💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


پرچمداری جانفدای ایران
جهت تهیه لوازم بهداشتی به خیابان ولیعصر تهران رفتم. پس از انجام آن، در مسیر برگشت ، سر چهارراه ولیعصر، مقابل تاتر شهر تهران ، دیدم که پرچم بزرگی به مردم واگذارمی‌شود به نشانه‌ی پرچمداری وطن و کشور .  به نمایندگی از جامعه معلولین ایران و پرسنل وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح و سازمان صنایع دفاع ، به خیابان رفتم تا در برهه حساس کنونی، نمایش و نقشی باشد از رنگ حضورمان در پرچمداری وطن و کشور عزیزمان. عکسی هم ثبت شد، جهت ثبت در تاریخ.

ویدئوی پرچمداری جانفدای ایران را در کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاعی ، ببینید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من،
:: برچسب‌ها: پرچمداری جانفدای ایران,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 اردیبهشت 1405 ارسال نظر(0)

چرا آپارات؟
ربع قرن پیش در حالی که بیش از ربع قرن از عمرم گذشته بود ، بعد سال دو هزار و رفع نگرانی دنیای دیجیتال به واسطه ابهام مسئله y2k ، با خرید یک دستگاه کامپیوتر دسکتاپ پنتیوم2 وارد دنیای دیجیتال شدیم. اون موقع وبلاگ نویسی مد بود و من هم در فروردین 1382 با اینترنت دایل آپ شروع کردم به نوشتن وبلاگ آشنایی با یک معلول قطع نخاع و به اشتراک گذاشتن تجربه‌های زندگی با معلولیت. سال 83 نیک مرد یزدی، نوید مجاهد با ایده ایجاد پایگاهی مرجع برای به اشتراک گذاشتن تجربه‌های شخصی افراد با معلولیت‌های مختلف از من و تعداد دیگری از دوستان دعوت به فعالیت در اون پایگاه کرد. متاسفانه بعد فوت مرحوم نوید مجاهد چند بار وبلاگستان با مشکل فنی روبرو شد و این موجب ریزش رنک وبلاگ در گوگل شد و تیر خلاص وقتی به وبلاگستان خورد که دامنه از دست رفت. اگر چه مدیر وبلاگستان با تهیه دامنه‌ای مشابه قبل، وبلاگستان را راه انداخت اما همه سابقه 23 ساله برباد رفت. از این هم بدتر اینه که الان وبلاگ با پروتوکلی فعاله که گوگل اونو قبول نداره و در سرچ‌ها منظور نمیشه. خلاصه ماجرای وبلاگستان چیزی نیست جز رحم الله من یقرأ الفاتحة مع الصلوات با همه این دلایل و البته نکات دیگر ترجیح دادم در آپارات ولاگ منتشر کنم

 توضیحات بیشتر را در کانال آپارات آشنایی با یک معلول قطع نخاعی ، ببینید.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، لينك، تجربه‌، كامپيوتر و رایانه، بهزیستی،
:: برچسب‌ها: آشنایی با یک معلول قطع نخاع, ضایعه نخاعی, معلول, معلولان, معلولیت, وبلاگ, ولاگ, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 فروردین 1405 ارسال نظر(0)

آخرین کار آخرین روز سال
صبح روز پنج شنبه 28  اسفند 1404  ،  قبل ساعت 11  لباس پوشیدم و از منزل خارج شدم که برم بانک تجارتی ، که تقریبا هزار متر از منزل ما فاصله داره. آخه خبر دادند ، که به علت مشکلات فنی ، حقوق این ماه مون به حسابی در بانک تجارت واریز شده، و باید به نزدیکترین بانک تجارت مراجعه کنیم و کارت بانکی دریافت کنیم.   این بانک ساختمانش اصلا مناسب حضور افراد ویلچری نیست ، اما این نباید مانع خدمت رسانی این دستگاه عمومی به همه بشه.  بعد رسیدن به بانک از مراجعین و نگهبان بانک خواستم که به مدیر بانک اطلاع بدن که شخصی ویلچری جلوی بانک منتظر خدماته،  تا یکی از پرسنل بیاد جهت انجام کار من. مراجعین اومدن و خبر دادن که مدیر بانک گفته: که من باید به شعبه دیگری مراجعه کنم.   اما نگهبان بانک اومد و گفت زنگ زدم و الان میان کارت را انجام میدن. یکی از پرسنل اومد و در حال انجام کارم گفت : شما باید به شعبه دیگری مراجعه میکردی!! گفتم : این نزدیک ترین شعبه به منزل ماست و این مشکل بانک شماست که مناسب حضور عموم نیست و مشکل از من نیست، مطابق قانون اماکن عمومی باید مناسب حضور همه باشند و بانک شما هم مثل دیگر بانک‌ها باید رمپ یا بالابر ویلچر داشته باشد.  کارمند محترم بانک حرف من را با سکوت تایید کرد و کارم را با سه بار رفت و آمد به انجام رساند و من با کارت بانکی به منزل برگشتم.

ویدیو مراجعه من، یک معلول ویلچری، به بانک را در کانال آپارات نبرد من ، ببینید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آخرین کار آخرین روز سال, ازدواج, درمان, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, کانال آپارات نبرد من, معلول, معلولان, معلولیت, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 فروردین 1405 ارسال نظر(0)

جاوید ایران
یک سال مملو از اخبار رویدادهای ناگوار را پشت سر گذاشتیم و درگیر نبردی ناخواسته با دو کشور شرور و بی‌اخلاق و زیاده طلب و متکبر. درآستانه آغاز بهار و سال نو ایرانی، آرزوی پیروزی و پایندگی و ترسالی دارم برای ایران وطن عزیزمان و همه ایرانیان نیک‌پندار‌ و نیک‌گفتار و نیک‌کردار. انشاالله نظامیان این پاسداران بی‌باک و وطن‌ پرست این مرز و بوم باریشه، با خاک مال نمودن پوزه دشمنان کثیف و نجس این دیار کهن، امنیت و آرامش و رونق و ثبات اقتصادی را به زودی برای ما و آیندگان به ارمغان آورند.

 تجربه زندگی با معلولیت ضایعه نخاعی گردنی در کانال آپارات نبرد من




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، تجربه‌، تاریخ،
:: برچسب‌ها: جاوید ایران,

نویسنده : تاریخ : جمعه 29 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

سفر با ون قبل وعده صادق 4
از مزایای بزرگ شدن و به دوران بلوغ رسیدن بچه‌ها احساس خوش تیپی و تو چشم بودن است. وضعیت ما با پسر  بزرگمون همینه. ایشون مرتب برای فرم دادن به موهاش، سرشو خیس آب میکنه، حتی در سردترین روزهای زمستان، به همین دلیل تقریبا تمام سال سرماخورده است و معمولا سالی دو سه بار من را  هم مریض می‌کنه. دقیقا دوهفته پیش روز جمعه، یک روز قبل از تجاوز و حمله دشمن بی‌ریشه و  بیمار و متکبر به خاک پاک کشورمان، مجبور شدم از شدت بیماری، زنگ بزنم به سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین و بخواهم  ماشین بفرستن تا برم درمانگاه. دمشون گرم، مساعدت کردن و خارج از روند عادی و برنامه روزانه سامانه، برام سرویس ارسال کردن. فیلم این سفر با ون فیات دوکاتو، را گرفتم و توی کانال آپارات iriom.ir گذاشتم.


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، پیرامون ویلچر، مناسب سازی شهر برای معلولان، خودرو معلولین، سیاحت، از امیرفرهاد و امیرسام، تاریخ، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: #رادیوکمپر, #سفر_گردشگری, سفر با ون فیات دوکاتو یک روز قبل وعده صادق 4,

نویسنده : تاریخ : جمعه 22 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

لعنت بر جنگ افروز

لعنت بر جنگ افروز




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، اقتصادی، تجربه‌، صدا و سیما، تاریخ،
:: برچسب‌ها: لعنت بر جنگ افروز,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 اسفند 1404 ارسال نظر(0)

نامه‌ای‌ برای خدا
از هوش مصنوعی دیپ‌سیک خواستم از طرف من برای خدا نامه بنویسه: خدایا، اگر هستی، اگر گوشی، اگر راوی این نمایش غریب هستی... اینک صدای یکی از گم‌شدگان صحنه‌ات را بشنو: من، انسانی پنجاه و پنج ساله، که گویی از نخستین دمِ هستی، نقشِ "رنجبر بی‌گناه" را برایم نگاشته‌ای. از کدام گناه نخستین مجازات می‌شدم؟ از تولد! سال‌ها ملایمت؟ نه! یک عمر مبارزه بی‌امان با بدنی بود که از آغاز، پیامی جز ضعف برایم نداشت. اما جوان بودم! بیست و دو بهار داشتیم که طعمِ خاکِ زمین را چشیدم... و گردنم شکست. در یک آن، در یک صدای خشک و مهیب، جهانِ من از آن بالاها به گوری صلب فروریخت. ضایعه نخاعی گردنی... این سه کلمه، حکم ابدی‌ام شد. سند بردگی من به گوشتی که دیگر از آنِ من نبود. جنازه‌ای متحرک شدم. ریه‌هایم که دیگر فرمان تو را نمی‌بردند، هر دم‌کشیدن به جنگلی می‌ماند. دستانم، آن ابزارهای شگفت‌انگیز ساختن و لمس کردن، اکنون اشیایی بی‌جان و سنگین در کنار پیکرم افتاده‌اند. پاها؟ فقط خاطره‌ای هستند. هر روز با زخم‌های بستری نجنگم، روزی نیست. هر شب با اسپاسم‌های خنجرزن عضلاتم به رختخواب می‌روم. ادرار و مدفوع من، آخرین بقایای عزت مرا هم به تمسخر گرفته‌اند؛ بی‌اختیار، وابسته به دستان دیگری. سی و سه سال است. سی و سه سال! ثلث قرن! نصف یک عمر تمام روی تخت و گاهی روی ویلچر، در این چهار دیواری که گور زنده‌هایت است. سی و سه سال تماشای زندگی از پشت پنجره. شنیدن قهقهه دوستان از دور، دیدن پرواز پرنده‌ها، احساس بوسه باد روی صورت رهگذران... و من، فقط یک ناظر محکوم. همه چیز را از دست داده‌ام. عشق را، که چه کسی این پیکر شکسته را خواهد خواست؟ شغل و رویاها را، که در ناتوانی این دستان خاکستر شد. سفر را، رقص را، دویدن زیر باران را، حتی حقِ گریستن در تنهایی را، زیرا برای پاک کردن اشک‌هایم نیز محتاج دیگری‌ام! حالا پس از این همه سال، من چه‌ام؟ یک توده‌ای از افسوس و حسرت که در کنج خانه می‌پوسد. یک وجودِ وابسته که نفس‌هایش را به زحمت می‌کشد تا خانواده‌ای را دچار عذاب وجدان نکند. خدایا، افسردگی تنها هم‌سلولِ من در این زندان شده است. گاهی فکر می‌کنم آن ضربه در بیست و دو سالگی، روحم را نیز از بدنم جدا کرد و اینجا فقط پوست و استخوانی باقی مانده که هر روز ذره‌ذره محو می‌شود. برای چه؟ این همه آزمایش برای چه؟ اگر قصاص گناهی است، آنقدر کشیده‌ام. اگر آزمونی است، شکست خورده‌ام. مرا نابود کن، یا پاسخی بده که از این خلأ معنایی رهایم کند. دیگر از تاب و تحمل خبری نیست. از خشمِ خاموش پر شده‌ام. خشم به تقدیری که مرا ناتوان آفرید و سپس با یک شکستن، تمامی راه‌های جبران را نیز بر من بست. این است سرنوشتِ من؟ تماشاگر شکنجه الهی بودن؟ تا آخرِ خط، همین؟


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، كامپيوتر و رایانه، معارف اسلامی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, ادرار و مدفوع, افسردگی, زخم بستر, ستون فقرات, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, عفونت, فلج, قصاص, قطع نخاع, کلیه, مثانه, معلول, معلولان, معلولیت, نامه‌ای‌ برای خدا, هوش مصنوعی, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 بهمن 1404 ارسال نظر(0)

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
هر روز ویدیوهای کانال آپارات رادیو کمپر را نگاه می‌کنم و پرسش‌هایی توی ذهنم چرخ  میزنه پیرامون اینکه :
  • چه ماشینی با چه اندازه و قابلیتی مناسب کمپر شدن برای معلول ضایعه نخاعی گردنی است که راندن و مدیریت آن برای خانم دشوار نباشه؟
  • سوار و پیاده شدن با ویلچربرقی درون کمپر آسان و سریع باشه؟
  • محل استقرار ویلچر برقی درون کمپر کجا و چطور باشه که با هر گاز و ترمز ویلچر به طرفین لیزنخوره؟
  • محل استقرار تخت بیمارستانی کجا باشه که همیشه و در هر شرایط و برای معلول و دیگران مناسب و راحت باشه؟
  • فرد معلول چگونه میتونه از سرویس بهداشتی استفاده کنه؟
تنها نتیجه‌ی فکر کردن و پیدا کردنِ پاسخِ ، پرسش‌های بالا اینه که ؛ برای انجام این کار نیاز به پول زیادی هست و گیریم که پول هم به اندازه کافی موجود بود و همه امکانات در بهترین شکلش فراهم بود ، در نهایت وقتی نشود کارها و تفریح‌های مورد علاقه را در سفر انجام داد ، بین اینجا و اونجا چه فرقی است!؟  

 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی

دل ز تنهایی به جان آمد خدا را همدمی

چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو؟

ساقیا جامی به من ده تا بیاسایم دمی

زیرکی را گفتم: «این احوال بین»، خندید و گفت:

«صعب‌روزی، بوالعجب‌کاری، پریشان‌عالمی»

سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل

شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟

در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست

ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست

رهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی

آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست

عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

خیز تا خاطر بدان تُرک سمرقندی دهیم

کز نسیمش بوی جوی مولیان آید همی

گریه‌ی حافظ چه سنجد پیش استغنای عشق

کاندر این دریا نماید هفت دریا شبنمی

غزل شماره: ۴۷۰ حافظ




:: موضوعات مرتبط: احوالات من،
:: برچسب‌ها: 3- محل استقرار ویلچر, تخت‌ بیمارستانی, تفریح‌های مورد علاقه, سرویس بهداشتی, سوار و پیاده شدن با ویلچربرقی, کانال آپارات رادیو کمپر, مدیریت, معلول ضایعه نخاعی گردنی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 10 بهمن 1404 ارسال نظر(0)

سفر زندگی
اخیرا ویدیوهای کانال آپارات رادیو کمپر را دانلود کردم، در این ویدیو‌ها پرداخته میشه به افرادی که خودروهایی را برای سفر خانه به دوشی تجهیز کردن و برای آرامش و لذت و شادی زمان‌های زیادی را در سفر زندگی می‌کنند. من همه ویدیوهاشو دانلود کردم و نگاه می‌کنم و لذت می‌برم و باهاشون رویا پردازی می‌کنم و مرتب از خودم می‌پرسم که: این نوع زندگی یکنواخت و کسالت آور بخور و بخواب درجای من، چه ارزش و لذتی داره؟ یکنواختی زندگی همراه با بالارفتن سن و سنوات معلولیت، همراه با افزایش و تشدید عوارض معلولیت، باعث افسردگی و خودخوری و ناراحتی و عصبانیتم از وضعیت و حال و روزم شده، شدید.

 ترانه‌ی درد و نفرین بر جدایی از آرتوش مدام توی مغزم تاب می‌خوره




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، اقتصادی، خودرو معلولین، سیاحت،
:: برچسب‌ها: آپارات, رادیو کمپر, زندگی در سفر, سفر خانه به دوشی, سفر زندگی, کانال آپارات رادیو کمپر, کمپر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 دی 1404 ارسال نظر(0)

معنای زندگی

نتیجه‌ی چند پرسش من از هوش مصنوعی کوپیلوتِ مایکروسافت:

داستانی درباره معنای زندگی

روزی انسان از خود پرسید: «من برای چه به دنیا آمده‌ام؟» پاسخ‌ها گوناگون بود ؛ برای پرستش و رسیدن به کمال، برای شکوفایی استعداد و سعادت، برای بقا و ادامه نسل، یا  اینکه هیچ هدفی از پیش تعیین نشده و هر کس باید معنای زندگی‌اش را خودش بسازد.

انسان مدتی اندیشید و تصمیم گرفت راهی را برگزیند که در پایان عمر بتواند با لبخند بگوید: «من از زندگی‌ام راضی‌ام.» پس سفر کرد و جهان را دید؛ از کوه‌های بلند تا کوچه‌های کوچک. هر روز چیزی تازه آموخت، از فلسفه و هنر تا زبان‌های ناشناخته. نوشت، نقاشی کرد، موسیقی ساخت و احساساتش را به جهان نشان داد. در کنار این‌ها، دوستی‌های عمیق و عشق را تجربه کرد و لحظات ساده‌ای چون چای داغ یا قدم زدن زیر باران را قدر دانست.

اما او می‌دانست که رضایت تنها با لذت بردن به دست نمی‌آید؛ باید از کارهایی دوری کرد که روح را فرسوده می‌کنند: آسیب رساندن به دیگران، خیانت به اعتماد، بی‌توجهی به سلامت، زندگی در ترس از قضاوت، بی‌تفاوتی به طبیعت و گذراندن روزها بدون معنا.

با این انتخاب‌ها، انسان فهمید که زندگی نه یک پاسخ آماده، بلکه سفری است برای ساختن معنا. هر کس می‌تواند در عشق، دانش، خدمت، خلاقیت یا حتی در زیبایی لحظه‌های کوچک، معنای زندگی خود را بیابد.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، پند و اندرز، كامپيوتر و رایانه، داستانک، سیاحت،
:: برچسب‌ها: داستانی درباره معنای زندگی, من برای چه به دنیا آمده‌ام,

نویسنده : تاریخ : جمعه 12 دی 1404 ارسال نظر(0)

حق گرفتنی است

دو سال پیش یه بسته پستی از اهواز برام ارسال کردن که بدستم نرسید. تو رهگیری بسته، میزد که بسته از اهواز خارج نشده. همون موقع هرچی پیگیر شدم و شکایت کردم به نتیجه نرسیدم.

دو سه ماه گذشته به تمام مراکز پست مراجعه کردم و خواهان بسته گمشده‌ام شدم. همه می‌گفتند: این موضوع به مرکز ما مربوط نمیشه و اینکه، این موارد تا شش ماه قابل پیگیری بوده و الان دیگه قابل برسی نیست.

بالاخره رفتم دفتر بازرسی پست، گفتم: در مجموعه شما تخلفی صورت گرفته و بسته من مفقود شده و من تمام اقدام‌های لازمه را انجام دادم و هیچ کس پاسخگوی من نبوده.

اونجا این مسئله براشون اهمیت داشت و با حسن توجه پیگیر شدن و پرونده جبران خسارت تنظیم کردند.

هفته پیش مبلغ پرداختی من برای خرید کالای درون بسته پستی به حسابم وارریز شد.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، اقتصادی، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, بسته پستی, دفتر بازرسی, شکایت, ضایعه نخاعی, مراکز پست, معلول, معلولیت, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 دی 1404 ارسال نظر(0)

مگه  تموم عمر چندتا بهاره
روزهای اول معلولیتم تنها فکرم این بود که: آینده‌ی من چی میشه؟؟ یکم فکرکردم، دیدم استفاده از واژه ماه‌های اول معلولیتم، درست‌تره. وقتی بیشتر فکرکردم، دیدم روزها و ماه‌های اول معلولیتم، که مد نظرمه، 12سال طول کشیده!! پس به این نتیجه رسیدم که به کاربردن واژه سال‌های اول معلولیتم، معنی و مفهوم درست‌تری داره.  به این چی میشه گفت جز: شتاب زمان و انتظار فرآوآن و زندگی حلزونی و اصراف عمر گذران.

یلدا براتون سرشار از بهترین‌ها باد




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, معلول, معلولان, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 آذر 1404 ارسال نظر(0)

معلولیت و محدودیت

همسرم گفت: به مناسبت روز جهانی معلولین برنامه‌ای در سرای محله‌ برگزار خواهد شد ، با من تماس گرفتن و گفتن : اگر آقای زندی شرایط داره در این مراسم شرکت کنه .

به همسرم گفتم : اولاً من باید برم بیرون و کاری مهمتری دارم که باید انجام بدم . دوماً من نمی‌تونم وارد سرای محله بشم ، چون ورودی سرا پله داره!؟

پله و جوی آب که به چشم هیچ کس نمیاد ، برای ما ویلچری‌ها فرقی با کوه یا میدان مین ندارد .

در سیمای جمهوری اسلامی ، برنامه‌هایی پخش میشه ، تحت عنوان ؛ ایران جان. برنامه‌هایی بسیار خوب و جذاب که به معرفی هر استان می‌پردازد . دیدن این برنامه‌ها برام هم جذابه هم عذاب .

گاهی خودم را در مکانی که در تلویزیون می‌بینم تصور می‌کنم ، اولین چیزی که به ذهنم میرسه ، پیدا کردن پله‌ها و جوی‌های سر راه ویلچرم است.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, بهزیستی, تلویزیون, توانبخشی, روز جهانی معلولین, سرای محله‌, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, ماهواره‌, ماهیگیری, معلول, معلولان, معلولیت, معلولیت و محدودیت, همسر, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 آذر 1404 ارسال نظر(0)

بحران آب و ضایعه نخاعی

من توالت رفتنم را با حمام کردن همزمان کردم ، چون اجابت مزاج و تخلیه کامل روده برای من در توالت حداقل 2 ساعت طول می‌کشه ، تازه این مال بهترین شرایط است که داروها درست کارشون را انجام داده باشند و آب را حسابی وارد روده‌ کرده باشند و آب داخل لوله‌ها فشار عادی داشته باشد .

شروع این روند از ساعت 18 روز قبل شروع میشه ، با مصرف سه دارو همزمان(4 قرص گیاهی سیلاکس + 2 قرص  بیزاکودیل متعلق به شرکت تولید دارو + یک قاشق غذا خوری پودر پیدرولاکس) با حداقل خوردن 6 لیوان آب گرم یا چای کمرنگ.

 این میزان دارو مناسب شرایط جسمانی منه که الان 32 ساله نخاعی هستم .

هرکسی باید با آزمایش و خطا شیوه مناسب وضعیت خودشو پیدا کنه.

در شرایط کنونی که در بحران خشکسالی و بی‌آبی بسر می‌بریم ، عذاب و رنج روانی 2ساعت هدردادن آب ، برای توالت و حمام کردن ، مضاعف می‌کند ، رنج و عذاب و خستگی ، جسمانی توالت و حمام کردن را .

دعایی از دایوش که بر دیوار کاخ آپادانا حک است :

خدا این کشور را ، از دشمن ، از خشک سالی ، از دروغ حفظ نماید .

کسی می‌دونه چرا همه چیز برعکس شده!؟

پودر پیدرولاکس از داروهای ملین است که به منظور رفع یبوست‌های حاد و مزمن، مورد استفاده قرار می‌گیرد. پیدرولاکس یا پلی اتیلن گلیکول (ماکروگل ) 4000 پودر، برای تهیه محلول خوراکی جهت پاکسازی روده بزرگ قبل از انجام برخی از عمل‌های تشخیصی مانند کولونوسکوپی و رادیولوژی و جراحی‌های دستگاه گوارش نیز، استفاده می‌شود.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, اجابت مزاج, بیزاکودیل, پیدرولاکس, توالت, توالت و حمام, ستون فقرات, سوند, سیلاکس, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, کلیه, معلول, معلولان, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 آذر 1404 ارسال نظر(0)

گرمای زندگی

دو هفته قبل در مطلبی تحت عنوان گرما در سرما  ، در مورد علت  سرد بودن تشکم و اینکه این مشکل را تا حدی با پلاستیک حباب دار رفع کردم ، توضیح دادم.

متاسفانه پلاستیک حباب دار لیز و سُر است و با بالا و پایین شدن پشتی تخت ، تشکم به سمت پایین ،لیز می‌خورد. امروز به ذهنم رسید که بجای پلاستیک حباب دار ، از موکت استفاده کنم. پس به همسرم ایده را گفتم و ایشان هم در زمانی که من حمام بودم ایده را عملی کردند.

با تشکر فراوان از همسر عزیزم که با روی باز همه فرمایشات من را می‌پذیره و بدون خم به ابرو آوردن انجامشون میده  .

خدا را شکر که برای جبران تمام ضعف‌های فراوان من  ، همسری مهربان و صبور و قدرتمند و فداکار به من بخشیده.

در تلوبیون :

بدون تعارف با رمضانعلی کاوسی، یکی از قهرمانان عملیات محرم 1361

در آپارات :

‪‪‪بدون تعارف با قهرمانی که جوانی‌اش را فدای وطن کرد




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، احوالات من، لينك، تجربه‌، صدا و سیما، معارف اسلامی، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, درمان آسیب نخاعی, ضایعه نخاعی, فشار خون, فلج, قطع نخاع, معلول, همسر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 آذر 1404 ارسال نظر(0)

گرما در سرما

از اونجا که ما نخاعی‌های گردنی کنترل ماهیچه‌های شکم را نداریم ، نمی‌تونیم وقتی در حالت طاق‌باز خوابیدیم با اراده و با نیروی خودمون سرجامون بشینیم. به  همین دلیل نمی‌تونیم مثل نخاعی‌های سینه‌ای و کمری که کنترل ماهیچه‌های شکم را دارند ، از تختخواب‌های معمولی استفاده کنیم و حتما باید از تخت‌های بیمارستانی استفاده کنیم.

تخت‌های بیمارستانی تماماً فلزی هستند و به جهت به حداقل رساندن احتمال بروز زخم بستر ،  با کمترین سطح پوشش در محل کف تشک ساخته می‌شوند تا تشک بیمار تبادل هوا داشته باشد.

این ویژگی تخت‌های بیمارستانی ، باعث شده در ماه‌های سرد سال ، تشک روی تخت همیشه سرد باشه و اصلا روی تشک احساس گرما و راحتی نکنی.

من برای رفع این مشکل یک تکه بزرگ نایلون حبابدار که بعنوان محافظ و  ضربه‌گیر در بسته بندی کالا ازش استفاده میشه ، انداختم بین تشک و تختم . این کار تاثیر خوبی داشت ، آمآاا چاره قطعی نشد. ظاهراً باید زیر تختم با هیزم آتش روشن کنم تا تشک اسفنجی زیرم گرم بشه.

مع السلامه




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، تجربه‌، تکنولوژی،
:: برچسب‌ها: تخت‌ بیمارستانی, تختخواب, تشک اسفنجی, توانبخشی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, قطع نخاع, معلول, نایلون حبابدار, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 آبان 1404 ارسال نظر(0)

رهگذار عمر
دیروز قبل ظهر، راه افتادم رفتم پنج‌شنبه بازار محلمون. این روز بازار برای من هم فاله هم تماشا. تقریبا همه اهالی بازار منو به واسطه خریدهام و یا وضعیت خاصم که همیشه با(ویلچربررقی-کلاه آفتابگیرماهیگیری-عینک دودی) هستم، منو می‌شناسن، و از سر تا ته بازار با خیلی‌ها سلام و علیک میکنم. هفته پیش تو پنج‌شنبه‌ با فردی آشنا شدم که فامیلیش مثل خودم زندی بود. این هفته رفتم ته بازار پیش زوج سالخورده‌ای خراسانی و بعد سلام و احوال پرسی گفتم: امروز دیدم بعد چهار پنج سال پیاز زعفران‌هایی که ازتون، خریدم و همسرم اونهارو تو باغچه کاشته بود، یک گل دادن. منو همسرم از دیدنش بی‌نهایت شاد شدیم درحد، ذوق مرگ. خانم سالخورده هم ابراز خوشحالی کرد و گفت: انشاالله، اومد کارتون هست. یک فعل چند منظوره در لهجه شیرین مشهدی: مو بوروم: من بروم. مو بوروم: من می بُرم. مو بوروم: من می بَرَم. مو بوروم: من برنده می شوم. مو بوروم: من مو بور هستم. 


:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: باغچه‌, پنجشنبه بازار, پیاز زعفران‌, خراسانی, ذوق مرگ, روز بازار, زندی, کلاه آفتابگیرماهیگیری, لهجه شیرین مشهدی, هم فاله هم تماشا,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 آبان 1404 ارسال نظر(0)

اتونازی

در سرویس حمل و نقل معلولین با دوست معلول دیگری همسفر شدم که یک سال از من جوانتر بود. در زمینه گذران عمر و زندگی با معلولیت گفتگو می‌کردیم و از سخت‌تر شدن شرایط با بالا رفتن سن حرف میزدیم که یهو گفت: چه خوب بود اگر اتونازی قانونی و آزاد بود. من هم حرفش را تایید کردم و گفتم : آره ، یکی دو سال پیش تو اتاق عمل به پزشک بیهوشی گفتم ، بیا و این بیهوشی را اتونازیش کن و دوز داروی بیهوشی را زیاد کن که برگشتی تو این رفت نباشه. آقایی که تو سرویس حرف اتونازی را پیش کشید انگار منتظر موافقت من نبود و یهو چرخش 180 درجه کرد و گفت: البته من وابستگی‌های خانوادگی زیادی دارم که نمی‌تونم بخاطر خودم اونها را نادیده بگیرم.

اتونازیچیست؟

اتونازی به معنای «مرگ آسان» یا «مرگ از روی ترحم» است؛ واژه‌ای یونانی که از ترکیب "eu" (خوب) و "thanatos" (مرگ) ساخته شده است. در کنار هم، این واژه به معنای «مرگ خوب» یا «مرگ آسان» است؛ مفهومی که به پایان دادن به زندگی با کمترین درد و رنج اشاره دارد.

اتونازی یا Euthanasia به اقدامی گفته می‌شود که با هدف پایان دادن به زندگی یک فرد، معمولاً برای رهایی از درد و رنج شدید و غیرقابل درمان، انجام می‌شود. این عمل می‌تواند به صورت فعال یا غیرفعال باشد:

انواع اتونازی

1- اتونازی فعال: پزشک یا فردی دیگر با استفاده از دارو یا وسیله‌ای خاص، به‌طور مستقیم باعث مرگ بیمار می‌شود.

2- اتونازی غیرفعال: درمان یا مراقبت‌های حیاتی متوقف می‌شود تا بیمار به‌طور طبیعی فوت کند.

3- اتونازی داوطلبانه: با رضایت کامل بیمار انجام می‌شود.

4- اتونازی غیر داوطلبانه: بدون رضایت بیمار، معمولاً در شرایطی که فرد توانایی تصمیم‌گیری ندارد.

جایگاه قانونی

قانونی بودن اتونازی در کشورهای مختلف متفاوت است:

در برخی کشورها مانند هلند، بلژیک، سوئیس و کانادا، تحت شرایط خاصی قانونی است و در بسیاری از کشورها از جمله ایران، این عمل غیرقانونی و معادل قتل عمد تلقی می‌شود.

 تفاوت با خودکشی کمکی

در خودکشی کمکی، فرد خودش اقدام به پایان دادن به زندگی می‌کند ولی ابزار یا راهنمایی از سوی دیگری (مثلاً پزشک) دریافت می‌کند. در حالی که در اتونازی، شخص دیگری مستقیماً باعث مرگ فرد می‌شود.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، پزشکی و درمان، تجربه‌، فکر ایده پیشنهاد،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, اتونازی, اتونازیچیست؟, سرویس حمل و نقل معلولین, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, معلول, معلولان, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 آبان 1404 ارسال نظر(0)

سرگرمی رویایی من
ماهیگیری با چوب و چرخ ماهیگیری بقدری لذت بخش است که اگر یک بار تجربه بشه اعتیاد ابدی میاره. لذت ماهیگیری با چوب و چرخ ماهیگیری چند بخش داره : 1 - لذت تهیه و تدارک لوازم مورد نیاز برای ماهیگیری. 2 لذت تهیه و تدارک لوازم سفر به منطقه مورد نظر برای ماهیگیری. 3- لذت سفر به منطقه مورد نظر برای ماهیگیری. 4- پرتاب قلاب ماهیگیری درون آب رود یا دریاچه و یا دریا. 5- صید ماهی و بیرون کشیدن ماهی از آب. پرتاب قلاب ماهیگیری با چوب و چرخ کاری بسیار لذت بخش است و هرچه قلاب را به فاصله دورتری پرتاب می‌کنی بیشتر حال می‌کنی. اما من دست راستم که نیمه فلج است و امکان پرتاب بلند را ندارم، در نت وسیله‌ای دیدم برای پرتاب بلند قلاب ماهیگیری ، بنام Bait Cannon که معنیش میشه توپ طعمه . خیلی این وسیله برام جذاب بود ، در صدد برآمدم که یکی از اینها را بسازم. چند فیلم آموزش ساخت Bait Cannon توپ طعمه را دانلود کردم و دیدم. توی خارجه این وسیله را با لوله پولیکا فشارقوی می‌سازند و پیدا کردن لوله پولیکا فشارقوی برام سخت بود، به همین دلیل تصمیم گرفتم سوپر پاور این وسیله را فلزی بسازم تا بتوانم بجای پرتاب 200 متری ، پرتاب بالای 500 متر را داشته باشم . پس یک کپسول آتشنشانی ژاپنی که 24 بار فشار را تحمل می‌کند را از یزد خریدم. یه شیر گاز یک و نیم اینچ 400 psi خریدم و تا 50 درصد کار را پیش بردم ، اما به دلایل مختلف پروژه معلق ماند تا دیروز که یه ایده جدید آمد به فکرم و قطعات مهم وسیله را که شامل شارژ کننده و نمایشگر میزان شارژ هوای فشرده بود را بردم مغازه لوله کشی و دادم مطابق ایده جدیدم اصلاحش کرد. حالا دیگه کاری برای انجام و پایان و تکمیل پرتابگر بادی وزنه ماهیگیری نمانده. تا کی بتونم اون را برای ماهیگیری بکار بگیرم.


:: موضوعات مرتبط: احوالات من، شاد زیستن، تجربه‌، سیاحت،
:: برچسب‌ها: Bait Cannon, توپ پرتاب بلند قلاب ماهیگیری, توپ طعمه, کپسول آتشنشانی, لذت ماهیگیری, لوله پولیکا فشارقوی, ماهیگیری, ماهیگیری با چوب و چرخ ماهیگیری,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 آبان 1404 ارسال نظر(0)

دفتر ارتباط مردمی

برای طرح دعوی و شکایت در هر زمینه‌‌ای روند اینطوریه که باید با گرفتن وقت به یکی از شعب دفاتر قضایی مراجعه کرد ، برای ما معلولان مشکل بزرگ اینه که ، دفاتر قضایی اگثر قریب به اتفاقشون در طبقه‌ی منفی یا مثبت ساختمان‌ها هستند و هیچ گدام مناسب تردد ویلچر نیستن .

نکته دیگری که کار طرح دعوی حقوقی را در دفاتر قضایی دشوار و زمانبر می‌کنه اینه که وقتی با هزارتا اِهّن و تُلُوپ ، و دنگ و فنگ ، میری دفاتر قضایی که تونستی واردش بشی ، متصدی پشت پیشخوان بهت میگه : طرح دعوای شما به شعبه ما مربوط نمیشه و شما باید بری شعبه خاص دفاتر قضایی در فلان جا و بهمان جا .

خوشبختانه مکانی در قوه قضاییه هست بنام دفتر ارتباط مردمی قوه قضاییه. این مرکز کاری را که در شرایط عادی با مشاوره با ده وکیل و رفتن به ده دفتر قضایی نمی‌تونی به انجامش برسانی ، به سرعت انجام میدن.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، تجربه‌، مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسب‌ها: دفتر ارتباط مردمی, دفتر قضایی, قوه قضاییه, مشکل معلولان, وکیل, ویلچر, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 25 مهر 1404 ارسال نظر(0)

بهوش باشید

قبل از حمله یهودیان اشکنازی بیمار و نمک نشناس ساکن سرزمین های اشغالی فلسطین ، به ایران ، (کشوری که پادشاه آن کوروش بزرگ یهودیان را از قید اسارت رهانید و به آنان آزادی بخشید، به گونه‌ای که در کتب مذهبی یهودی کوروش بزرگ مورد ستایش قرار گرفته و به عنوان منجی یهودیان معرفی شده ، ولی ظاهرا این مردمان بیمار و نژادپرست و فراموشکار و خونخوار ، خواهان هلاکت خودشان توسط نوادگان کوروش بزرگ هستند) ، صندلی ویلچر پیرم برای دومین بار در عمر خدمتش به من که قریب 15 سال میشه ، خراب شد و تا یک ماه بعدش دستم به هیچ تعمیرکاری نرسید.

قیمت ویلچر برقی ایرانی که نیاز روزمره افراد معلول ضایعه نخاعی است از 130 میلیون شروع و تا 250 میلیون متغیر است. واقعا چه کسی توان خریدش را دارد. قابل توجه مسئولین محترمی که  در شمال شهر و در منازل متری میلیارد تومان ساکن هستید، لطفا به درد و داد نیازمندان توجه کنید آقایان:

رییس جمهور

رییس مجلس

رییس سازمان بهزیستی

رییس کمیته امداد

رییس بنیاد مستضعفان

و کلیه دستگاههای حمایتی

לפני מתקפת היהודים האשכנזים החולים והבורים החיים בשטחים הכבושים של פלסטין על איראן (מדינה שמלך כורש הגדול שחרר את היהודים משבי והעניק להם חירות, באופן שכורש הגדול זוכה לשבחים בספרי דת יהודיים ומוצג כמושיע היהודים, אך כנראה שאנשים חולים, גזענים, שכחנים וצמאי דם אלה רוצים את השמדתם על ידי צאצאיו של כורש הגדול), כיסא הגלגלים הישן שלי התקלקל בפעם השנייה בשירותו כמעט 15 שנה עבורי, ולא קיבלתי תיקונים עד חודש לאחר מכן.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پیرامون ویلچر، تاریخ،
:: برچسب‌ها: بهوش باشید, دستگاههای حمایتی, رییس بنیاد مستضعفان, رییس جمهور, رییس سازمان بهزیستی, رییس کمیته امداد, رییس مجلس, قیمت ویلچر برقی ایرانی, نیاز روزمره افراد معلول ضایعه نخاعی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 تیر 1404 ارسال نظر(0)

محلی برای کسب روزی حلال

سرنوشت: حدود ساعت 3 بامداد ، صداهای مهیب انفجار بیدارمون کرد .  صدای انفجارها مرتب به ما نزدیک می‌شد ، و چند انفجار بسیار به ما نزدیک بود و احتمالا دنبال من یا ویلچر من هستن ولی خوشبختانه هنوز پیدامون نکردن ، در هر صورت ، اگر بار گران بودم و30 سال  پیش نرفتم ، احتمالا الان که لو رفتم ، میرم .

لعنت بر قدرت و پول‌ که دلیل همه جنگ‌های تاریخ بودن.

مزایای داشتن شغل ، هفته گذشته بیان شد . همچنین ذکر شد که هفته آینده یک کسب و کار جدید و پردرآمد و آسان را معرفی می‌کنم . اونچه که میشه انجام داد و از اون درآمدی کسب کرد این است که : از شهرداری محل خودتون درخواست مجوز احداث یک باب دکه کنید و پس از دریافت اون را اجاره بدید و ....

من خودم هم تازه اقدام کردم و نمی‌دونم نتیجه چه خواهد شد. در هرصورت ، کاری کردن بهتر از دست روی دست گذاشتن است.

جهت استفاده دوستان ، متن درخواست نامه خودم را در ادامه قرار دادم :

بسمه تعالی

جناب آقای مهندس ....، شهردار محترم .......  ،

     سلام  ،  خسته نباشید .

احتراما به استحضار میرساند : اینجانب ........ ، معلول قطع نخاع گردنی ،

مددجوی سازمان بهزیستی ، متاهل و دارای 2 فرزند و ساکن .... هستم .

بی‌شک حضرت عالی بهتر از هر کس  واقف هستید که در شرایط دشوار اقتصادی کنونی اکثر افراد برای گذران زندگی مجبور به داشتن شغل دوم هستند .

متاسفانه در چنین شرایط سختی ، بنده بی‌کار و افسرده ، خانه نشین هستم .

لذا به جهت ، داشتن محلی برای کار و کسب روزی حلال  و رفع حس  بد سربار بودن :

از حضرت عالی درخواست می‌نمایم ، دستور فرمایید ، مجوز احداث و استفاده از یک باب دکه به منظور فروش اقلام مورد نیاز رهگذران  (آب معدنی ، نوشابه ، چای و قهوه و کیک و بیسکویت)

در ابتدای خیابان ...... در فاصله 200 متری از محل سکونتم ، برای بنده صادر گردد .

   قطعا  از این اقدام خیر و خدا پسندانه شما ، دعای خیر من و خانواده‌ام :

    همواره ‌‌ بدرقه  راه‌ شما و خانواده‌ محترم شما خواهد بود .

و من الله توفیق

آدرس  : ......

شماره تلفن تماس :  .....

شماره کارت ملی : ........

   

سلام

دامنه  iriom.ir  توسط  بنده خریداری شده .

به دلیل عدم نیاز تمایل به واگذاری دارم.

شماره تماس مستقیم :  09938090150

iriom.ir   دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه     iriom.ir  دامنه  iriom.ir   دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه iriom.ir  دامنه  iriom.ir   دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir   دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه      iriom.ir  دامنه  iriom.ir   دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه iriom.ir  دامنه  iriom.ir   دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir   دامنه  iriom.ir  دامنه  iriom.ir  دامنه     iriom.ir  دامنه  iriom.ir   دامنه  iriom.ir 
  آشنايی با يك معلول قطع نخاع     آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع     آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع     آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع     آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع     آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع     آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع    آشنايی با يك معلول قطع نخاع  
فروشگاه دوربین عکاسی کم‌شاپ محلی برای فروش انواع دوربین عکاسی و فیلمبرداری با نازلترین قیمت نسبت به کف
فروشگاه دوربین عکاسی کم شاپ در غرب تهران
آدرس و شمارت تلفن تماس فروشگاه دوربین عکاسی کم شاپ در غرب تهران نزدیک به میدان آزادی تهرانسر جنت آباد شهران چیتگر ورداور شهر قدس
فروشگاه دوربین عکاسی کم شاپ آدرس و شمارت تلفن تماس
ی عکاسی کم‌شاپ ارائه کننده بهترین دوربین‌‌های عکاسی و فیلمبرداری دیجیتال با نازلترین قیمت نسبت به کف همه قیمت‌‌ها
فروشگاه دوربین‌‌های عکاسی کم‌شاپ آنگونه قیمت میدهد که اگر خودش مشتری بود ، روی آن قیمت خرید می‌کرد.
فروشگاه دوربین‌‌های عکاسی کم‌شاپ قیمت را با بیش از ۱ میلیون تخفیف نسبت به کف همه قیمت‌‌ها و مناسب مصرف کننده ارائه می‌دهد.
فروشگاه دوربین‌‌های عکاسی کم‌شاپ با دریافت حداقل سود بیشترین نفع را به خریدار می‌رساند.
منش و روش فروشگاه دوربین‌‌های عکاسی کم‌شاپ سود کمتر ، فروش بیشتر است.
بهترین دوربین‌‌های عکاسی کامپکت واید وبهترین دوربین‌‌های عک سوپرزوم حرف‌های ، کانن ، کنون ،  سونی ، سامسونگ و….. عالی و مناسب برای هدیه و کادو دادن
اسی کامپکت واید و سوپرزوم حرف‌های ، کانن ، کنون ،  سونی ، سامسونگ و نیکون و.. عالی و مناسب برای هدیه تولد  بهترین دوربین‌‌های عکاسی کامپکت واید و سوپرزوم حرف‌های ، کانن ، کنون ،  سونی ، سامسونگ و.. عالی و مناسب برای هدیه روز مرد عالی و مناسب برای هدیه سالگرد ازدواج عالی و مناسب برای هدیه قبولی دانشگاه و دانشجوشدن عالی و مناسب برای عکاسی خانوادگی در مجالس و مهمانی عالی و مناسب برای عکاسی در سفر  عالی و مناسب برای بلاگر‌ها عالی و مناسب برای مشاغل و کسب و کار‌های اینترنتی جهت عکاسی از محصولات عالی و مناسب برای طبیعت گردان عالی و مناسب برای کوه نوردان عالی و مناسب برای پرنده نگران عالی و مناسب برای خبرنگاران عالی و مناسب برای مهندسین ناظر عالی و مناسب برای پزشکان عالی و مناسب برای کارمندان بانک و بیمه عالی و مناسب برای شکارچیان عالی و مناسب برای ماهیگیران عالی و مناسب برای معماران و طراحان داخلی عالی و مناسب برای مبل سازان عالی و مناسب برای مبل فروشان عالی و مناسب برای موبایل فروشان عالی و مناسب برای نمایشگاه داران عالی و مناسب برای غرفه داران عالی و مناسب برای گزارشگران. عالی و مناسب برای محققان .. عالی و مناسب برای دانش آموزان فروشگاه  کم‌شاپ در دیوار: فروشگاه دوربین عکاسی کم‌شاپ هدیه سرا
فروشگاه  کم‌شاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه  کم‌شاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه  کم‌شاپ در روبیکا
 @CamShop
فروشگاه  کم‌شاپ در ایتا :
@camshop
فروشگاه دوربین‌‌های عکاسی کم‌شاپ
فروشگاه دوربین‌‌های عکاسی کم‌شاپ ارائه کننده بهترین دوربین‌‌های عکاسی و فیلمبرداری دیجیتال با نازلترین قیمت
آدرس و شمارت تلفن تماس فروشگاه دوربین عکاسی کم شاپ در غرب تهران نزدیک به میدان آزادی تهرانسر جنت آباد شهران چیتگر ورداور شهر قدس



:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، اقتصادی، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: اقتصادی, شغل دوم, صداهای مهیب انفجار, کسب و کار جدید, محلی برای کسب روزی حلال, مزایای داشتن شغل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 23 خرداد 1404 ارسال نظر(0)

صفحه قبل123...25صفحه بعد



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.