💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


تهران گردی

چند ماه پیش از مركز حمايت از معلولين ضايعات نخاعي ايران باهام تماس گرفتن و گفتن: کارت شناسایی که ما براتون صادر کردیم حاضر شده، هروقت میتونی بیا بگیرش. گرفتن کارت بهانه‌ی خوبی شد برای راه‌پیمایی 25خرداد من. صبح سرویس بهزیستی اومد دنبالم و با خواست خودم منو میدان صادقیه پیاده کرد.

فکر میکردم مركز حمايت از معلولين ضايعات نخاعي ايران با تابلویی بزرگ، تو چشم باشه، اما چنین تابلویی را نیافتم، اما با توجه به پلاک ساختمان‌‌ها، راحت مرکز را پیدا کردم. مرکز طبقه‌ی همکف یه ساختمان احتمالا مسکونیه، بجز یک تخت و تشک که در قسمت باسن سوراخی برای اجابت مزاج داشت و مخصوص افراد کم توان نخاعیه چیزی یا فعالیت خاص دیگری ندیدم، البته اونجا 4خانم ویلچری دیدم که حتما دوتاشون نخاعی بودن، دلیلم اینه که: یکیشون روی ویلچرش تشکچه‌ی مخصوص داشت و یکشون هم بسیار چاق بود.

از خانمی که معلولیتی نداشت پرسیدم: کارت عضویتم را باید از چه کسی بگیرم؟ اومدم برای دریافت کارت. خانم جوان گفت: کمی صبر کن، کاره خودمه. خانمه ازم یه امضا گرفت و یه کارت بهم داد. به خانمه گفتم: حتما به وب سایت مرکز بخش همسریابی هم اضافه کنید، خیلی از ما هستیم که تمایل به ازدواج داریم و افرادی هم هستن‌ که تمایل دارن با معلول ازدواج کنند، وب‌سایت مرکز بهترین مکانه برای ارائه‌ی این خدمت.

از مرکز زدم بیرون و خ‌ستارخان را طی کردم تا به میدان انقلاب رسیدم، اونجا یه پیراهن نخی و دو نقشه ایران و تهران خریدم. کتابی را که هفته‌ی پیش پیدا نکرده بودم را هم گیرآوردم.

قبلا از یه فروشگاه دوربین عکاسی که تو اینترنت وب‌سایت خوبی دارن پرسیده بودم: با ویلچر میتونم برم داخل فروشگاهشون؟ گفته بودن: بله. برای حضور در اون فروشگاه تا میدان فردوسی رفتم، اما با یه پله‌ی چهل سانتی روبرو شدم. از اونجا رفتم پایین تو خ‌جمهوری، سر چ‌حافظ رفتم تو یه پاساژ که همه‌ی مغازه‌هاش گوشی و دوربین میفروختن. تماشای دوربین‌ها خیلی برام مفید بود. دوربین‌ مورد نظر من یکی از اینهاست:

 Sony Cyber-Shot DSC-HX100V  و Fujifilm FinePix HS20 . نظر شما چیه؟

وقتی احساس کردم زیادی گرمم شده یه شیشه آب خنک خریدم250تومان، نصفش را خوردم و باقیشو ریختم رو صورت و شونه و سینه‌ و ران و زانوهام تا دمای بدنم بالا نره. این بهترین و تنها کاریه که تو گرما باید انجام داد. خوشبختانه خیلی زود گرمای بدنم دفع شد.

دوستان بجای ما، سفر خیلی خوب و لذت بخش بود، وقتی اومدم منزل متوجه جای روژلبی شدم که از بوسه‌ی خورشید خانم روی تنم مونده بود، با اینکه اینبار قبل آغاز سفر دست و صورتمو حسابی ضد آفتاب مالیدم، اما چون دکمه‌ی یقه‌ی پیراهنم را نبسته بودم خورشید خانم همونجارو بشکلV سوزانده.

پسرفت: از روی نقشه با حساب سانت و مقیاس در این سفر حدود 15کیلومتر راه را با ویلچر پیمودم، شایدهم بیشتر چون 1_خیلی جاها به دلیل مناسب نبودن راه برای عبور ویلچر مجبور بودم مسیر را برگردم و برم تو خیابان. 2_آخر سفر تقریبا شارژ ویلچرم ته کشید بود. ویلچر برقی فاتح یا shark XS110 بسیار مفید و هرچی بگم ارزشمنده، از نظر سرعت و قدرت و راحتی و امنیت و زیبایی و ارزش واقعا ایده‌آله و بنظر من از اتومبیل BMWX6 چیزی کم نداره. برای تهیه‌ی این وسیله‌ی جاپارو هیچ شک و تعلل نکنید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌، پیرامون ویلچر، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، سیاحت،
:: برچسب‌ها: بوسه‌ی خورشید خانم, تخت و تشک مخصوص افراد نخاعیه, راه‌پیمایی 25خرداد, روژلب, سرویس بهزیستی, همسریابی, وسیله‌ی جاپارو,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 خرداد 1390 ارسال نظر(7)

گشتی در تهران

با بیست دقیقه تاخیر سرویس ایاب‌ذهاب بهزیستی آمد دنبالم، رانندش مردی پنجاه ساله و خوش‌برخورد بود، او درب عقب ون را باز کرد و سطح شیب دار پشت ماشینو آماده کرد و با راهنماییش با ویلچر برقی داخل ون شدم. آدم وقتی روی ویلچر عقب ون نشسته سرعت را چند برابر حس میکنه، اینو راننده وقتی بهم گفت که ازش پرسیدم: الان چندتا سرعت داری؟ آقای راننده بعد از من، یه خانم که ام اس داشت و یه خانم که دختر یازده ساله‌ش به دلیل ازدواج فامیلی مشکل ژنتیک داشت را براداشت تا ببره برای کاردرمانی.

حدود ساعت نه‌ونیم جلوی دانشگاه تهران پیاده شدم تا دوتا کتاب بخرم، از اونایی که پرسیدم کتابارو نداشن. از خیابان انقلاب به خیابان ولیعصر رفتم، ابتدای ورودم به خیابان جمهوری یه گدای معتاد بهم گفت: یه کمکی بهم بکن. گفتم: توکه سالمی احتیاج به کمک داری یا منه چلاق؟! طرف گفت: پاهام بخیه و عفونت داره. درحال رفتن بهش گفتم: رو تن منم جای 200تا بخیه هست.

خیابان جمهوری بورس لوازم صوتی و تصویری و خانگیه، تصویر تلویزیون‌هایLEDشگفت انگیز بود اما اصلا توجه‌مو جلب نمی‌کردن، چشم من دنبال دوربین عکاسی بود، چند وقته پیرامون خرید یه دورربین عکاسی همه‌کاره توی اینترنت تحقیق میکنم، با سیاحت دوربین‌ها به این نتیجه رسیدم که: ظاهر و اندازه‌ی دوربین‌ها تو اینترنت بسیار بزرگتر و خفن‌تر از اونچه که تو فروشگاه‌ها هستنه.

در ادامه راه خواستم برم از فروشگاه‌های همکف ساختمان پلاسکو لباس بخرم که با مانع نرده مواجه شدم، خواستم برم داخل کوچه برلن و لاله زار که با نرده مواجه شدم، ضلع شمالی میدان توپخانه به نرده خوردم، در پیاده روی ناصرخسرو به نرده خوردم. تا انتهای خیابان ناصرخسرو و وسط کوچه مروی رفتم و از اونجا برگشتم سر چهارراه استانبول چون قرار شد راننده‌ی سرویس اونجا بیاد دنبالم.

مسیر رفتنم سرپایینی بود به همین دلیل خیلی از شارژ ویلچرم کم نشد اما در بازگشت وقتی ساعت 13 به محل سوارشدن سرویس رسیدم یک سوم شارژ ویلچرم رفته بود. در عکس مسیر رفتنم با رنگ قرمز و برگشت با رنگ آبی مشخصه.

این سفر برام بسیار جذاب و مهیج و لذت‌بخش و شادی‌آفرین و سوزاننده بود، پیرراهن آستین کوتاه موجب شد آفتاب شدیدا پوست دستامو بسوزونه.

پاورقي: با توجه به دیده‌هام میتونم بگم تنها هنر شهردار تهران این بوده که پیاده‌روهای خیابان ولیعصر را طوری بازسازی کرده که شایسته‌ی تردد شهروند باشه، اما وای به روزی که فرد ویلچرنشین وارد منطقه‌ی12تهران بشه، من میگم این منطقه بخشی از رژیم نژادپرست و ضد بشر صهیونیستیه، همونطور که صهیونیست‌ها با دیوار حائل از منافع خودشان حفاظت میکنن کسبه‌ی منطقه12 هم با پیروی از اون الگوی ضد انسانی و با حمایت شهرداری با انواع نرده سلول‌های خودمختار خودشان را طوری ساختن که معلول برای تردد یا برای خرید به هیچ وجه نتونه از اون نرده‌ها عبور کنه. در هر دو پیاده روی سر چهارراه استانبول بطرف بهارستان نرده هست، برای عبور از اونها وارد خیابان شدم، یه راننده بعنوان پند بهم گفت: با این قانون جدید راهنمایی رانندگی میزنن بهت و خسارت هم ازت میگیرنآااا. مسئولین محترم پاسخگو باشید: اگر یه اتومبیل میزد بهم، چه کسی مقصر بود؟ من؟ راننده؟ کسبه؟ شهرداری؟

با عرض پوزش برای قطعی چندروزه‌ی وبلاگ، دلیل این قطعی  جا به جایی ناگهانی سرور بود و چون وب سرور هم وب سرور قبل نبوده و یک وب سرور جدید نصب کرده بودند مدیر اسپیشیال مجبور شده از نو دیتا بیس هارو ایمپورت کنه. با تشکر فراوان از مدیر اسپیشیال برای تمام زحمتی که بخاطر حمایت از ما متقبل میشه، حسین آقا دستت طلا، الهی دست کنی تو طلا و جواهر، ننه قربان.

   عرضه ویلچر خورشیدی با توان حرکتی 20 کیلومتر توسط محققان کشور




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن، سیاحت،
:: برچسب‌ها: بخشی از رژیم نژادپرست و ضد بشر صهیونیستی, دورربین عکاسی, سرویس ایاب‌ذهاب بهزیستی, شهردار تهران,

نویسنده : تاریخ : شنبه 21 خرداد 1390 ارسال نظر(11)

فکر، ایده، پیشنهاد

هر ذهنی به سویی گرایش و کشش داره، هر پدیده و رویداد و چالشی را در خط و مسیر فکری خودتان با واژه‌گان چرا؟ چگونه؟ چطور؟ روبرو کنید تا به جواب و نتبجه‌‌ی جدید و خلاق برسید.موفقیت‌های تیم‌های فوتبال اصفهانی موجب خوشحالیه، شایسته است مدیران و اساتید و دانشجویانی که کارشون پیرامون ورزش و مدیریت است تحقیق‌هاشون را روی راهی که تیم‌های فوتبال اصفهانی برای رسیدن به این موفقیت‌ها طی کردن متمرکز کنند تا نتیجه‌ی کارشون الگو و درسی بشه برای کسانی که از تاریخ و تجربه‌ها پند و بهره میگیرند.

پيوست: زنگ زدم بهزیستی برای اتومبیل‌هایی که سرویس رفت و آمد میدن، در نهایت یک روز درهفته بمدت شش ماه بهم سرویس دادن. منم میخوام این بیرون روی را از جلوی دانشگاه تهران آغاز کنم.

دوستی پلاک ویژه خودرو معلولان گرفته




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، لينك، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، خودرو معلولین، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: پلاک ویژه خودرو معلولان, چالش, رفت و آمد, رویداد, سرویس, فوتبال, کشش, گرایش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 خرداد 1390 ارسال نظر(4)

بالش

قدیم‌ها همیشه با بالش مشکل داشتم و هیچ وقت بدون بالش مخصوص خودم درست خوابم نمیبرد. بعد شکستن گردنم مشکلم با بالش بیشتر شد. طی سال‌های گردن‌شکستگی یه تشک ابری 40ساله که فسیل شده بود برام بهترین بالش بود، اما این اواخر دیگه تبدیل به پودر ابر شده بود و اصلا بهم آرامش نمیداد. قبل سفر شمال تو بازاری کنار خیابانی که روبروی کارخانه‌ی اتول سازی نزدیک منزلمان تشکیل میشه تو بساط یکی از دست‌فروش‌ها پشت‌گردنی صندلی اتول دیدم. چون توی بیشتر اتول‌ها از این پشت‌گردنی‌ها دیده بودم توجه‌مو جلب کرد و یکی‌شو گرفتم و خوب وارسیش کردم. دیدم خیلی نرم و فنریه، پشتشو که نگاه کردم دیدم زیپ داره، زیپشو بازکردم و دیدم توش پرشده از الیافی شبیه پشم شیشه‌ی توی کاپشن.  یه جفت از اون‌ پشت‌گردنی‌ها خریدم 5هزار تومن. پشت‌گردنی‌ها توی اتول بجای راحتی بیشترموجب ناراحتی شد و اصلا به‌کار نیآمد. بعد اینکه از سفر برگشتیم زیپ یکی از پشت گردنی‌ها را بازکردم و مقداری از الیاف بسیار لطیف و فنری‌شو درآوردم و باهاش براخودم یه بالش ژاپنی خوب و راحت درست کردم و بسیار ازش راضی هستم. پاپوش: دوستانی که بالش براشون مهمه حتما الیاف داخل این پشت گردنی‌ها را امتحان کنن، اگر خوب بود حالشو ببرید و اگر نامناسب بود پشت‌گردنی‌ها را به کسی که اتول داره هدیه بدید. شاید بعضی از لحاف و تشک دوزی‌ها از این الیاف بصورت کیلویی بفروشن.





:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: الیاف, بالش, پشت‌گردنی, پشم شیشه, ژاپنی, شبیه, شکستن, فنری, کنار خیابانی, گردن, لطیف, مخصوص,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 اردیبهشت 1390 ارسال نظر(6)

سفرنامه

توی تعطیلات نوروز خواهر و برادرم گفتن: پایه هستی بعد نوروز بریم سفر؟ چون شنیده بودم شمال توی اردیبهشت ماه بسیار زیبا‌ست، با کمی گفتگو قرار گذاشتیم ده‌ی اول اردیبهشت بریم شمال. سه هفته قبل از آغاز سفر توالت رفتنم را طوری جلو و عقب کردم که توی کوه و جنگل و لب‌دریا توالت لازم نشم و خوشبختانه تدابیرم کارآمد بود. دوهفته پیش که دوستام مهمونی دعوتم کردن، رفتم یکی از شهرک‌های اطراف برای اصلاح موی سرم، همونجا یه کاپشن احمدی‌نژادی و یه پیراهن خریدم تا توی شمال لخت نمونم. چون باید با ویلچر دستی میرفتم سفر، شب قبل از سفر به داداشم گفتم چسب‌های تکیه‌گاه کمرم به ویلچر را در بازترین حالت قرار بده تا شاید ویلچرم از اون حالت خسته کننده خارج بشه، خوشبختانه این کار باعث شد ویلچرم بسیار راحت‌تر از قبل بشه. پنجشنبه ساعت9 صبح با سلام و صلوات و توصیه‌های ایمنی مضاعف والدین‌ از منزل بطرف بابلسر حرکت کردیم. باوجود اینکه فصل سفر نبود اما جاده خلوت نبود. ساعت14 به مقصد رسیدیم، اسمش مرکز آموزش کارکنان بانک....است، اما در اصل محل روحیه و رفاه مدیران ارشده. بعد اتراق نهار خوردیم و استراحتی کردیم و رفتیم دریا سلام، هوا بسیار خنک بود، دلیلش بارندگی‌های چند روز قبل بود، خوشبختانه درطول اقامت‌ما هوا هر روز گرمتر شد و حتی یه قطره باران هم نیآمد. دریا بسیار آرام بود و مملو از ماهی‌هایی که برای تخم‌ریزی بطرف ساحل میآمدن و میافتادن توی تور ماهیگیرهای قاچاق که همه‌جا تور کشیده بودن. ما چندبار قلاب انداختیم اما چون روی موج‌شکنی سنگلاخی بودیم هربار قلاب‌مون لای سنگ گیر میکرد و نخ پاره میشد، ما هم عطاشو به لقاش بخشیدیم. چند بار توی شهر چرخیدیم، دخترهای دم بخت و خانم‌های دم گور راحت در سطح شهر دوچرخه‌سواری میکردن. تو شهر خانمی را با سگی نقلی و خانمی را با بینیه تازه عمل شده و خانمی را با لباس غواصی مدل مانتو دیدم. نمیدونم خانم‌های بابلسر خیلی خوش‌تیپ‌تر از مردهاشون هستن یا من مردها را نمیدیدم. شهرداری برای اینکه موتور وارد پارک‌شون نشه جلوی تمام ورودی‌های پارک مانع گذاشته، هرچی داداشم منو با ویلچر در امتداد پارکشون برد راهی برای ورود به پارک نیافتیم. تعداد زیاد عطر فروشی‌های شهر برام جالب بود، از یکی‌شون عطر گرم و تلخ خواستم، دوجور عطر برام آورد که از یکیش بدم نیآمد و کمی ازش خریدم. دوستم گفته بود اونجا ترشی بچه‌هندونه هست اگه دیدی برام بگیر، از یه ترشی‌فروش پرسیدیم ترشی بچه‌هندونه داری؟ گفت: داریم، اسم اینا هندونه‌ی ابوجهله و درمان خوبیه برای مرض قند. من از بابلسر خوشم آمد، اگه رطوبتی نبود برای زندگی ما نخاعی‌ها عالی بود. شب آخر یکی از دوستان وبلاگی با خانواده آمد پیشمون و شام را که خودشون تدارک دیده بودن (پلو با مرغ ترش و مرغ‌وآلو با ماست و دوغ و نوشابه‌ی سیاه) را باهم خوردیم و حرف زدیم و عکس انداختیم. یه کیک اسفنجی خانگی خیلی عالی هم آوردن که خورده نشد و ما اونو آوردیمش تهران و در منزل ترتیبشو دادیم.

پايانه: میگن تازگیها بخش‌هایی از سفرنامه‌ی مارکوپلو که مفقود شده بود پیدا شده، در این بخش آمده: با پدر و عمویم از قزوین میگذشتیم، از هیچکدام‌مان نگذشتند، بگذریم، خدا ازشون نگذره.

عاشق لحظه ها




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، طنز، پیرامون ویلچر، مناسب سازی شهر برای معلولان، سیاحت،
:: برچسب‌ها: اردیبهشت, بابلسر, بانک, تخم‌ریزی, تعطیلات, دوچرخه‌سواری, رفاه, روحیه, ساحل, سلام, شمال, صلوات, عطر فروشی‌, کاپشن, لخت, ماهیگیرهای قاچاق, موج‌شکن, نوروز, هندونه ابوجهل, والدین, ویلچر دستی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 اردیبهشت 1390 ارسال نظر(5)

تلفن

یکی از دوستان نخاعی بهم گفت: شماره‌ی موبایل‌تو بده کارت دارم. شماره‌ی موبایل و منزل را دادم و گفتم: زنگ بزن منزل هزینه‌ات زیاد نشه. باز هم دوستم با موبایلش زنگ زد به موبایلم. بهش گفتم: چرا به منزل زنگ نزدی؟ اینطوری هزینه‌ات زیاد میشه‌هآااا. دوستم گفت: گوشی تلفن دستمو خسته میکنه، با موبایل راحتم چون با هندفریش بی‌دست حرف میزنم(تو دلم گفتم: ناز باشی بهمن جون). کسانی که این مشکل را دارند میتونند یه تلفن بیسم پاناسونیک با هندفری مخصوص خودش بخرند و با هزینه‌ی کم به میزان دل‌خواه فک بزنند. تلفن‌های بیسیم پاناسونیک تغریبا شبیه موبایلن و اصلا زشت نیستند، نسبتا کوچک و سبکن، شارژشون بادوامه و از همه مهمتر ورودی هندفری دارن. هندفری‌ این تلفن‌ها مثل هدست کامپیوتره تنها فرقشون اینه که مال کامپیوتر دوتا فیش داره ولی اینا یه فیشه هستن. قیمت تلفن‌ها از 30هزارتومن شروع میشه. قیمت هندفری فابریک 15هزارتومنه. فکر میکنم میشه هدست کامپیوترو بهشون خوروند، فقط کسی را میخواد که کمی فنی باشه و لحیم کاری بدونه. از این صفحه میتونید انواع گوشی‌ را ببینید و انتخاب کنید و سفارش بدید. من الله توفیق

پسينه: دوستان بجای ما، به یاری خدا و خانواده از پنج‌شنبه صبح تا دوشنبه میریم سفر.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، سیاحت،
:: برچسب‌ها: تلفن بیسم, فابریک, لحیم کاری, موبایل, نخاعی, هزینه, هندفری,

نویسنده : تاریخ : چهارشنبه 07 اردیبهشت 1390 ارسال نظر(19)

شادی با اعمال شاقه

به دلیل بلندی قدم هیچ وقت روی ویلچر دستی راحت نبودم و نشستن روی اون همیشه برام بسیار خسته کننده بوده و هست. از سال گذشته که ویلچر برقی فاتح یا shark XS110 گرفتم تغریبا ویلچر عادیم را بوسیدم گذاشتم کنار، اما چند روز پیش دوستانی که عکس‌شون را دیدید دعوتم کردن مهمونی بصرف شام و شیرینی. برای حضور در جمع دوستان مجبور شدم دوباره دست به دامن همون ویلچر دستی و ناراحت بشم چون ویلچر برقی فاتح را نمیشه با ماشین معمولی جابجاش کرد. سه چهار ساعت با دوستان بودن و یه ریز خندیدن باعث شیرین شدن خستگی فراوانم شد دقیقا مثل زمانی که آدم از شکلات تلخ یا غذای تند لذت میبره.

پيآمد: با عرض پوزش این وبلاگ هنوز قالب نداره، حتما این مشکل برطرف میشه و همه چیز شکیل و رسمی میشه.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: shark XS110, بلند, شکلات تلخ, غذای تند, قالب, قد, ویلچر برقی فاتح,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 اردیبهشت 1390 ارسال نظر(7)

كتاب ضايعات نخاعي

در وب سایت مركز حمايت از معلولين ضايعات نخاعي ايران آمده است: گاهي در فيلم‌ها و داستان‌ها مي‌بينيم كه شخصيت اصلي، مي‌خوابد و وقتي چشم از خواب باز مي‌كند، خود را در دنياي ديگري مي‌يابد. همه چيز برايش غريب و ناآشناست. ناگهان از زندگي عادي به فضايي پا مي‌گذارد كه از آن هيچ نمي‌داند. پس بايد بگردد و كشف كند همهي كشف كردني‌ها را، و خو بگيرد با هر چيز كه جديد است و بوي تازگي مي‌دهد، حال و روز كساني كه ضايعه نخاعي مي‌شوند، اين چنين است. آنها بنا به يك حادثه يا بعد از يك بيماري، اغلب سريع و ناگهاني بخشي از سلامت خود را از دست مي‌دهند. حادثه آن قدر سرعت دارد كه به چشم برهم زدني، فرد خود را نه تنها روي تخت بيمارستان مي‌بيند، كه درمي‌يابد پس از اين نمي‌تواند راه برود. حالا بيمار به زندگي جديدي پرتاب شده، بي آنكه خواسته باشد يا حتي آمادگي‌ پذيرفتن چنين شرائطي را داشته باشد. براي وفق دادن اين افراد با شرائط زندگي جديد تمهيدات ويژه‌اي لازم است که ...

كتاب ضايعات نخاعي (شناخت،امداد و درمان، مراقبت و نگهداري) در 2000 نسخه آماده شد. این کتاب با کوشش شخصی و دلی دوست جوانمان احسان سلیمانی نگاشته و به چاپ رسیده است. احسان در مورد انگیزه‌اش برای نگارش این کتاب میگه: مادرم در سال 1386 بر اثر تصادف از ناحيه گردن دچار ضايعاه‌ی شدید نخاعي شد و از چهار اندام فلج گرديد و روي تخت در منزل بستري شد. ما در بيمارستان درباره ضايعه نخاعي و مشكلات آن اطلاعاتي دريافت نكرديم و بعلت عدم آگاهي خانواده‌ام از پيامدهاي اين حادثه و همچنين كمبود منابع و عدم دسترسي سريع و مناسب به كتاب در مورد ضايعات نخاعي و مسائل مربوط به آن در كتابخانه‌ها يا كتابفروشي‌ها و يا درصورت وجود، تخصصي بودن آنها، تصميم گرفتم تمام اطلاعات خودم را كه از تجربه و برخورد با مشكلات و همچنين از شبكه جهاني اينترنت جمع آوري كرده بودم را تدوين و تنظيم و كتابي كوچك تهيه كنم تا اگر شخصي مثل مادرم دچار ضايعات نخاعي شد در همان ابتدا اين كتاب راهنماي مفيد براي همراهان و پرستاران وي در منزل اشد تا به اين طريق از لحاظ مادي و معنوي توانسته باشم كمكي به فرد ضايعه ديده وخانواده او كرده باشم. اطلاعات تکمیلی در مورد چاپ این کتاب اینجاست. نحوه دریافت این کتاب اینجاست.  پسوند:اگه توی هر بیمارستان شخصی می‌بود که در کنار شغلش مسئولیت راهنمایی خانواده‌ی ما نخاعی‌ها را میداشت کلی از هزینه‌های مالی و جانی و معنوی ما کاسته میشد




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: امداد, تصادف, درمان, شناخت, كتاب ضايعات نخاعي, مراقبت, مركز حمايت از معلولين ضايعات نخاعي ايران, نگهداري,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 فروردین 1390 ارسال نظر(17)

دوسالانه

به میمنت و شادی یه سال دیگه از عمر گرانبها را اسراف کردم رفت پی کارش، از سالی که سپری کردم رضایت دارم، چرا که خرید ویلچر برقی فاتح اتفاق بزرگی بود که سال گذشته را برام پر از تجربه‌های جدید و جذاب کرد، امیدوارم این تجربه در سال آتی نصیب همه دوستانم بشه. سال گذشته خیلی به فکر وسیله‌ای برای حرکت بیشتر بودم، روی هر وسیله‌ای که به ذهنم رسید فکر و تحقیق کردم بالاخره به این نتیجه رسیدم که هیچ چیز بهتر از موتور3چرخ معلولین نیست، اونقدر به سازنده‌های این وسیله زنگ زدم و موی دماغشون شدم که قول دادن اونی را که میخواهم را برام بسازند، امیدوارم تا آخر فروردین زیر پام باشه. پيوست: امیدوارم سال نود سال کامیابی همه‌ی ایرانیان و جهانیان باشه و ایشاالله بهار خانم برای همه صلح و دوستی و خوی محمدی عیدی بیاره.

سال نو و عید زیبای نوروز مبارک

انواع بالابر مخصوص معلول‌ها و کم توان‌ها




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: اسراف, انواع بالابر مخصوص معلول‌ها و کم توان‌ها, تجربه‌های جدید, خرید ویلچر برقی فاتح, رضایت, سال نو و عید زیبای نوروز مبارک, شادی, میمنت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 اسفند 1389 ارسال نظر(21)

همت عالی

نمیدونم چرا تمام عوامل استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل دست به دست هم دادن و دارن نهایت تلاششون را میکنن تا منو اغفال کنن!؟ اول:خیلی سر مخفی از جمهوری چک رادیویی‌ها باهام وارد مذاکره شدن و ازم خواستن درباره‌ی معلولیت حرف بزنم، دوم:آمریکایی‌ها از واشنگتن باهم تماس گرفتن و خواستن درباره‌ی معلولیت براشون بگم، سوم:از مرکز کشور تفرققه بنداز و حکومت کن باهم تماس گرفتن و ازم خواستن درباره‌ی معلولیت باهاشون وارد مذاکره بشم، چهارم:همین چند روز پیش داشتم برنامه‌ی فوتبالیه آفساید را در یک تلویزیونه صهیونیستی نگاه میکردم که ناگهان دیدم اینبار صهیونیست‌ها از در فوتبال وارد شدن تا منو از راه بدر کنن!؟ ناقلاها نذاشتن برای مطلب فوتبالیم که پیشنهاد به نود بود دوتا نظر بیاد، فرتی با وبلاگ پربارم به تلویزیونشون قنای فرهنگی دادن، پنجم:که خیلی هم بده نمیدونم ناکس‌ها چه کار کردن که وقتی تو پرشن‌بلاگ نظر میدم ایننشان منحوس برام ثبت میشه

پسرفت: اتومبیل رئیس جمهور محترم دکتر محمود احمدی‌نژاد به نفع مدد جویان بهزیستی به مبلغ دو و نیم میلیارد تومان به فروش رفت، دم دکتر محمود احمدی‌نژاد گرم که سر سال نو چراغ بهزیستی را با همت عالی روشن کرد.

لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، طنز، تجربه‌، ماهواره، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: آفساید, آمریکا, اتومبیل, استکبار, جمهوری چک, جهانی, عوامل, قنای فرهنگی, مخفی, مدد جویان بهزیستی, نود, همت عالی, واشنگتن,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 اسفند 1389 ارسال نظر(33)

برای راه رفتن

یک جهانگرد معلول ژاپنی می‌گوید قصد دارد از روی صندلی چرخدار بلند شود، و به کمک یک لباس روباتی پیشرفته سال آینده منطقه میراث قرون وسطایی جهان فرانسوی را بپیماید. اوچیدا 48 ساله که 27 سال پیش در یک حادثه اتومبیل توانایی راه‌رفتن را از دست داده، می‌گوید: از مدت‌ها قبل خیال دیدار از صومعه زیبای مون سن- میشل را داشته است‌ که در جزیره کوچکی در نورماندی در شمال فرانسه قرار دارد. اکنون او در تلاشی که برای تابستان آینده طراحی شده است،‌ قصد دارد که این کار را به کمک یک لباس روباتی به نام عضو هیبرید کمکی (HAL) انجام دهد،‌که مانند یک اسکلت خارجی عمل می‌کند و قدرت عضلانی پاهای فردی که آن را پوشیده است‌، تقویت می‌کند. HALکه نیرویش را از باتری می‌گیرد، برای کمک به حرکت و کارهای دستی سالمندان و کمک به بیماربران در بیمارستان در بلند کردن بیماران طراحی شده است- تکانه‌های درون عضله را شناسایی می‌کند تا حرکات بدن فرد را پیش‌بینی و از آنها حمایت کند. یک مدل تمام بدنی HALبوسیله استاد دانشگاه تسوکوبا در ژاپن، یوشیوکی سانکایی، به هم بازوها و هم به پاها کمک می‌رساند و به کاربران کمک می‌کند تا باری را تا حداکثر وزن 70 کیلوگرم را با یک دست بردارند. اوچیدا و گروه پشتیبانش از یک نسخه ابتدایی‌تر از این لباس در تلاشی ناموفق برای فتح قله 4164 متری بریتبورن در سوئیس در سال 2006 استفاده کردند که در آن کوهنوردانی که لباس‌های روباتی پوشیده بودند، اوچیدا را حمل می‌کردند. اوچیدا می‌گوید می‌خواهد جزیره سنگی کشندی مون سن میشل دیدار کند، که یک مسیر باریک و پرشیب در آن به دیر و یک قلعه قدیمی ختم می‌شود، تا ثابت کند که افراد معلوم می‌توانند مکان‌های تاریخی را بدون تکیه کردن بر تسهیلاتی مانند بالابرها دیدار کنند. منبع

پاورقي: این متن را در فرستادم برای برنامه‌ی نود و عادل فردوسی‌پور: برنامه نود به خود اجازه میدهد در چهارچوب فوتبال از هرکس در هر پست و مقامی انتقاد کند و با نظر سنجی‌های پیامکی هر کسی را که بخواهد نابود میکند، اما آیا این شجاعت را دارد که از خود و دوستان گزارشگر فوتبال انتقاد کند؟ یک بار هم نظر سنجی پیامکی بگذارید تا مشخص شود کدام گزارشگر فوتبال بیشتر از همه روی اعصاب ملت رژه میره و از هنرمندان بی هنره و چسبیده به فوتباله نه از فوتبال. همانطور که داوری را نقد میکنید گاهی گزارش‌ها را نقد کنید.

پاراواک Parawalk شبيه ساز حركت در معلولان قطع نخاع




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تکنولوژی، صدا و سیما، ابزار بهتر زیستن، سیاحت،
:: برچسب‌ها: انتقاد, بیمارستان, جهانگرد, ژاپنی, سوئیس, صندلی چرخدار, عادل فردوسی‌پور, فرانسه, گزارشگر فوتبال, لباس روباتی, معلول, نود,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 اسفند 1389 ارسال نظر(17)

پاهای الکترونیکی

محققان یک شرکت تحقیقاتی آمریکایی پاهای الکترونیکی را توسعه داده‌اند که به افراد معلول کمک می‌کند دوباره راه بروند، این پاهای الکترونیک که در واقع نوعی پوشش روباتیک است e-Legs نام دارند. این پاها را شرکت کالیفرنیایی "برکلی بیونیک" ایجاد و آن را بر روی چند فرد معلول آزمایش کرده است. این پاهای روباتیک در آینده می‌توانند به بیماران با ناتوانایی‌های جسمی کمک کنند که برای همیشه با صندلی چرخدار وداع کنند و همانند افراد سالم بر روی پاهای خود راه بروند.e-Legs بر روی تعدادی از بیماران قطع نخاعی که از معلولیت رنج می‌برند آزمایش شده است. این پوشش روباتیک توسط مغزی که بر روی شانه‌های بیمار نصب شده است کنترل می‌شود. فرد معلول این پاهای پوشش الکترونیک را می‌پوشد. این پاها به چهار موتور، کمک فنرهای روی قوزک پا و حسگرهایی مجهزند. این تجهیزات کمک می‌کنند که بیمار یک قدم بسیار طبیعی بردارد. درحال حاضر این پاهای الکترونیک می‌توانند به بیمار تنها در زمان توانبخشی کمک کنند اما هدف بلند مدت توسعه این پاها، ایجاد یک نسخه سبک‌تر و دارای یک باتری با شارژ طولانی‌تر است به روشی که در آینده بتواند همراه با صندلی چرخدار در بازار عرضه شود و به بیمار کمک کند که برای انجام فعالیت‌های اجتماعی خود راه برود. منبع

پيوست: هر وقت احساس کردین کسل‌ شدید یا نسبت به اطراف کم توجه شدین کف دستهاتون را بگذارید روی گوشهاتون و محکم دستهاتون را جلو و عقب ببرید، همچنین کشیدن و ماساژ لاله‌ی گوش را فراموش نکنید. حتما الان امتحانش کنید و.... . 

آلبوم عكس‌هاي من

داستانه درس شاد زیستن




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، لينك، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آلبوم عكس‌, افراد معلول, پاهای الکترونیکی, تحقیقاتی, توانبخشی, درس شاد زیستن, روباتیک, شارژ, قطع نخاعی, ماساژ, محققان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 بهمن 1389 ارسال نظر(19)

نکته

برای ما نخاعی‌ها یکی از خیلی بزرگترین دغدغه‌های ذهنی: اجابت مزاج به هنگام و سهل و آسانه، در این باب هر کدوم از ما نخاعی‌ها تجربه‌های شخصی و منحصر به فرد و روش خاص خودمون را داریم، اونچه که دانستنش برای همه‌ی ما مهم و مفیده اینه که: 1-هر روز میوه‌های ملین بخوریم. 2-همواره باید آب زیاد بخوریم. 3-برای اجابت مزاج از داروهای مناسب مثل: قرص گیاهی سی‌لاکس، یا قرص شیمیای بیزاکودیل استفاده کنیم. 4-حتما باید با دارو آب گرم خیلی زیادی بخوریم. 5-به دلیل عادت کردن بدن به دارو باید هر چند وقت یک بار نوع دارو را عوض کنیم. 6-هنگام اجابت مزاج، شکم‌مان را در مسیر روده ماساژ بدیم، این کار باعث میشه کار زودتر به سرانجام مقصود از نوع مطلوب برسه عکس تشکیلات عریض و طویل داخل شکم، به جهت روده توجه کنید

پاپوش: روایت منع رطب کردن حضرت علی(ع) یادتونه، الان افرادی که انقلاب کردند میگن: اگه کسی انقلاب کنه ضد انقلابه.

لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: اجابت مزاج, برای ما نخاعی‌ها, بزرگترین دغدغه‌, تجربه‌های شخصی و منحصر به فرد, حضرت علی, روایت, سهل و آسان, عکس, ماساژ, مسیر روده, منع رطب,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 بهمن 1389 ارسال نظر(18)

بسوی ازدواج

داشتم برنامه‌ی بفرمائید شامه تلویزیون ترکیه را تماشا میکردم که دیدم زیر نویس دادن: اگه میخواهید در برنامه‌ی ازدواج با مجریگریه سرن ‌سرن‌گیل شرکت کنید با این شماره تماس بگیرید، من هم گوشی را برداشتم و زنگ زدم، با خودم گفتم: اگه کسی گوشی را برداشت یه تستی به زبان ترکیه‌ای خودم میزنم. خیلی سریع گوشی را برداشتن و گفتن: اینجا شو تی‌وی و برنامه ازدواجه بفرمائید. من هم گفتم: من مهرداد هستم از ایران و تهران تماس گرفتم، میشه تو برنامه حضور داشته باشم؟ گفتن: بله میشه. گفتم: من تصادف کردم و گردنم  اینجا اشتباهی بجای شکسته گفتم: قطع شده، و با صندلی چرخدار حرکت میکنم. گفت: اشکال نداره. طرف کلی از: قد و رنگ پوست و شغل و درآمد و خانه و محل زندگی بعد ازدواج و .... پرسید و یاداشت کرد آخرهای مکالمه طرف ازم پرسید: آیا اهل آذربایجانی؟ گفتم: نه، من تهران دنیا آمدم و بزرگ شدم و اینجا هم زندگی میکنم. خلاصه بهم گفت: باهات تماس میگیریم. گفتم کی؟ گفت: بزودی. این مکالمه کلی بهم انرژی داد و با خانواده کلی خندیدیم. الان دارم فکر میکنم اگه بهم زنگ زدن برم یا نرم؟؟ اگه هوا گرم بود به احتمال صدوده‌درصد میرفتم اما الان چهل‌درصد تردید دارم.

پايانه: سه‌تا از کانال‌های تلویزیونیه ترکیه برنامه‌ی ازدواج داشتند چهارمیش هفته‌ی گذشته راه افتاد و پنجمیش که من بهش زنگ زدم از دوشنبه‌ی این هفته‌ راه میافته. روند برنامه اینطوریه که ملت میرن جلو دوربین خودشون را معرفی میکنن و میگن چه همسری میخواهند و میشینن روی صندلیهای جلوی دوربین، هر بیننده‌ای که از اون طرف خوشش بیاد با برنامه تماس میگیره و اجازه‌ی حضور میگیره. افرادی که از شهرستان یا از کشوری دیگر به این برنامه‌ها میرن بدون پرداخت هزینه در هتل برنامه اقامت میکنند و اونقدر میمانند تا همسر دلخواهشون را پیدا کنند و توی همون برنامه ازدواج کنند.

گیتی تک البرز انواع تجهیزات مخصوص معلولان میفروشه




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پیرامون ویلچر، صدا و سیما، ماهواره، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: آذربایجانی, ازدواج, بفرمائید شام, تلویزیون ترکیه, زبان ترکی استانبولی, صندلی چرخدار, قطع, کشور, همسر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 بهمن 1389 ارسال نظر(16)

حادثه یا معجزه

یه گزارش از تلویزیون فارسیBBCپخش شد، چون جالب بود دقیقا همون گزارش را برای آگاهی دوستان تایپیدم: حدود دوسال و نیم پیش در پکن بود که مونیک فن در فورست دو نقره‌ی پارالیمپیک برد، رویای مونیک طلای پارالیمپیک 2012 لندن بود، رویایی که اکنون به باد رفته، چون اجازه‌ی شرکت در این مسابقات را ندارد. مونیک در 13 سالگی بازیکن هاکی بود تا اینکه یک عمل جراحی به نخاعش آسیب زد و پاهایش فلج شد، در 15سالگی تمرین در رشته‌ی سه‌چرخه سواری را شروع کرد. مونیک میگوید: اون‌موقع توانبخشی انجام دادم و توانایی‌هام خیلی بیشتر شد رو صندلی چرخدار بودم اما خیلی کارها میتونستم انجام بدم، بتدریج این سرگرمی تبدیل به شوق شد و من یک ورزشکار درجه یک شدم. تمرین و مسابقه و مدال همه‌ی زندگی مونیک شد تا 9ماه پیش در اسپانیا که هنگام تمرین یک دوچرخه سوار از عقب با او تصادف کرد و او را به زمین زد، بر اثر این تصادف او مبتلا به کمر دردهایی شد که سبب شد در بیمارستان بستری و توانبخشی برایش  انجام شود، 4ماه بعد ناگهان مونیک متوجه احساسی عجیب و نا آشنا شد. مونیک میگوید: من قبلا چنین حسی نداشتم، متوجه شدم  وقتی دستم را فشار میدم پاهام سوزن سوزن میشه که خیلی درد داشت، احساسی عجیب و غیر واقعی بود که 13 سال تجربه‌اش نکرده بودم. دکتر کریستف اسمیت متخصص توانبخشی مونیک میگوید: ظاهرا انسدادی که در نخاع بوده برطرف شده و من توضیحی از نظر پزشکی برای آن ندارم. و بعد چیزی شبیه معجزه اتفاق افتاد. مونیک در این مورد میگوید: این زیباترین چیزیست که میتوان آموخت، عالیترین تجربه‌ی زندگی اینه که کف زمین هستی بعد یهو شروع میکنی به سینه خیز و بعد روی زانو راه رفتن، وقعا اینکه ناگهان بایستی و اطرافت را نگاه کنی و قدم برداری احساس فوق العاده‌ایه، احساس شعفی که نمیتونی توصیف کنی چقدر زیباست، حسش میکنم اما هنوز نمیتونم با کلمات بیانش کنم. دکتر کریستف اسمیت میگوید: من تا به حال ندیده بودم کسی این همه سال روی صندلی چرخدار باشه و بعد یهو شروع کنه به راه رفتن، بهبودی به این سرعت در ضایعه‌هایی به این شدت دیده نمیشه. مونیک که دیگه اجازه‌ی شرکت در رقابت‌های معلول‌ها را نداره با چالش تازه‌ای روبرو شده، او باید هدف و آینده‌ی زندگیش را یک بار دیگه از نو تعریف کنه. مونیک میگوید: احساس دوگانه‌ایست، من دیگه اشتیاق و آرزوهام را بعنوان یه ورزشکار ندارم اما بجاش یه چیز دیگه دارم چیزی که از هر مدالی قشنگتره، الان دلم میخواد بدوم، دوچرخه سواری کنم یا حتی در مسابقات سه‌گانه شرکت کنم، دلم میخواد هر چیزی را که تا حالا انجام  ندادم تجربه کنم، احساس کودکی را دارم که تازه راه افتاده.   پسينه: در گنگره‌ای بین المللی از ملیت‌های مختلف جمع شده بودن و از نقش و جایگاه گل‌های محبوب‌شون تو زندگی‌شون حرف میزدن، هلندیه میگه: گل لاله قلب و روح و جان و همه چیز ماست. ایرانیه که اصفهانی هم بوده میگه: ما بعد توالت، با این گلا وا، کو نمونا پاک میکونیم. فرانسویه میگه: گل رز گران بهاترین دارایی ماست. اصفهانیه میگه: ما بعد توالت، با این گلا وا، کو نمونا پاک میکونیم. این داستان ادامه پیدا میکنه تا بالاخره نوبت اصفهانیه میرسه و میگه: گل محبوب ما کاکتوسس، بی‌بینم کی وجود دارد باهش کونشا پاک کوند. سرگذشت مونیک من را یاد این جوک قدیمی انداخت. اگه گفتی چرا؟؟

ویلچر برقی  فاتح یا  shark XS110

لینکهای دوستان من




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، تجربه‌، ماهواره،
:: برچسب‌ها: اسپانیا, اصفهانی, بیمارستان, پارالیمپیک, پکن, توانبخشی, جوک, حادثه, سه‌چرخه سواری, سوزن سوزن, عالیترین تجربه, عمل جراحی, فلج, کاکتوس, مسابقه, معجزه, هلند,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 بهمن 1389 ارسال نظر(13)

شارژر سیار ویلچر برقی

از وقتی ویلچر برقی خریدم برام این سوال پیش آمد که: چطور میشه با ویلچر برقی حرکت کرد بدون اینکه انرژی باطری‌هاش تمام بشه؟ اتومبیل برقی کانگورو هم دلیل شد که بیشتر روی این داستان فکر کنم، البته نیاز به فکر کردن زیاد نشد چون جواب را در برنامه‌ی تخته گاز تلویزیونBBC یافتم. تخته‌ گاز یه مجله‌ی دیدنی اتومبیله که روزهای چهارشنبه پخش میشه و به همه چیز می‌پردازه. برنامه‌ی تخته گاز یه خودروی برقی ساخت و برای جلوگیری از خالی شدن باطری‌هاش یه موتور برق گذاشتن عقب اوتولشون. فکر جالب و مفیدی بود، اما اتولشون پر شد از دود و صدای ناخوشآیند. بعد دیدن اون برنامه برام این سوال پش آمد: آیا موتور برقی وجود داره که اونقدر کوچک و پر توان و ارزان باشه که یه ویلچری اون را بعنوان شارژر همراه و همزمان ویلچر تهیه کنه؟ گشتم و یه تیکه‌ با این ویژگی‌ها پیدا کردم: 1-با اصل و نسبه. 2- اهل زندگی و کار بدون آه و ناله است. 3-کم وزن و خوش اندامه. 4- قیمتش حدود 800هزار تومنه. عکس و جزئیات بیشتر از این موتور برق سیار و سفری را اینجا ببینید.

پيآمد: از دفتر فروش خودروی کانگورو باهام تماس گرفتن و گفتن: آقای زندی مژدگانی بده که قیمت نهایی خودروی محبوب شما بدست آمد، این خودرو برای شما فقط 14میلیون تومان ناقابله. اسم خود را به انگلیسی وارد كنید سپس اسم خود را به خط میخی پارسی باستان ببینید

سبزدلان و سوته دلان داشتیم این هم همدلان




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: باطری, تخته گاز تلویزیونBBC, مژدگانی, موتور برق سیار و سفری, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 24 دی 1389 ارسال نظر(15)

ماشین الکتریکی کانگارو

 عکس را سیو کنید تا بزرگش را ببینداطلاعات فنی تعداد سرنشین: 1نفر راننده

وزن با باطری: 566 کیلوگرم

حداکثر وزن: 791 کیلوگرم

شیشه های کنار :الکتریکی

شارژ: 230 ولت، 50 هرتز

نیروی محرکه: 2 موتور الکتریکی

سایز موتور: 4.4 کیلو وات

باطری ها: 4 باطری اصلی، 1باطری کمکی

حداکثر سرعت: 40- 55 کیلومتر در ساعت (قابل برنامه ریزی)

برد کارکرد در یک شارژ: 60 – 80 کیلومتر،به جاده و وضعیت هوا بستگی دارد

طول: 2220 میلیمتر، عرض (با آینه ها):1600 میلیمتر، ارتفاع: 1555میلیمتر محرک (وسیله های حرکت): فرمان اتومبیل، سوئیچ ها، پدال گاز و ترمز در سمت راستعکس را سیو کنید تا بزرگش را ببیند

کنترل کننده ها: سوئیچ اصلی و ترمز دستی در پنل سمت راست، کنترل آینه الکتریکی عقب و بعضی از سوئیچ ها در پنل سمت چپ داشبورد: نمایش گر LCD( شارژ باطریف سرعت، حرکت به سمت عقب و جلو، پیغام های اخطار و خطا و غیره) مکانیسم (عملکرد) درها: کنترل از راه دور، کنترل دستی از بیرون و داخل برای مواقع اضطراری

این خودروی الکتریکی میتواند با کمترین هزینه یاور شما باشد. در این خودرو شما میتوانید همراه با صندلی چرخدار در آن جای بگیرید و به راحتی رانندگی کنید. امکان کنترل از راه دور و کنترل دستی درها از بیرون و داخل برای مواقع ضروری میتواند برطرف کننده تمام نگرانی های شما باشد. برای کسب اطلاعات بیشتر با واحد فروش تماس حاصل نمائید. 2240568-0511

پيآمد:یه ایمیل آمد برام که میگفت: لطفا این آدرس را چک کنید و اون را در وبلاگ خود مطرح کنید. متن بالا توی اون لینک بود. در جواب فرستنده‌ی ایمیل، نوشتم این وسیله قیمتش چنده؟ اما جوابی نیآمد. با واحد فروش تماس گرفتم و ازشون قیمت خواستم، گفتن: هنوز چند هفته مونده تا به قیمت برسیم. گفتم: این وسیله خوبه اما پاسخگوی نیازهای من نیست. اگر این خودرو موتوری بنزین سوز میداشت برای من و حتی عموم ایده‌آل بود.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن، خودرو معلولین،
:: برچسب‌ها: الکتریکی, ایده‌آل, باطری, پدال گاز و ترمز, شیشه, صندلی, فرمان, کنترل از راه دور, ماشین, مکانیسم,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 دی 1389 ارسال نظر(15)

شب سال نو

نوروز امسال تلویزیون من و تو پخش یک برنامه جدید را آغاز خواهد کرد. ما از شما دعوت می‌کنیم که در این برنامه شرکت کنید. شما می‌توانید فردی را که به او علاقه‌مند هستید و او را شایسته دریافت یک هدیه متفاوت می‌دانید و از این طریق می‌خواهید میزان علاقه تان را به او نشان بدهید، به ما معرفی کنید. این شخص شاید در حال حاضر دچار یک بیماری است و شما می‌خواهید به او نشان دهید که چقدر او را دوست دارید و نگران حالش هستید. شاید این شخص در شرایطی که شما دچار گرفتاری بودید به کمکتان آمده و شما را یاری داده است و حالا شما با این هدیه قصد دارید از او سپاسگزاری کنید. شاید شخص منتخب شما درشرایط دشواری به سر می‌برد و این هدیه می‌تواند او را بی نهایت خوشحال کند. این شخص شاید کسی باشد که بیشتر زندگی و اوقات خود را صرف کمک به همنوعانش می‌کند و شما می‌خواهید با این هدیه نشان دهید که دیگران هم به فکر او هستند. این هدیه می‌تواند دیدار شخص مورد انتخاب شما با یکی از شخصیتهای معروف و مورد تحسین او باشد. می‌تواند ملاقات با یکی از اعضای خانواده و یا دوستی باشد که سالها یکدیگر را ندیده اند. این هدیه شاید مسافرت به نقطه یا کشوری باشد که همیشه برای شخص مورد شما رویا بوده است، جایی مانند آبشار نیاگارا یا دیسنی لند و یا هر کجای دیگر. و یا شاید آرزویی دیگر... شما شخص شایسته دریافت این هدیه ویژه را برای نوروز امسال به ما معرفی کنید تا ما با تمام تلاشمان برای خوشحال کردن او وارد عمل شویم. برای شرکت در این برنامه لطفاً به ما ایمیل بزنید arezooha@manototv.com

این هم ایمیلی که من برای این شبکه‌ی صهیونیستی فرستادم

سلام، ممنون برای این ایده‌ی جالب، من برای عیدی به دوستانم که بیشترشون آسیب نخاعی دیدن یه برنامه‌ی تپل هدیه میدم از پیشرفت درمان ضایعات نخاعی در بریتانیا و زندگی این افراد و امکانات خونه و زندگیشون و امکانات شهری و رفاه اجتماعی که دولت براشون به وجود آورده. این برنامه از چند نظر برای من و دوستام مفیده:1- امیدمون را زیاد و واقعی میکنه.2- دیدن منزل یک معلول بهمون ایده میده که بتونیم از امکانات اون شخص در جهت بهتر زیستن خودمون استفاده کنیم. 3- حتما مسئولان را بیشتر به فکر خواهد انداخت.

پسآمد: در بیشتر کشورهایی که تاریخ‌شون میلادیه، شب سال نو بوقلمون میخورن، در خیلی از این کشورها به بوقلمون میگن: ترکی، نکته‌ی جالب اینه که در ترکیه به بوقلمون میگن: هندی. حالا بنظر شما هندی‌ها به بوقلمون چی بگن خوبه؟ 1-چینی 2-مصری 3-روسی 4-هرسه




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، پیرامون ویلچر، صدا و سیما، فکر ایده پیشنهاد، ماهواره، مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسب‌ها: آبشار نیاگارا, بریتانیا, تلویزیون, دیسنی لند, سپاسگزاری, شبکه, صهیونیستی, معلول, من و تو,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 دی 1389 ارسال نظر(13)

زخم بستر

زخم بستر که اصطلاحا زخم فشار نیز به آن گفته می‌ شود، عارضه ‌ای است که بر اثر فشار مستمر، اصطکاک، رطوبت، دما و کهولت سن در هر نقطه از بدن ممکن است به وجود بیاید ولی معمولا این زخم روی قسمت‌ های استخوانی و غضروفی بدن مانند استخوان خاجی، آرنج، زانو، قوزک پا و... مشاهده می ‌شود و اگر در مراحل اولیه به پزشک مراجعه شود به راحتی درمان می‌ شود. ولی زخم ‌های مزمن این بیماری، می ‌توانند زندگی فرد را تهدید کنند. دکتر طباطبایی، متخصص پوست درباره این بیماری می ‌گوید: زخم بستر در هر قسمتی از پوست بدن که بیشترین فشار را برای زمانی طولانی تحمل می ‌کند، اتفاق می ‌افتد و بیمارانی که به هر دلیل، زیاد روی تخت می ‌خوابند در نواحی پشت شامل شانه ‌ها، لگن، ستون فقرات، آرنج ‌ها و پاشنه پا دچارش می ‌شوند و در بیمارانی که از صندلی چرخدار استفاده می‌ کنند این بیماری در نواحی پایین کمر مشهود است. به نوشته اسماعیل جبرائیلی بر اثر فشار مستمر و طولانی، عروق پوست آسیب می‌ بینند و ابتدا این تنگ ‌شدگی خفیف است، می‌ افزاید: بر اثر استمرار، تنگ شدگی عروق(محرومیت از خون) افزایش پیدا می ‌کند و بیمار احساس درد(اگر نخاعی نباشد) می‌ کند و سپس به مرور پوست منطقه ی فشار قرمز شده و به تاول و زخم ختم می ‌شود.

مرحله اول زخم بستر

وی می ‌افزاید: طبق بررسی‌ های به عمل آمده این بیماری از 4 مرحله تشکیل شده که: در مرحله ابتدایی آن، سطحی‌ ترین نوع آسیب دیدگی به صورت جلدی است و رنگ پوست قرمز می ‌شود که با برداشتن فشار از روی آن، قرمزی پوست کاهش پیدا نمی ‌کند. این مرحله ظاهرا شبیه مواردی است که پوست برای مدت طولانی تحت فشار قرار گرفته است.

مرحله دوم زخم بستر

ولی در مرحله دوم این بیماری شرایط قدری فرق می ‌کند و این مرحله با آسیب ‌دیدگی لایه سطحی پوست همراه است ولی این آسیب دیدگی از لایه میانی پوست فراتر نمی ‌رود و ممکن است به صورت تاول یا ساییدگی ظاهر شود. دکتر طباطبایی بهترین درمان برای زخم بستر را پیشگیری عنوان کرده و می ‌گوید: پیشگیری آسان ‌ترین راه برای جلوگیری از بروز این بیماری است که اگر این جا به‌ جایی را بیمار خود انجام دهد، بسیار بهتر از وقتی است که جا به‌ جایی توسط پرستار و اطرافیان صورت بگیرد، چرا که در این شرایط هر 8 ساعت یک بار با توجه به عدم حرکت بیمار، پرستار باید بدن بیمار را تکان داده و جا به‌ جا کند و بهتر این است این فاصله زمانی از 8 ساعت هم کمتر باشد.

مرحله سوم زخم بستر

اما در مرحله سوم این بیماری، ضایعه، تمامی لایه‌ های پوست را متاثر می‌ سازد و ممکن است به بافت‌ های زیر جلدی نیز صدمه بزند، در این لایه جریان خون به کندی صورت می‌ گیرد و به همین دلیل درمان زخم(حاوی چرک) با دشواری همراه است.

مرحله چهارم زخم بستردکتر طباطبایی با بیان این که در مرحله چهارم بیماری، زخم کاملا عمقی است و ممکن است به درون عضلات، تاندون‌ ها یا حتی استخوان‌ ها نفوذ پیدا کند، می‌ گوید: با معاینه ضایعه نمی‌ توان عمق و درجه زخم را مشخص کرد و گاهی به تشخیص‌ های آزمایشگاهی احتیاج است. در جستجوی راه ‌های درمان به گفته ی این عضو هیات علمی، زخم بستر با پیشگیری، جا به‌ جا کردن بیمار و ماساژ ناحیه تحت فشار و نخوابیدن روی آن درمان می‌ شود ولی نباید فراموش کرد که ماساژ فقط در مرحله اول موثر است و در مراحل بعدی این عمل نه تنها مفید نبوده بلکه باعث نفوذ چرک به مناطق زیرین و اطراف می ‌شود. در زخم های چرکی شده، شستشوی زخم با آب و صابون و ضدعفونی با سرم نمکی و محلول بتادین ادامه دارد و با پانسمان محل زخم بسته می‌ شود،(درخصوص استفاده از بتادین بهتر است به دلیل صدمه وارد شدن به بافت زنده یا از آن استفاده نکرد یا این که محلول را بسیار رقیق کرد). وی درباره ی زخم‌ های قدیمی که دارای بافت مرده هستند، اظهار می ‌کند: ابتدا باید این بافت ‌های بدون حیات در محل مناسب چون اتاق پانسمان استریل یا در اتاق عمل با اسکالپل(چاقو) بریده و سپس پانسمان شوند و بر اساس شدت عفونت آنتی‌ بیوتیک خوراکی یا تزریقی تجویز شود. فناوری جدید درمان زخم بستر فناوری جدید در درمان این بیماری شامل استفاده از لارو حشره، پانسمان کامفیل یا پماد الیز است. به گفته این عضو هیات علمی دانشگاه، لارو مگس را روی زخم و زیر پانسمان قرار داده تا به این طریق بافت مرده، خورده شود چرا که ترشح بزاق لارو حشره باعث سرعت در ساخت و ساز بافت می‌ شود. با این که هزینه پانسمان کامفیل و پماد الیز بسیار گران است ولی با توجه به نتایج عالی درمانی آن ها، به افرادی که توان خرید دارند توصیه می‌ شود. همچنین برای سهولت کار بهتر است افراد قطع نخاعی در نواحی تناسلی از پماد الیز استفاده کنند و در نواحی غیر چین، (کشاله ران و...) از پانسمان کامفیل کمک بگیرند. همان طور که گفته شد عدم جا به‌ جایی بیمار یکی از دلایل اصلی گسترش بیماری است و افرادی که جریان گردش خون خوبی ندارند، سریع ‌تر از دیگران دچار این بیماری می ‌شوند، همانند افراد الکلی، دیابتی، جذامی و افرادی که به هر دلیلی اختلال اعصاب حسی و حرکتی دارند، بیماران نخاعی همواره مستعد بیماری زخم بستر هستند. بهتر است بیماران بستری برای جلوگیری از این عارضه مهلک حداقل 3 مرتبه در 24 ساعت جهت خواب خود را تغییر دهند. دکتر طباطبایی با اشاره به این که عدم مداوای کامل این بیماری می‌ تواند در گسترش بیماری نقش داشته باشد، خاطرنشان می ‌کند: هنگام پیشرفت بیماری، عفونت وارد خون شده و باعث باکتریمی و در مواردی سپتی سمی(عفونت خون) می‌ شود که حتی تا مرگ سریع بیمار هم پیش می ‌رود.  به هر حال این بیماری نباید نادیده گرفته شود و اطرافیان بیمار به این مساله آگاهی داشته باشند که این بیماری می‌ تواند مشکلات فراوانی را، حتی سخت‌ تر از بیماری قبل برای مریض به وجود آورد منبع

مراقبت از زخم

چه زخمی را باید جدی گرفت؟

بهبود زودتر زخم با خوش‌اخلاقی

نقش عسل در درمان زخم ها

جای زخم‌ ها را باید لیزر کرد؟

اثرات گیاه آلوئه بر زخم پوستی




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، لينك،
:: برچسب‌ها: آرنج, آسیب ‌دیدگی, اثرات گیاه آلوئه, پاشنه, پانسمان کامفیل, پماد الیز, تاندون‌, راه ‌های درمان, زخم بستر, ستون فقرات, شانه, عضلات, عفونت, فشار, فناوری جدید, لارو حشره, لایه سطحی پوست, لگن, ماساژ,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 آذر 1389 ارسال نظر(10)

ارتباط با رئیس جمهور

رفتم به وب‌سایت رییس جمهوری تا بتونم از قسمت ارتباط با رئیس جمهور ایمیل بفرستم، بعد چند تا کلیک رسیدم به سامانه الكترونيكي ارتباط مردم و دولت(سامد) و دیدم سیستم ارتباطی عوض شده، الان مردم شریف ایران از هر شهری میتونن با شماره‌ی 111 تماس بگیرند و نظر یا شکایت یا خواست خودشون را مطرح کنند. من هم دست به کار شدم و زنگ‌زدم به سامانه و گفتم: بنده بسیار ممنون و سپاسگزار دولت مردمی و عدالت گستر هستم که در حال اجرای قانون تحول اقتصاد و هدفمند نمودن یارانه‌هاست، بنده از دولت و مسئولین محترم خواهشمندم در اجرای این قانون نظر ویژه‌ای به معلولان داشته باشند و این قشر محروم و نیازمند را در راه توانمندسازی و استقلال، هرچه بیشتر مورد توجه قرار دهند، انشاالله حمایت‌های همه‌جانبه‌ی دولت خدمتگزار موجب رفع اندکی از محرومیت‌ها و محدودیت‌های بی‌شمار کنونی شود.

پسآمد: خوشبختانه مسئولین میگن که در اجرای این قانون نظر خاصی به معلولان دارند، اما ما هم نباید دست روی دست بگذاریم، خوبه که با هم لابی کنیم و با اعمال فشار، به حق طبیعی‌مون برسیم. من از همه‌ی دوستان معلول میخواهم زنگ‌بزنند، و لطفا دوستان از دوستان معلول‌شون هم بخواهند که زنگ بزنند، از قدیم گفتن: 1-یه دست صدا نداره. 2-کار نیکو کردن از پر کردن است.

زن‌ها فرشته‌اند عنوان وبلاگی بسیار مفید است. واقعا زن‌ها فرشته‌اند!؟ ویلچر برقی  فاتح یا shark XS110 گیتی تک البرز شرکت است که انواع تجهیزات مخصوص معلولان را میفروشه لينك دوستان من




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، لينك، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: ارتباط, اعمال فشار, اقتصاد, سامانه الكترونيكي, عدالت, قانون, لابی, مردم شریف ایران, مسئولین, معلولان, وب‌سایت رییس جمهوری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 آذر 1389 ارسال نظر(14)

استنتاج

یه سریالی از تلویزیون پخش میشد بنام شرلوک هولمز، مضمونش طبق معمول جنایی و پلیسی بود. من از اون سریال یادگرفتم با توجه به شواهد میشه علت هر معلولی را پیدا نمود و این برای همه‌ی آدم‌ها و بخصوص ما معلول‌های گوگولی مگولی بسیار مفیده. اگر همیشه از خودمون بپرسیم چه شد که اینطوری شد؟ می‌تونیم جلوی خیلی از اتفاق‌های ناخوشایند را بگیریم. مثلا: من اگر تب کنم برسی میکنم تا بفهمم کدام کارم میتونسته علت تب کردنم باشه، کلا من سه جور تب و لرز میکنم:1-سرما خوردن کلیه‌هام که بر اثر سرمای ناگهانی حادث میشه. 2- عفونت مثانه که معمولا به دلیل رعایت نکردن بهداشت حادث میشه. 3- خوردن غذای چرب و نامنظم شدن صفرا. اگه به مثال تب کردن من توجه کنید متوجه میشید که آدم با برسی کارهایی که کرده راحت میتونه بفهمه عارضه‌ای که براش پیش آمده به چه علت بوده. یادتون باشه آدم نباید از یک سوراخ دوبار گزیده بشه دیگه خونه‌ی پرش 3بار گزیده بشه. اگه مرتب گزیده میشید حتما گوشت‌تان(عقلتان) شیرینه.

پسوند: ما نخاعی‌ها باید خیلی به خورد و خوراکمان توجه کنیم که گرفتار سختی اجابت مزاج نشیم، اگر شدیم حتما باید با یافتن علت از تکرار آن جلوگیری کنیم.

شماره تلفن و آدرس تعمیر کار ویلچرهای الکتریکی 




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، روانشناسی، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، طنز، لينك، تجربه‌، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: بپرسیم, برسی, پلیسی, تب, تلویزیون, جنایی, سریال, شرلوک هولمز, صفرا, عفونت, گزیده, لرز, مثانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 آبان 1389 ارسال نظر(21)

ویلچر را ارزان بخرید

نشستن روی ویلچر برقی فاتح موجب میشد نشیمنم عرق کنه و این موجب ناخرسندیم بود، دلیل این عرق کردن  جنس  روکش صندلیه: پارچه‌ی مخمل گونه‌ای که بعنوان روکش صندلی ویلچر برقی فاتح استفاده شده دو لایه‌‌ی بهم پیوسته داره: لایه‌ی بالایی مخملی و لطیف و مناسبه اما لایه‌ی زیری پلاستیکه و این برای ما واقعا فجیعه، چون موجب میشه پوست نفس نکشه و عرق کنه و آماده باشه برای زخم شدن، برای رفع این مشکل که دغدغه‌ی فکرم شده بود، داداشم را دست به تیغ کردم و گفتم بخش مرکزی پارچه‌ی صندلی ویلچرم را برید و انداخت کنار، برای اینکه هوا بیشتر زیر باسنم جریان داشته باشه، گفتم داداشم قسمت نشیمن صندلی را با تیغ مثل یه جدول کلمات متقاطع با طول و عرض و عمق سه سانت برید،اینطوری صندلی نرمتر شده و میشه گفت: یه تشک روهوی ابری شده. برای اینکه ظاهر صندلی ویلچرم زشت نباشه مادرم یه دامن نو و بی‌مصرف با جنس پارچه‌ی کشی کشید روی نشیمن صندلی و کنارهاش را کوک زد، الان هم ظاهر نشیمن ویلچرم زیبا شده هم باطنش با حال شده.  

پيوست: دو توصیه به دوستانی که میخواهند ویلچر برقی فاتح بخرند، اول اینکه: اون را از مستقیم از سازنده بخرند، اینطوری قیمتش نسبت به بازار300هزارتومان ارزانتر میشه، شماره‌ی اونها اینه: 77516927. دوم اینکه: دوستان میتونن از رانت بنده استفاده کنند و 50هزارتومان تخفیف بگیرند، کافیه به فروشنده آقای کریمی بگید: من را زندی فرستاده.

دوستی دیگر که مثل ما نخاعی است

ایران توانا پایگاه جامع اطلاع رسانی معلولان

نخستین جشنواره عکس با موضوع معلولان




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: پارچه‌ی کشی, تیغ, خرید, دامن, دو توصیه, روکش صندلی, فروش, قیمت, ویلچر برقی فاتح,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 آبان 1389 ارسال نظر(6)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.