|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
یکی از دیدنیترین سریالهای تلویزیون که بعد بارها پخش هنوز هم جذابه پاورچینه. ورود داود برره این سریال را کمدیتر و بسیار آموزنده کرد. یادتون هست فرهاد برره و و پدرزنش آقای مهتابی بخاطر چولنبه بازیهای آقا داود چه حال و روزی داشتن؟. من تو خانوادهی همسرم چلنبهای محبوب همه هستم. مادرهمسرم تو روم و پشت سرم اونقدر حرفهای خوب تو مایههای قربون صدقهی شدید نثارم میکنه که نگو و نپرس. پدر همسرم اونقدر طرفدار و حامیمه که انگار من فرزندشم نه همسرم. خواهر خانمم منو در حد داداشهاش دوست داره و از ماندن در منزل ما سیر و خسته نمیشه. برای برادرهای همسرم هم چیزی کمتر از رفیق فابریک نیستم. همهی اینها نتیجه حسن برخوردم با همسرم و خانوادهاش و البته تعریفهای همسرم از حسن خلق منه. یادم رفت بگم که همسرم دیوانهوار که نه عاقلانهوار بسیار شدید که به همون دیوانهوار میخوره دوستم داره. منم برای همه چیزش بینهایت دوستش دارم.
پيآمد: میگن مردها همسری را دوست دارند که اخلاق و رفتارشون شبیه مادرشون باشه، همسر من حتی گروه خونیش هم مشابه مادرمه. شکر خدا زندگیم در نهایت شیرینیه.
وبلاگ دوستی نخاعی: غزل غزل زمزمه
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
لينك،
صدا و سیما،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آموزنده,
پاورچین,
پدرزن,
تلویزیون,
سریال,
مادرزن,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1391
همونطور که خواسته بودم، بهی خانوادهاشرو راضی کرد که اول بیان وضعیت من و خانوادهام را ببینند بعد تصمیم بگیرند. با هماهنگیهای لازمه، والدین بهی با دو برادرش آمدن منزلمون و من را روی ویلچر کنار تخت بیمارستانیم دیدن. (زیرکانه و کارآمدترین حیله برای تاثیر مثبت گذاشتن روی دیگران صداقته) من و خانوادهام با صداقت کامل همه چیز را به والدین بهی گفتیم: از بالا و پایین زندگیم، از روزهای سخت گذشته، از روحیه و اخلاق و رفتارم، از حقوق و محل سکونتم، از حمام و توالت رفتنم و.... بعد دو ساعت گفتگو و مطرح شدن دغدغههای طرفین، مجلس به پایان رسید و خانوادهی بهی رفتند تا پس از فکر و سبک و سنگین کردن شرایط تصمیم بگیرند. چند روز بعدش یکی از همسایهها به پدرم گفته بود: آقا زندی آمده بودن تحقیق! خبریه؟ پدرم در جواب گفته بوده: به یاریه خدا پسر بزرگم میخاد ازدواج کنه. القصه، چند روز بعد در یک فقره پیامک بهی نوشته بود: این شمارهی همراه داداش بزرگمه که با والدینم بهخدمتتون رسیدن، زنگ بزن ببین نتیجه چیه؟ ادامه دارد.......
پسينه: علیرضا نوریزاده که خودشو بجای داستان و دروغ پرداز یه ژورنالیست حرفهای معرفی میکنه، میگفت: هواپیمای جاسوسی RQ 170 آمریکایی را ایرانیها با جنگ الکترونیک به زمین ننشاندن، اونچه که در تلویزیون نمایش داده شد فقط یه ماکت بود.
من میگم: دم اون ایرانیهای باغیرت گرم که تونستن ماکت هواپیمای فوق سری آمریکایی را طوری بسازن که کارشناسان در وزارت دفاع و سازمان جاسوسی آمریکا نتونستن متوجه تقلبی بودنش بشن و رییس جمهورشون را دستمال بدست فرستادن برای پس گرفتنش.
حالا شما پیدا کنید: نفهم و بیشعور را و صد رحمت بفرستید به هوش خر.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
تکنولوژی،
صدا و سیما،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
ازدواج,
تاثیر مثبت گذاشتن,
توالت,
جنگ الکترونیک,
حمام,
زیرکانه و کارآمدترین حیله,
ژورنالیست,
صداقت,
علیرضا نوریزاده,
ماکت,
همراه,
هواپیمای جاسوسی RQ 170 آمریکایی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 آذر 1390
از مدتها قبل میخواستم باد چرخهای ویلچرم را تنظیم کنم، توی دفترچه راهنمای ویلچر نوشته همیشه باد چرخها را کنترل کنید و اونها را پر باد نگه دارید. چند روز پیش که برای چندتا خرید رفته بودم بیرون رسیدم به یه پنچریگیری که بیکار بود، رفتم جلو و گفتم: باد چرخهامو میزون میکنی؟ پرسید: میدونی بادش باید رو چند باشه؟ گفتم: جلو پنجاه و عقب چهلوهشت. یدفعه انگار برق گرفتش، گفت: خیلیه!! میترکههآا!! خلاصه، آقای پنچریگیر شروع کرد به باد زدن، با ترس یکم چرخهارو باد میزد و با بادسنج مقدار باد را چک میکرد تا بآلآخره باد به میزان مطلوب رسید و خوشبختانه اتفاق ناخوشایندی که فکر میکرد نیافتاد. بعد باد زدن متوجه افزایش چشمگیر سرعت ویلچرم شدم، طوری که مسیر سربالایی ملایم رو با همان سرعتی بالا میرفت که قبل باد زدن اون مسیر را تو سرپایینی میرفت. بیخود نبود احساس میکردم سرعت ویلچرم کم شده و نسبت به گذشته باتریش کمی زودتر خالی میشه، طفلکی چرخش500تومن باد میخاست.
پيوست: حرکات زشت و قبیح شیث رضایی – محمد نصرتی بازیکنان تیم فوتبال پرسپولیس در رسانه های جهان بازتاب گستردهای داشته، تو رادیو شنیدم تماشاگر نماهای بارسلون به کریس رونالدو گفتن: اگه مردی برو ایران گل بزن!!
کاریکاتوری در مورد پخش تصاویر قبیح و غیر اخلاقی از صدا و سیمای جمهوری اسلامی به بهانهی پخش مسابقهی فوتبال
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
بادسنج,
تصاویر قبیح و غیر اخلاقی,
چرخهای ویلچر,
صدا و سیما,
کاریکاتور,
مسابقه فوتبال,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 آبان 1390
با ویلچر برقیم از شمال بسمت جنوب تو پیادهرو خیابان ولیعصر تهران حرکت میکردم و لوازم ورزشی را سیر میکردم. یجا ورود کوچهای به خیابان موجب بالا و پایین شدن سطح پیادهرو بصورت یک پله کوچک شده بود، برای عبور از اون پله، ایستادم و یکم اون سطح را برانداز کردم، امنترین قسمتش برای عبور بسلامت، نزدیکترینجا به دیوار بود، در اون قسمت یه پسر ده سالهی چاق و یه مردی ایستاده بودن، بهشون گفتم: میرید کنار ردشم؟ رفتن کنار، در حین رد شدنم پسره به مرده گفت: اینهمه راه اومده از اینجا رد میشه!؟ منم برگشتم طرفش و بهش گفتم: اگه از اونور میرفتم شاید ویلچرم از پشت برمیگشت، رد شدن از اونجا برای شما چیزی نیست اما برای من این پله مثل قطره باران تو لونه مورچه است، آخر خطابهی قرام انگشتامو شبیه هشمت فردوس تو سریال ستایش کردم و با خنده و شوخی به پسره گفتم: افتاد.
پاپوش: خدا را شکر، خدا درهای رحمتشو باز کردو باران خوبی بارید، ایشاالله دل همه شاد و گرم به عشق باشه.
رسیدیم پشت در خونه ، کلید نداشتم به داداشم میگم کلیدتو بده، میگه میخوای درو باز کنی؟ میگم پَـــ نَ پـَــــ میخوام بدمش به حسین تهی از معطلی درش بیارم….
رفتم جلسه ثبت نام ۱ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..
تو اتاق عمل نوزاد تازه به دنیا اومده به دستیار میگم چاقو رو بده میگه میخوای بند نافو ببری؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ میخوام رقص چاقو کنم از مامان بچه شاباش بگیرم!!
۲ساعته از بیرون صدای قار قار میاد…داداشم میگه صدای کلاغه؟میگم: پــَ نَ پـــَ قناریه متال میخونه!
دوستم در یخچالو باز کرده,دیده هیچی توش نیس,میپرسه:واقعاخالیه!؟میگم پَــ نَ پَـــ هیدنشون کردیم که غریبه ها نبیننشون
دوستم تو خونه خوابیده بود داداشم از راه اومده میگه خوابه؟ میگم پَـــ نَ پَـــ رفته رو اسکرین سیور لگد بزنی روشن میشه!!!!داشتم میرفتم باشگاه وسط راه یادم اومد یه چیزی رو یادم رفته، برگشتم خونه.در زدم داداشم در رو باز کرده با تعجب میپرسه حامد تویی؟!!!نرفتی باشگاه؟ میگم:پَــــ نَ پَــــ حامد رسید من دیلیوریشم
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
پند و اندرز،
صدا و سیما،
ابزار بهتر زیستن،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
بند ناف,
پَـ نَ پـَ,
پله,
حسین تهی,
خیابان ولیعصر,
رقص,
ستایش,
سریال,
قناری,
لوازم ورزشی,
متال,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 آبان 1390
از وقتی پنجرهی اطاقم تبدیل به درب شد تا بتونم از اون برم توی بالابر ویلچر و برم تو حیاط با مشکل ورود پشه و مگس از اون درب مواجه شدیم. البته همیشه جلوی درب پردهی توری پارچهای بود اما با وزش باد حشرات از کنار پرده میامدن داخل. برای رفع مشکل پدرم درب و پنجرهساز آورد و گفتیم: میخواهیم جلوی این درب، یه درب توری بزنیم، فکر و روشی براش داری؟ طرف بعد یکی دو روز فکر کردن گفت: راهی به ذهنش نمیرسه. تا دوماه پیش چارهای جز سازگاری با این مشکل نداشتیم. یه روز که داشتم کانالهای فروش کالا تو ماهواره را سیاحت میکردم دیدم دارن پردهای میفروشن که وسطش چاک داشت ولی به لبههاش آهنروبا وصل کرده بودن تا بعد عبور افراد، دولب پرده بچسبه بهم. باخودم گفتم: این چیزی که ما میخواهیم، داستان را برای پدرم تعریف کردم و توضیح دادم که چه چیزی را برای چه کاری میخواهیم. پدرم از یخچالسازی محلمان یک متر آهنروبای زوار یخچال خرید و آورد و مادرم اونها را کوک زد دوسر پرده. حالا پرده راحت میچسبه به چهار چوب درب و مانع ورود حشرات میشه. فکر خوب و موثریه که برای همه میتونه مفید باشه.
پايانه: سریال نابرده رنج داره میگه: اسد پنبه و عماد خلافکار پچول، بدون هیچ آموزش رزمی و جنگی کلی رستم دستان هستن، و با دست خالی، دو تنه با تمام ارتشیهای حرفهای و مسلح دشمن برابری میکنن. از ضعفهای زیاد این سریال که بگذریم، میشه گفت: داستانی جذاب داره.
آموزش تصویری گره زدن کروات
:: موضوعات مرتبط:
تجربه،
صدا و سیما،
ابزار بهتر زیستن،
ماهواره،
:: برچسبها:
پرده,
پنجره,
ماهواره,
ورود پشه و مگس,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 31 تیر 1390
یک جهانگرد معلول ژاپنی میگوید قصد دارد از روی صندلی چرخدار بلند شود، و به کمک یک لباس روباتی پیشرفته سال آینده منطقه میراث قرون وسطایی جهان فرانسوی را بپیماید. اوچیدا 48 ساله که 27 سال پیش در یک حادثه اتومبیل توانایی راهرفتن را از دست داده، میگوید: از مدتها قبل خیال دیدار از صومعه زیبای مون سن- میشل را داشته است که در جزیره کوچکی در نورماندی در شمال فرانسه قرار دارد. اکنون او در تلاشی که برای تابستان آینده طراحی شده است، قصد دارد که این کار را به کمک یک لباس روباتی به نام عضو هیبرید کمکی (HAL) انجام دهد،که مانند یک اسکلت خارجی عمل میکند و قدرت عضلانی پاهای فردی که آن را پوشیده است، تقویت میکند. HALکه نیرویش را از باتری میگیرد، برای کمک به حرکت و کارهای دستی سالمندان و کمک به بیماربران در بیمارستان در بلند کردن بیماران طراحی شده است- تکانههای درون عضله را شناسایی میکند تا حرکات بدن فرد را پیشبینی و از آنها حمایت کند. یک مدل تمام بدنی HALبوسیله استاد دانشگاه تسوکوبا در ژاپن، یوشیوکی سانکایی، به هم بازوها و هم به پاها کمک میرساند و به کاربران کمک میکند تا باری را تا حداکثر وزن 70 کیلوگرم را با یک دست بردارند. اوچیدا و گروه پشتیبانش از یک نسخه ابتداییتر از این لباس در تلاشی ناموفق برای فتح قله 4164 متری بریتبورن در سوئیس در سال 2006 استفاده کردند که در آن کوهنوردانی که لباسهای روباتی پوشیده بودند، اوچیدا را حمل میکردند. اوچیدا میگوید میخواهد جزیره سنگی کشندی مون سن میشل دیدار کند، که یک مسیر باریک و پرشیب در آن به دیر و یک قلعه قدیمی ختم میشود، تا ثابت کند که افراد معلوم میتوانند مکانهای تاریخی را بدون تکیه کردن بر تسهیلاتی مانند بالابرها دیدار کنند. منبع
پاورقي: این متن را در فرستادم برای برنامهی نود و عادل فردوسیپور: برنامه نود به خود اجازه میدهد در چهارچوب فوتبال از هرکس در هر پست و مقامی انتقاد کند و با نظر سنجیهای پیامکی هر کسی را که بخواهد نابود میکند، اما آیا این شجاعت را دارد که از خود و دوستان گزارشگر فوتبال انتقاد کند؟ یک بار هم نظر سنجی پیامکی بگذارید تا مشخص شود کدام گزارشگر فوتبال بیشتر از همه روی اعصاب ملت رژه میره و از هنرمندان بی هنره و چسبیده به فوتباله نه از فوتبال. همانطور که داوری را نقد میکنید گاهی گزارشها را نقد کنید.
پاراواک Parawalk شبيه ساز حركت در معلولان قطع نخاع
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
تکنولوژی،
صدا و سیما،
ابزار بهتر زیستن،
سیاحت،
:: برچسبها:
انتقاد,
بیمارستان,
جهانگرد,
ژاپنی,
سوئیس,
صندلی چرخدار,
عادل فردوسیپور,
فرانسه,
گزارشگر فوتبال,
لباس روباتی,
معلول,
نود,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 اسفند 1389
این روزها عالیترین مصداق همت و کار مضاعف را توی تونس و مصر میبینیم. بالاخره مردم استبداد را تاب نیاوردن و برای ابتداییترین حق خودشون (آزادی) بپاخاستند. یکی از ویژگیهای بارز کشورهای عربی که قریب به یقین اونها دارای نظام استبدادی هستند اینه که: رهبران خود شیفتشون از هر جای خالیای (روی پول، روی میزکارمندان، توی کتاب مدرسه، روی دیوارهای شهر و ....) برای نصب عکسهای کوچک و بزرگ خودشون استفاده میکنند، در حالی که تصاویر اونها برای ملت فقط نقش استخوان لای زخم را بازی میکنه و موجب بیشتر شدن نارضایتی عمومی میشه. بنظر من، برای جلوگیری از هرگونه دیکتاتوری و سو استفاده از قدرت در اینگونه کشورها، باید قانونی وجود داشته باشه که هر شخص فقط یک دورهی پنج ساله بتونه رئیس جمهور بشه.
تهبندي: توی اخبار میشنویم که رهبران کشورهای غربی از انقلاب مردم تونس و مصر حمایت میکنند و از ارتش و پلیس میخواهند که با مردم درگیر نشن، یکی نیست بگه: چرا هر وقت این رویدادها تو کشور خودشما پیش آمده همه را زدید و گرفتید و فرستادید اونجایی که ....
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
پند و اندرز،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
آزادی,
ارتش,
استبداد,
استخوان لای زخم,
انقلاب,
پلیس,
تونس,
رهبران,
کار مضاعف,
مصداق,
مصر,
نارضایتی عمومی,
نظام,
همت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 بهمن 1389
داشتم برنامهی بفرمائید شامه تلویزیون ترکیه را تماشا میکردم که دیدم زیر نویس دادن: اگه میخواهید در برنامهی ازدواج با مجریگریه سرن سرنگیل شرکت کنید با این شماره تماس بگیرید، من هم گوشی را برداشتم و زنگ زدم، با خودم گفتم: اگه کسی گوشی را برداشت یه تستی به زبان ترکیهای خودم میزنم. خیلی سریع گوشی را برداشتن و گفتن: اینجا شو تیوی و برنامه ازدواجه بفرمائید. من هم گفتم: من مهرداد هستم از ایران و تهران تماس گرفتم، میشه تو برنامه حضور داشته باشم؟ گفتن: بله میشه. گفتم: من تصادف کردم و گردنم اینجا اشتباهی بجای شکسته گفتم: قطع شده، و با صندلی چرخدار حرکت میکنم. گفت: اشکال نداره. طرف کلی از: قد و رنگ پوست و شغل و درآمد و خانه و محل زندگی بعد ازدواج و .... پرسید و یاداشت کرد آخرهای مکالمه طرف ازم پرسید: آیا اهل آذربایجانی؟ گفتم: نه، من تهران دنیا آمدم و بزرگ شدم و اینجا هم زندگی میکنم. خلاصه بهم گفت: باهات تماس میگیریم. گفتم کی؟ گفت: بزودی. این مکالمه کلی بهم انرژی داد و با خانواده کلی خندیدیم. الان دارم فکر میکنم اگه بهم زنگ زدن برم یا نرم؟؟ اگه هوا گرم بود به احتمال صدودهدرصد میرفتم
اما الان چهلدرصد تردید دارم.
پايانه: سهتا از کانالهای تلویزیونیه ترکیه برنامهی ازدواج داشتند چهارمیش هفتهی گذشته راه افتاد و پنجمیش که من بهش زنگ زدم از دوشنبهی این هفته راه میافته. روند برنامه اینطوریه که ملت میرن جلو دوربین خودشون را معرفی میکنن و میگن چه همسری میخواهند و میشینن روی صندلیهای جلوی دوربین، هر بینندهای که از اون طرف خوشش بیاد با برنامه تماس میگیره و اجازهی حضور میگیره. افرادی که از شهرستان یا از کشوری دیگر به این برنامهها میرن بدون پرداخت هزینه در هتل برنامه اقامت میکنند و اونقدر میمانند تا همسر دلخواهشون را پیدا کنند و توی همون برنامه ازدواج کنند.
گیتی تک البرز انواع تجهیزات مخصوص معلولان میفروشه
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
صدا و سیما،
ماهواره،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
آذربایجانی,
ازدواج,
بفرمائید شام,
تلویزیون ترکیه,
زبان ترکی استانبولی,
صندلی چرخدار,
قطع,
کشور,
همسر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 08 بهمن 1389
نوروز امسال تلویزیون من و تو پخش یک برنامه جدید را آغاز خواهد کرد. ما از شما دعوت میکنیم که در این برنامه شرکت کنید. شما میتوانید فردی را که به او علاقهمند هستید و او را شایسته دریافت یک هدیه متفاوت میدانید و از این طریق میخواهید میزان علاقه تان را به او نشان بدهید، به ما معرفی کنید. این شخص شاید در حال حاضر دچار یک بیماری است و شما میخواهید به او نشان دهید که چقدر او را دوست دارید و نگران حالش هستید. شاید این شخص در شرایطی که شما دچار گرفتاری بودید به کمکتان آمده و شما را یاری داده است و حالا شما با این هدیه قصد دارید از او سپاسگزاری کنید. شاید شخص منتخب شما درشرایط دشواری به سر میبرد و این هدیه میتواند او را بی نهایت خوشحال کند. این شخص شاید کسی باشد که بیشتر زندگی و اوقات خود را صرف کمک به همنوعانش میکند و شما میخواهید با این هدیه نشان دهید که دیگران هم به فکر او هستند. این هدیه میتواند دیدار شخص مورد انتخاب شما با یکی از شخصیتهای معروف و مورد تحسین او باشد. میتواند ملاقات با یکی از اعضای خانواده و یا دوستی باشد که سالها یکدیگر را ندیده اند. این هدیه شاید مسافرت به نقطه یا کشوری باشد که همیشه برای شخص مورد شما رویا بوده است، جایی مانند آبشار نیاگارا یا دیسنی لند و یا هر کجای دیگر. و یا شاید آرزویی دیگر... شما شخص شایسته دریافت این هدیه ویژه را برای نوروز امسال به ما معرفی کنید تا ما با تمام تلاشمان برای خوشحال کردن او وارد عمل شویم. برای شرکت در این برنامه لطفاً به ما ایمیل بزنید arezooha@manototv.com
این هم ایمیلی که من برای این شبکهی صهیونیستی فرستادم
سلام، ممنون برای این ایدهی جالب، من برای عیدی به دوستانم که بیشترشون آسیب نخاعی دیدن یه برنامهی تپل هدیه میدم از پیشرفت درمان ضایعات نخاعی در بریتانیا و زندگی این افراد و امکانات خونه و زندگیشون و امکانات شهری و رفاه اجتماعی که دولت براشون به وجود آورده. این برنامه از چند نظر برای من و دوستام مفیده:1- امیدمون را زیاد و واقعی میکنه.2- دیدن منزل یک معلول بهمون ایده میده که بتونیم از امکانات اون شخص در جهت بهتر زیستن خودمون استفاده کنیم. 3- حتما مسئولان را بیشتر به فکر خواهد انداخت.
پسآمد: در بیشتر کشورهایی که تاریخشون میلادیه، شب سال نو بوقلمون میخورن، در خیلی از این کشورها به بوقلمون میگن: ترکی، نکتهی جالب اینه که در ترکیه به بوقلمون میگن: هندی. حالا بنظر شما هندیها به بوقلمون چی بگن خوبه؟ 1-چینی 2-مصری 3-روسی 4-هرسه
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
پیرامون ویلچر،
صدا و سیما،
فکر ایده پیشنهاد،
ماهواره،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
آبشار نیاگارا,
بریتانیا,
تلویزیون,
دیسنی لند,
سپاسگزاری,
شبکه,
صهیونیستی,
معلول,
من و تو,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 دی 1389
یه سریالی از تلویزیون پخش میشد بنام شرلوک هولمز، مضمونش طبق معمول جنایی و پلیسی بود. من از اون سریال یادگرفتم با توجه به شواهد میشه علت هر معلولی را پیدا نمود و این برای همهی آدمها و بخصوص ما معلولهای گوگولی مگولی بسیار مفیده. اگر همیشه از خودمون بپرسیم چه شد که اینطوری شد؟ میتونیم جلوی خیلی از اتفاقهای ناخوشایند را بگیریم. مثلا: من اگر تب کنم برسی میکنم تا بفهمم کدام کارم میتونسته علت تب کردنم باشه، کلا من سه جور تب و لرز میکنم:1-سرما خوردن کلیههام که بر اثر سرمای ناگهانی حادث میشه. 2- عفونت مثانه که معمولا به دلیل رعایت نکردن بهداشت حادث میشه. 3- خوردن غذای چرب و نامنظم شدن صفرا. اگه به مثال تب کردن من توجه کنید متوجه میشید که آدم با برسی کارهایی که کرده راحت میتونه بفهمه عارضهای که براش پیش آمده به چه علت بوده. یادتون باشه آدم نباید از یک سوراخ دوبار گزیده بشه دیگه خونهی پرش 3بار گزیده بشه. اگه مرتب گزیده میشید حتما گوشتتان(عقلتان) شیرینه.
پسوند: ما نخاعیها باید خیلی به خورد و خوراکمان توجه کنیم که گرفتار سختی اجابت مزاج نشیم، اگر شدیم حتما باید با یافتن علت از تکرار آن جلوگیری کنیم.
شماره تلفن و آدرس تعمیر کار ویلچرهای الکتریکی
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
طنز،
لينك،
تجربه،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
بپرسیم,
برسی,
پلیسی,
تب,
تلویزیون,
جنایی,
سریال,
شرلوک هولمز,
صفرا,
عفونت,
گزیده,
لرز,
مثانه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 28 آبان 1389
آدم تا میتونه باید خوشحال و شاد زندگی کنه، دنیا به این کوچکی و عمر به این کوتاهی، چرا آدم با افکار بیهوده و افسرده کننده زندگی را بکام خودش زهر کنه!؟ همینطور که رفتار و زندگی روزانهمون در خوابهامون بازتاب پیدا میکنه دقیقا همینطوری زندگی دنیوی توی آخرتمون بازتاب پیدا میکنه. آدمی که اینجا خوشحال زندگی کنه در آخرت هم خوشحال خواهد بود. یکی از راههای خوشحال بودن: ایجاد حس رضایتمندی است. هر کاری که خوب به انجام برسه موجب تقویت حس رضایتمندی میشه. شبکهی ماهوارهای جام جم ایران هرشب ساعت هشت و نیم سریال پاورچین را با زیر نویس انگلیسی پخش میکنه، من هم اونها را با رسیور ضبط میکنم و هر هفت قسمت را که حدودا5ساعت میشه را با نرم افزار نرو تبدیل به DVDمیکردم، نتیجهی کار اصلا مطلوب نمیشد و با افت کیفیت تصویر و صدا مواجه میشدم، یه نرم افزار بنام: ConvertXtoDVD 4پیدا کردم که نتیجهی کارش بسیار عالی میشه، 5ساعت فیلم را بدون کمترین افت کیفیت میچپونه تو یکDVD تاسر فرصت ازش حال برد.
پاورقي: با طرح هدفمند نمودن یارانهها بسیار حال میکنم، بنظر من ارزشمندترین کار تمام دولتها در طول تاریخ جمهوری اسلامی، همینه، پس بنابراین محمود دمت گرم.
مناسبسازي خودرو با استفاده از دانش روز
بنظر من بهترین راه برای راه رفتن نخاعیها اینه
سازنده و فروشنده و نصب کنندهی انواع بالابر معلول
این انجمن برای هرکسی که وسیلهی الکترونیک داره مفیده
فاصله انسان تا قطع نخاع شدن و نشستن روی ویلچر
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
تجربه،
صدا و سیما،
ماهواره،
كامپيوتر و رایانه،
:: برچسبها:
آخرت,
افسرده کننده,
افکار بیهوده,
ایجاد حس رضایتمندی,
خوشحال,
دنیوی,
رسیور,
زندگی,
شاد,
شبکه,
ماهواره,
نرم افزار تبدیل به DVD,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 آبان 1389
سرنوشت: سريال دوران مشروطه باعث شد كه بخواهم بدانم كه در نت چه چيزهايي پيرامون حرمسراي شاهان هست؟ بخشي از اونچه كه يافتم را ميتونيد بخوانيد و ... نوشته اند روزی شاه عباس به یکی ازدختران حرم پیام می دهد که به خوابگاهش بیاید. دختر اظهار کسالت می کند ونمی رود. فردای آن روز شاه خودش به اتاق دخترمیرود اما دوباره دختربه بهانه بیماری ازاو دوری می کند، سرانجام شاه طبیبی را برای مداوایش می فرستد، اما پس از برملا شدن دروغ دختر، دستور می دهد او را زنده زنده در بخاری بسوزانند. داستان دیگری نیز هست که روزی شاه سلیمان به دیداریکی از زنانش که شوهرداده بود، می رود. وقتی با او تنها می شود ازاو میپرسد: شوهرت را دوست داری یا مرا؟ زن می گوید: شوهر شرعی و قانونیام را. و شاه از شدت خشم دستور می دهد در رودخانه بیندازندش اما پشیمان می شود. دوباره فرمان می دهد او را بسوزانند و باز پشیمان می شود و سرانجام زن، جان سالم به در می برد روزی شاه به خواجه باشی دستور داد که یکی از زنهای مورد علاقه اش را بسوزاند. خواجه باشی به این امید که عشق فراوان شاه به این زن ممکن است او را پشیمان کند، به این کار دستنزد. فردای آنروز هنگامیکه شاه از خواجه باشی از حال زن پرسید، جواب داد که کار را امروز انجام خواهد داد. شاه فوراً دستور داد که خواجه باشی را در آتش بسوزانند و آن زن را بخشید.كل مطلب را كه جالب هم هست اينجا سير كنيد چنين نقل ميشود که شاه در يکي از سفرهايش به اصفهان، دختر ده، يازده سالهي ژندهپوشي را ميبيند که صورتي زيبا، موهايي طلايي و چشماني فيروزهاي رنگ دارد. اين برخورد با دختر مورد نظر، احساسات شاه را به شدت دگرگون ميکند. «فتحعليشاه»، اسب خود را از رفتن باز ميدارد و به يکي از خواجهسرايان دستور ميدهد که ترتيب بردن دختر را به حرم شاهي بدهد. شب وصل، بستر زفاف را بر تختي گوهر نشان ميگسترند که «تخت خورشيد» نام دارد. شاه قاجار به ياد آن دقايق شيرين همبستري با «طاووس خانم»، تصميم ميگيرد نام «تخت خورشيد» را به «تخت طاووس» عوض کند. در مورد ويژگيهاي تخت طاووس، «لردکرزون» فرانسوي چنين مينويسد: حرمسراي هزار نفرهي «فتحعلي شاه» قاجار و داستان سوگلي او «طاووس خانم»
پسرفت: سريال حضرت يوسف هر قسمتش ختم ميشد به كلي جوك بامزه يه سري از اون جوكها مربوط بود به خواب و تعبير خواب، يكي از اون خوابها اين بود كه:كسي در خواب ميبينه كه يه گاو لاغر چند خر فربه را ميخورد، اون موقع تعبيرهايي ازش كردن كه شايد اون موقع درست بنظر ميامد!؟ اما بنظر من درستش اين شد كه: خوشههامان را خوردند يه آب هم روش سر كشيدند.
تاريخ ناگفتهي حرمسراهاي ايراني
حرمسراي «آغا محمدخان قاجار»
بهاي کنيزان گرجي در ايران ارزان ميشود
لينك دوستان من
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
لينك،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
بستر زفاف,
تاريخ ناگفته,
چشماني فيروزهاي,
حرمسرا,
خواجه,
دوران مشروطه,
شاه عباس,
شب وصل,
صورتي زيبا,
موهايي طلايي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 23 بهمن 1388
عجب حكايتي شده طرح هدفمند سازي يارانهها، بنظر من طرح دهك بندي جامعه و متفاوت يارانه دادن محكوم به شكسته همينطور كه شب تو اخبار يه چيز اعلام كردن و صبح ماست ماليش كردن. اگر ميخواهند چيزي بدهند بايد به همه برابر بدهند، تازه اين هم محكوم به شكسته، چون در اين صورت هم اهالي محترم استان ق...ن شاكي خواهند بود. من ميگم: يه دفعه سوخت را گران كنند و كساني را كه اتول دارند را به عزا بنشانند، كساني هم كه اتول ندارند خواه ناخواه به سوگ آن عزيز از دست رفته خواهند نشست، بقول معروف: مرگ يك بار و شيون يك بار.
پاورقي: تو اخبار اعلام كردن: بآلآخره انقلاب نارنجي اوكراين دوام نياورد و بعد 5 سال ختم به انتخابات شد. من نفهميدم اين خبر را از سر هشدار ميدادند يا شادماني؟ در هر صورت، مهم اينه كه ملت ايران همواره انقلابي بوده و هستن، بنظر شما راز دوام 30 سالهي انقلاب ايرانيها چي بوده؟ من ميگم: ولايت فقيه.
ادامهي مطلب خيلي داغ و جنجاليه، اگه اهلش هستي كليك كن و ...
يه دوست تازه كه نخاعيه
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
لينك،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
داغ و جنجالي,
راز دوام 30 سالهي انقلاب,
هدفمند سازي يارانهها,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 بهمن 1388
سريال شمس العماره بصورت غير مستقيم شيوهي انتخاب همسر را ياد ميده، بنظر من بهتر بود بجاي پرداختن به آموزش انتخاب، به پيدا كردن كسي براي انتخاب ميپرداختن، به دليلهاي مختلف در كل دنيا سن ازدواج بالا رفته. تو مملكت ما همهي مشكلها قوز بالا دماغن، يعني اينكه مشكلها جدي بوده و هستن، اما چون مشكلها توسط جراحهاي ناشي و مدرك سفارشي برطرف شدن، كلاف سر درگم شدن. الانه دخترهاي دهات گروهبان قندعلي اينا هم: ليسانس دارن، شغل دارن، ٣۰سال سن دارن، دماغ سربالا دارن، دست كم هزارتا سكه مهريه دارن، توقع خانه و اتول شخصي دارن و .... تازه آخر سر: توانايي طبيعي زاييدن را هم ندارن!! در بيشتر كانالهاي تلويزيوني تركيه برنامهاي پخش ميشه كه كارشون معرفي مردها و زنهايي است كه دنبال همسر هستن، در تلويزيون ما هم هر پنجشنبه برنامهي گلبرك از شبكهي٣ پخش ميشه كه كارشناسش ملاست. همينطور كه تلويزيون از قالب و تم و ميزهاي خبر BBCكپي كرده خوبه كه از برنامههاي ازدواج تركيه هم يه كپي بگيره.
پسوند: نميدونم چرا از عدم استخدام معلولها ميناليم!؟ درصورتي كه تلويزيون يه گزارشگر داره كه حرف ر را ل ادا ميكنه تو يه گزارش ميگفت: در طول اين راه دور، دور تا دور رئيس جمهور مملو بود از استقبال كننده
رفلكس
دولت حق آموزش رايگان معولان را ناديده ميگيرد
معلولان در آماج وعدههاي دروغين مسئولان گم شدهاند
اعطاي٣ميليون وام بلاعوض و١٤ميليون وام بانكي خريد مسكن به معلولان
دولت به جاي هدفمندكردن يارانهها به قانون جامع حمايت از معلولان عمل كند
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
خاطره،
طنز،
صدا و سیما،
ماهواره،
:: برچسبها:
استخدام معلولها,
برنامهي گلبرك از شبكهي٣,
تلويزيوني تركيه,
دخترهاي دهات,
دماغ سربالا,
سريال,
شمس العماره,
شيوهي انتخاب همسر,
غير مستقيم,
گروهبان قندعلي,
مهريه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 آبان 1388
تو زندگي من هم مثل خيليها سختي و گير و گرفتهايي هست براي افسردگي و از همه چيز دلسرد شدن، اما براي من هميشه يه بهانه كافي بوده براي اميدوار بودن و شادمانه ادمه دادن. بهانههاي ساده و جذاب اين روزهاي من اينه: تازگيهآا يه ريسيور جديد خريدم كه خيلي باحاله، چون فلش مموري میخوره و روی اون برنامههاي ماهواره را ضبط ميكنه، من هم برنامههاي مورد علاقهام را ضبط ميكنم و ميريزم تو هارد كامي تا سر فرصت با نرمافزار Ulead Video Studioيه حالي بهشون بدم، اين نرمافزار مخصوص ويرايش فيلمه، كاركردن با اون ساده و لذت بخشه چون ميشه با اون لوگوي خودت را بذاري روي فيلم دقيقا مثل همون كاري كه روي فوتبالهاي ناخنكي ميكنن، حتی میشه صداي فيلم را حذف یا اون را ویرایش کرد. فقط نميدانم چطور ميشه توش فارسي نوشت كه خوانا باشه؟؟ خلاصه اگه يه روزي يهcdخريدي و توش نام و نشاني از من ديدي خوشبحالت.
پاپوش:TuneUp Utilitiesنرم افزاري است كه مجموعهاي از ابزار نگهداري و بهينه سازي ويندوز را ارئه ميده. كار كردن باهاش بسيار راحته و كارش بسيار عالي و بينقصه و بطور مشخص سرعت سيستم تون را افزايش
ميده. اين نرمافزار بوت اسكرين سیاه و زشت ويندوز را با تصويري دل خواه عوض میکنه. اين برنامه با يك كليك سه سوته همه اشكالها را براتون پيدا و رفع ميكنه.
:: موضوعات مرتبط:
شاد زیستن،
تجربه،
تکنولوژی،
صدا و سیما،
ماهواره،
كامپيوتر و رایانه،
:: برچسبها:
TuneUp Utilities,
Ulead Video Studio,
ابزار نگهداري و بهينه سازي ويندوز,
افسردگي,
ريسيور جديد,
ماهواره,
نرمافزار,
ويرايش فيلم,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 مهر 1388
خيلي وقته كه به ويلچر برقي فكر ميكنم، به همين جهت داداشم رفت و قيمت تمام ويلچرهايي را كه تو بازار تهران هست را با چند عكس ازشون گرفت و آورد. من كه 194سانت درازيمه ويلچري مناسب حالمه كه صندليش مثل اتومبيل داراي پشتي و نشيمن بلند و راحت و ارگونوميك باشه تا منو سفت بچسبونه تو بغلش. تو عكسهايي كه داداشم آورد يه ويلچر ايراني اونطوري كه مد نظرمه بود، اما از ظاهرش كاملا مشخص بود كه اصلا كيفيت نداره. بعد اين داستان گشتم دنبال ويلچر خوب و خارجي كه ما هم بتونيم تهيهاش كنيم، ويلچر خوب زياد هست با قيمتهايي كه دوره 5ميليون ميچرخه. قبلا در روزنامه آگهيهاي موتورسيكلتهاي الكتريكي را ديده بودم، تو نت گشتم براش و سايت يكي از اين توليد كنندهها را پيدا كردم كه كه داراي محصولاتيه: متنوع، جديد، به روز، بسيار زيبا، و قدرتمند. جالبه كه قيمت موتورسيكلتبرقي نسبت به ويلچربرقي خارجي خيلي ارزانتره. زنگ زدم به مدير شركت و گفتم: شركت شما داراي تمام توانمنديها هست كه با اندك تغيير در خط توليد، ويلچرهايبرقي باكيفيت و ارزان توليد كنه و بازار كشور و منطقه را در دست بگيره. مدير شركت گفت ما مونتاژ كار هستيم، اما فكر شما خيلي خوبه و من آن را مطرح ميكنم. بنظر من: اگر افراد با دانش، مبتكر، مخترع و طراح جمع بشن به سادگي ميشه يه روبوكار توليد كرد كه در خيابان اتومبيل باشه و در پيادهرو با جمع شدن تبديل به ويلچر برقي بشه. اين محصول تمام نيازهاي حركتي ما را برطرف ميكنه و حتما بيشتر از ما مورد توجه افراد سالم قرار ميگيره.
پسوند: سريال خورشيد پنجم را در شبكهي 3سيما ميبيني؟ اگه گفتي خورشيد پنجم، همون خورشيد وسطيه مال چيه؟ من ميگم: براي سيو كردن ماجراست
اولين جشنواره كتاب معلولان برگزار ميشود،
اما جايگاه وبلاگهاي معلولان كجاست؟
عرضه 10 هزار خودرو ويژه جانبازان و معلولان
لينك دوستان من
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
لينك،
پیرامون ویلچر،
تکنولوژی،
صدا و سیما،
فکر ایده پیشنهاد،
خودرو معلولین،
:: برچسبها:
بسيار زيبا,
به روز,
جانبازان,
جديد,
مبتكر,
متنوع,
مخترع,
معلولان,
موتورسيكلت,
مونتاژ كار,
ويژه,
ويلچر برقي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 13 شهریور 1388
اللهم عجل لوليك الفرج و العافيه و النصر و اجعلنا من اعوانه و انصاره و المستشهدين بين يديه
وقتي به خوداش آمد فهميد انداختنش تو يه سلول انفرادي. براي اينكه بهش سخت نگذره با خودش ميگفت: اينجا شرايط خيلي هم بد هم نيست، درسته كه مثل يه غار تنگ و تاريكه و خيلي نم داره، اما خوبيش اينه كه غذايي براي به بدن زدن هست، گرچه آب باريكهاي بيش نيست. هر روز كه ميگذشت احساس ميكرد سلولش براش تنگتر شده براي همين مدام حساب ميكرد كه اگه اينطوري بشه و اونطوري نشه فلان روز و فلان ساعت از اين غار ميزنم بيرون و از اين بند خلاص ميشم. چند روز قبل از آزاديش احساس كرد پشت ديوارهاي سلولش خبرهايي شده، قبل اينكه بخواد گوشهاش را تيز كنه تا بفهمه اون بيرون چه خبره، زوركي از سلولاش كشيدنش بيرون، حسابي شوكه شده بود، نور به شدت چشمهاشو اذيت كرد تا جايي كه اصلا نديد تمام بدنش خونآلود شده. خيلي عصباني و ناراحت بود، فكر ميكرد ديگه از اين بدتر نميشه كه ناگهان از پا آويزونش كردن، دوباره فكر كرد ديگه از اين بدتر نميشه كه شروع كردن به ضربه زدن به پشتش، از ظلم و بيدادگري جون به لبش رسيد و شروع كرد به جيغ و داد كردن. همه چيز براش ناخوشآيند و خشن بود اما يه دفعه احساس خوبي بهش دست داد و به آرامش رسيد، آخه بعد سزارين گذاشته بودنش تو بغل مادرش.
تهبندي: پزشكان معمولا سزارين را چند روز زودتر از زمان زايمان طبيعي انجام ميدن. پزشكان از تازه مادرها ميخوان كه به نوزادشون فقط از شير خودشون بدن، اما شير سر وقت زايمان طبيعي جاري ميشه و نوزاد بيچاره بايد چند روز ممهي خشك و خالي را مك بزنه.
از مسئولان سيماي جمهوري اسلامي خواهش ميكنم از مرشدهاي آقايان ابطحي و عطريانفر دعوت كنند تا در سيما براي عموم صحبت كنند تا ملت همه باهم دست جمعي متحول بشن. وقعا حيفه كه همه از نفوذ كلام ايشان بهرهمند نشن.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
خاطره،
پزشکی و درمان،
طنز،
پند و اندرز،
صدا و سیما،
فکر ایده پیشنهاد،
داستانک،
هنری،
:: برچسبها:
بغل مادر,
بيدادگري,
بين يديه,
خونآلود,
زوركي,
سلول انفرادي,
ظلم,
عجل لوليك الفرج,
عصباني,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 16 مرداد 1388
قد بلند خوبه يا بد؟ من از اول از همه قد بلندتر بودم، براي همين توي مدرسه هميشه جام ته صف بود، توي كلاس هم هميشه ته كلاس ميشستم. ته كلاس نشستن عواقب خاص خوداش را داره، يعني آدم جو گير ميشه و كارهاي ناجور ميكنه كه موجب ميشه: سالي كه دوم راهنمايي بودم، يه معلم ديني داشتيم كه آخوندي بود با چشمهاي بسيار ضعيف، براي همين كلاسش هميشه شاد و مفرح بود، چون همش بزن و بكوب داشتيم. يه روز سر كلاس همين آقا از ته كلاس رفتم جلوي كلاس و پشت ميزه رديف اول نشستم. وسط كلاس آقاي معلم از ته كلاس رو به جلوي كلاس گفت: پسر بشين سرجات. همه با تعجب به معلم نگاه ميكرديم كه با كيه!؟ آخه همه نشسته بوديم. دوباره و سه باره معلم با تحكم بيشتري گفت: پسر مگه با تو نيستم!؟ بشين. همه از همهجاي كلاس ميگفتن: آقا با ما هستين؟ آقا با ما هستين؟ بالاخره آقاي معلم شاكي شد و عينك ته استكانيش را با انگشت فشار داد عقب و با اعتماد بنفس زياد آمد جلوي كلاس و جلوي من ايستاد و دستهاش را گذاشت روي شانههاي من و محكم فشار داد پايين و گفت: پسر با تو هستم، بشين. همه گفتن آقا اون كه نشسته!! تبليغ برنج محسن اون روز را ياد من مياره. شايد يكي از همكلاسهاي اون روز پشت اين تبليغ باشه.
پسينه: فيلم اخراجيهاي2 را ديدم، برداشت من اين بود: اين فيلم از نظر طنز، روايتگري و سينمايي اندكي ارزش نداشت فقط افتضاحي كامل بود.
57 كد براي تنوع بخشيدن به وبلاگ
احکام طهارت
احكام آبها
قبله
مكان نمازگزار
احكام مسجد
احكام ساير مكانهاى دينى
لباس نمازگزار
پوشيدن طلا و نقره و به كار بردن آن
اذان و اقامه
قرائت و احكام آن
ذكر نماز
سجده و احكام آن
مبطلات نماز
سلام
شكّيات نماز
نماز قضا
نماز قضاى پدر و مادر
نماز جماعت
حكم امام جماعتى كه قرائت وى صحيح نيست
امامت شخص ناقص
شركت زنان در نماز جماعت
اقتدا به اهل سنت
نماز جمعه
نماز عيد فطر و عيد قربان
نماز مسافر
آنكه شغلش مسافرت است يا سفر مقدمه شغل اوست
قصد اقامت و مسافت شرعى
حد ترخّص
سفر معصيت
احكام وطن
تبعيت زن و اولاد در وطن
احكام بلاد كبيره
نماز استيجارى
نماز آيات
نوافل
مسائل متفرقه نماز
احکام روزه
شرايط وجوب روزه
زن باردار و شيرده
بيمارى و منع پزشك
مبطلات روزه
بقاء بر جنابت
استمناء
احكام مبطلات روزه
كفاره روزه و مقدار آن
قضاى روزه
مسائل متفرقه روزه
رؤيت هلال
مسائل پزشكى
جلوگيرى از باردارى
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
صدا و سیما،
معارف اسلامی،
:: برچسبها:
احكام,
استمناء,
تغيير جنسيّت,
تيمم,
ختنه,
روزه,
سقط جنين,
طهارت,
عينك,
غسل,
قد بلند,
كورتاژ,
معلم,
نماز,
نماز آيات,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 مرداد 1388
مژده: از اول شهريور همه آزادند: همه رقمه با رمضان حال كنند. در اين ماه مردم به فراخور حالشون به اماكني ميرن تا در ليالي قدر عبادت كنند و از خدا مراد بگيرن. از الان: عبادتهاي همه قبول درگاه حق. ميگن: كسي دقيق نميدونه شب قدر چه موقعاي از ساله و ممكنه هر روزي از سال باشه. ميگن: ماههاي رجب و شعبان هم مثل ماه رمضان پر فضيلت هستند. ميگن: اگر كسي اول و وسط و آخر ماههاي رجب و شعبان را روزه بگيره و بعد ماه رمضان هم روزه بگيره انگار تمام اين سه ماه را روزه گرفته. حالا گويا ملت شريف و هميشه در صحنه به ميمنت شكستن ركورد حضور در انتخابات، تصميم گرفتن با ذكر الله اكبر به پيشواز ماه رمضان برن و به نوعي ديگر اين سه ماه را بهم بچسبونند. من ميگم: حالا كه سال اصلاح الگوي مصرفه، صدا و سيما هم با مردم همراهي كنه تا امت خدا جو و حق طلب بتوانند كل سه ماه رجب و شعبان و رمضان را روزه بگيرند، اينطوري هم مصرف اصلاح ميشه هم ملت ميتونن تمام اين شبها را با ذكر و مناجات، احيا بگيرند تا خودشون
هم اصلاح بشن. انشاالله تعالي سالي معنويتر از هميشه داشته باشيم. فقط از امت حق جو درخواست ميكنم: هرشب شورحسيني نگيرن و دستههاي عزاداري و قمه زني راه نياندازند. من الله توفيق.
پسرفت: از نيروي انتظامي درخواست دارم آن اغتشاشگرها و قاتلهاي حرفهاي را كه با اسلحه به جان مردم افتادند و خون بيگناهان را ريختند تا وجهي پليس خدمت گزار را خدشه دار كنند را به جرم: قتل و برهم زدن نظم و آرامش و نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومي در سطح ملي و بينالمللي بر عليه پليس، دستگير نمايند و به دست قانون بسپارند تا به اشد مجازات برسند. از صدا و سيما نيز درخواست دارم با پخش آگهي براي شناسايي قاتلين به پليس ياري دهند.
روشهای سوار و پياده شدن افرادنخاعي از خودرو
قوانين کلی مربوط به جابجائی افراد نخاعي
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
لينك،
صدا و سیما،
فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسبها:
احيا,
اغتشاشگر,
تشويش اذهان عمومي,
ذكر الله اكبر,
رمضان,
روشهای سوار و پياده شدن افرادنخاعي از خودرو,
شعبان,
صدا و سيما,
فضيلت,
ليالي قدر,
ماه,
مژده,
مناجات,
نشر اكاذيب,
نيروي انتظامي,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 05 تیر 1388
22خرداد ملت چيز شدن و رفتن براي چيز شدن چيز يكي ديگه چيز خودشونو به چيز گذاشتن!؟ من از ملت شريف ايران در عجب ماندم كه چرا به نتيجهي انتخابات كه از سوي مقامهاي عاليه اعلام شد اعتراض دارن!!! آيا ميشه دست به كاري زد و يا وارد بازياي شد بدون اينكه تمام قوانين و مقررات و قواعد اون را پذيرفت؟؟ هركسي رفت پاي صندوق و راي داد حتما قواعد مردم سالاري ديني را ميدانسته و پذيرفته بوده. مردم فراموش كردن كه راي اونها راي به شخص نيست، راي به نظام است. اين را هميشه بزرگان نظام گفتن، قبل و بعد همين انتخابات چقدر اين موضوع را گفتن. نظام ما يك نظام ارزشي و ولايي است و همه
بايد مطيع ولي امر مسلمين جهان باشيم.
پاورقي:بعد اينكه مسابقهي ايران و كره تمام شد كارشناسهاي فوتبال سيما ميگفتن: بچههاي ما بيشتر از عقب به كرهايها فشار آوردن!! بايد بيشتر از جلو به كرهايها فشار مياورديم تا دروازهشونو بيشتر باز ميكرديم
وضعيت اينترنت تو اين چند روزه افتضاح شده، دليلش چيه!؟؟
كنترل وزن بعدازآسيب نخاعي
تنظيم دماي بدن بيماران نخاعي
كنترل ومراقبت دستگاه ادراري
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
خاطره،
لينك،
تجربه،
پند و اندرز،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
ايران,
تنظيم دماي بدن,
دستگاه ادرار,
راي,
صندوق,
كنترل وزن,
مسابقه فوتبال,
ملت,
نخاعي,
نظام ارزشي و ولايي,
ولي امر مسلمين جهان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 29 خرداد 1388
چند روز پیش که رسماً تعطیلات نوروزی تمام شد کاشف به عمل آمد که کلی مهمون نوروزی افسرده حال داریم، بنابر بجا آوردن رسم ادب و ارادت، با پدر گرامی سعی کردیم تغییری در وضعیت اونها بوجود بیاریم، پس افتادیم به جان اونها، اول بابام اونها را لخت و معاینه میکرد، سلامتشونو که تایید میکرد میفرستادشون نزد بنده تا از شرمندگیشون دربیام، من هم سه سوته ترتیب اونها را میدادم و حالی میبردم. فکرش را بکن، یک بشقاب غذاخوری پر کیوی خوردم. برای اینکه اجابت مزاج برام خیلی سخت نباشه هر روز دوتا کیوی یک پرتغال و یک نارنگی میخورم، ماشالله یادت نره. 4 ساعت بعد رعایت نکردن الگوی مصرف، مشکل شروع شد، مزاجم خراب شده بود، گلاب به روی مثل ماهتون، نمیفهمیدم توالت لازم هستم یا نه. هر دفعه فکر میکردم کارم تمام شده، آمآ با فاصلهی 26 ساعت ناگهان توالت لازم میشدم. روز سوم وضع بدی بود: من غرق در کثافت بودم، آب نیز قطع بود، 2ساعت سر خلا به انتظار آب نشستم، اما آب 48ساعته قطع شده
بود. برای شستشو با آفتابه فلاکتی کشیدم که مپرس.
پاورقي: چه خوشبخت هستند کسانی که هر وقت نیاز دارن با پای خودشون میرن توالت. لذت با فشار ادرار کردن را با هیچ چیز تو دنیا نمیشه مقایسه کرد، پس تا میتونی لذت ببر.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
طنز،
تجربه،
جنسی،
صدا و سیما،
داستانک،
:: برچسبها:
آفتابه,
افسرده,
برای اجابت مزاج,
تعطیلات نوروزی,
توالت,
خلا,
خوشبخت,
کیوی,
لخت,
معاینه,
مهمون,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 21 فروردین 1388
هفتهی اول سال چه زود گذشت!؟ سریعتر از برق عید نوروز خیلی زیبا و دوست داشتنیه، حیف که بعضیها این روزها را با گله و توقع خراب میکنند. آدمها با گله و توقع و نفرت فقط کام خودشون را تلخ و قلب خودشون را سیاه و میکنند. بخشیدن دیگران بیشترین نفعش اینه که موجب آرامش درونی خود شخص میشه. این هم چند جملهی حکیمانه از حکیمان بینشان دنیای نت اجازه نده اتفاقات ناخوشايند روحيهات را خراب کند با بحث هاي بي نتيجه انرژي خود را هدر نده قلبت را از نفرت خالي کن تا خوشبختي در آن لانه کند هرگز خودت را با ديگران مقايسه نکن، چرا که تو چيزهايي داري که ديگران در حسرت آن وقت ميگذرانند
پاپوش: برنامههای امسال تلویزیون از نظر من خیلی جالب نبود، فهمیدین پسر عمهزای کلاه قرمزی همون قول مراد تو سریال باغ مظفر مهران مدیری استش.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
پند و اندرز،
صدا و سیما،
:: برچسبها:
توقع,
جملهی حکیمانه از حکیمان,
عید نوروز,
گله,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 فروردین 1388
|
|