|
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن
مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن محل سکونت
پرچمداری جانفدای ایران
چرا آپارات؟
خودرو مناسب سفر با ویلچر
لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین
آخرین کار آخرین روز سال
جاوید ایران
سفر با ون قبل وعده صادق 4
لعنت بر جنگ افروز
چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟
راه رفتن معلولین آسیب نخاعی
درخواست از سران قوا
نامهای برای خدا
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی
سفر زندگی
معنای زندگی
حق گرفتنی است
مگه تموم عمر چندتا بهاره
معلولیت و محدودیت
بحران آب و ضایعه نخاعی
گرمای زندگی
نبرد من و صد سال تنهایی
گرما در سرما
رهگذار عمر
اتونازی
سرگرمی رویایی من
دفتر ارتباط مردمی
ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی
بشنو از نی چون حکایت میکند
خانه دوست کجاست
ترمیم نخاعی با داروی برزیلی
زندگی جاودانه
پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی
صدور مجوز اولین درمان آسیبهای نخاعی
دور باطل
چرخهی معیوب
یبوست مزمن و آسیبهای مقعدی
درمان آسیب نخاعی ایرانی
بهوش باشید
کتاب صوتی رایگان
توصیف چند کشور
شکاف
محلی برای کسب روزی حلال
مزایای داشتن شغل
آغاز درمان آسیب نخاعی
اهداء اعضای بدن
جنگ و صلح
بیتوجهی به تخلیه مثانه
افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی
احساس پیری
کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی
درمان آسیب نخاعی
|
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 08 مرداد 1395
محققین ژاپن برای اولین بار توانستهاند با موفقیت از سلولهای بنیادی جنینی برای پیشبرد بازسازی طناب نخاعی استفاده کنند. فوکوس اصلی این محققین روی منطقهای از نخاع تحت عنوان مسیر قشری نخاعی یا کورتیکواسپینال بود. این ناحیه از فیبرهای عصبی تشکیل شده است که از مغز به نخاع مهاجرت میکنند و برای عملکردهای حرکتی ضروری است و آسیب به آن میتواند منجر به فلجی شود. در این مطالعه، محققین توانستهاند از سلولهای بنیادی برای پر کردن فاصله ایجاد شده طی آسیبهای نخاعی استفاده کنند. برای این مطالعه آنها سلولهای پیش ساز عصبی را جنینهای رت استخراج کردند و آنها را به بافت نخاعی تمایز دادند. زمانی که این بافتها به رتی که فیبرهای عصبیاش آسیب دیده بود گرافت شدند، مشاهده شد که این گرافتها منجر به پیشبرد بازسازی این اعصاب شد و رتها توانستند عملکردهای حرکتی اندامهای جلویی و عقبی شان را تاحدی به دست آورند. در بخش دیگر مطالعه، محققین سلولهای بنیادی عصبی انسانی را برای رتها استفاده کردند و مشاهده کردند که این سلولها نیز منجر به بازسازی طناب نخاعی آنها شد. اگرچه این مطالعات به صورت جانوری صورت گرفته است اما محققین امیدوارند بزودی بتوانند از این سلولهای بنیادی برای درمان ضایعات نخاعی انسانی استفاده کنند. منبع
پاورقي: خیلی وقت بود در جستجوی چلغوز بودم، ولی پیداش نمیکردم. تا اینکه تویی پنجشنبه بازار محلهمان دیدمش، کیلویی 64هزارتومان بود، فکر کنم گران قیمت ترین خشکبار و یا آجیل بازار باشه، صد گرم گرفتم تا بفهمم چلغوز چیست و چه مزه و خاصیتی دارد.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
اقتصادی،
تجربه،
:: برچسبها:
بازسازی طناب نخاعی,
چلغوز,
ژاپن,
سلولهای بنیادی جنینی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 31 اردیبهشت 1395
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 فروردین 1395
بیست سال بود که روی تشکی میخوابیدم که قبل من هم دست کم ده سال به ضایعه نخاعیهای زیادی خدمت کرده بود و پدرم اونو بعنوان تشک مستعمل دریافت نموده بود. تشکی بود راحت و ناراحت. راحت از نظر سلامت و دور نگهداشتن بدن از زخم فشاری، وناراحت بود از نظر شکل ظاهری. مدتها بود که بفکر جایگزینی، برای این تشک پیر بودیم. ابتدا گشتیم بدنبال مشابه همین تشک پیر که دیدیم یافت مینشود گرد شهر.
دو سال پیش یه تشک ابری خریدم و به کمک داداشم سعی کردیم اونو بشکل همین تشک پیر دربیارم.نتیجه ظاهری مطلوب شد اما چون وزن من کمه و فشردگی تشک زیاد بود راحتی مورد نظر من را نداشت. برای نرم شدنش گفتم تابستان انداختنش روی بام تا آفتاب بپوساندش، این کار خیلی تشک را نرم کرد اما باز هم مطلوب نبود، برای نرمتر شدنش گفتم بندازنش توی حیاط منزل و آب بریزنروش تا در شبهای سرد زمستان یخ بزنه و بترکه. اما این کار به نتیجه نرسید، دلیلش این بود که: پدرم رفت و یک تخته تشک نو از همان تشک پیر را برایم خرید.
تابستان گذشته که به نمایشگاه معلولین رفتم، در غرفهی شرکت تولیدی صنعتی امیدان مهر آیین که فعالیتش در زمینه تولید و واردات انواع تشک های طبی، بیمارستانی است یه نمونه از تشک خودم دیدم. خیلی خوشحال شدم. مسئول غرفه گفت: از این تشکها داریم قیمتش هم 350هزار تومانه و هروقت خواستی بهت تخفیف هم میدیم. ماه گذشته دیدم سایت شرکت امیدان مهر آیین تشک را به لیست محصولاتش اضافه کرده. زنگ زدم و سفارش دادم، اما وقتی تشک را اوردن منزل دیدم چیز دیگری ارسال کردن. با اعصاب خورد تماس گرفتم و گفتم: من که تشک فلان را سفارش دادم چرا شما چیزی دیگر فرستادید!؟ گفتن: اون تشک که شما سفارش دادی یه نمونه خارجیه و ما اونو اوردیم برای مشتری سنجی و سفارشگیری و تولید در آینده. با توپپر اعتراض کردم و در نهایت ناراحتی گفتم: فوری بیایین تشکی که اشتباهی فرستادین را ببرید و پولم را بدهید. اونها هم انجام دادن.
پایان داستان تشک را برای پدرم که درجریان کار خریدم بود تعریف کردم. پدرم گفت: شماره شرکت را به من بده و شما خودت را مالک تشک بدان. و اینگونه شد که با همت والا و پایمردی پدرانه پدر بزرگوارم تشک پیر به آرامستان ابدی رفت و تشک نو جایگزینش شد. البته قیمش با تخفیف یک میلیون تومانی، 700هزار تومان شد، که اونوهم پدرم پرداخت. عمرش بلند، تنش سلامت، و عزتش روزافزون باد، آمین.
پسينه: دیروز توی پنجشنبهبازار محلهمون ماهی گلی شب عید آورده بودن. صدای پای عمو نوروز را میشه از دور شنید.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
لينك،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
انواع تشک های طبی، بیمارستانی,
تشک,
تشک مخصوص ضایعه نخاعی,
دور نگهداشتن بدن از زخم فشاری,
ضایعه نخاعی,
نمایشگاه معلولین,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 30 بهمن 1394
یکی از قدیمی ترین روش هایی که از زمانهای بسیار دور تا به امروز برای نفوذ به ضمیر ناخودآگاه و ارسال سیگنالهای مورد نظر به ضمیر ناخودآگاه، برای خلق تغییرات مطلوب و ایدهآل در زندگی، مورد استفاده قرار میگرفته، استفاده از عبارتهای تاکیدی مثبت بوده است. عبارتهای تاکیدی در صورتی که به صورت صحیح طراحی شوند، میتوانند بسیار موثر و تاثیرگذار ظاهر شده و با تمرین و تکرار نتایج خارق العاده و دور از تصوری را برای شما به همراه آورند. پیشنهاد میشود اگر تمایل دارید تا با استفاده از قدرتمندترین، حساب شدهترین، تاثیرگذارترین و طلاییترین عبارتهای تاکیدی در حوزه کسب ثروت و موفقیت مالی، ذهن خود را برای دستیابی سریع و راحت به ثروت حلال برنامه ریزی کنید، فایل سی روز با عبارت های ثروت ساز را دانلود کرده و هر روز، هر زمان که فرصت داشتید به تکرار به این فایل بسیار ارزشمند گوش داده تا به راحتی و در سریع ترین زمان ممکن ذهن خود را برای خلق دستاوردهای بزرگ مالی برنامه ریزی کنید. فایل صوتی سی روز با عبارتهای ثروت آفرین، ریشهایترین و اصلیترین باورهای شمارا که تا این لحظه اجازه ثروتمند شدن را به شما نمیداد، هدف گرفته و با جملاتی طلایی که مطابق با زبان ضمیر ناخودآگاه شما طراحی شده، باورهای پول ساز و ثروت آفرین را در ناخودآگاه شما حک میکند، تا بتوانید سریعتر، راحتتر و با صرف زمان و انرژی به مراتب کمتر، دستاورهای مالی خارق العادهای را به زندگی خود جذب کنید. لطفا توجه داشته باشید که هر چه بیشتر به این فایل صوتی قدرتمند گوش دهید، نتایج خارق العادهتری را کسب خواهید کرد، نتایجی که واقعا شما را در حوزهی مالی زندگیتان انگشت به دهان خواهد گذاشت! منبع
دانلود رایگان فایل صوتی سی روز با عبارتهای ثروت ساز
پيوست: تکنولوژی برنامه ریزی هدفمند مغز و فکر و ذهن واقیتی اثبات شده است. تلاش کنید مغزتان را در راستای اهداف خود برنامهِریزی کنید. با کمی جستجو در زمینهی تکنولوژی فکر میتوانید به دانش زیادی دستپیدا کنید. بعد مطالعه، از مطالب، ایده و الگو بگیرید و جملههای تاکیدی مثبت، مخصوص و سازگار و همسو با روحیه و اهداف خودتان را تدوین کنید و اونها با صدای بلند بخونید و با ضبط صوت گوشی صداتون را ضبط کنید و در هر زمان و هر مکان اونها را گوش کنید تا در ضمیر ناخودآگاهتان حک شوند.
مستند دوبله فارسی راز دانلود با لينک مستقيم حجم: 689 مگابایت
رمزفایل فشرده www.melidownload.com
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
شاد زیستن،
اقتصادی،
لينك،
تجربه،
تکنولوژی،
پند و اندرز،
فکر ایده پیشنهاد،
ابزار بهتر زیستن،
:: برچسبها:
تاثیر جملههای تاکیدی مثبت روی ضمیر ناخودآگاه برای برنامه ریزی هدفمند مغز,
تکنولوژی فکر,
جملههای تاکیدی مثبت,
دانلود رایگان,
دوبله فارسی,
راز,
ضمیر ناخودآگاه,
عبارتهای ثروت ساز,
فایل صوتی,
مستند,
موفقیت مالی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 27 آذر 1394
سلام محضر دوستان گرامی
مدتی بود که وبلاگ به روز نمیشد. دلیل این امر مشکل شخصی بنده نبود، بلکه مشکلی بود که شخص بنده با تغییرات در بخش مدیریت وبلاگ ایجاد نمودم و موجب انفجار بنیادی در بخش داخلی وبلاگ شدم، کلا وبلاگ را از داخل پوکوندم و هرگونه دسترسیم به بخش مدیریت غیر ممکن شد. بعد تماسهای متعدد، بالآخره آقا ابراهیم مدیر متخصص و متعهد و خستگیناپذیر سایت اسپیشال با جهد و تلاش بیپایان، بر آن مشکل فنی که این جانب موجب شده بودم چیره شدند و وبلاگ را به حال عادی برگرداندیندند.
تهبندي: در مدتی که وبلاگ به روز نمیشد اتفاقهایی رخ داد که به مرور عرض خواهد شد. یکی از این اتفاقها مصاحبه گونهای با بنده بود که در روزنامه همشهری منتشر شد. نویسنده روزنامهی همشهری با خواندن وبلاگهای آشنايي با يك معلول قطع نخاع و البته گفتگو تلفنی با بنده، با برداشتی آزاد، مصاحبهای روزنامه و خواننده پسند را منتشر نمودند. در ادامه اصل مطلب منتشر شده را بخوانید:
کلید صبر به هر قفلی میخورد!
تا به حال فکر کردهاید موقع راه رفتن چطور پایتان را از روی زمین بلند میکنید و قدم برمیدارید؟
تا به حال به حركات خودآگاه يا حتي ناخودآگاه بدنتان هنگام خستگي فكر كردهايد؟ اصلا ميدانيد احساس خستگي هم يكي از لطفهاي بزرگ خداوند در حق ماست تا راهي براي مبتلا نشدن به مشكلات جدي پيدا كنيم؟ همين راه رفتن ساده و قدم زدن در خانه و خيابان، براي عدهاي از جانبازان و معلولان قطع نخاعي مانند يك رؤياست. انگار كه ما بخواهيم با نگاه كردن به يك در بسته، آن را باز كنيم! در اين ميان، مهرداد زندي، جوان معلول قطع نخاعي است كه اگر روزها و سالها هم با او به صحبت بنشينيد، محال است او شكايتي از وضعيتش كند. سختي و مشقتهاي زندگياش را برايتان تعريف ميكند اما روح صبر درصورتش پيداست و آن يأسي كه بعضي از ما در اثر يك اتفاق ساده دچارش ميشويم، هيچ اعتباري پيش او ندارد. مهرداد زندي روز تولدش را 22سال بعد از حضورش در اين دنيا ميداند! عجيب نيست وقتي خودش ميگويد: «سال 72دوباره متولد شدم و اين بار پا به دنياي تازه و متفاوت از قبل گذاشتم. اين بار بيشتر از من اطرافيانم گريان بودند! اما اين دنيايي است كه من خيلي دوستش دارم و خيلي چيزهايم را مديون آن هستم. من از ورودم به دنياي معلوليت حرف ميزنم؛ دنيايي كه باعث شد من درك بهتري از زندگي داشته باشم. مطمئن هستم اگر صد سال در شرايط قبل از معلوليت زندگي ميكردم به چنين دركي كه الان دارم، نميرسيدم. از روزي كه پا به اين دنياي تازه گذاشتم، اين سالروز را براي خودم مبدأ تولد قرار دادهام. اين كار چند حسن دارد؛ مهمترينش هم اين است كه من حالا فقط 22سال دارم!» مهرداد زندي در همين دوران معلوليتش ازدواج كرده و صاحب پسري شده كه حالا تقريبا 2 ساله است. زندگياش هم از راه فعاليت در معاملات بازار بورس، آن هم از طريق فضاي مجازي و با استفاده از اينترنت ميگذرد.
-
زندگي كردن بدون داشتن توانايي راه رفتن چطور ميگذرد؟
خدا را شكر كه من هم مثل همه مردم زندگي ميكنم. هرچند كه زندگي كردن من تا اندازهاي با مردم سالم تفاوت دارد. اما خدا را شاكر هستم كه امروز بعد از گذشتن 22سال از آن حادثهاي كه منجر به قطع نخاع من شدتوانستهام ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم. من آن را روز هيجانانگيز و نقطه عطف زندگيام ميدانم. اين روزها هم بهطور مجازي و از طريق اينترنت در بازار بورس مشغول فعاليت هستم.
-
چرا آن روز تصادفتان را روز هيجانانگيز ميدانيد؟! مگر تصادف كردن، شكستن گردن، قطع نخاع و مشكلات بعد از آنچه اثري در زندگي شما داشت كه با نشاط از آن ياد ميكنيد و آن را روز هيجانانگيز ميخوانيد؟
بهنظر من هيجانانگيزترين روز ميتواند همان روزي باشد كه آدم در سيام اسفند به دنيا بيايد. كسي كه در اين روز به دنيا ميآيد بايد 4سال منتظر فوت كردن شمع تولدش باشد، چه حس خوبي دارد فوت كردن آن شمع! به هر حال آدمها همه يكبار به لطف مادر و پدر متولد ميشوند، اما من 2 بار متولد شدم. از روزي كه پا به اين دنياي تازه گذاشتهام، اين سالروز را براي خودم مبدأ تولد قرار دادهام.
اين كار چند حسن دارد؛ بهترينش اين است كه من با وجود اينكه طبق شناسنامه متولد سال 1350هستم، اما حالا با گذشتن 22سال از آن روز مهم زندگيام، فقط 22 سال سن دارم و واقعا اين روزها در اين سن زندگي ميكنم و بسيار خوشحال و شاد هم هستم.
-
كمي از آن ماجرا بگوييد. چه شد كه از گردن قطع نخاع شديد؟
سال 1372بود كه دوران سربازيام تمام شد. آن زمان اصلا اهل وقتگذراني بيهوده نبودم و ميخواستم هرچه زودتر شغلي داشته باشم. به همين دليل نخستين كاري را كه به من پيشنهاد شد قبول كردم. همان زمان بود كه موتورسيكلتم نقص فني داشت و من نسبت به آن بيتوجه بودم. همين بيتوجهي هم باعث شد وقتي در يك بلوار در جنوب غرب تهران با موتورسيكلتم در حال حركت بودم، ناگهان احساس كردم كه موتورم باز هم اشكال پيدا كرده است. پشت من هم اتومبيلي در حال حركت بود و از ترس اينكه مبادا به من برخورد كند، فورا موتورم را به سمت كنار خيابان هدايت كردم و چون اين اتفاق با عجله و بيدقت بود، با سر به تنها درخت كنار آن بلوار برخورد كردم. در اين حادثه گردنم شكست و من از مهره پنجم و ششم ستون فقرات، قطع نخاع شدم.
-
قطع نخاع از مهره پنجم ستون فقرات، چه محدوديتهايي براي شما ايجاد كرده است؟
نخاع از هر جا كه آسيب ببيند از همان جا به پايين تمام اندامهاي ارادي و نيمهارادي و حتي غيرارادي از كار ميافتند. براي من هم اين اتفاق افتاده و حالا فقط از دست چپم ميتوانم استفاده كنم و با دست راستم از مچ و انگشتان دستم توانايي گرفتن وسايل را ندارم. مثلا نميتوانم با دست راستم قند بردارم يا استكاني را نگهدارم.
-
اشاره كرديد كه 22 سال داشتيد كه اين اتفاق افتاد و شما توانايي راه رفتن و بسياري از كارهاي ديگر را از دست داديد. اين اتفاق براي يك پسر جوان چقدر سخت و غيرقابل باور بود؟
مدتي نميتوانستم باور كنم كه ديگر نميتوانم با پاهايم راه بروم. حدود 6ماه اول همراه خانوادهام تمام مدت در بيمارستانها در رفتوآمد بوديم. بعد از آن هم حدود 2 سال طول كشيد تا توانستم شرايطم را درك كنم و تا اندازهاي كارهاي شخصيام را خودم انجام بدهم.
حالا بعد از گذشت 22سال از معلوليت جسمي، باور دارم كه صبر كليد حل بسياري از مشكلات است. درست است كه معلوليت و قطع نخاع من با گذشتن زمان درمان نشده، اما در طول اين مدت تحولاتي در فكر و زندگيام پيش آمده كه آن را مرهون همين مشكلات ميدانم. چون تا زماني كه مشكلات نباشند و آدم صبورانه به حل آنها مشغول نشود، نميتواند خودش را آدم مقاوم و بردبار و شادابي بداند. با جزع و فزع هم مشكلي حل نميشود. تنها نتيجه گريه و گلايه از مشكلات اين است كه دوست و آشنا و غريبه برايم دل بسوزانند و اين دلسوزي را به زبان بياورند كه اين اتفاق هم جز نااميدي و ياس بيشتر رهاوردي برايم ندارد. پس بهترين راه در مواجهه با مشكلات اين است كه صبور و شاد باشم تا به بهترين نحو ممكن زندگي كنم.
-
هر كسي كه شما را بشناسد ميداند كه فرد صبور و شادي هستيد و اين در حالي است كه تواناييهاي مردم سالم را نداريد. اين روحيه را از چه زماني در خودتان داشتهايد؟
حقيقت اين است كه از كودكيام، آدم كم صبر و گوشهگيري نبودم. هميشه فعاليتهاي خاص خودم را داشتم. مثلا از دوره نوجوانيام علاقه زيادي به ماهيگيري، شنا و كوهنوردي داشتم. اما براي اينكه بتوانم آخر هفتهها به اين علاقههايم بهطور كامل برسم و در عين حال براي اينكه در تأمين هزينه تفريحاتم مزاحم پدرم نباشم، بعد از مدرسه كار ميكردم و درآمدم را خرج اين تفريحات ميكردم.
در دوران آموزشي سربازي هم منشي گروهان خودمان بودم. بعد از آموزشي، محل خدمتم يك كارخانه ساخت تسليحات نظامي در غرب تهران تعيين شد. هر روز صبح ساعت 5 صبح با سرويس ميرفتم كارخانه و ساعت 2بعدازظهر برميگشتم خانه. كارم يك سال سوراخ كاري لوله خمپاره 120بود و سال دوم را در قسمت كنترل كيفيت كارخانه بودم. 2ماه آخر خدمت سربازي را هم يكجا به مرخصي رفتم. در همان روزهاي اول مرخصي بود كه آن حادثه برايم اتفاق افتاد.
-
پس خيلي با نشاط و پرجنب و جوش بوديد اما اصلا فكر ميكرديد در آن سن و سال چنين اتفاقي برايتان بيفتد؟
آن زمان من بهاصطلاح بچه هيئتي بودم. دائم در هيئتها و مسجدها رفتوآمد داشتم. حتي بهخاطر دارم كه وقتي سالم بودم، درماه محرم و رمضان به هيئت محبينالائمه عليهمالسلام در خيابان ري ميرفتم و آنجا حجتالاسلام والمسلمين شيخ حسين انصاريان سخنراني ميكرد. تعداد زيادي از جانبازان جنگ تحميلي هم به آنجا ميآمدند و من هميشه اين سؤال را در ذهنم داشتم و ميگفتم اين جانبازان كه 2 پاي سالم دارند چرا روي ويلچر نشستهاند؟! دنيا چقدر كوچك است! صبح روز سهشنبه29صفر (29مرداد سال 1372) من در هيئتي بودم كه حاج منصور ارضي در آنجا زيارت عاشورا ميخواند. آخر مراسم حاج منصور گفت: «محرم و صفر هم تمام شد، چهكسي ميداند سال آينده اين موقع چگونه و كجاست!» از آنجا كه بيرون آمدم هنوز يك ساعت نگذشته بود كه تصادف كردم و حالا مدتهاست در دوران جوانيام ميدانم كه چرا آن جانبازان با 2پاي سالم روي ويلچر مينشستند.
-
بسياري از مردم نميدانند زندگي كردن در شرايط قطع نخاع اصلا امكان دارد يا نه! اين در حالي است كه شما 22 سال با اين شرايط به خوبي و خوشي زندگي كردهايد. پرسش ما اين است كه شما با چنين شرايطي زندگي را چطور ميگذرانيد؟
يك آدم قطع نخاعي بايد همه زندگياش نظم و حساب داشته باشد تا بتواند با تحليل آنچه بر او گذشته با مشكلات خود مقابله و از آن به بعد از وقوع مجدد آن مشكل پيشگيري كند. حقيقت اين است كه تا 3-2سال اول، همه كارهاي من را خانوادهام انجام ميدادند اما من از همه سختيها و مشكلاتم خوب درس گرفتم. با روش آزمون و خطا ياد گرفتم كه بسياري از كارهاي شخصيام را خودم انجام بدهم. امروز ياد گرفتهام كه چگونه از تخت بيمارستاني استفاده كنم، چگونه با كمك يك نفر روي ويلچر بنشينم و دوباره به روي تخت برگردم، امروز ميدانم كه چطور با سرگيجه و سياهي رفتن چشمهايم روبهرو شوم، هروقت كه احساس كنم به حمام نياز دارم با كمك خانواده روي ويلچر حمام خود مينشينم و به حمام ميروم و يك دستي خودم را ميشويم. خوشبختانه آدم صبوري هستم! حتي با وجود اين شرايط ازدواج كردهام و صاحب فرزند شدهام.
-
حالا با اين رنجهايي كه كشيدهايد فكر ميكنيد چرا بعضي از ما به محض بروز يك مشكل كوچك، زود از كوره درميرويم و زمين و زمان را به هم ميدوزيم؟
فكر ميكنم ما وقتي ميخواهيم از واقعيت و اشتباه خودمان فرار كنيم يا توجيهي براي كم صبري بياوريم، ميگوييم قسمت و بخت و پيشاني نوشت ما اين بوده! درحاليكه آدم خودش اشتباه كرده است. البته به قضا و قدر اعتقاد دارم و ميدانم كه خداوند ما را به روشها و شرايط گوناگون آزمايش ميكند و هر كسي گرفتاريهايي در زندگياش دارد. اما آيا واقعا از اول در طالع من اينطور نوشته بودند كه تصادف كنم و زمينگير بشوم؟ معلوليت من را بسيار صبور و مقاوم در برابر ناملايمات و پرطاقت و توان كرده است. يك شعري از ايرج ميرزا هست كه من آن را اينطور ميخوانم:
گويم كه مرا چو زاد مادردندان به جگر گرفتن آموخت
من ياد گرفتهام كه هيچ وقت حسرت چيزهايي كه از دست دادهام و آن چيزي كه بهدست نخواهم آورد را نخورم.
زندگي با محدوديت و مشكلاتش خلاصه نميشود.
ميگويند هر كسي كه در دريا در حال غرق شدن باشد و شنا نداند، نبايد دست و پا بزند. كمي آرامش و تحرك كم، ميتواند او را از مرگ حتمي نجات بدهد؛ اما اگر زيادي هيجانزده شود و بيصبري كند، مرگش حتمي است.
قضيه چندان ساده نيست. مگر ميشود به حادثهاي گرفتار شد و هيچ تلاشي نكرد؟ اينجاست كه انديشمندان ميگويند: «شنا كردن با دست و پا زدن زيادي تفاوت دارد.»
حجتالاسلام محسن قرائتي هم جزع و فزع بيهوده را مترادف ناشكري ميداند: «بيتابي كردن براي چيزي كه از دستمان رفته بيهوده است. اگر هم لازم باشد كه حركتي از خودمان نشان بدهيم كه باز هم مشكل با كم صبر بودن حل نميشود. گاهي لازم است به جاي گريه و بيقراري براي آنچه از دستمان رفته، به خدا پناه ببريم و به آن نعمتهايي كه برايمان تأمين كرده است فكر كنيم. در حقيقت شكر نعمت يك راه خوب براي صبور بودن و آرام شدن قلب است.»
فرهاد مرندي، روانشناس اجتماعي است. او دليل بيصبري بعضي از آدمها را نبود ايمان كامل به خداوندي خدا ميداند و ميگويد: «اگر قبول كنيم كه اتفاقهايي كه براي ما ميافتد به اراده خداوند صورت گرفته، چه دليلي براي بيتابي و كم صبري ما وجود دارد. البته درست است كه ادعاي صبوربودن بايد آزمايش شود اما بايد در همه دوران زندگي، خودمان را براي هر نوع پيشامد بد و ناخوشايندي آماده كنيم.»
مرندي معتقد است: «گاهي لازم است كه هر از چندگاهي بهخودمان اعتماد به نفس بدهيم كه انسان صبور و مقاومي هستيم. البته شايد در دوران رفاه و آسايش، كار چندان چشمگيري نباشد اما در زمان امتحانهاي بزرگ، نتيجهاش را به خوبي نشان ميدهد.»
-
زيباييهاي دنيا را ببينيد!
ما آدمها اگرچه در نهايت اجداد مشتركي داريم و روح واحدي در جسممان هست، اما از زمين تا آسمان با هم فرق داريم. بعضيها به محض يك اخم دوست يا همكار از كوره درميروند و زمين و زمان را به هم ميدوزند كه چرا اينطور رفتار كرد! بعضيها اما آنقدر راحت و ساده كنارت مينشينند و بزرگترين رنجهاي زندگيشان را برايت تعريف ميكنند كه خيال ميكني برايت قصه هزار و يك شب ميگويند.
مهرداد زندي هم روي ويلچرش مينشيند و زندگياش را برايت تعريف ميكند. طوري صحبت ميكند كه انگار دارد ماجراي جالبي از زندگياش را برايت ميگويد. تو دلت ميگيرد و مدام دنبال مجرمي هستي كه همه تقصير را به گردنش بيندازي اما او كه در اوج جواني و با همه نشاط زندگي مجبور شده هرروز 20ساعت از عمرش را در بستر بگذراند، آنقدر صبور است كه هيچ گلهاي ندارد. اين داستان نيست. ماجراهايي است كه واقعا اتفاق افتاده اما چون بعضي از ما خيلي كم طاقت هستيم، عظمت ماجرا را باور نميكنيم. اما باورش سخت نيست براي مهرداد زندي كه روز تصادفش را شروع زندگي جديد ميداند؛ «دنيا زيباييهاي زيادي دارد، چشمهايتان را نبنديد.» اين جملهاي است كه مهرداد زندي به ما و شما هديه كرده است. به هر حال صبر كردن انواع و مراتبي دارد كه آدمها در مواجهه با آنها دستهبندي ميشوند.
-
كار و تفريحات يك جوان قطع نخاعي
مي گويند صبر، گياه برگ تلخي است كه ميوه شيرين دارد. مهرداد زندي هم چنين باوري داشته كه حالا با وجود مشكل بزرگي كه در حركت دست و پاهايش دارد، جوان موفقي است؛ چون خودش تأكيد ميكند كه «مي دانستم با محدوديتي كه برايم ايجاد شده بود بايد كنار بيايم. اما بهترين راه چه بود؟ بهترين راه اين بود كه اميدوار باشم، صبر كنم و تلاشم را بهكار بگيرم تا در حد امكان مانند بقيه مردم سالم كار و تفريح كنم.» بله، كار و تفريح. جالب است كه مهرداد زندي هر روز حدود 3 تا 5 ساعت را به فعاليت در بازار بورس اختصاص ميدهد و با اين كار كسب درآمد كرده و هزينههاي خانوادهاش را تأمين ميكند. خودش ميگويد: «اوايل كه دچار اين مشكل شده بودم نميدانستم چه بايد بكنم. بعد از مدتي خودم را با رايانه و اينترنت مشغول كردم و مطالب متنوع آن را ميخواندم. حين همين كارها بود كه با بورس آشنا شدم. فعاليت در بورس را هم از طريق سايتهاي اينترنتي ياد گرفتم و با كمك دوستانم توانستم در خريد و فروش سهام بورس شركت كرده و معامله كنم. حالا اين كار شيوهاي براي كسب درآمد من است و ميتوانم بگويم من هم شاغلم». اين كار در روحيه و شخصيت او تأثير مثبت زيادي داشته، چراكه خودش تأكيد ميكند: «ميگويند كار، جوهره مرد است. پس من هم بايد كار ميكردم تا بتوانم هم زندگيام را بگذرانم و هم دچار كسالت و خستگي و فرسودگي نشوم». تفريحات زندي هم در جاي خودش جالب توجه است. يكي از تفريحات او رفتن به مهماني و حتي پارك است؛ «مهماني رفتن يكي از برنامههاي زندگي ماست كه قابل حذف هم نيست. البته چون به منزل پدرم زياد ميرويم، در كوچه آنها خودمان مناسبسازي مختصري انجام دادهايم! يعني در كنار چند پلهاي كه در كوچه وجود دارد، چيزي شبيه آسانسور درست كردهايم تا بتوانم با ويلچر به راحتي از آنجا رد شوم.» و ادامه ميدهد: «پارك هم يكي ديگر از تفريحات من است كه معمولا به همراه خانواده يا دوستانم ميروم. البته يكبار هم خودم به تنهايي به وسيله ويلچر برقي به پارك رفتم و هرچند كه خوش گذشت اما واقعا جاي خانوادهام در كنارم خالي بود».
يكي ديگر از تفريحات مهرداد زندي، نوشتن وبلاگ است. او اين كار را شيوهاي براي تبادل تجربهها و يافتههاي خودش با ديگران ميداند و ميگويد: «مدتي بعد از اينكه قطع نخاع شدم وبلاگي درست كردم كه تجربههايم را در آن مينوشتم. در همين وبلاگ بود كه دوستان زيادي پيدا كردم كه بعضي از آنها مشكلاتي شبيه خودم داشتند. به اين ترتيب وبلاگ، شيوهاي براي كسب تجربه از آنها و اعلام تجربههاي خودم بود. دوستاني كه در وبلاگ پيدا كردم، براي من دوستان مجازي نيستند. درست است كه آنها را از نزديك نديدهام، اما با تعدادي از آنها رابطه دوستي خوبي دارم و ميتوانم به راحتي با آنها صحبت كنم و تنها نمانم».
-
همسرم روحيهام را تقويت ميكند
مقاومتها، صبوريها و كمصبريهاي يك معلول قطع نخاعي را بايد در لابهلاي حرفهاي همسرش جستوجو كرد. شايد تصور كنيد كه همسر چنين آدمي بايد خيلي صبور و مقاوم باشد؛ درست است اما شرط كافي براي داشتن يك زندگي آرام و شاد نيست. همانطور كه همسر مهرداد زندي هم به روحيه شاد و مقاوم همسرش اشاره ميكند و ميگويد: «همسرم مرد شاد و صبوري است؛ آنقدر كه او در زندگي به من روحيه ميدهد و براي مقابله با مشكلات تشويقم ميكند». او ادامه ميدهد: «قبل از ازدواج با او ميدانستم كه بهدليل مشكلات جسمياش نميتواند مانند افراد عادي باشد اما وقتي با او صحبت كردم متوجه شدم معيارهاي يك مرد خوب و دلسوز و صبور را دارد. به همين دليل است كه پيشنهاد ازدواج با او را قبول كردم».
حالا مهرداد زندي و همسرش داراي يك پسر كوچك هستند. خانم زندي ميگويد: «همسرم پدر بسيار خوبي براي پسرمان است. با وجود مشكلاتي كه خودش دارد، نهتنها كارهاي خودش را انجام ميدهد بلكه گاهي در غذا دادن به پسرمان هم به من كمك ميكند، با او بازي ميكند و از او مراقبت ميكند تا من بتوانم به كارهاي منزل رسيدگي كنم. در مجموع، زندگي ما هيچ تفاوتي با زندگيهاي آرام و شاد ندارد و ما واقعا در كنار يكديگر احساس خوشبختي ميكنيم».
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
لينك،
تجربه،
پند و اندرز،
سیاحت،
ازدواج معلولین،
عکس،
از امیرفرهاد و امیرسام،
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 15 آبان 1394
در جمع فامیل، تازه عروسی داشت به شوهرش گله میکرد که: دیگه نمیدونم باید چیکار کنم، خسته شدم از دستش، نمیدونم چرا قاب عکسی که تو آتلیه گرفتیم اصلا روی میزتوالت واینمیایسته، هرچی من میذارمش بالا، باز میافته، میترسم بالآخره بشکنه. من فوری به شوهرش یه چشمک زدم و به عروس خانم گفتم: از این به بعد بذارش جای آینهی توالت، هم جاش مطمئنه هم دیگه نگرانی نداری که بیافته. شوهره هم خیلی جدی گفت: چه فکر خوبی. اینطوری هر وقت بریم جلو آینه میبینیم خیلی شیکیم و همونطوری با لباس خانگی بدون آب و شانه میریم مهمونی، با این روش خرج لباسمون هم کم میشه.
پسآمد: دوستان نخاعی که نرم افزار تلگرام دارن با کلیک روی این لینک میتونن در گروه نخاعیها و اشتراک تجربهها برای بهتر زیستن عضو بشن.
دوستان، به دلیل مزاحمت ایجاد کردن برخی افراد، لینک گروه حذف شد.
دوستان نخاعی که تمایل به عضویت در گروه را دارند پیام بدن تا راه عضویت را براشون ارسال کنم.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
شاد زیستن،
لينك،
تجربه،
تکنولوژی،
:: برچسبها:
آتلیه,
آینهی توالت,
چشمک,
عروسی,
فامیل,
قاب عکس,
میزتوالت,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 02 مرداد 1394
دکتر هوشنگ صابری در نشست خبری گفت: مقدمه تجربه بالینی ضایعات نخاعی در کشور آغاز شده(1)، یک روش درمانی جدید برای به کار گرفته شدن باید سه مرحله شامل بیخطر بودن روش درمانی، اثربخشی روش درمانی و انجام آن در چند مرکز درمانی را طی کند(2). وی خاطرنشان کرد: روش درمانی جدید نباید موجب بروز عفونت و ایجاد سلولهای غیرطبیعی شده(3) و پس از آن، روش درمانی جدید باید مراحل اثربخشی را طی کرده و دارای یک سند قابل اتکای بالینی و گروه کنترل باشد(4). رییس کنگره بین المللی نوروریستوراتولوژی(5) گفت: اکنون برای قطع کامل نخاع، اقدامات درمانی ترمیم و بازتوانی عصبی با اثربخشی بالا نداریم(6)، اما بیماران دچار آسیب ناکامل نخاعی میتوانند از اقدامات توانبخشی و سلول درمانی و همچنین مداخلات نوراستولوژیک استفاده کنند(7). صابری با بیان اینکه 50 درصد آسیبهای نخاعی، قطع کامل هستند(8)، گفت: درباره این افراد فقط شیوههای توانبخشی و پیشگیری از عوارض بعدی قطع نخاع انجام میشود(9). وی در مورد آسیبهای ناکامل نخاعی نیز افزود: در این موارد، هر چه میزان آسیب شدیدتر باشد، میزان پاسخ دهی کمتر است(10)؛ برای آسیبهای شدید نخاعی فقط تغییرات حسی برای بیمار انجام خواهد شد(11) و البته هدف ما از این روشهای درمانی، ایجاد توقع نیست، ایجاد امید است(12). صابری تاکید کرد: با استفاده از روشهای درمانی ترمیم و بازتوانی عصبی میخواهیم افرادی که کمتر در جامعه حضور دارند به اجتماع بازگردانیم(13) که بطور مثال درآمد داشته باشند، تشکیل خانواده دهند یا اینکه از پیش آمدن ضایعات بیشتر جلوگیری شود(14). این متخصص جراح مغز و اعصاب در مورد اینکه روش های درمانی جدید چه زمانی به مراکز درمانی میآیند، گفت: بنا به گفته دکتر مجید سمیعی جراح مغز و اعصاب نام آور جهان، برای استفاده از این روشها یک نسل باید تغییر کند؛ یعنی 40 سال طول میکشد(15) که البته برآورد ما زمان کمتری است(16).منبع
پاورقي: میتونم بگم هر خط مطلب بالا برام یه سوال پبش میاره دقیقا 16 سوال؟ کاش میشد روزی با این دکتر روبرو بشم تا ازش برخی از این سوالها را بپرسم.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
تجربه،
:: برچسبها:
اثربخشی,
اقدامات درمانی,
بیخطر بودن,
ترمیم و بازتوانی عصبی,
دکتر هوشنگ صابری,
ضایعات نخاعی,
قطع کامل نخاع,
کنگره بین المللی,
نشست خبری,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 18 اردیبهشت 1394
چند روز پیش لینک به لینک به بخشی از سایتی رفتم که داشت چند عدد سرگین الاغ میفروخت!؟ برام جالب و خنده دار بود. چون مطلبی برای عرضه نداشتم، تصمیم گرفتم خواص اون سرگین را در وبلاگ با دوستان به اشتراک بگذارم.
عنبر نسارا : با شنیدن این اسم پرطمطراق، انسان ناخودآگاه، یک داروی خوش رنگ و بو را در ذهن خود مجسّم میکند؛ امّا در واقع، عنبر نسارا، پشگل الاغ مادّه(به گویش محلّی ماچه الاغ) است. در زمان های قدیم که آنتی بیوتیک و سایر داروها کشف نشده بودند، پدربزرگ و مادربزرگ های ما برای درمان بیماری ها از گیاهان و مواد موجود در طبیعت استفاده می کردند. یکی از این مواد، عنبر نسارا بوده است که پشگل الاغ مادّه است (برخی نیز میگویند فقط اولین پشگل کره خر بعد از تولد است) این ماده رو مانند اسفند دود میکردن و در محیط دودش را پخش میکردند که میگویند خواص ضدمیکروبی دارد. البته نظراتی هم وجود دارد که میگوید این ماده هیچ خاصیتی ندارد. متاسفانه منابع مستدلی در مورد خواص این ماده وجود ندارد. در کتب داروسازی طبّ قدیم، خواصّ دارویی انواع مدفوع و ادرار انسان و حیوانات مختلف شرح داده شده است. جالب آنجاست که این آثار درمانی به طور مکرّر تجربه شده است و در بسیاری موارد گره گشای درمان بیماریهایی بودهاند که در حالت عادّی درمان آنها بسیار سخت است. خواص عنبر نسارا :
۱- دود دادن عنبر نسارا در محیطهای بسته مثل فضای خانه، مانند اسفند اثر میکروب کشی قوی دارد و انجام گاهگاهی این کار به ویژه در فصول سرد، تاثیر قابل توجّهی در کاهش موارد بروز بیماریهایی مثل سرماخوردگی دارد؛ به ویژه اگر یکی از اعضای خانواده سرما خورده باشد میتوان با این کار از افزایش بار ویروس در فضای محلّ زندگی کاست.
۲- استنشاق دود عنبر نسارا یکی از راههای مناسب برای درمان سینوزیتهای مزمن و حاد و سرماخوردگی است. این کار در درمان سردردهای کهنه نیز موثّر است. برای این کار، عنبرنسارا را در یک اسفند دود کن ریخته روی شعله کم قرار داده دود متصاعد شده را استنشاق کنید.
۳- گرفتن مواضعی از بدن که دچار خارش است روی دود عنبر نسارا، یکی از روش های بسیار موثّر در کاهش انواع خارش هاست. همچنین این کار، برای درمان تاولها و زخمهای ترشّح دار نیز اثر مناسبی دارد. این روش یکی از بهترینروشهای درمانی اگزما هم هست. همچنین این کار تاثیر بسیار خوبی در ترمیم سریع انواع زخمها به ویژه زخمهای سوختگی دارد.
۴- ضماد کردن مخلوط عنبر نسارا و سرکه روی پیشانی در درمان خون دماغ مفید است.
۵ - به روشهای ذیل میتوان از عنبر نسارا برای کمک به درمان صرع استفاده کرد:
۵-۱ - استنشاق عصاره خشک آن با سرکه.
۵-۲- استفاده از آب عنبر نسارای تازه به عنوان قطره بینی.
۶ - پاشیدن پودر عنبر نسارای خشک بر روی انواع زخم های تازه، علاوه بر کمک به بهبودی آنها، خونریزی آنها را نیز متوقّف میکند.
7- دود دادن عنبرنسارا براي كاهش خونريزي و كوتاه كردن دوره عادت ماهیانه بانوان و درمان عفونتهاي واژينال مفید است.
دلیل این همه خاصیت عنبرنسارا چیست ؟
الاغ ماده به علت شیر دادن به کرّه ی خود، مجبور به خوردن علوفههای متفاوتی (و بخصوص یک علف خاص که متاسفانه اسمش رو نمیدآنیم) میباشد تا بتواند مواد لازم برای فرزند خود را تامین کند وسیستم مکانیزه بدن آنها نیز طوری طراحی شده که پس از هضم ودفع مواد غذایی، این مواد خاصیت سم زدایی و میکروب کشی پیدا میکنند و این خاصیت در مواد دفع شده از این حیوان نیز وجود دارد.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
پزشکی و درمان،
تجربه،
:: برچسبها:
اسفند,
اگزما,
پدربزرگ,
ترمیم سریع انواع زخمها,
خونریزی,
دود,
روشهای درمانی,
طب سنتی,
مادربزرگ,
ویروس,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 04 اردیبهشت 1394
لباس پوشیدم بریم منزل وزیرجنگ. از اولین لحظه لباس پوشیدن احساس کردم وضعیتم داره غیر معمول میشه. وقتی از روی تخت رفتم روی ویلچر که راه بیافتیم حالم حسابی دگرگون شده بود. وقتی سوار ماشین شدم، دیگه اصلا حال خوشی نداشتم، وضعیتم شده بود مثل سماور درحال جوش، مدام از تمام بدنم بخار میزد بیرون. چون از کاندوم استفاده میکردم فکر میکردم اشکال از نحوه تخلیه ادراره. روز بعد مهمانی سوند زدم اما باز هم وضعیت همان بود، از اینجا به بعد وضعیت برام بسیار مشکوک بودو به همین دلیل غیر قابل تحمل. یک روز دیگر به همین رویه گذشت، تا اینکه تحملم تمام شد و به همسرم گفتم: بیا بدن من را چک کن ببین جاییم زخم نشده؟ ببین ناخنم نرفته توی گوشت؟ گقتم: از وقتی که رفتیم منزل پدرت تا حالا مدام عرق میکنم و احساس میکنم ادرارم بسختی تخلیه میشه. همسرم جورابهام را درآورد و پاهام را کنترل کرد و گفت: هیچ مشکلی نیست. بعد از ظهر همسرم پرسید حالت چطوره؟ دیگه اونطوری نیستی؟ گفتم نه!؟ خوب شدم انگار!؟ همسرم گفت: اونچه که حالت را بد کرده بود سفتی یا خشکی یا تنگی کش این جورابهای نو بود!! واقعا تعجب برانگیز نیست!!!
پاپوش: روزسیزدهبدر خانواده همسرم آمدن طرف ما تا کنارهم باشیم. از ساعت11 تا 15 بدون محافظ زیر آفتاب بودن موجب آفتاب سوختگی شدید دست، صورت، گردن، گوش و پوست سرم شده و بشدت دارن میسوزن.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
تجربه،
سیاحت،
عکس،
:: برچسبها:
آفتاب سوختگی,
ادرار,
تخت,
تعجب برانگیز,
تنگی,
خشکی,
زخم,
سفتی,
سماور,
سوند,
عرق,
غیر معمول,
کاندوم,
لباس,
ماشین,
مشکوک,
ناخن,
وزیرجنگ,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 فروردین 1394
در میهن عزیزمان، بهار خانم با دختراش، شکوفه و جوانه، خوب میدانند که عمونوروز ما پیر و کم توانه و نمیتونه همراه و همپای اونها باشه، برای همین، اونها که همیشه عجله دارن، منتظر عمونوروز نمیمونن و بدون او راه میافتن و نیمه اسفند به دیار ما میرسن و با نوازش تن عریان زمین، اون را از خواب زمستانی بیدار میکنن و رخت نو بر تنش مینشانند تا زیباترین نقش هستی را بر بوم طبیعت، پیشکش وجود ما کرده باشند. باشد که ما پند گیریم از این رستاخیز تکراری و زیبا.
پايانه: آغاز بهار در تقویم چینی در اواسط اسفند ماست. وقتی ساعت را برای استفاده از روشنی هوا جلو و عقب میکشیم باز هم 15 تا بیست روز به تاریکی فرو میریم ولی اروپاییها ساعتهاشون را به همین اندازه با اختلاف از ما عقب و جلو میبرند.
یا مقلب، قلب ما در دست توست
یا محول، حال ما سر مست توست
کن تو تدبیری که در لیل و نهار
حال قلب ما شود همچو بهار
نوروزتان خجسته باد
:: موضوعات مرتبط:
لينك،
تجربه،
عکس،
تاریخ،
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 29 اسفند 1393
شکر خدا یکسال دیگه را به هفتهی پایانی رساندیم، این یعنی اینکه یکسال از موجودی درون کیسهی عمرمان را خرج نمودیم، اما به چه بهایی؟؟ اگر روزهای سپری شدهی سال گذشته برامون همراه با تجربههای سازندهای بودن که روی کل زندگیمون تاثیر مثبت بگذارند میشه گفت: عمر را به بهای مناسبی دادهایم. در هفتههای اخیر با پدیدهای بنام کتاب صوتی آشنا شدم که همان روخوانی کتابها هستند. خوبی این فایلهای صوتی اینه که میشه اونها را در هر مکان و در هر زمانی گوش کرد. خوشبختانه در همین اواخر با چند کتاب انگیزش بخش آشنا شدم که فایل روخوانی اونها هم موجود بود و گوش کردن اونها به من انگیزه داد که بیشتر و بیشتر بخوام به دانش بورسی خودم بیافزایم، چرا که باید از این راه آتیهی خودمون را تامین کنم. پس گشتم و تعداد زیادی فیلم آموزشی پیدا کردم و شروع کردم به دانلود و مطالعه با اونها. این فیلمها بسیار ارزشمند و بسیار مفید هستند. برای اینکه لینک این فیلمهای آموزشی همواره در دسترس خودم و دوستانم باشد، اونها را در بخش ویژهی وبلاگ با عنوان بورس همه چیز از همه جا قرار دادم.
پسينه: قبلا کتابهای هدف و قورباغه را قورت بده اثر برایان تریسی را به دوستان معرفی کردم، یه کتاب بسیار اثر بخش دیگه: کتاب صوتی بیندیشید و ثروتمند شوید اثر ناپلئون هیل است. البته صدای فایلهای کتاب آخر ضعیف است و باید حتما با گوشی شنیده بشن ولی میتونید با دانلود نرم افزار Sound Normalizer که کم حجم است، سریع و آسان میزان بلندی صدا را به میزان مطلوب برسانید.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
احوالات من،
اقتصادی،
لينك،
تجربه،
:: برچسبها:
Sound Normalizer,
بخش ویژه,
برایان تریسی,
بسیار ارزشمند,
بسیار مفید,
بورس همه چیز از همه جا,
بیندیشید و ثروتمند شوید,
چند کتاب انگیزش بخش,
دانش بورسی,
دانلود,
دانلود نرم افزار,
فایلهای صوتی,
فیلم آموزشی,
قورباغه را قورت بده,
کتاب صوتی,
لینک,
ناپلئون هیل,
هدف,
وبلاگ,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 اسفند 1393
از زمانی که فهمیدیم خداوند متعال امیرفرهاد را بهمون عنایت فرموده رعایت خیلی چیزها را کردیم، از آن جمله شنیدن موسقی بود. همونطور که نمیشه ساختمان را از طبقه دوم ساخت، نمیشه در ابتدا هر نوع موسقی را بخورد بچه داد. اگر گوش و ذهن بچه را با موسقی پایه و زیربنایی آشنا کنیم دیگه جای نگرانی از این بابت نخواهد ماند. امیرفرهاد اتومبیل خیلی دوست داره، من هم از این علاقه او برای آموزش رنگها استفاده کردم و با عکس انواع اتومبیل (تریلی-وانت-سواری-مسابقهای-جدید-قدیمی و طراحی) در رنگهای متنوع سه فتوکلیپ با سه آهنگ کلاسیک از سه آهنگ ساز بزرگ ساختم. خوشبختانه امیرفرهاد هر سه فتوکلیپ را بسیار دوست داره و اصلا از دیدنشون سیر نمیشه و هنگام تماشا مرتب میخواد که براش توضیح بدیم که داستان هر عکس چیه. یکی از فتوکلیپها را با آهنگی معروف و زیبا با نام پل رودخانه کوای که روی فیلمی به همین نام است ساختم. حتما این مارش را از اینجا گوشکنید، مطمئن هستم این آهنگ را بسیار دوستدارید. یکی دیگر از فتوکلیپها را با مارشی از آهنگساز معروف یوهان اشتراوس درست کردم این مارش را Radetzky.March.Op.228 میتونید اینجا گوش کنید. فتوکلیپ آخر را با یکی از معروفترین آهنگهای ولفگانگ آمادئوس موتسارت
Eine kleine Nachtmusik- Serenade No. 13 in G major درست کردم این موسقی کلاسیک را از روی این لینک بشنوید.
پسوند: از وقتی موبایلهای لمسی و صفحه عریض که مجهز به انواع نرمافزار هستن همهگیر شدن، خوانندههای وبلاگ رفتن توی گروهها و شبکههای موبایلی، اینجاست که باید گفت: مجری محترم فیلترینگ شرکت مخابرات هماکنون نیازمند یاری سبزتانیم.
عکس امیرفرهاد درحال تماشای فتوکلیپ اتومبیل: یک - دو - سه
:: موضوعات مرتبط:
عقیده،
احوالات من،
لينك،
تجربه،
هنری،
عکس،
از امیرفرهاد و امیرسام،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
آهنگ کلاسیک,
اتومبیل,
انواع,
بچه,
پایه و زیربنایی,
پل رودخانه کوای,
تریلی,
ذهن,
ساخت فتوکلیپ,
ساختمان,
سواری,
شرکت مخابرات,
شنیدن موسقی,
عکس,
فیلترینگ,
گروهها و شبکههای اجتماعی,
گوش,
لمسی,
مارش,
موبایل,
وانت,
ولفگانگ آمادئوس موتسارت,
یوهان اشتراوس,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 17 بهمن 1393
موسیقی بر رشد جنین و همچنین رشد نوزاد تأثیر میگذارد و به بهبودی نوزدان پس از زایمان کمک میکند. این تأثیرات شامل بخش تفکر، خلاقیت و مهارتها و آموختن آنها میشود. تقویت قدرت شنیداری، تکلم، حافظه، منطق نوزاد از تأثیرات دیگر موسیقی کلاسیک است. جنین انسان، پس از گذشت ۲۰هفته مىتواند صداهاى خارج و موسیقى را بشنود. نوزادن مىتوانند آنچه را كه قبل از بدنیا آمدنشان شنیدهاند، ۱۲ماه پس از تولد به خاطر آورند و در برابر آن واكنش نشان دهند. فركانسهاى بم و باس بهتر مىتوانند براى جنین قابل شنیدن باشند.
موسیقىهاى كلاسیك بخصوص موسیقى موتسارت بهترین تأثیر را بر جنین و كودك دارد. موسیقى پس از تولد كودك و بخصوص تا قبل از سن ۷سالگى تأثیر بسیار زیادى در پرورش هوش و حافظه كودكان دارد. دو فیزیكدان متخصص پرورش حافظه ده دقیقه از ابتداى سونات نابغه بزرگ موسیقى كلاسیك ولفگانگ آمادئوس موتسارت را براى گروهى اجرا كردند و نتیجهاى كه یافتند، افزایش موقتى حافظه آنها بود. دلیل آنكه تأكید بسیار زیادى بر موسیقى موتسارت بخصوص براى جنین شده است آن است كه ریتم موسیقى او ۶۰بار در یك دقیقه است كه ضربان قلب كودك نیز با این ریتم برابرى مىكند و بسیار شبیه و همگون است و به همین جهت موسیقى موتسارت تأثیر بسیار زیادى برجنین و كودك مىگذارد. همانطور كه قبلاً هم گفتیم آرامش و موسیقى كلاسیك در روحیه كودك و جنین تأثیر مثبت بیشترى دارد تا یك موسیقى پر تلاطم.
ثابت شده: موسیقی کلاسیک دوران باروک (موتزارت)، تاثیر مستقیمی بر روی فرکانس و دامنهی امواج مغزی دارد. موسیقی همچنین بر روی سیسیتم تنفسی و افزایش مقاومت پوست و نیز سیستم هورمونی بدن تاثیر گذار است و اتساع مردمک چشم، افزایش فشار خون و ضربان قلب را موجب میگردد. در نتیجهی این فرآیندها تمرکز پذیری مغز به سهولت انجام میپذیرد. موسیقی با تحریک همزمان نیمکره های چپ و راست مغز، تحلیل و تلفیق و شبیه سازیهای اطلاعات در مدت زمان کوتاهتری را ممکن میسازد. این فعال سازی همزمان دو نیمکرهی مغزی موجب تقویت فرآیند یادگیری و جذب اطلاعات و در نهایت رشد مهارتهای شناختی میگردد. این پدیده که میتوان با گوش کردن به این سبک موسیقی یادگیری را به میزان پنج برابر افزایش داد باثبات رسیده است.
پسرفت: کودک شما صدای شما را بیش از هر موسیقی دیگری ترجیح میدهد. فکر نکنید صدایتان بد است، اگر کودکتان زبان داشت و میتوانست احساس خود را بیان کند، حتما به شما میگفت که چقدر از شنیدن صدای شما لذت میبرد. شاید خودتان هم به این نتیجه رسیده باشید که او از صدای شما چقدر به هیجان میآید و در همان ثانیههای اول لالایی شما به خواب خواهد رفت. آواز خواندن برای کودکتان راهی ارتباطی میان شما دو نفر است.
برای دانلود موزیک کلاسیک برای کودکان (قطعات زیبایی از موسیقی ویوالدی)، روی لینکهای زیر کلیک راست نموده و گزینه Save را انتخاب نمایید.
KoodakCity.com-C1
KoodakCity.com-C2
KoodakCity.com-C3
KoodakCity.com-C4
منبع: KoodakCity
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
روانشناسی،
لينك،
تجربه،
ابزار بهتر زیستن،
هنری،
فرزندپروری،
:: برچسبها:
افزایش,
امواج مغزی,
تحریک همزمان نیمکره های چپ و راست مغز,
دانلود موزیک,
دوران باروک,
رشد جنین,
رشد نوزاد,
زایمان,
فرکانس,
فیزیكدان,
لالایی,
موسیقى كلاسیك,
موسیقی,
موسیقی ویوالدی,
ولفگانگ آمادئوس موتسارت,
یادگیری,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 10 بهمن 1393
درد دلیل واضحی دارد، اما این امر همیشه این گونه نیست. زمانی که یک فرد جسمی داغ را لمس میکند یا به یک جسم نوک تیز دست میزند، آسیب دیدگی وی چیز عجیبی نیست. اما برای افرادی با اختلال درد مزمن خاص مانند فیبرومیالژیا و درد اندام حرکتی فانتوم، یک نوازش ملایم میتواند منجر به درد شدید شود. در یک مطالعه جالب، تیمی از محققین در انستیتو سالک و مدرسه پزشکی هاروارد یک مکانیسم عصبی مهم را در نخاع شناسایی کردهاند که به نظر میرسد قادر به ارسال حجم وسیعی از سیگنالهای درد به مغز است. با ترسیم مدارهای عصبی نخاعی که سیگنالهای درد را در موش پردازش و منتقل میکنند، این مطالعه کار بزرگی را برای شناسایی راههای درمان اختلالات دردی که هیچ عامل فیزیکی مشخصی ندارند پیدا کردهاند. تاکنون، مدار نخاعی دخیل در پردازش درد به صورت یک جعبه سیاه باقی مانده است. شناسایی نورونهایی که این مدارها را میسازند اولین گام در درک این امر است که چگونه درد مزمن از پردازش عصبی مختل شده ناشی میشود. در بسیاری از مثالها، افرادی که از یک درد مزمن رنج میبرند به یک محرک که معمولا دلیل اصلی درد نیست حساس هستند(مانند یک لمس ملایم دست یا تغییر اندک در دمای پوست). این شرایط، معمولا به انواعی از allodynia شامل فیبرومیالژیا و آسیب عصبی اطلاق میشود که به دلیل بیماریهایی مانند دیابت، سرطان و بیماریهای اوتوایمن ایجاد میشوند. منبع
پايانه: قبلا عرض کردم تیک سر و گردنگرفتم، خودم به درستی علت تیک سر و گردن م میدانستم، با مشورت تلفنی بامتخصص مغز و اعصاب، دارویی گرفتم که چند روزی آرامم کر، اما دوباره تیکهام زیاد شد و این امر موجب نگرانی خانوادهام شد، به همین دلیل برادر از پزشکی وقت گرفت و با برادر خواهر عزیزتر از جانم سه نفری رفتیم مطبش. دکتر بعد گرفتن شرح حال و معاینه گردنم گفت: بیمار میتونه تیک را کنترل کنه، مشکل شما چیزی بجز تیکه. خلاصه آقای دکتر بهم دارویی داد که در برگه معرفیش نوشته: این دارو تکانههای غیرعادی عصب را تغییر میدهد و سفتی عضلات را کاهش میدهد. این دارو برای درمان سفتی عضلات، رعشه، اسپاسمها و برای کنترل ضعف عضلات بیماری پارکینسون به کار برده میشود. علاوه بر این برای درمان و پیشگیری همان اختلالات عضلانی هنگامی که توسط داروهایی مانند: کلرپرومازین، فلوفنازین، پرفنازین، هالوپریدول و دیگر داروها به وجود میآیند، به کار برده میشود.
:: موضوعات مرتبط:
احوالات من،
پزشکی و درمان،
اخبار ترميم نخاع،
لينك،
تجربه،
:: برچسبها:
آسیب عصبی,
اسپاسم,
اندام حرکتی,
پارکینسون,
تیک سر و گردن,
درد,
دیابت,
رعشه,
سرطان,
سفتی عضلات,
علت تیک,
مدار نخاعی,
مزمن,
مشاور تلفنی,
نوازش,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 05 دی 1393
سال 81 که با اینترنت دایل آپ ساعت 800تومانی وارد اینترنت شدم گشتم دنبال مطالبی که مخصوص ما نخاعیها باشه، اما چیزی پیدا نکردم!؟ پس بفکر افتادم خودم دست بکار بشم، ابتدا شرح حالی از خودم نوشتم و برای بعضی از دوستانم ایمیل میکردم، دوستانم ازش تعریف میکردن و میگفتن: بهتره این مطالب را در وبلاگی منتشر کنی. من که اصلا با وبلاگ آشنایی نداشتم از دوستی خواستم که برام وبلاگی درست کنه، اوشان هم اول سال 82 اولین وبلاگم را در پرشن بلاگ برام درست کرد عنوانش هم این بود: آشنايي با يك معلول قطع نخاع. از همان اول عنوان وبلاگم را آشنايي با يك معلول قطع نخاع انتخاب کردم تا دوستان معلول و نخاعیهای نازنین بتونن راحت وبلاگم را پیدا کنند. در ماههای اول وبلاگ نویسیم دوستان معلول ازم ایراد میگرفتن که کم تو جامعه از نگاه و حرف مردم میکشیم!؟ حالا اومدی اینجا هم دادمیزنی!؟ بذار تو این دنیا به دور از معلولیت راحت باشیم. اما من بیتوجه به اعتراضهایی که میشد کار خودم را میکردم، خوشبختانه کم کم نگاه دوستان معلولم عوض شد و شروع کردن راحت باصدای بلند از خودشون و معلولیتشان و تجربههاشون در زندگی با معلولیت گفتن. و این بود: هدفی که من از ابتدا داشتم و خوشبختانه خیلی زود به هدفم رسیدم، الان دوستان معلول زیادی هستن که وبلاگهایی دارن که در اون تجربههای منحصربفردشون را با دیگران به اشتراک میگذارند، این هم نمونه هاش:
آشنایی با زندگی یک زن معلول قطع نخاع
آوای خاموش
اشکها و لبخندها
انجمن یسکتبال با ویلچر کاشان
بچه های اوتیسم
جامعه معلولین شهرستان بافق
جدال نخاع با مردی از دیار توس
حرف های یک دل
خاطرات من و ویلچرم
خاطرات گشت گذار
خاطرات یک آسیب نخاعی
د نـياي كو چك من
دست نوشته های یک فرهنگی اردبیلی
دنیای ادبیات
دنیای سخت نشنیـدنی هایمان
دیار قریب غریب
روزهای جانبازی
روزهای زندگی معلولین
زندگی با خوش نویسی
زندگی من
زیستن با معلولیت
سوته دلان
شمعدانی
ضایعه نخاعی مهمان ناخوانده
غزل غزل زمزمه
لبخند زندگی
ما نخاعی ها
مادر سپید
مجله انسانیت
مرکز ضايعات نخاعی جانبازان
من و ام اس
من و نخاع
نخاع عزیز
همه چیز درباره اکستروفی مثانه
پادراز
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
لينك،
تجربه،
تکنولوژی،
ابزار بهتر زیستن،
كامپيوتر و رایانه،
بهزیستی،
:: برچسبها:
اشتراک میگذاشتن,
اعتراض,
اینترنت,
تجربه,
دایل آپ,
شرح حال,
معلول,
منحصربفرد,
نخاعیها,
نمونه,
وبلاگ,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 14 آذر 1393
از این پیامهای زیاد برام میاد: یه خواستگار قطع نخاع دارم، برام جواب دادن خیلی مشکل شده. نمیدونم چی درسته، ازخدا بخواین درست ترین راه را پیدا کنم. جواب من : کاملا منطقی عمل کنید. شرایط دلخواه و همه خواستههای مادی و معنوی و احساسی خودتون را بنویسید، ببینید طرف چند درصد اونها را داره بعد مثل تمام خواستگارهای دیگرتون درموردش تصمیم بگیرید.
درستترین راه برای جواب دادن به خواستگاری نخاعی از نظر من: تصمیم گیری کاملا منطقی و عاری از هرگونه احساس و عاطفه است. در تصمیم گیری برای ازدواج با مردی نخاعی: 1- خانمها باید بر توانایی جسمانی و روحی و روانی خودشون در کنار آمدن با شریط سخت و محدودیتهای زیاد واقف باشن. 2- خانمها باید بر خواستهها و نیازهای مادی و احساسی و روحی و روانی و جنسی خودشون کاملا واقف باشن. 3- خانمها باید بر مشکلات و محدودیتهای فیزیکی و مادی و احساسی و روحی و روانی و جنسی فرد نخاعی کاملا واقف باشن. 4- خانمها باید کاملا بر خواستهها و توقعهای خانوادهی خودشون واقف باشن. 5- خانمها باید رضایت قلبی خانواده خودشون را کاملا داشته باشن. 6- خانمها باید کاملا بر فرهنگ خانواده فرد نخاعی واقف باشن. 7- خانمها بهتره بجای اینکه به فکر نشکستن دل فرد نخاعی در خواستگاری باشن، به فکر نشکستن دل خودشون و خانواده خودشون و خواستگار نخاعی و خانوادهاش بعد تصمیم اشتباه و ورود به رابطهای پر از ناخرسندی برای دو طرف داستان باشند.
پسينه: شاید خیلی ها بگن: طرف خودش خرش از پل گذشته حالا داره جلو پای ملت سنگ میاندازه!؟! من جلوی پای کسی سنگ نمیاندازم، دارم نقشه راه عبور از این پل را تبین میکنم: برای رسیدن به این پل باید مسیر سنگلاخ و طولانی و خسته کننده را پیمود. عبور از روی این پل بسیار ترسناک است. بعد عبور از پل مسیر هموار و زیبا میشه.
:: موضوعات مرتبط:
روانشناسی،
عقیده،
شاد زیستن،
تجربه،
جنسی،
پند و اندرز،
ازدواج معلولین،
:: برچسبها:
احساسی,
پل,
تصمیم,
توانایی,
توقع,
جسمانی,
جنسی,
خانواده,
خواستگار,
رضایت قلبی,
روانی,
روحی,
زیبا,
عاطفه,
فرهنگ,
فیزیکی,
قطع نخاع,
مادی,
محدودیت,
مشکلات,
معنوی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 28 شهریور 1393
در یکسال گذشته چند بار به دلیل دلدرد کارم به دکتر و بیمارستان کشید. مشکلم همیشه با دردهای کوچک و معمولی شروع میشد. مثل وقتهایی که به گردنم فشار میاد و گردنم درد میگیره و دردش میزنه به سرم و مرتب دردش شدیدتر میشه و تا قرص استامینوفن را با ژلوفن و یا بروفن باهم نخورم دردش آروم نمیشه. خوردن ژلوفن و یا بروفن همیشه حس خوردن ذغال سرخ را بهم داده. این اواخر با دلدردهام مثانهام هم اسپاسم میگرفت و حتی با سوندفولی هم ادرارم با مشکل خارج میشد و من فکر میکردم گرفتار عفونت مثانه شدم و به همین دلیل قرص سيپروفلوكساسين میخوردم. این قرص خودش کلی عوارض داره و قرص هر شرکت تولید کنندهی این دارو یهجور عارضهی خاص خودشو داره. یه مارکشو که میخوردم بیرونروی میگرفتم و بند سوم انگشت کوچیکه دست چپم خارش میگرفت و کبود میشد. تو یکسال گذشته از یک مارک دیگر سيپروفلوكساسين استفاده میکردم که حسابی معدهام را بهم میریخت و موجب دلدرد شدید همراه با حالت تهوع میشد. من فکر میکردم این مشکل از صفرام باشه و حتی زدم به سیم آخر و اقدام کردم برای جراحی و خارج کردن کیسه صفرا، که دختر خالم که پزشکه منصرفم کرد و گفت: احتمالا مشکل از معدهات باشه، برام داروی امپرازول تجویز کرد که خوشبختانه آبی بود بر آتش. در ماه گذشته هم داستان بالا: سردرد، خوردن مسکن، دلدرد همراه با اسپاسم مثانه و مصرف داروی سیپروفلوکساسین و دلدرد و تهوع و چند روز تب و لرز و ... برام تکرار شد که با مصرف امپرازل دردها پرکشیدن و مشخص شد که معدهام بسیار ضعیف و حساس شده.
پسوند: دوستان راهنمای همراه داروها را خوب مطالعه کنن تا با عوارض دارو آشنا بشن. توصیه اکید میکنم به توصیهی شرکت سازندهی دارویی که گفته: این دارو با شکم خالی مصرف نشود، حتما عمل کنن تا معدهی مبارک را ناخوش نکنن.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
خاطره،
پزشکی و درمان،
لينك،
تجربه،
پند و اندرز،
:: برچسبها:
اسپاسم,
استامینوفن,
امپرازول,
بروفن,
بیمارستان,
تب و لرز,
تهوع,
جراحی,
خارش,
دکتر,
دلدرد,
ذغال,
ژلوفن,
سردرد,
سوندفولی,
سيپروفلوكساسين,
صفرا,
عفونت مثانه,
عوارض,
مثانه,
مطالعه,
معده,
ناخوش,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 07 شهریور 1393
چندهفته پیش عرض کردم که تیک سر و گردن گرفتم. خوشبختانه با مصرف دارویی که دکتر بهم داد تیکها خیلی کم شد، اما بعضی وقتها که درد دست راستم (همون دستم که عصبش نیمه آسیب دیده است و انگشتاش را نمیتونم جمع کنم) زیاد میشد، تیکها هم زیاد میشد. بصورت معمول مفصل ساعد هر دو دستم و نیم وجب بالا و پایینشون همیشه درد میکنه، باد پنکه و کولر و سرمای زمستان دستهام را دردناک میکنن. وقتی فکر کردم به این نتیجه رسیدم که در زمان اوج تیکهام با آبسرد و بدون آبگرم حمام میکردم. حمام من همراه با توالت رفتنمه و برای همین یکم بیشتر از حمام خالی طول میکشه. بودن زیاد زیر آب سرد باعث شده بود حسابی دستهام دردناک بشن و دردش بزنه به سرو گردنم. الان روزهایی که دستهام خیلی دردبکنن گاهی یکی دوتا تیک کوچولو دارم و هنوز شبها یا روزها وقتی میخوام بخوابم مثل قدیم سرم پرشهایی داره.
پسرفت: قبلا یعنی سال 84 در مطلبی با عنوان: طب حاشیه به درد دستهام و روش درمانشون پرداخته بودم.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
تجربه،
:: برچسبها:
توالت,
تیک سر و گردن,
حمام,
درد,
مصرف دارو,
مفصل ساعد,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 31 مرداد 1393
بآلآخره زدم به سیم آخر و رفتم تو دلمآجرآاا. ساعت 18 روز جمعه سوار بر ویلچربرقیم از منزل زدم بیرون و تخته گآاازز کلی سربآلآیی رفتم تا حدودا بعد 40دقیقه به دریاچهی شهدای خلیج فارس رسیدم. اونجا که رسیدم یکی از شش لامپ شارژ ویلچرم خاموش شده بود. هرجا که میشد گشت را گشتم و آمار اونجا را درآوردم. به همین دلیل لامپ دوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد. در مکانی که تاسیسات هوادهی به آب وجود داشت، کودکی که کمتر از 7سال داشت به پدرش میگفت: اینجا بوی شمآل میآمد. بله، راست میگفت، ولی بنظر من بوی شمال بسیار بیشتر از دریاچهی شهدای خلیج فارس است. در تمام مدتی که اونجا بودم اصلا حس خوبی نداشتم، در منزل و کنار خانواده بودن برام بسیار شیرینتر از اون مکان بودن، مینمود. ساعت20 بسوی منزل حرکت کردم، هنوز مسافتی را نپیموده بودم که لامپ سوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد، از اینجا دیگه ترسیدم که نکنه تو این راه پر فراز و نشیب بمآانم بیشارژ. برای همین رفتم دم درب نگهبانی جایی که متعلق به شهرداری بود و بهشون گفتم: شارژ ویلچرم داره تمام میشه، ممکنه بیام داخل و با برق اینجا ویلچرم را شارژ کنم؟؟ نگهبان اونجا هم گفت: چرا نشه؟ بفرما داخل. از شانس خوب من پریز برق دفتر نگهبانی نزدیک درب بود. نیمساعتی ویلچر را با برق شهرداری شارژ کردم و بعد تشکر از نگهبانها بسوی خانه حرکت کردم. در منزل همسرم ازم پرسید: خوشگذشت؟ گفتم: بدون شماهآا اصلا. دلمآن در منزل نزد شمآهآا جا مانده بودندی سی همه عمر.
:: موضوعات مرتبط:
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
شاد زیستن،
تجربه،
پیرامون ویلچر،
مناسب سازی شهر برای معلولان،
سیاحت،
عکس،
:: برچسبها:
پر فراز و نشیب,
تاسیسات,
خانواده,
دریاچهی شهدای خلیج فارس,
سربالایی,
سیم آخر,
شارژ,
شمال,
شهرداری,
ماجرا,
ویلچر برقی,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 06 تیر 1393
پیرو مطلب قبل همچنان عرض من عوامل تاثیرگذار بر طول عمر است. از دیگر آسیبهای کاهندهی عمر ما زخمهای بستر هستند. متاسفانه زخم بستر در روزهای اول نخاعی شدن همهی ما زمان متنابهی مهمان نامبارک بدن همهمون بوده. مصرف فراوان انواع آنتیبیوتیک برای درمان زخمهای بستر، فشار فراوانی به کبد و کلیه و کلیهی اعضا و جواره وارد میکنه و این موجب لاغری و فرتوتی و کوتاهی قد روح و جان میشود.
یکی دیگر از بیماریهایی که بدون استثنا همهی ما نخاعیها میزبانش هستیم:پوکی استخوان است. در مورد این بیماری خاموش زیاد بخوانید و بدانید. یکی از دوستان نخاعی که فعالیت روزانه زیادی هم داره، پاش میافته بین تخت و دیوار، وقتی داشته پاشو میکشیده بیرون مچپاش قرچ صدا میده و میشکنه. درمان پاش با کلی گرفتاری و آسیب دیگه همراه شده. چون در جابجایی قد192 سانتیم از روی ویلچر به داخل اتول فشار زیادی به مچ و ساق و مفصل زانو و لگن بنده وارد میشه، همیشه میترسم هنگامی که دارم سوار اتول میشم گرفتار شکستگی بشم.
سلامت و بیماری تشکیلات گوارش بر طول عمر تمام انسانها تاثیر گذار است. در باب سلامت تشکیلات گوارش باید بدانیم چه چیزی را چقدر و چگونه بخوریم. اکثر ما نخاعیها فاصلهی بین اجابت مزاجهایمان بسیار طولانیتر از افراد سالم است. برای اجابت مزاج هرکدام از ما شیوهای داریم، مثلا زمانی بنده برای نرم شدن مزاجم تمام روغن خورشت را میخوردم که در طولانی مدت این رفتار موجب شد گرفتاربیماری کبد چرب و سنگ کیسه صفرا بشم. خوراک نامناسب(گوشت بخصوص کباب) و فاصله زیاد بین اجابت مزاج تهدیدهایی جدی برای ابتلا به سرطان روده هستند.
پسآمد: یکی از دوستان در ایمیلی گفته: این بدن انسان است که در مقابله با بیماریها خوب میشه، دارو فقط به بدن انسان کمک میکنه. اگر میخواهی طب بدنت باقدرت کار کند بکوش غذایت را خوب بجوی. سم نخور، غذا را به زبانت بسپار، لب از لب باز نکن، با زبان غذا را دور دندانها بچرخان تا غذا کاملا خمیر و آماده فرو دادن شود. حضرت علی ع میفرماید: اگر میخواهید عمری همیشه سلامت داشته باشید غذاهای خود را با میل اشتها و درست بخورید و رودهای خود را به موقع تخلیه کنید.
آوای خاموش
خاطرات من و ویلچرم
عزيزان نخاعي كه علاقمند به كسب اطلاعات در زمينه زخم فشاري ، زخم دور استوما و زخم هاي ديابتي ويژه افراد آسيب نخاعي هستند ميتوانند از ساعت 9صبح الي 21 روزهاي هفته به غير از جمعه، با (شماره تلفن آقاي حسين الله قلي 09192058919) تماس برقرار نموده و در خصوص سوالات خود، پاسخ و راهنمايي دريافت نمايند.
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
پزشکی و درمان،
پیرامون توالت رفتن نخاعیها،
لينك،
تجربه،
عکس،
:: برچسبها:
آنتیبیوتیک,
بیماری خاموش,
بیماری کبد چرب,
پاسخ,
پوکی استخوان,
تلفن,
تماس,
راهنمايي,
زخم هاي ديابتي,
زخمهای بستر,
سرطان روده,
سنگ کیسه صفرا,
سوالات,
عوامل تاثیرگذار,
كسب اطلاعات,
کبد,
کلیه,
لگن,
مفصل زانو,
ویلچر,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 29 فروردین 1393
از روزهای اول نخاعی شدنم به خانواده میگفتم: اگه من بتونم همین اندازه سلامتی که بدنم داره را حفظ کنم و خیلی از اینی که هستم بدتر نشم میتونم 30سال بعد معلولیت زندگی کنم. موید این حرف من اخباری است که از درگذشت افراد ضایعه نخاعی منتشر شده و میشود. یک نمونه: مرحوم خانم فاطمه (شکوه) میرفتاح - کسی که نخواست «قربانی» معلولیت شود است.
من تا حالآ 21سال با ضایعه نخاعی مدارآ کردم. بقیهاش با خودم و خداست.
بزرگترین و شدیدترین و شایعترین آسیبهای جسمانی که ما خودمون به خودمون تحمیل میکنیم آسیبهای: مثانه، کلیه و مجاری ادراری است.
بسیاری از دوستان نخاعی بخصوص دوستان کمری به دلیلهای مختلف(تحصیل، کار، ورزش، کنار خانواده بودن، سفر، تفریح، تنبلی، علاقه، عادت و.....) بیشتر روز را روی ویلچر هستند و برای اینکه در این مدت سختی تخلیهی ادرار گریبانگیرشان نشود، بسیار کم آب میخورند و چون کم ادرار میکنند همهچیز را خوب میپندارند. این خطای رفتاری منشا انواع آسیب به سیستم ادراری است: عفونت مکرر مثانه، بزرگی مثانه و برگشت ادرار به کلیهها و در شرایط بد از کار افتادن کلیهها و.... متخصصهای ارولوژ توصیه میکنند افراد نخاعی هر شش ماه با سونوگرافی و آزمایش ادرار از وضعیت مثانه و کلیهی خود آگاهی پیدا کنند.
پسوند: امیدوارم این متن خاطر عزیز دوستان را نرنجانده باشد، بنده فقط نظر شخصی خودم را نوشتم.
معافیت مددجویان از پرداخت هزینهها و عوارض شهری
یارانه مددجویان بهزیستی و کمیته امداد، ۸۰ هزار تومان میشود
:: موضوعات مرتبط:
بهداشت و سلامت،
عقیده،
معلولین و معلولیت،
احوالات من،
خاطره،
پزشکی و درمان،
لينك،
تجربه،
پند و اندرز،
بهزیستی،
:: برچسبها:
آسیبهای جسمانی,
ارولوژ,
بهزیستی,
خطای رفتاری,
درگذشت,
سونوگرافی,
شایعترین,
شدیدترین,
ضایعه نخاعی,
عفونت مکرر,
عوارض شهری,
کلیه,
کمیته امداد,
مثانه,
مجاری ادراری,
مددجویان,
مرحوم,
معافیت,
معلولیت,
ویلچر,
یارانه,
|
 نویسنده :
 تاریخ : جمعه 22 فروردین 1393
|
|