|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
ديديد توي تلويزيون يا راديو تبليغ ميكنند موقع مسواك زدن شير آب را باز نگذاريد و با يك ليوان آب مسواك بزنيد!! فكر ميكنيد اين كار ممكنه؟ شما وقتي مسواك ميزنيد چقدر آب مصرف ميكنيد؟ نميخواد بگيد، خودم ميدانم: تمام دستشويي و صورتتان را كفمال و تفمال ميكنيد و دست كم يه مقدار متنابهي آب را اصراف ميكنيد. من شبها قبل خواب توي رخت خواب مسواك ميزنم اول با خميردندان مسواك ميزنم بعد يهبار ديگه بدون خمير مسواك ميزنم، كل آب مصرفيم كمتر از يك ليوان ميشه.
تهبندي: هر روز يك كالا كمياب ميشه و قيمتش براي خيليها كمرشكن ميشه، البت اين طبيعيه و ملت همه ديگه عادت دارن!! باز خوبه مقامات وزارت بهداشت به فكر ملت بودن و براي تسكين درد ملت قطع برق را تجويز كردن؟؟
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
:: برچسبها:
آب,
برق,
تبليغ,
تلويزيون,
دستشويي,
راديو,
رخت خواب,
مسواك زدن,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 خرداد 1387
درد و ترس براي همه آزار دهنده است اما تغريبا بيشتر آدمها از درد و ترس لذت هم ميبرند، درد و ترس كه ناخواسته باشه رنج آور ميشه اما وقتي آدم خودش درد و ترس را انتخاب ميكنه ناراحت كه نميشه هيچ لذت فراوان هم ميبره، مثلا وقتي آدم خواسته فيلم ترسناك ميزاره و نگاه ميكنه و بشدت ميترسه فعاليتهاي مغز با زمان تماشاي فيلم كمدي هيچ فرق نميكنه، يا وقتي آدم در مناسبات مذهبي ميره سينه زني و خودشو بشدت كتك ميزنه، ناراحت كه نميشه هيچ حال هم ميكنه، شايد مثل زماني كه سينه زني را ميبينه.شما چي!!
تهبندي: اخيرا مد شده فيلم و سريالها را دقيقا از روي نمونههاي خارجي كپي ميكنند قسمت اول سريال كارآگاهان كپي برابر اصل سريال ايتاليايي قتلهاي غير حرفهاي بود
وبلاگي برای ارائه تازههای علوم پزشکی و آزمایشگاهی
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
شاد زیستن،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
آزار,
ترس,
درد,
رنج,
فيلم ترسناك,
كمدي,
لذت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 03 خرداد 1387
يكي از دوستان وبلاگي كه منو آدم عاقلي تصور ميكرد سال گذشته بهم زنگ زد بعد حال و احوال گفت: تابستانه اينجا هوا خيلي گرمه 2پسرم مدام زير آفتاب فوتبال ميزنند و ميان زير كولر و مدام سرماخوردن و تابستانم شده مراقبت از پسرها، به دوستم گفتم همونطور كه ميگن اطاق بچهها بايد سوا باشه خوبه بچهها تجربهي زندگي بدون پدر و مادر را هم داشته باشند، اونها را ببر رامسر پيش مادر و پدربزرگشان تا چند روزي پيش اونها بمونن شما هم در منزل با آقاتون استراحت كنيد. در تماس بعدي دوست وبلاگي گفت: ما بچهها را براي يك هفته برديم شمال اما بعد يك ماه با زور آورديمشون خانه. نتيجهي اخلاقي: 1_به حرف دوست ناباب گوش نكنيد2_پسرها را نبايد تنها فرستاد مسافرت 3_به بچه بايد اجازهي ماجراجويي داد
پايانه: بچگي ما كجا بچگي بچههاي امروز كجا؟!30سال پيش وقتي 7سالم بود: پول توجيبي من 5ريال بود، عيديمون يه اسكناس20 ريالي بود، بهترين بازيهامون: سگ دوزدن، فوتبال و تيله بازي بود، تلويزيون هم كه نسبت به الآن تعطيل بود. الآن بيشتريها ماهواره، وي سي دي، بازيهاي ويدئويي، كامپيوتر و ديگه همه يه موبايل دارند، بچههاي الآن واقعا باهوشتر از ما هستند.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
فکر ایده پیشنهاد،
سیاحت،
:: برچسبها:
اطاق بچه,
بازيهاي ويدئويي,
تيله بازي,
دوست ناباب,
زير آفتاب,
فوتبال,
كامپيوتر,
نتيجهي اخلاقي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 اردیبهشت 1387
دوستاني كه ويلچر دارن يادشون باشه: كمباد بودن چرخهاي ويلچر باعث سخت شدن حركت ويلچر و خستگي آدم ميشه، حتما لاستيكها را بدين كسي براتون سنگباد كنه. هر روز يك سره براي ساعات طولاني روي ويلچر نشينيد. روي صندلي ويلچر حتما يك تشك ابرفشرده يا تشك تخممرغي روهو يا نيمروهو داشته باشيد. روي ويلچر حتما مدام روي دستهاتون بلند شيد تا خون در محل تماس باسن با صندلي جريان داشته باشه در غير اين صورت زخمفشاري ايجاد ميشه علت زخم بستر. زخمفشاري يا بستر را جدي بگيريد و اول اون را درمان كنيد درمان زخم بستر، كسي كه زخم داره بهتره روي ويلچر نشينه تا كاملا خوب بشه. كساني كه از كاندوم شيت استفاده ميكنند حتما هر سه 4ماه يك بار براي 20 روز از سوند فولي استفاده كنند تا فشار از روي مثانهشون برادشته شه تا به بزرگي مثانه و عواقب اون گرفتار نشن،
كساني كه دل و رودشون گاز سازه و مدام گاف=(گ و ز) ميدن، يه راه درمانش اينه كه از دارو خانه قرص جويدني ضدگاز روده بخواهند، بدون نسخه فروخته ميشه.
پيوست: خرداد سال71 چهار دوست با 2موتور رفتيم شمال، سفر خاطره انگيزي بود، تو راه باسنمون طوري خواب ميرفت كه انگار ميخواستيم از رو موتور ليز بخوريم و بيافتيم زمين، براي رفع اين حالت ناخوشايند ميايستاديم و باسن خودمون را مالش ميداديم، اين حالت براي ما نخاعيها روي ويلچر و تخت با تشك نامناسب پيش مياد و اونهايي كه مراقب نباشن زخم ميگيرن يه دوست كل هزينههاي سفر من با2دوستم را به دبي براي تماشاي كنسرت چند خواننده به عهده گرفته، كي مياد؟؟(بزن قدش)
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
:: برچسبها:
تشك تخممرغي روهو,
چرخهاي ويلچر,
زخمفشاري,
سوند فولي,
علت زخم بستر,
كاندوم شيت,
كمباد بودن,
گاز روده,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 09 فروردین 1387
تابستان86 در راه دندان سازي گذشت يه بريج داشتم، يه پروتز جفتي، دوتا عصب كشي و چندتايي هم ترميم. هزينش با بيمه حدود200تومن شد البت با كرايهي اتول سر به500ميزد، خدا خير بده به داداشم كه همش با اتولش دنبالم بود. پرتزي كه دكتر برام جاي دوتا دندان جلو كار گذاشته مثل آجره كه گذاشته باشم زيره لبم، از جلو خيلي ضايعاست، از پشت هم دهنم را سرويس ميكرد، از بس بلند و تيز بود، هميشه نوك زبانم مثل كسي بود كه زبانش با چايي سوخته. القصه يه سري سوهان فلز كاري مخصوص كارهاي ريز داشتيم اونها را آوردند و يكيش كه شبيه سوهان ناخن خانمها بود را برداشتم و مالوندم به پشت پروتز و از پشت خودم را راحت كردم.
پايانه: مواظب قاصدكها باشد اونا روحن. آقاي حاتميكيا چند هفته ملت را سركار گذاشت و صداي كلي پزشك و ... را درآورد تا رقصيدن گلبهار را با حسنگلاب از تلويزيون جمهوري اسلامي به نمايش بگذاره، بلا به دور، چه كارها؟!
آيين دوست گزيدن
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
تجربه،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
آيين دوست گزيدن,
بريج,
پروتز,
دندان سازي,
سوهان,
عصب كشي,
قاصدك,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 اسفند 1386
چطور اينقدر لاغر ماندهاي؟ نخاعيها معمولا شكمدار ميشوند؛ راستي به طور
روزمره دل درد داري؟ درد در ناحيه قفسه سينه چطور؟ آسيب نخاعي موجب بيتحركي ميشه، بيتحركي موجب بيتحركي روده ميشه و اين اجابت مزاج را به تاخير مياندازه خوردن زياد و دير اجابت مزاج داشتن موجب چاقي ميشه، چاقي موجب بيتحركي بيشتر و زمينه ساز زخم فشاري ميشه. تحرك براي ما نخاعيها خيلي مهمه بخصوص بايد از همان هفتههاي اول آسيب ديدن شروع بشه، بيتحركي موجب تنبل شدن قلب و افت فشار خون و سرگيجههاي وحشتناك ميشه.
پسآمد: معاون پژوهشي جهاد دانشگاهي از تبديل سلولهاي بنيادين به سلولهاي عصبي خبر داد و اظهار كرد: اگر اين نتايج تكرار پذير و قابل قبول باشد و بتوانيم آن را از حيوانات كوچك آزمايشگاهي به حيوانات بزرگ آزمايشگاهي تعميم دهيم، پس از حصول اطمينان، درمان را بر روي انسان شروع كنيم. وي اظهار كرد: اگر اين اقدامات نتايج خوبي به همراه داشته باشد، بزودي اخبار خوبي براي جانبازان عزيز خواهيم داشت. اصل خبر اينجاست
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
تجربه،
:: برچسبها:
اجابت مزاج,
افت فشار خون,
بيتحركي,
چاقي,
درد,
دل,
روده,
سرگيجه,
سلول بنيادين,
شكمدار,
قفسه سينه,
قلب,
لاغر,
ناحيه,
نخاعيها,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 19 بهمن 1386
توي خدمت سربازي، سربازهاي قديمي به جديديها ميگن: رمز گرفتن كارت پايان خدمت سر وقت اينه: بگو چشم و نكن. شما هم بيخود براي خودتون و ديگران توليد تنش و جنگ اعصاب نكنيد، هرجا احساس كرديد چيزي داره بهتون تحميل ميشه از اين نكته پيروي كنيد.
پيآمد: اگه در افغانستان، پاكستان يا عراق به دنيا ميآمدي آيا اندازهي الانت خوشبخت بودي؟
افليج وبلاگي چالشي در مسائل معلولان
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
شاد زیستن،
تجربه،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
بگو چشم و نكن,
تنش و جنگ اعصاب,
سربازي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 11 آبان 1386
يه مدت بود نه جوك نه فيلم كمدي و .... كلا هيچ چيز من رو به خنده نميانداخت، البته افسرده حال نبودم، سعي ميكردم كه مرد باشم و خودم را كنترل كنم؟! يه روز كه يه فيلم لورل و هاردي پخش ميشد بابام گفت بچه كه بودي با اين فيلمها اونقده ميخنديدي و ريسه ميرفتي كه جيشت در ميرفت و همهي خونه زندگي را خيس ميكردي. خوب كه فكر كردم ديدم چه كاريههآااااا؟ چرا بايد خودم را كنترل و گرفته كنم وقتي كه ميشه راحت خنديد؟ اين شد كه از اون وقت تا حالا كودك درونم را بيدار كردم و به هر چيزي با صداي بلند ميخندم، از اون وقت تا حالا واقعا حالم خوبه و اصلا احساس كسالت نميكنم.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
:: برچسبها:
احساس خوب,
جوك,
خنده,
فيلم كمدي,
كودك درون,
لورل و هاردي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 مهر 1386
سال گذشته توي يه سري برنامهي تلويزيوني كه در مورد جانبازان نخاعي بود بعضي از جانبازان ميگفتند كه اونها بصورت طبيعي بچه دار شدن، اين مسئله براي من خيلي سوال برانگيز بود، چون فكر ميكردم نخاعيها بصورت طبيعي توانايي تخليهي اسپرم توليدي بدنشان را ندارند و حتما براي بچه دار شدن بايد از شيوههاي آزمايشگاهي كمك بگيرند، اين بود كه به دنبال پاسخ اين سوال هم با يك نخاعي متاهل هم با دكتر متخصص اورولوژي صحبت كردم، دكتر به من واضح جواب داد كه نخاعيها هم مثل همهي افراد معمولي بصورت كاملا طبيعي توانايي بچه دار شدن را دارند، اين پاسخ برام خيلي عجيب بود، فكر كردم دكتر خواسته با جوابش منو از سر خودش بازكنه، تا اينكه از يكي از دوستان نخاعي كه بهم ايميل داده بود در اين مورد پرسيدم، او گفت: نخاعيها هم توانايي تخليهي اسپرم را بصورت طبيعي دارند آمآااااا: به دليل دير تحريك شدن اعصاب نخاعيها، اين امر چند برابر افراد عادي طول ميكشه كه اين از نظر زوجه مزيته.
پسرفت: ديگر دوستان نخاعي كه اينجا را ميخونيد، از وضعيت خودتون بگيد تا جريان روشن بشه. اين ميتونه يه آمار علمي و كاربردي باشه. دوستان نخاعی باید خوب خودشان و بدنشان را بشناسن تا بتونن رفتار جنسی موفقی داشته باشند و به کام برسن. طبق رایزنیهای که با دوستان نخاعی با تجربه داشتم و همچنین با مطالعههایی که انجام دادم یه نخاعی نیم ساعت بعد اجابت مزاج به سرعت به انزال میرسد، چون در این هنگام پرستات بشدت تحریک شده و در بهترین حالت برای انزال است
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
تجربه،
جنسی،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
اسپرم,
اورولوژي,
تلويزيون,
جانبازان نخاعي,
طبيعي بچه دار شدن,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 مهر 1386
بزرگترين مشكل جسماني و رواني تمام افراد ضايعه نخاعي مربوط به قبل و بعد عمل اجابت مزاج ميشه. قبلا در مورد راحت توالت رفتن نوشته بودم، براي كسي كه هيچ كنترلي روي تنش نداره كنترل بدن بعد توالت رفتن هم مهمه، شايد آدم بخواد چند ساعت بعد اجابت مزاج از منزل خارج بشه و راه دوري بره، در اين صورت اگه آدم گرفتار اجابت مزاج ناخواسته بشه، وآويلاآس، ديگه از اون بدتر براي آدم نميشه. بهترين راه براي پيشگيري از چنين حالتي: استفاده از پوشكهاي كاملي است كه مخصوص بزرگسالان توليد شده، اين پوشكها مثل شورت گرهاي هستند، قابليت نمگيري زيادي دارند، 2سايز بزرگ و خيلي بزرگ دارن، قيمتش تقريبا دونهاي1000تومن تمام ميشه، با توجه به كارش ارزشي بيشتر از اينها داره.
پيوست: هيچ فكر كردين با به ويژگيهايي كه شما داريد اگه پرنده ميشدين چه پرندهاي ميبوديد، فرتي نگي: مرغعشق، قناري، طوطي يا عقاب كه خيلي كليشهاي و تكراريه. من هرچي فكر كردم ديدم با اين ويژگيهايي كه الآن دارم پرندهاي جز(حاجيلكلك) نميشدم، با فونت كوچيك نوشتم كه براي خوندنش زور بزنيد.
ویلچر حمام و توالت
مطالب آقاي دكتر حتما براي تمام معلولان خواندني و جالبه
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
اجابت مزاج,
پرنده,
جسماني,
راحت توالت رفتن,
رواني,
ضايعه نخاعي,
طوطي,
قناري,
مرغعشق,
مشكل,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 شهریور 1386
يكي از خوانندگان وبلاگ از من پرسيد: پدرم تازه نخاعي شده و از اون وقت رفتارهاش خيلي پيچيده شده و ما نميدانيم با او چه كنيم؟! آيا تو مشاور روانشناسي را ميشناسي كه ما پدر را نزد او ببريم؟!. جواب من به اوشان: اين حالت براي همه به وجود مياد بخصوص براي كساني كه پدر هستند. خوشبختانه پدر شما از ناحيهي كمر آسيب ديده و اين آرزوي خيلي از نخاعيهاست، چون كمريها نسبت به گردنيها خيلي توانمدتر هستند. شايد اگر از اين راه وارد بشين پدرتون اعتماد بنفسش را پيدا كنه، البته نبايد زور تو كار باشه: بريد از دكتر صابري وقت ويزيت بگيريد و پدر را ببريد جهت ويزيت اونجا چند ده نفر آدم نخاعي را خواهد ديد با وضعيتهايي بسيار وحشتناكتر از خودش اونجا حالش حتما بهتر خواهد شد. نميدانم پدر را عضو بهزيستي كرديد يا نه اونها وسايل بهداشتي را ميدن اگه بيمه نباشين بيمه هم ميكنن و يه مستمري هم ميدن البته اگه به مشاوره و روانشناس هم احتياج باشه حتما چنين افرادي را دارن، مسافرت براي تغيير روحيه خيلي خوبه. اگه پدر اتول داشته براش يه اتول دنده اتومات بگيريد و سيستم دستي روش كار بگذاريد، حتي ميتونيد يه موتور سه چرخ براش بگيريد. كتابهايي در زمينهي ايجاد حس رضايتمندي و شاد زيستن براش بگيريد. شعرهاي خيام خيلي خوبن. ماهواره، ويدئو، نوار شجريان يا هر علاقهمندي كه داشته براي پدر خوب خواهد بود. ويلچر حمام و توالت، تخت، ويلچر براي كوچه و خيابان و هموار نمودن راه براي با ويلچر توالت رفتن و اينكه پدر بدانند چطور بايد بروند توالت(اين بسيار مهم است). من روانشناسي را نميشناسم كه خاص ما نخاعيها كار انجام بده اما در كل روانشناس خوب همه جا هست ولي بايد بدانيد كه معمولا پدرها اونهم در سن بالا كه فكر ميكنم پدر شما سنش بالاي 50 باشد معمولا حرف كسي را قبول ندارند. تنها كسي كه ميتونه به او كمك كنه خود شما هستيد: و براي اين كمك شايد بهتر باشه كه بقيهي خانواده برن پيش مشاور تا ناخواسته بجاي كمك، با تحكم و ترحم و يا خواست بيشتر از توان جسماني و رواني شخص آسيب ديده، به او زيان نرسانيد.
تهبندي: خوشبختانه كسي كه اين جواب را از من گرفت اهل تفكر بود و بعد چند وقت به من گفت: مشكل پدرم با بالا رفتن درك ما از شرايط پدر و تغيير رفتارمون حل شد.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
شاد زیستن،
تجربه،
:: برچسبها:
تخت,
توالت,
حمام,
رضايتمندي,
روانشناس,
مستمري,
مشاور,
ويلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 23 شهریور 1386
فكر كنيد: پاشنهي كفشتون از بيخ كنده بشه، بعد كلي تعمير، كفشتون را كه پوشيدن: يه ميخ، سيخ بره تو پاتون، حال ميده!؟ چند وقت پيش بعد اينكه نشستم روي ويلچر، فهميدم تويي چرخ جلوي ويلچر از اونجايي كه باد توش ميره پاره شده. داداشم رفت و يه تويي خريد و آورد، پدرم چرخ و تويي را برد مغازهي پنچرگيري و چرخ را سالم آورد، وقتي چرخ را بستن روي ويلچر، ديديم لولهاي كه باد را به داخل تويي ميفرسته زيادي طويله و گيرميكنه به دوشاخهاي كه چرخ جلو را نگهميداره، خلاصه بعد كلي ايدههاي مهندسي در كردن، پدرم چرخ را برد و داد تا از داخل چرخ يه مهره بندازن گل همان لولهاي كه باد را به داخل تويي ميفرسته تا زياديه لوله داخل چرخ بمونه.
پسرفت: دارم مطلب كم ميارم، اگه كمك نكنيد ....
اين نوشته را بعنوان توصيههاي ايمني در كنترل.... حتما بخونيد
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
:: برچسبها:
پاشنه كفش,
پنچرگيري,
چرخ جلوي ويلچر,
مغازه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 05 مرداد 1386
زيبايي پوست براي خيليها مهمه، بيني باريك و كوتاه و سر به هوا براي بيشتريها مهمه، خالكوبي بجاي ابرو كه ديگه نگو واقعا كار واجبيه، براي شكموهاي چاقالو و مايه دار برداشتن چربيهاي اضافه با عمل ليپوساكشن مهمه و براي ما نخاعيها: ساخت مجدد باسن با جراحي بعد گرفتار شدن به زخم بستر و حفظ سلامتي باسن بعد بهبود خيلي مهمه. وسيلهاي كه به سلامت باسن ما خيلي كمك ميكنه تشكهاي است كه شبيه شونهي تخممرغه، اين تشكها روي صندلي ويلچر قرار ميگيره تا باسن مبارك روي چيز نرم و نازكي قرار بگيره تا در نشستنهاي طولاني مدت لك و چين و چروك به باسن نياوفته.
پاورقي: توي بازار ايراني و خارجي اين تشكها هست، من يه استاندارده آمريكايي خريدم 140 هزار تومان، به اين ميگن احترام و اهميت به..... .
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
تشك روهو,
جراحي,
چين و چروك,
خالكوبي,
سلامت باسن,
صندلي ويلچر,
ليپوساكشن,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 29 تیر 1386
مدتها بود كه فكر ميكردم دندونهام نياز به تخريب كلي داره، يه دندون سازي تحت پوشش بيمهي نيروهاي مسلح در خيابان فلسطين شمالي هست بنام:امامخميني(ره) براي رفتن به اونجا آژانس نيآمد، چون داخل محدودهي طرح ترافيكه، بنابراين زنگ زدم به بهزيستكار كه ماشين به معلولها ميده، گفتن بايد بري پيچشميران نامه بگيري و از اونجا بياري دفتر بهزيستكار نزديك كريمخان تا دوباره برات تشكيل پرونده بديم، پدر پيرم كه خدا خير دنيا و آخرت را بهش بده يه چند ساعتي دويد تا با كد عضويت آمد خانه، بعد چند ده بار شماره گرفتن، يه نفر گوشي را برداشت و براي سه روز بعد وقت داد، در روز و ساعت مقرر ماشيني اومد كه آدم سالم بايد يهپهلو بشه تا بره توش، با هر بدبختي كه بود سوار اون ماشين شدم، به اين اميد كه اين اتول كولر داره، اما راننده گفت: كل اتولهاي بهزيستكار كولرهاشون گاز نداره و خاموشن، خوشبختانه اون روز هوا ابري بود و زياد گرم نبود، نتيجهي اخلاقي: من ديگه هرگز از سرويس بهزيستكار استفاده نميكنم، دندونهام نياز مقاوم سازي داره نه تخريب.
پيوست: شهرداري تهران هنر كرده و وبسايت راه انداخته تا ملت از راه اينترنت درخواست صدور آرم طرح ترافيک بدن، امآاااا وبسايتشون را آدم ناشي راه اندخته تا ملت اساسي سر كار برن و از اين راه با بيكاري هم مبارزه شده باشه.
تازههاي گروه باور
کودکان استثنايی
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
خودرو معلولین،
بهزیستی،
:: برچسبها:
بهزيستكار,
بيمه نيروهاي مسلح,
پيچشميران,
تخريب,
دندون سازي,
صدور آرم طرح ترافيک,
عضويت,
كد,
گروه باور,
معلولها,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 تیر 1386
به دليل اينكه سيستم دفع گرماي بدنما نخاعيهاي گردني از كار ميافته گرماي تابستان ماها را حسابي كلافه ميكنه و اگه ما اين گرما را هر طور كه شده دفع نكنيم گرفتار مشكلهاي زيادي ميشيم كه بدترين اونها افسردگي استش، بايد توجه داشت كه افسردگي خودش بهتنهايي مادر تمام امراضه. بهترين كارهايي كه ميشه در جلوگيري از گرمازدگي تابستان انجام داد: 1- در طول روز با يه ابر سطح پوست صورت، دست، گردن سينه و شكم را خيس كرد. 2- دوش آب سرد بسيار نشاط آوره. 3- آب يخ خوردن هم خيلي خوبه. 4- توي حياط آب بازي كردن عجيب جواب ميده.
پاپوش: روز زن و روز مادر به همهي بانوان زير 120 و بالاي 120 سال و شما مبارك.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
افسردگي,
امراض,
تابستان,
دوش آب سرد,
سيستم دفع گرما,
گرمازدگي,
نشاط آوره,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 تیر 1386
ما نخاعيهاي گردني چون عرق نميكنيم، گرماي بدنمان بسرعت بالا ميره تا حدي كه حالمون فجيع ميشه، براي سفر امسال به شمال بايد از غرب به شرق تهران و از اونجا بطرف دريا ميرفتيم، هواي داغ و كثيف تهران باعث شد كه بعد آبعلي نمنمك بد حال و نا آرام بشم، هرچي آب خنك خوردم چيزي عوض نشد تا اينكه شيشهي آب را گرفتم و آب اون را ريختم روي سر و صورت و گردن و سينه و رانهام، البت لخت نشده بودمهآااا، آب را روي لباسهام ريختم، بعد اين آب تني مفيد و مختصر لحضه به لحضه حالم خوب و خوبتر شد. در راه برگشت از شمال به خانه باز هم در تهرانِ .... حالم فجيع شد كه اينبار عمليات داخل اتول جواب نداد بنابراون در حياط منزل هم با شلنگ اساسي آبتني كردم، آي حال ميده.
تهبندي: بعد دوماه از عمل اصلاح ديد، بايد ميرفتم جهت معاينهي چشمهام، دكتر بهم گفت يه چشمت كاملا طبيعي و بدون نمره شده آمآاااا اونيكي چشمت: دو نمره قوي تر از طبيعي شده و الآن ديد عقابي داره
آشنايي با بيماريه تالاسمي
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
:: برچسبها:
بيماري تالاسمي,
عرق,
گرماي بدن,
نخاعيهاي گردني,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 08 تیر 1386
چند ماه پيش برنامهاي از كانال يك پخش ميشد كه در مركز كرمان تهيه شده بود، موضوع برنامه: زندگي زناني بود كه با جانبازان نخاعي ازدواج كرده بودند، بيشتر از بيست برنامه را من ديدم، در تمام برنامهها خانمها از زندگيشون رضايت كامل داشتند و همه ميگفتند كه عاشق شوهرشون هستند و اگر دوباره متولد بشن دوستدارند همين زندگي را داشته باشند، همه ميگفتند ما شوهرمان را بخاطر وجود خودشه كه دوست داريم نه بخاطر اينكه براي كشور و ملت جنگيده و الآن جانباز هسته. يه سوآل: شما ميتونيد تصور كنيد چرا اون خانمها احساس خوشبختي و رضايت از زندگي ميكردند؟. فعلا فكر كنيد تا به جوابي نچندان عريض و طويل برسيم.
پايانه: يه چيزي ميگم اميدوارم چيز شما نسوزهبابا بيجنبه دلت را گفتم من تا دوشنبه نيستم، يعني هستم ولي لب درياي شمال، در اين مدت اگه كسي كار واجبي داشت، نيازي به راهنمايي گرفتن از من نيست، روي قوطيش توضيح كافي و وافي هسته.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
احساس خوشبختي,
ازدواج,
جانبازان,
رضايت,
زناني,
كار واجبي,
نخاعي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 خرداد 1386
چند روز پيش وقت چشم پزشكي داشتم، دكترم از عملي كه انجام داده راضي بود، من گفتم: آقاي دكتر ديد چشم راست و چپم باهم فرق داره و همين باعث شده كه هي چشمهام را به نوبت ببندم و باز كنم تا ديدم را آزمايش كنم و همين كار باعث شد كه توي سالن انتظار يه خانمي يقهي من را بگيره و بگه: ببمجان چرا داريتان فرت و فرت به بابابزرگمان چشمك ميزنيتان، مگه خودتان ناموس نداريتان. دكتر هم گفت: خوب ميخواستي چشمت روي چيزي جز ناموس قزويني آزمايش كني. من هم گفتم: اگر احيانا پاي چشمم بادمجون كاشتن، عمل برداشت اونهم باشماستهآاااا. دكتري كه چشم من را جيزززز كرد فاميليش رمضانزاده است، ايشان بسيار ميانسال و خوش اخلاق و ماشالله كاري هستند.
پسينه: من تازه فهميدم كه عمل اصلاح ديد بجاي چشمم بايد روي دماغ عريض و طويلم كه مخل ديدمه انجام ميگرفت، بيدليل نيست كه جراحي ليزري و چكشي و تيشهاي و كلنگي دماغ رواج زيادي داره.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
طنز،
تجربه،
جنسی،
پند و اندرز،
داستانک،
:: برچسبها:
ببمجان,
جراحي ليزري و چكشي,
چشم پزشكي,
چشمك,
دماغ,
عمل,
قزويني,
ناموس,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 11 خرداد 1386
فرزندي به والدينش ميگه: من ميخواهم با شخصي ازدواج كنم كه معلوليت جسمي داره. اولين و طبيعيترين جواب پدر و مادر به درخواست فرزندشون چيه؟؟ زور نزن خودم نوشتم: اگه چنين غلطي كردي و رفتي ديگه پشت سرت را نگاه نكن، چون ديگه فرزند ما نيستي. وقتي بزرگترها ميبينند: زوجهاي سالم دوتايي از صبح تا شب
مثل...ميدوند تا كه ناني به كف آرند و به مالك بدهند، وقتي بيشتر زوجهاي سالم زير
بار هزينههاي زندگي كه منشع تمام بدبختيهاست، له ميشن و كارشون به دادگاه و جدايي ميكشه، واي به حال كسي كه با من معلول زمينگير كه نه كار و كاسبي دارم نه مال و منالي، ازدواج كنه. بزرگترها واقعيات زندگي ميبينند و بنابر اونهاست كه نميتونن به عزيزشان اجازه بدهند خودش را ...... . اون چيزي كه جوانان در آينه نميبينند، بزرگترها در خشت خام ميبينند.
پيآمد: من معلولي هستم كه 70درصد از سلامتي جسمانيم را ازدست دادم و اين دليل خوبي استش براي اونكه من 70درصد بيشتر از ديگران گرفتار معلوليتهاي رواني باشم.
پليس+10
دكتر ماهواره
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
تجربه،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
ازدواج,
پدر و مادر,
پليس+10,
خشت خام,
دادگاه,
ماهواره,
معلوليت جسمي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 04 خرداد 1386
نوجوان محترم: اينترنت، تلويزيون و كوه و ... چيزهايي هستند كه فقط ميتونن آيندهي شما را خراب كنند. من اگه نوجوان بودم حتي يك لحظه هم سرم را از روي كتاب ورنميداشتم، چون خير دنيا و آخرت توي تحصيله، در مركزي كه من چشمم را عمل كردم، دكترها هر 15 دقيقه هر دو چشم يك نفر را ليزر و مرخص ميكنند و براي چنين عملي 600 هزار تومن ناقابل دريافت ميكنند. البته ناقابل در مقابل تحصيلات پزشكان محترم. چنين درآمدي را ديگه چطور ميشه داشت؟ چرا بجاي پرداختن به آينده، از اين وبلاگهاي فجيع ميبينيد و چت ميكنيد!! نوجوان عزيز: تو كه داري درس ميخوني، يكم زحمت بكش و درست و حسابي نون و تره بخور تا در آينده: حمال، دزد و يا مثل من قطع نخاع نشي
پسآمد: عمل اصلاح ديد در يك روز روي هر دو چشم انجام ميشه، بعد عمل روي چشم يه لنز بدون نمره و شفاف گذاشته ميشه و شخص ميتونه با پاي خودش بره خونه، يعني اينكه پانسمان تو كار نيست. تا هفت روز بعد عمل چشمهام خارش داشت، الان هم دور و نزديك را خوب نميبينم، اين متن را با فونت خيلي بزرگ تونستم بنويسم.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
شاد زیستن،
تجربه،
پند و اندرز،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
اينترنت,
پزشكان,
تحصيلات,
تلويزيون,
عمل اصلاح ديد,
نوجوان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 28 اردیبهشت 1386
حتما مردهايي را ميشناسيد كه: نسبت به زندگي و زن و بچه بيمسئوليت هستند،
بيكاره، شكاك و بدبين هستند و به هر دليلي فحاشي و كتككاري راه مياندازند، چشم چران و داراي انحراف اخلاقي و جنسي هستند، چشمشان به دست مردمه، هميشه با فاميل مشكل دارند، وقتي جايي مهمان هستند انواع رفتار ناشايست را بروز ميدن: جلوي ميزبان ولوو ميشن، ميان فاميل را بهم ميزنند، از همه بدگويي ميكنند، بخيل و حسود هستند، معتاد و دزدند و ..... از اين آدمها با شدت كم و زياد همهجا هست. اگرچه مشكل جسماني من بسيار بزرگه، اما خدا را شكر من هيچيك از اين صفات رذيله را ندارم، تازه، خيلي ناز هستم،آب،برق،گاز و تلفن هم دارم. همسر شخصي مثل من، شايد احساس خوشبختي نكنه، اما يقينا مثل خيليها احساس بدبختي نخواهد كرد. معلول جسمي براي ديگران زحمت داره، اما اخلاق و زبان خوش زحمت را قابل تحمل ميكنه. اونچه كه بايد ازش ترسيد معلوليتهاي اخلاقي و رواني است، چنين بيماراني به اطرافيانشان آسيب ميرسانند و زندگي را..... . اينها دليلهايي است كه باعث ميشه من خودم را برتر از خيليها بدونم و براي خودم
آگهي بدم.
پاورقي: حالا همه شوري، شيريني، نگيرن و فرت و فرت بگن تورو خدا بيا من را بگير، من فقط با تو خوشبخت ميشم و بيتو به لقاالله ميپيوندم(انشاالله)
در اولين مطلب اينترنتيم در مورد ازدواج نوشته بودم
انواع معلوليت
چهارشنبه عمل ليزيك چشم كردم، شايد تا چند روز نتونم با كامي كار كنم، اين مطلب را هم
قبلا نوشته بودم و تو وبلاگ آماده به پست بود
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
:: برچسبها:
احساس,
اخلاق,
اخلاقي,
ازدواج,
انحراف,
بيكار,
بيمسئوليت,
جنسي,
چشم چران,
خوشبختي,
رفتار ناشايست,
رواني,
زبان خوش,
شكاك,
صفات رذيله,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 21 اردیبهشت 1386
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 فروردین 1386
|
|