال می‌کرد که فهمید به دلیل بیماری خیلی زنده نخواهد ماند. نی‌نی خیلی ناراحت بود و شب‌‌ها وقتی با زنش بازی می‌کرد می‌گفت: من هنوز به آرزوهام نرسیدم، نمی‌خوام بمیرم. زمان به سرعت می‌گذشت و نی‌نی دل نگرانِ آرزوهاش بود، او مدام با خودش می‌گفت: حالا که رئیس فدراسیون جهانی شطرنج نشدم چه کار کنم که نا کام از دنیا نرم؟ یه شب که تو همین فکرها بود زنش آمد پیشش و گفت: آقا بیا بریم با هم بازی کنیم که امشب نوبت منه با مهره‌ی سیاه بازی کنم. در حین بازی با زنش بود که انگار درهای رحمت به روش باز شد و فریاد زد یافتم. زنش با تعجب پرسید: مگه چیزی این وسط گم شده بود؟ نی‌نی گفت نه خانم، حالا که دستم به فدراسیون جهانی شطرنج نمی‌رسه و نمی‌تونم از اون راه برای گسترش شطرنج گامی بردارم برای اینکه آرزو به دل نمونم فردا دستور میدم تمام تاکسی‌ها را شطرنجی کنن. و بدین گونه تاکسی‌هایی که شما سوار می‌شدید شطرنجی هم شدند

پايانه: اگه اینترنت مفت دارید به سایت مکان‌ها بصورت3بعدی برید تا عکسهای زیبایی بصورت 360 درجه از هر طرف ببینید.

يك روز بخصوص در تاريخ شمسي چند شنبه است؟




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 مهر 1387 ارسال نظر(17)

خسارت

این اوخر دیگه مغزش هم به خس‌خس کردن افتاده بود تا اینکه بالاخره کمیسیون تشخیص داد باید به دلیل ضعف مفرط و از کار افتادگی بازنشسته بشه، در طول دوران خدمتش به هر کس که تونست خدمت کرد، در این راه آسیب‌های زیادی هم دید: شبکیه‌ی چشمش آسیب دید، پیوند قرنیه شد، دیسک و آرتروز کمر گرفت که همه با جراحی خوب  شد، گرفتار انواع ویروس‌های فصلی میشد و میافتاد زیر دست حکیم، با تمام سنتی بودن و کج خلقی‌هاش به من  یکی که کلی منفعت رسوند، من بی‌نهایت مدیونش هستم، الان بجای اون یه جوانِ متخصص و همه فن حریف آمده که هم ریزه میزه است هم تند و تیزه. با این کامپیوتر جدید الآن احساس میکنم معلول ذهنی هم هستم. قیمت این ACER Notebook با ضمائمش اندازه‌ی کامی قدیمیه شد، حالا دیگه بجای تلویزیون بیشتر وقتم را با کامی پر میکنم، شما پیشنهاد میکنید چه کار با کامی انجام بدم.

پسآمد: توی 99 درصد سریال‌های تلویزیونی دآماد را موجودی زشت پندار و زشت کردار نشان میدن، آدم شرمش میشه دآماد بشه. شما هم در مورد دآماد مثل سریال‌ها فکر می‌کنید.

در بیشتر وبلاگ‌های بلاگفا نمیتونم کامنت بگذارم، دوستان ایمیل‌هاشان را درج کنند تا بی جواب نمانند

دو دوست جدید:   زیستن با معلولیت   -     معلول عاشق




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 مهر 1387 ارسال نظر(17)

نخاعي انزال دارد

اين سئوال برام پيش آمده بود كه چرا: خدا بين زن و مرد اين همه فرق ميگذاره!؟ يعني چرا وقتي خانم‌ها گرفتار آسيب نخاعي ميشن مثل آقايان توانايي توليد مثل را از دست نميدن!؟. نتيجه‌ي پست انزال در نخاعي‌ها ارتباط بيشتر با دوستان مختلف شد، از اون ارتباطات دانشي تازه‌ و اميدوار كننده براي ما نخاعي‌ها بدست اومد، نتيجه‌ي كلي اينه كه خدا بين زن و مرد نخاعي فرق نميگذاره، يعني آقايان هم توانايي باروري طبيعي را ازدست نميدن. براي دوستان نخاعي اطلاعاتي را كه از ارتباط با دوستان بدست آوردم را مينويسم تا بتونند از اين نعمت كه فكر ميكنن ندارندش استفاده كنند: ادامه‌ي مطلب پايين صفحه است.

پايانه: تا 4 سال اول كه من آسيب نخاعي ديده بودم بشدت از تماشا و لمس بدن خودم يا مي‌ترسيدم يا خجالت مي‌كشيدم. ميتوني تصور كني؟

 آبادايران دات كام وب سايتي در مورد مهندسي عمران و آباداني

1-هيچ معلول ضايعه نخاعي يا قطع نخاعي توانايي توليد اسپرم و وانزال و باروري طبيعي را ازدست نميدهد.

2-دوستان نخاعي نبايد از بدن خودشان خجالت بكشند يا بترسند.

3-هر مرد نخاعي كه تشكيلاتش عريض و طويل ميشه توانايي انزال طبيعي را دارد، البته در رفتار جنسي شديد و طولاني مدت شايد يك ساعت.

4-بهترين زمان براي رفتاري كه منجر به انزال شود در هنگام انبساط صبحگاهي ساعت6تا7 صبح است، دليلش اينه كه شب تا صبح بصورت طبيعي بدن پر از هورمون‌هاي جنسي ميشه.

5-سفت كردن ماهيچه‌هاي شكم و باسن خيلي تاثير مثبت داره.

6-نتيجه‌ي مثبت در نا اميد نشدن است، تا اونجا كه انبساط هست بايد ادامه داد، يقيناً نتيجه مثبته.

7-كساني كه انبساط ندارند ميتونند از داروهايي كه دكتر تجويز ميكنه استفاده كنند.

8-تحريك‌هاي سوندهاي ساعتي باعث كم شدن و يا ديده نشدن انبساط ميشه.

9-كساني كه با سوند دائمي انبساط دارند تا 2روز بعد از خارج نمودن سوند انبساط طبیعی نخواهند داشت.

10-پر بودن مثانه باعث كوتاه شدن زمان انبساط ميشه.

11-عفونت ادرار باعث كم شدن يا محو شدن انبساط ميشه.

12-شما هم تجربه‌هاتون را بگيد تا به ديگران كمك بشه




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 آبان 1386 ارسال نظر(13)

امكانات

نميدونم بگم سفري مثل سفر شمال ما قسمت شما بشه يا نه؟! 24 ساعت اول سفر همه چيز خوب و حتي عالي بود، ماشين نقلي‌مون، جاده، راننده، هوا كه فقط در محدوده‌ي تهران گرم بود، محل اقامت‌مون در بابلسر كه مجتمع تفريحي يكي از بانكها بود با امكانات توپ، دريا بسيار دل نشين بود و تماشاي درخشش چراغ‌هاي قايق‌هاي صيد كيلكا در افق شب دريا منظره‌ي بسيار جالبي بود، آمآاااا هنوز خستگي از تن‌مون در نرفته بود كه گفتن برگردين عموجان به رحمت خدا رفت. ماهم شنبه برگشتيم جهت شركت در مراسم ترحيم. خدايا به همه ايمان بده و يا ايمان‌ها را تكميل كن.

پايانه:  پاسخ من در مورد موضوع پست قبلي اينه: داشتن امكانات دروني و بروني = 1- دروني ميشه: ايمان، اخلاق خوش و سازگاري. 2- بروني ميشه امكانات مادي و تامين اقتصادي و اجتماعي. آقاي اميني هم در اين مورد حرف‌هايي زده




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 تیر 1386 ارسال نظر(20)

افراط كاري

اين چه وضعيتيه!!، تعادل هم خوب چيزيه؟؟، يهو هفت ايستگاه تلويزيون تمام وقت كارشون ميشه پخش مراسم سوگواري براي اما حسين(ع) و يارانش، يا حضرت علي(ع) و يا ....، بابا حاجي عزت(رئيس سيما كه كانديدا‌ي رياست جمهوري آينده هستي) اون كساني كه دست و پا دارن اين روزها خانه نمي‌مانند كه بخواهند تلويزيون تماشا كنند، يه مشت آدم زمين گير مثل من اين روزها را هم مجبورند توي خانه بمانند و فقط به همين دليل، دل‌شون به اندازه‌ي كافي خون است، با اين نوع پخش مراسم سوگواري از تلويزيون واقعا حال آدم براي همه چيز بد ميشه. همين افراط كاري‌ها باعث ترويج مظاهر ناشايست عزاداري شده كه الان صداي علماي اسلام ناب محمدي از اين خرافات درآمده. خوبه توي ايام سوگواري اقلا شبكه‌ي آموزش و شبكه‌ي 4سيما برنامه‌ها‌ي عادي خودشون را پخش كنند تا آدم بتونه گزينه‌ي ديگري جز سوگواري براي انتخاب داشته باشه، وگرنه ملت ميرن سروقت اعمالي ... بلكه‌هم حرام, گناه چنين اعمالي گردن رئيس سيماست و بس.

پاپوش: حضور انور كساني كه فرموده بودند خوبيت نداره آدم از گاز دل و روده‌ش براي ملت بگه، البته حق با اونهاست، توي وبلاگي كه وحشت‌ناك‌ترين اسم وبلاگ‌ها روشه چه چيزي ميشه نوشت جز مشكلات نخاعي‌ها، تازش‌ام گاز روده كه گو..اش نام‌دهند خيلي خنده داره و چون برون ميرود مفرح ذات :love است و ممد مزاح:teeth.

امكانات معلولان در هلند از زبان دوستمان

يه دوست تازه‌ي نخاعي




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 بهمن 1385 ارسال نظر(30)

آدم فضايي

يه روز داشتم به راديو گوش مي‌كردم يه خانمي زنگ زده بود و مي‌گفت: دختر من كلاس سوم راهنمايه، او مدام با تلفن با دوست‌پسرش كه كلاس اول‌نظريه حرف ميزنه، براي‌هم نامه مينويسن و گاهي هم بيرون با هم ملاقات ميكنن. دكتر روانشناس و مشاور اون برنامه كه الان رئيس نظام روانپزشكيه در جواب به اون خانم گفت: چاره‌ي كار ساده و روشنه، از اون پسر بخواهيد كه با خانوادش بيان خواستگاري و بعد اونها را به عقد هم در بياريد تا مسئله هم طبق شرع هم طبق عرف به خوبي و خوشي تمام بشه.

بنظر شما ويژگي‌ها و بايدها و نبايدهاي همسر مناسب چيه؟؟

پاورقي: امروز روزيه كه پينوكيويِ الاغ آدم شد، اون هم به دليل اينكه يه نفر بهش گفت: دوستت دارم، حتما يه نفر هست كه شما دوستش داريد ولي اون الاغ نميفهمه، اين پيام را براي اون خر بفرستيد تا مثل پينوكيو آدم بشه.

جوك جوك جوك جوك جوك




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 شهریور 1385 ارسال نظر(18)

سپندار مذگان

چند سالي‌ست حوالي26بهمن ماه (14 فوريه) كه مي‌شود هياهو و هيجان را در خيابان‌ها مي‌بينيم. مغازه‌هاي اجناس كادوئي لوكس و فانتزي غلغله مي‌شود. همه جا اسمValentine  به گوش مي‌خورد. از هر بچه مدرسه‌اي كه در مورد والنتاين سوال كني مي‌داند كه "در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي‌شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم. كلوديوس عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي‌كند. كلوديوس به قدري بي‌رحم وفرمانش به اندازه‌اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين) مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي‌كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي‌شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي‌شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق، با قلبي عاشق اعدام مي‌شود...بنابراين او را به عنوان فدايي و شهيد راه عشق مي‌دانند و از آن زمان نهاد و سمبلي مي‌شود براي عشق!"   اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق  بوده است! جالب است بدانيد كه اين روز در تقويم جديد ايراني دقيقا مصادف است با29 بهمن، يعني تنها 3 روز پس از والنتاين فرنگي! اين روز "سپندار مذگان" يا "اسفندار مذگان" نام داشته است. فلسفه بزرگداشتن اين روز به عنوان "روز عشق" به اين  صورت بوده است كه در ايران باستان هر ماه را سي روز حساب مي‌كردند و علاوه بر اينكه ماه‌ها اسم داشتند، هريك از روزهاي ماه نيز يك نام داشتند. بعنوان مثال روز اول "روز اهورا مزدا"، روز دوم، روز بهمن ( سلامت، انديشه) كه نخستين صفت خداوند است، روز سوم ارديبهشت يعني "بهترين راستي و پاكي" كه باز از صفات خداوند است، روز چهارم  شهريور يعني "شاهي و فرمانروايي آرماني" كه خاص خداوند است و روز پنجم "سپندار مذ" بوده است. سپندار مذ لقب ملي زمين است. يعني گستراننده، مقدس، فروتن. زمين نماد عشق است چون با فروتني، تواضع و گذشت به همه عشق مي ورزد. زشت و زيبا را به يك چشم مي نگرد و همه را چون مادري در دامان پر مهر خود امان مي‌دهد. به همين دليل در فرهنگ باستان اسپندار مذگان را بعنوان نماد عشق مي پنداشتند. در هر ماه، يك بار، نام روز و ماه يكي مي‌شده است كه در همان روز كه نامش با نام ماه مقارن مي شد، جشني ترتيب مي‌دادند متناسب با نام آن روز و ماه. مثلا شانزدهمين روز هر ماه مهر نام داشت و كه در ماه مهر، "مهرگان" لقب مي‌گرفت. همين طور روز پنجم هر ماه سپندار مذ يا اسفندار مذ نام داشت كه در ماه دوازدهم سال كه آن هم اسفندار مذ نام داشت، جشني با همين عنوان مي‌گرفتند. سپندار مذگان جشن زمين و گرامي داشت عشق است كه هر دو در كنار هم معنا پيدا مي‌كردند. در اين روز زنان به شوهران خود با محبت هديه مي‌دادند. مردان نيز زنان و دختران را بر تخت شاهي نشانده، به آنها هديه داده و از آنها اطاعت مي‌كردند. ملت ايران از جمله ملت هايي است كه زندگي‌اش با جشن و شادماني پيوند فراواني داشته است (برعكس امروز) و به مناسبت‌هاي گوناگون جشن مي‌گرفتند و با سرور و شادماني روزگار مي‌گذرانده‌اند. اين جشن‌ها نشان دهنده فرهنگ، نحوه زندگي، خلق و خوي، فلسفه حيات و كلا جهان بيني ايرانيان باستان است. شايد هنوز دير نشده باشد كه روز عشق را از 26بهمن(Valentine) به 29 بهمن(سپندار مذگان ايرانيان باستان) منتقل كنيم. نويسنده: ليدا آيلار

پاورقي: از سيم تلفن توكار ساختمان براي اتصال به اينترنت استفاده نكنيد, زيرا  سيم‌هاي برق روي سيم تلفن تاثير منفي الكترو مغناطيسي مي‌گذارند و باعث ميشن كه بسيار بد به اينترنت متصل بشيد و مرتب اينترنت‌تون قطع بشه و سرعت ارسال و دريافت‌تون هم بسيار كم بشه. حتما براي كامپيوترتون يه رشته سيم سوا از زير فرش بكشيد و تاثير مثبت‌ش را ببينيد و از خودتون حال در وكنيد.

عكس ام آر آي از نخاع آسيب ديده

يه وب‌سايت انگليسي براي نخاعي‌ها

سئوال‌هاي احكام شرعي شما را اينجا جواب ميدن

برره‌اي‌ها اينجا هم هستند




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،
:: برچسب‌ها: Valentine, احكام شرعي, سپندار مذگان, عشاق, فانتزي, كادو, لوكس, والنتاين,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 بهمن 1384 ارسال نظر(27)

بچه محل

چند روز پيشيآ با داداشم رفتيم داخل کار خانه ی ايران خودرو سازنده ی خودروی ملی. مستقيم رفتيم داخل فروشگاه کارخانه. نه بابا برای خريد خودرو نرفته بوديم ، رفتيم داخل فروشگاهی که کارمندان ميرن و بن های کارگريشون را اجناس عمومی منزل را ميخرند. بعد ورودمان حرکت غير متعارف يه خانم جوان که به سمت ما ميامد برامون قابل توجه بود، بی تفاوت از مقابل اون خانم رد شديم و به دلیل علاقه ی من به عکاسی، جلوی غرفه ی عکاسی وايساديم، همون خانم جوان مشکوک اومد توی غرفه ی عکاسی و يهو گفت: سلام آقای زندی،
حالتون خوبه؟؟ من و داداشم داشتيم از تعجب شاخ درميآورديم ، من با خودم گفتم ای داد بيداد، ديدی چی شد، حتما اين خانم جوان يکی از وبلاگی هاست و من را شناخته. بعد سلام و احوال پرسی، گفتم ببخشید شما؟؟ اوشآن گفتند که ای بابا ما بچه محل شما هستیم، گفتم چطور فقط شما من را میشناسید؟؟ گفت: آخه توی روضه های محل همیشه شما را دعا میکنند. خلاصه تشکرات فائقه را بجا آورديم و بعد گشتی در فروشگاه به خانه برگشتيم. من قبلا در مورد علاقه ی جوانان گيس و ريش سفيد نسبت به خودم گفته بودم، اين هم نمونش تا كسي نگه: مهرداد کونمونه.

پاورقی : توی محلمون يه دختر خانم جوان که توی زندگيش از نعمت وجود پدر و مادر محروم بوده  و بسيار بسيار سختی کشيده از بانک اتول مکسيما برده، هرکسی که اين خبر را شنيده خدا را بخاطر عدالتی که برقرار شده شکر و ستايش کرده .

من و معلوليت من در يک نگاه

توی هر سوراخی سرک ميکشه: فضول باشی دات کام




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 خرداد 1384 ارسال نظر(33)

سال نو مبارك

بعد 4 سال بايد به 30 اسفندي ها گفت تولدتون مبارك باد بادك

اين هم يه 30 اسفندي اينترنتي

سال نو بر همه مبارك و پر

از بي آرزويي باشه




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،
:: برچسب‌ها: 30 اسفند, سال نو مبارك,

نویسنده : تاریخ : یکشنبه 30 اسفند 1383 ارسال نظر(9)

ترميم نخاع در روسيه
جراحان روسي ادعا كردند كه براي اولين بار در جهان توانسته‌اند به كمك سلولهاي بنيادين مخاط بيني، نخاع به شدت آسيب ديده را ترميم كنند. يك تيم پزشكي از مسكو ادعا كردند كه اين نخستين باري است كه مي‌توان از طريق برقراري ارتباط مجدد ميان بافت‌هاي عصبي نخاعي كه شديدا دچار آسيب ديدگي شده‌ا‌ند به كمك اين سلولها، اين عضو را ترميم كرد. 6 عمل جراحي ابتدايي در اين زمينه موفقيت‌آميز بوده‌اند. اين جراحي‌ها همگي بر روي بيماراني انجام گرفته است كه تصور مي‌شد تا پايان عمر فلج باقي بمانند، اما هم اكنون توانسته‌اند اولين گام‌ها را پس از آسيب‌ديده‌گي نخاعي بردارند. انتظار مي‌رود كه اين بيماران به زودي به زندگي عادي خود بازگردند. تا كنون اعتقاد بر اين بود كه سلولهاي عصبي در بافت نخاع قابليت توليد مجدد و جايگزيني را ندارند، اما پروفسور آندري بريوچوسكي مدعي است كه با اين كشف خلاف اين ادعا را ثابت كرده است. وي سلولهاي بنيادين را از مخاط بيني بيماران تهيه كرده است كه اين بافت‌هاي مخاطي محل مناسب تجمع تعداد زيادي از پايانه‌هاي عصبي هستند. وي مي‌گويد كه تا كنون هيچ كس در جهان اين جراحي را انجام نداده است. نقل خبر از : ایسنا - سرويس بهداشت و درمان - عمومي كد خبر :8310-07179 با تشكر از ويولت عزيز براي ارسال اين مطلب . پاورقي : اول اينكه وبلاگ خودتان را در اين لينكداني ثبت كنيد . دوم اينكه اين پرشن بلاگ پدر كساني را كه ميخواهند براي كسي پيام بگذارند در مياره من كه هفته پيش براي بعضي ها 5 شيش بار سعي كردم پيام بگذارم اما نشد كه نشد ، در ضمن پرشن بلاگ خيلي هم كند عمل ميكنه ، هفته ي گذشته دوتا سرويس بلاگ فارسي را امتحان كردم كه خيلي عالي بودن : اوليش بلاگفا است كه خيلي راحت مثل آب خوردن ، سريع و سبك است قالب هاي ساده اي داره و محيطش خيلي صميمي است . سرويس دوم را ميهن بلاگ ارائه ميده كه بسيار كامل و حرفه اي است . هرچي كه از يك بلاگ كامل بخواهيد در اون هست . قالب هاش كمه ولي در حال تكميله. پرشن بلاگي ها لطفا دوستان را از شر پرشن بلاگ خلاص كنيد .


:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 دی 1383 ارسال نظر(15)

يك ترم گذشت
اون موقع ها كه نوجوان بودم و هنوز تخت روان نشين نشده بودم، مدرسه كه مي رفتم هيچ هدف و ذهنيت درستي از درس خوندن نداشتم، به همين دليل درس خوندن برام جون كندن بود. اون موقع ها من همه چيز را يك جا و با هم مي خواستم، به همين دليل هر چيزي را كه مي خواستم نصفه نيمه بهش رسيدم . توي اين سال هاي معلوليت به اين نتيجه رسيدم كه : آدم بايد تك تك خواسته هاش را دنبال كنه تا وسط راه كم نياره .(تكبير) . توي دو هفته ي گذشته امتحان هاي اكابرستان برگزار شد و من هم رفتم امتحان ها را دركردم . الان اگه درس مي خونم ميدانم كه براي خودم و براي اينكه چيزي ياد گرفته باشم درس مي خونم نه براي نمره و رفع تكليف و ......... توي اين امتحان آخري اكابرستان يكي از ناظم ها به من گفت : حالا چيزي هم مي نويسي يا نه ؟؟ منظورش اين بود كه چيزي بلدي يا كشكي اومدي تا يه نمره اي بهت بدن . من فقط پشت و روي ورقه را نشونش دادم ، يعني اينكه آره بلدم . تماشاي آدم هايي كه ميامدن امتحان بدن ديدني بود : بيشتر جون هاي زير 25 بودن اما يه آقايي بود كه تاكسي داشت و حداقل 69 سال داشت ، يكي ديگه با سمند اومده بود موهاش جو گندمي بود خيلي هم خوش تيپ بود تيپ مدير عامل ها را داشت . يكي ديگه كه من فكر كردم از دبير هاي اونجاست و بهش سلام كردم . شايد حدود 30 نفر بودن كه بالاي 35 سال سن داشتند . يك دنيا سپاس و تشكر از مسئول هاي اكابرستان نظام مافي براي آنكه به من بخاطر شرايط جسمانيم اجازه دادند خارج از سالن اصلي امتحانات و در دفتر اكابرستان به تنهايي امتحان بدم . داداشم كه بيرون منتظر من ميماند مي گفت : يكي كه تو را ديده بود به دوستش مي گفت : كه دم اين پسره گرم ببين چه پارتي كلفتي داره كه تنهايي اينجا ازش امتحان مي گيرن ، حتما پاسخ نامه جولوش مي گذارن جاي سئوال . دست داداشم طلا كه با تمام گرفتاري هاش كلي از وقتش را براي من گذاشت . پاورقي : اجازه ندهيد كه محروميت‏هاى شما، مانع استفاده از نعمت هايتان‏شوند گوينده ناشناس


:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 دی 1383 ارسال نظر(23)

دروغگوي .........

هفته ي گذشته 2 گروه مهمان داشتيم همه شان آدم بزرگ بودند و به خيال خودشان آدم حسابي !؟اما يكي از يكي دروغگوتر بودند :thinking؟!؟يه موقع بچه دروغ ميگه قابل گذشته . يه موقع كسي براي شوخي و سرگرم كردن ديگران خالي بندي مي كنه بازهم قابل تحمله اما وقتي آدم بزرگ ها خيلي جدي براي تفاخر و با افتخار :surprise دروغ ميگن چه فكري ميشه در موردش كرد ؟؟

من ياد دوران سربازيم افتادم سرباز كه بودم رو در ورودي كارگاه محل خدمتم خيلي بزرگ نوشته بود :

دروغ گو دروغ نمي گويد مگر به سبب

حقارتي كه در نفسش احساس ميكند .

از پيامبر گرامي اسلام حضرت محمد مصطفي (ص)




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 دی 1383 ارسال نظر(10)

اندر احوالات شب چله

سلام. زمستان تان بخير و خوشي باد. شب چله خوش گذشت؟؟ فال گرفتيد؟؟

شب چله اي براي ما اتفاق هاي افتاد كه حافظ با حكمتش نمود :

داستان شب چله ي ما از سر شب شروع شد : سر شبي خواهرم كه خسته و كوفته از سر كار آمده بود و داشت خستگي در مي كرد كمكم كرد كه روي ويلچير بشينم . من هم در پاسخ زحمتي كه برام كشيد فقط تونستم براي او آرزوي كام روايي كنم . خواهرم هم نه گذاشت و نه برداشت و گفت : روز كام روايي ما روز بهبود توست .ساعت حدود 21 و 30 بود كه تلفن منزل زنگ زد دوستم از آمريكا بود گفت كه به راديو گوش كنيد يه خبر جالبي توش هست. ساعت 22 نشستيم پاي راديو : خبرنگار و گوينده خبر از شيوه ي نويني از درمان نخاع و عصب هاي آسيب ديده با سلول هاي پايه ي جنيني خبر مي داد و مي گفت كه گروه تحقيق و داروسازان درحال آماده شدن براي آزمايش بر روي انسان در سال 2006 هستند . دمشان گرمتر از كوره و راكتور اتمي فعلا خاموش بوشهر باد . خلاصه حدود ساعت 23 بود كه خواستم به رسم معهود شب چله فال بگيرم . خواهرم چادر نمازش را سر كرد و مثل تركان شيرازي شروع به سماع نمود و چون خواهر من بچه ي شيراز است حافظ را به نرگس مست اين ترك شيرازي تن ناز (خواهرم) قسم دادم و حافظ هم پاسخ من را اين چنين داد :

 

هاتفي از گوشه ي ميخانه دوش

گفت ببخشند گنه مي بنوش

لطف الهي بكند كار خويش

مژده ي رحمت برساند سروش

اين خرد خام به ميخانه بر

تا مي لعل آوردش خون به جوش

گرچه وصالش نه به كوشش دهند

هرقدراي دل كه تواني بكوش

لطف خدا بيشتر از جرم ماست

نكته ي سر بسته چه داني خموش

گوش من و حلقه ي گيسوي يار

روي من و خاك در مي فروش

رندي حافظ نه گناهي است صعب

با كرم پادشه عيب پوش

داور دين شاه شجاع آنكه كرد

روح قدس حلقه ي امرش به گوش

اي ملك العرش مرادش بده

وز خطر چشم بدش دار گوش

 

با لطف آقانويد گل اين وبلاگ به آدرس زير منتقل شد

http://iran.special20.ir




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 دی 1383 ارسال نظر(16)

فوتبال
يه ضرب المثل انگليسي ميگه : ما هنوز اونقدر پولدار نشديم كه چيز ارزون بخريم منظور اين مثل اينه كه حتما چيزي كه ارزان است يه ككي توي شلوارش هست اين ضرب المثل بسيار دقيق و براي همه ي جوامع صادق است اما كو گوش بصيرت يك نمونه از عمل نكردن به اين ضرب المثل توي كشور ما تبديل به يه معضل فرهنگي به ظاهر لاينحل شده . چه آدم اهل فوتبال باشه چه نباشه از داد و فرياد آدم هاي فوتبالي متوجه ميشه كه استاديوم هاي فوتبال شده محل فحاشي يه مشت آدم بي كار و علاف كه دلشون از زمين و زمان پر است . اين آدم ها با پرداخت 500 تومان مي توانند هم فوتبال نگاه كنن هم به 40 فوتباليست 20 مربي و كادر فني از دو تيم 3 داور و تماشاچي هاي تيم مقابل و خواهر و مادر و برادر و پدر افرادي كه ذكر شد + زمين و زمان فحش بدهند . تا وقتي كه آدم هاي فوتبالي كيفيت را فداي كميت مي كنند بايد اين بي حرمتي ها را تاب بيارند زياد هم شكايت نكنند چرا كه خود كرده را تدبير نيست . وقتي چيزي ارزان شد راحت ميشه حرامش كرد . اگه بليط ورودي استاديوها مثلا حداقل بشه 5000 تومان اون وقت هر آدم بي كار و بي فرهنگي كه دلش گرفت نمي تواند براي خالي كردن عقده هاي رواني خود استاديوم فوتبال را انتخاب كند . كسي كه براي تماشاي فوتبال مبلغ قابل توجهي پول خرج كنه حتما اون فوتبال و اون آدم هاي فوتبالي برايش ارزش داشتند و حداقل براي ضايع نشدن پولي كه خرج نموده رعايت شئونات فرهنگي خود و تمام حاضران آن محل را مي نمايد . گران شدن فوتبال حسن هاي زيادي داره : 1. پاي آدم هاي علاف و بي فرهنگ و عقده مند از استاديوم ها بريده ميشه كه متعاقب آن فحاشي ها و حتك حرمت ها از استاديوم ها برچيده مي شود 2. با بريده شدن پاي آدم هاي بي فرهنگ از استاديوم ها پاي امنيت به استاديوم ها باز ميشه 3. با وجود امنيت و آرامش در استاديوم ها پاي آدم هاي فرهنگي كه مدت هاست با استاديوم ها وداع نموده اند به استاديوم ها باز ميشه 4. در اين صورت شرايط حضور خانواده ها و خانم ها به استاديوم ها فراهم مي شود 5. فوتباليست ها هم در كمال آرامش فقط فوتبال بازي مي كنند من فكر مي كنم كه مشكل فرهنگي فوتبال ما فقط از اين راهي كه عرض شد حل ميشه . خوبه كه حداقل يه نيم فصل اين پيشنهاد بنده عملي بشه اگه جواب داد ادامه پيدا كنه يه پيشنهاد ديگه هم دارم كه خيلي بامزه است : خوبه كه نقل و انتقال فوتباليست ها به تيم هاي مختلف در طول فصل آزاد باشه و براي هر بازي بشه يار كشي كرد !! اينطوري دقيقا ميشه مثل بازي هاي زمان كودكي فرض كنيد : قبل يه بازي آقاي پروين و آقاي .... براي ياركشي به گردو شكستم متوصل بشوند عادل فردوسي پور و مزدك ميرزايي و جواد خياباني و آقاي داد كان:omg اين مطلب را بخوانند.


:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 آذر 1383 ارسال نظر(17)

صداي بنده و جريانات داوينچي

لئوناردو داوينچي موقع كشيدن تابلو "شام آخر" دچار مشكل بزرگي شد: ميبايست "نيكي"را به شكل عيسي" و "بدي" را به شكل "يهودا" يكي از ياران عيسي كه هنگام شام تصميم گرفت به او خيانت كند، تصوير ميكرد كار را نيمه تمام رها كرد تا مدل آرماني اش را پيدا كند. روزي دريك مراسم همسرايي, تصوير كامل مسيح را در چهره يكي از جوانان همسرا يافت. جوان را به كارگاهش دعوت كرد و از چهره‌اش اتودها و طرح هايي برداشت. سه سال گذشت. تابلو شام آخر تقريباً تمام شده بود، اما داوينچي هنوز بري يهودا مدل مناسبي پيدا نكرده بود. كاردينال مسئول كليسا كم كم به او فشار ميآورد كه نقاشي ديواري را زودتر تمام كند. نقاش پس از روزها جست و جو، جوان شكسته و ژنده پوش مستي را در جوي آبي يافت. به زحمت از دستيارانش خواست او را تا كليسا بياورند، چون ديگر فرصتي بري طرح برداشتن از او نداشت. گدا را كه درست نميفهميد چه خبر است به كليسا آوردند، دستياران سرپا نگه‌اش داشتند و در همان وضع داوينچي از خطوط بي تقوايي، گناه و خودپرستي كه به خوبي بر آن چهره نقش بسته بودند، نسخه برداري كرد. وقتي كارش تمام شد گدا، كه ديگر مستي كمي از سرش پريده بود، چشم‌هايش را باز كرد و نقاشي پيش رويش را ديد، و با آميزه‌اي از شگفتي و اندوه گفت: "من اين تابلو را قبلاً ديده ام!" داوينچي شگفت زده پرسيد: كي؟! گدا گفت: سه سال قبل، پيش از آنكه همه چيزم را از دست بدهم. موقعي كه در يك گروه همسرايي آواز مي خواندم‌، زندگي پراز رويايي داشتم، هنرمندي از من دعوت كرد تا مدل نقاشي چهره عيسي بشوم! "مي توان گفت: نيكي و بدي يك چهره دارند ؛ همه چيز به اين بسته است كه هر كدام كي سر راه انسان قرار بگيرند." صداي بنده در گفتگو با راديو فردا به مناسبت روز جهاني معلولان




:: موضوعات مرتبط: بدون دسته‌،
:: برچسب‌ها: تابلو شام آخر, شكل عيسي, كليسا,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 آذر 1383 ارسال نظر(8)

چيز بين زن و مرد
  نوع گفتار دختران افكار پسران را به هم مي‌زند . دكتر سيدمحمود انوشه در نشست آسيب‌شناسي روابط زوج هاي جوان گفت: «يك بررسي شش ساله نشان داده است دختران به‌شدت دوست دارند محل توجه باشند و اين مي‌تواند بستري براي تخريب باشد.» ، دكتر انوشه خطاب به دختران اظهار داشت: «به نمايندگي از هم‌جنس هاي مذكر خودم مي‌گويم چيزي كه افكار مردها را به هم مي‌زند و فايل آرشيو ذهني‌شان را خراب مي‌كند، لحنِ صدا و مانوري است كه خانم ها به‌طور ناخواسته در گفتمان دارند. اين موضوع اصلي‌ترين زمينه براي تشتت فكري مردان جوان است اين استاد دانشگاه در ادامه مشكلات دختران جامعه را زياد دانست و گفت: «ضريب كنجكاوي دختر به پسر 3/1 برابر كنجكاوي پسر به دختر است و ضريب خيال‌پردازي دختران 7/1 برابر پسران است. دختران به دليل كنجكاوي، گرايشات ذهني بيشتر و خيال ‌پردازي‌هاي قوي‌تر به بعضي از مشكلات مبتلا شده‌اند.» دكتر انوشه افزود: «دختران از دوم راهنمايي به بعد دوست دارند بدانند چند مَرده حلاج‌ هستند. اصولاً در دورة راهنمايي نبايد نهي از منكر كرد چراكه نهي از منكر به امر به منكر تبديل مي‌شود وي در سخناني به بررسي تفاوت‌هاي دو جنس پرداخت و گفت: «مردان سكوت را دوست دارند در حالي‌كه زنان به گفت‌وگو علاقه‌مند هستند. مردها اساساً دوست دارند در روز دو الي سه ساعت آرامش داشته باشند اما زنان بعد از اين‌كه همسرانشان به خانه مي‌آيند، دوست دارند از اتفاقات روز حرف بزنند و اين مسئله عامل 90 درصد از اختلافات زناشويي است.» دكتر انوشه افزود: «مردان شنوندگان خوبي نيستند و كلي‌نگر هستند اما زنان شنوندگان بسيار خوبي هستند و جزئي‌نگر هستند. مردان از راه  چشم عاشق مي‌شوند ولي زنان از راه گوش نتيجه ي اخلاقي : 1- خانم ها با صداي بلند فكر نكنند.2- آقايان در نگاه اول به ظاهر زيبا و آراسته توجه نكنند بهتر است آنسوی پرده  را ببينند . با تشكر از سرم قندي نمكي براي ارسال اين مطلب


:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، بدون دسته‌،

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 خرداد 1383 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.