💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


هزار تن بار تن

دوستان بجای ما یه 4 روزی با خانواده رفتیم سفر.

راه و مکان و هوا و همه چیز عالی بود جز بدن فرسوده و سنگین من.

این سفر برام  جز حسرت و  دریغ چیز دیگری نداشت.

اگر حافظ شیرازی جای من بود شعراش اینجوری می‌شد:

از این تن چلاقم شُکریست با شکایت

گر نکته دانِ دردی بشنو تو این حکایت

با این تن چلاقم گم گشته راهِ مقصود

از گوشه‌ای برون آی ای قابض، صدجان چنین فدایت

از هر طرف که رفتم جز وحشتم نَیَفزود

ای داد از این چلاقی این رنج بی‌نهایت




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، سیاحت،
:: برچسب‌ها: چلاق, حافظ شیرازی, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, فلج, قطع نخاع, معلول, معلولان, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 تیر 1402 ارسال نظر(0)

اثر پروانه‌ای

همیشه سرماخوردگی‌های من موجب درگیری سینوس‌هام و ریه‌هام میشه. درگیری ریه همون و سرفه‌های تر و خشک پیاپی همون.

شش سال پیش طبق معمول بعد سرماخوردن بچه‌ها منم سرماخوردم. بعد یک ماه درگیری با سرماخوردگی، آخرای درمان بود و روی ویلچر بودم که برای صاف کردن سینه‌ام، با یک حرکت سریع رو به جلو سرفه کردم. در همون لحظه یه صدای شترقی شنیدم، در همان لحظه مقداری ادرار از کنار سوند فولی زد بیرون. اون موقع فکر کردم گرفتگی سوند بوده. رفتم دستشویی و خودم را شستم و برگشتم. از اون لحظه به بعد هر حسی که بعد ضایعه نخاعی داشتم را از دست دادم. خودم فکر می‌کردم ستون فقراتم آسیب دیده که همه عوارض ضایعه نخاعی دوباره برام حادث شده. به همین دلیل از کل ستون فقرات MRI گرفتم، اما دکترها متوجه عارضه‌ای در عکس‌ها نشدند. یکی از عوارضی که گرفتارش شدم، بیقراری پای‌چپم بود. چاره‌ای نبود جز سوختن و ساختن با عوارض مشکل جدید. چندی بعد اون رویداد برای کنترل دوره‌ای سلامت کلیه‌هام رفتم سونوگرافی، که مشخص شد کلیه چپم سنگ داره. بعد اون ماجرا هر وقت سونوگرافی دادم سنگ کلیه‌ام با وجود درمان بزرگتر مشاهد می‌شد. قبل نوروز با خوردن 3 پر چیپس حالم بد شد، دل درد شدید، تب و لرز و حالت تهوع و زرد شدن رنگ همه از حمله‌ی صفرا حکایت می‌کرد. حتی بعد هفت 8 روز باز هم دل درد امانم را بریده بود، به دلیل اینکه سال‌هاست سنگ کیسه صفرا دارم رفتم پیش متخصص داخلی و ایشان سونوگرافی و آزمایش کلی خون و ادرار و مدفوع تجویز نمودند. تا نتیجه آزمایش و سونوگرافی حاضر بشه شد شب عید نوروز. ماشاء الله آقایون و خانومای پزشک همه تا نیمه فروردین تعطیلات بودن.

 اولین روز کاری بعد تعطیلات نوروز اشتباه کردم و رفتم بیمارستان جهت مراجعه به پزشک که متاسفانه خیل عظیمی از بیماران مثل من اشتباه کرده بودن و اولین روز کاری بعد تعطیلات اومده بودن بیمارستان جهت مراجعه به پزشک . ترافیک آسانسورها از ترافیک جاده چالوس در ایام جانگوز ارتحالیدی هم بیشتر بود و جایی برای من ویلچری پیدا نمی‌شد.

بآلآخره از یکی از پرسنل بیمارستان طلب کمک کردم، دستش  معجزه کرد و آسانسور خالی اومد و رفتم درمانگاه ارولوژی، اونجا هم شلوغ بود و بعد کلی انتظار رفتم پیش دکتر. دکتر بعد خواندن گزارش سیتی اسکن گفت: کلیه چپم یه سنگ بزرگ داره که باید با جراحی لیزری خارج بشه و باید لیزر عمل را با هزینه شخصی تهیه کنم. دکتر گفت : در گزارش سیتی نوشته شده سراستخوان ران که به لگن متصل میشه شکستگی هست، یه مشاوره مینویسم، برو پیش ارتوپد تا نظر بده برای پوزیشن جراحی مد نظر مشکل داری یا نه.

سنگ کم نبود شکستگی هم اضافه شد. به دکتر ارتوپد گفتم: با این شکستگی چه باید کرد؟ گفت: هیچی، خودش خوب میشه.

خوب که به گذشته فکر کردم، به این نتیجه رسیدم که این شکستگی احتمالا قریب به یقین همان شش سال پیش که با سرفه صدای شترقی شنیدم حادث شده و دقیقا از همان زمان هر وقت سنوگرافی دادم سنگ کلیه داشتم. بنظر خودم منشاء سنگ کلیه‌ام همین شکستگی است. دلیلم اینه که، بدن و استخوان سعی در بازسازی محل شکستگی دارند، پس کلسیم تولید می‌کنند، اما حرکت من اجازه ترمیم نمیده و موجب میشه کلسیم تولید شده پراکنده بشه و توسط خون جذب میشه تا بخواد از راه کلیه دفع بشه که خیلیش دفع میشد و در زمان تعویض سوند با سوند خارج میشد،  یه مقداز هم رسوب کرده که منجر به سنگ کلیه شده. فعلا جهت پرهز از جراح، مشغول خوردن آب چشمه چپقلی اراك هستم، بلکه کار به جراحی کشیده نشود.

پيوست: همیشه به دوستانی که فکر می‌کنن ورزش‌های فیزیکی سنگین و فیزیوتراپی پیوسته میتونه براشون معجزه‌گر باشه، گفتم: آخر این کارا اینه که میزنه یجایی از بدن را ناکار می‌کنه. شاهدش استخوان ران من.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، پزشکی و درمان،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, درمان, ستون فقرات, سونوگرافی, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, عفونت, کلیه, مثانه, معلول, معلولان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 خرداد 1402 ارسال نظر(0)

آسیب نخاعی و فشار خون

فشار خون پایین به طور خطرناکی به عنوان یک پیامد نامرئی فلج در نظر گرفته می‌شود و به مصیبت‌های 9 نفر از 10 نفر مبتلا به آسیب نخاعی می‌افزاید. اکنون ایمپلنت جدیدی ساخته شده است که این مشکل را با ارائه تحریک الکتریکی به گروهی از نورون‌های نخاعی درمان می‌کند. به گفته محققان، این دستگاه که باروفلکس عصبی پروتز نام دارد، قسمت تحتانی ستون فقرات را که حاوی بیشترین نورون‌های دخیل در کنترل فشار خون است، تحریک می ‌کند.

آسیب نخاعی اغلب در توانایی مغز برای تعدیل فشار خون در هنگام تغییر وضعیت بدن، مانند حرکت از حالت نشسته به حالت ایستاده، اختلال ایجاد می‌کند. این توانایی که رفلکس بارورسپتور نامیده می‌شود، شامل مجموعه‌ای از واکنش‌های سریع در بدن برای نگه داشتن فشار خون در محدوده طبیعی زمانی است که فردی به طور ناگهانی موقعیت خود را تغییر می‌دهد. مغز احساس می‌کند که دیواره رگ ها به دلیل افزایش ناگهانی فشار خون کشیده می‌شوند. در پاسخ، مغز می‌تواند به بدن دستور جبران دهد، هرچند یک سری واکنش‌ها در چند ضربان قلب اتفاق می‌افتد. اگر رفلکس گیرنده بارورسپتورش از کار بیفتد و فشار خونش در نتیجه تلاش برای حرکت به سطوح بسیار پایین کاهش یابد، ممکن است فرد دچار آسیب نخاعی دچار سرگیجه، حالت تهوع یا مستعد غش شود. رهبر این پروژه گفت: تقریباً همه این بیماران برای افت فشار خون ارتواستاتیک با استفاده از اقدامات محافظه‌کارانه مانند باندر شکمی، شاید جوراب‌های فشاری روی پاهایشان، یا توصیه به رژیم غذایی پر نمک و مواردی از این دست، تحت درمان هستند. او افزود: اما اگر از آنها بپرسید که آیا با وجود اینکه تحت درمان محافظه‌کارانه قرار گرفته‌اند، هنوز علائم آن را تجربه می‌کنند، تقریباً همه آنها هنوز هم این علائم را دارند.

محققان درمان را با استفاده از دستگاه‌های تحریک الکتریکی مشابه برای بازگرداندن حرکت و حس در برخی افراد توسعه دادند. آنها ابتدا قسمت سمت راست ستون فقرات را برای تحریک با بررسی بخش به بخش نخاع جوندگان تعیین کرد. او دریافت که سه بخش آخر ستون فقرات با این نورون‌ها غنی شده‌اند و یک نقطه داغ ایجاد می‌کنند که می‌تواند برای کنترل فشار خون تحریک شود. محققان این دستگاه را روی یک زن آزمایش کردند که در نتیجه بیماری شدید حرکتی و سیستم عصبی خودمختار، فشار خون آنقدر پایین بود که قادر به ایستادن بیش از چند دقیقه در یک زمان نبود. این زن بلافاصله پس از دریافت ایمپلنت می‌توانست چند صد یارد راه برود و دیگر غش نکرده است. تحریک الکتریکی اپیدورال، کنترل فشار خون را در بیمارانی که از آسیب نخاعی رنج می‌برند، بازیابی می‌کند . استفاده از این فناوری برای تثبیت فشار خون در محدوده طبیعی، خطر غش و سایر عوارض را در بیماران کاهش می‌دهد و ایمنی و کیفیت زندگی آنها را تا حد زیادی بهبود می‌بخشد. منبع

پاپوش: من از روز اولی که ضایعه نخاعی شدم گرفتار این عارضه عذاب آور افت فشار خون و نرسیدن خون به سر شدم و تاحالا چندین بار هم بی‌هوش شدم که به موقع به دادم رسیدند.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, درمان آسیب نخاعی, ستون فقرات, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, فشار خون, فلج, قطع نخاع, محققان, معلول, معلولان, مغز, نخاع,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 اردیبهشت 1402 ارسال نظر(0)

آش پر روغن

همیشه آشپزی را خیلی دوست داشتم. بیش از سی ساله که همه برنامه‌های آشپزی تلویزیون را نگاه می‌کنم. ده سال پیش که ماهواره داشتیم هم همه برنامه‌های آشپزی همه کانال‌ها را دنبال می‌کردم. صدها ساعت فیلم آشپزی از ماهواره ضبط کردم و صدها ساعت فیلم آشپزی از اینترنت دانلود کردم. همه را در هارد دیسک ذخیره کردم و بارها در اوقات کسالت دیدمشون. حتی یه کانال تلگرام آشپزی راه انداختم. تا حالا آشپزی نکردم اما تو آشپزی ادعا دارم که می‌تونم هر غذایی را با بهترین مزه ارائه بدم. روز پنج شنبه چشمم افتاد به آگهی زیر:‌

رقابت آشپزی برای معلولان

جشنواره ملی طعم امید قرار است نهم اردیبهشت ماه برگزار شود، این رویداد امسال با برگزاری مسابقه آشپزی ویژه معلولین اجرا خواهد شد و در  آینده با برنامه‌های متنوع دیگر پیش خواهد رفت. در این رویداد ۹ گروه از افراد دارای معلولیت در بخش‌های آسیب‌های نخاعی، سندرم داون و معلولیت‌های جسمی و حرکتی با آشپزی غذاهای متنوع به رقابت خواهند پرداخت. غذاهایی از جمله زرشک پلو با مرغ، کلم‌پلو شیرازی، کته و شامی کبابی رودباری، قلیه ماهی، کیک مرغ و غیره که زمان تهیه آن‌ها بین ۴۵ دقیقه تا یک ساعت است توسط شرکت‌کنندگان در این رویداد تهیه خواهد شد. برترین این رقابت امکان حضور در رویداد بین‌المللی حوزه گردشگری را خواهد یافت. منبع

پايانه: چند روز پیش در راه رفتن به مطب دکتر، خانم‌های جسور حق طلب را که می‌دیدم، فکر می‌کردم‌، نوحه ممد نبودی ببینی را الان باید اینطوری خواند: رادان کجایی ببینی، شهر آزاد گشته، زور یارانت بی‌ثمر گشته.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, آشپزی, بیمارستان, جسور حق طلب, سونوگرافی, عفونت, کلیه, مثانه, مسابقه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 08 اردیبهشت 1402 ارسال نظر(0)

آسیب نخاعی باعث نقص ایمنی می‌شود

همیشه برامم سوال بود که چرا زود بیمار میشم و چقدر  دیر خوب میشم !؟ تا این که دیروز اتفاقی نتیجه یه تحقیق جدید را خوندم.

بر اساس مطالعه جدید بیماران پس از آسیب نخاعی، می‌‌توانند دچار نقص ایمنی شوند که آنها را در معرض خطر ابتلا به عفونت‌های تهدید کننده زندگی قرار می‌دهد. این کمبود، به نام سندرم نقص ایمنی ناشی از آسیب نخاعی، در ابتدا در مدل‌های تجربی شناسایی شد. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که احتمالاً نقص ایمنی در بیماران نیز رخ می‌دهد. مطالعه روی 111 بیمار نشان داد که مونوسیت‌ها، گلبول‌های سفید مورد نیاز برای مبارزه با عفونت‌های باکتریایی، مدت کوتاهی پس از آسیب نخاعی غیرفعال شدند. همچنین کاهش سطح آنتی‌بادی و ایمونوگلوبولین‌های خون را که بخشی از ایمنی یا تطبیقی ​​بدن هستند، نشان داد. علاوه بر این، این شاخص‌های نقص ایمنی با شدت آسیب نخاعی مرتبط بودند. یعنی «نوروژنیک» بودند و به سایر عواقب آسیب نخاعی که همچنین سیستم ایمنی را تضعیف می‌کند، می‌افزایند، مانند بستری شدن، بیهوشی یا عمل جراحی. محققان بیان می‌کنند که این یافته‌ها می‌تواند به بهبود مراقبت‌های مربوط به آسیب نخاعی از طریق مرحله‌بندی حساسیت بیمار به عفونت منجر شود. این امر به شناسایی بیمارانی که به ویژه از نظر ایمنی سرکوب شده اند و توسعه درمان های جدید برای کاهش حساسیت به عفونت در مراحل اولیه کمک می‌کند. محققان می‌گویند: عفونت‌ها و سپسیس بعدی علت اصلی مرگ پس از آسیب نخاعی هستند. مطالعه ما شواهدی برای نقص ایمنی ارائه می‌کند که بیماران آسیب‌دیده نخاعی را در معرض ابتلا به عفونت قرار می‌دهد. یافته‌ها نشان داد که خطر ابتلا به سندرم نقص ایمنی برای بیمارانی که آسیب کامل و سطح بالاتر (مهره چهارم قفسه سینه یا بالاتر) داشتند، در مقایسه با بیمارانی که آسیب ناقص و سطح پایین تر (مهره پنجم قفسه سینه یا پایین تر) داشتند، بیشتر بود. در مقایسه با یک گروه مرجع از بیمارانی که شکستگی مهره‌ای داشتند که نخاع را درگیر نکرده بود. منبع




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, درمان آسیب نخاعی, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, فلج, قطع نخاع, معلول, معلولان, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 اردیبهشت 1402 ارسال نظر(0)

حس سقوط در خواب

هر وقت روی تخت یا ویلچر مشغول لذت بردن از چرت زدن می‌شم، با این حس از چرت می‌پرم، که انگار دستان پلیدی یجوری منو هل دادن که دارم پرت میشم زمین. حس بسیار بد و ناخوشاینده که ترس و لرز و صدای ترس باهم یقه‌ی منو می‌چسبن. اگرچه تجربه ناخوشایندی است، اما شاید آدم از تکرارش خیلی بدش نیاد. مثل خوردن شکلات تلخ.

علت حس سقوط در خواب:

 پروسه خوابیدن برخی از افراد با پرش دست، پا و یا احساس سقوط و پرش تمام بدنشان آغاز می‌شود که بهتر است دلایل این نوع افتادن در خواب را بدانید. بعد از گذراندن یک روز بسیار خسته کننده، به تخت خواب می‌روید و در حال چرت زدن هستید تا کاملاً به خواب بروید. در همین حس و حال هستید که ناگهان احساس سقوط کردن، تمام وجود شما را در بر می‌گیرد و با لرز و دلهره عجیبی از خواب بلند می‌شوید و دوباره می‌خوابید. آیا این احساس سقوط و پرش نشانه به خواب عمیق‌تر رفتن است و یا یک مشکل سلامتی جدی است؟

علت پرت شدن در خواب هرچی که هست، وحشت نکنید

این احساس سقوط و پرش در اوایل خوابیدن، بسیار رایج هستند و مضر نمی‌باشند. بر اساس تخمین‌های بنیاد ملی خواب، حدود 70% از مردم این پرش‌ها و احساس سقوط ناگهانی را بعد از خوابیدن، تجربه می‌کنند. این احساس سقوط ممکن است در شرایط خاصی برای هر کس اتفاق بیفتد (به عنوان مثال احساس خستگی مفرط، استرس و یا شرایط روحی نامناسب می‌تواند باعث احساس سقوط و پرش بعد از خوابیدن شود). اسناد خاصی برای اثبات دلایل حرکت غیر ارادی عضلات و پرش ماهیچه‌ها وجود ندارد، اما ایده‌هایی راجع به دلایل احتمالی این احساس سقوط و افتادن در خواب وجود دارد. یک نظریه اساسی می‌گوید، دلیل این احساس سقوط و پرش عضلانی، تعویض سیستم عصبی به حالت خواب است.

ایده دیگر راجع به علت احساس افتادن در خواب

در اصل، مغز شما قبل از بدنتان به خواب می‌رود و در نتیجه تمام ماهیچه‌های شما آرام می‌شوند، این آرامش ماهیچه‌ها موجب احساس سقوط و پرش ماهیچه‌ها می‌شود. بر اساس شواهد به دست آمده، تعداد افرادی که مشکل احساس سقوط و پرش بعد از خواب را تجربه می‌کنند، بسیار زیاد است و بروز این مشکل در میان بیماران، اختلال خواب در بیماران را افزایش می‌دهد. در واقع هر چه مغز شما سریع‌تر از بدنتان بخوابد، بیشتر دچار بی خوابی، احساس سقوط و پرش و اختلال خواب می‌شوید. منبع




:: موضوعات مرتبط: احوالات من،
:: برچسب‌ها: استرس, چرت زدن, حس سقوط در خواب, خستگی, شکلات, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 فروردین 1402 ارسال نظر(0)

درمان آسیب نخاعی با کُره‌های سلولی سه‌بعدی

پژوهشگران با به کار گرفتن کُره‌های سلولی سه‌بعدی و چندمنظوره توانستند نخاع آسیب‌دیده را در موش‌ها درمان کنند. یک نانوساختار که سلول‌های بنیادی عصبی در آن تعبیه شده‌اند، با داشتن مزایای ساختاری و بیولوژیکی نسبت به مدل‌های پیشین، نخاع آسیب‌دیده را در موش‌ها ترمیم کرد. در پژوهش‌های پایه و بالینی، تلاش‌های درمانی پس از آسیب نخاعی معمولا نوعی از خوددرمانی را با استفاده از عوامل خارجی شیمیایی یا بیولوژیکی به کار می‌برند. درمان با سلول‌های بنیادی که سلول‌های بنیادی عصبی را برای بازسازی عصبی تحریک می‌کند، در گذشته توجه زیادی را به خود جلب کرده است، اما مزایای آن باید در عمل دیده شود.

چالش‌های زیادی در درمان آسیب نخاعی وجود دارد؛ از جمله چگونگی دستیابی به بازسازی مؤثر عصب، نحوه دستیابی به درمان ویژه و این که آیا پیوند سلول‌ها یا مواد، مشکلات جدیدی را به همراه خواهد داشت یا خیر.راگرچه پیوند سلول‌های بنیادی عصبی یک مدعی قوی برای درمان آسیب نخاعی است، اما می‌تواند با مشکلاتی همراه باشد. سلول‌های بنیادی عصبی برای کمک کردن به ترمیم نخاع باید رشد کنند و به سلول‌های عصبی کاملا توسعه‌یافته تبدیل شوند، اما این سلول‌ها در صورت پیوند زده شدن، برای بقاء و تبدیل شدن به انواع دیگر سلول‌های عصبی که برای بازسازی نخاع آسیب‌دیده مورد نیاز هستند، مشکل دارند. یکی از روش‌های پیوند سلول‌های بنیادی عصبی که برای درمان آسیب نخاعی در حال بررسی است، از کُره‌های سلولی استفاده می‌کند. این کُره‌ها، مجموعه‌ای سه‌بعدی از سلول‌ها هستند که معمولا با نوعی نانومواد برای پشتیبانی و حفاظت ساختاری همراه شده‌اند. در روش رایج تبدیل کردن سلول‌های بنیادی به یک کُره‌ سه‌بعدی نمی‌توان اکسیژن، مواد مغذی و سایر عناصر را با موفقیت به هسته کُره‌ منتقل کرد. زمانی که سلول‌های کشت‌شده نتوانند به اکسیژن و مواد مغذی دسترسی داشته باشند، مرگ سلولی رخ می‌دهد و هر گونه تلاش برای ترمیم غیرممکن می‌شود.

محققان برای برطرف کردن این مشکل، نوع جدیدی از کُره‌ سلولی را طراحی و ابداع کردند. آنها از یک ماده معدنی کلسیم فسفات موسوم به «هیدروکسی‌آپاتیت» استفاده کردند که معمولا در استخوان یافت می‌شود و به صورت تجاری برای ترمیم آن به کار می‌رود. این گروه پژوهشی، هیدروکسی‌آپاتیت را برای ساختن نانوساختارهای نی‌مانند به کار بردند که به دلیل شباهت به تسمه، نانوتسمه نامیده می‌شوند. پژوهشگران این نانوتسمه‌ها را با «پلی‌دوپامین» پوشاندند. پلی‌دوپامین، یک پوشش پلیمری چسبناک شبیه به ترشحات صدف‌ها و اکسید آهن سوپرپارامغناطیس را تشکیل داد. اکسید آهن سوپرپارامغناطیس، نانوذراتی هستند که وقتی در معرض میدان مغناطیسی بیرونی قرار می‌گیرند، مغناطیسی می‌شوند. نانوتسمه‌های هیدروکسی‌آپاتیت با سلول‌های بنیادی عصبی موش ترکیب شدند. در حالی که پلی‌دوپامین به سلول‌ها کمک می‌کند تا بهتر به نانوساختار بچسبند، اکسید آهن در طول پیوند، کُره‌ را به صورت مغناطیسی در مناطق خاصی هدف قرار می‌دهد. پژوهشگران از طریق یک مجموعه آزمایش‌های برون‌تنی و درون‌تنی دریافتند که کُره‌ها از نظر ساختاری سالم، زیست‌سازگار و پایدار هستند. به گفته هائو، این نانوساختارها نقش کمربند حمل‌ونقل مواد مغذی را بر عهده داشتند. نانوتسمه با حمل مواد مغذی، اکسیژن و سایر مولکول‌های محلول، از مرگ سلولی رایج در مدل‌های پیشین جلوگیری کرد. به موازات آن، عملکرد بیولوژیکی نانوتسمه به سلول‌های عصبی پیوندی کمک کرد تا زنده بمانند، بالغ شوند و به سرعت گسترش پیدا کنند. نانوتسمه‌های دو عملکردی هیدروکسی‌آپاتیت، تبدیل سلولی را که در کُره‌های سلولی سه‌بعدی صورت می‌گیرد، تقویت می‌کنند.

سلول‌های بنیادی عصبی موش که به شکل کُره‌های سلولی سه‌بعدی پیوند زده شدند، توانستند پس از آسیب نخاعی، ترمیم را تقویت کنند. پژوهشگران باور دارند که این کُره‌های سلولی سه‌بعدی اصلاح‌شده می‌توانند یک روش درمانی را برای آسیب‌های نخاعی ناشی از تصادف رانندگی ارائه دهند. راهبرد کُره‌های هیبریدی چندمنظوره سه‌بعدی، چشم‌انداز جدیدی را برای درمان فراتر از ترمیم آسیب نخاعی به ارمغان می‌آورد. این روش درمانی، سلول‌های بنیادی را نه تنها در آسیب نخاعی، بلکه در سایر بیماری‌ها نیز تقویت می‌کند. این کُره‌های سلولی را می‌توان در ترمیم استخوان‌ها و همچنین در سایر تنظیمات سلولی به کار گرفت. تنظیم چندعملکردی کُره سلولی از جمله ریزمحیط عصبی آن پس از پیوند به بدن، چیزی است که ما باید بهبود ببخشیم و مکانیسم درون‌تنی را باید بیشتر مورد بررسی قرار دهیم. ما در حال حاضر با پژوهشگران حوزه‌های پزشکی و زیست‌شناسی برای بهبود آن کار می‌کنیم. منبع

ته‌بندي: میگن: شنگول یه خانم سیاه‌پوست می‌بینه!؟ با تعجب می‌پرسه: ببخشید خانم تو شبی!؟ سیاهه شاکی میشه، زارپی با کیف دستیش می‌کوبه تو سر شنگول. شنگول هم ناراحت میشه و میگه: عجب شب بدی؟

حکایت ما نخاعی‌ها، مثل همین جوک بی‌مزه بالاست. تا خواستیم از تیمارستانی که روحانیون، بنام دنیا برامون ساختند، لذت ببریم، درون سیاه چاله‌ای افتادیم که شکنجه‌گاه جهنم در مقابلش مثل مجالس لهو و لعب و پیاله پیاله باده نوشی و می گساری و ملاعبه با حور و ملک در جنت است صد مقابل.

یک سال دیگه از سال‌های عمر کمی که داریم را با درد بی درمان حرام کردیم. گرچه هر روز زیستن با ضایعه نخاعی خودش عمری است طولانی.

من که از این بخت و اقبال که خدا بمن داد، داد به خدا می‌برم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, درمان آسیب نخاعی, سلول درمانی, سلولهای بنیادی, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, فلج, قطع نخاع, معلول, معلولان, معلولیت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 اسفند 1401 ارسال نظر(0)

زلزله

متاسفانه سه ملی‌پوش فوتبال قطع عضو ایران که در ترکیه توپ می‌زدند، در زلزله ترکیه زیر آوار جان باختند.

زلزله ترکیه نشان داد که ساختمان‌هایی که با بتن و میلگرد، به سبک آرماتوربندی ساخته می‌شوند، هیچ استحکام و مقاومتی در برابر زلزله ندارند.

متاسفانه بیش از دو دهه است که ساخت و ساز به این سبک در کشور عمومی شده.

وای به روزی که زلزله‌ای بیاید.

خوشبختانه افرادی که به جرم اعتراض، بازداشت و زندانی شده بودند، مورد بخشش و عقو قرار گرفتند.

جای تاسفه که صدای ملت شنونده ندارد. اگر حرف ملت شنیده می‌شد، لزومی به شکستن سر ملت و گردوی ملت را به دامن ملت ریختن نبود.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، تجربه‌، تکنولوژی،

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 بهمن 1401 ارسال نظر(0)

روش‌های تخلیه بالن سوند فولی

به لطف درایت مسئولین همه فن حریف جمهوری اسلامی، برکات تحریم‌های همه جانبه کشور برای من معلول دردناک تر از دیگران شده. قبلا از سوند آلمانی روش بی هیچ مشکلی استفاده می‌کردم. چندی پیش که سوندهام تمام شد یک سری سوند فولی از بازار خریدم که هندی هستن. دو ماه پبش با این سوندها به مشکل خوردم و باز هفته قبل هم به همان مشکل برخوردم. مشکل اینه که هنگام تعویض سوند، بالن سر سوند که با آب پر میشه، تخلیه نمیشه. دفعه قبل دکتر ارولوژ منو بستری کرد و برد اتاق عمل و به روش لاپاراسکوپی، بالن سوند را ترکاند و سوند را خارج نمود. دکترهای ارولوژ انتخاب اولشون همیشه روش داغ و درفش جراحی است. و طبیعیه که رفتن به اتاق عمل حداقل مستلزم 3 روز بستری شدن در بیمارستان و کلی هزینه مالی و جانی است.

وقتی دفعه قبل مشکل را اینجا با دوستان درمیان گذاشتم، دوست دانشمندم بهمن کریمی گفت: روش غیر تهاجمی‌تر دیگری هم برای خالی کردن حباب سر سوند هست، که متخصص سونوگرافی با یک آنژوکت از روی مثانه حباب را تخلیه می‌کند.

هفته پیش که باز الطاف مسئولین جمهوری اسلامی شامل حالم شد و مجددا حباب سر سوند تخلیه نشد. رفتم پیش دکتر ارولوژ. گفت: برو بستری شو تا ببرمت اتاق عمل. گفتم: لطفا دستور بدین به روش سونوگرافی حباب را تخلیه کنند. دکتر گفت: من دستور میدم، معلوم نیست سونوگرافی این کار را برات انجام بدن یا نه.

رفتم بخش رادیولوژی و نوبت گرفتم و با کلی دنگ و فنگ و معطلی، رفتم پیش دکتر مرادی که گفت: من بیمار دارم و این کارو من انجام نمیدم، برو پیش دکتر عبدی. رفتم پیش دکتر که نسبتی هم باهامون داره. بعد سلام و احوال پرسی و شرح ماجرا، دکتر شروع کرد با دستگاه سونوگرافی داخل مثانه را رویت کردن و با سوزن آنژوکت دنبال حباب سوند ‌کردن. کل داستان خالی کردن حباب سر سوند نهایتا 20 دقیقه طول کشید، و فقط اندکی خون از محل ورود سوزن به مثانه، خارج شد. فرق این دو روش از زمین تا آسمان بود




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پزشکی و درمان، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: ارولوژی, رادیولوژی, روش‌های تخلیه بالن سوند فولی, روش‌های تخلیه حباب سر سوند فولی, سونوگرافی, لاپاراسکوپی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 دی 1401 ارسال نظر(0)

عرق کردن بی دلیل

دو سه روز آخر هفته گذشته با وضعیت عجیب و ناخوشایندی مواجه شدم. وضعیت اینطوری بود که یکی دو ساعت بعد از نشستن روی ویلچر، من که در گرمترین روزهای تابستان ابدا عرق نمی‌کنم، خیس عرق می‌شدم. وقتی هم میرفتم روی تخت برای چند ساعت بدنم یخ بود و اصلا گرم نمی‌شدم. اول فکر کردم مشکل از سوند فولی باشه، آمآاا تعویض سوند هم موجب بهبود اوضاع نشد. پس فکر کردم شاید عفونت دارم، اما با توجه به اینکه عفونت تب و لرز مدام داره، این گزینه هم رد شد.

روی تخت به پهلو چرخیدم و به همسرم گفتم: پشتم را دقیق معاینه کن و ببین جایی حساس یا خراشیده یا متورم یا قرمز نشده؟

همسرم با دقت همه جا را برسی کرد و گفت: هیچ کدوم از این نشانه‌ها را نداری، فقط قسمت انتهایی ستون فقراتت، روی استوخوان دنبالچه، پوستت خشک شده، احتمالا مشکل از همین ناحیه باشه.

همسرم اون ناحیه را آغشته به پماد ((ترمیم کننده گیاهی ژانوهیل متشکل از عسل، روغن زیتون، آووکادو، ویتامین A و E، لانولین و زینک اکساید)) کرد تا پوست اون ناحیه را تسکین پیدا کنه. خوشبختانه فعلا عوارض رفع شده. چند روزی کارو ادامه میدم ببینم نتیجه چی میشه.

پسرفت: ملت به فکر لطافت پوست صورت‌شون هستن و ما باید به فکر لطافت پوست مخرج‌مون باشیم. به این میگن صورت در مخرج!




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من،
:: برچسب‌ها: زخم بستر, سوند, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, عفونت, قطع نخاع, معلول, معلولان, همسر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 18 آذر 1401 ارسال نظر(0)

آشغال

در نظام مقدس و ولایی جمهوری اسلامی‌ همه چیز بین مردم و مسئولین تقسیم شده: آسیب و زیان و رنج و فقر و یاس و تحریم مال مردم!!!  مسئولین زحمت کش و رانتخوار و زمینخوار و بیت المال خوار و اختلاسگر و کاسب تحریم هم هر روز با خبرسازی حساب بانکی‌شون پرتر!!!

به برکت وجود مسئولین جهادی که از زیر هر سنگی شده نیاز مردم را فراهم می‌کنند، بازار لوازم بهداشتی شده پر از سوندهای آشغال. هفته پیش زمان تعویص یکی از همون سوندهای آشغال، هرکار کردیم بالن سر سوند که داخل مثانه پر میشه تخلیه نشد که نشد. بالاخره برای خارج نمودن سوند در بیمارستانی بستری شدم که نیروهای سرکوبگر مردم هم در آنجا جهت درمان جراحات بستری می‌شدند. روز دوم به اطاق عمل برده شدم و با عمل لاپاراسکوپی سوند را از مثانه خارج کردند. روز سوم هم مرخص شدم. سخت‌تر ازخونریزی و تب و لرز مدام، دیدن چهره‌های کریه سرکوبگران مردم بود.

 در انقلاب 1357 انقلابیون هر نوع مبارزه با سرکوبگران مردم، (ساواکی‌ها) را لازم میدانستند.

 امروز کسانی که انقلاب 1357 را مالک شده‌اند هر نوع مبارزه نیروی سکوبگر با مردم را لازم میدانند.

بله اینجا ایران است، سرزمین یک بام و دو هواهای فراوان.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون توالت رفتن نخاعی‌ها، اقتصادی، تاریخ،

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 مهر 1401 ارسال نظر(0)

ضایعه نخاعی در پارک

یک ساعت قبل غروب، با بچه‌ها میرم پارک محلمون.

از وقتی از خانه خارج میشم تا برسیم به پارک که صدمتر با منزل فاصله داره و توی پارک با همه سلام و احوال پرسی می‌کنم. به واسطه پدرم و وضعیت تابلو خودم اینجا همه منو می‌شناسن و بهم محبت دارن.

یه خانمی می‌گفت: وقتی فهمیدم بچه دار شدی، بخدا بیشتر از بچه‌های خودم، برات خوشحال شدم.

یه خانم دیگه می‌گفت: دوتا پسر کمه، حتما یه دختر هم بیار که غمخوار و مراقبت باشه.

چند روز پیش تو پارک یه آقایی بهم گفت: من پزشکی تحقیقاتی خوندم، ممکنه بدونم به چه دلیل روی ویلچر هستی؟ گفتم: من در حادثه با موتور، ضایعه نخاعی شدم.

گفت: در این زمینه علم به سرعت در حال پیشرفته و حتما به زودی درمان موثری برای این مشکل پیدا میشه.

بعد کلی گفتگو، در نهایت گفتم: اراده الهی بر این نبوده و نیست که کسی بتونه روزی نخاع را پیوند بزنه و ترمیمش کنه. چون در اینصورت افراد صاحب قدرت و ثروت هروقت پیر بشن سرشون را به یک بدن جوان پیوند می‌زنن و اینطوری انسانیت ازبین خواهد ‌رفت.

کمی فکر کرد و گفت: دلیلت کاملا منطقیه.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اخبار ترميم نخاع، از امیرفرهاد و امیرسام،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, پارک, درمان آسیب نخاعی, سلولهای بنیادی, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, قطع نخاع, معلول, معلولان, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 شهریور 1401 ارسال نظر(0)

یک ساعت تفکر

پیامبر فرمود: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است.

از آنجا که پیامبر می‌دانست بعد از وفات‌اش افراد قدرت طلب و سودجو از هر منبری برای تسخیر و تسلطه بر افکار و رفتار عوام نهایت بهره‌برداری و سوء استفاده را خواهند نمود با بیان این نکنه یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است به مردم متذکر شد که خدا به ما قدرت تشخیص و اختیار را بخشیده و هر شخصی در هر سطح می‌تواند با خرد و اندیشه‌ی خود، بهترین راه را برای خود انتخاب کند.

به عبارت ساده میشه گفت: ای انسان‌ها شما اشرف مخلوقات هستید نه گوسفند که هرچه چوپانان گفتند را اطاعت کنید!!

پايانه: قرآن کریم، به دفعات انسان را به استفاده از عقل فراخوانده و انسان‌هایی که از عقل خود استفاده نمی کنند،‌ را بدترین جنبندگان روی زمین دانسته است. از نظر قرآن کریم، یکی از عوامل استفاده نکردن از عقل، تقلید کورکورانه است.

قرآن کریم انسان ها را به اندیشه و تعقل در امور فراخوانده است.

همچنین در قرآن بارها آمده که:

تکلیف هرکس به قدر استطاعت اوست.

خداوند هیچ کس را جز به اندازه توانایی اش تکلیف نمی‌کند.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، تجربه‌، پند و اندرز، معارف اسلامی، تاریخ،
:: برچسب‌ها: اندیشه, پیامبر فرمود: یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد سال عبادت است, خداوند, قرآن‌,

نویسنده : تاریخ : جمعه 21 مرداد 1401 ارسال نظر(0)

سلام فرمانده

سلام فرمانده، اگر از احوالات ما بخواهی، حال و روز ما خوب نیست، حال و روز ما خیلی بد است، افتضاح است. همه عصبی و پرخاشگر هستیم.

فرمانده. کجایی که ببینی که 40 سال است بنام اسلام ناب محمدی و انتظار فرج، در تحریم و بحران و فقر و فساد و فحشا و تورم روزانه، غرقمان نموده‌اند.

فرمانده، بیا و ببین سید علی ده نودی‌ها را فراخوانده تا در سیمای جمهوری اسلامی شاهد حکم رشد، لات‌ها و چاقوکش‌ها و قمه‌کشی و قتل و جنایت و قاچاق باشند. فرمانده، 40 سال است که در سیمای جمهوری اسلامی جز خشونت و دزدی و جنایت نشر نمی‌شود.

فرمانده، هفت تیرکشی مداح بس نبود! بود قتل همسر توسط نجفی بس نبود! چرخاندن سربریده زن جوان در شهر بس نبود؟ انداختن نوزاد در سطل زباله چیز کمی است؟ اینهمه خفتگیری و گوشی قاپی انواع آفتاب دزدی کافی نیست؟

فرمانده، بزرگترین جادوگران تاریخ بشریت در این نظام گردهم آمدند تا غیب شدن دکل نفتی و کشتی نفت کش و پول نفت و گاز و پتروشیمی و خالی شدن صندوق امانات بانک ملی و اختلاس های فوق کلان از بانک‌های صادرات(رفیق‌دوست) ملی(خاوری) و صدها مورد دیگر را رقم بزنند.

فرمانده، دیدی چگونه متروپل را روی سر ملت ایران ویران کردند.

فرمانده اینجا آنان که خود را از یاران تو و هم لباس جدات می‌دانند، در بورس و در موسسات مالی اعتباری که بنام پدرانت ثبت کردند شیک و مجلسی اموال مردم را به تاراج ‌بردند.

فرمانده، خبر دار باش که در این کشور هیچ چیز مهم نیست جز غارت و چپاول ثروت ملی و مال اندوزی و خوشگذرانی و عیاشی و خرید سیسمونی از استانبول و دبی و لندن ....

فرمانده به سیدعلی بگو که مردم شریف و دردمند و زجر کشیده ایران، او را ریشه و منشاء همه فسادها می‌دانند، مردم اعتقاد دارند سید علی با نقش اساسی که در راس قدرت و در کلیه‌ی امور دارد اگر از فساد زیر دستان خبر دارد و آنها را نادیده می‌گیرد مسئول است و اگر از فساد زیر دستان بی‌خبر است بازهم مسئول است.

فرمانده، بدان و آگاه باش در این کشور هرچه می‌کنند، بنام تو می‌کنند.

فرمانده، حرف دل همه مردم ایران بیش از 40 سال گله و شکایت و درد ناتمام است، هرکس می‌تواند اونقدر برایت بگوید که بخواهی رستاخیزی بپا کنی، اما می‌ترسم اگر انقلاب کنی بجرم نشر اکاذیب و تشویش اذهان عمومی و محاربه با خدا بازداشت و محاکمه ‌شوی.

فرمانده، می‌دانم که با درد دل‌های مردم کامت را تلخ نمودم حتی بیشتر از واقعه‌ی کربلا. العفو العفو العفو




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اقتصادی، پند و اندرز، صدا و سیما، معارف اسلامی، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: انقلاب, حرف دل همه مردم ایران, رستاخیز, ریشه و منشاء همه فسادها, سیمای جمهوری اسلامی, گله و شکایت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 خرداد 1401 ارسال نظر(0)

قرن و صده‌ی جدید

دلمون خوشه داریم وارد قرن و صده‌ی جدید می‌شیم. این در حالیه که غربی‌ها قریب به 20 سال پیش وارد هزاره جدید شدند. این عقب ماندگی ما هم کار همین استکبار جهانی است. همه می‌دانیم چرا هرسال اوضاع‌مان طوری می‌شود که می‌گویم: باز رحمت به پارسال!؟ اما با اینکه همه می‌دانیم چرا!؟ چرا باز راه اشتباهی را که شروع کرده‌ایم را ادامه می‌دهیم!؟ راهی که تجربه ثابت کرده اینجا که الان هستیم‌، اوضاع و احوال و حال و روزمان خیلی بهتر از آنجایی است که سال‌های آینده خواهد بود، وای بر احوال مردم در قرن آینده.

نمی‌دانم بگویم خوش بحالم که در دو قرن زیستم یا بگویم خوشبحالم که قرن آینده را نمی‌بینم!؟. البته اینجاش مال بعد نوروزه.

پسرفت: نیم قرن از عمرم گذشت با سه دهه تجربه معلولیت خیلی شدید به روایت سازمان بهزیستی. یعنی اگر این معلولیت برای من سابقه کاری لحاظ میشد، می‌بایست نم نمک مشغول جمع کردن خودم برای بازنشستگی می‌شدم.

روایت است روز قیامت ایرانیان رفتند نزد خدا و پرسیدند: حسابه کتابمان چیست؟

ندا آمد: چه دیده‌اید؟

گفتند: رضا شاه ، انقلاب ، 8 سال جنگ ، اختلاس ، رانتخواری ، آزاد راه تهران شمال ، کلاس طوسی ، کنکور ، اینترنت دایل آپ ، پراید ، ۴۰۵ خودسوز ، دلار ۲8هزار تومانی ، احمدی نژاد ، روحانی ، رئیسی ، نمیرالمومنین ، روغن پالم ، موسسه‌های مالی اعتباری ۱۲۴ هزار پیغمبر و ۱۴ معصوم و سایر بستگان ، مداح هفتیر کش ، برجام ، بورس ،   ندا آمد: بسه، بسه ، جبرئیل ، بیا این بدبختا رو که تاحالا جهنم بودن را ببر بهشت ایرانیان مهمان ویژه هستن

میگن ایرانی بعد مرگ موقع حساب کتاب سرشو میندازه پایین و خودش با پای خودش میره طرف جهنم .

ندا میاد که : کجا ؟!! ایرانی میگه : خدایا خودت گفتی " حاسبوا قبل ان تحاسبوا " منم خودم با خودم نشستم حساب کردم دیدم جام تو جهنمه . حالام دارم میرم اونجا!!! خدا لبخندی میزنه و میگه : بدبخت ، تو توی تموم عمرت تو جهنم بودی !!! از عدل و انصاف من به دوره که الانم بری جهنم. پس بیا برو تو بهشت !!! ایرانی هم میره سمت بهشت بعد از چند روز میاد میکه خدا منو ببر جهنم من عادت ندارم توی بهشت زندگی کنم

روایت است وقتی خدا در جهنم عذاب های الهی رو نازل میکنه....ایرانی ها یه گوشه لم میدن میگن:عهههههه اینا ، یادش بخیر!

ایران بیشتر بش میاد یه نسخه آزمایشی از جهنم باشه که قبل از قیامت منتشر شده تا یه کشور

بهشت و جهنم چگونه مکان هایی هستند ؟ یک روزنامه نگار انگلیسی نوشته بود:

بهشت جایی است که در آن پلیسهایش بریتانیایی باشند , آشپزهایش ایرانی , صنعتگرانش آلمانی , کارگرانش چینی , عاشقانش فرانسوی , حوریهایش مانکنهای ایتالیایی و همه اینها را سوییسیها اداره کنند و جهنم جایی است که پلیسهایش آلمانی باشند , آشپزهایش تایلندی , صنعتگرانش چینی , کارگرانش عرب , عاشقانش سوییسی , حوریهایش آفریقایی و همه اینها را ایرانیها اداره کنند ... !!!

ایرانی‌ها در بهشت و جهنم

میگن یه روز جبرئیل میره پیش خدا گلایه میکنه که: آخه خدا، این چه وضعیه؟ ما یک عده ایرونی توی بهشت داریم که فکر میکنن اومدن خونه باباشون! به جای ردای سفید، همه شون لباس های مارک دار و آنچنانی میخوان! بجای پابرهنه راه رفتن کفش نایک و آدیداس درخواست میکنن. هیچ کدومشون از بالهاشون استفاده نمیکنن، میگن بدون 'بنز' یا 'ب ام و' یا 'تویوتا لکسوز' جائی نمیرن! اون بوق و کرنای من هم گم شده... یکی از همین ها دو ماه پیش قرض گرفت و رفت دیگه ازش خبری نشد!

آقا من خسته شدم از بس جلوی دروازه بهشت رو جارو زدم... امروز تمیز میکنم، فردا دوباره پر از پوست تخمه و پسته و هسته هندونه و پوست خربزه است! من حتی دیدم بعضیهاشون کاسبی هم میکنن و حلقه های تقدس بالای سرشون رو به بقیه میفروشن. چند تاشون کوپن جعلی بهشت درست کردن و به ساکنین بخت برگشته جهنم میفروشن. چندتاشون دلالی باز کردن و معاملات املاک شمال بهشت میکنن. یک سری شون حوری های بهشت را با تهدید آوردن خونه شون و اونارو "سرکار" گذاشتن و شیتیلی میگیرن. بقیه حوری ها هم مرتب میگن ما رو از لیست جیره ایرانیها بردار که پدرمونو درآوردن، اونقدر به ما برنج دادن که چاق شدیم و از ریخت افتادیم.

اتحادیه غلمان ها امضاء جمع کرده که اعضا نمیخوان به دیدن زنان ایرانی برن چون اونقدر آرایش کردن و اسپری مو و ماسک و موس و . . . به سرشون زدن که هاله تقدسشون اتصالی کرده و فیوزش سوخته در ضمن خانمهای ایرونی از غلمانها مهریه و نفقه میخوان. بعضی از اونها هم رفتن تو کار آرایش بقیه و کاسبی راه انداختن: موهاشون رو هزار و یک رنگ میکنن، تتو میکنن، ناخن میکارن و از این جور قرتی بازیها

هفته پیش هم چند میلیون نفر تو چلوکبابی ایرانیها مسموم شدن و دوباره مردن. چند پزشک ایرونی هم بند کردن به حوری ها که الا و بلا بیایید دماغاتونو عمل کنیم، گونه بکاریم، ساکشن کنیم و از این کلک ها . . .

خدا میگه: ای جبرئیل! ایرانیها هم مثل بقیه، آفریده های من هستند و بهشت به همه انسان ها تعلق داره. اینها هم که گفتی، خیلی بد نیست! برو یک زنگی به شیطون بزن تا بفهمی دردسر واقعی یعنی چی!!!

جبرئیل میره زنگ میزنه به جناب شیطان... دو سه بار میره روی پیغام گیر تا بالاخره شیطان نفس نفس زنان جواب میده: جهنم، بخش ایرانیان بفرمایید؟

جبرئیل میگه: آقا مثل اینکه خیلی سرت شلوغه؟

شیطان آهی میکشه و میگه: نگو که دلم خونه... این ایرونیها اشک منو در آوردن به خدا! میخوام خودمو بازنشست کنم. شب و روز برام نگذاشتن! تا صورتم رو میکنم این طرف، اون طرف یه آتیشی به پا میکنن!

تا دو ماه پیش که اینجا هر روز چهارشنبه سوری بود و آتیش بازی!... حالا هم که... ای داد!!! آقا نکن! بهت میگم نکن!!!

جبرئیل جان، من برم .... اینها دارن آتیش جهنم رو خاموش میکنن که جاش کولر گازی نصب کنن...

یک عده شون بازار سیاه مواد سوختی بخصوص بنزین راه انداختن.

چند تا پزشک ایرونی در جهنم بیمارستان سوانح سوختگی باز کردن و براش تبلیغ میکنن و این شدیدا ممنوعه.

چندتاشون دفتر ویزای مهاجرت به بهشت باز کردن و ارواح مردمو خر میکنن. بلیت جعلی یکطرفه بهشت هم میفروشن.

یک سری شون وکیل شدن و تبلیغ میکنن که میتونن پیش نکیر و منکر برای جهنمی ها تقاضای تجدید نظر بدن.

چند تاشون که روی زمین مهندس بودن میگن پل صراط ایراد فنی داشته که اونا افتادن تو جهنم. دارن امضا جمع میکنن که پل باید پهن تر بشه.

چند هزار تاشون هم هر روز زنگ میزنن به 118 جهنم و تلفن و آدرس سفارتهای کانادا و آمریکا رو میپرسن چون میخوان مهاجرت کنن.

هر روز هزاران ایرونی زنگ میزنن به اطلاعات و تلفن آتش نشانی و اورژانس جهنم رو میخوان.

الان مراجعه داشتم میگفت ما کاغذ نسوز میخواهیم که روزنامه اپوزیسیون بیرون بدیم.

ببخش! من برم، بعدا صحبت میکنیم... چند تا ایرونی دارن کوپون جعلی کولر گازی و یخچال میفروشن... برم یه چماقی بچرخونم




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، طنز، اقتصادی،
:: برچسب‌ها: انقلاب, جوک, حاسبوا قبل ان تحاسبوا, رضا شاه, طنز, قرن و صده‌ی جدید,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 اسفند 1400 ارسال نظر(0)

این قافله عمر عجب می‌گذرد

بصورت اتفاقی با یکی از اساتید و محققین فعال در حوضه بازسازی آسیب‌های نخاعی در یکی از مهمترین دانشگاه‌های آمریکا آشنا شدم. با او تماسی داشتم و از ایشان خواستم اخبار و اطلاعات جدید پیرامون بازسازی ضایعات نخاعی را از طریق وبلاگ آشنايي با يك معلول قطع نخاع در اختیار جامعه معلولین ضایعه نخاعی قرار دهند، ایشان هم پذیرفتند و قراری برای هفته پیش رو گذاشتند. انشاءالله اخبار امیدبخشی از ایشان دریافت شود.

پيوست: الکی الکی 28سال از 50سال عمر گران را با ضایعه نخاعی سپری کردم. ببینم روز قیامت کی جرأت میکنه ازم بازخواست کنه.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اخبار ترميم نخاع،
:: برچسب‌ها: آسیب نخاعی, درمان آسیب نخاعی, ضایعات نخاعی, ضایعه نخاعی, طناب نخاعی, قطع نخاع, معلول,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 اسفند 1400 ارسال نظر(1)

احتمالا اومیکرون

دو هفته پیش بچه‌ها بیمار شدن علامت بیماریشون ضعف و سستی و تهو و گلودرد بود

اونا که خوب شدن من و همسرم بیمار شدیم، ما سستی و ضعف و درد مفاصل و گلو درد و خشکی دهان و بی‌خوابی داشتیم.

من شب تا صبح هر یک ربع یک بار بیدار می‌شدم و آب می‌خوردم و تا خوابم می‌برد هذیان میامد سراغم و همه چیز را مثل فیلم‌های علمی تخیلی می‌دیدم. خوشبختانه همسرم زود خوب شد اما به دلیل ضعف سیستم دفاعی بدنم من هنوز هم خوب نشدم و از عوارض بیماری رنج فراوان می‌برم. تو اوج بیماری من و همسرم، من باید میرفتم توالت. تا همسرم منو با ویلچر حمام و توالت، به داخل توالت منتقل کنه، تمام توان من از بین رفت و توی توالت بیهوش شدم. همسرم که حال جسمانیش از من هم بدتر بود پشت ویلچر را خوابوند تا خون برگرده توی سرم و حالم طبیعی بشه. تا حالا چندبار اینطوری شده بودم. همسرم میگه از این اتفاق زجرآورتر ممکن نبود.

با آرزوی سلامتی برای همه.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من،

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 اسفند 1400 ارسال نظر(0)

کتاب صوتی

خیلی اهل کتاب خوندن نیستم، اما کتاب‌های صوتی را از کتابخانه‌های موجود در تلگرام دانلود میکنم و با تلفن همراه در هر زمان و هر مکان مناسب گوش میدم. یکی از کتاب‌هایی که از هر نظر با ارزش و قابل توجه است، کتاب سَمَک عَیّار است. رمانی مشهور و قدیمی به زبان فارسی که در سدهٔ ششم هجری نوشته شده است. داستان‌های این کتاب سه جلدی به دست فرامرز پسر خداداد پسر عبدالله نویسنده ارجانی جمع‌آوری شده است. سمک عیار، یکی از داستان‌های عامیانهٔ فارسی است که سینه‌به‌سینه نقل شده و سده‌ها مایهٔ سرگرمی مردم ایران بوده‌است. قهرمان داستان پسر شاه حلب است که دل‌باختهٔ دختر فغفور شاه چین شده و سپس به جنگ پادشاه ماچین رفته‌است. بیشتر رویدادهای جلدهای یکم و دوم در چین و ماچین می‌گذرد.

این کتاب چند نمونه صوتی داره؛ یکی از کوتاه‌ترین نمونه‌ها که در 59 فایل صوتی تهیه شده را می‌تونید از اینجا در کانال تلگرام IranBamDad دانلود کنید من این کتاب صوتی را ۲ بار کوش کردم بسیار جذابه، گوینده حرفه‌ای داستان هم بی‌نهایت به زیبایی و جذابیت داستان افزوده.

به همه توصیه اکید می‌کنم از این کتاب صوتی زیبا و ارزشمند ، لذت ببرند.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، لينك، تجربه‌، تکنولوژی، پند و اندرز، كامپيوتر و رایانه، داستانک، هنری،
:: برچسب‌ها: دانلود کتاب صوتی, دانلود کتاب صوتی سمک عیار, سمک عیار, کانال تلگرام IranBamDad,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 دی 1400 ارسال نظر(0)

مدیریت سیاه‌تر از ذغال

زنگ زدم شرکت سازنده ویلچر برقیم، بعد سلام ، گفتم: ویلچرم مشکل ذغال پیدا کرده، قبل نمایشگاه همکارانتان گفتن باشه برای بعد نمایشگاه، خواستم ببینم آمادگی پذیرش ویلچر برای سرویس دارید؟ گفتن: بله، مشکلی نیست، اما حتما با هماهنگی بیایید.

گفتم: با این اوضاع احوال که قیمت همه چیز مثل طلا و دلار و رمز ارز دیجیتال، لحظه‌ای تعین میشه، الان قیمت ذغال چقدر میشه؟. گفتن: زیاد نمیشه نگران نباش ذغال دونه ای ۲۵ هزار تومنه.

گفتم: تو نمایشگاه تجهیزات و خدمات توانبخشی معلولین، جانبازان، سالمندان قیمت‌ها بی‌نهایت بالا بود و با این قیمت‌های نجومی دیگه دست کسی به ویلچر برقی نمیرسه و من حتی نمی‌تونم ساده‌ترین و ارزان ترین ویلچر برقی را تهیه کنم. گفتن: با شرایط خاص شما (قد بلند و فلج از گردن) کمتر ویلچری مناسب استفاده‌ی شماست. گفتن: شما از وقتی قیمت‌ها یک پنجم اینی که هست، بود، می‌خواستی ویلچر بخری، بدان و آگاه باش که قیمت‌ها درحال رشد هستن و الان بخری بهتر از سال آینده است.

گفتم: من این ویلچر را یک میلیون و هشتصد خریدم تا حالا دوبرابر خودش خرجش کردم فقط یه صندلیش شد 2و نیم میلیون و یه پوسته گیربکس شد 1و نیم میلیون.

گفتن: همین ویلچر خودت میدونی لاستیک چرخ عقبش جفتی ۲و نیم میلیون شده. گفتم: اتفاقا من نگران همین بودم چون لاستیک‌های ویلچرم صاف شدن، سعی میکردم الکی بیرون نرم که یوقت پنچر نکنم، از این به بعد سعی می‌کنم تو خونه هم نرم و آهسته به سراغش بروم ، مبادا که ترک بردارد لاستیک چینی ویلچر تنهایی من.

پاپوش: به‌ کجا چنین شتابان!؟ ونزوئلا؟ اوکراین؟ بلاروس؟ کنیا؟ اتیوپی؟ آرژانتین؟ یونان؟ ترکیه؟

گفتم غم تو دارم، گفتا غمت سر آید...

گفتم که نان گران شد، گفتا گران تر آید!!!

گفتم ز نرخ قصاب، فریاد ما بلند است...

گفتا که گوشت کم خور، تا حاجتت برآید!!!

گفتم ز نرخ تن پوش، فریاد ای ولایت

گفتا که لنگ بر پوش، چون در یمن برآید!!!

گفتم چرا کم است این، یارانه های نقدی ....

 گفتا خموش غافل، این نیز هم نیاید!!!

گفتم که از گرانی، جانم به لب رسیده....

گفتا تحملش کن، تا جان تو درآید!!!




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، اقتصادی، پیرامون ویلچر،
:: برچسب‌ها: به‌ کجا چنین شتابان, دلار, رمز ارز دیجیتال, طلا, گفتم غم تو دارم, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 26 آذر 1400 ارسال نظر(0)

جدیدترین محصول توانبخشی معلولین

پنج شنبه 18 آذر 1400 به نمایشگاه بین المللی تخصصی تجهیزات و خدمات توانبخشی معلولین، جانبازان، سالمندان و صنایع پزشکی رفتم.

تعداد شرکت‌های ارائه کننده محصولات توانبخشی نسبت به هرسال کمتر بود و کمتر از یک ساعت کامل می‌شد کل موجودات نمایشگاه را دیدزد.

اکثر قریب به اتفاق محصولات ارائه شده به لحاظ کارکرد قدیمی و تکراری بود. قیمت‌ها مثل قیمت همه اجناس در کل کشور وحشتناک بود که موجب تبریک به مسئولین توانمند کشور است که اجناسمون را اینقدر با ارزش و گرانقدر نمودند.

جدیدترین و مفیدترین محصول نمایشگاه بین المللی تخصصی تجهیزات و خدمات توانبخشی معلولین، جانبازان، سالمندان و صنایع پزشکی:

ویلچر انتقال دهنده معلول با صندلی به داخل خودرو و برعکس، بدون نیاز به حرکت و جابجایی و تعویض جای معلول بود. داخل صندوق خودرو هم تجهیز میشه به دستگاه منتقل کننده قسمت زیرین صندلی ویلچر تا پس از اینکه فرد کم توان در داخل خودرو مستقر شد، همراه فرد کم توان بتونه به راحتی قسمت زیرین را به داخل خودرو منتقل کنه. بنظر من این تجهیز بی‌نظیر و بسیار کاربردی و کارامد بود. با آرزوی موفقیت برای تولید کننده این محصول و البته آرزوی توفیق روز افزون برای مسئولین کشور در جهاد و تلاش مضاعف‌شون برای ارزشمند نمودن اجناس.

پيوست:  ویدئو و فیلم نحوه کار این محصول را با بروشور و آدرسش در اینجا phonix.ir اینستاگرام ببینید.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، پیرامون ویلچر، تکنولوژی، ابزار بهتر زیستن، خودرو معلولین،
:: برچسب‌ها: phonix.ir اینستاگرام, توانبخشی معلولین، جانبازان، سالمندان, فیلم, نمایشگاه بین المللی تخصصی تجهیزات و خدمات, ویدئو, ویلچر انتقال دهنده معلول با صندلی به داخل خودرو,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 آذر 1400 ارسال نظر(0)

استندآپ نشسته

از وقتی که برنامه‌های استندآپ کمدی پاشو به صدا و سیما باز کرد و بخشی از برنامه‌های تلویزیونی شد، نه که من خیلی بانمک و شیرین بیان هستم، به این فکر افتادم به هر روش ممکن برم تلویزیون استندآپ کنم. به همین دلیل شروع کردم به نوشتن متن‌هایی که بشه اونها را در استندآپ استفاده کرد. دیروز وقتی کسی منزل نبود تو تنهایی دوربین گوشی را روشن کردم و مثلا شروع کردم به اجرای استندآپ. 500 بار از خودم فیلم گرفتم اما هیچ کدومشون چیزی نزدیک به استندآپ‌هایی دیدیم نبود. آدم فکر میکنه چون بعضی وقت‌ها، بعضی جاها، بذله گویی میکنه و دیگران هم تو رودربایستی به حرف‌های آدم می‌خندن، خیلی در زمینه طنز و کمدی هنرمند و توانمند است. اما استندآپ و اجرا واقعا کار خیلی سختیه حتی تو تنهایی برای خودت. قدیمی‌ها تو یه خط هزارتا معنی را آوردن: کار هر بز نیست خرمن کوفتن، گاو نر می‌خواهد و مرد کهن. و اینکه: آواز دهل شنیدن از دور خوش است. اما من همچنان تلاش خواهم کرد تا متن‌های مناسبی برای استندآپ بنویسم، شاید روزی نشسته بر ویلچر امکان اجرای استندآپ را پیدا کنم.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، طنز، صدا و سیما،
:: برچسب‌ها: استندآپ کمدی, تلویزیون, خندوانه, صدا و سیما, طنز و کمدی, عصر جدید, متن‌ برای استندآپ کمدی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 05 آذر 1400 ارسال نظر(0)

عمر گران

چند آهنگ از احمد آزاد، تو گوشیم داشتم که هیچ وقت اونها را گوش نمی‌دادم، بنابراین هفته‌ی گذشته اونها را حذف کردم، عصر همون روز خبر اومد که اوشون در سن 60سالگی به دلیل ایست قلبی در هنگام ورزش، دار فانی را وداع گفت. با این خبر فکرم حسابی درگیر شد. من هم مثل خیلی‌ها حال خوبی با ترانه ساقی اوشون در ده‌ی60 داشتم. یادمه در اون دوران در دوره راهنمایی، وقتی سر کلاس بودم، هر ثانیه اندازه یه گوگل سال نوری کش می‌آمد. (حتما خیلی‌ها می‌دانند که: گوگول عدد بزرگی به ‌اندازهٔ ۱۰به توان۱۰۰ است، در واقع عدد ۱ با صد صفر است) الان اوضاع طوری شده هفته‌هام به سرعت برق می‌گذرند و باسرعت دارم بسوی فتح 50سالگی در سال جاری پیش میرم. عکس‌های منتشر شده از احمد آزاد، نشانه‌ای از پیری و چین و چروک در ظاهرش نداشت، خبر هم میگه: ایست قلبی در هنگام ورزش، این یعنی طرف از نظر جسمانی سلامت بوده. یه مقایسه کردم بین اون خوشگذران و ورزشکار با خودم که 30ساله زمین‌گیر و ویلچر نشین هستم. نتیجه این مقایسه چی می‌تونه باشه جز خواندن فاتحه.

این قافله عمر عجب می‌گذرد

دریاب دمی که با طرب می‌گذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

پیش آر پیاله را که شب می‌گذرد




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره،
:: برچسب‌ها: این قافله عمر عجب می‌گذرد,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 آبان 1400 ارسال نظر(0)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.