💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


نگاه

اولین کارم در روز 14 فروردین این بود که زنگ زدم به دفاتر فروش اسکوتر جانباز، همه گفتن که این وسیله جدیده و هنوز به دفاتر فروش ارسال نشده، اما در راه است و به زودی خواهد رسید. به فروشنده گفتم: من خواهانش هستم، هرچه زودتر بیاردیش و به من زنگ بزنید تا بیام جهت پروو. دوستان نظرات مختلفی درمورد اسکوتر جانباز دادن، خانم‌ها میگن: استفاده از این ابزار مناسب حال خانم‌ها نیست. چرا نیست!؟ آیا حرکت با این وسیله عیب و موجب سرافکندگیست؟ احتملا دوستان نگران نگاه کنجکاو مردم هستن، مردم به ویلچر و عصا و بنز و BMWهم کنجکاوانه نگاه میکنن، وسیله به این قشنگی و راحتی چرا مردم به اون و دارنده‌اش با حسرت نگاه نکنن، بنظر من این اسکوتر شبیه یه 206 تکنفره است. بالاخره یه روز، یک‌نفر باید نگاه مردم را به دیدن خانمی اسکوتر سوار عادت بده، چرا اون یه‌نفر شما نباشید. 

پايانه: توی نت دنبال مشابه این وسیله گشتم، اونقدر اسکوتر جور واجور هست که آدم به پر مشتری بودن و کاربردی بودن و اون پی‌میبره. اسکوتر جانباز نسبت به ویلچر برقی یه حسن بزرگ داره و اون بزرگی چرخ‌هاشه که موجب میشه تو چاله چوله گیر نکنه. برای راحتی خیلی زیاد میشه روی این اسکوتر یه صندلی اتومبیل کار گذاشت و البته میشه با کمی لوله، کاری کرد که فرمانش تا جایی که نیاز است بیاد جلو.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، خودرو معلولین،
:: برچسب‌ها: اسکوتر, حال, حسرت, خانم‌ها, مناسب, نگاه کنجکاو مردم, نگران, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 فروردین 1389 ارسال نظر(17)

فروش ویلچر برقی ارزان

خیلی وقته که به خرید ویلچر برقی فکر میکنم، برای امسال تصمیم کبری گرفتم که حتما ویلچری مناسب بخرم، قبل عید قیمت یه سری ویلچر خارجی را گرفتم، قیمت‌ها در حد اتومبیله. چند ماه پیش یه مطلبی نوشتم با این عنوان: فكري براي مخترع‌ها، بخشی از اون مطلب اینگونه بود: زنگ زدم به مدير شركت تولید موتورسیکلت برقی و گفتم: شركت شما داراي تمام توانمندي‌ها هست كه با اندك تغيير در خط توليد، ويلچرهاي‌برقي با كيفيت و ارزان توليد كنه و...، مدير شركت گفت: فكر شما خيلي خوبه و من آن را در جلسه‌ی مدیران مطرح ميكنم. هفته‌ی پیش مجددا به وب‌سایت همون شرکت موتور سازی سر زدم و دیدم اون شرکت بهترین وسیله را برای ما معلول‌ها با نام اسکوتر جانباز به بازار عرضه کرده، همینطور که در عکس می‌بینید بسیار زیباست، قیمتش 690هزار تومنه که در قیاس با ویلچر برقی هیچه. سیستم ضد سرقت داره، 40کیلومتر در ساعت سرعتشه و با هر بار شارژ50کیلومتر راه میره، تا یکسال گارانتی داره و در 16شهر بزرگ کشور دفتر فروش داره.بی‌شک این وسیله به ما استقلال حرکتی میده و ما را وارد کوچه و بازار میکنه. از تمام دوستان میخواهم این وسیله را معرفی کنند تا زودتر دوستان معلول باهاش آشنا بشن و......

پايانه: اگر در تعطیلات نوروز یکی از دفاتر فروشش باز می‌بود حتما فوری برای خریدش اقدام میکردم. به امید خدا در اولین فرصت میرم برای خریدش.

نامه مامان غضنفر به غضنفر

جك

لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، لينك، تجربه‌، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: تصمیم کبری, جك, خرید ویلچر برقی, فكري براي مخترع‌ها،, معلول‌ها, وسیله,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 فروردین 1389 ارسال نظر(12)

درهم برهم

وقتي كه ميخواهم بشينم رو ويلچر يه كفش صندل دارم كه پام ميكنن، كفش بد جنس پهلوي پام را آزرده و وضعيت را طوري كرده كه با كمترين فشار روي اون محل تمام بدنم خيس عررق ميشه، چاره‌اش اينه كه اون محل را بفشارند تا اگه از زير زخم شده خودش را نشان بده. با پانسمان مرتب مشكل حله. نميدانم قرص‌هاي مسهل بي‌خاصيت شدن يا بدن من نسبت به اونها مقاوم شده، شايد هم روده‌هام تاب خوردن يا تومور در آوردن كه اينطوري نظم توالت رفتنم بهم خورده و اساسي گرفتار بلاتكليفي شدم. بقول شخصي يبوست زده: از قرص و دارو ملولم و توالت رفتني روانم آرزوست.

پسوند: چه كشكي كشكي يازده ماه از سال گذشت، اين روزها هوا چقدر گرمه؟! انگار نه انگار زمستانه!! آدم فكرميكنه در ميانه‌ي بهاره، در ده‌ي شصت زمستان‌ها يه‌هو هشت روز يه ريز باران مي‌باريد، خدايا‌ باز كن درب‌هاي رحمتت را و بباران باران را

لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: بشينم رو ويلچر, قرص و دارو, كشكي, كفش صندل, مسهل, يبوست,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 بهمن 1388 ارسال نظر(17)

سرشكستگي

بنظر من يه معلول براي خوب و راحت زيستن به دو چيز اساسي نيازمنده:1-خانواده كه به آدم عشق ميدن و موجب آسان شدن هر سختي ميشن و از سختي‌هاي زندگي معلول هرگز ابراز خستگي و ناراحتي نميكنند. از تاثير و نقش مثبت خانواده‌ هر چه گفته بشه كمه، خوشبختانه اكثر قريب به اتفاق ما معلول‌ها در بهترين خانواده‌هاي دنيا زندگي ميكنيم و از نظر احساسي و عاطفي كم نداريم . 2- داشتن تمكن و بخصوص استقلال مالي(چون پرسپوليسي هستم ترجيح ميدم بگم پرسپوليس مالي)، داشتن درآمد به معلول جسارت و اعتماد بنفسي ميده درحد: واويلا، پرسپوليس مالي ديد ما را بلند ميكنه طوري كه بتونيم به همه چيز از بالا نگاه كنيم، كارهاي زيادي هست كه ميتونن براي ما توليد درآمد كنند، بهترين و راحت‌ترين كارها براي ما كارهاي كامپيوتري كردنه، بهزيستي ميتونه به بچه‌هاي معلول كامپيوتر و اينترنت پرسرعت بده تا معلولها از اين راه آموزش ببينند، بهزيستي ميتونه با مشاركت خود معلول‌ها شركت‌هايي راه بندازه تا انواع پروژه‌ها‌ي كامپيوتري را از مشتري بپذيرند و به بچه‌ها بدن جهت اجرا.

ته‌بندي: روز پنج شنبه با داداشم يك ساعتي رفتم بيرون از منزل جهت انجام كاري اداري‌، وقتي برگشتم منزل همين كه وارد اطاق شدم عجيب احساس سرشكستگي كردم، دليلش اين بود كه: هنگام ورود به اطاق ويلچرم تك‌چرخ زد و من از عقب با مخ زمين خوردم و سرم خرد روي سنگ و آهن چهارچوب درب ورودي، به اين عكس نگاه كنيد ببينيد بنظرتون تغييري كردم؟ خودم كه چيزي حس نميكنم.

وبلاگي كه نميشه تا ته نخوانيش

دست نوشته های یک راهنما 2

 وبلاگي پزشكي

خيلي مفيد براي چهارم دبستاني‌ها




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پیرامون ویلچر، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، كامپيوتر و رایانه، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: بهزيستي, خوب و راحت زيستن, سرشكستگي, معلول, نقش مثبت خانواده‌,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 دی 1388 ارسال نظر(13)

عملكرد وبلاگ

از روزهاي اولي كه وبلاگ نويسي را شروع كردم متوجه يه حالت و عملكرد بسيار قوي وبلاگ شدم و به دوستان تازه كار گفتم كه: وبلاگ اينگونه عمل ميكنه كه، نويسنده‌اش را در نوشته‌هاش غرق ميكنه، يعني: اون كسي كه از غم و غصه‌هاش توي وبلاگش بنويسه ناخودآگاه افسرده حال و كسل ميشه و اون كسي كه از شادي‌هاش و شيوه‌هاي شاد زيستن بنويسه، به شادي و حس رضايتمندي ميرسه. عيد امسال توي وبلاگم آرزوي سالي پرباران كردم، به لطف خدا و عملكرد قوي وبلاگ، تا حالا سالي داشتيم كه نسبت به سالهاي قبل پربارانتر بوده، خداي بزرگ و مهربان براي تمام توجه‌اي كه بهم داري ممنون و سپاسگزارت هستم، فدات، بوس

پايانه: سه آيه از قرآن مرتبط با اين مطلب: ١-و اوست كسى كه باران را پس از آنكه [مردم] نوميد شدند فرود مى‏آورد و رحمت‏ خويش را مى‏گسترد و هموست ‏سرپرست ‏ستوده . ٢-خدا همان كسى است كه بادها را مى‏فرستد و ابرى برمى‏انگيزد و آن را در آسمان هرگونه بخواهد مى‏گستراند و انبوهش مى‏گرداند پس مى‏بينى باران از لابلاى آن بيرون مى‏آيد و چون آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد رسانيد بناگاه آنان شادمانى مى‏كنند.

 ٣-در حقيقت ‏خداست كه علم [به] قيامت نزد اوست و باران را فرو مى‏فرستد و آنچه را كه در رحمهاست مى‏داند و كسى نمى‏داند فردا چه به دست مى‏آورد و كسى نمى‏داند در كدامين سرزمين مى‏ميرد در حقيقت ‏خداست[كه] داناى آگاه است




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، شاد زیستن، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: حس رضايتمندي, قرآن, وبلاگ نويسي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 آذر 1388 ارسال نظر(22)

گلاب به‌روت فاز

معتادها همه يبوست دارن خفن، معتادها وقتي هيچ ماده‌ي مخدري ندارن كه ازش فاز بگيرن ميرن سر وقت دارو، يكي از داروهايي كه به اونها  فاز ميده قرص ضد بيرونرويه. من هم قرص ضد بيرونروي ميخورم اما معتاد نيستم، نميدونم چيه اين دارو به معتادها فاز ميده؟! اما ميدونم چيه اين دارو به من فاز ميده، گلاب به روت وقتي‌كه بيرون روي دارم مثل همه‌ي نخاعي‌ها عجيب حالم گرفته ميشه، فقط در اين وضعيته كه فازهام ميپرن، مصرف قرص ضد بيرونروي به من فاز ميده چون موجب خشك شدن مزاج و برگشتنم به وضعيت عادي ميشه. عادي بودن براي من قوي ترين فازه. در باب فاز دادن شايد بشه اينطوري نتيجه گرفت كه: اين مواد مخدر نيستن كه فاز ميدن، بلكه اين يبوسته كه فاز اصل كاري را ميده.

پسينه: يه قرص به دو نفر دو جور متضاد فاز ميده يكي با برگشتن به حالت طبيعي فاز ميگيره و يكي با خروج از حالت طبيعي فاز ميگيره. هرچقدر كه مواد مخدر و انواع قرص و دارو فاز بدن باز هم فازشون به اندازه‌ي: راه رفتن و سر چهار راه منتظر تاكسي ماندن و از شدت توالت تو كوچه بخود پيچيدن و... نميشه. از نظر من قوترين فاز همانا يك زندگي معمولي با تندرستي است.

لینکدونی این وبلاگ




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، طنز، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: فاز ميده, ماده‌ي مخدر, معتاد, يبوست,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 آذر 1388 ارسال نظر(0)

ويلچر

پروفسور میثم قوانلـو در آمریکا، صندلی چرخداری طراحی کرده است که با زبان جابه جا می شود. فردی معلول نود درصد که قادر به تکان دادن دستان و پاهای خود نیست قادر است با این ویلچیر به طور مستقل و  ارادی جا به جا شود. این اختراع امید بسیاری برای معلولان ایجاد کرده است. پروفسور قوانلو در این باره می گوید: در بدن انسان جریان عصبی برای دستور دادن به بازوها و زانوها از نخاع می گذرد. افراد قطع نخاع شده، میتوانند مانند افراد عادی، زبانشان را تکان دهند. ویژگی زبان این است که به عصبی متصل ارتباط دارد و مستقیم به مغز وصل میشود. یک پاستیل بسیار کوچک نوک زبان معلول قرار میگیرد و رایانه ای حرکات زبان را به سمت دندان ها محاسبه میکند. برای هر دندان یک عملکرد خاص تعریف شده است. به طور نمونه برخی از دندانها برای روشن کردن چراغ تعریف شده، و برخی دیگر برای کار روی رایانه طراحی شده اند. مسیر برخی دیگر از دندانها نیز برای جابه جا کردن صندلی چرخدار  پیش بینی شده است. چین ون چنگ پژوهشگر دانشگاه فناوری میگوید: برای  نمونه اگر بخواهم به سمت چپ بپیچیم، پاستیل روی زبانم را به سوی دندان پایین سمت چپ میبرم. اگر بخواهم به راست بروم آن را به سمت دندان پائین سمت راست میبرم. دندان های نیش بالایی هم برای مستقیم رفتن، استفاده میشود. آموزش با این روش بسیار آسان، و کافی است از طریق یک بازی رایانه ای چند بار با آن تمرین کرد تا بتوان صندلی چرخدار  را هدایت نمود. زبان درست مثل موشواره رایانه عمل میکند. این سیستم تا دوسال دیگر روانه بازار می شود و قیمت آن حدود هفت هزار یورو تعیین شده است. 

پيآمد: گويا بهزيستي اسم و آدرس افرادي را كه براي دريافت خودرو ثبت نام كرده بودند را داده به شركتي كه كارش مناسب سازي انواع اتول براي معلول‌‌هاست چون از طرف اون شركت يه نامه برام اومد كه توانمدي‌هاي شركت را معرفي كرده، وب‌سايت‌شون را ببينيد بد نيست

اينجا يه محصول توپ هست مخصوص معلول‌ها

يه مطلب اينجا نوشتم




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، خودرو معلولین،
:: برچسب‌ها: دريافت خودرو, سازي انواع اتول براي معلول‌‌ها, صندلی چرخدار,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 آذر 1388 ارسال نظر(20)

ازدواج معلولين

به نظر من دوجور معلوليت داريم:1- معلوليت جسماني كه آشكاره و براي اطرافيان بي‌خطره. 2- معلوليت رواني كه پنهانه و براي اطرافيان زجر آوره. در ادامه دو نمونه را بخونيد: اولي معلول جسميه، ازدواج ميكنه و به بي‌نهايت ميرسه. دومي روانش معلوليت داره و ازدواج ميكنه و دهن طرف را .... .

ته‌بندي: حتما شما هم لواشك دوست داريد و انواع اون را خوردين، اخيرا از ديار كردستان يه جور لواشك جديد رسيد به دست و دلمان كه اصلا ترش نبود و اصلا از ميوه نبود چون لواشك سمنو بود. اين هم نوعي ابتكار و كار آفريني‌ست

وب سايتي خارجي كه ويلچر برقي ميفروشه

روشهاي جابجائی افرادنخاعي هنگام استفاده از وان حمام

مسافرت ونقل وانتقالات براي افراد دچار آسيب نخاعي

متولد 8 ژانویه 1942او از هر گونه تحرك عاجز است. نه می تواند بنشیند نه برخیزد. نه راه برود. حتی قادر نیست دست و پایش را تكان بدهد یا بدنش را خم و راست كند. از همه بدتر توانایی سخن گفتن را نیز ندارد. زیرا عضلات صوتی او كه عامل اصلی تشكیل و ابراز كلمات اند مثل99 درصد بقیه عضلات حركتی بدنش در یك حالت فلج كامل قرار دارند. مشتی پوست و استخوان است روی یك صندلی چرخدار كه فقط قلبش و ریه هایش و دستگاه های حیاتی بدنش كار می كنند و بخصوص مغزش فعال است. یك مغز خارق العلده كه دمی از جستجو و پژوهش و رهگشایی بسوی معماها و نا شناخته ها باز نمی ماند. این اعجوبه مفلوج استیفن هاوكینگ ؛ پرآوازه ترین دانشمند دهه آخر قرن بیستم است كه اكنون در دانشگاه معروف كمبریج همان كرسی استادی را در اختیار داردكه بیش از دو قرن پیش زمانی به اسحق نیوتن كاشف قانون جاذبه تعلق داشت.همچنین وی را انیشتین دوم لقب داده اند زیرا میكوشد تئوری معروف نسبیت را تكامل بخشد و از تلفیق آن با تئوری های كوانتومی فرمول واحد جدیدی ارائه دهد كه توجیه كننده تمامی تحولات جهان هستی از ذرات ریز اتمی تا كهكشان های عظیم باشد. اینشتین معتقد بود كه چنین فرمول یا قانون واحدی می بایست وجود داشته باشد و سالهای آخر عمرش را در جستجوی آن سپری كرد اما توفیقی نیافت.استیفن هاوكینگ شهرت و اعتبار علمی خود را مدیون محاسبات ریاضی پیچیده و بسیار دقیقی است كه در مورد چگونگی پیدایش و تحول سیاهچاله های آسمانی یا حفره های سیاه انجام داده است.این اجرام فوق العاده متراكم كه به علت قدرت جاذبه بسیار قوی حتی نور امكان جدایی از سطح آن ها را نداردوجودشان بر اساس تئوری نسبیت انیشتین پیش بینی شده بود و به همین جهت هم سیاهچاله نامیده شدند.ردیابی و رویت آنها بوسیله قویترین تلسكوپ ها یا هر وسیله دیگر تا كنون ممكن نبوده است. با وجود این استیفن هاوكینگ با قدرت اندیشه و محاسبات ریاضی چون و چرا ناپذیرش- نه فقط وجود سیاهچاله ها را به اثبات رسانده و چگونگی شكل گیری و تحول آن ها را نشان داده بلكه به نتایج جالبی در رابطه این اجرام با كیفیت وقوع انفجار بزرگ Big Bang در آغاز پیدایش كیهان دست یافته است كه در دانش فیزیك اختری و كیهان شناسی اهمیت بسزایی دارد و به عقیده صاحبنظران بنای این علوم را در قرن آینده تشكیل خواهد داد.کتاب جدید هاوكینگ در این زمینه كه بعنوان سیاهچاله ها و جهان های نوزاد انتشار یافت در محافل علمی جهان مثل یك بمب صدا كرد و شگفتی فراوان برانگیخت. اما قبل از اشاره خلاصه ای می آوریم از زندگی نویسنده اش كه براستی از كتاب او شگفتی بر انگیزتر است . استیفن هاوكینگ در 8 ژانویه 1942 در شهر دانشگاهی آكسفورد زاده شد و دوران كودكی و تحصیلات اولیه اش را در همان شهر گذرانید. از همان زمان به علوم ریاضیات علاقه داشت و آرزوی دانشمند شدن را در سر می پروراند اما در مدرسه یك شاگرد خودسر و بخصوص بد خط شناخته می شد و هرگز خود را در محدوده كتاب های درسی مقید نمی كرد بلكه چون بامطالعات آزاد سطح معلواتش از كلاس بالاتر بود همیشه سعی داشت در كتاب های درسی اشتباهاتی را گیر بیاورد و با معلمان به جر و بحث و چون و چرا بپر دازد !پدر و مادرش از طبقه متوسط بودند با یك زندگی ساده در خانه اس شلوغ و فرسوده امامملو از كتاب كه عادت به مطالعه را در فرزندانشان تقویت می كرد. فرانك پدر خانواده پزشك متخصص در بیماری های مناطق گرمسیری بود و به همین جهت نیمی از سال را به سفرهای پژوهشی در مناطق آفریقایی می گذرانید. این غیبت های متوالی برلی بچه ها چنان عادی شده بود كه تصور می كردند همه پدر ها چنین وضعی دارند. و مانند پرندگان هر ساله در فصل سرما به مناطق آفتابی مهاجرت می كنند و بعد به آشیانه بر می گردند. در عین حال غیبت های پدر نوعی استقلال عمل و اتكا به نفس در بچه ها ایجاد می كرد.استیفن در 17 سالگی تحصیلات عالیه را در رشته طبیعی آغاز كرد و از همان زمان به فیزیك اختری و كیهان شناسی علاقه مند شد زیرا در خود كنجكاوی شدیدی می یافت كه به رمز و راز اختران و آغاز و انجام كیهان پی ببرد. سالهای دهه 60 عصر طلایی كشف فضا-پرتاب اولین ماهواره ها و سفر هیجان انگیز فضانوردان به كره ماه بود و بازتاب این وقایع تاریخی در رسانه ها جوانان را مجذوب می كرد. بعلاوه استیفن از كودكی عاشق رمان های علمی تخیلی بود و مطالعه آن ها نیز بر اشتیاق او به كسب معلومات بیشتر در فیزیك و نجوم و علوم دیگر می افزود. او دوره سه ساله دانشگاه را با موفقیت به پایان برد و آماده می شد تا دوره دكترا را در رشته كیهان شناسی آغاز كند اما . . .اما به دنبال احساس ناراحتی هایی در عضلات دست و پا استیفن در ژانویه 1963 یعنی آغاز بیست و یكسالگی مجبور به مراجعه به بیمارستان شد و آزمایش هایی كه روی او انجام گرفت علائم بیماری بسیار نادر و درمان ناپذیری را نشان داد. این بیماری كه به نام ALS شناخته می شود بخشی از نخاع و مغز و سیستم عصبی را مورد حمله قرار می دهد و به تدریج اعصاب حركتی بدن را از بین می برد و با تضعیف ماهیچه ها فلج عمومی ایجادمی كند بطوریكه بمرور توانایی هرگونه حركتی از شخص سلب می شود. معمولا مبتلایان به این بیماری بی درمان مدت زیادی زنده نمی مانند و این مدت برای استیفن بین دو تا سه سال پیش بینی شده بود.نومیدی و اندوه عمیقی را كه پس از آگاهی از جریان بر استیفن مستولی شد می توان حدس زد. ناگهان همه آرزوهای خود را بر باد رفته میدید. دوره دكترا-رویای دانشمند شدن -كشف رمز و راز كیهان - همگی به صورت كاركاتورهایی در آمدند كه در حال دورشدن و رنگ باختن به او پوزخند می زدند. بجای همه آن خیال پروریهای بلند پروازانه حالا كاری بجز این از دستش بر نمی آمد كه در گوشه ای بنشیند و دقیقه ها را بشمارد تا دوسال بعد با فلج عمومی بدن زمان مرگش فرا برسد.به اتاقی كه در دانشگاه داشت پناه برد و در تنهایی ساعتها متفكر و بی حركت ماند.خودش بعدها تعریف كرده است كه آن شب دچار كابوسی شد و در خواب دید كه محكوم به اعدام شده است و او را برای اجرای حكم می برند و در آن موقعیت حس كرد كه هر لحظه زندگی چقدر برایش ارزشمند است. بعد از بیداری به یاد آورد كه در بیمارستان با یك جوان مبتلا به بیماری سرطان خون هم اتاق بوده و او از فرط درد چه فریادهایی میكشید. پس خود را قانع كرد كه اگر به بیماری لادرمانی مبتلاست اما لااقل درد نمی كشد. بعلاوه طبع لجوج و نقادش كه هیچ چیز را به آسانی نمی پذیرفت هشدار داد كه ازكجا معلوم كه پیش بینی پزشكان درست از كار در بیاید و چه بسا كه از نوع اشتباهات كتب درسی باشد! سخنان استفان هاوکینگ در مورد بیماریش ALS:"اغلب مردم از من سوال می کنند که با ALS چگونه سر می‌کنم.پاسخ من زیاد نیست،سعی می‌کنم تا جایی که امکان دارد یک زندگی طبیعی داشته باشم و در مورد بیماریم فکر نکنم و در مورد چیزهایی که باعث می‌شوند کارهای مردم عادی را نتوانم انجام دهم فکرنکنم. وقتی فهمیدم بیماری نورون حرکتی دارم ،شوک بزرگی را تحمل کردم.در زمان کودکی من در بازیهای با توپ خوب نبودم و دست‌خطم باعث نا‌امیدی آموزگارانم می شد.به همین خاطر به ورزش و فعالیتهای فیزیکی اهمیت نمی دادم.تنها در رقابتهای قایقرانی داخل کالج شرکت می‌کردم. در سال سومی که در آکسفورد بودم احساس می‌کردم حرکاتم زمخت شده و دو بار بدون علت واضح زمین خوردم.ولی تا سال بعد که به کمبریج رفتم و پدرم متوجه قضیه شد اهمیتی ندادم.پدرم مرا پیش پزشک خانواده برد.وی مرا به یک متخصص ارجاع داد و مدت کوتاهی بعد از 21‌مین سال تولدم برای انجام تستهای تشخیصی به بیمارستان رفتم.در دو هفته ای که در بیمارستان بودم تستهای زیادی روی من انجام شد.آنها از عضلات بازویم نمونه برداشتند ، به من الکترود متصل کردند و ماده حاجب به درون ستون فقراتم تزریق کردندو جریان آن را با اشعه ایکس مشاهده کردند.بعد از همه اینها پزشکان درباره اینکه چه بیماریی دارم چیزی به من نگفتند ، فقط گفتند M.S. ندارم و یک کیس آتیپیک هستم.پزشکان در حالی که می دانستند ویتانین تاثیر زیادی روی بیماریم ندارد به من ویتامین تجویز کردند.تصوری که من داشتم این بود که مبتلا به یک بیماری غیر قابل علاج هستم که در طی چندسال مرا از پای در خواهد آورد.در آن زمان دید خوب ی به بیماریم نداشتم.در زمان بستری پسری که در تخت روبرویم بستری شده بود به علت لوکمی فوت کرد.نمی‌دانستم که چه بر من خواهد رفت و بیماری با چه سرعتی پیشرفت خواهد کرد.پزشکان به من گفتند به کمبریج برگردم و تحقیقاتم در مورد نسبیت عام و کیهان‌شناسی ادامه دهم.در بازگشت به کمبریج در کارهایم پیشرفت خوبی نداشتم شاید به علت اینکه در آن زمان زمینه ریاضیاتم خوب نبود شاید هم به علت اینکه فکر می کردم آنقدر زنده نخواهم بود که بتوانم ph.Dخود را بگیرم.تا حدودی یک شخصیت تراژیک پیدا کرده بودم .زیاد به واگنر گوش می‌کردم ولی مقالات مجلاتی که می گویند در آن زمان مست می کردم ، یک بزرگنمایی وضعیت آن زمانم است. واقعیت این است که یکی از مجله ها مطلبی در این مورد نوشته شده بود و بقیه مجله هااین داستان را کپی کرده بودند.مطالبی که به دفعات چاپ شوند گاه واقعا حقیقی به نظر می رسند. رویاهایم در آن زمان آشفته بودند.تصوری که از خود داشتم تصور یک محکوم به اعدام بود.بعد از اینکه از بیمارستان مرخص شدم ناگهان حس کردم که اگر مجازات مرگم به تعویق انداخته شود چه کارهایی ارزنده ای وجود دارد که می توانم انجام دهم.رویای دیگری که داشتم این بود که در عمر باقیمانده خود برای دیگران فداکاری کنم و بعد از انجام این کارها مرگ یک چیز خوب خواهد بود.با شگفتی دریافتم که من از زندگی بیش از زمانی که پی به بیماریم نبرده بودم لذت می برم.از آن زمان در تحقیقاتم پیشرفت کردم و با دختری که قبل از زمان تشخیص بیماریم آشنا شده بودم نامزد شدم.این نامزدی زندگیم را تغییر داد و میلی برای زندگی به من داد ولی به معنی این بود که باید کاری اختیار کنم تا قادر به ازدواج باشم.من موفق به کسب بورس تحقیقاتی شدم و چند ماه بعدبا نامزدم ازدواج کردم.خوش شانس بودم که در فیزیک تئوریک تحصیل می کردم چون تنهاجایی بود که بیماریم یک معلولیت محسوب نمی شد .در همان زمانی که بیماریم پیشرفت میکرد ، بر شهرت من در فیزیک افزوده می شد.این موضوع باعث می شد موقعیتهایی برای من ایجاد شود که کارم منحصر به تحقیق شود و مجبور به سخنرانی و تدریس نشوم."در سالهای بعدی بیماری استفان پیشرفت کرد ،طوری که مجبور به استفاده از ویلچر شد.دراین سالها وی دردسر فراوانی را برای پیدا کردن یک مسکن مناسب برای همسر و سه فرزندش متحمل شد. تا سال 1974 هاوکینگ قادر بود که خودش غذا بخورد و به بستر برود و یا از آن خارج شود.از این زمان مجبور به استفاده از پرستار برای کمک کردن به امورات شخصی خودشد.در سال 1985 هاوکینگ دچار پنومونی شد و بعد از بستری در بیمارستان عمل تراکئوستومی برای وی انجام شد و پس از آن مجبور به استفاده از پرستار 24 ساعته گردید. تا پیش از عمل تراکئوستومی ،هاوکینگ قادر به سخن گفتن بود هرچند سخنانش فقط برای نزدیکانش مفهوم بود و در سخنرانیها مجبور به استفاده از فردی برای تکرار حرفهایش بود.ولی از زمان عمل هاوکینگ قدرت ادای سخنانش را از دست داد وتنها راه ارتباطش بامردم اشاره ابرو بود ، هنگامی که فرد دیگری روی کاغذی که حروف الفبا بر آن نوشته شده بود اشاره می کرد. اما آنچه به او قوت قلب و اعتماد به نفس بیشتری برای مبارزه با نومیدی و بدبینی داد آشنایی اش در همان ایام با دختری به نام (جین وایلد) بود كه بعد ها همسرش شد و نقش فرشته نگهبانش را به عهده گرفت. جین اعتقادات مذهبی عمیقی داشت و معتقد بود كه درهر فاجعه ای بذراهی امید وجود دارد كه با استقامت و قدرت روحی خود می تواند رشدكند. و بارور شود. باید به خداوند توكل داشت و از ناكامیهایی كه پیش می آیدخیزگاههایی برای كامیابی ساخت.جین دانشجوی دانشگاه لندن بود اما تحت تاثیر هوش فوق العاده و شخصیت استثنایی استیفن چنان مجذوب او شده بود كه هر هفته به سراغش می آمد و ساعتی را به گفتگوی بااو می گذرانید و آمپول خوشبینی تزریق می كرد.آنها پس از چندی رسما نامزد شدند و استیفن تحصیلات دانشگاهی اش را از سر گرفت زیرا برای ازدواج با جین می بایست هرچه زودتر دكترای خود را بگیرد و كار مناسبی پیدا كند.و او طی دو سال با اشتیاق و پشتكار این برنامه را عملی كرد در حالیكه رشد بیماری لعنتی را در عضلاتش شاهد بود و ابتدا به كمك یك عصا و سپس دو عصا راه می رفت.ازدواجش با جین در سال 1965صورت گرفت و او چنان غرق امید و شادی بود كه به پیش بینی دو سال پیش پزشكان در مورد مرگ قریب الوقوعش نمی اندیشید.پروفسور استیفن هاوكینگ اكنون 61 سال داردو ظاهرا بیش از یك ربع قرن قاچاقی زندگی كرده است. البته اگر بتوان وضع كاملا استثنایی او را در حال حاضر زندگی نامید.!پیش بینی پزشكان در مورد بیماری فلج پیش رونده او نادرست نبود و این بیماری اكنون به همه بدنش چنگ انداخته است. از اواخر دهه 60 برای نقل مكان از صندلی چرخداراستفاده می كند و قدرت تحرك از همه اجزای بدنش بجز دو انگشت دست چپش سلب شده است.با این دو انگشت او می تواند دكمه های كامپیوتر بسیار پیشرفته ای را فشار دهد كه اختصاصا برای او ساخته اند و بجایش حرف می زند. و رابطه اش را با دنیای خارج برقرار می كند زیرا از سال 1985 قدرت تكلم خود را هم ازدست داده است.در آن سال او پس از بازگشت از سفری به درو دنیا برای مدتی در ژنو بسر می برد كه مركز پژوهشهای هسته ای اروپاست و دانشمندان این مركز جلسات مشاوره ای با او داشتند.یك شب كه استیفن هاوكینگ تا دیر وقت مشغول كار بود ناگهان راه نفس كشیدنش گرفت و صورتش كبود شد بیدرنگ او را به بیمارستان رساندند و تحت معالجات اضطراری قرار دادند.معمولا مبتلایان به بیماری ALS در مقابل ذات الریه حساسیت شدیدی دارند و در صورت ابتلای به آن میمیرند كه این خطر برای استیفن هاوكینگ هم پیش آمده بود و گرفتن راه تنفس او ناشی از ذات الریه بود. پس از چند روز بستری بودن در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستان سرانجام با اجازه همسرش تصمیم گرفته شد كه با عمل جراحی مخصوص مجرای تنفس او را باز كنند اما در نتیجه این عمل صدای خود را برای همیشه از دست می داد عمل جراحی با موفقیت صورت گرفت و بار دیگر استیفن از خطر مرگ جست. هر چند قدرت تكلم خود را از دست داد اما با جایگزینی كامپیوتر مخصوص سخنگو ارتباط او با اطرافیانش حتی بهتر از سابق شد زیرا قبلا بعلت ضعف عضلات صوتی با دشواری و نارسایی زیاد صحبت می كرد. كامپیوتر سخنگو را یك استاد آمریكایی كامپیوتر در كالیفرنیت برای او ساخت و تقدیمش كرد. برنامه ریزی این دستگاه شامل سه هزار كلمه است و هر بار كه استیفن بخواهد سخنی بگوید می بایست با انتخاب كلمات و فشردن دكمه های كامپیوتر به كمك دو انگشتش كه هنوز كار می كنند جمله مورد نظرش را بسازد و صدای مصنوعی به جای او حرف می زند. البته اینگونه سخنگویی ماشینی طولانی تر است اما خود استیفن كه هرگز خوشبینی اش را از دست نمی دهد عقیده دارد كه به او وقت بیشتری می دهد برای اندیشیدن آنچه می خواهد بگوید و سبب می شود كه هرگز نسنجیده حرف نزند."در این زمان بود که یک متخصص نرم افزار با نوشتن یک برنامه به نام Equalizer به کمکم آمد.این برنامه امکان انتخاب حروف الفبای روی صفحه نمایش را با حرکت انگشت،ابرو و یا حرکت چشم می داد.وقتی متنم را می نویسم ، آن را به یک ترکیب‌کننده گفتار منتقل می کنم تا نوشتارم تبدیل به صدا شود.اول از یک کامپیوتر دسک تاپ بدین منظوراستفاده می کردم بعدا دانشگاه کمبریج برای من یک کامپیوتر پرتابل تهیه کرد.من میتوانم با این روش 15 کلمه در دقیقه بنویسم.با استفاده از این سیستم می توان کتاب و مقالات علمی بنویسم.از برنامه speech synthesizer بسیار راضی هستم چون لحن سخنانم را هم تشخیص می دهد وباعث ارتباط بهترم با مخاطبین می‌شود .تنها اشکال این برنامه این است که به من لهجه آمریکایی می دهد،البته متخصصان شرکت سازنده باین برنامه درحال کار روی لهجه انگلیسی این برنامه هستند.در تقریبا تمام دوران بزرگسالی خود درگیر بیماری نورون حرکتی بوده ام.هنوز این بیماری نتوانسته است مرا از داشتن یک خانواده و یک کار موفق بازدارد .از جین ،همسرم، فرزندانم و همه افراد و تشکیلاتی که به من کمک کرده اند ،سپاسگزارم.من خوش شانس بوده ام که بیماریم خیلی آهسته تر از معمول پیشرفت داشته است.بیماریم نشان داد که هرگز نباید امیدمان را از دست بدهیم."هاوکینگ از کامپیوترهای شرکتIBM روی ویلچرش استفاده می کند.در 12 ماه اخیر،کامپیوترش را به یک پروسسور Centrino Pentium M 1.5GHz ارتقا داده و از یک سیستمwirelessبرای ارتباط با اینترنت استفاده می کند.در جاهایی که دسترسی به شبکه بی سیم میسر نیست اینتل امکان ارتباط از طریق شبکه موبایل را برای هاوکینگ فراهم کرده است.برنامه های مورد استفاده هاوکینگ که سابقا فقط تحت داس اجرا می شدند به تازگی باویندوز XP سازگار شده اند و هاوکینگ سیستمش را به ویندوز XP ارتقا داده است.ویلچر یا صندلی چرخدار استیفن كه بوسیله آن رفت و آمد می كند نیز از پیشرفته ترین پدیده های تكنولوژی است و با نیروی الكتریكی حركت می كند. وی اتكای زیادی به ویلچرخود دارد چون علاوه بر حركت با آن وسیله ای برای ابراز احساساتش نیز محسوب می شود.مثلا اگر در یك میهمانی به وجد آید با ویلچرش به سبك خاص خود می رقصد و چنانچه صبر و حوصله اش را در مورد یك شخص مزاحم از دست بدهد در یك مانور سریع از روی پاهای او رد می شود !!! بسیاری از شاگردانش ضربه چرخهای ویلچر او را تجربه كرده اند و به گفته خودش یكی از تاسف هایش این است كه طعم این تجربه را به مارگارت تاچر نچشانده است! یكی از شگفتیهای این آدم مفلوج و نحیف كه به ظاهر باید موجودی تلخ و غمزده و منزوی باشد شوخ طبعی و شیطنت كودكانه اوست كه بخصوص در برق نگاه هوشمندانه و رندانه اش دیده می شود. در حالیكه اجزای چهره اش بی حركت و فاقد هرگونه واكنش احساسی و عاطفی هستند اما چشمانش می درخشند. انگار به هزار زبان با مخاطب سخن می گویند. او به هچ وجه خودش را منزوی نكرده است.به كنسرت و پارك می رود. در رستوران غذا می خورد. در انجمن های دانشجویان شركت می كند. و سر به سر شاگردانش كه همیشه او را سوال پیچ می كنند می گذارد. شیوه شیطنت آمیزش اینست كه پاسخگویی را گاهی عمدا كش می دهد و در حالیكه پرسش كنندگان پس از چند دقیقه انتظار پاسخ مفصلی را برای سوال خود پیش بینی می كنند با یك كلمه بله یا نه از كامپیوتر سخنگویش همه را به خنده می اندازد. این اعجوبه فاقد تحرك عاشق جنب و جوش و گشت و سیاحت است و تا كنون دوبار به سفر دور دنیا رفته و حتی از چین و دیوار باستانی آن دیدن كرده است. همچنین در صدها كنفرانس و سمینار علمی شركت كرده است و به ایراد سخنرانی پرداخته است. كه البته این سخنرانیها قبلا در نوار ضبط و در روز كنفرانس پخش می شود.پرفروشترین كتاب علمی از نكات جالب دیگر در زندگی استیفن هاوكینگ یكی هم اینست كه او در سالهای اولیه زناشویی اش با جین وایلد از او صاحب سه فرزند شد یك دختر و دو پسر. لذت پدری و احساس مسئولیت در تامین زندگی فرزندان یكی از مهمترین انگیزه هایی بود كه او را در مقابله با مشكلاتش یاری داد زیرا با طبع لجوج و بلندپروازش اصرار داشت كه بهترین امكانات زندگی و تحصیل را برای بچه هایش فراهم كند و این امر مخارج هنگفتی روی دستش می گذاشت. هزینه خودش هم كم نبود چون می بایست به دو پرستار تمام وقت و یك دستیار حقوق بپردازد و درامد استادی دانشگاه كفاف این مخارج را نمی داد. به همین جهت در اواسط دهه 80 به فكر نوشتن كتاب افتاد و در سال 1988 كتاب معروف خود به نام ( تاریخ كوتاهی از زمان) را منتشر كرد. در این كتاب كه به فارسی هم ترجمه شده است استیفن هاوكینگ به زبان ساده و قابل فهم عامه پیچیده ترین مسائل فیزیك جدید و كیهان شناسی و بخصوص ماهیت زمان و فضا را بررسی كرده و نظریات و محاسبات خودش را شرح داده است. بی آنكه خواننده را با فرمولها و معادلات ریاضی بغرنج گیج كند. اما به رغم سادگی بیان و جذابیت مباحث بسیاری از مردم از آن سر در نمی آورند. زیرا ایده های مطرح شده در كتاب در سطح بالای علمی است. با وجود این كتاب مزبور 8 میلیون نسخه به فروش رفته و 183 هفته درلیست 10 كتاب پرفروش جهان قرار داشته است و طبعا چنین موفقیت بیمانندی مشكلات مادی استیفن را برای همیشه حل می كند.كتاب جدید استیفن به نتایج پژوهشها و یافته های او درباره ی سیاهچاله ها اختصاص دارد. این اجرام مرموز و فاقد نورانیت آسمانی كه بر اساس تئوری پذیرفته شده ای در سالهای اخیر از فروریزی و تراكم ستارگان سنگین وزن پس از اتمام سوخت هسته ای آن ها پدید می آیند ستارگان دیگر را در اطراف خود می بلعند و با افزایش جرم و در نتیجه دستیابی به نیروی جاذبه قویتر به تدریج ستارگان دورتر را به كام می كشند. بدینگونه در سیاهچاله ها ماده به حدی از تراكم می رسد كه هر سانتی متر مكعب آن می تواند میلیونها و حتی میلیاردها تن وزن داشته باشد و نیروی جاذبه آنچنان قوی است كه نور و هیچگونه تشعشعی امكان خروج از سطح آن ها را ندارد. به همبن جهت ما هرگز نمی توانیم حتی با قویترین تلسكوپها این غولهای نامرئی را ردیابی كنیم. اما استیفن هاوكینگ در كتاب تازه اش برداشتهای متفاوتی از سیاهچاله ها ارائه داده است و با محاسبات خود به این نتیجه می رسد كه این اجرام بكلی فاقد نورانیت نیستند و بعلاوه موادی را كه ازستارگان دیگر جذب و بلع می كنند در مرحله نهایی تراكم به حالتی انفجار گونه از یك كانال دیگر بیرون می ریزند. منتها آنچه دفع می شود به همان صورتی نیست كه بلعیده شده است. به عبارت دیگر سیاهچاله ها نوعی بوته زرگری هستند كه طلا آلات مستعمل را به شمش تبدیل می كنند. از كانال خروجی عناصر تازه در یك جهان نوزاد تزریق می شود كه می توان آن را در مقابل سیاهچاله ( سپید چشمه) نامید.شاید سالها طول بكشد تا صحت و سقم نظزیه های جدید استیفن هاوكینگ روشن شود زیرا آنقدر تازگی دارد كه عجیب به نظر می رسد. اما عجیب تر از آن مغز این مرد است كه این نظزیه پردازی ها و رهگشائیها از آن می تراود. او برای محاسبات طولانی و پیچیده ریاضی و نجومی خود حتی از نوشتن ارقام روی كاغذ محروم است و باید همه این عملیات بغرنج را در مغز خود انجام بدهد و نتایج را در حافظه اش نگهدارد بدینگونه فقط با مغزش زنده است و به قول دكارت چون فكر می كند پس وجود دارد.اما این موجود این آدم معلول و نحیف و عاجز از تحرك و تكلم یك سرمشق است . . . .

برای آن ها كه با امید و استقامت و تلاش بیگانه اند . . .برای آن ها كه تواناییهای انسان و ارزش اندیشه سالم و سازنده را دست كم میگیرند .. . برای بدبین ها و منفی باف ها كه در افق دید خود جهان را به گونه سیاهچاله ای مخوف وظلمانی می بینند . . . .به سخن استیفن هاوكینگ : ( در آنسوی هر سیاهچاله سپید چشمه ای وجود دارد ) باتشكر از خاله عاطي كه متن بالا را برام ارسال كرد برعكس داستان بالا بخوانيد و عبرت بگيريد




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، شاد زیستن، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: Big Bang, ازدواج, استیفن هاوكینگ, جسماني, رواني, سمنو, صندلی چرخدار, كهكشان, لواشك, معلوليت, نامزدم,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 خرداد 1388 ارسال نظر(14)

 بالابرهای معلول و ویلچر

خانم نظافتچي در امتحان پايان ترم دانشکده پرستاري، استاد ما سوال عجيبي مطرح کرده بود. من دانشجوي زرنگي بودم و داشتم به سوالات به راحتي جواب مي دادم تا به آخرين سوال رسيدم، نام کوچک خانم نظافتچي دانشکده چيست؟ سوال به نظرم خنده دار مي آمد. در طول چهار سال گذشته، من چندين بار اين خانم را ديده بودم. ولي نام او چه بود؟! من کاغذ را تحويل دادم، در حالي که آخرين سوال امتحان بي جواب مانده بود. پيش از پايان آخرين جلسه، يکي از دانشجويان از استاد پرسيد: استاد، منظور شما از طرح آن سوال عجيب چه بود؟ استاد جواب داد: در اين حرفه شما افراد زيادي را خواهيد ديد. همه آنها شايسته  توجه و مراقبت شما هستند، بـايد آنها را بشناسيد و به آنهـا محبت کنيد حتـي اگر  اين محبت فقط يک لبخنـد يا يک سلام دادن ساده باشد. من هرگز آن درس را فراموش نخواهم کرد!

ته‌بندي: وسیله‌های زیادی هستند که کمک می‌کنند به توانمند شدن شخص معلول، از ابزاری که برای معلول‌های کم توان خیلی مفیده بالابر معلول و بالابر ویلچر است. اما اون وسیله باید درست و بجا انتخاب بشه، باید وسیله‌ای را انتخاب کرد که امتحان پس داده باشه تا معلول گرفتار ابزار کارنآمد نشه. برای آشنایی دوستان با بالابر معلول و ویلچر با کمک گوگل مقداری عکس از وب‌سایت های مختلف کش رفتم  که در دنباله‌ی مطلب میتونید اونها را ببینید

عکس یه آقا پسر 7 ساله‌‌ی خوش تیپ

آخرین مدل شلوار لی جین و تاپ و تیشرت و پیراهن

کنجکاوی کودکانه‌ی دو نی‌نی

روی هر عکس کلیک کنید میرید به سایتی خارجی که اون عکس توش هست

 
 

 




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، لينك، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک،
:: برچسب‌ها: امتحان, بالابر, پايان ترم, پرستاري, خانم نظافتچي, دانشکده, معلول, وسیله, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 دی 1387 ارسال نظر(12)

خود آزمایی

یکی از دوستان کتابی بهم معرفی کرد و گفت هر کسی باید این کتاب را بگیره و بخونه. اسم کتاب را دادم به داداشم، او هم رفت اون کتاب و دو کتاب دیگه از همون نویسنده را برام خرید و آورد. دوتا از اون کتاب‌ها را خوندم، موضوع کتاب‌ها داستان‌های کوتاه و الهام بخشی است که کمک میکنه به: حس رضایت‌مندی،  شاد زیستن و احساس خوشبختی کردن، روحیه‌ی بخشش، موفقیت و پیروزی و.... بیشتر اون داستان‌ها توی اینترنت هست و خیلی‌هاش را شما خوندید، نمیدانم نویسنده اونها را از نت بیرون کشیده یا ملت اونها را از کتاب؟ داستان زیر یه نمونه از اون داستان‌هاست که برای من ایمیل شده بود البت هنوز این داستانک را توی اون کتاب‌ها ندیدم: جواز بهشت: روزي مردي خواب ديد که مرده و پس از گذشتن از پلي به دروازه بهشت رسيده است. دربان بهشت به مرد گفت: براي ورود به بهشت بايد صد امتياز داشته باشيد، کارهاي خوبي را که در دنيا انجام داده ايد، بگوييد تا من به شما امتياز بدهم. مرد گفت: من با همسرم ازدواج کردم، 50 سال با او به مهرباني رفتار کردم و هرگز به او خيانت نکردم. فرشته گفت: اين سه امتياز. مرد اضافه کرد: من در تمام طول عمرم به خداوند اعتقاد داشتم و حتي ديگران را هم به راه راست هدايت مي کردم. فرشته گفت: اين هم يک امتياز. مرد باز ادامه داد: در شهر نوانخانه اي ساختم و کودکان بي خانمان را آنجا جمع کردم و به آنها کمک کردم. فرشته گفت: اين هم دو امتياز. مرد در حالي که گريه مي کرد، گفت: با اين وضع من هرگز نمي توانم داخل بهشت شوم مگر اينکه خداوند لطفش را شامل حال من کند. فرشته لبخندي زد و گفت: بله، تنها راه ورود بشر به بهشت موهبت الهي است و اکنون اين لطف شامل حال شما شد و اجازه ورود به بهشت برايتان صادر شد! 

پسآمد: از این داستان‌ها مدام برامون اتفاق میافته یا از زبان دوستان و آشنایان می‌شنویم. یه نمونه‌‌اش برای خودم اتفاق افتاد که با دیدن آگهی سیما فیلم مبنی بر: خرید ایده‌های و داستان‌های ملت بصورت فیلم نامه‌ تصمیم گرفتم اون را بصورت فیلم نامه بنویسم و ارائه بدم. موفقیت برام اهمیت نداره، فقط میخوام خودم را آزمایش کنم.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک، هنری،
:: برچسب‌ها: احساس خوشبختی, حس رضایت‌مندی, داستان‌های کوتاه و الهام, روحیه‌ی بخشش, سیما فیلم, شاد زیستن, کتاب,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 آذر 1387 ارسال نظر(15)

گواهینامه‌ی معلولی

از بهزیستی زنگ زدن و گفتن: تو که برای خرید خودروی معلولان ثبت نام کردی آیا ازدواج کردی؟ گفتم ازدواج نکردم، اما میخوام ازدواج کنم ولی دست من کوتاه و یار در کوزه و ما تشنه لبانیم. طرف گفت گواهینامه‌ی رانندگی داری؟ گفتم دارم، اما سال 69 وقتی سالم بودم گرفتمش. طرف گفت: برو گواهینامه‌ی ویژه بگیر ایشالله سری دوم در اولویت دریافت اتول خواهی بود. زنگ زدم به راهنمایی رانندگی و پرسیدم برای دریافت گواهینامه باید چه کار کنم. طرف گفت: روزهای زوج با داشتن اصل و گپی کارت ملی و شناسنامه و گواهینامه و 3عکس ساعت 10ونیم اینجا باش. مدارک را جور کردم و زحمتم را انداختم سر دوش داداش عزیزم و با هم رفتیم شهرک آزمایش جهت دریافت گواهینامه. اونجا هم پله بود هم سطح شیب دار. بعضی از این رمپ‌ها را فقط برای نمایش درست کرده بودن چون واقعا شیبشان برای عبور ویلچر تند بود. اونجایی که برای معلولان پرونده سازی میکردن سربازی بود که کارش فقط انجام کارهای اداری و راهنمایی معلولان بود. معلولان را سه افسر پلیس نگاه میکنن تا تشخیص بدن طرف توانایی رانندگی با چه نوع اتومبیلی را داره. اگه معلول دستاش سالم باشه میفرستنش آموزشگاه ویژه‌ی معلولان تا بعد آموزش بره برای امتحان شهر و .... . سه افسر مربوطه دفتر قوانین را بالا و پایین کردن و به من گفتن چون انگشت‌های دست راستت گیرایی نداره باید بری قسمت مهندسی که دستور بده بری برای کمیسیون پزشکی که اونا معاینه فنی مهندسی پزشکیت کنن، اگه تشخیص دادن که توانایی رانندگی کردن را داری بعد میای اینجا برای الباقی ماجرا.... .

پاپوش: نتیجهِ‌ی اخلاقی: وقت داداشم حرام شد و من طبق معمول شرمندش شدم. فعلا از گواهی‌نامه گرفتن منصرف شدم. حال من گرفته نشد چون حال کشک نیست که بشه گرفتش. اصلا گور پدر رانندگی و اتول و ..... 

زندگی آسان است آن را مشکل نکنیم




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن، مناسب سازی شهر برای معلولان، خودرو معلولین، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: اولویت, بهزیستی, ثبت نام, خرید خودرو, رانندگی, راهنمایی, کمیسیون پزشکی, گواهینامه, معلولان, نتیجه اخلاقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 آبان 1387 ارسال نظر(13)

گرما

هوا خيلي گرمه، دوش آب يخ آخر حال و حوله اما هر روز كه نميشه تپيد تو حمام، نميدونم بدون اين آب‌پاش سلموني با گرما چه مي‌كردم؟ خيلي بهم كمك مي‌كنه، روزي دو3 بار پر و خاليش ميكنم رو خودم، ميشه گفت حمامه پيامكيه، كلا خيلي خوب و ناز و با حاله، حتي نيمه شب كه از خواب بيدار ميشم با اون تمام بالا تنه‌ام را خيس مي‌كنم، فكرش را بكن از خواب بيدارشي خودت را خيس كني دوباره بخوابي

ته‌بندي: با دانشي كه شما الان داريد اگر داخل چاه زمان بيفتيد و هزار سال به عقب برگردين چه كارهايي ميتونيد بكنيد؟

يكي مثل من يكي مثل تو (جديد)

  دختري ازدواج کرد و به خانه شوهر رفت ولي هرگز نمي توانست با مادرشوهرش کنار بيايد و هر روز با هم جرو بحث مي کردند. عاقبت يک روز دختر نزد داروسازي که دوست صميمي پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد تا سمي به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت اگر سم خطرناکي به او بدهد و مادر شوهرش کشته شود، همه به او شک خواهند برد، پس معجوني به دختر داد و گفت که هر روز مقداري از آن را در غذاي مادر شوهر بريزد تا سم معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد و توصيه کرد تا در اين مدت با مادر شوهر مدارا کند تا کسي به او شک نکند. دختر معجون را گرفت و خوشحال به خانه برگشت و هر روز مقـداري از آن را در غـذاي مادر شوهـر مي ريخت و با مهرباني به او مي داد. هفته ها گذشت و با مهر و محبت عروس، اخلاق مادر شوهر هم بهتر و بهتر شد تا آنجا که يک روز دختر نزد داروساز رفت و به او گفت: آقاي دکتر عزيز، ديگر از مادر شوهرم متنفر نيستم. حالا او را مانند مادرم دوست دارم و ديگر دلم نمي خواهد که بميرد، خواهش مي کنم داروي ديگري به من بدهيد تا سم را از بدنش خارج کند. داروساز لبخندي زد و گفت: دخترم ، نگران نباش. آن معجوني که به تو دادم سم نبود بلکه سم در ذهن خود تو بود که حالا با عشق به مادر شوهرت از بين رفته است.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن، داستانک،
:: برچسب‌ها: اخلاق مادر شوهر, ازدواج, چاه زمان, حال و حول, حمام, داروساز, دوش آب يخ, سم, عروس, معجون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 مرداد 1387 ارسال نظر(9)

رونمايي

دكتر ابوالحسن فقيه در مراسم رونمايي از خودروهاي مناسب سازي شده كه در محل شيرخوارگاه آمنه برگزار شد گفت: مناسب سازي را مربوط به اماكن شهري، دولتي، فضاهاي ورزشي، تفريحي و حمل و نقل است و افزود: اولين گام در راه مناسب سازي براي معلولين بحث حمل و نقل آنهاست كه اين ضعيف ترين ماده قانوني اجرا شده در قانون جامع حمايت از معلولان در مسايل مربوط به مناسب سازي است. رئيس سازمان بهزيستي كشور در ادامه با تأكيد بر اينكه اين مناسب سازي در خودروها قبلاً هم انجام مي‌شد اما استاندارد نبود افزود: سه كلاس خودروي پرايد صبا،GTX و 141،مگان و تندر 90 براي انواع معلوليت‌ها آماده شده كه بسته به نوع معلوليت در اختيار معلولان قرار خواهد گرفت. فقيه در پايان سخنانش از سايپا و پارس خودرو، براي ورود به اين عرصه و توليد خودروهاي يادشده، بدون هزينه اضافه، تشكر و قدرداني كرد. مهندس بذرپاش در ادامه با اشاره به توافقنامه سال گذشته كه در 12 آذرماه همزمان با روز جهاني معلولين بين سازمان بهزيستي و سايپا انجام شد، گفت: طبق قولي كه به سازمان بهزيستي داده بوديم، توانستيم فعلاً در چهار خودرو اين طرح را به اجرا در آوريم. وي افزود: ما توانستيم براي 17 نوع معلوليت 17 خدمت را در اين خودروها ارايه دهيم كه البته به تعداد معلوليت‌ها نيست ولي براي معلوليت‌هايي كه عمومي تر هستند قابل استفاده است. وي گفت: شركت سايپا به دارندگان اين خودروها خدمات امدادي و غير امدادي و همچنين خدمات پس از فروش را مانند ساير مشتريان، ارايه خواهد كرد. مهندس بذرپاش نيمه شعبان را به عنوان روز آغاز ثبت نام اين خودروها و آبان ماه را به عنوان تاريخ عرضه اين خودروها اعلام كرد و افزود: براي ثبت نام اين خودروها از سازمان بهزيستي كمك خواهيم گرفت و متقاضيان براي ثبت نام بايد از طريق سازمان بهزيستي به سايپا معرفي گردند. بذرپاش افزود: براي نامگذاري اين طرح نيز از سازمان بهزيستي تقاضا داريم فراخواني را بين مددجويان معلول برگزار كند و به برنده اين فراخوان يك دستگاه از اين خودروها هديه داده مي شود: منبع

پيآمد: اميدوارم بتونم صاحب يكي از اين اتول‌هاي مناسب سازي شده بشم، فكر مي‌كنم رانندگي خيلي به آدم روحيه و انرژي بده.

از من گفتن اين را نخونيد




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، شاد زیستن، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، مناسب سازی شهر برای معلولان، خودرو معلولین،
:: برچسب‌ها: پارس خودرو, پرايد صبا،GTX و 141،مگان و تندر 90, خودروهاي مناسب سازي شده, سازمان بهزيستي كشور, سايپا, شيرخوارگاه آمنه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 تیر 1387 ارسال نظر(14)

آنژي‌پارس و...

تلويزيون داشت تاثير مثبت داروي ايراني ساز آنژي‌پارس را روي زخم‌هاي بيماران ديابتي نشان ميداد، دم محقق‌هامون گرم كه دارويي درست كردن داروخانه، اين دارو واقعا به ديابتي‌ها عمري دوباره بخشيده. ديدن تاثير اين دارو من را به اين فكر انداخت كه شايد اين دارو روي ضايعه نخاعي‌ها و ام اسي‌ها هم تاثير مثبت داشته باشه، اين شد كه زنگ زدم و با يكي از اعضاي گروه ارائه دهنده‌ي آنژي‌پارس و ازش خواستم اين دارو را روي نخاعي‌ها هم آزمايش كنند، دكتر گفت داروي ما روي زخم بستر آزمايش شده و خوب جواب داده اما براي ترميم آسيب‌هاي نخاعي آزمايش نشده. اميدوارم اين آزمايش را بكنند، فكر مي‌كنم اين دارو حداقل براي كساني كه تازه آسيب مي‌بينند خيلي مفيد باشه.

پسرفت: آنژي‌پارس دارويي كاملا گياهي است كه باعث تقويت عروق و خون رساني به بافت‌هاي آسيب ديده ميشه.

دوست داشتن رابرايم هجی کن...




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، پزشکی و درمان، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آنژي‌پارس, تقويت, خون, ديابتي, زخم‌, عروق, گياهي, نخاعي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 تیر 1387 ارسال نظر(15)

راه خنك شدن

چون بدن من عرق نميكنه هوا كه گرم ميشه بعضي وقت‌ها كولر هم نمي‌تونه خنكم كنه هر سال يه كلكي براي خنك شدن سوار مي‌كردم امسال يه فكر تازه به سرم زد كه خيلي عالي جواب داده: به پدرم گفتم رفت و يه آب پاش سلموني برام خريد حالا هروقت احساس گرماي زيادي مي‌كنم چندتا فيش ميزنم به سر و صورت و گردن و دست‌هام خداوكيلي هم خيلي حال ميده هم تميزه هم مفيد، نخاعي‌ها حتما امتحان كنند.

پاپوش: چند سال پيش توي باغچه‌ي منزل چند تا ذرت كاشتن بعد چند وقت ديديم جاي بلال جارو سبز شده!؟ همه‌رو كندن و دوباره كاشتن باز جارو درآمد؟! امسال هم كاشتن باز هم جارو درآمده؟!!؟ شما بكاريد ببينيد چي سبز ميشه، به من هم بگيد

اتومبيل بسيار ارزان هندي: مالك كارخانش يه زرتشتي ايراني تباره




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آب پاش سلموني, اتومبيل, باغچه‌, بلال, عرق, كولر, نخاعي‌ها, هندي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 خرداد 1387 ارسال نظر(19)

اختيار

درد و ترس براي همه آزار دهنده است اما تغريبا بيشتر آدم‌ها از درد و ترس لذت هم مي‌برند، درد و ترس كه ناخواسته باشه رنج آور ميشه اما وقتي آدم خودش درد و ترس را انتخاب ميكنه ناراحت كه نميشه هيچ لذت فراوان هم ميبره، مثلا وقتي آدم خواسته فيلم ترسناك ميزاره و نگاه ميكنه و بشدت مي‌ترسه فعاليت‌هاي مغز با زمان تماشاي فيلم كمدي هيچ فرق نمي‌كنه، يا وقتي آدم در مناسبات مذهبي ميره سينه زني و خودشو بشدت كتك ميزنه، ناراحت كه نميشه هيچ حال هم ميكنه، شايد مثل زماني كه سينه زني را ميبينه.شما چي!!  

ته‌بندي: اخيرا مد شده فيلم و سريال‌ها را دقيقا از روي نمونه‌هاي خارجي كپي مي‌كنند قسمت اول سريال كارآگاهان كپي برابر اصل سريال ايتاليايي قتل‌هاي غير حرفه‌اي بود

وبلاگي برای ارائه تازه‌های علوم پزشکی و آزمایشگاهی




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آزار, ترس, درد, رنج, فيلم ترسناك, كمدي, لذت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 03 خرداد 1387 ارسال نظر(10)

ايده

به دليل زياد شدن تعداد اتول و قديمي بودن معماري شهري و ساختار خيابان‌هاي تهران، وقت مردم در ترافيك زياد حرام ميشه، هركسي براي كم كردن مشكل ترافيك يه طرح از خودش درميكنه، من هم يه طرح قديمي را ول ميكنم شايد به جايي برخورد كنه: يكي از جذابيت‌هاي خيلي از شهرهاي دنيا اتوبوس2طبقه است، اتوبوس2طبقه مسافر را‌ بجاي اينكه درسطح خيابان حمل كنه در فضا حمل ميكنه و اين باعث ميشه كه گنجايش خيابان 2برابر بشه و بنظر من خرج تزريق اتوبوس 2طبقه به ناوگان حمل و نقل شهري خيلي كمتر از ساخت منوريل و ترانوا و مترو است.

پسرفت: امسال سيزده‌بدر سبزه‌مون عدس بود، يه گره‌ي كوچلوزدم، گويا همون گره باعث شد بختم، باز بشه اساسي، خبرهاي تكميلي را متعاقبا حضورتان درج ميكنم.

حكايت سفر من با دو دوستم به دبي دروغ13بدر بود، شرمنده اگه: خر شدي




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: اتوبوس2طبقه, ترافيك, ترانوا, حمل, دروغ13بدر, مترو, معماري, منوريل, ناوگان, نقل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 فروردین 1387 ارسال نظر(24)

درمان ناتواني جنسي

دستگاهي موجب نعوظ شده و يكي از بهترين راههاي درمان ناتواني جنسي در مقايسه با داروها، هورمونها و يا جراحي مي باشد. اين دستگاه بطور كاملا موثر و موفقيت آميزي براي ايجاد حالت نعوظ در بيماران ديابتي، بيماريهاي عروقي، صدمات نخاعي، اسكلروز متعدد، جراحي پروستات و ناتواني هاي جنسي ناشي از مشكلات روحي رواني، به دنبال درمان دياليز، اشعه درماني، جراحي و آسيب هاي وارده به لگن مورد استفاده قرار مي گيرد. دستگاه واكيوم بدليل عوارض بسيار ناچيز و كارايي بسيار خوب در بيماران، مورد توجه روز افزون قرار گرفته است. ادامه استفاده از دستگاه باعث افزايش اعتماد به نفس خواهد گرديد. دستگاه وكيوم براي درمان انواع ناتواني هاي جنسي مردان از جمله نعوذ ناقص، انزال زود رس وداراي خاصيت بزرگ كنندگي و كلفت كنندگي آلت تناسلي در مردان و همچنين جهت افزايش حساسيت پذيري و برجسته كردن آلت تناسلي در زنان است. كل مطلب اينجاست

پيآمد: ميگن جواب يک دانشجوی دانشگاه واشينگتن به يک سؤال امتحان شيمی آنچنان جامع و کامل بوده که توسط پروفسورش در شبکهء جهانی اينترنت پخش شده و دست به دست ميگرده خوندنش سرگرم‌کننده است پرسش: آيا جهنم اگزوترم (دفع‌کنندهء گرما) است يا اندوترم (جذب‌کنندهء گرما)؟ اکثر  دانشجويان برای ارائهء پاسخ خود به قانون بويل-ماريوت متوسل شده بودند که می‌گويد حجم مقدار معينی از هر گاز در دمای ثابت، به طور معکوس با فشاری که بر آن گاز وارد می‌شود متناسب است. يا به عبارت ساده‌تر در يک سيستم بسته، حجم و فشار گازها با هم رابطهء مستقيم دارند اما يکی از آنها چنين نوشت اول بايد بفهميم که حجم جهنم چگونه در اثر گذشت زمان تغيير می‌کند. برای اين کار احتياج به تعداد ارواحی داريم که به جهنم فرستاده می‌شوند. گمان کنم همه قبول داشته باشيم که يک روح وقتی وارد جهنم شد، آن را دوباره ترک نمی‌کند پس روشن است که تعداد ارواحی که جهنم را ترک می‌کنند برابر است با صفر  برای مشخص کردن تعداد ارواحی که به جهنم فرستاده می‌شوند، نگاهی به انواع و اقسام اديان رايج در جهان می‌کنيم. بعضی از اين اديان می‌گويند اگر کسی از پيروان آنها نباشد، به جهنم می‌رود. از آن جايی که بيشتر از يک مذهب چنين عقيده‌ای را ترويج می‌کند، و هيچکس به بيشتر از يک مذهب باور ندارد، می‌توان استنباط کرد که همهء ارواح به جهنم فرستاده می‌شوند با در نظر گرفتن آمار تولد نوزادان و مرگ و مير مردم در جهان متوجه می‌شويم که تعداد ارواح در جهنم مرتب بيشتر می‌شود. حالا می‌توانيم تغيير حجم در جهنم را بررسی کنيم: طبق قانون بويل-ماريوت بايد تحت فشار و دمای ثابت با ورود هر روح به جهنم حجم آن افزايش بيابد. اينجا دو موقعيت ممکن وجود دارد  ۱) اگر جهنم آهسته‌تر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج بالا خواهند رفت تا جهنم منفجر شود  ۲) اگر جهنم سريعتر از ورود ارواح به آن منبسط شود، دما و فشار به تدريج پايين خواهند آمد تا جهنم يخ بزنداما راه‌حل نهايی را می‌توان در گفتهء همکلاسی من ترزا يافت که می‌گويد: «مگه جهنم يخ بزنه که با تو ازدواج كنم!» از آن جايی که تا امروز اين افتخار نصيب من نشده است (و احتمالاً هرگز نخواهد شد)، نظريهء شمارهء ۲ اشتباه است: جهنم هرگز يخ نخواهد زد و اگزوترم استتنها جوابی که نمرهء کامل را دريافت کرد، همين بود

اين مطلب برام ايميل شده بود نميدونم اصل مطلب از كجا بوده كه لينكش را اضافه كنم




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، عقیده‌، معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، طنز، اخبار ترميم نخاع، جنسی، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: آلت تناسلي, ارواح, انزال, جراحي, جنسي, جهنم, دارو, درمان, قانون بويل ماريوت, منبسط, ناتواني, نعوظ, هورمون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 بهمن 1386 ارسال نظر(17)

امنيت بعد توالت

بزرگترين مشكل جسماني و رواني تمام افراد ضايعه نخاعي مربوط به قبل و بعد عمل اجابت مزاج ميشه. قبلا در مورد راحت توالت رفتن نوشته بودم، براي كسي كه هيچ كنترلي روي تنش نداره كنترل بدن بعد توالت رفتن هم مهمه، شايد آدم بخواد چند ساعت بعد اجابت مزاج از منزل خارج بشه و راه دوري بره، در اين صورت اگه آدم گرفتار اجابت مزاج ناخواسته بشه، وآويلاآس، ديگه از اون بدتر براي آدم نميشه. بهترين راه براي پيشگيري از چنين حالتي: استفاده از پوشك‌هاي كاملي است كه مخصوص بزرگسالان توليد شده، اين پوشك‌ها مثل شورت گره‌اي هستند، قابليت نم‌گيري زيادي دارند، 2سايز بزرگ و خيلي بزرگ دارن، قيمتش تقريبا دونه‌اي1000تومن تمام ميشه، با توجه به كارش ارزشي بيشتر از اينها داره.

پيوست: هيچ فكر كردين با به ويژگي‌هايي كه شما داريد اگه پرنده ميشدين چه پرنده‌اي مي‌بوديد، فرتي نگي: مرغ‌عشق، قناري، طوطي يا عقاب كه خيلي كليشه‌اي و تكراريه. من هرچي فكر كردم ديدم با اين ويژگي‌هايي كه الآن دارم پرنده‌اي جز(حاجي‌لك‌لك) نميشدم، با فونت كوچيك نوشتم كه براي خوندنش زور بزنيد.

ویلچر حمام و توالت

مطالب آقاي دكتر حتما براي تمام معلولان خواندني و جالبه




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: اجابت مزاج, پرنده, جسماني, راحت توالت رفتن, رواني, ضايعه نخاعي, طوطي, قناري, مرغ‌عشق, مشكل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 شهریور 1386 ارسال نظر(12)

كنترل سيستم تناسلي

با روش ابداعي پروفسور محمدنبي نعمتي، رييس ايراني بخش جراحي بيمارستان دانشگاه «بن» آلمان نخستين عمل جراحي كنترل سيستم تناسلي و ادرار بيماران قطع نخاعي در ايران انجام شد.  اين عمل هفته گذشته در بيمارستان مهر تهران انجام شد. با بهره گيري از اين روش ابداعي علاوه بر رفع مشكل كنترل ادرار و مدفوع بيماران قطع نخاع، امكان برقراري روابط جنسي نيز براي آنها فراهم مي‌شود كه اين امر تاثير شاياني در ارتقاي كيفيت زندگي اين بيماران دارد. نخستين عمل جراحي كنترل سيستم تناسلي و ادرار بيماران قطع نخاعي در ايران بر روي جواني 35 ساله و مبتلا به قطع نخاع در سطح L1 كه تا حدودي قادر به حركت و گام برداشتن بود، صورت گرفت. اين عمل جراحي به صورت نيمه باز و نيمه بسته بر روي بيمار صورت گرفت و اين مرد جوان در حال حاضر قادر به كنترل ادرار و مدفوع خود است و با ارتباط دائمي با جراح، اشكالات احتمالي را در مورد نحوه استفاده از دستگاه اينتراستيپ برطرف مي‌كند. مبدع اين روش جديد گفت:........ .  چون اين مطلب كمي عريض و طويل بود يه مقدار متنابهش را گذاشتم پايين صفحه، اگه مي‌خواهيد بقيش را ديد بزنيد به لينگ پايين صفحه انگشت برسانيد

پاپوش: وبلاگ آشنايي با يك معلول قطع نخاع را در يك مسابقه‌ي وبلاگ نويسي شركت دادم ميتونيد اينجا كليك كنيد و در پايين صفحه با انتخاب گزينه‌ها به اون راي بدين. البت خودتون هم ميتونيد اينجا در اون مسابقه شركت كنيد.

ببينيد آقاي دكتر از امكانات نيوزلند چيا ميگه

بيماران قطع نخاع كه علاوه بر اختلال حركتي در اندام فوقاني، از يك سو از عدم كنترل ادرار و مدفوع و از سوي ديگر، از نداشتن احساس در ناحيه نشيمنگاه و بالاي ران رنج مي‌برند، با استفاده از اين روش جراحي مي‌توانند ضمن كنترل ادرار و مدفوع خود، ‌اعمال جنسي را نيز به صورت طبيعي انجام داده و كيفيت زندگي خود را به طور چشمگيري ارتقاء بخشند. در افراد سالم با وجود انقباض و انبساط در ناحيه «اسفنكتر» مثانه و مقعد، امكان كنترل ادرار و مدفوع ميسر است اما در بيماران دچار ضايع نخاعي «اسفنكتر» مثانه و مقعد سست بوده و كنترلي بر ادرار و مدفوع بيمار صورت نمي‌گيرد. در بيماران قطع نخاعي ريشه‌هاي عصبي كه در قسمت خارجي نخاع وجود دارند، صدمه نديده‌اند اما به دليل وجود ضايعه نخاعي دستور انقباض و انبساط اسفنكترهاي موجود را نگرفته و در نتيجه عمل دفع ادرار و مدفوع بيمار به طور غيرارادي انجام مي‌شود. اين دستگاه كه شامل چند جزء است در اطراف ريشه عصب به صورت4 سوند كم قطر پيچيده شده و در نهايت با ادغام سوندها با يكديگر، يك سوند انعطاف پذير با يك عمل جراحي بسته با بيهوشي كوتاه مدت و يا به صورت سرپايي از ناحيه مياني نشيمنگاه وارد كانال نخاع شده و دور نخاع در ناحيه‌اي كه كنترل عملكرد دستگاه تناسلي را برعهده دارد، گره مي‌خورد. بخش ديگر دستگاه نيز شامل يك ترانزيستور و گيرنده نيز در قسمت شكم، بالاي لگن و يا قسمت نشيمنگاه نصب شده و از طريق يك دستگاه فرستنده كوچك كه به وسيله بيمار كنترل مي‌شود،‌ فعال شده و با ارسال امواج الكترومغناطيسي، سوند را كه در بين ريشه‌هايS1 تا S4 نخاع بيمار قرار گرفته تحريك و به اين ترتيب به بيمار امكان مي‌دهد كه با تحريك بخش‌هاي كنترلي در نخاع، بخش‌هاي مربوط به دفع يا برقراري رابطه جنسي را فعال كنند. برخي بيماران قطع نخاع، پر شدن مثانه را حس مي‌كنند و برخي ديگر اين حالت را احساس نمي‌كنند، در هر دو صورت، بيمار قطع نخاع با بهره‌گيري از اين دستگاه مي‌تواند با ايجاد حس دفع و يا تنظيم زمان دفع اين عمل را تحت كنترل خود درآورد. اين روش تاكنون بر روي 120 بيمار انجام شده است، اين دستگاه بدون هرگونه مشكل يا عوارض خاصي به طور دائمي در بين بيمار كاشته شده و باتري آن تا 10 سال دوام دارد كه باتري نيز به سادگي و با ايجاد شكاف كوچكي در بالاي شكم قابل تعويض است. دستگاه كنترل دفع، ‌با ارسال امواجي با فركانس تعيين شده از سوي بيمار، اسفنكترهاي مثانه و مقعد را منقبض نگه داشته و بيمار در صورت تمايل به دفع، با خاموش كردن دستگاه مي‌تواند به راحتي عمل دفع را انجام دهد. بيماران قطع نخاع مي‌توانند با استفاده از فركانس‌ بالاي دستگاه كه البته حدود اين فركانس توسط جراح مشخص مي‌شود،‌ انجام اعمال جنسي را نيز ممكن سازند. پس از سه تا شش ماه استفاده از اين دستگاه، اعصاب بيمار به تحريكات اعمال شده عادت كرده و با بازگشت احساس به ناحيه اطراف دستگاه تناسلي، بيمار مي‌تواند به صورت مثبت عمل انبساط مثانه را حس كند. هزينه‌هاي اين عمل شامل 3 بخش، ‌بهاي دستگاه،‌ هزينه بيمارستان و دستمزد جراح است. ‌هزينه اين دستگاه در اروپا و ايران يكسان و در حدود 9 هزار يورو (حدود 11 ميليون تومان)، برآورد مي‌شود و اميدواريم در صورت استفاده انبوه از دستگاه اينتراستيپ در سال‌هاي آينده به نصف كاهش يابد. نصب دستگاه اينتراستيپ در بدن بيماران عمل پيچيده‌اي نيست و جراحان كشور مي‌توانند با شركت در انجام اين عمل، آن را فرا گرفته و اقدام به انجام آن بر روي جانبازان و معلولان قطع نخاع كشور كنند. در حال حاضر گران بودن قيمت دستگاه اينتراستيپ مشكل اساسي براي انجام آن است، بحث‌هاي جهت كم كردن بهاي آن صورت گرفته، بنياد شهيد و امور ايثارگران و موسساتي كه اين بيماران را تحت پوشش دارند و بيمه‌ها مي‌توانند در اين زمينه كمك شاياني مبذول كنند. در كشورهاي اروپايي، هزينه اين عمل از سوي بيمه‌ها تامين مي‌شود. اصل مطلب اينجاست.


:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، اخبار ترميم نخاع، جنسی، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: برقراري روابط جنسي, سيستم تناسلي, كنترل ادرار و مدفوع بيماران قطع نخاع, مثانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 شهریور 1386 ارسال نظر(6)

پيشنهاد پيشنهاد

براي يه آدم نخاعي از نون شب واجب‌تر تشك سلامت و بي‌خطره بهترين تشك براي ماها تشك‌هاي ابر فشرده با ضخامت بالاي20سانته. دليل زخم بستر در بيمارستان‌ فقط: تشك‌ بد با روكش فوم است كه مانع نفس كشيدن پوست ميشه. براي تبادل هوا زير آدم، تشك حتما بايد روكشي از جنس پارچه‌ي نخي داشته باشه. به دوستان نخاعي كه با تشك مشكل دارن پيشنهاد ميكنم از صفحه‌ي آگهي‌هاي روزنامه‌ي همشهري قسمت تشك خوشخواب كمك بگيرن. بعضي‌ها تشك‌هاي خوب و خارجي با قيمت حدود200هزار تومان دارند.

پايانه:  قابل توجه محققين و مديران بانك‌هايي كه به بانكداري نوين اعتقاد دارند: بنده سال گذشته پيشنهاد حساب پس‌انداز سكه‌ي طلا را كه اكنون اجرايي شده را دادم، حالا پيشنهاد سرويسي تازه و بسيار پول آور دارم: سرويس يا حساب بانكي نويني كه ميتواند سكه‌ي تمام بانك‌ها را از رونق بياندازد و به دليل اقبال عام، ميتواند هر موسسه‌اي را به غول اقتصادي منطقه تبديل نمايد. سرويسي را كه من پيشنهاد آن را دارم تا كنون در هيچ بانكي نبوده اما در خارج از سيستم بانكي بسيار مورد توجه بوده و شايد اكنون نيز هست. اين سرويس ميتواند هم قرض الحسنه باشد هم پس انداز. اين سرويس به راحتي ميتواند اجرايي شود فقط نيازمند: يك مدير هوشمند و نوگرا و كمي كار كارشناسي است. ‌بشتابيد: سيبيل منو چرب كنيد و اين سرويس را بقاپيد، درنگ موجب پشيمانيست‌هآااااا.

درمان زخم بستر




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: بانكداري نوين, تشك, حساب بانكي نوين, دليل زخم بستر, محققين, مديران بانك‌ها, نخاعي,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 شهریور 1386 ارسال نظر(13)

تشك روهو

زيبايي پوست براي خيلي‌ها مهمه، بيني باريك و كوتاه و سر به هوا براي بيشتري‌ها مهمه، خال‌كوبي بجاي ابرو كه ديگه نگو واقعا كار واجبيه، براي شكموهاي چاقالو و مايه دار برداشتن چربي‌هاي اضافه با عمل ليپوساكشن مهمه و براي ما نخاعي‌ها: ساخت مجدد باسن با جراحي بعد گرفتار شدن به زخم بستر و حفظ سلامتي باسن بعد بهبود خيلي مهمه. وسيله‌اي كه به سلامت باسن ما خيلي كمك ميكنه تشك‌هاي است كه شبيه شونه‌ي تخم‌مرغه، اين تشك‌ها روي صندلي ويلچر قرار ميگيره تا باسن مبارك روي چيز نرم و نازكي قرار بگيره تا در نشستن‌هاي طولاني مدت لك و چين و چروك به باسن نياوفته.

پاورقي: توي بازار ايراني و خارجي اين تشك‌ها هست، من يه استاندارده آمريكايي خريدم 140 هزار تومان، به اين ميگن احترام و اهميت به..... .




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: تشك روهو, جراحي, چين و چروك, خال‌كوبي, سلامت باسن, صندلي ويلچر, ليپوساكشن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 تیر 1386 ارسال نظر(15)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.