|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
دیرور برای دریافت استعلام رفتم بانک ملی شعبه ایرانخودرو. توقف و پارک اتومبیلهای کارمندان بانک راه عبور از خیابان به پیاده رو را مسدود نموده بود. بانک هم که قبلا رمپ داشت برای ورود ویلچر، رمپ را تبدیل به پله نموده بود. به یک ارباب رجوع گفتم به یکی از کارمندان بانک بگید که یه نفر ویلچری تنها و خسته توی خیابون منتظر شما نشسته(یاد آهنگ معین افتادم).
آن ارباب رجوع رفت و آمد گفت: گفتم. میگن: ما بیرون نمیآییم.
بعد چند لحظه فردی از بانک بیرون آمد و گفت: شما با این وضعیت بهتره نیایی اینجا و برای این کارها وکیل بگیری.
گفتم: من که تا اینجا اومدم تا اونجا هم میتونم بیام و این وظیفه بانک است که شرایط حضور ارباب رجوع را تسهیل کند. من بانکهای دیگر هم میروم، بانک صادرات هم سطح است، بانک سپه آسانسور مخصوص گذاشته و بانک رفاه رمپ دارد، بانک ملت هم که هم سطح نیست با احترام میان جلوب درب بانک و کارم را راه میاندازند. شما هم لطفا عرایض بنده را به گوش مدیریت برسانید. ایشان گفت: حتما منعکس میکنیم و کار من را انجام داد.
پايانه: آدم زنده وکیل وصی نمیخواد. من از وقتی ویلچر برقی خریدم 1389 همه کارهای اداری و درمانیم را تنها رفتم و انجام دادم. خیلیها خیلی جاها پرسیدند همراه نداری؟ گفتم خیر تنها اومدم.
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
:: برچسبها:
آهنگ معین,
بانک ملی شعبه ایرانخودرو,
تسهیل شرایط حضور ارباب رجوع,
معلول,
معلولان,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 اردیبهشت 1403
خیلی دوست دارم بدانم پروردگار بخشنده و مهربان و دانا و توانا در بارهی ما مردم شریف و شهید پرور ایران، چی فکر میکنه که این حجم عظیم بلایایی الهی و فجایع هر روز جدیدتر از دیروز انسانی در طول تاریخ بدون توقف بر سر ما آمده. احتمالا خدا فکر میکنه که بجای آدم و حوا ایرانیها سیب و گندم بهشتش را خوردن و ریدن تو بهشتش!؟ یا احتمالا آدم و حوا ایرانی بودن و داره انتقام اونها را از ما میگیره!؟ شاید هم وقتی این حجم بزرگ دروغ و دزدی و تقلب و کلک را از عابد و زاهد و روحانی و پیشنمازمون تا کسانی که از زاغه نشینهای جنوب شرق کشور که در سریال نون خ بصورت تلویحی دیدید، دزدی میکنند، میبینه فکر میکنه شیطان رجیم و بچههاش تو ایرانن و تصمیم داره کلا ایرانیها را به خاک بده.
خدایا ما هر غلط و اشتباهی که کردیم، ببخش و فراموش کن. تو رو به خودت قسم ما را فراموش کن. ما هم آفریده خودتیم به قرآن و تورات و انجیل و زبور و صحف ابراهیم و نوح. خدایا ما را شتر فرض کن، شتر دیدی ندیدی. بذار یکم بخندیم و بریم عشق و حال و صفا کنیم.
پيوست: این داستان امروز حمله اسراییل به اصفهان برامون داستان تکراری نشه صلوات.
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
طنز،
پند و اندرز،
داستانک،
تاریخ،
:: برچسبها:
آدم و حوا ایرانی بودن,
آرزو,
به قرآن و تورات و انجیل و زبور و صحف ابراهیم و نوح,
خدایا ما را شتر فرض کن,
دعا,
سریال نون خ,
سیب و گندم بهشت,
قسم,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 31 فروردین 1403
ما در محلهی چیتگر تهران زندگی میکنیم. تو کوچه و خیابان و پارک و بازار و درمانگاه ، گاهی پیش میاد افرادی که منو میبینند تمایل به گفتگوشون را به طریقی، بروز میدن.
بچهها معمولا با دیدن ویلچربرقی هیجانزده میشن و به والدینشون نشونش میدن و در موردش از اونا میپرسن. بچههای کنجکاو پارک محلمون بوستان 22 بهمن بارها ازم پرسیدن: عمو تو که پا داری!! چرا راه نمیری!؟ میگم: خوردم زمین پام شکسته. یه روز یه بچه بهم گفت: خوب برو پاهاتو ببر جاش پای مصنوعی بذار و راه برو. حرف حساب زد و منم جوابی نداشتم. دوتا پای دراز و آویزون و وبال گردن، به تمام معنا و کاملا بیخاصیت به چه درد میخورن جز خوراک سک و کفتار شدن.
دو کیلومتری منزل ما هر هفته پنجشنبه بازار برقراره. منم اکثر اوقات میرم و یه گشتی میزنم و بعضی وقتا خریدی میکنم. یه پیر مردی هر وقت منو تو این بازار میبینه برام آهنگ اومدم از هند اومدم با ماشین بنز اومدم ایرج خواجه امیری را میخونه. همون اولین بار که منو دید و این آهنگ را خوند بهش گفتم: بنز پاهای شماست ، این که من روش نشستم اندازه نصف انگشت کوچیکه پای سالم شما هم نمیشه.
این هفته یه عود فروش بهم گفت: این ریش پلفسوری که گذاشتی خیلی بهت میاد و خیلی خوشتیپ شدی. گفتم: اینطوری روی ویلچر!؟ خوشتیپ بودن چه دردی ازم درمان میکنه و چه نفع و سودی برام داره!؟ گفت: آخر عاقبت همه همینه، دیر و زود داره سوخت و سوز نداره؟ گفتم آره حکمت الهیه، برای یکی از در و دیوار و زمین و آسمان هزار هزار میلیارد ثروت میباره، برای ما هم سیم خاردار آتشین و سمی.
پیرمردی عصا بدست نشسته بر بلوکی بتونی، بهم گفت: خوشبحالت، با این ویلچر برقی هرجا بخواهی میری و هیچ وقت خسته نمیشی و هیچ غمی نداری ؟ گفتم : من همیشه خسته بودم از بسربردن در این قفس تنگ و فرسوده و این سو و آن سو کشیدنش با هر وسیلهای هیچ لطفی برام نداره جز رنج ، کاش منم میتونستم با عصا و واکر تاتی تاتی میکردم.
تهبندي: همه این حرفها را برای احساس رضایت در طرف مقابل میزنم، و میبینم که آخر سر افراد چقدر از نتیجه گفتگوشون خوشحال و راضی میشن. ما حکایت ادب از که آموختی از بیادبان هستیم. هرکسی ما رو میبیبنه هزار بار از اونی که هست احساس رضایت و خرسندی میکنه.
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
بوستان 22 بهمن,
ضایعه نخاعی,
محلهی چیتگر تهران,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 فروردین 1403
شنیدین میگن: عرض عمر مهمتر از طول عمر است. ما نخاعیها در همین دسته افراد قرار میگیریم.
قریب ثلث قرنه که دارم از ضایعه نخاعی رنج بیپایان میبرم و قطعا عرض این مدت ده برابر بیشتر از طولش بوده.
خوشبختانه خدای متعال هیچ وقت ما و اونها را فراموش نمیکنه و هر روز ما و اونها را با یک امتحان الهی جدید مواجه میکنه.
امتحال الهی اونها اینطوریه که : برن خارجه بچه به دنیا بیارن، از خارجه شناسنامه بگیرن و سیسمونی بخرن، و یا با جعل امضا شون ، زمینی به ارزش هزاران میلیارد تومان بنامشون کنند.
امتحال الهی ما هم اینطوریه : بازخواست از درسهای دادهنشده و خوانده نشده. البته ، بیشتر بنظر میآد ما نمونه آدمهای آزمایشگاهی هستیم برای آزمایشگاه عذابهای الیم جدید برای طبقات مختلف جهنم .
پايانه: درسته که طول روز بیشتر 24 ساعت نیست ، اما عرض هر روز برای خیلی از ما بیشتر از صدها ساعت است که ناشی از : انواع درد و رنج و بیتحرکی جسمانی و هزاران فکر و درگیری ذهنی و روانی نسبت به وضعیت خود و آینده خود است.
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
طنز،
تجربه،
داستانک،
معارف اسلامی،
تاریخ،
:: برچسبها:
امتحال الهی,
امتحال الهی اونها,
امتحال الهی ما,
ضایعات نخاعی,
طبقات مختلف جهنم,
طول و عرض عمر,
عذاب الیم,
قطع نخاع,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 فروردین 1403
باز هم یک سال پرفراز و نشیب دیگر را به آخراش رسوندیم. رویدادهای سال 1402 نسبت به 29 سال قبلش که با ضایعه نخاعی زیستن را میشکنجیدم=(این واژه را از خودم درکردم، به معنی مشغول تحمل زجر فراوان انواع شکنجهی دد منشانه بودم است) ، برای من مثل از گدایی سرگذر به شرکت در رالی داکار بود، بلکم اکشنتر، تر. از اول سال که مرتب ولوو بودم تو درمانگاه و بیمارستان برای سنگ کلیه. سه بار از سهبچه زرنگ در دفتر قضایی شکایت کردم. چند بچه زرنگ را مجاب به عذر خواهی کردم. چند بچه زرنگتر پیچوندنم و منم بیخیالشون شدم. شدم جزو صادر کنندگان کالای غیر نفتی به آمریکا ، برای کسی دوربین میخرم و اونم میده مسافر براش میبرن آمریکا. و این داستانها ادامه داره.
و اما برای سال آینده : ویلچرم باتریش داره بیحال میشه و کلی هزینه باتری جدید میشه.
بچهها پلی استیشن میخوان با حافظه یک ترا بایت ، بقول بررهایها ، هآاااا ، چه جسارتاآااا
پسرم ماهی یه دست لباس کامل با کفش و ساعت میخواد.
همه دلمون سفر میخواد.
زنم ازم ماشین میخواد.
پايانه: امیدوارم سال خوبی را پشت سر گذاشته باشید ، و گفتار و نوشتار بنده موجب دلخوری کسی نشده باشد.
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
اقتصادی،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 25 اسفند 1402
خیلی دوست دارم بدونم مردم ایران مرتکب چه خطای بزرگی شدن که کشورمون و مردممون اینطوری شدن محل آزمایش بلاهای زمبنی و آسمانی. هرکس هرجا که بتونه علنی و پنهانی دست میکنه توجیب مردم و کلاه مردم را میبرد.
تو سایت و اپلیکیشن دیوار یه سرویس ارسال اقتصادی بسته با خودرو راه افتاده بنام تپسیپک که شده محل برای چپاول و تاراج و دزدی مال مردم خوری. در معرفی این سرویس آمده: «تپسیپک» سرویس ارسال اقتصادی بسته با خودرو است که با برنامهریزی قبلی بستههای شما را به مقصد میرساند و هزینه ارسال آن در هرجای تهران ۳۵ هزارتومن میباشد.
تا حالا چند بار از این سرویس استفاده کردم. بار اول راننده همکاری نکرد و بسته را تحویل نگرفت و رفت . دفعه بعد در دست رس نبودن دوطرف بهانه پیچوندن وجه و عدم ارائه خدمت شد. آخرین بار هم دیروزبود که با تشابه اسمی خیابان بسته بردن هزار متر دورتر. هرچه با هرجا تماس گرفتم مساعدت و همکاری نکردند و بسته را بردند برای خودشون.
فکر کنید روزی چندتا از این بسته را میپیچونن برای خودشون. بنظرم نام تپسیپک کیکه و نام این سرویس تپسیپشم باید باشه و این واگعیه.
پاپوش: من از تپسیپک راضی نیستم و خدا هم ازشون راضی نباشه. رفتار پرسنل پشتیبانیشون هم خوب نیست و فقط ساز خودشون را میزنن.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
تجربه،
:: برچسبها:
تپسیپک محلی برای چپاول و تاراج و دزدی مال مردم خوری,
رفتار پرسنل بد پشتیبانی تپسیپک,
من از تپسیپک راضی نیستم,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 اسفند 1402
یه چند وقته صبحانه نون با پنیر خیلی کم و گوجه میخورم ، آخرشم یه چایی شیرین روش میخورم. خیلی میچسبه. البته نیمرو و املت و کله پاچه قطعا چسبشون بیشتره ، و درست به همین دلیل هر معلول کم تحرکی در خوردن اینا زیاده روی کنه ، خیلی زود کارش به تب و لرز و دل درد ناشی از سنگ صفرا و جراحی میکشه.
صبح تا شب مرتب آب و چای بخورید ، خیلی زیاد. شب تا صبح هر وقت از خواب بیدار شدید فوری هرچقدر که ممکنه آب بخورید تا دستگاه ادراری تون خشک نشه و املاح رسوب نکنن و گرفتار سنگ کلیه نشید.
مراقب باشید آخر سالی گرفتار سرماخوردگی نشید. که همه چیزرو کوفت آدم میکنه. اگر حس کردید گلو درد گرفتید، کافیه چهارتا دونه میخک را دونه دونه و ریز ریز بخورید. خیلی قوی هست و فوری گلودرد را خوب میکنه.
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
تجربه،
:: برچسبها:
تجربه و توصیه,
سرماخوردگی,
سنگ صفرا,
کلیه,
گلودرد,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 11 اسفند 1402
یه آیین سنتی زیبا و سخت ما اینه که آخر سالی همه خانهها میرن روی حالت زلزله 8 ریشتری گردگیری برای استقبال از عمو نوروز.
این کار اگر با مشارکت کل اعضای خانواده انجام بشه سخت و طاقت فرسا است، دیگه وای بر احوال کسی که یه همسر ضایعه نخاعی با دو پسر شیطون هم داشته باشه و فرشهای خونه را جمع کرده باشه و داده باشه برای شستن و نقاش اومده باشه دیوار نمزده را بازسازی کنه و اسفالت کار بیاد ناودانها را عایق کاری و بازسازی کنه و دو نفر هم پول مرد نخاعی را برده باشند و اون بره دفتر قضایی برای شکایت و بگن دفتر تعطیل و منتقل شده.
اینجاست که راوی به نقل غیر مستقم یکی از بزرگان اهل تمیز روایت کند : یا کافی المکافات....
بیشتر از ما نخاعیها ، خانواده و افرادی که ما را بلند و کوتاه و تر و خشک میکنند، بخصوص همسران، در معرض فرسودگی جان و تن هستند. ماشاءالله پروردگار متعال در خلقت من نهایت تلاشش را کرده تا شدم: مردی 52 ساله که 30 ساله دارم از ضایعه نخاعی گردن رنج فراوان میبرم که هیچ، پدر و مادر و خواهر و برادرم را 20 سال مستقیم درگیر خودم کردم هیچ، بیش از 11 ساله ازدواج کردم و یه فرد دیگه را کشیدم به مکافات هیچ، صاحب دو فرزند شدم و کشوندمشون به زندگی با من هیچ، قیافه ندارم هیچ ، پول ندارم هیچ.... حداقل زبان و اخلاق خوش هم ندارم که از لطف و محبت دیگران و سختیهای فراوانی که بخاطر من متحمل میشن تقدیر و تشکر و دلجویی کنم.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
ازدواج,
خانواده,
ضایعه نخاعی,
قطع نخاع,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
همسر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 04 اسفند 1402
هفته گذشته وقت داشتم بیمارستان بستری بشم جهت خارج کردن فنر بین کلیه تا مثانه.
اولین قدم برای رفتن به بیمارستان این بود که باید پنجشنبه زنگ میزدم به سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین جهت درخواست سرویس رفت و برگشت برای شنبه. روالش اینطوریه. متاسفانه همون اول مهمترین کاری را که باید انجام میدادم را یادم رفت. خلاصه با کلی استرس و تماس با مساعدت پرسنل زحمتکش سامانه، سرویس رفت انجام شد.
مشکل بعد، نبودن تشک مواج در بیمارستان بود، که اون هم با مساعدت پرسنل بخش ارولوژی وقتی در اتاق عمل بودم، مهیا شده بود.
در هنگام آماده شدن قبل عمل، دستیاران دکتر، در مانیتور روی دیوار، تصویر سیتی اسکن جدیدم را برسی میکردند و گزارش پزشک رادیولوژی را میخواندند و من شنیدم که میگفتند، DJD ستون فقرات مشهود است. دکترها هم داشتن روی تصویر ستون فقرات مانور میدادن و دیدم که دنبالچه به دنبال خودم منحرف شده و بقیه مهرهها هم راحت و آسوده هرکدوم یک طرف مشغول بریک دنس بودند.
قرار بود که 24 ساعته مرخص بشم، اما به دلیل تب و لرز مرخصم نکردن و 24 ساعت در وقت اضافه به صرف سرم و آنتیبیوتیک ازم پذیرایی بنمودندی.
الان 5 روزه که دارم روزی یک قرص آنتیبیوتیک میخورم. یسری دارو مسکن هم بهم دادن که مثل فشنگ نوک تیز و قد بلند هست، هرچی فکر میکنم، به راهی نمیرسم که موقع بلعیدنش تو گلوم گیر نکنه.
برای برگشت به خانه هم از قبل درخواست نداده بودم و باز با کلی استرس و تماس با مساعدت پرسنل زحمتکش سامانه، سرویس برگشت هم انجام شد.
پيآمد: تشکر فراوان ازخدمات ارزشمند پرسنل زحمتکش سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین.
فروشگاه کمشاپ محلی برای فروش انواع دوربین عکاسی و فیلمبرداری با نازلترین قیمت نسبت به کف
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
تجربه،
:: برچسبها:
DJD ستون فقرات,
آنتیبیوتیک,
ارولوژی,
بیمارستان,
دلیل تب و لرز,
رادیولوژی,
سامانه حمل و نقل جانبازان و معلولین,
ستون فقرات,
سیتی اسکن,
ضایعه نخاعی,
فنر بین کلیه تا مثانه,
قطع نخاع,
مثانه,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
نبودن تشک مواج در بیمارستان,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 دی 1402
بفرموده دکتر چهارشنبه گذشته رفتم درمانگاه بیمارستان پیش دکترم، گفت: برو سیتی اسکن بیار ببینم اوضاع کلی کلیهات یک ماه بعد عمل چطوره؟
رفتم سیتی رو انجام دادم و برگشتم مطب. دکتر سیتی را نگاه کرد و گفت: خوبه و شروع کرد به توضیح دادن که یه ذره سنگ ریزه مانده که اونم وقت خارج کردن فنر از کلیهات، بیرون میاریمش. یهو دکتر چشمش به چیزی روشن شد و گفت: نه صبر کن، اشتباه شد. این سیتی شما نیست. دکتر درحالی که داشت سیتی منو میدید و برای رزیدنت ها توضیح میداد. یاد این مثال افتادم که برای یاد دادن نقش مکث در جمله بیان میکنند: دقت لازم نیست اعدامش کنید. گفتم: دکتر خدا چه رحمی کرد نمیخواستید کلیه طرف را دربیارید!؟ دکتر گفت: آره، شانس آوردی که وضع اونم مثل توست و فرق زیادی با هم ندارید.
دکتر گفت: برای خارج کردن فنر باید یک شب بیمارستان بمانی، الان بستری میشی یا شنبه؟ گفتم شنبه.
فردا ساعت نه باید بیمارستان باشم.
پيآمد: شاید گفتنم از داستان بیمارستان رفتنم برای عمل خارج کردن سنگ کلیه تکراری و خسته کننده شده باشه، اما هر بار که میرم بیمارستان به جهت آشنایی دوستان با مراحل تکمیل درمان مختصری از ماجرا را مینگارم.
فروشگاه کمشاپ محلی برای فروش انواع دوربین عکاسی و فیلمبرداری با نازلترین قیمت نسبت به کف
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
بیمارستان,
درمانگاه,
سوند,
سونوگرافی,
سیتی اسکن,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
عفونت,
فشار خون,
فلج,
کلیه,
مثانه,
مراحل تکمیل درمان,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 دی 1402
به فرموده آقای دکتر دوهفته بعد عمل رفتم مطب دکتر جهت ویزیت.
دکتر احوال پرسی کرد و برام دوتا دارو نوشت که یکیش باعث خروج آب از بدن و افت فشار خون میشه. من در بهترین شرایط فشار خون ندارم وای به روزی که اون دارو را هم مصررف کنم. خلاصه خود درمانی کردم و اون دارو را مصرف نکردم.
به دکتر گفتم: دکتر دفعه قبل که از مطب برگشتم منزل در حال مرتب کردن پروندهای بودم که آورده بودم خدمت شما، تو مدارک یه سونوگرافی دیدم که با خوندن گزارشش چهارستون بدنم لرزید. خوب که دقت کردم و دیدم مال یه مرد هشتاد ساله بوده که اشتباهی داخل پروندم شده بوده.
دکتر در راستای ماستمالیسیون اشتباه رزیدنتهای کنارش گفت: چه حال خوبی پیدا کردی وقتی دیدی سونو مال تو نیست. گفتم: بله، واقعا خوشحال شدم.
دو هفته بعد باز هم باید برم دکتر.
پسآمد: در مورد تازههای تحقیقات و دستاوردهای نوین پزشکی پیرامون درمان آسیب و ضایعات نخاعی باید عرض کنم، خبرها همه تکراری هستن و خبر نوید بخش و هیجان انگیز جدیدی منتشر نشده است.
با آرزوی بهترینهای دنیا برای همه دوستان گرامی.
فروشگاه کمشاپ محلی برای فروش انواع دوربین عکاسی و فیلمبرداری با نازلترین قیمت نسبت به کف
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
بیمارستان,
درمان آسیب نخاعی,
رزیدنت,
سلولهای بنیادی,
سونوگرافی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
فشار خون,
فلج,
کلیه,
مثانه,
محققان,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
نخاع,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 01 دی 1402
جمعه گذشته، بآلاخره بعد یک سال درگیری با سنگ کلیه، رفتم بیمارستان برای بستری شدن. پذیرش سریع انجام شد و رفتم بخش برای بستری شدن. به پرستاری گفتم: من ضایعه نخاعی هستم و حتما باید تشک مواج داشته باشم وگرنه روی تشک معمولی پشتم بهسرعت مبتلا به زخم بستر میشه. در کمال ناباوری و بهت، سرپرستار بخش گفت: ما تشک مواج برای مریض سرپایی نداریم. اگر از اورژانس اعزام میشدی میتونستیم بهت تشک بدیم. اگر خودت تشک داری برو بیار یا از بیرون تهیه کن.
من رسما چنار تو کوزم سبز شده بود و مغزم از بهت یخ زده بود. از طرفی همراهانم هرکدام چارهای پیشنهاد میدادند.
بآلاخره رفتم دفتر مدیریت پرستاری بیمارستان و مشکل را مطرح کردم. فردی که اونجا بود گفت: نگران نباشید، تا شما برسید به بخش، تشک مواج براتون مهیا شده.
تشک فراهم شد اما درست بکار نیافتاد، از بالا باد میآمد و از پایین خارج میشد.
با اصرار پرستاران رفتم روی تخت و تشک که نتیجهاش خالی شدن باد تشک و فرو رفتنم در تشک بود. یکی از پرسنل اومد و یکم تشک را برسی کرد و گفت: دریچه تخلیه هوا باز بود که بستم. بنده خدا درجههای پمپ باد تشک را تا آخر زیاد کرد که تشک سریع باد بشه، اما نمیدونست که باید مجددا بیاد و درجهها را کم کنه، به همین دلیل تشک مثل سنگ باد شد. هرچه به پرسنل گفتیم ، گفتند: همینه که هست.
همراهم از پمپ باد تشک عکس گرفت و نشانم داد که درجه فشار باد و وزن بیمار را از حداکثر به حداقل تقلیل دادیم. حالا داستان این بود که هوا درسلولهای تشک پر و خالی نمیشد و تشک بادی یک سره بود، نه مواج. هرچه به پرسنل گفتیم ، گفتند: همینه که هست.
به دلیل وجود عفونت در کشت ادرار، عمل از شنبه به دوشنه افتاد و در این مدت با چند داروی آنتیبیوتیک تحت درمان بودم.
ساعت 10 و نیم روز دوشنبه بیهوشم کردن برای عمل لیتوتومی Lithotomy از راه مجرا و مثانه و حالب لیزر را به سنگ کلیه رساندن و خرد کردن سنگ 31 میلیمتری و در نهایت قرار دادن فنر دابل جی از داخل کلیه تا مثانه. بعد از یک ساعت و نیم در اتاق عمل بودن ، ساعت 12 در ریکاوری، بههوش آمدم.
قرار بود که روز بعد از عمل مرخص بشم ، اما به دلیل تب ، یک روز دیگه نگهم داشتند برای آنتیبیوتیک درمانی.
دو بار دیگه باید برم بیمارستان، یه بار برای سیتی اسکن و یک بار برای خارج کردن فنر.
فروشگاه کمشاپ محلی برای فروش انواع دوربین عکاسی و فیلمبرداری با نازلترین قیمت نسبت به کف
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
آنتیبیوتیک,
بیمارستان,
تشک مواج,
درمان,
زخم بستر,
سوند,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
عفونت,
عمل سنگ کلیه,
عمل لیتوتومی Lithotomy,
قطع نخاع,
کلیه,
مثانه,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
نخاع,
ویلچر,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 آذر 1402
چند روز پیش، رفتم پیش دکتر و برای انجام جراحی استخراج سنگ کلیه، پذیرش گرفتم که امروز جمعه ساعت 11 برم بیمارستان بستری و شنبه یکشنبه عمل بشم، (بگو آمین یا رب العالمین).
به فرموده دکتر بعد خروج از مطب، رفتم برای بیهوشی، مشاوره قلب بگیرم. دکتر قلب خواست که نوار قلب هم بگیرم.
شخصی که نوار قلب میگرفت بعد اتمام کارش گفت: برو دیگه کارت تمومه، و به همکارش گفت: کمک کن این آقا لباسشو درست کنه.
من چرخیدم و پشت کردم به کسی که نوار قلب گرفت و مشغول مرتب کردن لباسم شدم، از پشت سر زمزمه ریز الله اکبر و حمد و سوره میآمد!؟
به همکارش گفتم: انگار وضعم خیلی خرابه که داره فاتحهام رو میخونه.
همکارش گفت: ایشون همیشه اول وقت تو نماز فاتحه میخونه.
پسوند: الحق همه پرسنل بیمارستان بقیه الله بسیار با لطف و محبت و همکاری و همراهی پاسخگو و پذیرای من بودند.
فروشگاه کمشاپ محلی برای فروش انواع دوربین عکاسی و فیلمبرداری با نازلترین قیمت نسبت به کف
فروشگاه کمشاپ در تلگرام:
@camshop_ir
فروشگاه کمشاپ در اینستاگرام:
@camshop.ir
فروشگاه کمشاپ در روبیکا:
@CamShop
فروشگاه کمشاپ در ایتا :
@camshop
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
برادران لیلا,
بگو آمین یا رب العالمین,
بهترین دوربینهای عکاسی کامپکت واید و سوپرزوم حرفهای ، کانن ، کنون ، سونی ، سامسونگ و..... عالی و مناسب برای هدیه و کادو دادن,
بیهوشی,
سنگ کلیه,
فروشگاه دوربین عکاسی کم شاپ,
مشاوره قلب,
نوار قلب,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 آذر 1402
چند شب پيش يه فيلم ديدم كلي حال كردم، داستان فرار از يه زندارن بود بعد فرار زندانيها و كلي حادثه آخرسر رئيس زندان كه از اول همه چيز را ميدونست توي جاده جلوي زندانيها را بست و همه را برگرداند زندان، خيلي از اين خواب را يادمه اگه داستانش را بنويسم يه فيلم نامهي توپ ميشه. پريشبها خواب ديدم يه معدن طلا پيدا كردم. خيلي از شبها خواب ميبينم مدرسم دير شده يا تكليفها را انجام ندادم يا امتحان دارم درس نخوندم يا دير به جلسه رسيدم. چند شب پيش هم خواب ديدم امتحان الكترونيك دارم؟! درسي كه هيچ وقت از جلوي كلاسش هم رد نشدم.
چند خط بالا را حداقل 10 یا 15 سال پیش یه گوشه نوشتم.
پسرفت: آدما برای رهایی از خستگی و فلاکتهای بیداری به خواب شیرین پناه میبرند، اما من در خواب هم اسیر تشویش و بیقراری هستم، حتی بیشتر از بیداری. اونقدر کیفیت بخواب رفتن و خوابم بد است که اصلا دوست ندارم بخوابم. حداکثر زمان خواب شبانه من 5ساعت میشه که قطعا هر یک ساعت بیدار میشم، آب میخورم، ساعت را نگاه میکنم و دوباره با زور و مکافات میخوابم. خوشبحال کسایی که سرشون به بالشت نرسیده ، خر و پفشون بالا میره هیچ اتفاقی نمیتونه بیدارشون کنه.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
:: برچسبها:
آدرس و شمارت تلفن تماس فروشگاه دوربین عکاسی کم شاپ,
خواب شیرین,
فروشگاه دوربین عکاسی کم شاپ,
فيلم نامه,
معدن طلا,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 03 آذر 1402
همیشه دنبال یه برنامه ثبت جزئیات سفر بودم که آفلاین کارکنه . بالاخره اپلیکیشن عالی Zeopoxa Cycling پیدا کردم. البته این یک برنامه دوچرخه سواری است که دوچرخه سوار را ردیابی و تجزیه و تحلیل میکنه، اما به درد ما ویلچریها هم میخوره. ویژگیها و مزایای برنامه برای ما ویلچریها:
محاسبه مسافت مسیر، مدت زمان، سرعت با دقت بالا و زمان واقعی.
زمان، مسافت خود را ببینید، سرعت متوسط، حداکثر سرعت، سرعت متوسط، افزایش ارتفاع، نمودارهایی با سرعت و ارتفاع و نقشه با مسیر
این برنامه دوچرخهسواری کاملاً از طریق تلفن شما کار میکند.
سوابق شخصی خود را در برنامه پیگیری کنید.
سریع، سبک و کاربرپسند
ویژگی ها 100٪ رایگان هستند.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
تکنولوژی،
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 26 آبان 1402
ننگ و نفرین و عذاب ابدی بر افراد پلید و کثیفی که برای حفظ و پیشبرد منافع شخصی و گروهی خود و نزدیکان خود، تصمیمهایی میگیرند و اقداماتی میکنند که منجر به تباهی و فلاکت افراد بیگناه قوم و ملتی میشوند.
افراد بیگناهی که تنها به فکر تلاش برای زندگی بهتر فرزندانشان هستند، به چه جرمی باید اسیر توهم و افکار باطل عدهای خرافه پراکن صاحب قدرت و ثروت باشند، و به سادگی حاصل عمر خود را در کثری از ثانیه به یک تصمیم غیر بشری ببازند.
ننگ و نفرین و عذاب ابدی بر افراد پلید و کثیفی که برای حفظ و پیشبرد منافع شخصی و گروهی خود و نزدیکان خود، تصمیمهایی میگیرند و اقداماتی میکنند که منجر به تباهی و فلاکت افراد بیگناه قوم و ملتی میشوند.
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
اقتصادی،
تاریخ،
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 28 مهر 1402
روز اول مهر هر سال که پسرهام میرن مدرسه، لطف میکنن و از مدرسه برای پدر پیرشون، ویروس سرماخوردگی هدیه میارن.
خوشبختانه پسرها با داروهای پزشک یک هفتهای خوب میشن، البته دقیقا بعد اینکه من بیمار بشم.
وقتی من دچار سرماخوردگی میشم، بعلت اینکه حداقل 18ساعت در روز روی تخت هستم، تمام ترشحاتی که باید از راه بینی خارج شوند، از در عقب و پشت حلق وارد ریه میشن و موجب عفونت ریه میشه. معمولا 30 شب و روز باید مصیبت بکشم تا بیماری جاشو به بهبودی بده.
پاورقي: الان اول آشناییمون هست و تا 30 روز آینده باید از این مصیبت وارده نهایت رنج بکشم.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
احوالات من،
از امیرفرهاد و امیرسام،
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 مهر 1402
آخرین بار که برای خلاصی از شر این مهمان ناخواندهی مزاحم و نامحترم و آسیب رسان،(سنگ کلیه) اقدام کردم ، دکتر متخصص ، سی دی عکس سی تی اسکن شکم و لگنم را گرفت و مشغول برسی تصاویر شد و گفت: کلا هیچ چیزی اونطور که باید باشه نیست!؟ طحال خیلی بزرگ شده. روده بزرگ و پهن شده و راه دسترسی از پشت به کلیه را بسته. خود کلیه هم رفته بطرف پایین و توی لگن!؟
گفتم: دکتر این اوضاع حاصل 30 سال زیستن با ضایعه نخاعی است.
دکتر تایید کرد و گفت: با این شرایط تنها راه ازبین بردن این سنگ کلیه ، ورود از راه مجرای ادرار و خرد کردن سنگ با لیزر است ، که البته اون هم با توچه به حجم سنگ بنظر میاد نیاز باشه سنگ در سه مرحله و در سه عمل جراحی مجزا برداشته بشه.
دکتر گفت: البته هزینهی عمل خیلی زیاد میشه. ولی میفرستمت پیش دکتر... در بیمارستان ... کمی بالاتر از میدان ونک، اونجا بیمارستان دولتی هست. ممکنه وقت برای چند ماه دیگه بهت بدن، ولی هزینههاش خیلی کمتره.
از دکتر پرسیدم: یعنی این سنگ تا چند ماه دیگه برام مشکل ساز نمیشه؟
دکتر گفت: نه موردی نداره.
پسوند: فعلا منتظرم تا برچ 9 زمان ثبت نام بیمه تکمیلی دفترچه بیمه ما برسه، تا با پوشش بیمهای خوب برم یه بیمارستان خوب عمل کنم.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
بیمارستان,
بیمه تکمیلی,
درمان,
درمان آسیب نخاعی,
سنگ کلیه,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
عمل جراحی,
فلج,
قطع نخاع,
مجرای ادرار,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
نخاع,
ویلچر,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 24 شهریور 1402
همه ما انسانها در یک مسابقه مارتن با 500 میلیون شرکت کننده، زرنگترین و خوشانسترین شرکت کننده بودیم و تونستیم بعنوان برنده و قهرمان از خط پایان عبور کنیم و تبدیل به جنین بشیم.
وقتی زرنگترین و خوشانسترین برندهی مسابقه، جایزه و پاداشش، بشه زیستن با معلولیت شدید ضایعه نخاعی، وای به سرنوشته اون آخریآ!؟
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
زیستن با معلولیت,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
مسابقه مارتن,
معلول,
معلولان,
معلولیت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 شهریور 1402
چند ماه پیش که حسابی درگیر مهمانی ناخوانده و نامحترم؛ سنگ کلیه بودم، با خودم گفتم؛ قبل از رفتن به اتاق عمل برای خارج کردن سنگ کلیه و احیانا بهوش نیامدن بعد از عمل جراحی، بهتره یه خاطره خوب برای خانواده بسازم. پس با خانواده صحبت کردم که برای آخر خرداد بریم سفر. بعد تصویب خانواده، با چند تماس تلفنی زمان سفر و مکان و محل اقامت مشخص شد.
چهار روز آخر خرداد مهمان هتل یاس متین انزلی بودیم. هوا ، دریا ، مکان و همه چیز خوب و عالی بود.
بودن در محلی که جای تفریح و نشاط و جنبوجوش بود و من فقط لنگر بودم برام جذاب و لذتبخش که نبود، هیچ، عذاب آور هم بود.
بقول حافظ شیرازی : از هر طرف که رفتم جز وحشتم نَیَفزود.
پیر شدم و حالم را چیزی جز دیدار فرشتهی رهایی بخش خوش نمیکند.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
عکس،
:: برچسبها:
بریم سفر,
بقول حافظ شیرازی,
تفریح,
سنگ کلیه,
عکس,
عمل جراحی,
نشاط,
هتل یاس متین انزلی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 شهریور 1402
هفته پیش با اپلیکیشن همراه بانک مبلغ صدهزار تومان زدم برای شخصی. در تاییدیه تراکنش، دیدم مبلغ 730 تومان کارمزد بابت مبلغی که خودم جابجا کردم، از حسابم کسر شده. داشتم شاخ درمیآوردم، تا چند روز پیش 300 تومان برای هر تراکنش از حساب کسر میشد! یهو این کارمزد بیش از 100% افزایش یافته؟
اصلا بانک به دلیل عدم حضور من در شعب بانک و نگرفتن وقت کارمندان بانک، باید به من پاداش هم بده، نه این که جیبم را خالی کنه.
مسئله این است: اگر هر یک از 80 میلیون پرتقال فروش ایرانی برای تامین مایحتاج خانواده خود، روزانه3 تراکنش صد هزار تومانی داشته باشد، حداقل در هر ماه مبلغ یک میلیون تومان از دارایی او کسر میشود بابت: راهزنی : نظام مضمحل سیستم ورشکسته مدیریتی، سیاسی، اداری، اقتصادی، مالی و بانکی و البته اجتماعی کشور.
این کار سیستم بانکی مثل اینه که مردم هر وقت به هر دلیلی، سرخود، از دارویی استفاده کردند، مجبور باشند ویزیت دکتر بدن.
تهبندي: بهترین راه برای مورد تعرض قرار نگرفتن از جانب الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ، دریافت و هزینه حقوق بصورت نقد است.
مثلی معروف و کاربردی در بین سران هست که میفرماید: دزدان ناشی به بانک میزنند ولی دزدان حرفهای بانک میزنند.
صدق الله العظیم
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
اقتصادی،
:: برچسبها:
اداری,
اقتصادی,
الشَّیطَانِ الرَّجِیمِ,
بانکی,
تراکنش,
سیاسی,
کارمزد,
مالی,
مدیریت,
نظام مضمحل,
ورشکسته,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 16 تیر 1402
محققان با بررسی سیستم ایمنی مغز و غشای اطراف نخاع، دنبال راه کاری برای درمان بهتر آسیب های نخاعی هستند. تحقیقات جدید نشان میدهد که توانایی سیستم ایمنی برای پاسخ به آسیبهای نخاعی با افزایش سن کاهش مییابد و راههای بالقوه برای بهبود این پاسخ و کمک به بهبودی بیماران را شناسایی میکند. این یافتهها بینشی را در مورد نحوه واکنش سیستم ایمنی به آسیبهای نخاعی و اینکه چرا این پاسخ با گذشت سالها کمرنگ میشود، ارائه میدهد. همچنین نقش مهمی را برای غشاهای اطراف نخاع در ایجاد پاسخ ایمنی به آسیب نشان میدهد. با این اطلاعات، پزشکان ممکن است روزی بتوانند پاسخ ایمنی بدن را برای بهبود نتایج بیماران، به ویژه در میان افراد مسن، تقویت کنند. یافتههای محققان نشان داد که افزایش سن، در نحوه شروع و رفع پاسخ ایمنی در مقایسه با افراد جوان، اختلال وجود دارد. امید است که نتایج این تحقیقات بتواند به شناسایی نقاط مداخله و اهداف قابل مصرف دارو کمک کند که میتواند بهبودی را بهبود بخشد و عواقب طولانی مدت آسیب مانند درد را برطرف کند.
درک بهتر نحوه واکنش بدن به آسیبهای نخاعی برای ایجاد روشهای درمانی بهتر مهم است. این یافتهها جدیدترین یافتههای محققان است که به کشف خیرهکنندهای مبنی بر اینکه مغز توسط عروقی که گمان میرود وجود ندارند به سیستم ایمنی متصل است، دست یافتند. پیش از آن، اعتقاد بر این بود که مغز اساساً از سیستم ایمنی جدا شده است. کشف رگهای غشای مغز یا مننژها، کتابهای درسی را بازنویسی کرد و مرز جدیدی را در تحقیقات عصبشناسی باز کرد. امروزه، نورو ایمونولوژی یا مطالعه رابطه سیستم عصبی با سیستم ایمنی، یکی از داغترین زمینههای تحقیقات علوم اعصاب است و میخواهد درک مغز و توانایی درمان طیف گسترده ای از بیماری های عصبی را تغییر دهد. محققان مشخص کردند که مننژهای اطراف نخاع، نقش اساسی در پاسخ ایمنی به آسیب نخاع دارند. آنها کشف کردند که لکههای لنفاوی مننژی که قبلا ناشناخته بود در بالای محل آسیب نخاعی ایجاد میشود. تحقیقات بیشتری برای تعیین اینکه این ساختارها دقیقاً چه کاری انجام میدهند مورد نیاز است، اما شکلگیری آنها حاکی از نقش مهم مننژهای نخاعی در پاسخ ایمنی به آسیب است. محققان همچنین چگونگی واکنش سلولهای ایمنی به آسیبهای نخاعی را تعیین کردند. آنها دریافتند که این پاسخ در موشهای آزمایشگاهی جوان بسیار قویتر از موشهای مسنتر است و این نشان میدهد که دانشمندان ممکن است بتوانند سلولهای ایمنی خاصی را برای بهبود بهبودی پس از آسیبهای نخاعی هدف قرار دهند. این یافتهها روی هم، مننژهای نخاعی و تعامل آنها با سایر اجزای سیستم عصبی مرکزی را بهعنوان حوزههای جدیدی برای محققان شناسایی میکنند. این یک یافته هیجان انگیز است و ممکن است در واقع به رویکردهای درمانی جدیدی برای بیماران آسیب نخاعی منجر شود. منبع
پاپوش: بانو حمیرا تو یه ترانه میخونه: امان از درد دوری امان از درد دوری ؛ من هم باید بگم امان از درد پیری امان از درد پیری . سوالم از خدا این است: چرا سه پنجم عمرم را با ضایعه نخاعی گردنی گذراندم.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
اخبار ترميم نخاع،
:: برچسبها:
آسیب نخاعی,
درمان,
درمان آسیب نخاعی,
ستون فقرات,
سلول درمانی,
سلولهای بنیادی,
ضایعات نخاعی,
ضایعه نخاعی,
طناب نخاعی,
فلج,
قطع نخاع,
محققان,
مغز,
نخاع,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 09 تیر 1402
|
|