💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


مرور18سال معلولیت

چند روز بود به روزهای سخت دوران معلولیتم فکر میکردم، بخصوص به روزها و ماه‌ها و چند سال اول. زمان‌های بی‌تجربه بودن در مقابل گرفتاری‌های زیاد آسیب نخاعی. سال‌هایی که به دلیل‌های مختلف هیچ حرکتی نداشتم. اون سال‌ها به من و خانواده‌ام بسیار سخت گذشت. الان بعد 18 سال تجربه بنظرم همه چیز خوب و آرومه. میتونم بگم زندگیه امروزم در قیاس با زندگیم در اوایل معلولیتم شبیه زندگیم قبل و بعد معلولیتمه. بهای تجربه و آرامش امروز من را خانواد‌ه‌ام پرداخت کردن. من تا ابد مدیون سخاوت‌شون هستم.

چند روز پیش تو پارک به این چیزا فکر میکردم، از خودم پرسیدم: چرا این افکار به ذهنم هجوم آوردن؟ براش دوتا جواب پیدا کردم اولیش: سال روز معلول شدنم بود که موجب شده بود ناخود آگاه به این چیزا فکر کنم. (من هم مثل همه‌ی مردها تاریخ تولدمو فراموش میکنم چه برسه به این یکی که اصلا برام مهم نیست که بخوام یادم بمونه) دومیش: چانه زنی من با خانواده‌ام و بخصوص با پدرم سر خرید موتور سه‌چرخه. خانواده‌‌ام با خرید موتور مخالفن و میگن: با این رانندگی‌ها، هر لحظه باید منتظر تصادف دیگری باشیم. راستش بیشتر از اونها خودم میترسم. فکر به اینکه مثلا دستم یک ماه تو گچ باشه برام بسیار سخته چه برسه به اینکه خدا نکرده دوباره گردنم بشکنه و دوباره دوران معلولیت را از نو تجربه کنم. این وحشتناک‌ترین اتفاقیه که ممکنه برای یه نخاعی بیافته.

ته‌بندي: وسوسه‌ی خرید موتور سه‌چرخ یه لحظه از ذهنم خارج نمیشه. داشتن و استفاده از موتور سه‌چرخ برای من که منزلمان 14 کیلومتر خارج شهر تهرانه از واجباته، اما ممکنه عمل به این واجب عقوبتی بدتر از عمل به فعل حرام داشته باشه.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, تصادف, فعل حرام, معلول, موتور سه‌چرخه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 مرداد 1390 ارسال نظر(18)

اندر فایده‌ی ماهواره

از وقتی پنجره‌ی اطاقم تبدیل به درب شد تا بتونم از اون برم توی بالابر ویلچر و برم تو حیاط با مشکل ورود پشه و مگس از اون درب مواجه شدیم. البته همیشه جلوی درب پرده‌ی توری پارچه‌ای بود اما با وزش باد حشرات از کنار پرده میامدن داخل. برای رفع مشکل پدرم درب و پنجره‌ساز آورد و گفتیم: میخواهیم جلوی این درب، یه درب توری بزنیم، فکر و روشی براش داری؟ طرف بعد یکی دو روز فکر کردن گفت: راهی به ذهنش نمیرسه. تا دوماه پیش چاره‌ای جز سازگاری با این مشکل نداشتیم. یه روز که داشتم کانالهای فروش کالا تو ماهواره را سیاحت میکردم دیدم دارن پرده‌ای میفروشن که وسطش چاک داشت ولی به لبه‌هاش آهن‌روبا وصل کرده بودن تا بعد عبور افراد، دولب پرده بچسبه بهم. باخودم گفتم: این چیزی که ما میخواهیم، داستان را برای پدرم تعریف کردم و توضیح دادم که چه چیزی را برای چه کاری میخواهیم. پدرم از یخچال‌سازی محلمان یک متر آهن‌روبای زوار یخچال خرید و آورد و مادرم اونها را کوک زد دوسر پرده. حالا پرده راحت میچسبه به چهار چوب درب و مانع ورود حشرات میشه. فکر خوب و موثریه که برای همه میتونه مفید باشه.

پايانه: سریال نابرده رنج داره میگه: اسد پنبه‌ و عماد خلافکار پچول، بدون هیچ آموزش رزمی و جنگی کلی رستم دستان هستن، و با دست خالی، دو تنه با تمام ارتشی‌های حرفه‌ای و مسلح دشمن برابری میکنن. از ضعف‌های زیاد این سریال که بگذریم، میشه گفت: داستانی جذاب داره.

آموزش تصویری گره زدن کروات




:: موضوعات مرتبط: تجربه‌، صدا و سیما، ابزار بهتر زیستن، ماهواره،
:: برچسب‌ها: پرده, پنجره, ماهواره, ورود پشه و مگس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 31 تیر 1390 ارسال نظر(7)

پیشگیری از گرما‌زدگی

یکی از ویژگی‌های ما نخاعی‌ها اینه که گرما و سرما تو بدنمان میمونه، دلیلش راه نرفتن و سوخت و سوز نداشتنه ماهیچه‌ها و عرق نکردن بدنمانه. اگه تو روزهای بلنده تابستان ما نخاعی‌ها اجازه بدیم نم‌نم گرمای بدنمان بالابره قطعا عصرها و شب‌ها را باید با گرمازدگی سپری کنیم. از عوارض بسیار ناخوشایند گرما‌زدگی هجوم افکار مایوس کننده است که در نهایت موجب افسردگی شدید میشه. بهترین راه برای پیشگیری از بالا رفتن دمای بدن اسپری نمودن یا ریختن آب روی بدن بخصوص کل بالا تنه است. من خودم یه اسپری دارم که مدام با اون خودم را خیس میکنم. دوستان توجه داشته باشن اگر از منزل خارج شدید توی کوچه و خیابان هم از خیس کردن خودتان کوتاهی نکنید. اگر از منزل خارج شدید و بعد برگشت به منزل گرمای بدنتان زیادی بالا بود حتما در اولین فرصت دوش آب سرد بگیرید.

پسينه: چند وقت پیش داداشم گفت: خانواده‌ی همکارش به یکی از اقوامشون‌ که ضایعه نخاعی بوده کمک کردن تا یه ماشین لباسشویی بخره. چند روز پیش داداشم گفت: از طرف شرکت تولید کننده‌ی اون ماشین لباسشویی با مالک نخاعی ماشین لباسشویی تماس گرفتن و گفتن: از خرید شما متشکریم، شما برنده‌ی یک خودروی سواری مرسدس بنز شدید اینم عکسش.

عکسهای یوزپلنگ ایرانی از فاصله ۷ متری درتوران




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: افسردگی, پیشگیری, سوخت و سوز, گرما و سرما, گرمازدگی, نخاعی‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 تیر 1390 ارسال نظر(11)

مرور زمان و تغییر

با این گشت‌هایی که با ویلچر توی خیابان‌های تهران زدم متوجه یه تغییر بزرگ نسبت به زمانی که با پاهای خودم تو اون خیابان‌ها راه میرفتم، شدم. اون موقع‌ها موبایل نبود اما هر صدمتر به صدمتر یه آب‌سرد کن تو پیاده‌رو‌ها بود تا تشنه‌ها آبی بنوشن و سلام بر حسینی بگن. تا حالا با ویلچر حداقل پنجاه کیلومتر در ده پیاده‌رو و خیابان اصلی شهر تهران حرکت کردم و فقط دو آب سردکن تو پیاده‌روها دیدم.

تا سی سال پیش افراد نیکوکار با سقاخانه‌ها تشنه‌ها را سیراب میکردن (درب منزل قدیمی ما در جنوب تهران، روبروی سقاخانه باز میشد) به مرور زمان و با پیشرفت تکنولوژی سقاخانه‌ها جاشون را به آب‌سردکن‌های یخی و برقی عمومی دادن.

این‌روزها دانش و فن‌آوری همه‌چیز را کوچک کرده، تا جایی‌که ملت ترجیح میدن بجای آب سردکن عمومی، آب‌سردکن شخصی خودشون را داشته باشن. چه میکنه این فن‌آوری که معرفت‌ها را هم کوچک کرده.

تا سی سال پیش کسانی که به سفر حج میرفتن باید آب را کاسه‌ای می‌خریدن، اما خیلی وقته که حاجی‌ها میگن آب همه‌جا برای همه رایگانه.

پيآمد: فکر میکنم این یزید پروری زیر سر جریان انحرافی باشه، اونا کاری کردن که خیابان‌های پایتختی که ولی امر مسلمین جهان توش زندگی میکنه شبیه کربلا بشه، تا ملت یا از تشنگی شهید بشن، یا آب را شیشه‌ای۲۵۰تومان بخرن. در محل زندگی شما اوضاع احوال این داستان چطوره؟




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، خاطره، تجربه‌، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، سیاحت،
:: برچسب‌ها: آب‌سردکن, پیاده‌رو‌, جریان انحرافی, خیابان‌, سفر حج, سقاخانه‌, یزید پروری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 تیر 1390 ارسال نظر(6)

تهران گردی

چند ماه پیش از مركز حمايت از معلولين ضايعات نخاعي ايران باهام تماس گرفتن و گفتن: کارت شناسایی که ما براتون صادر کردیم حاضر شده، هروقت میتونی بیا بگیرش. گرفتن کارت بهانه‌ی خوبی شد برای راه‌پیمایی 25خرداد من. صبح سرویس بهزیستی اومد دنبالم و با خواست خودم منو میدان صادقیه پیاده کرد.

فکر میکردم مركز حمايت از معلولين ضايعات نخاعي ايران با تابلویی بزرگ، تو چشم باشه، اما چنین تابلویی را نیافتم، اما با توجه به پلاک ساختمان‌‌ها، راحت مرکز را پیدا کردم. مرکز طبقه‌ی همکف یه ساختمان احتمالا مسکونیه، بجز یک تخت و تشک که در قسمت باسن سوراخی برای اجابت مزاج داشت و مخصوص افراد کم توان نخاعیه چیزی یا فعالیت خاص دیگری ندیدم، البته اونجا 4خانم ویلچری دیدم که حتما دوتاشون نخاعی بودن، دلیلم اینه که: یکیشون روی ویلچرش تشکچه‌ی مخصوص داشت و یکشون هم بسیار چاق بود.

از خانمی که معلولیتی نداشت پرسیدم: کارت عضویتم را باید از چه کسی بگیرم؟ اومدم برای دریافت کارت. خانم جوان گفت: کمی صبر کن، کاره خودمه. خانمه ازم یه امضا گرفت و یه کارت بهم داد. به خانمه گفتم: حتما به وب سایت مرکز بخش همسریابی هم اضافه کنید، خیلی از ما هستیم که تمایل به ازدواج داریم و افرادی هم هستن‌ که تمایل دارن با معلول ازدواج کنند، وب‌سایت مرکز بهترین مکانه برای ارائه‌ی این خدمت.

از مرکز زدم بیرون و خ‌ستارخان را طی کردم تا به میدان انقلاب رسیدم، اونجا یه پیراهن نخی و دو نقشه ایران و تهران خریدم. کتابی را که هفته‌ی پیش پیدا نکرده بودم را هم گیرآوردم.

قبلا از یه فروشگاه دوربین عکاسی که تو اینترنت وب‌سایت خوبی دارن پرسیده بودم: با ویلچر میتونم برم داخل فروشگاهشون؟ گفته بودن: بله. برای حضور در اون فروشگاه تا میدان فردوسی رفتم، اما با یه پله‌ی چهل سانتی روبرو شدم. از اونجا رفتم پایین تو خ‌جمهوری، سر چ‌حافظ رفتم تو یه پاساژ که همه‌ی مغازه‌هاش گوشی و دوربین میفروختن. تماشای دوربین‌ها خیلی برام مفید بود. دوربین‌ مورد نظر من یکی از اینهاست:

 Sony Cyber-Shot DSC-HX100V  و Fujifilm FinePix HS20 . نظر شما چیه؟

وقتی احساس کردم زیادی گرمم شده یه شیشه آب خنک خریدم250تومان، نصفش را خوردم و باقیشو ریختم رو صورت و شونه و سینه‌ و ران و زانوهام تا دمای بدنم بالا نره. این بهترین و تنها کاریه که تو گرما باید انجام داد. خوشبختانه خیلی زود گرمای بدنم دفع شد.

دوستان بجای ما، سفر خیلی خوب و لذت بخش بود، وقتی اومدم منزل متوجه جای روژلبی شدم که از بوسه‌ی خورشید خانم روی تنم مونده بود، با اینکه اینبار قبل آغاز سفر دست و صورتمو حسابی ضد آفتاب مالیدم، اما چون دکمه‌ی یقه‌ی پیراهنم را نبسته بودم خورشید خانم همونجارو بشکلV سوزانده.

پسرفت: از روی نقشه با حساب سانت و مقیاس در این سفر حدود 15کیلومتر راه را با ویلچر پیمودم، شایدهم بیشتر چون 1_خیلی جاها به دلیل مناسب نبودن راه برای عبور ویلچر مجبور بودم مسیر را برگردم و برم تو خیابان. 2_آخر سفر تقریبا شارژ ویلچرم ته کشید بود. ویلچر برقی فاتح یا shark XS110 بسیار مفید و هرچی بگم ارزشمنده، از نظر سرعت و قدرت و راحتی و امنیت و زیبایی و ارزش واقعا ایده‌آله و بنظر من از اتومبیل BMWX6 چیزی کم نداره. برای تهیه‌ی این وسیله‌ی جاپارو هیچ شک و تعلل نکنید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌، پیرامون ویلچر، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، سیاحت،
:: برچسب‌ها: بوسه‌ی خورشید خانم, تخت و تشک مخصوص افراد نخاعیه, راه‌پیمایی 25خرداد, روژلب, سرویس بهزیستی, همسریابی, وسیله‌ی جاپارو,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 خرداد 1390 ارسال نظر(7)

گشتی در تهران

با بیست دقیقه تاخیر سرویس ایاب‌ذهاب بهزیستی آمد دنبالم، رانندش مردی پنجاه ساله و خوش‌برخورد بود، او درب عقب ون را باز کرد و سطح شیب دار پشت ماشینو آماده کرد و با راهنماییش با ویلچر برقی داخل ون شدم. آدم وقتی روی ویلچر عقب ون نشسته سرعت را چند برابر حس میکنه، اینو راننده وقتی بهم گفت که ازش پرسیدم: الان چندتا سرعت داری؟ آقای راننده بعد از من، یه خانم که ام اس داشت و یه خانم که دختر یازده ساله‌ش به دلیل ازدواج فامیلی مشکل ژنتیک داشت را براداشت تا ببره برای کاردرمانی.

حدود ساعت نه‌ونیم جلوی دانشگاه تهران پیاده شدم تا دوتا کتاب بخرم، از اونایی که پرسیدم کتابارو نداشن. از خیابان انقلاب به خیابان ولیعصر رفتم، ابتدای ورودم به خیابان جمهوری یه گدای معتاد بهم گفت: یه کمکی بهم بکن. گفتم: توکه سالمی احتیاج به کمک داری یا منه چلاق؟! طرف گفت: پاهام بخیه و عفونت داره. درحال رفتن بهش گفتم: رو تن منم جای 200تا بخیه هست.

خیابان جمهوری بورس لوازم صوتی و تصویری و خانگیه، تصویر تلویزیون‌هایLEDشگفت انگیز بود اما اصلا توجه‌مو جلب نمی‌کردن، چشم من دنبال دوربین عکاسی بود، چند وقته پیرامون خرید یه دورربین عکاسی همه‌کاره توی اینترنت تحقیق میکنم، با سیاحت دوربین‌ها به این نتیجه رسیدم که: ظاهر و اندازه‌ی دوربین‌ها تو اینترنت بسیار بزرگتر و خفن‌تر از اونچه که تو فروشگاه‌ها هستنه.

در ادامه راه خواستم برم از فروشگاه‌های همکف ساختمان پلاسکو لباس بخرم که با مانع نرده مواجه شدم، خواستم برم داخل کوچه برلن و لاله زار که با نرده مواجه شدم، ضلع شمالی میدان توپخانه به نرده خوردم، در پیاده روی ناصرخسرو به نرده خوردم. تا انتهای خیابان ناصرخسرو و وسط کوچه مروی رفتم و از اونجا برگشتم سر چهارراه استانبول چون قرار شد راننده‌ی سرویس اونجا بیاد دنبالم.

مسیر رفتنم سرپایینی بود به همین دلیل خیلی از شارژ ویلچرم کم نشد اما در بازگشت وقتی ساعت 13 به محل سوارشدن سرویس رسیدم یک سوم شارژ ویلچرم رفته بود. در عکس مسیر رفتنم با رنگ قرمز و برگشت با رنگ آبی مشخصه.

این سفر برام بسیار جذاب و مهیج و لذت‌بخش و شادی‌آفرین و سوزاننده بود، پیرراهن آستین کوتاه موجب شد آفتاب شدیدا پوست دستامو بسوزونه.

پاورقي: با توجه به دیده‌هام میتونم بگم تنها هنر شهردار تهران این بوده که پیاده‌روهای خیابان ولیعصر را طوری بازسازی کرده که شایسته‌ی تردد شهروند باشه، اما وای به روزی که فرد ویلچرنشین وارد منطقه‌ی12تهران بشه، من میگم این منطقه بخشی از رژیم نژادپرست و ضد بشر صهیونیستیه، همونطور که صهیونیست‌ها با دیوار حائل از منافع خودشان حفاظت میکنن کسبه‌ی منطقه12 هم با پیروی از اون الگوی ضد انسانی و با حمایت شهرداری با انواع نرده سلول‌های خودمختار خودشان را طوری ساختن که معلول برای تردد یا برای خرید به هیچ وجه نتونه از اون نرده‌ها عبور کنه. در هر دو پیاده روی سر چهارراه استانبول بطرف بهارستان نرده هست، برای عبور از اونها وارد خیابان شدم، یه راننده بعنوان پند بهم گفت: با این قانون جدید راهنمایی رانندگی میزنن بهت و خسارت هم ازت میگیرنآااا. مسئولین محترم پاسخگو باشید: اگر یه اتومبیل میزد بهم، چه کسی مقصر بود؟ من؟ راننده؟ کسبه؟ شهرداری؟

با عرض پوزش برای قطعی چندروزه‌ی وبلاگ، دلیل این قطعی  جا به جایی ناگهانی سرور بود و چون وب سرور هم وب سرور قبل نبوده و یک وب سرور جدید نصب کرده بودند مدیر اسپیشیال مجبور شده از نو دیتا بیس هارو ایمپورت کنه. با تشکر فراوان از مدیر اسپیشیال برای تمام زحمتی که بخاطر حمایت از ما متقبل میشه، حسین آقا دستت طلا، الهی دست کنی تو طلا و جواهر، ننه قربان.

   عرضه ویلچر خورشیدی با توان حرکتی 20 کیلومتر توسط محققان کشور




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن، سیاحت،
:: برچسب‌ها: بخشی از رژیم نژادپرست و ضد بشر صهیونیستی, دورربین عکاسی, سرویس ایاب‌ذهاب بهزیستی, شهردار تهران,

نویسنده : تاریخ : شنبه 21 خرداد 1390 ارسال نظر(11)

بالش

قدیم‌ها همیشه با بالش مشکل داشتم و هیچ وقت بدون بالش مخصوص خودم درست خوابم نمیبرد. بعد شکستن گردنم مشکلم با بالش بیشتر شد. طی سال‌های گردن‌شکستگی یه تشک ابری 40ساله که فسیل شده بود برام بهترین بالش بود، اما این اواخر دیگه تبدیل به پودر ابر شده بود و اصلا بهم آرامش نمیداد. قبل سفر شمال تو بازاری کنار خیابانی که روبروی کارخانه‌ی اتول سازی نزدیک منزلمان تشکیل میشه تو بساط یکی از دست‌فروش‌ها پشت‌گردنی صندلی اتول دیدم. چون توی بیشتر اتول‌ها از این پشت‌گردنی‌ها دیده بودم توجه‌مو جلب کرد و یکی‌شو گرفتم و خوب وارسیش کردم. دیدم خیلی نرم و فنریه، پشتشو که نگاه کردم دیدم زیپ داره، زیپشو بازکردم و دیدم توش پرشده از الیافی شبیه پشم شیشه‌ی توی کاپشن.  یه جفت از اون‌ پشت‌گردنی‌ها خریدم 5هزار تومن. پشت‌گردنی‌ها توی اتول بجای راحتی بیشترموجب ناراحتی شد و اصلا به‌کار نیآمد. بعد اینکه از سفر برگشتیم زیپ یکی از پشت گردنی‌ها را بازکردم و مقداری از الیاف بسیار لطیف و فنری‌شو درآوردم و باهاش براخودم یه بالش ژاپنی خوب و راحت درست کردم و بسیار ازش راضی هستم. پاپوش: دوستانی که بالش براشون مهمه حتما الیاف داخل این پشت گردنی‌ها را امتحان کنن، اگر خوب بود حالشو ببرید و اگر نامناسب بود پشت‌گردنی‌ها را به کسی که اتول داره هدیه بدید. شاید بعضی از لحاف و تشک دوزی‌ها از این الیاف بصورت کیلویی بفروشن.





:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: الیاف, بالش, پشت‌گردنی, پشم شیشه, ژاپنی, شبیه, شکستن, فنری, کنار خیابانی, گردن, لطیف, مخصوص,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 اردیبهشت 1390 ارسال نظر(6)

تلفن

یکی از دوستان نخاعی بهم گفت: شماره‌ی موبایل‌تو بده کارت دارم. شماره‌ی موبایل و منزل را دادم و گفتم: زنگ بزن منزل هزینه‌ات زیاد نشه. باز هم دوستم با موبایلش زنگ زد به موبایلم. بهش گفتم: چرا به منزل زنگ نزدی؟ اینطوری هزینه‌ات زیاد میشه‌هآااا. دوستم گفت: گوشی تلفن دستمو خسته میکنه، با موبایل راحتم چون با هندفریش بی‌دست حرف میزنم(تو دلم گفتم: ناز باشی بهمن جون). کسانی که این مشکل را دارند میتونند یه تلفن بیسم پاناسونیک با هندفری مخصوص خودش بخرند و با هزینه‌ی کم به میزان دل‌خواه فک بزنند. تلفن‌های بیسیم پاناسونیک تغریبا شبیه موبایلن و اصلا زشت نیستند، نسبتا کوچک و سبکن، شارژشون بادوامه و از همه مهمتر ورودی هندفری دارن. هندفری‌ این تلفن‌ها مثل هدست کامپیوتره تنها فرقشون اینه که مال کامپیوتر دوتا فیش داره ولی اینا یه فیشه هستن. قیمت تلفن‌ها از 30هزارتومن شروع میشه. قیمت هندفری فابریک 15هزارتومنه. فکر میکنم میشه هدست کامپیوترو بهشون خوروند، فقط کسی را میخواد که کمی فنی باشه و لحیم کاری بدونه. از این صفحه میتونید انواع گوشی‌ را ببینید و انتخاب کنید و سفارش بدید. من الله توفیق

پسينه: دوستان بجای ما، به یاری خدا و خانواده از پنج‌شنبه صبح تا دوشنبه میریم سفر.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، سیاحت،
:: برچسب‌ها: تلفن بیسم, فابریک, لحیم کاری, موبایل, نخاعی, هزینه, هندفری,

نویسنده : تاریخ : چهارشنبه 07 اردیبهشت 1390 ارسال نظر(19)

شادی با اعمال شاقه

به دلیل بلندی قدم هیچ وقت روی ویلچر دستی راحت نبودم و نشستن روی اون همیشه برام بسیار خسته کننده بوده و هست. از سال گذشته که ویلچر برقی فاتح یا shark XS110 گرفتم تغریبا ویلچر عادیم را بوسیدم گذاشتم کنار، اما چند روز پیش دوستانی که عکس‌شون را دیدید دعوتم کردن مهمونی بصرف شام و شیرینی. برای حضور در جمع دوستان مجبور شدم دوباره دست به دامن همون ویلچر دستی و ناراحت بشم چون ویلچر برقی فاتح را نمیشه با ماشین معمولی جابجاش کرد. سه چهار ساعت با دوستان بودن و یه ریز خندیدن باعث شیرین شدن خستگی فراوانم شد دقیقا مثل زمانی که آدم از شکلات تلخ یا غذای تند لذت میبره.

پيآمد: با عرض پوزش این وبلاگ هنوز قالب نداره، حتما این مشکل برطرف میشه و همه چیز شکیل و رسمی میشه.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: shark XS110, بلند, شکلات تلخ, غذای تند, قالب, قد, ویلچر برقی فاتح,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 اردیبهشت 1390 ارسال نظر(7)

دیروز و امروز

همه توی دوستاشون بایکی بیشتر از بقیه جفتشون جوره، من هم یه دوست داشتم که باهم رفیق گرمابه و گلستان بودیم. شب 14خرداد 1370داشتیم باهم وسیله‌هامون را آماده میکردیم که فرداش بریم ماهیگیری، کجا؟ سد لتیان در شمال شرق تهران. همون شب باهم قرار گذاشتیم ده سال دیگه همچین روزی هرجا که بودیم باهم تماس بگیریم. سال 80درحالی باهم تماس تلفنی گرفتیم که او تازه به اروپا مهاجرت کرده بود و من 8سالی میشد که به ملک ویلچر مهاجرت کرده بودم. امسال دوستم آمد ایران و چند ساعت قبل سال تحویل با دادشش که اون هم از دوستان خوب و صمیمیمه اومدن پیشم(توی عکس هردو دوطرفمند). روز چهارم عید هم کل دوستان گرمابه و گلستانم با زن و بچه‌هاشون آمدن پیشم و فرصتی پیش آمد که بعد 18سال‌ونیم دوباره باهم عکس بگیریم. عکس جدید را گذاشتم زیر عکسی قدیمی، فکر میکنم خیلی فرق نکردیم. اگه اونقدر فضولی که میخواهی تو عکس من و دوستام سرک بکشی بفرما کلیک. پسآمد: بهم ریختن نوشته‌های قبلیم و دیده نشدن وبلاگ در حالت آفلاین و نداشتن قالب مناسب از عواملی هستن که موجب ناخرسندیم از اینجا شده، از مدیر اسپیشیال خواستم قالب وبلاگ قبلیم را بیاره اینجا. تا نبودن اون قالب اینجا دردست ساخته و رسمیت نداره.

بچه های اوتیسم استان خوزستان




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: اروپا, باهم قرار گذاشتیم, رفیق گرمابه و گلستان, سد لتیان, سرک, عکس, فضولی, ماهیگیری, مهاجرت,

نویسنده : تاریخ : پنج‌شنبه 25 فروردین 1390 ارسال نظر(14)

كتاب ضايعات نخاعي

در وب سایت مركز حمايت از معلولين ضايعات نخاعي ايران آمده است: گاهي در فيلم‌ها و داستان‌ها مي‌بينيم كه شخصيت اصلي، مي‌خوابد و وقتي چشم از خواب باز مي‌كند، خود را در دنياي ديگري مي‌يابد. همه چيز برايش غريب و ناآشناست. ناگهان از زندگي عادي به فضايي پا مي‌گذارد كه از آن هيچ نمي‌داند. پس بايد بگردد و كشف كند همهي كشف كردني‌ها را، و خو بگيرد با هر چيز كه جديد است و بوي تازگي مي‌دهد، حال و روز كساني كه ضايعه نخاعي مي‌شوند، اين چنين است. آنها بنا به يك حادثه يا بعد از يك بيماري، اغلب سريع و ناگهاني بخشي از سلامت خود را از دست مي‌دهند. حادثه آن قدر سرعت دارد كه به چشم برهم زدني، فرد خود را نه تنها روي تخت بيمارستان مي‌بيند، كه درمي‌يابد پس از اين نمي‌تواند راه برود. حالا بيمار به زندگي جديدي پرتاب شده، بي آنكه خواسته باشد يا حتي آمادگي‌ پذيرفتن چنين شرائطي را داشته باشد. براي وفق دادن اين افراد با شرائط زندگي جديد تمهيدات ويژه‌اي لازم است که ...

كتاب ضايعات نخاعي (شناخت،امداد و درمان، مراقبت و نگهداري) در 2000 نسخه آماده شد. این کتاب با کوشش شخصی و دلی دوست جوانمان احسان سلیمانی نگاشته و به چاپ رسیده است. احسان در مورد انگیزه‌اش برای نگارش این کتاب میگه: مادرم در سال 1386 بر اثر تصادف از ناحيه گردن دچار ضايعاه‌ی شدید نخاعي شد و از چهار اندام فلج گرديد و روي تخت در منزل بستري شد. ما در بيمارستان درباره ضايعه نخاعي و مشكلات آن اطلاعاتي دريافت نكرديم و بعلت عدم آگاهي خانواده‌ام از پيامدهاي اين حادثه و همچنين كمبود منابع و عدم دسترسي سريع و مناسب به كتاب در مورد ضايعات نخاعي و مسائل مربوط به آن در كتابخانه‌ها يا كتابفروشي‌ها و يا درصورت وجود، تخصصي بودن آنها، تصميم گرفتم تمام اطلاعات خودم را كه از تجربه و برخورد با مشكلات و همچنين از شبكه جهاني اينترنت جمع آوري كرده بودم را تدوين و تنظيم و كتابي كوچك تهيه كنم تا اگر شخصي مثل مادرم دچار ضايعات نخاعي شد در همان ابتدا اين كتاب راهنماي مفيد براي همراهان و پرستاران وي در منزل اشد تا به اين طريق از لحاظ مادي و معنوي توانسته باشم كمكي به فرد ضايعه ديده وخانواده او كرده باشم. اطلاعات تکمیلی در مورد چاپ این کتاب اینجاست. نحوه دریافت این کتاب اینجاست.  پسوند:اگه توی هر بیمارستان شخصی می‌بود که در کنار شغلش مسئولیت راهنمایی خانواده‌ی ما نخاعی‌ها را میداشت کلی از هزینه‌های مالی و جانی و معنوی ما کاسته میشد




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: امداد, تصادف, درمان, شناخت, كتاب ضايعات نخاعي, مراقبت, مركز حمايت از معلولين ضايعات نخاعي ايران, نگهداري,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 فروردین 1390 ارسال نظر(17)

دوسالانه

به میمنت و شادی یه سال دیگه از عمر گرانبها را اسراف کردم رفت پی کارش، از سالی که سپری کردم رضایت دارم، چرا که خرید ویلچر برقی فاتح اتفاق بزرگی بود که سال گذشته را برام پر از تجربه‌های جدید و جذاب کرد، امیدوارم این تجربه در سال آتی نصیب همه دوستانم بشه. سال گذشته خیلی به فکر وسیله‌ای برای حرکت بیشتر بودم، روی هر وسیله‌ای که به ذهنم رسید فکر و تحقیق کردم بالاخره به این نتیجه رسیدم که هیچ چیز بهتر از موتور3چرخ معلولین نیست، اونقدر به سازنده‌های این وسیله زنگ زدم و موی دماغشون شدم که قول دادن اونی را که میخواهم را برام بسازند، امیدوارم تا آخر فروردین زیر پام باشه. پيوست: امیدوارم سال نود سال کامیابی همه‌ی ایرانیان و جهانیان باشه و ایشاالله بهار خانم برای همه صلح و دوستی و خوی محمدی عیدی بیاره.

سال نو و عید زیبای نوروز مبارک

انواع بالابر مخصوص معلول‌ها و کم توان‌ها




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: اسراف, انواع بالابر مخصوص معلول‌ها و کم توان‌ها, تجربه‌های جدید, خرید ویلچر برقی فاتح, رضایت, سال نو و عید زیبای نوروز مبارک, شادی, میمنت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 اسفند 1389 ارسال نظر(21)

راز اتحاد علیه استبداد

هفته‌ی پیش امام جمعه‌ی تهران می‌گفت: بزرگترین تحولات مصر و تونس و بحرین و لیبی و دیگر کشورهای عربی، بعد از اقامه‌ی نماز دشمن شکن جمعه رخ داده‌ است، کمی به این رویدادها فکر کردم دیدم حق با خطیب جمعه است. نماز جمعه پایگاهیه: الهی و سیاسی و مستحکم که هیچ رژیم مستبد و سرکوبگری جرات و قدرت تعرض به اون را نداره و چه نیکو مردم حق جو و به ستوه آمده‌ مصر و.... از قرار و تجمع نماز جمعه برای اتحاد و قدرت گرفتن و ابراز خشم علیه استبداد استفاده نمودند. یاد این افتادم که

خدا در سوره‌ی آل عمران آیه‌ی 103 فرموده:

 وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِيعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ

و همگى به ريسمان خدا چنگ زنيد و پراكنده نشويد.

نبرد زندگی

سازمخالف

اوتیسم -بچه های اوتیسم

ویلچربرقی  فاتح یا  shark XS110

 ویلچر عادی و برقی، تخت، تشک و ....




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، لينك، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: الهی, اوتیسم, بحرین, جمعه‌ی تهران, چنگ, رژیم, ريسمان, سیاسی, لیبی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 اسفند 1389 ارسال نظر(12)

همت عالی

نمیدونم چرا تمام عوامل استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل دست به دست هم دادن و دارن نهایت تلاششون را میکنن تا منو اغفال کنن!؟ اول:خیلی سر مخفی از جمهوری چک رادیویی‌ها باهام وارد مذاکره شدن و ازم خواستن درباره‌ی معلولیت حرف بزنم، دوم:آمریکایی‌ها از واشنگتن باهم تماس گرفتن و خواستن درباره‌ی معلولیت براشون بگم، سوم:از مرکز کشور تفرققه بنداز و حکومت کن باهم تماس گرفتن و ازم خواستن درباره‌ی معلولیت باهاشون وارد مذاکره بشم، چهارم:همین چند روز پیش داشتم برنامه‌ی فوتبالیه آفساید را در یک تلویزیونه صهیونیستی نگاه میکردم که ناگهان دیدم اینبار صهیونیست‌ها از در فوتبال وارد شدن تا منو از راه بدر کنن!؟ ناقلاها نذاشتن برای مطلب فوتبالیم که پیشنهاد به نود بود دوتا نظر بیاد، فرتی با وبلاگ پربارم به تلویزیونشون قنای فرهنگی دادن، پنجم:که خیلی هم بده نمیدونم ناکس‌ها چه کار کردن که وقتی تو پرشن‌بلاگ نظر میدم ایننشان منحوس برام ثبت میشه

پسرفت: اتومبیل رئیس جمهور محترم دکتر محمود احمدی‌نژاد به نفع مدد جویان بهزیستی به مبلغ دو و نیم میلیارد تومان به فروش رفت، دم دکتر محمود احمدی‌نژاد گرم که سر سال نو چراغ بهزیستی را با همت عالی روشن کرد.

لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، طنز، تجربه‌، ماهواره، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: آفساید, آمریکا, اتومبیل, استکبار, جمهوری چک, جهانی, عوامل, قنای فرهنگی, مخفی, مدد جویان بهزیستی, نود, همت عالی, واشنگتن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 اسفند 1389 ارسال نظر(33)

نکته

برای ما نخاعی‌ها یکی از خیلی بزرگترین دغدغه‌های ذهنی: اجابت مزاج به هنگام و سهل و آسانه، در این باب هر کدوم از ما نخاعی‌ها تجربه‌های شخصی و منحصر به فرد و روش خاص خودمون را داریم، اونچه که دانستنش برای همه‌ی ما مهم و مفیده اینه که: 1-هر روز میوه‌های ملین بخوریم. 2-همواره باید آب زیاد بخوریم. 3-برای اجابت مزاج از داروهای مناسب مثل: قرص گیاهی سی‌لاکس، یا قرص شیمیای بیزاکودیل استفاده کنیم. 4-حتما باید با دارو آب گرم خیلی زیادی بخوریم. 5-به دلیل عادت کردن بدن به دارو باید هر چند وقت یک بار نوع دارو را عوض کنیم. 6-هنگام اجابت مزاج، شکم‌مان را در مسیر روده ماساژ بدیم، این کار باعث میشه کار زودتر به سرانجام مقصود از نوع مطلوب برسه عکس تشکیلات عریض و طویل داخل شکم، به جهت روده توجه کنید

پاپوش: روایت منع رطب کردن حضرت علی(ع) یادتونه، الان افرادی که انقلاب کردند میگن: اگه کسی انقلاب کنه ضد انقلابه.

لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: اجابت مزاج, برای ما نخاعی‌ها, بزرگترین دغدغه‌, تجربه‌های شخصی و منحصر به فرد, حضرت علی, روایت, سهل و آسان, عکس, ماساژ, مسیر روده, منع رطب,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 بهمن 1389 ارسال نظر(18)

بسوی ازدواج

داشتم برنامه‌ی بفرمائید شامه تلویزیون ترکیه را تماشا میکردم که دیدم زیر نویس دادن: اگه میخواهید در برنامه‌ی ازدواج با مجریگریه سرن ‌سرن‌گیل شرکت کنید با این شماره تماس بگیرید، من هم گوشی را برداشتم و زنگ زدم، با خودم گفتم: اگه کسی گوشی را برداشت یه تستی به زبان ترکیه‌ای خودم میزنم. خیلی سریع گوشی را برداشتن و گفتن: اینجا شو تی‌وی و برنامه ازدواجه بفرمائید. من هم گفتم: من مهرداد هستم از ایران و تهران تماس گرفتم، میشه تو برنامه حضور داشته باشم؟ گفتن: بله میشه. گفتم: من تصادف کردم و گردنم  اینجا اشتباهی بجای شکسته گفتم: قطع شده، و با صندلی چرخدار حرکت میکنم. گفت: اشکال نداره. طرف کلی از: قد و رنگ پوست و شغل و درآمد و خانه و محل زندگی بعد ازدواج و .... پرسید و یاداشت کرد آخرهای مکالمه طرف ازم پرسید: آیا اهل آذربایجانی؟ گفتم: نه، من تهران دنیا آمدم و بزرگ شدم و اینجا هم زندگی میکنم. خلاصه بهم گفت: باهات تماس میگیریم. گفتم کی؟ گفت: بزودی. این مکالمه کلی بهم انرژی داد و با خانواده کلی خندیدیم. الان دارم فکر میکنم اگه بهم زنگ زدن برم یا نرم؟؟ اگه هوا گرم بود به احتمال صدوده‌درصد میرفتم اما الان چهل‌درصد تردید دارم.

پايانه: سه‌تا از کانال‌های تلویزیونیه ترکیه برنامه‌ی ازدواج داشتند چهارمیش هفته‌ی گذشته راه افتاد و پنجمیش که من بهش زنگ زدم از دوشنبه‌ی این هفته‌ راه میافته. روند برنامه اینطوریه که ملت میرن جلو دوربین خودشون را معرفی میکنن و میگن چه همسری میخواهند و میشینن روی صندلیهای جلوی دوربین، هر بیننده‌ای که از اون طرف خوشش بیاد با برنامه تماس میگیره و اجازه‌ی حضور میگیره. افرادی که از شهرستان یا از کشوری دیگر به این برنامه‌ها میرن بدون پرداخت هزینه در هتل برنامه اقامت میکنند و اونقدر میمانند تا همسر دلخواهشون را پیدا کنند و توی همون برنامه ازدواج کنند.

گیتی تک البرز انواع تجهیزات مخصوص معلولان میفروشه




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پیرامون ویلچر، صدا و سیما، ماهواره، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: آذربایجانی, ازدواج, بفرمائید شام, تلویزیون ترکیه, زبان ترکی استانبولی, صندلی چرخدار, قطع, کشور, همسر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 بهمن 1389 ارسال نظر(16)

حادثه یا معجزه

یه گزارش از تلویزیون فارسیBBCپخش شد، چون جالب بود دقیقا همون گزارش را برای آگاهی دوستان تایپیدم: حدود دوسال و نیم پیش در پکن بود که مونیک فن در فورست دو نقره‌ی پارالیمپیک برد، رویای مونیک طلای پارالیمپیک 2012 لندن بود، رویایی که اکنون به باد رفته، چون اجازه‌ی شرکت در این مسابقات را ندارد. مونیک در 13 سالگی بازیکن هاکی بود تا اینکه یک عمل جراحی به نخاعش آسیب زد و پاهایش فلج شد، در 15سالگی تمرین در رشته‌ی سه‌چرخه سواری را شروع کرد. مونیک میگوید: اون‌موقع توانبخشی انجام دادم و توانایی‌هام خیلی بیشتر شد رو صندلی چرخدار بودم اما خیلی کارها میتونستم انجام بدم، بتدریج این سرگرمی تبدیل به شوق شد و من یک ورزشکار درجه یک شدم. تمرین و مسابقه و مدال همه‌ی زندگی مونیک شد تا 9ماه پیش در اسپانیا که هنگام تمرین یک دوچرخه سوار از عقب با او تصادف کرد و او را به زمین زد، بر اثر این تصادف او مبتلا به کمر دردهایی شد که سبب شد در بیمارستان بستری و توانبخشی برایش  انجام شود، 4ماه بعد ناگهان مونیک متوجه احساسی عجیب و نا آشنا شد. مونیک میگوید: من قبلا چنین حسی نداشتم، متوجه شدم  وقتی دستم را فشار میدم پاهام سوزن سوزن میشه که خیلی درد داشت، احساسی عجیب و غیر واقعی بود که 13 سال تجربه‌اش نکرده بودم. دکتر کریستف اسمیت متخصص توانبخشی مونیک میگوید: ظاهرا انسدادی که در نخاع بوده برطرف شده و من توضیحی از نظر پزشکی برای آن ندارم. و بعد چیزی شبیه معجزه اتفاق افتاد. مونیک در این مورد میگوید: این زیباترین چیزیست که میتوان آموخت، عالیترین تجربه‌ی زندگی اینه که کف زمین هستی بعد یهو شروع میکنی به سینه خیز و بعد روی زانو راه رفتن، وقعا اینکه ناگهان بایستی و اطرافت را نگاه کنی و قدم برداری احساس فوق العاده‌ایه، احساس شعفی که نمیتونی توصیف کنی چقدر زیباست، حسش میکنم اما هنوز نمیتونم با کلمات بیانش کنم. دکتر کریستف اسمیت میگوید: من تا به حال ندیده بودم کسی این همه سال روی صندلی چرخدار باشه و بعد یهو شروع کنه به راه رفتن، بهبودی به این سرعت در ضایعه‌هایی به این شدت دیده نمیشه. مونیک که دیگه اجازه‌ی شرکت در رقابت‌های معلول‌ها را نداره با چالش تازه‌ای روبرو شده، او باید هدف و آینده‌ی زندگیش را یک بار دیگه از نو تعریف کنه. مونیک میگوید: احساس دوگانه‌ایست، من دیگه اشتیاق و آرزوهام را بعنوان یه ورزشکار ندارم اما بجاش یه چیز دیگه دارم چیزی که از هر مدالی قشنگتره، الان دلم میخواد بدوم، دوچرخه سواری کنم یا حتی در مسابقات سه‌گانه شرکت کنم، دلم میخواد هر چیزی را که تا حالا انجام  ندادم تجربه کنم، احساس کودکی را دارم که تازه راه افتاده.   پسينه: در گنگره‌ای بین المللی از ملیت‌های مختلف جمع شده بودن و از نقش و جایگاه گل‌های محبوب‌شون تو زندگی‌شون حرف میزدن، هلندیه میگه: گل لاله قلب و روح و جان و همه چیز ماست. ایرانیه که اصفهانی هم بوده میگه: ما بعد توالت، با این گلا وا، کو نمونا پاک میکونیم. فرانسویه میگه: گل رز گران بهاترین دارایی ماست. اصفهانیه میگه: ما بعد توالت، با این گلا وا، کو نمونا پاک میکونیم. این داستان ادامه پیدا میکنه تا بالاخره نوبت اصفهانیه میرسه و میگه: گل محبوب ما کاکتوسس، بی‌بینم کی وجود دارد باهش کونشا پاک کوند. سرگذشت مونیک من را یاد این جوک قدیمی انداخت. اگه گفتی چرا؟؟

ویلچر برقی  فاتح یا  shark XS110

لینکهای دوستان من




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، تجربه‌، ماهواره،
:: برچسب‌ها: اسپانیا, اصفهانی, بیمارستان, پارالیمپیک, پکن, توانبخشی, جوک, حادثه, سه‌چرخه سواری, سوزن سوزن, عالیترین تجربه, عمل جراحی, فلج, کاکتوس, مسابقه, معجزه, هلند,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 بهمن 1389 ارسال نظر(13)

شارژر سیار ویلچر برقی

از وقتی ویلچر برقی خریدم برام این سوال پیش آمد که: چطور میشه با ویلچر برقی حرکت کرد بدون اینکه انرژی باطری‌هاش تمام بشه؟ اتومبیل برقی کانگورو هم دلیل شد که بیشتر روی این داستان فکر کنم، البته نیاز به فکر کردن زیاد نشد چون جواب را در برنامه‌ی تخته گاز تلویزیونBBC یافتم. تخته‌ گاز یه مجله‌ی دیدنی اتومبیله که روزهای چهارشنبه پخش میشه و به همه چیز می‌پردازه. برنامه‌ی تخته گاز یه خودروی برقی ساخت و برای جلوگیری از خالی شدن باطری‌هاش یه موتور برق گذاشتن عقب اوتولشون. فکر جالب و مفیدی بود، اما اتولشون پر شد از دود و صدای ناخوشآیند. بعد دیدن اون برنامه برام این سوال پش آمد: آیا موتور برقی وجود داره که اونقدر کوچک و پر توان و ارزان باشه که یه ویلچری اون را بعنوان شارژر همراه و همزمان ویلچر تهیه کنه؟ گشتم و یه تیکه‌ با این ویژگی‌ها پیدا کردم: 1-با اصل و نسبه. 2- اهل زندگی و کار بدون آه و ناله است. 3-کم وزن و خوش اندامه. 4- قیمتش حدود 800هزار تومنه. عکس و جزئیات بیشتر از این موتور برق سیار و سفری را اینجا ببینید.

پيآمد: از دفتر فروش خودروی کانگورو باهام تماس گرفتن و گفتن: آقای زندی مژدگانی بده که قیمت نهایی خودروی محبوب شما بدست آمد، این خودرو برای شما فقط 14میلیون تومان ناقابله. اسم خود را به انگلیسی وارد كنید سپس اسم خود را به خط میخی پارسی باستان ببینید

سبزدلان و سوته دلان داشتیم این هم همدلان




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: باطری, تخته گاز تلویزیونBBC, مژدگانی, موتور برق سیار و سفری, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 دی 1389 ارسال نظر(15)

جنگ نرم بهتر است یا سخت

بمب‌های اتمی‌، شیمیایی، هیدروژنی و ... از سلاح‌های کشتار جمعی هستند، اما مخرب‌ترین و مخوف‌ترین سلاح کشتار جمعی پنبه‌‌ایست. بیخودی مثل با پنبه سر بریدن ساخته نشده. هستند کسانی که از پنبه‌ی ایده‌الوژی‌ اسلحه می‌سازند و بی‌سر و صدا و با کمترین خونریزی سر خلقی را دسته جمعی می‌برند. تمام فکر و ذکر این عده‌ی قلیل اینه که برای باقی ماندن در مسند قدرت و حفظ منافع شخصی‌شون با زور سرنیزه و رسانه‌های خبری افکار پوسیده و نخ‌نمای خودشون را به خورد اکثریت بدن تا خلق همواره مطیع باشند. دارم از حاکمان کره‌ شمالی حرف میزنم که افکارشون برای خلق‌شون جز عقب ماندگی و تنگدستی‌ ره‌آوردی نداشته، در حالی‌که بستگان‌شون در کشوری دیگر (کره جنوبی) در رفاه و آسایش کامل هستند، و میشه گفت: بدون ارتش و بمب، دنیا را فتح کردند. تاریخ نشان داده فروپاشی استبداد سست بنیان متکی بر ایده‌الوژی  کمونیستی دیر و زود داره اما سوخت و سوز نداره.

پسآمد: خیلی چست و چابک و بسیار نرم و نازک شبکه‌ی ماهواره‌ای من‌وتو داره خطوط قرمز نظام مقدس و ولایی جمهوری اسلامی را زیر پا میذاره، حتما خیلی زودی بچه‌های بالا کرکره‌ی دکان این شبکه‌ی صهیونیستی را میکشن پایین.

لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، تجربه‌، ماهواره،
:: برچسب‌ها: اتمی‌, ایده‌الوژی‌, بمب, خطوط قرمز نظام, سلاح‌های کشتار جمعی, شبکه‌ی ماهواره‌ای من‌وتو, شیمیایی, مخرب‌ترین, مخوف‌ترین,

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 آذر 1389 ارسال نظر(14)

سنگ کیسه صفرا و ...

سنگ کیسه صفرا چیست؟

سنگهای کیسه صفرا وقتی تشکیل می شوند که مایع ذخیره شده در کیسه صفرا تبدیل به شکل قطعاتی از  مواد جامد (شبیه سنگ سخت شده) می گردد. در حالت طبیعی این مایع که صفرا نامیده می شود و برای کمک به بدن جهت هضم چربیها استفاده می شود. صفرا در کبد ساخته می شودد و سپس در کیسه صفرا ذخیره می شود تا وقتی که بدن نیاز به هضم چربیها پیدا کند. در این زمان کیسه صفرا منقبض می گردد و صفرا را با فشار به درون لوله ای به نام مجرای مشترک صفراوی که صفرا را به روده کوچک حمل می کند، می فرستد. صفرا حاوی آب، کلسترول، چربی ها، نمکهای صفراوی، پروتئین ها و بیلی روبین است. نمکهای صفراوی با چربی ترکیب می شوند و بیلی روبین به صفرا و مدفوع رنگ زردی می دهد. اگر مایع صفرا حاوی میزان زیادی کلسترول، نمکهای صفراوی یا بیلی روبین باشد در شرایط خاصی می تواند به شکل سنگ سخت گردد.  دو نوع سنگ صفراوجود دارد،  سنگهای کلسترولی و سنگهای رنگدانه ای هستند. سنگهای کلسترولی معمولاً زردسبز هستند و به طور اولیه از کلسترول سخت شده ساخته می شوند. حدود ۸۰ درصد سنگهای صفراوی را شامل می گردند. سنگهای رنگدانه ای سنگهای کوچک و تیره ای هستند که از بیلی روبین ساخته می شوند. سنگهای صفراوی می توانند به اندازه دانه شن کوچک یا به اندازه یک توپ گلف بزرگ باشند. کیسه صفرا می تواند فقط یک عدد سنگ بزرگ و یا صد ها سنگ کوچک و یا به نسبه هر ترکیب دیگری را بسازد.  سنگهای صفراوی می توانند جریان طبیعی صفرا را (زمانی که در هر یک از مجراهای حمل کننده صفرا از کبد به روده قرار می گیرند) مسدود کنند. این مجاری شامل مجاری کبدی است که صفرا را از کبد خارج می کنند، مجرای کیسه ای که صفرا را به کیسه صفرا می برد و از آن خارج می کند (شبیه یک کوچه بن بست که ورود و خروج یک مسیر است ) و مجرای مشترک صفراوی که صفرا را از مجرای کیسه ای و مجاری کبدی به روده کوچک می برد ( شبیه یک سه راهی که در آن دو راه به یک راه بزرگتر ختم می شوند). صفرایی که در این مجاری گیر بیفتد می تواند باعث التهاب در کیسه صفرا، مجاری یا ندرتاً در کبد شود. سایر مجاری که به مجرای صفراوی مشترک باز می شوند شامل مجرای لوزالمعده ای است که آنزیمهای هضم کننده را از لوزالمعده خارج می نماید. اگر سنگ کیسه صفرا ورودی این مجرا را مسدود نماید، آنزیمهای هضم کننده در لوزالمعده گیر می افتند و باعث التهاب فوق العاده دردناکی به نام پانکراتییت سنگ صفرایی می شوند. اگر هر یک از این مجاری به مدت زمان قابل توجهی مسدود گردند، ممکن است آسیب شدید و احتمالاً کشنده یا عفونت درکیسه صفرا، کبد یا لوزالمعده اتفاق بیافتد. علائم هشدار دهنده مشکلات جدی شامل: تب، یرقان و درد مداوم است. چه چیزی باعث سنگ کیسه صفرا می شود. سنگهای کلسترولی دانشمندان معتقدند که سنکهای کلسترولی وقتی تشکیل می شوند که صفرا حاوی میزان زیادی کلسترول، میزان زیادی بیلی روبین یا نمکهای صفراوی ناکافی است یا وقتی که کیسه صفرا به دلایل دیگر آنگونه که باید تخلیه نمی شود.

سنگهای رنگدانه ای علت سنگهای رنگدانه ای روشن نیست. این سنگها بیشتر در افرادی که دچار سیروز، عفونت مجاری صفراوی و اختلالات خونی ارثی مانند کم خونی داسی شکل  ( که در آن بیلی روبین زیادی تشکیل می گردد) هستند تشکیل می شود. سایر عوامل اعتقاد بر این است که فقط حضور سنگهای صفراوی می تواند باعث تشکیل سنگهای صفراوی بیشتری گردد. به هر حال، سایر عواملی که همراه سنگهای صفراوی هستند به خصوص برای سنگهای کلسترولی مشخص گردیده اند.

چاقی : چاقی یک عامل خطر عمده برای سنگ صفراوی بخصوص در خانمهاست. یک مطالعه بزرگ بالینی نشان داد که حتی اضافه وزن متوسط خطر تشکیل سنگهای صفراوی را افزایش می دهد. محتملترین علت این است که چاقی تمایل دارد میزان نمکهای صفراوی را در صفرا کاهش دهد و در نتیجه کلسترول بیشتری باقی بماند. چاقی تخلیه کیسه صفرا را نیز کاهش می دهد. هورمون استروژن: به نظر می رسد، استروژن اضافی در حاملگی، درمان جایگزین هورمونی یا داروهای جلوگیری از بارداری، سطح کلسترول را در صفرا افزایش و حرکت کیسه صفرا را کاهش می دهند که که این هر دو  مورد می توانند منجر به سنگ صفراوی شوند. نژاد: بومیان آمریکا استعداد ژنتیکی برای ترشح میزان زیادی کلسترول در صفرا دارند. در حقیقت این افراد میزان بالاتری از سنگهای صفراوی در آمریکا را تشکیل می دهند.

جنسیت: زنان ۲۰ تا ۶۰ ساله دو برابر مردان احتمال تشکیل سنگ صفراوی دارند.

سن: افراد بالاتر از ۶۰ سال احتمال بیشتری برای تشکیل سنگ صفراوی نسبت به افراد جوانتر دارند. داروهای پایین آورنده سطح کلسترول: داروهایی که سطح کلسترول را در خون کاهش می دهند در حقیقت میزان کلسترول تشکیل شده در صفرا را افزایش می دهند. این تغییر می تواند خطر سنگ صفراوی را افزایش دهد.

دیابت: افرادی که دچار دیابت هستند عموماً دارای سطوح بالا از اسیدهای چربی به نام تری گلیسرید هستند. این اسیدهای چرب خطر سنگ صفرا را افزایش می دهند. کاهش وزن سریع: از آنجا که بدن چربی را طی کاهش وزن سریع متابولیزه می کند، این مسئله باعث می شود که کبد کلسترول اضافی را به درون صفرا ترشح نماید که می تواند باعث ایجاد سنگ صفراوی شود. روزه داری: روزه داری حرکات کیسه صفرا را کاهش می دهد و باعث تغلیظ زیاده از حد صفرا و کلسترول می شود که می تواند منجر به تشکیل سنگ صفراوی گردد.

چه کسانی در معرض خطر سنگهای صفراوی هستند؟ زنان افراد بالای ۶۰ سال مردان و زنان دارای اضافه وزن افرادی که به سرعت یا به میزان زیادی وزن کم می کنند.  زنان حامله، زنانی که درمان جایگزین هورمونی دریافت می نمایند و زنانی که از قرصهای جلوگیری از بارداری استفاده می کنند. نشانه های سنگ صفراوی چیست؟ نشانه های سنگ صفراوی غالباً حمله سنگ صفراوی نامیده می شوند چرا که غالباً ناگهانی اتفاق می افتند. یک حمله معمول می تواند باعث موارد زیر شود: درد ثابت در ناحیه بالایی شکم که به سرعت افزایش می یابد و از ۳۰ دقیقه تا چند ساعت طول می کشد. دردی مابین دو کتف. درد زیرکتف  راست. تهوع و استفراغ حمله سنگ صفراوی اغلب به دنبال یک غذای چرب اتفاق می افتد و می تواند در شب اتفاق بیفتد. دیگر نشانه های سنگ صفراوی می توانند شامل موارد زیر باشند: نفخ شکم عدم تحمل غذاهای چرب ( به صورت عود کننده) قولنج آروغ زدن گاز سوءهاضمه افرادی که نشانه های بالا و نیز نشانه هایی که در زیر آورده می شوند را دارند باید فوراً یک پزشک را ببینند. لرز تب کم درجه زرد شدن رنگ پوست یا سفیدی چشم مدفوع سفالی رنگ بسیاری افراد دارای سنگ صفراوی نشانه ای ندارند. به این بیماران بی علامت گفته می شود و این سنگها، سنگهای خاموش نامیده می شوند. این سنگها تداخلی با عملکرد کیسه صفرا، کبد یا لوزالمعده ندارند و نیازی به درمان ندارند. سنگهای صفراوی چگونه تشخیص داده می شوند؟ بسیاری از سنگهای صفراوی به خصوص سنگهای خاموش تصادفی در حین انجام آزمایش برای یک مشکل دیگر کشف می شوند. اما زمانی که ظن آن می رود که عامل ایجاد نشانه ها، سنگ صفراوی است پزشک احتمالاً سونو گرافی انجام می دهد. سونوگرافی از امواج صوتی برای ایجاد تصویر اعضاء استفاده می کند. امواج صوتی از طریق یک وسیله دسته دار که تکنسین روی شکم می خزاند به کیسه صفرا می رسند. امواج صوتی از کیسه صفرا، کبد و سایر ارگانها مانند رحم باردارباز می گردند و پژواک آنها پیامهای الکتریکی ایجاد می کند که می توانند تصویر عضو را در یک نمایشگر ویدئویی ایجاد کنند. اگر سنگ وجود داشته باشد، امواج صوتی با آن نیز برخورد کرده و باز می گردند و محل آنان نشان داده می شود. سونوگرافی حساسترین و اختصاصی ترین آزمایش برای سنگهای صفراوی است. سایر آزمایشات نیز می توانند استفاده شوند.CTاسکن می تواند سنگهای صفراوی یا عوارض آنها را نشان دهد. ام آر آی می تواند مجاری صفراوی مسدود را نشان دهد. کوله سنتی گرافی. برای تشخیص انقباض غیر طبیعی کیسه صفرا یا انسداد استفاده می شود. یک ماده رادیو اکتیو به بیمار تزریق می شودکه در کیسه صفرایی که بعداً تحریک به انقباض می شود جذب می گردد. ای آر سی پی ERCP. بیمار یک آندوسکوپ را (که لوله ای انعطاف پذیر، دراز و چراغ دار است و به یک کامپیوتر و نمایشگر تلویزیونی متصل است) فرو می دهد. پزشک آندوسکوپ را به معده و سپس به درون روده هدایت می کند. سپس ماده رنگی خاصی را تزریق می نماید که به طور موقت مجاری دستگاه صفراوی را رنگی می نماید. ای آر سی پی برای مشخص کردن محل و برداشتن سنگها از مجاری استفاده می شود. آزمایشات خونی. آزمایشات خونی می تونند برای مشاهده علائم عفونت، انسداد، پانکراتیت یا زردی استفاده شوند. نشانه های سنگهای صفراوی شبیه حمله قلبی، آپاندیسیت، زخمها، سندرم روده تحریک پذیر، فتق نافی، پانکراتیت و هپاتیت هستند. بنابراین تشخیص صحیح بسیار اهمیت دارد.

درمان چیست؟  جراحی بیشترین راه درمان سنگهای صفراوی علامت دار جراحی است. (سنگهای صفراوی بدون علامت معمولاً نیازی به درمان ندارند.) به این نوع جراحی کوله سیستکتومی گفته می شود. بیشترین جراحی کوله سیستکتومی لاپاراسکوپی نامیده می شود. در این جراحی جراح چند برش کوچک بر روی شکم می دهد و وسیله جراحی را داخل می کند و یک دوربین ویدئویی بسیار کوچک درون شکم قرار داده می شود که یک نمای بسته از اندامها و بافتها را به جراح می دهد. جراح در حالیکه به نمایشگر نگاه می کند از این وسایل برای جدا کردن دقیق کیسه صفرا از کبد، مجاری و سایر ساختمانها استفاده می کند. سپس مجرای کیسه ای بریده می شوند و کیسه صفرا از طریق یکی از برشهای کوچک بیرون آورده می شود.  از آنجا که ماهیچه های شکمی در حین جراحی لاپاراسکوپی بریده نمی شوند، بیماران درد و عوارض کمتری نسبت به جراحی با استفاده از برش بزرگ از طریق شکم دارند. بهبودی معمولاً یک شبه در بیمارستان حاصل می شود و با چند روز محدودیت کار و فعالیت در خانه ادامه می یابد. اگر جراح مانعی را در حین روش لاپاراسکوپی مانند عفونت محل یا جای زخم باقی مانده از  سایر جراحیها را بیابد ، گروه جراحی ممکن است تصمیم به تغییر روش و تبدیل آن به جراحی باز بگیرند. در برخی موارد اینگونه موانع پیش از جراحی شناسایی شده اند و جراحی باز برنامه ریزی می شود. به این نوع جراحی، جراحی باز گفته می شود چرا که در آن جراح یک برش ۱۲ الی ۲۰ سانتی متری در شکم می زند تا کیسه صفرا را بردارد. این یک جراحی بزرگ محسوب می شود و ممکن است نیاز به ۲ الی ۷ روز بستری در بیمارستان و چند هفته استراحت در منزل برای بهبودی داشته باشد.  در حدود ۵ درصد جراحی های کیسه صفرا نیاز به جراحی باز می باشد. بیشترین عارضه جراحی کیسه صفرا آسیب به مجاری صفراوی است. یا مجرای صفراوی مشترک آسیب دیده ممکن است باعث نشت صفرا و عفونت بالقوه خطرناک و دردناکی بشود. آسیب بزرگ خطرناکتر است و نیاز به جراحی اضافی دارد. اگر سنگهای صفراوی در مجاری صفراوی باشند، پزشک (معمولاً یک متخصص گوارش) ممکن  است از ای آر سی پی   ( ERCP)برای تعیین محل سنگها و برداشتن آنها پیش از جراحی یا در حین آن استفاده نماید. در ای آر سی پی، بیمار یک آندوسکوپ را (که لوله ای انعطاف پذیر، دراز و چراغ دار است و به یک کامپیوتر و نمایشگر تلویزیونی متصل است) فرو می دهد. پزشک آندوسکوپ را به معده و سپس به درون روده هدایت می کند. سپس ماده رنگی خاصی را تزریق می نماید که به طور موقت مجاری دستگاه صفراوی را رنگی می نماید. سپس مجرای صفراوی مبتلا تعیین محل می شود و ازوسیله ای روی اندوسکوپ برای قطع مجرا استفاده می شود. سنگ در یک سبد کوچک گیر انداخته شده و به وسیله اندوسکوپ بیرون آورده می شود. گاهی، در فردی که جراحی برداشت کیسه صفرا شده است، چند روز، چند هفته چند ماه یا حتی سالها پس از جراحی سنگی در مجاری صفراوی تشخیص داده می شود. معمولاً ای آر سی پی دو مرحله ای برای برداشت این سنگ موفق عمل می کند.

درمان غیر جراحی درمان غیر جراحی در موقعیتهای خاصی (مثلا زمانی که بیمار مشکلی پزشکی خاصی که نیاز به پیشگیری از جراحی داشته باشد) استفاده می شود و فقط برای سنگهای کلسترولی به کار می رود. بعد از درمان غیر جراحی معمولاً سنگها عود می کنند. درمان خوراکی از بین برنده سنگ داروهایی از اسیدهای صفراوی ساخته شده اند که برای از بین بردن سنگها استفاده می شوند. داروی یورسودیول و چنودیول برای سنگهای کلسترولی کوچک بهتر عمل می کنند. ممکن است درمان ماهها تا سالها برای از بین بردن تمامی سنگها ضرورت پیدا کند. هر دو دارو باعث اسهال خفیف می شوند و چنودیول می تواند موقتاً سطح کلسترول خون و آنزیمهای کبدی را افزایش دهد.  درمان تماسی از بین برنده سنگ این روش تجربی شامل تزریق مستقیم دارو به داخل کیسه صفرا برای از بین بردن سنگ است. داروی متیل تربوتیل اتر می تواند برخی سنگها را در عرض یک تا ۳ روز از بین ببرد اما این دارو باید بسیار به دقت  استفاده شود چرا که یک داروی بی هوشی دهنده قابل اشتعال است و می تواند سمی باشد. این روش در بیماران دارای سنگهای کلسترولی علامت دار کلسیفیه نشده تجربه شده است.

نکاتی برای به خاطر سپردن سنگ صفرا زمانی تشکیل می گردد که مواد درون صفرا سخت می شوند. حمله سنگ صفرا معمولاً پس از غذا خوردن روی می دهد. علائم می تواند علائم دیگر بیماریها را مانند حمله قلبی تقلید کند بنابراین تشخیص بسیار اهمیت دارد. سنگهای صفراوی در صورتیکه در مجاری صفراوی گیر بیفتند می تواند مشکلات جدی ایجاد نماید. جراحی لاپاراسکوپی برای برداشت سنگ کیسه صفرا شایعترین روش است.

آیا آدمها به کیسه صفرای خود نیازی ندارند؟ خوشبختانه کیسه صفرا عضوی است که افراد می توانند بدون آن زندگی کنند. از دست دادن آن حتی نیازی به تغییر دادن رژیم غذایی ندارد. وقتی که کیسه صفرا برداشته می شود، صفرا از طریق مجاری کبدی به خارج از کبد و به درون مجرای صفراوی مشترک جریان می یابد و به جای ذخیره شدن در کیسه صفرا مستقیماً به داخل روده کوچک می رود. به هر حال از آنجا که صفرا در کیسه صفرا ذخیره نمی شود به دفعاات بیشتری به درون روده کوچک جریان می یابد و منجر به ایجاد اسهال در حدود ۱ درصد افراد می گردد. منبع

پسآمد: این اواخر با خوردن اولین تخمه‌ آفتاب‌گردان، توی دلم، احساس تحول میکردم، میدونستم این احساس مربوط به صفراست، اما توجه نمیکردم و هرشب پای تلویزیون یه مقدار متنابهی تخمه میخوردم. چند شب پیش با احساس سرما و دل‌درد شدید از خواب بیدار شدم، سرم را کردم زیر پتو، اما انگار سرما و لرزه‌ی من بیشتر شد. با کمی فکر فهمیدم غذاهای چربی که روز پیش خوردم موجب فتنه و آشوب شدن. تنها راه آرامش و بهبود در این مواقع: اخراج عوامل فتنه از بدن است. این کار را میشه به دو شکل انجام داد: 1-راه سریع=استفراغ. 2-راه آهسته=توالت رفتن. من راه دوم را انتخاب کردم و با خوردن دو قرص ضد اسپاسم معده(هیوسین) و یک استامینوفن و چایی نبات آرام شدم، اما تا زمانی که نرفتم توالت رنگ روم زرد و بیمارگونه بود.  

برخی تفاوت های آقایان و خانم ها

زنان ایران در بازیهای آسیایی (چین)




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، احوالات من، پزشکی و درمان، لينك، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آروغ زدن, استفراغ, تب, تخمه‌ آفتاب‌گردان, تهوع, جراحی, جنسیت, حاملگی, درد, دردی مابین دو کتف, درمان, دیابت, روزه داری, سایر, سفیدی چشم, سنگ کیسه صفرا چیست, سوءهاضمه, عوامل, قولنج, کلسترول, گاز, لوزالمعده, مدفوع سفالی رنگ, نژاد, نشانه ها, هورمون استروژن, یرقان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 آذر 1389 ارسال نظر(19)

استنتاج

یه سریالی از تلویزیون پخش میشد بنام شرلوک هولمز، مضمونش طبق معمول جنایی و پلیسی بود. من از اون سریال یادگرفتم با توجه به شواهد میشه علت هر معلولی را پیدا نمود و این برای همه‌ی آدم‌ها و بخصوص ما معلول‌های گوگولی مگولی بسیار مفیده. اگر همیشه از خودمون بپرسیم چه شد که اینطوری شد؟ می‌تونیم جلوی خیلی از اتفاق‌های ناخوشایند را بگیریم. مثلا: من اگر تب کنم برسی میکنم تا بفهمم کدام کارم میتونسته علت تب کردنم باشه، کلا من سه جور تب و لرز میکنم:1-سرما خوردن کلیه‌هام که بر اثر سرمای ناگهانی حادث میشه. 2- عفونت مثانه که معمولا به دلیل رعایت نکردن بهداشت حادث میشه. 3- خوردن غذای چرب و نامنظم شدن صفرا. اگه به مثال تب کردن من توجه کنید متوجه میشید که آدم با برسی کارهایی که کرده راحت میتونه بفهمه عارضه‌ای که براش پیش آمده به چه علت بوده. یادتون باشه آدم نباید از یک سوراخ دوبار گزیده بشه دیگه خونه‌ی پرش 3بار گزیده بشه. اگه مرتب گزیده میشید حتما گوشت‌تان(عقلتان) شیرینه.

پسوند: ما نخاعی‌ها باید خیلی به خورد و خوراکمان توجه کنیم که گرفتار سختی اجابت مزاج نشیم، اگر شدیم حتما باید با یافتن علت از تکرار آن جلوگیری کنیم.

شماره تلفن و آدرس تعمیر کار ویلچرهای الکتریکی 




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، طنز، لينك، تجربه‌، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: بپرسیم, برسی, پلیسی, تب, تلویزیون, جنایی, سریال, شرلوک هولمز, صفرا, عفونت, گزیده, لرز, مثانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 آبان 1389 ارسال نظر(21)

نماز خواندن

سنگ مرمری طوسی رنگ دارم که برای تیمم و نماز خواندن ازش استفاده میکنم، گاهی برای خواندن یک نماز چند بار تیمم میکنم و نماز را از اول میخوانم، دلیلش اینه که باد ازم در میره. همین امر برام یه سوالی پیش آورده که براش جوابی نیافتم، اگر شما جوابی برای این سوال یافتید به من هم بگید تا از جهل خارج بشم. حتما نماز جماعت‌هایی که بعد اذان از تلویزیون پخش میشه را دیدید، معمولا پیش نمازها سن‌شون بالای 60ساله، همیشه از خودم میپرسم،چطور میشه سر یه نماز چند بار از من باد درمیره و مجبور میشم نماز را از اول بخونم اما از این پیر مردها هیچ وقت سر نماز بادی در نمیره؟ یا اینکه در میره و اونها نمیفهمند؟ یا اینکه باد در میره، اما چون نمی‌خواهند نماز جماعت ملت را خراب کنند به نماز ادامه میدهند؟ اگر روزی این اتفاق آخر بیافته تکلیف نماز ملتی که به آقا اقتدا نمودند چه میشه؟ این حق، حق الله است یا حق الناس؟

پسرفت: چون توی بیشتر منازل وسیله‌ی الکترونیکی کنترل از راه دور دار و گوشی موبایل دوربین دار پیدا میشه، یه آزمایش میگم انجام بدید و نتیجه‌اش را ببینید، ابتدا دوربین گوشی را فعال کنید و مثل زمانی که دارید عکس میگیرید گوشی را دست بگیرید، حالا کنترل را بگیرید روبه لنز دوربین و یکی از دگمه ها را بزنید، در همین زمان از دوربین گوشی به LEDکنترل نگاه کنید تا ببینید چه چیزی از اون خارج میشه.

اگه باد روده‌هاتون کلافتون میکنه قرص دایمیتیکون بخورید

 

لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، طنز، تجربه‌، تکنولوژی، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: LED, تیمم, سنگ مرمر, کنترل از راه دور, گوشی موبایل, لنز دوربین, نماز جماعت, نماز خواندن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 آبان 1389 ارسال نظر(24)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.