💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


پیروزی با استقلال

پسرم امیرفرهاد الان دوسال و هشت ماه سن داره. دیروز بردمش پارک و ازش خواستم تنهایی بره تو زمین‌بازی و با بچه‌ها بازی کنه. اول گفت: نمیرم، چون اولین بارش بود که میخواست تنهایی بره بازی. با کمی تشویق رفت بسوی زمین بازی هنوز چند متر ازم دور نشده بود که برگشت طرفم و اومد کنارم و گفت: جایی نری‌هآاا، همینجا بمون. گفتم: چشم پسر قشنگم، شما نگران نباش، من همینجا میمانم و مراقب شما هستم. با اطمینان از حضور من، ازم دور شد و اینبار دوبرابر قبل ازم دور شد، اما باز بسرعت بطرفم برگشت. دوباره بهم گفت: بابا جایی نری‌هآاا، همینجا بمون تا من بیام. گفتم: چشم عزیزم، شما نگران نباش، من از اینجا مراقب شما هستم. این دورتر رفتن و بازگشتن بسوی من و اطمینان پیدا کردن از حضور من مرتب تکرار شد و هر بار پسرم دورتر میرفت و برمیگشت. قبلا در یک فیلم آموزشی دیده بودم این رفتار کودک را که با حس حضور پدر یا مادرش آهسته و کم کم از اونها دور میشه و به دورتر میره و نم نم برای زمان بیشتری دوری والدینش را تحمل میکنه.

پاپوش: منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قرب است و به شکر اندرش مزید نعمت. هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون برمی آید مفرح ذات. در هر نفس دو نعمت موجود است و بر هر نعمت، شکری واجب. خدای مربانم کرور کرور سپاس گزارم. (کرور ایرانی برابر با نیم میلیون یا ۵۰۰٬۰۰۰ می‌باشد)

شناسایی دلایل ژنتیکی بیماری عصبی آتاکسی مغزی نخاعی با استفاده از سلولهای بنیادی پرتوان القایی عملکرد مناسب سلول های بنیادی نیازمند سولفید هیدروژن است پتانسیل سلول های بنیادی در درمان آتروفی نخاعی عضلانی و بهبود نورون های حرکت استفاده از سلول های بنیادی برای بازسازی موفقیت آمیز آسیب قشری نخاعی هشدار کارشناسان در مورد توریسم سلول های بنیادی نتایجی مثبت از پیوند سلول های بنیادی برای درمان ام اس




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، معلولین و معلولیت، خاطره، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك، تجربه‌، از امیرفرهاد و امیرسام،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, اولین بار, پارک, درمان ام اس, زمین‌بازی, ژنتیکی, سلول بنیادی, فیلم آموزشی, کرور,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 فروردین 1395 ارسال نظر(2)

کنترل مثانه

افرادی که دچار آسیب نخاعی می‌شوند با چالش‌های بسیار زیادی مواجه هستند که راه رفتن مجدد یکی از کوچک ترین‌های آنها محسوب می‌شود. به همین منظور محققین کمبریج به دنبال راهی هستند که بتوانند کیفیت زندگی این افراد را افزایش دهند.  آسیب نخاعی از بسیاری جهات یک بیماری تستوسترونی است به این معنی که از هر پنج مورد آسیب‌های نخاعی، چهار مورد آنها در مردان اتفاق می‌افتد که شیوع آن هم بیشتر در اوایل سن بلوغ است. در نتیجه ارزیابی خطر وقوع این امر در مردان امری لازم است. شاید تعجب آور نباشد که وقتی از بسیاری از این بیماران در مورد اولویت هایشان در صورت سلامت سوال پرسیده می‌شود آن ها ابتدا به داشتن فعالیت جنسی و سپس توانایی حرکت دست و پا اشاره می‌کنند. راه رفتن و کنترل مثانه و ادرار اولویت‌های بعدی آنها محسوب می‌شود. در حال حاضر احیای عملکرد مثانه و کنترل ادرار یکی از چالش های اصلی است و بیماران مجبورند که مثانه‌شان را با سم بوتولینیون توکسین(بوتاکس) پر کنند تا آن را فلج کنند و بوسیله کاتتر چند بار در روز آن را تخلیه کنند. این شاید روشی ساده باشد اما استفاده از کاتتر می‌تواند منجر به عفونت و اسکار در بافت پیشابراه شود. برای حل این مشکل دکتر Fawcett و همکارانش در کمبریج ابتدا از دستگاهی موسوم به Brindley device‌استفاده کرده‌اند که ایمپلنتی است که به صورت یک محرک خارجی دستی عمل می‌کند و با انقباض مثانه به تخلیه شدن آن کمک می‌کند. این دستگاه نیز با مشکلاتی همراه است که از جمله آنها تضعیف کردن اعصاب حسی است که از لگن به نخاع می‌روند و در نتیجه این امر عضلات لگنی ضعیف شده و عملکرد جنسی از دست می‌رود. در ادامه، آنها ورژن بیورباتیکی از دستگاه Brindley را تولید کردند که سیگنال‌ها را از اعصاب حسی لگن دریافت می‌کند و پاسخ می‌دهد و در نتیجه این آسیب را قطع نمی‌کند. این سیگنال‌ها مانع تخلیه بی‌اختیار مثانه در زمان تحت فشار قرار گرفتن می‌شود و به بیماران اعلام می‌کند که مثانه آنها تا چه حد پر شده است و چگونه می‌توانند با استفاده از سیستمی الکترونیکی آن را تخلیه کنند. محققین امیدوارند بزودی این سیستم بیوروباتیک را وارد بازار جهانی کنند تا بیماران زیادی بتوانند از آنها نفع ببرند.منبع




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, ایمپلنت, بوتاکس, تستوسترونی, مثانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 فروردین 1395 ارسال نظر(1)

چرا مغز و نخاع امکان ترمیم ندارند؟

سیستم عصبی از فرآیند تنفس تا کنترل ماهیچه‌ها نقش حیاتی در انجام عملکردهای مختلف ایفا می‌کند و به همین دلیل درد عصبی و آسیب‌دیدگی آن‌ها می‌تواند تاثیر چشمگیر و گسترده بر کیفیت زندگی داشته باشد. اما با وجود اهمیت فوق‌العاده سیستم اعصاب مرکزی چرا نمی‌توانیم آسیب دیدگی آن را برطرف کنیم؟ یک متخصص در پاسخ به این پرسش توضیح داد: سیستم اعصاب مرکزی دارای پروتئین‌های خاصی است که وجود این پروتئین‌ها امکان بازتولید سلولی را متوقف می‌سازد زیرا هر سلول موجود در سیستم عصبی همچون یک مدار مجزا، عملکرد منحصر به فرد دارد و نمی‌تواند جایگزین شد. سیستم عصبی به دو بخش تقسیم می‌شود که مغز و نخاع سیستم اعصاب مرکزی را شکل می‌دهند. اعصاب از رشته‌های حسی و نورون‌های حرکتی تشکیل می‌شوند که سیستم عصبی پیرامونی را شکل می‌دهند. سلول‌های عصبی نیز متشکل از قسمت‌های متعددی هستند اما از طریق رشته‌های پوشیده در لایه حفاظتی «میلین»، سیگنال‌ها را می‌فرستد و این رشته‌ها «آکسون» نامیده می‌شوند. آکسون‌ها رشته بلند سلول هستند که به سلول‌های مجاور رسیده و پیام‌ها را به انتهای رشته می‌رساند. همچنین سلول‌های «شوان» که تنها در دستگاه عصبی پیرامونی موجود هستند، سلول‌های گلیالی هستند که غلاف میلین حفاظتی تولید می‌کنند. سلول‌های شوان می‌توانند عصب‌های آسیب دیده را پاکسازی کنند تا شرایط برای فرآیند بازسازی فراهم شده و عصب‌های جدید شکل بگیرند. اما مشکل این جا است که سلول‌های شوان در سیستم اعصاب مرکزی وجود ندارند. سیستم اعصاب مرکزی در واقع از سلول‌های تولید‌کننده میلین تشکیل شده که قادر نیستند سلول‌های عصبی آسیب دیده را تحت هیچ شرایطی پاکسازی کنند. متخصصان در بررسی‌های خود به دنبال آن هستند تا موثر بودن درمان سلولی را آزمایش کنند به گونه‌ای که برای ترمیم سلول‌ها در سیستم اعصاب مرکزی سلول‌های بنیادی مستقیم در محل آسیب دیده تزریق شوند هرچند به دست آمدن نتایج این بررسی‌ها چندین سال زمان می‌برد.منبع




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: اعصاب مرکزی, سلول‌های تولید‌کننده میلین, سلول‌های شوان, مغز و نخاع,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 اسفند 1394 ارسال نظر(2)

گوشی هوشمند

هر روز گوشی‌های هوشمند کارامدتر و شکیل‌تر و فراگیرتر از قبل می‌شوند. این گوشی‌ها فورا درب دانش‌نامه‌ای به بزرگی دنیای وب را بروی کاربر باز می‌کنند. هر کسی به فراخور حال و نیاز، از این امکان بهره می‌گیرد. به دوستان نخاعی توصیه میکنم به کانال تلگرامی اطلاعات نخاعی بپیوندند و از اطلاعات گسترده و سودمندش استفاده شایسته ببرند. این هم لینک مدیر گروه گفتگوی تخصصی و اشتراک تجربه نخاعی هاست، تماس بگیرید و درخواست عضویت در گروه بدید و از تجربه دوستانتان استفاده کنید.

پسينه: دوستان نخاعی كه علاقمند به كسب اطلاعات در زمينه زخم فشاري، زخم دور استوما  و زخم‌هاي ديابتي ويژه افراد آسيب  نخاعي  هستند مي‌توانند با شماره تلفن 09192058919 از ساعت: 9 صبح الي 21 روزهاي هفته غير از جمعه تماس برقرار نموده و در خصوص سوالات خود، پاسخ و راهنمايي دريافت نمايند.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، اخبار ترميم نخاع، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، خودرو معلولین،
:: برچسب‌ها: آسيب نخاعي, دانش‌نامه, زخم فشاري, زخم‌هاي ديابتي, گوشی‌های هوشمند,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 اسفند 1394 ارسال نظر(0)

تشک مخصوص ضایعه نخاعی

بیست سال بود که روی تشکی می‌خوابیدم که قبل من هم دست کم ده سال به ضایعه نخاعی‌های زیادی خدمت کرده بود و پدرم اونو بعنوان تشک مستعمل دریافت نموده بود. تشکی بود راحت و ناراحت. راحت از نظر سلامت و دور نگه‌داشتن بدن از زخم فشاری، وناراحت بود از نظر شکل ظاهری.  مدتها بود که بفکر جایگزینی، برای این تشک پیر بودیم. ابتدا گشتیم بدنبال مشابه همین تشک پیر که دیدیم یافت می‌نشود گرد شهر.

دو سال پیش یه تشک ابری خریدم و به کمک  داداشم سعی کردیم اونو بشکل همین تشک پیر دربیارم.نتیجه ظاهری مطلوب شد اما چون وزن من کمه و فشردگی تشک زیاد بود راحتی مورد نظر من را نداشت. برای نرم شدنش گفتم تابستان انداختنش روی بام تا آفتاب بپوساندش، این کار خیلی تشک را نرم کرد اما باز هم مطلوب نبود، برای نرمتر شدنش گفتم بندازنش توی حیاط منزل و آب بریزن‌روش تا در شب‌های سرد زمستان یخ بزنه و بترکه. اما این کار به نتیجه نرسید، دلیلش این بود که: پدرم رفت و یک تخته تشک نو از همان تشک پیر را برایم خرید.

تابستان گذشته که به نمایشگاه معلولین رفتم، در غرفه‌ی شرکت تولیدی صنعتی امیدان مهر آیین که فعالیتش در زمینه تولید و واردات انواع تشک های طبی، بیمارستانی است یه نمونه از تشک خودم دیدم. خیلی خوشحال شدم. مسئول غرفه گفت: از این تشک‌ها داریم قیمتش هم 350هزار تومانه و هروقت خواستی بهت تخفیف هم میدیم. ماه گذشته دیدم سایت شرکت امیدان مهر آیین تشک را به لیست محصولاتش اضافه کرده. زنگ زدم و سفارش دادم، اما وقتی تشک را اوردن منزل دیدم چیز دیگری ارسال کردن. با اعصاب خورد تماس گرفتم و گفتم: من که تشک فلان را سفارش دادم چرا شما چیزی دیگر فرستادید!؟ گفتن: اون تشک که شما سفارش دادی یه نمونه خارجیه و ما اونو اوردیم برای مشتری سنجی و سفارش‌گیری و تولید در آینده. با توپ‌پر اعتراض کردم و در نهایت ناراحتی گفتم: فوری بیایین تشکی که اشتباهی فرستادین را ببرید و پولم را بدهید. اونها هم انجام دادن.

پایان داستان تشک را برای پدرم که درجریان کار خریدم بود تعریف کردم. پدرم گفت: شماره شرکت را به من بده و شما خودت را مالک تشک بدان. و اینگونه شد که با همت والا و پایمردی پدرانه پدر بزرگوارم تشک پیر به آرامستان ابدی رفت و تشک نو  جایگزینش شد. البته قیمش با تخفیف یک میلیون تومانی، 700هزار تومان شد، که اونوهم پدرم پرداخت. عمرش بلند، تنش سلامت، و عزتش روزافزون باد، آمین.

پسينه: دیروز توی پنج‌شنبه‌بازار محله‌مون ماهی گلی شب عید آورده بودن. صدای پای عمو نوروز را میشه از دور شنید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، لينك، تجربه‌، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: انواع تشک های طبی، بیمارستانی, تشک, تشک مخصوص ضایعه نخاعی, دور نگه‌داشتن بدن از زخم فشاری, ضایعه نخاعی, نمایشگاه معلولین,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 بهمن 1394 ارسال نظر(2)

سلول درمانی یک مرد فلج

ساندر بیماری 26 ساله بود که چند سال پیش به دلیل افتادن از درخت دچار آسیب نخاعی شده و فلج شده بود. در سال 2011 پزشکان وی را مورد سلول درمانی قرار دادند و اینک وی امیدوار است که مجددا کنترل مثانه و حرکاتش را بدست آورد. در سال 2011، مشاورین ارتوپد و جراحان پیوند سلولهای بنیادی در بیمارستان به ساندر پیشنهاد تزریق سلولهای بنیادی کردند تا بدن وی را آماده ترمیم شبکه عصبی نخاعش کنند. وی در ابتدای آسیب دیدگی‌اش دچار فلجی چهار دست و پا شد و کنترل ادراری‌اش را نیز از دست داد. اما محققین توانسته‌اند با استفاده از سلولهای بنیادی مشتق از مغز استخوان وی که در شرایط آزمایشگاهی کشت و تکثیر داده شد شرایط وی را بهبود ببخشند. نتایج اولیه نشان می‌دهد که وی توانسته است تا حدی عمکلردهای حسی‌اش و کنترل مثانه‌اش را بدست آورد و اینک تا حدی می‌تواند دست‌هایش را حرکت دهد. محققین امیدوارند با استفاده از دوره‌های سلول درمانی اضافی وی بتواند تاحد زیادی بازتوانی شود.منبع

پسوند: دوستانی که از ادرار بدبو رنج می‌برند، مثلا ادرار بوی تند و تلخ و یا بوی تخم مرغ، میده، میتونن با مصرف محدود قرص  هیدروکلروتیازید مشکل بوی بد را رفع کنند. ولی بهترین راه درمانش آزمایش ادرار است. در ادامه درباره این دارو بخوانید:

گروه دارویی: دیورتیک

گروه درمانی: ضد فشار خون , ضد سنگ سازی در کلیه ها

شکل دارویی: قرص

مصرف در دوران حاملگی:مجاز به استفاده

موارد مصرف: در درمان فشار خون , اختلالات کبدی , نارسایی کلیه , ادم عمومی , قبل از قاعدگی

میزان مصرف: نصف تا یک قرص کامل و در صورت نیاز به میزان 2 قرص در روز قابل افزایش است.

موارد مانع: حساسیت شدید دارویی , عدم توانایی بیمار در ادرار کردن(آنوری)

عوارض جانبی: زردی , از دست رفتن آب بدن , نارسایی کلیه , ترومبوسیتوپنی , اگرالوسیتوز , کاهش میل جنسی , ضایعات جلدی , پر ادراری – شب ادراری

توجهات: وزن و فشار خون بیمار را کنترل کنید. تهوع , استفراغ , و ضعف عمومی و تشنج احتمال مسمومیت را مطرح می کند.

آموزش: دارو باعث کاهش فشار خون می شود.تغییر وضعیت را در نظر بگیرید. دارو با غذا میل شود.

شرایط نگهداری: در جای خشک و دور از نور نگهداری شود.

نکته: بیمار مستعد حساسیت به نور می شود.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, ادرار بدبو, ترمیم شبکه عصبی, دوران حاملگی, سلول درمانی, سلولهای بنیادی, سنگ سازی, فشار خون, فلج, مثانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 بهمن 1394 ارسال نظر(0)

ریاضی و درمان نخاع

پژوهشی جدید موجب روشن شدن برهمکنش‌های پیچیده عملکردی سلولهای بنیادی و انتشار مولکولی در بافت عصبی شده است و این امر ممکن است بسیاری از وقایع مربوط به تمایز سلولهای بنیادی و تشکیل بخش قشری مغز را توجیه کند. در حالی که محققین در مطالعات اخیر موفق شده‌اند که روش‌های جدیدی را برای بازسازی سه بعدی بافت‌های عصبی و مسیرهای عصبی در مغز و نخاع ارائه دهند، دکتر ریچارد مک مورتی رویکرد ریاضیاتی جدیدی را برای درک غلظت مواد غذایی درون سازه‌های بافتی سه بعدی و چگونگی اثر گذاری آنها روی رشد بافت ارائه داده است. سلولهای بنیادی دارای رفتارهای منحصربفردی هستند و به غلظت‌های خاصی از فاکتورهای مولکولی پاسخ می‌دهند که این بدین معنی است که درک دینامیک پیچیده سیگنالینگ مواد غذایی، انتشار و متابولیسم در بافت‌های سه بعدی بسیار مهم است. بسیاری از بافت‌های سه بعدی به امید شبیه سازی مینی اندام‌ها از سلولهای بنیادی خود فرد بیمار بازسازی شده‌اند که از جمله آنها مینی مغزها یا ارگانوئیدهای مغزی هستند که میتوانند برای مطالعه بیماریهای عصبی استفاده شوند و یا این که روزی به بافت آسیب دیده بیمار پیوند شوند. بنابراین  توانایی هدایت و راهنمایی تکوین و عملکرد سلولهای بنیادی به سمت اثرات دلخواه در ارگانوئیدها یکی از جنبه‌های مهم این مطالعه است. دکتر مک مورتی در این پژوهش جدید درصدد برآمد که از یک مدل سازی ریاضی استفاده کرده است تا به غلظت دقیق مواد غذایی مورد نیاز برای ایجاد بافت عصبی سه بعدی از سلولهای بنیادی عصبی استفاده کند. با استفاده از این مدل سازی می توان فرایند بهبود مواد غذایی را در ارگانوئید مغزی سه بعدی بهبود بخشید. طی تکوین انسان، سلول های بنیادی از مرکز مغز در حال تکوین به سمت لایه‌های خارجی تر مهاجرت می‌کنند. این مدل ریاضی میتواند محدودیت‌های رشد ناشی از انتشار و متابولیسم را توضیح میدهد و هم چنین جنبه‌های فیزیکی تاثیرگذار رو مهاجرت این سلولهای بنیادی عصبی را نشان میدهد. با استفاده از این مدل سازی ریاضیاتی و فیزیکی شما میتوانید با استفاده از یک معادله متابولیسمی، رفتاری که سلولهای بنیادی در ساخت یک سازه بافتی سه بعدی یا ارگانوئید در پیش خواهند گرفت را پیش بینی کنید. منبع

پيوست: یه مسئله جدی برام پیش آمده که با رویکرد مثبت، دارم حلش میکنم. داستان اینه که پشتم، روی استخوان دنبالچه زخمی پدیدار شد که با روزی 8 ساعت به پهلو خوابیدن داره خوب میشه شکر خدا. البته مرتب به خودم میگم که اون داره خوب میشه و بیشتر شبها قبل خواب میگم: امشب که من میخوابم فکر و ذهنم بیدارن و تا صبح همه یاخته‌های بدنم را هماهنگ میکنن برای بهبود زخم پشتم. جالبه بدانید این شیوه تاثیر زیادی داره.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: بافت عصبی, درمان نخاع, ریاضی, سلولهای بنیادی, مغز, مهاجرت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 دی 1394 ارسال نظر(2)

تابستان داغ داغ داغ

شاید در بیشتر مدارس در آغاز سال تحصیلی اولین موضوع انشاء تابستان را چگونه گذراندید باشه. من یادم نمیاد این انشاء را در دوران مدرسه نوشته باشم پس الان مینویسم. تابستانی که گذشت سرماخوردم و تمام وقت سرفه میکردم و حالم بسی ناجوانردانه بد بود. شبی روی ویلچر بودیم، برای راحت‌تر سرفه کردن و کامل تخلیه شدن اخلاط داخل ریه، هنگام سرفه نمودن از کمر تا شدم سر و سینه‌ام را با شتاب بسوی زانوهایم بردم، در این موقع صدای طرقی از کمرم شنیدم و با وجود اینکه سوند داشتم، ادرار ازم خارج شد. فوری با ویلچر توالت رفتم دستشویی اما کاری انجام نشد. از اون شب هرچی حس زیر ناف داشتم را از دست دادم و همین موجب شد بعد 22سال باسنم گرفتار زخم فشاری بشه. همه اینها که بر من رفت، علامت‌های اولیه‌ای است که هنگام آسیب نخاعی مشاهده میشه. با پزشک متخصص مغز و اعصاب تماس گرفتم و جریان را براش بازگو کردم. دکتر بهم گفت: احتمالا شوک نخاعی بهت وارد شده. فعلا به کمرت فشار نیار و در اولین فرصت MRI بگیر. خوشبختانه پزشکان رادیولوژ و مغز و اعصاب چیزی درMRI مشاهده ننمودند. زخم روی باسنم با کرم کامفیل معجزه‌گر خیلی زود درمان شد، اما تا امروز خبری از برگشت حس‌های از دست رفته  نشده. پاپوش: مطالب بالا هشدار بود. بدانید و آگاه باشید، انسان بالغ همواره روبه زوال است و این جریان قطعا در وجود ما قویتر از افراد سالم است، پس بهتره از فعالیت‌های پر ریسک پرهیز بشه و بیشترین تلاش در حفظ سلامتی بشه. 




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان،
:: برچسب‌ها: MRI, آسیب نخاعی, آغاز سال تحصیلی, تابستان, سرفه, سوند, سینه, شوک نخاعی, علامت, مدارس, موضوع انشاء, ناف, ویلچر توالت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 آبان 1394 ارسال نظر(0)

چرا وبلاگ 70روز بروز نشد!؟

سلام محضر دوستان گرامی مدتی بود که وبلاگ به روز نمی‌شد. دلیل این امر مشکل شخصی بنده نبود، بلکه مشکلی بود که شخص بنده با تغییرات در بخش مدیریت وبلاگ ایجاد نمودم و موجب انفجار بنیادی در بخش داخلی وبلاگ شدم، کلا وبلاگ را از داخل پوکوندم و هرگونه دسترسیم به بخش مدیریت غیر ممکن شد. بعد تماسهای متعدد، بالآخره آقا ابراهیم مدیر متخصص و متعهد و خستگی‌ناپذیر سایت اسپیشال با جهد و تلاش بی‌پایان، بر آن مشکل فنی که این جانب موجب شده بودم چیره شدند و وبلاگ را به حال عادی برگرداندیندند.

ته‌بندي: در مدتی که وبلاگ به روز نمیشد اتفاق‌‌هایی رخ داد که به مرور عرض خواهد شد. یکی از این اتفاق‌ها مصاحبه گونه‌ای با بنده بود که در روزنامه همشهری منتشر شد. نویسنده روزنامه‌ی همشهری با خواندن وبلاگ‌های آشنايي با يك معلول قطع نخاع و البته گفتگو تلفنی با بنده، با برداشتی آزاد، مصاحبه‌ای روزنامه و خواننده پسند را منتشر نمودند. در ادامه اصل مطلب منتشر شده را بخوانید:

کلید صبر به هر قفلی می‌خورد!

تا به حال فکر کرده‌اید موقع راه رفتن چطور پایتان را از روی زمین بلند می‌کنید و قدم برمی‌دارید؟

تا به حال به حركات خودآگاه يا حتي ناخودآگاه بدنتان هنگام خستگي فكر كرده‌ايد؟ اصلا مي‌دانيد احساس خستگي هم يكي از لطف‌هاي بزرگ خداوند در حق ماست تا راهي براي مبتلا نشدن به مشكلات جدي پيدا كنيم؟ همين راه رفتن ساده و قدم زدن در خانه و خيابان، براي عده‌اي از جانبازان و معلولان قطع نخاعي مانند يك رؤياست. انگار كه ما بخواهيم با نگاه كردن به يك در بسته، آن را باز كنيم! در اين ميان، مهرداد زندي، جوان معلول قطع نخاعي است كه اگر روزها و سال‌ها هم با او به صحبت بنشينيد، محال است او شكايتي از وضعيتش كند. سختي و مشقت‌هاي زندگي‌اش را برايتان تعريف مي‌كند اما روح صبر درصورتش پيداست و آن يأسي كه بعضي از ما در اثر يك اتفاق ساده دچارش مي‌شويم، هيچ اعتباري پيش او ندارد. مهرداد زندي روز تولدش را 22سال بعد از حضورش در اين دنيا مي‌داند! عجيب نيست وقتي خودش مي‌گويد: «سال 72دوباره متولد شدم و اين بار پا به دنياي تازه و متفاوت از قبل گذاشتم. اين بار بيشتر از من اطرافيانم گريان بودند! اما اين دنيايي است كه من خيلي دوستش دارم و خيلي چيزهايم را مديون آن هستم. من از ورودم به دنياي معلوليت حرف مي‌زنم؛ دنيايي كه باعث شد من درك بهتري از زندگي داشته باشم. مطمئن هستم اگر صد سال در شرايط قبل از معلوليت زندگي مي‌كردم به چنين دركي كه الان دارم، نمي‌رسيدم. از روزي كه پا به اين دنياي تازه گذاشتم، اين سالروز را براي خودم مبدأ تولد قرار داده‌ام. اين كار چند حسن دارد؛ مهم‌ترينش هم اين است كه من حالا فقط 22سال دارم!» مهرداد زندي در همين دوران معلوليتش ازدواج كرده و صاحب پسري شده كه حالا تقريبا 2 ساله است. زندگي‌اش هم از راه فعاليت در معاملات بازار بورس، آن هم از طريق فضاي مجازي و با استفاده از اينترنت مي‌گذرد.

  • زندگي كردن بدون داشتن توانايي راه رفتن چطور مي‌گذرد؟

خدا را شكر كه من هم مثل همه مردم زندگي مي‌كنم. هرچند كه زندگي كردن من تا اندازه‌اي با مردم سالم تفاوت دارد. اما خدا را شاكر هستم كه امروز بعد از گذشتن 22سال از آن حادثه‌اي كه منجر به قطع نخاع من شدتوانسته‌ام ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم. من آن را روز هيجان‌انگيز و نقطه عطف زندگي‌ام مي‌دانم. اين روزها هم به‌طور مجازي و از طريق اينترنت در بازار بورس مشغول فعاليت هستم.

  • چرا آن روز تصادف‌تان را روز هيجان‌انگيز مي‌دانيد؟! مگر تصادف كردن، شكستن گردن، قطع نخاع و مشكلات بعد از آن‌چه اثري در زندگي شما داشت كه با نشاط از آن ياد مي‌كنيد و آن را روز هيجان‌انگيز مي‌خوانيد؟

به‌نظر من هيجان‌انگيزترين روز مي‌تواند همان روزي باشد كه آدم در سي‌ام اسفند به دنيا بيايد. كسي كه در اين روز به دنيا مي‌آيد بايد 4سال منتظر فوت كردن شمع تولدش باشد، چه حس خوبي دارد فوت كردن آن شمع! به هر حال آدم‌ها همه يك‌بار به لطف مادر و پدر متولد مي‌شوند، اما من 2 بار متولد شدم. از روزي كه پا به اين دنياي تازه گذاشته‌ام، اين سالروز را براي خودم مبدأ تولد قرار داده‌ام.

  • چرا مبدأتولد؟

اين كار چند حسن دارد؛ بهترينش اين است كه من با وجود اينكه طبق شناسنامه متولد سال 1350هستم، اما حالا با گذشتن 22سال از آن روز مهم زندگي‌ام، فقط 22 سال سن دارم و واقعا اين روزها در اين سن زندگي مي‌كنم و بسيار خوشحال و شاد هم هستم.

  • كمي از آن ماجرا بگوييد. چه شد كه از گردن قطع نخاع شديد؟

سال 1372بود كه دوران سربازي‌ام تمام شد. آن زمان اصلا اهل وقت‌گذراني بيهوده نبودم و مي‌خواستم هرچه زودتر شغلي داشته باشم. به همين دليل نخستين كاري را كه به من پيشنهاد شد قبول كردم. همان زمان بود كه موتورسيكلتم نقص فني داشت و من نسبت به آن بي‌توجه بودم. همين بي‌توجهي هم باعث شد وقتي در يك بلوار در جنوب غرب تهران با موتور‌سيكلتم در حال حركت بودم، ناگهان احساس كردم كه موتورم باز هم اشكال پيدا كرده است. پشت من هم اتومبيلي در حال حركت بود و از ترس اينكه مبادا به من برخورد كند، فورا موتورم را به سمت كنار خيابان هدايت كردم و چون اين اتفاق با عجله و بي‌دقت بود، با سر به تنها درخت كنار آن بلوار برخورد كردم. در اين حادثه گردنم شكست و من از مهره پنجم و ششم ستون فقرات، قطع نخاع شدم.

  • قطع نخاع از مهره پنجم ستون فقرات، چه محدوديت‌هايي براي شما ايجاد كرده است؟

نخاع از هر جا كه آسيب ببيند از همان جا به پايين تمام اندام‌هاي ارادي و نيمه‌ارادي و حتي غيرارادي از كار مي‌افتند. براي من هم اين اتفاق افتاده و حالا فقط از دست چپم مي‌توانم استفاده كنم و با دست راستم از مچ و انگشتان دستم توانايي گرفتن وسايل را ندارم. مثلا نمي‌توانم با دست راستم قند بردارم يا استكاني را نگه‌دارم.

  • اشاره كرديد كه 22 سال داشتيد كه اين اتفاق افتاد و شما توانايي راه رفتن و بسياري از كارهاي ديگر را از دست داديد. اين اتفاق براي يك پسر جوان چقدر سخت و غيرقابل باور بود؟

مدتي نمي‌توانستم باور كنم كه ديگر نمي‌توانم با پاهايم راه بروم. حدود 6‌ماه اول همراه خانواده‌ام تمام مدت در بيمارستان‌ها در رفت‌وآمد بوديم. بعد از آن هم حدود 2 سال طول كشيد تا توانستم شرايطم را درك كنم و تا اندازه‌اي كارهاي شخصي‌ام را خودم انجام بدهم.

حالا بعد از گذشت 22سال از معلوليت جسمي، باور دارم كه صبر كليد حل بسياري از مشكلات است. درست است كه معلوليت و قطع نخاع من با گذشتن زمان درمان نشده، اما در طول اين مدت تحولاتي در فكر و زندگي‌ام پيش آمده كه آن را مرهون همين مشكلات مي‌دانم. چون تا زماني كه مشكلات نباشند و آدم صبورانه به حل آنها مشغول نشود، نمي‌تواند خودش را آدم مقاوم و بردبار و شادابي بداند. با جزع و فزع هم مشكلي حل نمي‌شود. تنها نتيجه گريه و گلايه از مشكلات اين است كه دوست و آشنا و غريبه برايم دل بسوزانند و اين دلسوزي را به زبان بياورند كه اين اتفاق هم جز نااميدي و ياس بيشتر رهاوردي برايم ندارد. پس بهترين راه در مواجهه با مشكلات اين است كه صبور و شاد باشم تا به بهترين نحو ممكن زندگي كنم.

  • هر كسي كه شما را بشناسد مي‌داند كه فرد صبور و شادي هستيد و اين در حالي است كه توانايي‌هاي مردم سالم را نداريد. اين روحيه را از چه زماني در خودتان داشته‌ايد؟

حقيقت اين است كه از كودكي‌ام، آدم كم صبر و گوشه‌گيري نبودم. هميشه فعاليت‌هاي خاص خودم را داشتم. مثلا از دوره نوجواني‌ام علاقه زيادي به ماهيگيري، شنا و كوهنوردي داشتم. اما براي اينكه بتوانم آخر هفته‌ها به اين علاقه‌هايم به‌طور كامل برسم و در عين حال براي اينكه در تأمين هزينه تفريحاتم مزاحم پدرم نباشم، بعد از مدرسه كار مي‌كردم و درآمدم را خرج اين تفريحات مي‌كردم.

در دوران آموزشي سربازي هم منشي گروهان خودمان بودم. بعد از آموزشي، محل خدمتم يك كارخانه ساخت تسليحات نظامي در غرب تهران تعيين شد. هر روز صبح ساعت 5 صبح با سرويس مي‌رفتم كارخانه و ساعت 2بعدازظهر برمي‌گشتم خانه. كارم يك سال سوراخ كاري لوله خمپاره 120بود و سال دوم را در قسمت كنترل كيفيت كارخانه بودم. 2ماه آخر خدمت سربازي را هم يكجا به مرخصي رفتم. در همان روز‌هاي اول مرخصي بود كه آن حادثه برايم اتفاق افتاد.

  • پس خيلي با نشاط و پرجنب و جوش بوديد اما اصلا فكر مي‌كرديد در آن سن و سال چنين اتفاقي براي‌تان بيفتد؟

آن زمان من به‌اصطلاح بچه هيئتي بودم. دائم در هيئت‌ها و مسجدها رفت‌وآمد داشتم. حتي به‌خاطر دارم كه وقتي سالم بودم، در‌ماه محرم و رمضان به هيئت محبين‌الائمه عليهم‌السلام در خيابان ري مي‌رفتم و آنجا حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ حسين انصاريان سخنراني مي‌كرد. تعداد زيادي از جانبازان جنگ تحميلي هم به آنجا مي‌آمدند و من هميشه اين سؤال را در ذهنم داشتم و مي‌گفتم اين جانبازان كه 2 پاي سالم دارند چرا روي ويلچر نشسته‌اند؟! دنيا چقدر كوچك است! صبح روز سه‌شنبه29صفر (29مرداد سال 1372) من در هيئتي بودم كه حاج منصور ارضي در آنجا زيارت عاشورا مي‌خواند. آخر مراسم حاج منصور گفت: «محرم و صفر هم تمام شد، چه‌كسي مي‌داند سال آينده اين موقع چگونه و كجاست!» از آنجا كه بيرون آمدم هنوز يك ساعت نگذشته بود كه تصادف كردم و حالا مدت‌هاست در دوران جواني‌ام مي‌دانم كه چرا آن جانبازان با 2پاي سالم روي ويلچر مي‌نشستند.

  • بسياري از مردم نمي‌دانند زندگي كردن در شرايط قطع نخاع اصلا امكان دارد يا نه! اين در حالي است كه شما 22 سال با اين شرايط به خوبي و خوشي زندگي كرده‌ايد. پرسش ما اين است كه شما با چنين شرايطي زندگي را چطور مي‌گذرانيد؟

يك آدم قطع نخاعي بايد همه زندگي‌اش نظم و حساب داشته باشد تا بتواند با تحليل آنچه بر او گذشته با مشكلات خود مقابله و از آن به بعد از وقوع مجدد آن مشكل پيشگيري كند. حقيقت اين است كه تا 3-2سال اول، همه كارهاي من را خانواده‌ام انجام مي‌دادند اما من از همه سختي‌ها و مشكلاتم خوب درس گرفتم. با روش آزمون و خطا ياد گرفتم كه بسياري از كارهاي شخصي‌ام را خودم انجام بدهم. امروز ياد گرفته‌ام كه چگونه از تخت بيمارستاني استفاده كنم، چگونه با كمك يك نفر روي ويلچر بنشينم و دوباره به روي تخت برگردم، امروز مي‌دانم كه چطور با سرگيجه و سياهي رفتن چشم‌هايم روبه‌رو شوم، هروقت كه احساس كنم به حمام نياز دارم با كمك خانواده روي ويلچر حمام خود مي‌نشينم و به حمام مي‌روم و يك دستي خودم را مي‌شويم. خوشبختانه آدم صبوري هستم! حتي با وجود اين شرايط ازدواج كرده‌ام و صاحب فرزند شده‌ام.

  • حالا با اين رنج‌هايي كه كشيده‌ايد فكر مي‌كنيد چرا بعضي از ما به محض بروز يك مشكل كوچك، زود از كوره در‌مي‌رويم و زمين و زمان را به هم مي‌دوزيم؟

فكر مي‌كنم ما وقتي مي‌خواهيم از واقعيت و اشتباه خودمان فرار كنيم يا توجيهي براي كم صبري بياوريم، مي‌گوييم قسمت و بخت و پيشاني نوشت ما اين بوده! درحالي‌كه آدم خودش اشتباه كرده است. البته به قضا و قدر اعتقاد دارم و مي‌دانم كه خداوند ما را به روش‌ها و شرايط گوناگون آزمايش مي‌كند و هر كسي گرفتاري‌هايي در زندگي‌اش دارد. اما آيا واقعا از اول در طالع من اينطور نوشته بودند كه تصادف كنم و زمين‌گير بشوم؟ معلوليت من را بسيار صبور و مقاوم در برابر ناملايمات و پرطاقت و توان كرده است. يك شعري از ايرج ميرزا هست كه من آن را اينطور مي‌خوانم: گويم كه مرا چو زاد مادردندان به جگر گرفتن آموخت من ياد گرفته‌ام كه هيچ وقت حسرت چيزهايي كه از دست داده‌ام و آن چيزي كه به‌دست نخواهم آورد را نخورم.

  • و مخلص كلام؟

زندگي با محدوديت و مشكلاتش خلاصه نمي‌شود.

  • شكر نعمت به جاي بي‌صبري

مي‌گويند هر كسي كه در دريا در حال غرق شدن باشد و شنا نداند، نبايد دست و پا بزند. كمي آرامش و تحرك كم، مي‌تواند او را از مرگ حتمي نجات بدهد؛ اما اگر زيادي هيجان‌زده شود و بي‌صبري كند، مرگش حتمي است. قضيه چندان ساده نيست. مگر مي‌شود به حادثه‌اي گرفتار شد و هيچ تلاشي نكرد؟ اينجاست كه انديشمندان مي‌گويند: «شنا كردن با دست و پا زدن زيادي تفاوت دارد.»

حجت‌الاسلام محسن قرائتي هم جزع و فزع بيهوده را مترادف ناشكري مي‌داند: «بي‌تابي كردن براي چيزي كه از دستمان رفته بيهوده است. اگر هم لازم باشد كه حركتي از خودمان نشان بدهيم كه باز هم مشكل با كم صبر بودن حل نمي‌شود. گاهي لازم است به جاي گريه و بي‌قراري براي آنچه از دستمان رفته، به خدا پناه ببريم و به آن نعمت‌هايي كه برايمان تأمين كرده است فكر كنيم. در حقيقت شكر نعمت يك راه خوب براي صبور بودن و آرام شدن قلب است.»

فرهاد مرندي، روانشناس اجتماعي است. او دليل بي‌صبري بعضي از آدم‌ها را نبود ايمان كامل به خداوندي خدا مي‌داند و مي‌گويد: «اگر قبول كنيم كه اتفاق‌هايي كه براي ما مي‌افتد به اراده خداوند صورت گرفته، چه دليلي براي بي‌تابي و كم صبري ما وجود دارد. البته درست است كه ادعاي صبور‌بودن بايد آزمايش شود اما بايد در همه دوران زندگي، خودمان را براي هر نوع پيشامد بد و ناخوشايندي آماده كنيم.»

مرندي معتقد است: «گاهي لازم است كه هر از چندگاهي به‌خودمان اعتماد به نفس بدهيم كه انسان صبور و مقاومي هستيم. البته شايد در دوران رفاه و آسايش، كار چندان چشمگيري نباشد اما در زمان امتحان‌هاي بزرگ، نتيجه‌اش را به خوبي نشان مي‌دهد.»

  • زيبايي‌هاي دنيا را ببينيد!

ما آدم‌ها اگرچه در نهايت اجداد مشتركي داريم و روح واحدي در جسم‌مان هست، اما از زمين تا آسمان با هم فرق داريم. بعضي‌ها به محض يك اخم دوست يا همكار از كوره درمي‌روند و زمين و زمان را به هم مي‌دوزند كه چرا اينطور رفتار كرد! بعضي‌ها اما آنقدر راحت و ساده كنارت مي‌نشينند و بزرگ‌ترين رنج‌هاي زندگي‌شان را برايت تعريف مي‌كنند كه خيال مي‌كني برايت قصه هزار و يك شب مي‌گويند.

مهرداد زندي هم روي ويلچرش مي‌نشيند و زندگي‌اش را برايت تعريف مي‌كند. طوري صحبت مي‌كند كه انگار دارد ماجراي جالبي از زندگي‌اش را برايت مي‌گويد. تو دلت مي‌گيرد و مدام دنبال مجرمي هستي كه همه تقصير را به گردنش بيندازي اما او كه در اوج جواني و با همه نشاط زندگي مجبور شده هرروز 20ساعت از عمرش را در بستر بگذراند، آنقدر صبور است كه هيچ گله‌اي ندارد. اين داستان نيست. ماجراهايي است كه واقعا اتفاق افتاده اما چون بعضي از ما خيلي كم طاقت هستيم، عظمت ماجرا را باور نمي‌كنيم. اما باورش سخت نيست براي مهرداد زندي كه روز تصادفش را شروع زندگي جديد مي‌داند؛ «دنيا زيبايي‌هاي زيادي دارد، چشم‌هايتان را نبنديد.» اين جمله‌اي است كه مهرداد زندي به ما و شما هديه كرده است. به هر حال صبر كردن انواع و مراتبي دارد كه آدم‌ها در مواجهه با آنها دسته‌بندي مي‌شوند.

  • كار و تفريحات يك جوان قطع نخاعي

مي گويند صبر، گياه برگ تلخي است كه ميوه شيرين دارد. مهرداد زندي هم چنين باوري داشته كه حالا با وجود مشكل بزرگي كه در حركت دست و پاهايش دارد، جوان موفقي است؛ چون خودش تأكيد مي‌كند كه «مي دانستم با محدوديتي كه برايم ايجاد شده بود بايد كنار بيايم. اما بهترين راه چه بود؟ بهترين راه اين بود كه اميدوار باشم، صبر كنم و تلاشم را به‌كار بگيرم تا در حد امكان مانند بقيه مردم سالم كار و تفريح كنم.» بله، كار و تفريح. جالب است كه مهرداد زندي هر روز حدود 3 تا 5 ساعت را به فعاليت در بازار بورس اختصاص مي‌دهد و با اين كار كسب درآمد كرده و هزينه‌هاي خانواده‌اش را تأمين مي‌كند. خودش مي‌گويد: «اوايل كه دچار اين مشكل شده بودم نمي‌دانستم چه بايد بكنم. بعد از مدتي خودم را با رايانه و اينترنت مشغول كردم و مطالب متنوع آن را مي‌خواندم. حين همين كارها بود كه با بورس آشنا شدم. فعاليت در بورس را هم از طريق سايت‌‌هاي اينترنتي ياد گرفتم و با كمك دوستانم توانستم در خريد و فروش سهام بورس شركت كرده و معامله كنم. حالا اين كار شيوه‌اي براي كسب درآمد من است و مي‌توانم بگويم من هم شاغلم». اين كار در روحيه و شخصيت او تأثير مثبت زيادي داشته، چراكه خودش تأكيد مي‌كند: «مي‌گويند كار، جوهره مرد است. پس من هم بايد كار مي‌كردم تا بتوانم هم زندگي‌ام را بگذرانم و هم دچار كسالت و خستگي و فرسودگي نشوم». تفريحات زندي هم در جاي خودش جالب توجه است. يكي از تفريحات او رفتن به مهماني و حتي پارك است؛ «مهماني رفتن يكي از برنامه‌هاي زندگي ماست كه قابل حذف هم نيست. البته چون به منزل پدرم زياد مي‌رويم، در كوچه آنها خودمان مناسب‌سازي‌ مختصري انجام داده‌ايم! يعني در كنار چند پله‌اي كه در كوچه وجود دارد، چيزي شبيه آسانسور درست كرده‌ايم تا بتوانم با ويلچر به راحتي از آنجا رد شوم.» و ادامه مي‌دهد: «پارك هم يكي ديگر از تفريحات من است كه معمولا به همراه خانواده يا دوستانم مي‌روم. البته يك‌بار هم خودم به تنهايي به وسيله ويلچر برقي به پارك رفتم و هرچند كه خوش گذشت اما واقعا جاي خانواده‌ام در كنارم خالي بود».

يكي ديگر از تفريحات مهرداد زندي، نوشتن وبلاگ است. او اين كار را شيوه‌اي براي تبادل تجربه‌ها و يافته‌هاي خودش با ديگران مي‌داند و مي‌گويد: «مدتي بعد از اينكه قطع نخاع شدم وبلاگي درست كردم كه تجربه‌هايم را در آن مي‌نوشتم. در همين وبلاگ بود كه دوستان زيادي پيدا كردم كه بعضي از آنها مشكلاتي شبيه خودم داشتند. به اين ترتيب‌ وبلاگ، شيوه‌اي براي كسب تجربه از آنها و اعلام تجربه‌هاي خودم بود. دوستاني كه در وبلاگ پيدا كردم، براي من دوستان مجازي نيستند. درست است كه آنها را از نزديك نديده‌ام، اما با تعدادي از آنها رابطه دوستي خوبي دارم و مي‌توانم به راحتي با آنها صحبت كنم و تنها نمانم».

  • همسرم روحيه‌ام را تقويت مي‌كند

مقاومت‌ها، صبوري‌ها و كم‌صبري‌هاي يك معلول قطع نخاعي را بايد در لابه‌لاي حرف‌هاي همسرش جست‌وجو كرد. شايد تصور كنيد كه همسر چنين آدمي بايد خيلي صبور و مقاوم باشد؛ درست است اما شرط كافي براي داشتن يك زندگي آرام و شاد نيست. همانطور كه همسر مهرداد زندي هم به روحيه شاد و مقاوم همسرش اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «همسرم مرد شاد و صبوري است؛ آنقدر كه او در زندگي به من روحيه مي‌دهد و براي مقابله با مشكلات تشويقم مي‌كند». او ادامه مي‌دهد: «قبل از ازدواج با او مي‌دانستم كه به‌دليل مشكلات جسمي‌اش نمي‌تواند مانند افراد عادي باشد اما وقتي با او صحبت كردم متوجه شدم معيارهاي يك مرد خوب و دلسوز و صبور را دارد. به همين دليل است كه پيشنهاد ازدواج با او را قبول كردم».

حالا مهرداد زندي و همسرش داراي يك پسر كوچك هستند. خانم زندي مي‌گويد: «همسرم پدر بسيار خوبي براي پسرمان است. با وجود مشكلاتي كه خودش دارد، نه‌تنها كارهاي خودش را انجام مي‌دهد بلكه گاهي در غذا دادن به پسرمان هم به من كمك مي‌كند، با او بازي مي‌كند و از او مراقبت مي‌كند تا من بتوانم به كارهاي منزل رسيدگي كنم. در مجموع، زندگي ما هيچ تفاوتي با زندگي‌هاي آرام و شاد ندارد و ما واقعا در كنار يكديگر احساس خوشبختي مي‌كنيم».

زندگی > مهارت‌ها - همشهری دو - مریم مرتضوی




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پند و اندرز، سیاحت، ازدواج معلولین، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام،

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 آبان 1394 ارسال نظر(4)

فرزند معلول پیامبر

حضرت سليمان آرزو داشت فرزندان برومند شجاعى نصيبش شود كه در اداره ی كشور و مخصوصا جهاد با دشمن به او كمك كنند. او داراى همسران متعدد بود با خود گفت: من با آنها همبستر میشوم تا فرزندان متعددى نصيبم گردد، و به هدفهاى من كمك كنند، ولى چون در اينجا غفلت كرد و«ان شاء اللَّه» همان جمله‏اى كه بيانگر اتكاى انسان به خدا در همه حال است، نگفت در آن زمان هيچ فرزندى از همسرانش تولد نيافت جز فرزندى ناقص الخلقه، که همچون جسدى بى ‏روح آن را آوردند و بر تخت او افكندند! سليمان سخت در فكر فرو رفت، و ناراحت شد كه چرا يك لحظه از خدا غفلت كرده، و بر نيروى خودش تكيه كرده است، توبه كرد و به درگاه خدا بازگشت. برگرفته از: تفسير نمونه. پايانه: مصلحت و مشیت و تقدیر الهی فراتر از دایره‌ی ادراک بشر است. پس نباید به این اندیشید که هر معلولی به دلیل غفلت و سهل‌انگاری والدینش بوجود آمده.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پند و اندرز، معارف اسلامی،
:: برچسب‌ها: پیامبر, تقدیر, فرزند, مشیت, معلول,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 مرداد 1394 ارسال نظر(4)

توصیه‌های ایمنی به نخاعی‌ها

به شانس اعتقاد داری، تو زندگی همه آدم‌ها مقداری شانس تاثیر گذاره. مثلا اینکه در چه سالی و در چه کشوری و در چه خانواده‌ای متولد بشی کاملا شانسیه. خوش‌شانس بودن در دنیا برمیگرده به داشتن علم و دانش زیاد پیرامون زمینه‌ای که توش فعالیت میشه. دانش به خوش‌شانش‌ها قدرت تحلیل و پیشبینی آینده را میده برای همین اونها همیشه نگاهشون به افق‌های بلنده. به بعضی‌ها که خیلی خوش‌شانس هستند میگن طرف سوار خرمراده. اما بدشانس‌ها فقط جلوی پای خودشون را می‌بینند و میگن الانو عشقه. این افراد خودشونو برای کسب دانش و دانایی به زحمت نمی‌اندازند. آدم بی‌دانش مثل راننده چشم بسته در اتوبان اونم خلاف جهته. این فرد دست به هرکاری که بزنه بلاخره نتیجه‌اش خرابکاری میشه. آدم بدشانس همیشه سوار خرشیطونه و مدام خطر تهدیدش میکنه. عمده دلیل نخاعی شدن اکثر قریب به اتفاق ما نخاعی‌ها هم یجور بدشانسی بوده. در نخاعی شدن ما یک‌نفر حتما سوار خرشیطون بوده، حالا اون یک‌نفر ممکنه اول شخص مفرد باشه یا سوم شخص. حالا که بدشانسی و خرشیطون ما را زدن زمین ما باید درس بزرگی از بدشانسی و خوش‌شانسی بگیریم. از قدیم گفتن: آدم عاقل از یه سوراخ دوبار گزیده نمیشه. تکلیف ما نخاعی‌ها اینه که دیگه سوار خرشیطون نشیم. وقتی اسطوره‌ی مغز و اعصاب دنیا دکتر سمیعی به درمان نخاع تا 30 سال آینده نمی‌اندیشه، پس معنیش اینه که اگر ما به درمان و بهبود و روی پا راه رفتن امیدواریم باید طوری زندگی کنیم که 30سال دیگه اگر بودیم سالم باشیم تا اون موقع شانس درمان را از خودمون نگیریم. ما باید افق دیدمون را برای سلامت بودن بلند کنیم. ما باید کنترل شده و دست به عصا زندگی کنیم. بعضی رفتارها و اعمال که بسیار هم لذت بخش هستند اگر کنترل شده نباشند برای ما بسیار پر خطر میشن و ما را به تباهی میکشن، نتیجه‌اش درد و رنج و قوز بالا قوزه برای ما و خانواده‌هامون. پس بهتره به این نکات خیلی توجه کنید: 1- هر روز حداقل باید هشت لیوان آب یا چای کم رنگ نوشید. 2- اگر از سوند نلاتون یا کاندوم شیت برای دفع ادرار استفاده می‌شه حتما باید میزان آب خورده شده و ادرار دفع شده را دقیق دانست. 3- همه‌ی امور زندگی باید با زمان تخلیه اردار تنظیم بشه. 4- زیاد نشستن و تحت فشار نشستن مثلا در اتومبیل موجب پس زدن ادرار از مثانه پر به کلیه و آسیب رسیدن به سیستم ادراری میشه. بزرگترین و شایع‌ترین خطر که بسختی جبران پذیره برای تمام نخاعی‌ها آسیب رسیدن به مثانه و کلیه‌هاست. 5- باید کنترل شده غذا خورد. 6- ما دیر به دیر اجابت مزاج داریم و این دلیل بزرگیه برای سرطان روده، پس برای پیشگیری از سرطان روده باید از خوردن زیاد گوشت و کباب و کلا از خوردن سوسیس و کالباس پرهیز بشه. 7- غذاهای حاوی چربی زیاد مثل تخم‌مرغ و مغز را باید خیلی خیلی کم خورد، وگرنه موجب سنگ‌صفرا و کبد چرب میشه. 8- باید میوه و سبزی زیاد خورد. 9- طوری ورزش کنید که به مثانه‌ی شما ظلم نشه. 10- از آزمایش ادرار و خون و سونوگرافی کلیه نباید غافل شد، چرا که ما بسیار مستعد ابتلا به سنگ کلیه و مثانه هستیم، پس باید از عواملی که در تشکيل سنگهای ادراری موثرند دوری بشه: 1- عفونت ادراری رکود جريان ادرار. 2- مصرف بی‌رويه ويتامين‌های مختلف مثل ويتامين C. 3- رژيم نامناسب مصرف زياد لبنيات و غذاهای سرشار از کلسيم . 4- سابقه خانوادگی در سنگ‌های ادراری. 5- بيماري‌های التهابی روده. 6- بی حرکتی طولانی. 7-دريافت مايعات به مقدار کم.

پيآمد: کبد چرب و سنگ‌صفرا داشتم، گرفتار سنگ‌کلیه و مثانه هم شدم. اینو دیروز که رفتم سنوگرافی فهمیدم. الفاتحه




:: موضوعات مرتبط: بهداشت و سلامت، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، اخبار ترميم نخاع، پند و اندرز،
:: برچسب‌ها: آزمایش, ادرار, پس زدن ادرار, تخم‌مرغ, خوردن سوسیس و کالباس, خون, دکتر سمیعی, سرطان روده, سنگ کلیه, سنگ‌صفرا, سوند, سونوگرافی, شانس, عفونت ادراری, علم و دانش, کاندوم, کبد چرب, کلیه, گوشت و کباب, مثانه, مغز, نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 مرداد 1394 ارسال نظر(5)

گامی به سوی درمان ضایعات نخاعی با نانو فناوری

پژوهشگران ایرانی در تحقیقات خود موفق شدند که یک نمونه‌ آزمایشگاهی داربست کشت سلولی برای ترمیم ضایعه‌ نخاعی بسازند.

انسان‌های بیشماری در سرتاسر دنیا بر اثر بیماری یا سانحه دچار آسیب‌های حرکتی در نخاع خود می‌شوند. سلول‌های عصبی حرکتی از جمله سلول‌های مهمی هستند که در افراد قطع نخاعی، آسیب دیده و از بین می‌رود. این سوانح به گونه‌ایست که سلول‌های بافت عصبی به طور خود به خود قادر به ترمیم آن نیستند. از این رو لزوم ساخت سازه‌های مهندسی شده‌ سلولی، جهت ترمیم این ضایعات عصبی ضروری به نظر می‌رسد. با توجه به توان خودنوزایی و پتانسیل تبدیل شدن ‌سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان به سلول‌های شبه عصبی، این سلول‌ها گزینه‌ مناسبی در پزشکی ترمیمی به حساب می‌آیند. از طرف دیگر استفاده از داربست‌های الکتروریسی شده ژلاتینی به دلیل مشابهت به محیط طبیعی سلول‌ها، سرعت تخریب پذیری و قیمت مناسب، آن‌ها را به گزینه‌ مناسبی در ترمیم عصبی تبدیل کرده است.

به گفته‌ یکی از مجریان  این طرح، در این تحقیق تلاش شده تا توان تبدیل شدن سلول‌های بنیادی مزانشیمی مغز استخوان انسان به سلول‌هایی مشابه سلول‌های عصبی حرکتی (موتور نورون) بررسی شود.

وی بابیان اینکه سلول‌های موتور نورونی موجب انتقال دستور حرکت از نخاع به اندام‌های حرکتی می‌شوند، افزود: در این مطالعه از ژلاتین الکترو اسپین شده در ابعاد نانو، به عنوان داربست برای کشت سلول‌های بنیادی استفاده شده است. ژلاتین به دلیل شباهت ساختاری با برخی اجزای پروتئینی ماتریکس خارج سلولی بدن انسان، گزینه‌ مناسبی در مهندسی بافت عصب برای ترمیم ضایعات عصبی به شمار می‌آید.

وی عنوان کرد: نتایج نشان داده که سلول‌های بنیادی مزانشیمی بر روی ژلاتین الکترواسپین شده به سلول‌هایی شبیه به سلول عصبی حرکتی (موتورنورون) تبدیل شده و ویژگی‌های اختصاصی این سلول‌ها را در سطح ژن و پروتئین به خوبی بیان کردند.

به گفته‌ وی، در این کار ابتدا داربست ژلاتینی به روش الکتروریسی ساخته شده و ساختار آن توسط دستگاه SEM مورد ارزیابی قرار گرفته است. سپس سلول‌های بنیادی که از مغز استخوان استخراج شده و در محیط آزمایشگاهی کشت داده شده بود، بر روی این داربست منتقل شد.

وی گفت: در ادامه سمیت سلولی این سازه توسط آزمون MTT assay بررسی شد. در نهایت تمایز سلول‌های بنیادی مزانشیمی به سلول‌های عصبی حرکتی توسط نشانگرهای ایمونوشیمیایی در سطح پروتئین و بیان ژن‌های اختصاصی در سطح  mRNA مورد ارزیابی قرار گرفت.

دستاوردهای این پژوهش نشان می‌دهد که سازه‌ سلولی مهندسی شده ، گزینه‌ مناسبی برای پیوند به مدل حیوانی جهت بررسی ترمیم ضایعه نخاعی ایجاد شده است. از این رو در حال حاضر این مطالعات در فاز حیوانی و استفاده از این داربست حاوی سلول‌های بنیادی بر روی مدل حیوانی قطع نخاع شده در حال انجام است. منبع




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: ترمیم, درمان ضایعات نخاعی, سلول‌های بنیادی مزانشیمی, سلول‌های عصبی حرکتی, کشت سلولی, نانو فناوری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 مرداد 1394 ارسال نظر(5)

شوخی خانوادگی

در جمع فامیل، تازه عروسی داشت به شوهرش گله میکرد که: دیگه نمیدونم باید چیکار کنم، خسته شدم از دستش، نمیدونم چرا قاب عکسی که تو آتلیه گرفتیم اصلا روی میزتوالت وای‌نمی‌ایسته، هرچی من میذارمش بالا، باز میافته، میترسم بالآخره بشکنه. من فوری به شوهرش یه چشمک زدم و به عروس خانم گفتم: از این به بعد بذارش جای آینه‌ی توالت، هم جاش مطمئنه هم دیگه نگرانی نداری که بیافته. شوهره هم خیلی جدی گفت: چه فکر خوبی. اینطوری هر وقت بریم جلو آینه میبینیم خیلی شیکیم و همونطوری با لباس خانگی بدون آب و شانه میریم مهمونی، با این روش خرج لباس‌مون هم کم میشه.

پسآمد: دوستان نخاعی که نرم افزار تلگرام دارن با کلیک روی این لینک میتونن در گروه نخاعی‌ها و اشتراک تجربه‌ها برای بهتر زیستن عضو بشن.

دوستان، به دلیل مزاحمت ایجاد کردن برخی افراد، لینک گروه حذف شد.

دوستان نخاعی که تمایل به عضویت در گروه را دارند پیام بدن تا راه عضویت را براشون ارسال کنم.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، تکنولوژی،
:: برچسب‌ها: آتلیه, آینه‌ی توالت, چشمک, عروسی, فامیل, قاب عکس, میزتوالت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 مرداد 1394 ارسال نظر(7)

درمان با سلولهای بنیادی

بیماری که به دلیل تومور نخاعی از ناتوانی فلج نسبی رنج می‌برد بعد از سلول درمانی با سلولهای بنیادی جنینی انسانی مورد درمان واقع شد. کامینی دختر 19 ساله، بلافاصله بعد از این که توموری در پشتش ایجاد شد، هیچ حسی در تمام بخش تحتانی بدنش حس نکرد. آنچه شرایط وی را بدتر میکرد این بود که وی هیچ کنترلی روی ادرار و مثانه خود نداشت. علاوه براین، وی ناچار به کمک گرفتن از دیگران برای امور روزمره خود بود. درمان با استفاده از سلولهای بنیادی جنینی انسانی شامل تزریق سلولهای بنیادی جنینی انسانی جداسازی شده به بیماران است که به آنها کمک میکند که به طور طبیعی روند بهبودشان را طی کنند. سلولهای بنیادی در جایگاه مناسب وارد شده و با استفاده از شرایط محیطی رفته رفته عملکرد بدنی را احیا میکنند. این درمان هیچ عوارض جانبی ندارد و برخلاف پیوند عضو به داروهای سرکوب کننده ایمنی نیاز ندارند. کامینی به مدت 8 سال تحت درمان با سلولهای بنیادی قرار گرفت و اینک وی به طور کامل از بند ناتوانی رها شده است و میتواند به راحتی و به طور مستقل راه برود. این محققین می‌گویند که در این نوع درمان احتیاج به این نیست که سازش پذیری کاملی بین اهداکننده و گیرنده وجود داشته باشد و فرد نیز احتیاج به مصرف داروهای سرکوب کننده ایمنی ندارد. این در حالی است که برای استفاده از سلولهای بنیادی غیر جنینی هر دو فرد باید با هم مطابقت داشته باشند. مسئول این مطالعه ادعا دارد که ما در حال حاضر بیش از 1300 بیمار را مورد درمان قرار داده‌ایم و هیچ کدام از آنها عوارض جانبی را نشان نداده‌اند.  منبع




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: تومور نخاعی, دختر, سلول بنیادی جنینی, سلول درمانی, فلج, کنترل ادرار, مثانه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 خرداد 1394 ارسال نظر(2)

تزریق نخاعی سلول های بنیادی

محققین می‌گویند که گروهی کوچک از افراد معلول بعد از این که سلول‌های بنیادی عصبی به طناب نخاعی آنها پیوند شد، تاحدی احساس بازیابی حسی داشتند. تزریقات آزمایشی توانایی بیماران در حرکت دادن پاها و سایر عضلات، زیر آسیب نخاعی شدید اتفاق افتاده در وسط کمر، را احیا نکرد. اما محققین می‌گویند که بازیابی برخی توانایی حسی پیشنهاد می‌کند که سلول‌های بنیادی تا حدی آسیب نخاعی را ترمیم می‌کنند. آنها می‌گویند که 12 بیمار که پیوند سلول‌های بنیادی را دریافت کردند، بهبود معناداری را در احساس نشان دادند. مطالعه نشان می‌دهد که سلول‌های بنیادی عصبی تولید شده به وسیله محققین بی‌خطر بوده و هیچ گونه عوارض جانبی را ایجاد نکرده است. محققین در صدد هستند که در گام بعدی این سلول درمانی را در بیمارانی که آسیب نخاعی گردنی رنج می‌برند تست کنند. این محققین می‌گویند که این افراد می‌توانند برخی عملکردهای حرکتی شان را بدست آورند که ممکن است شامل حرکت دادن بازوها و حتی دست هایشان باشد. این مطالعات می‌تواند منجر به بهبود کیفیت زندگی این بیماران شود. منبع




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, آسیب نخاعی گردنی, بازیابی, پیوند, حرکت دادن پاها, سلول درمانی, سلول‌های بنیادی, طناب نخاعی, عصبی, عضلات, کمر, محققین, معلول,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 خرداد 1394 ارسال نظر(10)

تصویربرداری برای دیدن طناب نخاعی در حال ترمیم

جایگاه آسیبی که در مدار ارتباطی نورون‌ها در نخاع(آکسون) اتفاق می‌افتد تعیین می‌کند که نورون ثابت باقی می‌ماند یا در تلاش برای ترمیم است. این مطالعه نشان می‌دهد که چگونه پیشرفت در تکنیک‌های تصویربرداری زنده، دیدگاه‌های جدیدی را در مورد توانایی بدن در پاسخ دهی به آسیب‌های نخاعی ارائه می‌دهد. برخلاف جسم سلولی کوچک نورون‌ها، آنها آکسون‌های طویلی دارند که از نخاع گسترده شده و در انسان بیش از یک و نیم فوت طول دارند. در این میان، آکسون‌ها با سایر سلول‌های ارتباطات متعددی برقرار می‌کنند و موجب انتقال سیگنال برای پاسخ دهی به محرک‌ها می‌شوند. اگر در این میان اتفاقی برای آکسون بیافتد و موجب آسیب دیدگی آن شود، این آکسون‌ها توانایی خود ترمیمی محدودی دارند و این معضلی است که اکثر محققین در صدد رفع آن هستند. در این مطالعه محققین از یک تکنیک تصویربرداری ویژه برای دیدن مستقیم طناب نخاعی در مدل‌های موشی زنده استفاده کردند.  با استفاده از این روش، محققین توانستند به طور سیستمیک اثرات جایگاه آسیب آکسونی را روی دژنراسیون و ترمیم شاخه آسیب دیده ارزیابی کنند. جایگاه‌های آسیبی که آنها مورد مقایسه قرار دادند دقیقا قبل از شروع شاخه اصلی آکسون و بلافاصله بعد از آن بود. محققین دریافتند که آسیب اصلی آکسون قبل از شروع شاخه اصلی آن در 87 درصد موارد منجر به ترمیم می‌شود و این آمار برای حالت دیگر 12 درصد بود. این ترمیم به صورت طویل‌تر شدن آکسون اتفاق افتاد. این محققین تصور می‌کنند که اگر آسیب آکسونی به طریقی اتفاق بیافتد که هنوز تا حدی ارتباط باقی مانده باشد و هنوز سیگنال را منتقل کند، نورون می‌تواند تثبیت شود اما انرژی بیشتری برای ترمیم طول آکسون ندارد. از طرف دیگر، اگر هر دو شاخه یک آکسون قطع شوند، دیگر ارتباط یا خروجی باقی نمی‌ماند. در این حالت، نورون  می‌تواند انرژی را بهینه سازی کند و ترمیم را از سر گیرد و به نظر می‌رسد که این حالتی است که اغلب در مورد سیستم عصبی مرکزی پستانداران اتفاق می‌افتد. این مطالعه درکی جدیدو بسیار پایه ای از رفتار نورونی ارائه می‌دهد که می‌تواند در ایجاد روش‌های درمانی جدید برای آسیب‌های نخاعی در نظر گرفته شود.منبع

پسرفت: قاضی‌دادگاه از غضنفر پرسید چرا هنگام رانندگی 101 نفر را زیر گرفتی؟؟ غضنفر گفت: هنگام آموزش رانندگی، آموزش‌یار گفت: اگه روزی ترمزت برید و در خیابانی بودی که یه‌طرفش یک‌نفر بود و طرف دیگه‌اش صدنفر بود، ماشینت را به اون‌طرف خیابان ببر که یک‌نفر هست تا کشته کمتری بدی. قاضی پرسید: پس چرا 101نفر را کشتی؟؟ غضنفر گفت: آخه اون یه نفر فرار کرد رفت اونور خیابون پیش اون صدنفره. بنظر من اگه من یه‌طرف خیابان باشم و صدنفر اونور خیابون باشن هیچ ماشین ترمزبریده‌ای طرف من نمیاد که بمن بزنه؟ چون هیچ کس حاضر نمیشه دیه کامل را به آدم ناقص بده.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، طنز، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آسیب‌های نخاعی, آکسون, آموزش رانندگی, ارتباطات, تصویربرداری, تکنیک‌های, جوک, چرا 101نفر را کشتی, خیابان, دادگاه, دیه کامل, سلول‌های, سیگنال, طویل‌تر شدن, غضنفر, قاضی, نخاع, نورون,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 اردیبهشت 1394 ارسال نظر(2)

از دکتر هوشنگ صابری

دکتر هوشنگ صابری در نشست خبری گفت: مقدمه تجربه بالینی ضایعات نخاعی در کشور آغاز شده(1)، یک روش درمانی جدید برای به کار گرفته شدن باید سه مرحله شامل بی‌خطر بودن روش درمانی، اثربخشی روش درمانی و انجام آن در چند مرکز درمانی را طی کند(2). وی خاطرنشان کرد: روش درمانی جدید نباید موجب بروز عفونت و ایجاد سلولهای غیرطبیعی شده(3) و پس از آن، روش درمانی جدید باید مراحل اثربخشی را طی کرده و دارای یک سند قابل اتکای بالینی و گروه کنترل باشد(4). رییس کنگره بین المللی نوروریستوراتولوژی(5) گفت: اکنون برای قطع کامل نخاع، اقدامات درمانی ترمیم و بازتوانی عصبی با اثربخشی بالا نداریم(6)، اما بیماران دچار آسیب ناکامل نخاعی می‌توانند از اقدامات توانبخشی و سلول درمانی و همچنین مداخلات نوراستولوژیک استفاده کنند(7). صابری با بیان اینکه 50 درصد آسیب‌های نخاعی، قطع کامل هستند(8)، گفت: درباره این افراد فقط شیوه‌های توانبخشی و پیشگیری از عوارض بعدی قطع نخاع انجام می‌شود(9). وی در مورد آسیب‌های ناکامل نخاعی نیز افزود: در این موارد، هر چه میزان آسیب شدیدتر باشد، میزان پاسخ دهی کمتر است(10)؛ برای آسیب‌های شدید نخاعی فقط تغییرات حسی برای بیمار انجام خواهد شد(11) و البته هدف ما از این روش‌های درمانی، ایجاد توقع نیست، ایجاد امید است(12). صابری تاکید کرد: با استفاده از روش‌های درمانی ترمیم و بازتوانی عصبی می‌خواهیم افرادی که کمتر در جامعه حضور دارند به اجتماع بازگردانیم(13) که بطور مثال درآمد داشته باشند، تشکیل خانواده دهند یا اینکه از پیش آمدن ضایعات بیشتر جلوگیری شود(14). این متخصص جراح مغز و اعصاب در مورد اینکه روش های درمانی جدید چه زمانی به مراکز درمانی می‌آیند، گفت: بنا به گفته دکتر مجید سمیعی جراح مغز و اعصاب نام آور جهان، برای استفاده از این روش‌ها یک نسل باید تغییر کند؛ یعنی 40 سال طول می‌کشد(15) که البته برآورد ما زمان کمتری است(16).منبع

پاورقي: میتونم بگم هر خط مطلب بالا برام یه سوال پبش میاره دقیقا 16 سوال؟ کاش میشد روزی با این دکتر روبرو بشم تا ازش برخی از این سوال‌ها را بپرسم.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: اثربخشی, اقدامات درمانی, بی‌خطر بودن, ترمیم و بازتوانی عصبی, دکتر هوشنگ صابری, ضایعات نخاعی, قطع کامل نخاع, کنگره بین المللی, نشست خبری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 اردیبهشت 1394 ارسال نظر(10)

داروی ترمیم بافت عصب

محققین روش اکتشافی جدیدی را برای شناسایی داروهایی که می‌توانند سلول‌های بنیادی مغز انسان و موش را در آزمایشگاه فعال کنند، استفاده کرده‌اند. دو داروی بالقوه که یکی برای درمان پای ورزشکاران و دیگر برای اگزما استفاده می‌شود،  زمانی که به طور سیستمیک به مدلهای جانوری مولتیپل اسکلروزیس تزریق شدند، قادر به تحریک ترمیم سلول‌های مغزی آسیب دیده و بازتوانی جانور فلج بودند. محققین می‌دانند که سلول‌های بنیادی در سیستم عصبی وجود دارند که قادر به ترمیم آسیب ایجاد شده به دلیل مولتیپل اسکلروزیس هستند ولی تاکنون راهی برای نشان دادن عملکرد آنها وجود نداشته است. روشی که این محققین ایجاد کرده‌اند برای یافتن داروهایی بود که بتواند سلول‌های بنیادی خود فرد و جایگزین کردن سلول‌های از دست رفته طی مولتیپل اسکلروزیس به وسیله آنها را کاتالیز کند. این محققین میلین جدیدی را درون سیستم عصبی ایجاد کرده اند. برای جایگزینی سلول‌های اسیب دیده اغلب مطالعات به دنبال پیوند مستقیم بافت‌های مشتق شده از سلول‌های بنیادی برای طب ترمیمی بوده‌اند و این روش جدید می‌تواند مزیت‌های زیادی در مقایسه با آنها داشته باشد. در واقع این مطالعه به دنبال این است که آیا می‌توان از روشی سریع تر و غیرتهاجمی تر  و با استفاده از داروها برای فعال کردن سلول‌های بنیادی طبیعی و بومی سیستم عصبی و هدایت آنها برای ایجاد میلین جدید استفاده کرد یا خیر. هدف نهایی در این مطالعه تشدید توانایی خودترمیمی بدن است. این محققین تکنیک منحصربفردی را برای ایجاد مقادیر انبوه از نوع خاصی از سلول‌های بنیادی به نام سلول‌های پیش ساز اولیگودندروسیت ایجاد کرده‌اند. این سلول‌های پیش ساز اولیگودندروسیت به طور نرمال در سراسر نخاع و مغز وجود دارند و بنابراین برای مطالعه در دسترس هستند. بنابراین با تولید مقادیر انبوه این سلول‌ها، محققین قادر خواهند بود که فرمول‌های دارویی مختلف را برای القای میلین سازی این داروها تست کنند. با استفاده از تصویربرداری میکروسکوپی بسیار پیشرفته، محققین اثرات 727 داروی از پیش شناخته شده را روی این سلول‌های پیش ساز اولیگودندروسیت بررسی کردند. محققین دریافتند که میکونازول و کلوبتازول در بین سایر دارو بهترین اثر را دارند. میکونازول برای درمان پای ورزشکاران و کلوبتازول برای اختلالات پوستی مانند درماتیت استفاده می‌شود. مطالعات نشان داد که این دو دارو موجب تحریک سلول‌های پیش ساز اولیگودندروسیتی طبیعی سیستم عصبی، برای تولید میلین جدید می‌شود. در حالی که اثرات این داروها در مطالعات موشی کاملا به اثبات رسیده است اما در مورد اثر این داروها روی انسان نیاز به مطالعات بالینی واقعی و دقیق است.منبع

پيوست: شاید یه روزی یا شبی خبر درمان قطعی، آسیب نخاعی منتشر بشه، و مشخص بشه که فرد نخاعی بعد چند ماه کار درمانی مثل روز قبل نخاعی شدنش سلامت میشه و میتونه دوبار به جامعه برگرده، سوال اینجاست که آیا ما برای اون روز آماده هستیم؟؟




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آزمایشگاه, آسیب, دارو, سلول‌های بنیادی, سیستم عصبی, فلج, محققین, مغز,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 اردیبهشت 1394 ارسال نظر(17)

ایجاد بافت عصبی سه بعدی

آسیب به بافت عصبی دائمی است و منجر به ناتوانی های طولانی مدت در بیماران می‌شود اما مطالعه‌ای اخیرا کشف کرده است که می‌توان بافت عصبی با رزولوشن بالا را در سطوح سه بعدی ایجاد کرد. این مطالعه روشی را برای قالب گیری داربست‌های نانوفیبری آرایش شده درون ساختارهای هیدروژلی سه بعدی ارائه می‌دهد و فرارشد نوریتی از نورون‌ها درون هیدروژل‌ها در امتداد داربست‌های نانوفیبری که با لامینین پوشیده شده است صورت می‌گیرد. نشان داده شده است که نانوفیبرهای پوشیده شده با این مولکول به طور معناداری رشد نوریت ها را افزایش می‌دهد و جنس هیدروژل نیز می‌تواند روی هدایت نوریت‌ها روی نانوفیبرها اثر بگذارد. سلول‌های بنیادی عصبی، پتانسیل بالقوه‌ای برای احیای سلول‌های آسیب دیده در سیستم عصبی دارند و ساختار سه بعدی بافت عصبی نیز برای شبیه سازی ساختار آناتومیکی و عملکرد مغز و طناب نخاعی حیاتی است. بنابراین تصور می‌شود که ترکیب سلول‌های عصبی القا شده با زیست ماده های ریزآرایی شده می‌تواند مزیت‌های زیادی برای کشت های سه بعدی داشته باشد و در این مطالعه هم نشان داد که نه تنها سلول‌های عصبی در محیط سه بعدی کشت داده می‌شوند بلکه جهت و آرایش فرارشد نوریتی نیز می‌تواند با استفاده از ترکیب سیگنال‌های ساختاری و فاکتور های سیگنالینگ زیست شیمیایی صورت گیرد. گام بعدی شبیه سازی بیشتر ساختارهای پیچیده با استفاده از سلول‌های بنیادی القا شده برای ایجاد بخش‌های آسیب دیده سیستم عصبی است. این ساختارهای سه بعدی می‌توانند به ناحیه آسیب دیده پیوند شوند و با ساختار اصلی تلفیق شده و ایجاد مدار عصبی برای احیای عملکرد می‌کند. این محققین می‌گویند که با ایجاد ساختارهای ویژه هر جایگاه در بافت عصبی، نه تنها ساختار عصبی مجددا ایجاد می‌شود، بلکه می‌توانند مدل‌هایی را برای مطالعه مکانیسم‌های ایجاد بیماری ایجاد کنند. توانایی مهندسی بافت عصبی با استفاده از سلول‌های بنیادی و زیست ماده می‌تواند برای طب ترمیمی کاربرد وسیعی داشته باشد. منبع

پاپوش: دوست بسیار خوبم جناب حسین دهقان، پیگیر احوال آقا مهدی نویسنده وبلاگ جدال نخاع با مردی از دیار توس شده و به این نتیجه رسیده: کلیک کنید تا بدانید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، لينك،
:: برچسب‌ها: آسیب بافت عصبی, داربست‌های نانوفیبری, ساختارهای هیدروژلی, سلول‌های بنیادی, سه بعدی, سیگنال, طناب نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 فروردین 1394 ارسال نظر(7)

علت عرق کردن بی دلیل

لباس پوشیدم بریم منزل وزیرجنگ. از اولین لحظه لباس پوشیدن احساس کردم وضعیتم داره غیر معمول میشه. وقتی از روی تخت رفتم روی ویلچر که راه بیافتیم حالم حسابی دگرگون شده بود. وقتی سوار ماشین شدم، دیگه اصلا حال خوشی نداشتم، وضعیتم شده بود مثل سماور درحال جوش، مدام از تمام بدنم بخار میزد بیرون. چون از کاندوم استفاده میکردم فکر می‌کردم اشکال از نحوه تخلیه ادراره. روز بعد مهمانی سوند زدم اما باز هم وضعیت همان بود، از اینجا به بعد وضعیت برام بسیار مشکوک بودو به همین دلیل غیر قابل تحمل. یک روز دیگر به همین رویه گذشت، تا اینکه تحملم تمام شد و به همسرم گفتم: بیا بدن من را چک کن ببین جاییم زخم نشده؟ ببین ناخنم نرفته توی گوشت؟ گقتم: از وقتی که رفتیم منزل پدرت تا حالا مدام عرق میکنم و احساس میکنم ادرارم بسختی تخلیه میشه. همسرم جوراب‌هام را درآورد و پاهام را کنترل کرد و گفت: هیچ مشکلی نیست. بعد از ظهر همسرم پرسید حالت چطوره؟ دیگه اونطوری نیستی؟ گفتم نه!؟ خوب شدم انگار!؟ همسرم گفت: اونچه که حالت را بد کرده بود سفتی یا خشکی یا تنگی کش این جوراب‌های نو بود!! واقعا تعجب برانگیز نیست!!!

پاپوش: روزسیزده‌بدر خانواده همسرم آمدن طرف ما تا کنارهم باشیم. از ساعت11 تا 15 بدون محافظ زیر آفتاب بودن موجب آفتاب سوختگی شدید دست، صورت، گردن، گوش و پوست سرم شده و بشدت دارن میسوزن.

 مهرداد  و امیرفرهاد زندی روز 13فروردین




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، تجربه‌، سیاحت، عکس،
:: برچسب‌ها: آفتاب سوختگی, ادرار, تخت, تعجب برانگیز, تنگی, خشکی, زخم‌, سفتی, سماور, سوند, عرق, غیر معمول, کاندوم, لباس, ماشین, مشکوک, ناخن, وزیرجنگ, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 فروردین 1394 ارسال نظر(17)

انگیزه

فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم‌های نو برای آینده است. آینده‌ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشه، اما معمولا این افکار و تصمیم‌ها در روز دوم فروردین فراموش میشن. ما بیشتر از تصمیم بزرگ‌، نیازمند به انگیزه‌ی بزرگ هستیم. بدون انگیزه هیچ تصمیمی عملی نمیشه. در دوران تحصیل، میگفتن دبیر درس دانش اجتماعی‌مون روانشناسه، او هر جلسه قبل شروع درس چند دقیقه برامون حرف میزد و با تحریک و تهییج بچه‌ها برای داشتن آینده‌ای روشن تلاش میکرد تا با نیروی انگیزش حداقل کلاس موفقی داشته باشه، همیشه تا یکی دو روز همه بچه‌ها شارژ بودن و انگیزه برای بهتر شدن داشتن، اما متاسفانه انسان راحت طلبه، هر تغييري براي بهتر شدن همراه با مشکل و ناراحتيه، و به اين دليل بيشتر افراد از بهبود وضعيت خود پشيمون ميش. آنها مشكلات و ناآرامیه مربوط به تغيير را دوست ندارند. بنابراين از خير آن ميگذرن و ترجيح ميدن به همان روشي كه راحت‌ترند زندگي كنند، تا اينكه با نا ملايمات روبرو شوند. درست به همین دلیل انسان نیاز داره هر روز با روشهای مناسب حال خودش به خودش انگیزه تزریق کنه. هیچ امری برای انسان با انگیزه محال نیست. انسان با هدف و انگیزه‌ مدام به مقصد نهایی خود می‌اندیشد و مدام بفکر یافتن بهترین راه برای بهتر شدن برای رسیدن به بهترین نتیجه است.  یادمان باشد: ما باید همیشه و در هر لحظه آماده باشیم تا بتوانیم کسی که هستیم را قربانی کسی کنیم که میخواهیم باشیم. ما براي هميشه وقت نداریم. هيچ زماني بهتر از حالآا نيست. اكنون بهترين زمان براي شروع است. لازم نيست كه كل زندگي را تغيير دآد. يك گام كوچك در جهت درست، كل كاري است كه بايد انجام شود. هرچه كه در زندگي چه بخواهيد، مي‌توانيد آن را بدست آورد. فقط بايد فرآيند را آغاز شود. در ادامه مطلب ده راه برای ایجاد انگیزه در خود را بخوانید.

ته‌بندي: عمل جابجایی تاندون میتونه یکی از روش های درمانی موثر در بهبود کیفیت زندگی افرادی باشه که از ناحیه گردن دچار آسیب نخاع شدن. درباره این روش درمانی اطلاع رسانی صورت نگرفته و خیلی از تتراپلژی هایی که حرکتی در آرنج و مچ دارن نمیدونن که عمل انتقال تاندون باعث بهبود حرکت انگشتای دستشون میشهدر این مورد بخوانید: عمل تاندون ترانسفر

مروری بر اتفاقات سال 93

ده راه برای ایجاد انگیزه در خود

1 - همیشه در آسایش و آرامش نباشید: از اینکه کمی به خود سختی دهید نهراسید. بزرگ ترین مانع برای رسیدن به استعدادهای درونی همین راحت طلبی است. اتفاق های مهم زمانی رخ می دهند که شما کمی هم تلاش و سختی را تحمل کنید. 2 - از اشتباه کردن نهراسید: عقل به ما کمک می کند تا اشتباه نکنیم و در نتیجه هزاران اشتباه به وجود می آید. 3 - فکر خود را به مسایل معمولی محدود نکنید: سعی کنید بزرگ و وسیع فکر کنید. 4 - شاد بودن را در زندگی خود انتخاب کنید: افراد شاد همیشه انگیزه بیشتری برای انجام امور دارند. شادی حق مسلم شماست و آن را با چیز دیگری عوض نکنید. 5 - حداقل یک ساعت در روز را به خودشناسی اختصاص دهید: کتاب های مفید مطالعه یا موسیقی الهام بخش گوش کنید. رانندگی بهترین فرصت برای گوش کردن به کتاب های صوتی در مورد پرورش روح و خودشناسی است. 6 - به خود یاد بدهید که کاری که آغاز کرده اید را باید تمام کنید: بسیاری از ما پیش از پایان یک کار یا انجام یک تصمیم، سراغ کار دیگری می رویم. این خوب نیست. همیشه کارهای خود را تمام کنید. 7 - در حال زندگی کنید: وقتی در گذشته ها گیر کرده اید یا در آینده ای که نیامده سیر می کنید، نمی توانید از لحظه های کنونی خود استفاده و تصمیمات درست اتخاذ کنید. 8 - خود را مجبور کنید تا از زندگی لذت ببرد: لذت بردن، بهترین شغل بهشت است. 9 - وقتی درمانده می شوید یا شکست می خورید، هرگز عقب نشینی نکنید: شاید موفقیت در چند قدمی شما ایستاده باشد. 10 - همیشه آرزوهای بزرگ در سر بپرورانید: اگر چیزی فراتر از سطح انتظار باشد ما همه تلاش خود را می کنیم تا آن آرزو و خواسته را برآورده کنیم.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، پزشکی و درمان، لينك، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آسایش و آرامش, اشتباه کردن, افکار نو, ایجاد انگیزه, به کتاب صوتی, تصمیم, خودشناسی, رانندگی, راه ایجاد انگیزه در خود, سال نو, شادی, عمل تاندون ترانسفر, فرآيند, لذت بردن, مروری بر اتفاقات سال 93 !, مطالعه, موسیقی الهام بخش, نیروی انگیزش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 فروردین 1394 ارسال نظر(10)

پیوند سر

در پیوند سر، سر به همراه نخاع بر روی بدن جدید پیوند زده می‌شود. از لحاظ تئوریک، یک جوان مبتلا به نارسایی پیشرفته اندام مختلف بدن، مبتلا به دیستروفی عضلانی (تحلیل تدریجی عضلات بدن)، تتراپلژیک با نقص عضو یا مجروحی که در اثر یک سانحه بیشتر بدن خود را از دست داده و شانسی برای ادامه حیات ندارد، می‌تواند کاندیدای مناسب اهدای سر به یک بیمار با بدن سالم اما دچار مشکل حاد مغزی باشد. دکتر سرجیو کاناوارو، عصب شناس ایتالیایی سال ۲۰۱۳ با انتشار مقاله‌ای مدعی امکان انجام نخستین عمل پیوند سر تا سال ۲۰۱۵ میلادی شد. این دانشمند ایتالیایی شرح داد که امکان ادغام مغز استخوان از طریق برش با یک چاقوی فوق تیز وجود دارد؛ با استفاده از مواد همجوشی غشاء موسوم به فوسوژن که بین دو برش در طناب نخاع تزریق می‌شوند، امکان پیوند نخاع فراهم می‌شود. کاناورو برای اثبات نظریه جدید خود، به آزمایشات انجام شده بر روی موش‌ها در دانشگاه دوسلدورف استناد می‌کند که در روش مشابه، حیوانات سلامت خود را به طور کامل بازیافته و قادر به استفاده از اندام مختلف بدن بودند؛ اما نتایج یافته‌های جدید کاناورو نیز مورد تأیید پزشکان نیست. در روش موسوم بهHEAVEN،بدن گیرنده در شرایط ایست موقت قلبی قرار می‌گیرد؛ سر و نخاع دهنده و گیرنده پیوند تا ۱۲ درجه سانتیگراد سرد شده و سرها با کمک تیغه‌های بسیار تیز از بدن دهنده و گیرنده جدا می‌شوند. با کمک این برش بسیار دقیق، آکسون‌ها یا رشته‌های بلندی که از سلول عصبی خارج می‌شوند، سالم باقی می‌مانند. متخصصان مغز و اعصاب حدود یک ساعت فرصت خواهند داشت که سر دهنده عضو را به بدن گیرنده پیوند بزنند! این مقاله با واکنش تند محققان از سراسر جهان مواجه شد؛ برخی این روش را مشابه فیلم «فرانکشتاین» توصیف کردند و برخی دیگر از عدم امکان پیوند نخاع اهداکننده و گیرنده سخن گفتند. بیشتر محققان تأکید می‌کنند که هنوز فناوری مورد نیاز برای پیوند نخاع توسعه نیافته و این عمل به معنای کشتن عمدی یک بیمار است؛ امکان انجام عمل پیوند سر تنها پس از موفقیت محققان در پیوند نخاع قابل بحث خواهد بود! منبع

پيآمد: به گفته گوینده‌های رادیو اسراییل: آقای منشع امیر و خانم فرنوش: بعلت اینکه جوامع یهودی در کشورهای مختلف جوامع کوچک و محدودی بوده‌اند و هموار در بین خود ازدواج کرده‌اند بیماری‌های ژنتیکی فراوان و نادری در بین یهودیان وجود دارد. باز هم به گفته گوینده‌های رادیو اسراییل: یهودیان حتی پس از مهاجرت به اسراییل باز هم در بین فامیل و اقوام خود ازدواج می‌کنند و تن به ازدواج با فردی با اصلیتی از ریشه‌ای دیگر نیستند و این امر همچنان موجب بروز اختلالات ناشناخته و نادر ژنتیکی در نسل‌های جدید است. همه چیز (چهره – صدا – خلق و خو - تفکر و....) ناتانیاهو گواه مطلب بالاست.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: اختلال ناشناخته و نادر ژنتیکی, ایتالیایی, بیمار, بیماری‌های ژنتیکی, پیوند, پیوند سر, تئوریک, تتراپلژیک, تحلیل تدریجی عضلات بدن, دیستروفی عضلانی, سانحه, سلول عصبی, فیلم, متخصصان مغز و اعصاب, مغز استخوان, مهاجرت, موفقیت محققان در پیوند نخاع, همجوشی, یهودیان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393 ارسال نظر(4)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.