💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
آشنایی با یک معلول قطع نخاع
انتشار و اشتراک تجربه های دوران معلولیت برای استفاده دیگر دوستان

مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن مطالبه گری برای مناسب سازی معابر و اماکن  محل سکونت پرچمداری جانفدای ایران چرا آپارات؟ خودرو مناسب سفر با ویلچر لیموزین با پلاک و امکانات ویژه معلولین آخرین کار آخرین روز سال جاوید ایران سفر با ون قبل وعده صادق 4 لعنت بر جنگ افروز چرا پس از خاراندن حس خوب داریم؟ راه رفتن معلولین آسیب نخاعی درخواست از سران قوا نامه‌ای‌ برای خدا عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی سفر زندگی معنای زندگی حق گرفتنی است مگه  تموم عمر چندتا بهاره معلولیت و محدودیت بحران آب و ضایعه نخاعی گرمای زندگی نبرد من و صد سال تنهایی گرما در سرما رهگذار عمر اتونازی سرگرمی رویایی من دفتر ارتباط مردمی ترمیم نخاع با چاپ سه بعدی بشنو از نی چون حکایت می‌کند خانه دوست کجاست ترمیم نخاعی با داروی برزیلی   زندگی جاودانه پلاسمای سرد و درمان ضایعات نخاعی صدور مجوز اولین درمان آسیب‌های نخاعی دور باطل چرخه‌ی معیوب یبوست مزمن و آسیب‌های مقعدی درمان آسیب نخاعی ایرانی بهوش باشید کتاب صوتی رایگان توصیف چند کشور شکاف محلی برای کسب روزی حلال مزایای داشتن شغل آغاز درمان آسیب نخاعی اهداء اعضای بدن جنگ و صلح بی‌توجهی به تخلیه مثانه افسردگی و پرخاشگری در افراد ضایعه نخاعی احساس پیری کار پر درآمد و ساده برای افراد نخاعی درمان آسیب نخاعی


رهایی از رنج اجابت مزاج برای افراد ضایعه نخاعی گردنی

زندگی با ضایعه نخاعی بسیار سخت است، اما با همه سختی‌ها می‌گذرد. وظیفه ما نخاعی‌ها و همچنین وظیفه خانواده ما نخاعی‌ها بالابردن سطح کیفیت زندگی است. قطعا سخت‌ترین و رنج‌آورترین بخش زندگی نخاعی‌ها بخصوص گردنی‌هایی که قادر به کنترل دست‌ها نیستند، اجابت مزاج است که موجب آزار روحی و روانی و جسمانی خانواده، و از همه بیشتر موجب آزار جسمانی و روانی فرد نخاعی می‌شود.

بهترین راه برای رهایی از تمام مصیبت‌های فراوان اجابت مزاج برای افراد ضایعه نخاعی گردنی، عمل کلستومی یا استومی است. کلستومی یعنی بازکردن قسمتی ازروده بزرگ به سطح پوست شکم. دراین عمل، کولون برش داده و ازدیواره شکمی به سمت خارج هدایت می‌شود و یک دهانه مصنوعی بنام استوما ایجاد می‌شود. سپس یک کیسه به دهانه آن وصل می‌شود تا مدفوع در آن جمع آوری شود. با انجام کلستومی، مدفوع زودتر از بدن خارج می‌شود، بنا بر این مدفوع فرصت سفت شدن پیدا نمی‌کند، درنتیجه بیمار ازتمام عوارض بی‌اختیاری مدفوع نجات می‌یابد.

مزیت‌های عمل کلستومی:

1- گرفتار یبوست نمی‌شویم.

2- گرفتار عوارض اجابت مزاج طولانی با عرق کردن شدید و بالا رفتن فشار خون و .... (اتونومیک دیس رفلکس) نمی‌شویم.

3- در عمل اجابت مزاج مستقل می‌شویم و به کمک دیگران نیاز نخواهیم داشت.

4- گرفتار عوارض روحی و روانی نمی‌شویم.

5- کنترل کامل بر تمام وقت خود پیدا می‌کنیم و محدودیت زمانی کوتاه و بلند مدت برای انجام هرکاری نخواهیم داشت.

پسوند: دوستان نخاعی اکنون را با کیفیت زندگی کنید، شاید هرگز فردایی را که مثل دیروزتان شوید را نبینید.

1.          آیا پس از انجام جراحی استومی می‏توان به زندگی عادی بازگشت؟ 2.          آیا پس از جراحی استومی می‏توان به شغل و حرفه قبلی ادامه داد؟ 3.          آیا استوما تولید صدا می‎کند؟ 4.          برای کاهش صدای ناشی از فعالیت استوما چه باید کرد؟ 5.          آیا استوما بوی نامطبوع ایجاد می‏کند؟ 6.          برای رفع بوی نامطبوع چه باید کرد؟ 7.          آیا پس از انجام جراحی امکان پوشیدن لباس‏های عادی وجود دارد؟ 8.          آیا استومیت می‏تواند مانند قبل از جراحی استومی حمام کند؟ 9.          آیا می‏توان بدون کیسه حمام کرد؟ 10.        آیا با وجود استومیت بودن می‏توان فرایض مذهبی را به جا آورد؟ 11.        برای جلوگیری از آزردگی استوما هنگام بستن کمربند ایمنی اتومبیل چه باید کرد؟ 12.        آیا استومیت‏ها می‏توانند از سونا استفاده کنند؟ 13.        آیا پس از انجام جراحی استومی می‏توان روابط جنسی طبیعی داشت؟ 14.        آیا حاملگی با وجود استومی امکان‏پذیر است؟ 15.        آیا استومیت‏ها می‏توانند بصورت عادی به ورزش بپردازند؟ 16.        آیا با وجود استومی می‏توان به مسافرت رفت؟


:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، شاد زیستن، پزشکی و درمان، تجربه‌،
:: برچسب‌ها: استوما, استومی, بالابردن سطح کیفیت زندگی, رهایی از تمام مصیبت‌های فراوان اجابت مزاج برای افراد ضایعه نخاعی گردنی, کلستومی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 20 مهر 1397 ارسال نظر(0)

گفتن نداره، همه میدانند

در دیدار جمعی از فعالان فرهنگی خارج از کشور، رهبر معظم انقلاب: نسبت به اوضاع ما اصلا نگران نباشند، هیچ‌کس هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، مطمئن باشند، هیچ تردیدی در این جهت وجود ندارد؛ این را به همه بگویید.

پيآمد: به لطف مسئولین سخت‌کوش و خانواده‌ها و دوستانشان، سالهاست عادت کردیم از خبرهای: بد، زشت و کثیف، شیرین‌ترین لطیفه‌ها را بسازیم و قهقه بزنیم به......




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: شیرین‌ترین لطیفه‌ها,

نویسنده : تاریخ : جمعه 19 مرداد 1397 ارسال نظر(0)

دریای خلیج فارس

در دید و بازدید نوروزی، در منزل وزیر جنگ(مادرزن)، فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح(خواهرزن) نیز با فرزندانش حضور داشتند. پسرخاله‌ی پسرم که در بوشهر مشغول خدمت سربازیست بهم گفت: اون چیزی را که بهم سفارش‌داده بودی را آوردم. اول کمی گیج شدم!؟ چیزی یادم نبود. کلی فکر کردم تا یآدم آمد که قبلا خواسته بودم وقتی میآد مرخصی برام اندازه یک بطری آب معدنی، از آب خلیج فارس بیآورد. گفتم: آب دریا آوردی!؟ گفت: تا اونجایی که امکان داشت رفتم داخل دریا و از آب تمیز دریا برداشتم و آوردم. این کارش بسیار غافلگیر و خوشحالم کرد، چراکه براش مهم بودم و بیادش بودم، و اینکه الان یه بطری از آبی را در خانه دارم که در خانه هیچکس یافت نمی‌شود. حتما از آب دریا خواهم نوشید، حتما با مقداری از اون دوغ خلیج فارسی درست می‌کنم و می‌نوشم. و حتما در زمان مناسب درب بطری را باز میکنم تا خانه پر از انرژی دریای خلیج فارس شود.

ته‌بندی: گذشتگان که امکانات کافی نداشتند گفته بودن: آب دريا را اگر نتوان كشيد.......هم به قدر تشنگی بايد چشيد.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: دریای خلیج فارس, فرمانده ستاد مشترک نیروهای مسلح, وزیر جنگ,

نویسنده : تاریخ : جمعه 17 فروردین 1397 ارسال نظر(0)

بهاریه

عمو نوروز با دخترنازش بهار خانم آمدند و جان تازه بخشیدند زمین و زمان را

پايانه: تصنیف زیبا و بهاریه:

آمد بهار خرم و آمد رسول یار...مستیم و عاشقیم و خماریم و بی‌قرار،

با صدای علیرضا افتخاری را از اینجا دریافت کنید و لذت ببرید.




:: موضوعات مرتبط: شاد زیستن، لينك، عکس،
:: برچسب‌ها: بهاریه, تصنیف, عمو نوروز,

نویسنده : تاریخ : یکشنبه 01 فروردین 1395 ارسال نظر(2)

سالنامه

آورده‌اند، دل تکانی از خانه تکانی واجب‌ترِ است. اما بنظر من افکار تکانی اوجب واجباته.

سعی کردم در سال گذشته افکار و رفتارم را متحول کنم، اما به مطلوب رسیدن تلاش بی‌نهایت طلب میکنه و باید تلاشم را به میزانی افزون کنم که رفتارم به حد مطلوبم برسه.

به استقبال روزی نو، ماهی نو، فصلی نو، سالی نو میرویم، این اتفاقی خجسته است، که باید با تحولی درونی منجر به بهترین اتفاقها شود، و این شدنی نیست مگر با بیداری و هوشیاری فکر و ذهن.

به خودم قول میدهم سال جدید را بهترین سال عمرم بسازم و از هر نظر تحولی شگرف و چشمگیر در زندگی خودم و خانواده‌ام ایجاد کنم.

هر روز بخودم میگویم: از امروز لذت ببر.امروز یه هدیه ازطرف خدا برای تو می‌باشد، پس شکر گزار داشته‌هایت باش.

هر روز خودت را از نو بساز.

مثل یک قهرمان و حرفه‌ای فکرکن

باور و اعتقاد تو رییس مغز تو است، مثبت فکر کن اتفاقات مثبت حتمآ رخ خواهند داد

ندای درونت تشکیل دهنده واقعیت توست. باور تو احساس تو را میسازد. باورمنفی تو دزد موفقیت توست.

هدف و رویاهای بزرگ تو نشاندهنده مسیر تو بسوی آینده است.

کسی که هدف دارد دل به وسوسه های مسیر نمیدهد

از شکستها و تجارب خود پلکانی بسوی پیروزی بساز.

قدرت نفوذ کلام شما برای خودتان هفده مرتبه از قدرت کلام دیگران نسبت به شما قویتر است، پس مثبت اندیش و کمال گرا باش

من عالیم من بی نظیرم من حتما موفق خواهم شد من هر روز بهتر از قبل می‌شوم




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن،
:: برچسب‌ها: افکار, باور, پیروزی, حرفه‌ای, قهرمان, موفقیت, نفوذ کلام, هدف,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 اسفند 1394 ارسال نظر(3)

مهمانه سال نوی میلادی

این روزها ما منتظریم، آخه قراره برامون مهمان بیاد، امیری عزیز، مانی و مانا همراه با شادی و جلال و شکوه.

مهمانی که اصلا مهمان نیست، بلکه صاحب خانه است.

حتما برامون خیر و برکت و روزی بسیار فراوان خواهد آورد.

شکرت خدای بخشنده و مهربان و روزی ده.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، شاد زیستن، ازدواج معلولین، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: مهمان,

نویسنده : تاریخ : جمعه 11 دی 1394 ارسال نظر(9)

سریع و راحت ثروتمند شوید

یکی از قدیمی ترین روش هایی که از زمان‌های بسیار دور تا به امروز برای نفوذ به ضمیر ناخودآگاه و ارسال سیگنال‌های مورد نظر به ضمیر ناخودآگاه، برای خلق تغییرات مطلوب و ایده‌آل در زندگی، مورد استفاده قرار میگرفته، استفاده از عبارت‌های تاکیدی مثبت بوده است. عبارت‌های تاکیدی در صورتی که به صورت صحیح طراحی شوند، می‌توانند بسیار موثر و تاثیرگذار ظاهر شده و با تمرین و تکرار نتایج خارق العاده و دور از تصوری را برای شما به همراه آورند. پیشنهاد می‌شود اگر تمایل دارید تا با استفاده از قدرتمندترین، حساب شده‌ترین، تاثیرگذارترین و طلایی‌ترین عبارت‌های تاکیدی در حوزه کسب ثروت و موفقیت مالی، ذهن خود را برای دستیابی سریع و راحت به ثروت حلال برنامه ریزی کنید، فایل سی روز با عبارت های ثروت ساز را دانلود کرده و هر روز، هر زمان که فرصت داشتید به تکرار به این فایل بسیار ارزشمند گوش داده تا به راحتی و در سریع ترین زمان ممکن ذهن خود را برای خلق دستاوردهای بزرگ مالی برنامه ریزی کنید. فایل صوتی سی روز با عبارت‌های ثروت آفرین، ریشه‌ای‌ترین و اصلی‌ترین باورهای شمارا که تا این لحظه اجازه ثروتمند شدن را به شما نمی‌داد، هدف گرفته و با جملاتی طلایی که مطابق با زبان ضمیر ناخودآگاه شما طراحی شده، باورهای پول ساز و ثروت آفرین را در ناخودآگاه شما حک می‌کند، تا بتوانید سریع‌تر، راحت‌تر و با صرف زمان و انرژی به مراتب کمتر، دستاورهای مالی خارق العاده‌ای را به زندگی خود جذب کنید. لطفا توجه داشته باشید که هر چه بیشتر به این فایل صوتی قدرتمند گوش دهید، نتایج خارق العاده‌تری را کسب خواهید کرد، نتایجی که واقعا شما را در حوزه‌ی مالی زندگی‌تان انگشت به دهان خواهد گذاشت! منبع

دانلود رایگان فایل صوتی سی روز با عبارت‌های ثروت ساز

پيوست: تکنولوژی برنامه ریزی هدفمند مغز و فکر و ذهن واقیتی اثبات شده است. تلاش کنید مغزتان را در راستای اهداف خود برنامهِ‌ریزی کنید. با کمی جستجو در زمینه‌ی تکنولوژی فکر می‌توانید به دانش زیادی دست‌پیدا کنید. بعد مطالعه، از مطالب، ایده و الگو بگیرید و جمله‌های تاکیدی مثبت، مخصوص و سازگار و همسو با روحیه و اهداف خودتان را تدوین کنید و اونها با صدای بلند بخونید و با ضبط صوت گوشی صداتون را ضبط کنید و در هر زمان و هر مکان اونها را گوش کنید تا در ضمیر ناخودآگاه‌تان حک شوند.

مستند دوبله فارسی راز دانلود با لينک مستقيم حجم: 689 مگابایت رمزفایل فشرده www.melidownload.com




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، شاد زیستن، اقتصادی، لينك، تجربه‌، تکنولوژی، پند و اندرز، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: تاثیر جمله‌های تاکیدی مثبت روی ضمیر ناخودآگاه برای برنامه ریزی هدفمند مغز, تکنولوژی فکر, جمله‌های تاکیدی مثبت, دانلود رایگان, دوبله فارسی, راز, ضمیر ناخودآگاه, عبارت‌های ثروت ساز, فایل صوتی, مستند, موفقیت مالی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 27 آذر 1394 ارسال نظر(0)

تکنولوژی فکر

تکنولوژی فکر یک سیستم جدید برنامه‌ریزی در ضمیر ناخودآگاه انسان است که از طریق آن تحولی عظیم در نظام فکر، شخصیت، باورها و روحیه‌ی یک انسان ایجاد می‌شود. این تکنولوژی جدید که اخیرا توسط دکتر علیرضا آزمندیان، بنیانگذار تکنولوژی فکر در ایران ارائه شده و تدریس می‌شود،اثرات شگفت‌انگیزی در کیفیت زندگی شما می‌گذارد و شما با خلق اندیشه‌های زیبا در دنیایی از امید و اعتماد به نفس، زیباترین شخصیت را ازخود می‌سازید و با تلاشی مستمر و آینده‌آفرین به خلق عالی‌ترین دستاوردهای یک زندگی پرحاصل همت می‌کنید. دراین سیستم علمی و تکنولوژیکی با استفاده از پروگرام کردن ضمیر ناخودآگاه، شمامی‌توانید نظام باورها و شخصیت خود را از نو بسازید و با استفاده از سیستم مدیریت روحیه از طریق ضمیر ناخودآگاه به دنیایی از آرامش و نشاط برسید و از این رهگذر بهخلق اندیشه‌های هدفمند و امیدبخش بپردازید و از زندگی خود یک شاهکار بسازید. دکتر علیرضا آزمندیان با اجرای این سیستم زیبای الهی انسانی توانسته است بسیاری از زندگی‌ها را متحول کند و انسانهای زیادی را به سعادت و خوشبختی و آرامش و نشاط واقعی برساند. این کتاب صوتی را می توانید در ادامه دانلود کنید. منبع این مطلب

دانلود با لینک مستقیم: دانلود بخش اول (حجم: ۱۱٫۴MB) دانلود بخش دوم (حجم: ۱۰MB)

 دانلود بخش سوم (حجم: ۱۰٫۱MB) دانلود بخش چهارم (حجم: ۹MB) دانلود بخش پنجم (حجم: ۱۰٫۶MB) دانلود بخش ششم (حجم: ۱۰٫۸MB) دانلود بخش هفتم (حجم: ۱۰MB)




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، لينك، تکنولوژی، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: تکنولوژی فکر, دانلود با لینک مستقیم, دکتر علیرضا آزمندیان, کتاب صوتی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 ارسال نظر(1)

چرا وبلاگ 70روز بروز نشد!؟

سلام محضر دوستان گرامی مدتی بود که وبلاگ به روز نمی‌شد. دلیل این امر مشکل شخصی بنده نبود، بلکه مشکلی بود که شخص بنده با تغییرات در بخش مدیریت وبلاگ ایجاد نمودم و موجب انفجار بنیادی در بخش داخلی وبلاگ شدم، کلا وبلاگ را از داخل پوکوندم و هرگونه دسترسیم به بخش مدیریت غیر ممکن شد. بعد تماسهای متعدد، بالآخره آقا ابراهیم مدیر متخصص و متعهد و خستگی‌ناپذیر سایت اسپیشال با جهد و تلاش بی‌پایان، بر آن مشکل فنی که این جانب موجب شده بودم چیره شدند و وبلاگ را به حال عادی برگرداندیندند.

ته‌بندي: در مدتی که وبلاگ به روز نمیشد اتفاق‌‌هایی رخ داد که به مرور عرض خواهد شد. یکی از این اتفاق‌ها مصاحبه گونه‌ای با بنده بود که در روزنامه همشهری منتشر شد. نویسنده روزنامه‌ی همشهری با خواندن وبلاگ‌های آشنايي با يك معلول قطع نخاع و البته گفتگو تلفنی با بنده، با برداشتی آزاد، مصاحبه‌ای روزنامه و خواننده پسند را منتشر نمودند. در ادامه اصل مطلب منتشر شده را بخوانید:

کلید صبر به هر قفلی می‌خورد!

تا به حال فکر کرده‌اید موقع راه رفتن چطور پایتان را از روی زمین بلند می‌کنید و قدم برمی‌دارید؟

تا به حال به حركات خودآگاه يا حتي ناخودآگاه بدنتان هنگام خستگي فكر كرده‌ايد؟ اصلا مي‌دانيد احساس خستگي هم يكي از لطف‌هاي بزرگ خداوند در حق ماست تا راهي براي مبتلا نشدن به مشكلات جدي پيدا كنيم؟ همين راه رفتن ساده و قدم زدن در خانه و خيابان، براي عده‌اي از جانبازان و معلولان قطع نخاعي مانند يك رؤياست. انگار كه ما بخواهيم با نگاه كردن به يك در بسته، آن را باز كنيم! در اين ميان، مهرداد زندي، جوان معلول قطع نخاعي است كه اگر روزها و سال‌ها هم با او به صحبت بنشينيد، محال است او شكايتي از وضعيتش كند. سختي و مشقت‌هاي زندگي‌اش را برايتان تعريف مي‌كند اما روح صبر درصورتش پيداست و آن يأسي كه بعضي از ما در اثر يك اتفاق ساده دچارش مي‌شويم، هيچ اعتباري پيش او ندارد. مهرداد زندي روز تولدش را 22سال بعد از حضورش در اين دنيا مي‌داند! عجيب نيست وقتي خودش مي‌گويد: «سال 72دوباره متولد شدم و اين بار پا به دنياي تازه و متفاوت از قبل گذاشتم. اين بار بيشتر از من اطرافيانم گريان بودند! اما اين دنيايي است كه من خيلي دوستش دارم و خيلي چيزهايم را مديون آن هستم. من از ورودم به دنياي معلوليت حرف مي‌زنم؛ دنيايي كه باعث شد من درك بهتري از زندگي داشته باشم. مطمئن هستم اگر صد سال در شرايط قبل از معلوليت زندگي مي‌كردم به چنين دركي كه الان دارم، نمي‌رسيدم. از روزي كه پا به اين دنياي تازه گذاشتم، اين سالروز را براي خودم مبدأ تولد قرار داده‌ام. اين كار چند حسن دارد؛ مهم‌ترينش هم اين است كه من حالا فقط 22سال دارم!» مهرداد زندي در همين دوران معلوليتش ازدواج كرده و صاحب پسري شده كه حالا تقريبا 2 ساله است. زندگي‌اش هم از راه فعاليت در معاملات بازار بورس، آن هم از طريق فضاي مجازي و با استفاده از اينترنت مي‌گذرد.

  • زندگي كردن بدون داشتن توانايي راه رفتن چطور مي‌گذرد؟

خدا را شكر كه من هم مثل همه مردم زندگي مي‌كنم. هرچند كه زندگي كردن من تا اندازه‌اي با مردم سالم تفاوت دارد. اما خدا را شاكر هستم كه امروز بعد از گذشتن 22سال از آن حادثه‌اي كه منجر به قطع نخاع من شدتوانسته‌ام ازدواج كنم و صاحب فرزند شوم. من آن را روز هيجان‌انگيز و نقطه عطف زندگي‌ام مي‌دانم. اين روزها هم به‌طور مجازي و از طريق اينترنت در بازار بورس مشغول فعاليت هستم.

  • چرا آن روز تصادف‌تان را روز هيجان‌انگيز مي‌دانيد؟! مگر تصادف كردن، شكستن گردن، قطع نخاع و مشكلات بعد از آن‌چه اثري در زندگي شما داشت كه با نشاط از آن ياد مي‌كنيد و آن را روز هيجان‌انگيز مي‌خوانيد؟

به‌نظر من هيجان‌انگيزترين روز مي‌تواند همان روزي باشد كه آدم در سي‌ام اسفند به دنيا بيايد. كسي كه در اين روز به دنيا مي‌آيد بايد 4سال منتظر فوت كردن شمع تولدش باشد، چه حس خوبي دارد فوت كردن آن شمع! به هر حال آدم‌ها همه يك‌بار به لطف مادر و پدر متولد مي‌شوند، اما من 2 بار متولد شدم. از روزي كه پا به اين دنياي تازه گذاشته‌ام، اين سالروز را براي خودم مبدأ تولد قرار داده‌ام.

  • چرا مبدأتولد؟

اين كار چند حسن دارد؛ بهترينش اين است كه من با وجود اينكه طبق شناسنامه متولد سال 1350هستم، اما حالا با گذشتن 22سال از آن روز مهم زندگي‌ام، فقط 22 سال سن دارم و واقعا اين روزها در اين سن زندگي مي‌كنم و بسيار خوشحال و شاد هم هستم.

  • كمي از آن ماجرا بگوييد. چه شد كه از گردن قطع نخاع شديد؟

سال 1372بود كه دوران سربازي‌ام تمام شد. آن زمان اصلا اهل وقت‌گذراني بيهوده نبودم و مي‌خواستم هرچه زودتر شغلي داشته باشم. به همين دليل نخستين كاري را كه به من پيشنهاد شد قبول كردم. همان زمان بود كه موتورسيكلتم نقص فني داشت و من نسبت به آن بي‌توجه بودم. همين بي‌توجهي هم باعث شد وقتي در يك بلوار در جنوب غرب تهران با موتور‌سيكلتم در حال حركت بودم، ناگهان احساس كردم كه موتورم باز هم اشكال پيدا كرده است. پشت من هم اتومبيلي در حال حركت بود و از ترس اينكه مبادا به من برخورد كند، فورا موتورم را به سمت كنار خيابان هدايت كردم و چون اين اتفاق با عجله و بي‌دقت بود، با سر به تنها درخت كنار آن بلوار برخورد كردم. در اين حادثه گردنم شكست و من از مهره پنجم و ششم ستون فقرات، قطع نخاع شدم.

  • قطع نخاع از مهره پنجم ستون فقرات، چه محدوديت‌هايي براي شما ايجاد كرده است؟

نخاع از هر جا كه آسيب ببيند از همان جا به پايين تمام اندام‌هاي ارادي و نيمه‌ارادي و حتي غيرارادي از كار مي‌افتند. براي من هم اين اتفاق افتاده و حالا فقط از دست چپم مي‌توانم استفاده كنم و با دست راستم از مچ و انگشتان دستم توانايي گرفتن وسايل را ندارم. مثلا نمي‌توانم با دست راستم قند بردارم يا استكاني را نگه‌دارم.

  • اشاره كرديد كه 22 سال داشتيد كه اين اتفاق افتاد و شما توانايي راه رفتن و بسياري از كارهاي ديگر را از دست داديد. اين اتفاق براي يك پسر جوان چقدر سخت و غيرقابل باور بود؟

مدتي نمي‌توانستم باور كنم كه ديگر نمي‌توانم با پاهايم راه بروم. حدود 6‌ماه اول همراه خانواده‌ام تمام مدت در بيمارستان‌ها در رفت‌وآمد بوديم. بعد از آن هم حدود 2 سال طول كشيد تا توانستم شرايطم را درك كنم و تا اندازه‌اي كارهاي شخصي‌ام را خودم انجام بدهم.

حالا بعد از گذشت 22سال از معلوليت جسمي، باور دارم كه صبر كليد حل بسياري از مشكلات است. درست است كه معلوليت و قطع نخاع من با گذشتن زمان درمان نشده، اما در طول اين مدت تحولاتي در فكر و زندگي‌ام پيش آمده كه آن را مرهون همين مشكلات مي‌دانم. چون تا زماني كه مشكلات نباشند و آدم صبورانه به حل آنها مشغول نشود، نمي‌تواند خودش را آدم مقاوم و بردبار و شادابي بداند. با جزع و فزع هم مشكلي حل نمي‌شود. تنها نتيجه گريه و گلايه از مشكلات اين است كه دوست و آشنا و غريبه برايم دل بسوزانند و اين دلسوزي را به زبان بياورند كه اين اتفاق هم جز نااميدي و ياس بيشتر رهاوردي برايم ندارد. پس بهترين راه در مواجهه با مشكلات اين است كه صبور و شاد باشم تا به بهترين نحو ممكن زندگي كنم.

  • هر كسي كه شما را بشناسد مي‌داند كه فرد صبور و شادي هستيد و اين در حالي است كه توانايي‌هاي مردم سالم را نداريد. اين روحيه را از چه زماني در خودتان داشته‌ايد؟

حقيقت اين است كه از كودكي‌ام، آدم كم صبر و گوشه‌گيري نبودم. هميشه فعاليت‌هاي خاص خودم را داشتم. مثلا از دوره نوجواني‌ام علاقه زيادي به ماهيگيري، شنا و كوهنوردي داشتم. اما براي اينكه بتوانم آخر هفته‌ها به اين علاقه‌هايم به‌طور كامل برسم و در عين حال براي اينكه در تأمين هزينه تفريحاتم مزاحم پدرم نباشم، بعد از مدرسه كار مي‌كردم و درآمدم را خرج اين تفريحات مي‌كردم.

در دوران آموزشي سربازي هم منشي گروهان خودمان بودم. بعد از آموزشي، محل خدمتم يك كارخانه ساخت تسليحات نظامي در غرب تهران تعيين شد. هر روز صبح ساعت 5 صبح با سرويس مي‌رفتم كارخانه و ساعت 2بعدازظهر برمي‌گشتم خانه. كارم يك سال سوراخ كاري لوله خمپاره 120بود و سال دوم را در قسمت كنترل كيفيت كارخانه بودم. 2ماه آخر خدمت سربازي را هم يكجا به مرخصي رفتم. در همان روز‌هاي اول مرخصي بود كه آن حادثه برايم اتفاق افتاد.

  • پس خيلي با نشاط و پرجنب و جوش بوديد اما اصلا فكر مي‌كرديد در آن سن و سال چنين اتفاقي براي‌تان بيفتد؟

آن زمان من به‌اصطلاح بچه هيئتي بودم. دائم در هيئت‌ها و مسجدها رفت‌وآمد داشتم. حتي به‌خاطر دارم كه وقتي سالم بودم، در‌ماه محرم و رمضان به هيئت محبين‌الائمه عليهم‌السلام در خيابان ري مي‌رفتم و آنجا حجت‌الاسلام والمسلمين شيخ حسين انصاريان سخنراني مي‌كرد. تعداد زيادي از جانبازان جنگ تحميلي هم به آنجا مي‌آمدند و من هميشه اين سؤال را در ذهنم داشتم و مي‌گفتم اين جانبازان كه 2 پاي سالم دارند چرا روي ويلچر نشسته‌اند؟! دنيا چقدر كوچك است! صبح روز سه‌شنبه29صفر (29مرداد سال 1372) من در هيئتي بودم كه حاج منصور ارضي در آنجا زيارت عاشورا مي‌خواند. آخر مراسم حاج منصور گفت: «محرم و صفر هم تمام شد، چه‌كسي مي‌داند سال آينده اين موقع چگونه و كجاست!» از آنجا كه بيرون آمدم هنوز يك ساعت نگذشته بود كه تصادف كردم و حالا مدت‌هاست در دوران جواني‌ام مي‌دانم كه چرا آن جانبازان با 2پاي سالم روي ويلچر مي‌نشستند.

  • بسياري از مردم نمي‌دانند زندگي كردن در شرايط قطع نخاع اصلا امكان دارد يا نه! اين در حالي است كه شما 22 سال با اين شرايط به خوبي و خوشي زندگي كرده‌ايد. پرسش ما اين است كه شما با چنين شرايطي زندگي را چطور مي‌گذرانيد؟

يك آدم قطع نخاعي بايد همه زندگي‌اش نظم و حساب داشته باشد تا بتواند با تحليل آنچه بر او گذشته با مشكلات خود مقابله و از آن به بعد از وقوع مجدد آن مشكل پيشگيري كند. حقيقت اين است كه تا 3-2سال اول، همه كارهاي من را خانواده‌ام انجام مي‌دادند اما من از همه سختي‌ها و مشكلاتم خوب درس گرفتم. با روش آزمون و خطا ياد گرفتم كه بسياري از كارهاي شخصي‌ام را خودم انجام بدهم. امروز ياد گرفته‌ام كه چگونه از تخت بيمارستاني استفاده كنم، چگونه با كمك يك نفر روي ويلچر بنشينم و دوباره به روي تخت برگردم، امروز مي‌دانم كه چطور با سرگيجه و سياهي رفتن چشم‌هايم روبه‌رو شوم، هروقت كه احساس كنم به حمام نياز دارم با كمك خانواده روي ويلچر حمام خود مي‌نشينم و به حمام مي‌روم و يك دستي خودم را مي‌شويم. خوشبختانه آدم صبوري هستم! حتي با وجود اين شرايط ازدواج كرده‌ام و صاحب فرزند شده‌ام.

  • حالا با اين رنج‌هايي كه كشيده‌ايد فكر مي‌كنيد چرا بعضي از ما به محض بروز يك مشكل كوچك، زود از كوره در‌مي‌رويم و زمين و زمان را به هم مي‌دوزيم؟

فكر مي‌كنم ما وقتي مي‌خواهيم از واقعيت و اشتباه خودمان فرار كنيم يا توجيهي براي كم صبري بياوريم، مي‌گوييم قسمت و بخت و پيشاني نوشت ما اين بوده! درحالي‌كه آدم خودش اشتباه كرده است. البته به قضا و قدر اعتقاد دارم و مي‌دانم كه خداوند ما را به روش‌ها و شرايط گوناگون آزمايش مي‌كند و هر كسي گرفتاري‌هايي در زندگي‌اش دارد. اما آيا واقعا از اول در طالع من اينطور نوشته بودند كه تصادف كنم و زمين‌گير بشوم؟ معلوليت من را بسيار صبور و مقاوم در برابر ناملايمات و پرطاقت و توان كرده است. يك شعري از ايرج ميرزا هست كه من آن را اينطور مي‌خوانم: گويم كه مرا چو زاد مادردندان به جگر گرفتن آموخت من ياد گرفته‌ام كه هيچ وقت حسرت چيزهايي كه از دست داده‌ام و آن چيزي كه به‌دست نخواهم آورد را نخورم.

  • و مخلص كلام؟

زندگي با محدوديت و مشكلاتش خلاصه نمي‌شود.

  • شكر نعمت به جاي بي‌صبري

مي‌گويند هر كسي كه در دريا در حال غرق شدن باشد و شنا نداند، نبايد دست و پا بزند. كمي آرامش و تحرك كم، مي‌تواند او را از مرگ حتمي نجات بدهد؛ اما اگر زيادي هيجان‌زده شود و بي‌صبري كند، مرگش حتمي است. قضيه چندان ساده نيست. مگر مي‌شود به حادثه‌اي گرفتار شد و هيچ تلاشي نكرد؟ اينجاست كه انديشمندان مي‌گويند: «شنا كردن با دست و پا زدن زيادي تفاوت دارد.»

حجت‌الاسلام محسن قرائتي هم جزع و فزع بيهوده را مترادف ناشكري مي‌داند: «بي‌تابي كردن براي چيزي كه از دستمان رفته بيهوده است. اگر هم لازم باشد كه حركتي از خودمان نشان بدهيم كه باز هم مشكل با كم صبر بودن حل نمي‌شود. گاهي لازم است به جاي گريه و بي‌قراري براي آنچه از دستمان رفته، به خدا پناه ببريم و به آن نعمت‌هايي كه برايمان تأمين كرده است فكر كنيم. در حقيقت شكر نعمت يك راه خوب براي صبور بودن و آرام شدن قلب است.»

فرهاد مرندي، روانشناس اجتماعي است. او دليل بي‌صبري بعضي از آدم‌ها را نبود ايمان كامل به خداوندي خدا مي‌داند و مي‌گويد: «اگر قبول كنيم كه اتفاق‌هايي كه براي ما مي‌افتد به اراده خداوند صورت گرفته، چه دليلي براي بي‌تابي و كم صبري ما وجود دارد. البته درست است كه ادعاي صبور‌بودن بايد آزمايش شود اما بايد در همه دوران زندگي، خودمان را براي هر نوع پيشامد بد و ناخوشايندي آماده كنيم.»

مرندي معتقد است: «گاهي لازم است كه هر از چندگاهي به‌خودمان اعتماد به نفس بدهيم كه انسان صبور و مقاومي هستيم. البته شايد در دوران رفاه و آسايش، كار چندان چشمگيري نباشد اما در زمان امتحان‌هاي بزرگ، نتيجه‌اش را به خوبي نشان مي‌دهد.»

  • زيبايي‌هاي دنيا را ببينيد!

ما آدم‌ها اگرچه در نهايت اجداد مشتركي داريم و روح واحدي در جسم‌مان هست، اما از زمين تا آسمان با هم فرق داريم. بعضي‌ها به محض يك اخم دوست يا همكار از كوره درمي‌روند و زمين و زمان را به هم مي‌دوزند كه چرا اينطور رفتار كرد! بعضي‌ها اما آنقدر راحت و ساده كنارت مي‌نشينند و بزرگ‌ترين رنج‌هاي زندگي‌شان را برايت تعريف مي‌كنند كه خيال مي‌كني برايت قصه هزار و يك شب مي‌گويند.

مهرداد زندي هم روي ويلچرش مي‌نشيند و زندگي‌اش را برايت تعريف مي‌كند. طوري صحبت مي‌كند كه انگار دارد ماجراي جالبي از زندگي‌اش را برايت مي‌گويد. تو دلت مي‌گيرد و مدام دنبال مجرمي هستي كه همه تقصير را به گردنش بيندازي اما او كه در اوج جواني و با همه نشاط زندگي مجبور شده هرروز 20ساعت از عمرش را در بستر بگذراند، آنقدر صبور است كه هيچ گله‌اي ندارد. اين داستان نيست. ماجراهايي است كه واقعا اتفاق افتاده اما چون بعضي از ما خيلي كم طاقت هستيم، عظمت ماجرا را باور نمي‌كنيم. اما باورش سخت نيست براي مهرداد زندي كه روز تصادفش را شروع زندگي جديد مي‌داند؛ «دنيا زيبايي‌هاي زيادي دارد، چشم‌هايتان را نبنديد.» اين جمله‌اي است كه مهرداد زندي به ما و شما هديه كرده است. به هر حال صبر كردن انواع و مراتبي دارد كه آدم‌ها در مواجهه با آنها دسته‌بندي مي‌شوند.

  • كار و تفريحات يك جوان قطع نخاعي

مي گويند صبر، گياه برگ تلخي است كه ميوه شيرين دارد. مهرداد زندي هم چنين باوري داشته كه حالا با وجود مشكل بزرگي كه در حركت دست و پاهايش دارد، جوان موفقي است؛ چون خودش تأكيد مي‌كند كه «مي دانستم با محدوديتي كه برايم ايجاد شده بود بايد كنار بيايم. اما بهترين راه چه بود؟ بهترين راه اين بود كه اميدوار باشم، صبر كنم و تلاشم را به‌كار بگيرم تا در حد امكان مانند بقيه مردم سالم كار و تفريح كنم.» بله، كار و تفريح. جالب است كه مهرداد زندي هر روز حدود 3 تا 5 ساعت را به فعاليت در بازار بورس اختصاص مي‌دهد و با اين كار كسب درآمد كرده و هزينه‌هاي خانواده‌اش را تأمين مي‌كند. خودش مي‌گويد: «اوايل كه دچار اين مشكل شده بودم نمي‌دانستم چه بايد بكنم. بعد از مدتي خودم را با رايانه و اينترنت مشغول كردم و مطالب متنوع آن را مي‌خواندم. حين همين كارها بود كه با بورس آشنا شدم. فعاليت در بورس را هم از طريق سايت‌‌هاي اينترنتي ياد گرفتم و با كمك دوستانم توانستم در خريد و فروش سهام بورس شركت كرده و معامله كنم. حالا اين كار شيوه‌اي براي كسب درآمد من است و مي‌توانم بگويم من هم شاغلم». اين كار در روحيه و شخصيت او تأثير مثبت زيادي داشته، چراكه خودش تأكيد مي‌كند: «مي‌گويند كار، جوهره مرد است. پس من هم بايد كار مي‌كردم تا بتوانم هم زندگي‌ام را بگذرانم و هم دچار كسالت و خستگي و فرسودگي نشوم». تفريحات زندي هم در جاي خودش جالب توجه است. يكي از تفريحات او رفتن به مهماني و حتي پارك است؛ «مهماني رفتن يكي از برنامه‌هاي زندگي ماست كه قابل حذف هم نيست. البته چون به منزل پدرم زياد مي‌رويم، در كوچه آنها خودمان مناسب‌سازي‌ مختصري انجام داده‌ايم! يعني در كنار چند پله‌اي كه در كوچه وجود دارد، چيزي شبيه آسانسور درست كرده‌ايم تا بتوانم با ويلچر به راحتي از آنجا رد شوم.» و ادامه مي‌دهد: «پارك هم يكي ديگر از تفريحات من است كه معمولا به همراه خانواده يا دوستانم مي‌روم. البته يك‌بار هم خودم به تنهايي به وسيله ويلچر برقي به پارك رفتم و هرچند كه خوش گذشت اما واقعا جاي خانواده‌ام در كنارم خالي بود».

يكي ديگر از تفريحات مهرداد زندي، نوشتن وبلاگ است. او اين كار را شيوه‌اي براي تبادل تجربه‌ها و يافته‌هاي خودش با ديگران مي‌داند و مي‌گويد: «مدتي بعد از اينكه قطع نخاع شدم وبلاگي درست كردم كه تجربه‌هايم را در آن مي‌نوشتم. در همين وبلاگ بود كه دوستان زيادي پيدا كردم كه بعضي از آنها مشكلاتي شبيه خودم داشتند. به اين ترتيب‌ وبلاگ، شيوه‌اي براي كسب تجربه از آنها و اعلام تجربه‌هاي خودم بود. دوستاني كه در وبلاگ پيدا كردم، براي من دوستان مجازي نيستند. درست است كه آنها را از نزديك نديده‌ام، اما با تعدادي از آنها رابطه دوستي خوبي دارم و مي‌توانم به راحتي با آنها صحبت كنم و تنها نمانم».

  • همسرم روحيه‌ام را تقويت مي‌كند

مقاومت‌ها، صبوري‌ها و كم‌صبري‌هاي يك معلول قطع نخاعي را بايد در لابه‌لاي حرف‌هاي همسرش جست‌وجو كرد. شايد تصور كنيد كه همسر چنين آدمي بايد خيلي صبور و مقاوم باشد؛ درست است اما شرط كافي براي داشتن يك زندگي آرام و شاد نيست. همانطور كه همسر مهرداد زندي هم به روحيه شاد و مقاوم همسرش اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «همسرم مرد شاد و صبوري است؛ آنقدر كه او در زندگي به من روحيه مي‌دهد و براي مقابله با مشكلات تشويقم مي‌كند». او ادامه مي‌دهد: «قبل از ازدواج با او مي‌دانستم كه به‌دليل مشكلات جسمي‌اش نمي‌تواند مانند افراد عادي باشد اما وقتي با او صحبت كردم متوجه شدم معيارهاي يك مرد خوب و دلسوز و صبور را دارد. به همين دليل است كه پيشنهاد ازدواج با او را قبول كردم».

حالا مهرداد زندي و همسرش داراي يك پسر كوچك هستند. خانم زندي مي‌گويد: «همسرم پدر بسيار خوبي براي پسرمان است. با وجود مشكلاتي كه خودش دارد، نه‌تنها كارهاي خودش را انجام مي‌دهد بلكه گاهي در غذا دادن به پسرمان هم به من كمك مي‌كند، با او بازي مي‌كند و از او مراقبت مي‌كند تا من بتوانم به كارهاي منزل رسيدگي كنم. در مجموع، زندگي ما هيچ تفاوتي با زندگي‌هاي آرام و شاد ندارد و ما واقعا در كنار يكديگر احساس خوشبختي مي‌كنيم».

زندگی > مهارت‌ها - همشهری دو - مریم مرتضوی




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، پند و اندرز، سیاحت، ازدواج معلولین، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام،

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 آبان 1394 ارسال نظر(4)

شوخی خانوادگی

در جمع فامیل، تازه عروسی داشت به شوهرش گله میکرد که: دیگه نمیدونم باید چیکار کنم، خسته شدم از دستش، نمیدونم چرا قاب عکسی که تو آتلیه گرفتیم اصلا روی میزتوالت وای‌نمی‌ایسته، هرچی من میذارمش بالا، باز میافته، میترسم بالآخره بشکنه. من فوری به شوهرش یه چشمک زدم و به عروس خانم گفتم: از این به بعد بذارش جای آینه‌ی توالت، هم جاش مطمئنه هم دیگه نگرانی نداری که بیافته. شوهره هم خیلی جدی گفت: چه فکر خوبی. اینطوری هر وقت بریم جلو آینه میبینیم خیلی شیکیم و همونطوری با لباس خانگی بدون آب و شانه میریم مهمونی، با این روش خرج لباس‌مون هم کم میشه.

پسآمد: دوستان نخاعی که نرم افزار تلگرام دارن با کلیک روی این لینک میتونن در گروه نخاعی‌ها و اشتراک تجربه‌ها برای بهتر زیستن عضو بشن.

دوستان، به دلیل مزاحمت ایجاد کردن برخی افراد، لینک گروه حذف شد.

دوستان نخاعی که تمایل به عضویت در گروه را دارند پیام بدن تا راه عضویت را براشون ارسال کنم.




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، لينك، تجربه‌، تکنولوژی،
:: برچسب‌ها: آتلیه, آینه‌ی توالت, چشمک, عروسی, فامیل, قاب عکس, میزتوالت,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 مرداد 1394 ارسال نظر(7)

انگیزه

فرا رسیدن سال نو همیشه نوید بخش افکار نو، کردار نو و تصمیم‌های نو برای آینده است. آینده‌ای که همه امید داریم بهتر از گذشته باشه، اما معمولا این افکار و تصمیم‌ها در روز دوم فروردین فراموش میشن. ما بیشتر از تصمیم بزرگ‌، نیازمند به انگیزه‌ی بزرگ هستیم. بدون انگیزه هیچ تصمیمی عملی نمیشه. در دوران تحصیل، میگفتن دبیر درس دانش اجتماعی‌مون روانشناسه، او هر جلسه قبل شروع درس چند دقیقه برامون حرف میزد و با تحریک و تهییج بچه‌ها برای داشتن آینده‌ای روشن تلاش میکرد تا با نیروی انگیزش حداقل کلاس موفقی داشته باشه، همیشه تا یکی دو روز همه بچه‌ها شارژ بودن و انگیزه برای بهتر شدن داشتن، اما متاسفانه انسان راحت طلبه، هر تغييري براي بهتر شدن همراه با مشکل و ناراحتيه، و به اين دليل بيشتر افراد از بهبود وضعيت خود پشيمون ميش. آنها مشكلات و ناآرامیه مربوط به تغيير را دوست ندارند. بنابراين از خير آن ميگذرن و ترجيح ميدن به همان روشي كه راحت‌ترند زندگي كنند، تا اينكه با نا ملايمات روبرو شوند. درست به همین دلیل انسان نیاز داره هر روز با روشهای مناسب حال خودش به خودش انگیزه تزریق کنه. هیچ امری برای انسان با انگیزه محال نیست. انسان با هدف و انگیزه‌ مدام به مقصد نهایی خود می‌اندیشد و مدام بفکر یافتن بهترین راه برای بهتر شدن برای رسیدن به بهترین نتیجه است.  یادمان باشد: ما باید همیشه و در هر لحظه آماده باشیم تا بتوانیم کسی که هستیم را قربانی کسی کنیم که میخواهیم باشیم. ما براي هميشه وقت نداریم. هيچ زماني بهتر از حالآا نيست. اكنون بهترين زمان براي شروع است. لازم نيست كه كل زندگي را تغيير دآد. يك گام كوچك در جهت درست، كل كاري است كه بايد انجام شود. هرچه كه در زندگي چه بخواهيد، مي‌توانيد آن را بدست آورد. فقط بايد فرآيند را آغاز شود. در ادامه مطلب ده راه برای ایجاد انگیزه در خود را بخوانید.

ته‌بندي: عمل جابجایی تاندون میتونه یکی از روش های درمانی موثر در بهبود کیفیت زندگی افرادی باشه که از ناحیه گردن دچار آسیب نخاع شدن. درباره این روش درمانی اطلاع رسانی صورت نگرفته و خیلی از تتراپلژی هایی که حرکتی در آرنج و مچ دارن نمیدونن که عمل انتقال تاندون باعث بهبود حرکت انگشتای دستشون میشهدر این مورد بخوانید: عمل تاندون ترانسفر

مروری بر اتفاقات سال 93

ده راه برای ایجاد انگیزه در خود

1 - همیشه در آسایش و آرامش نباشید: از اینکه کمی به خود سختی دهید نهراسید. بزرگ ترین مانع برای رسیدن به استعدادهای درونی همین راحت طلبی است. اتفاق های مهم زمانی رخ می دهند که شما کمی هم تلاش و سختی را تحمل کنید. 2 - از اشتباه کردن نهراسید: عقل به ما کمک می کند تا اشتباه نکنیم و در نتیجه هزاران اشتباه به وجود می آید. 3 - فکر خود را به مسایل معمولی محدود نکنید: سعی کنید بزرگ و وسیع فکر کنید. 4 - شاد بودن را در زندگی خود انتخاب کنید: افراد شاد همیشه انگیزه بیشتری برای انجام امور دارند. شادی حق مسلم شماست و آن را با چیز دیگری عوض نکنید. 5 - حداقل یک ساعت در روز را به خودشناسی اختصاص دهید: کتاب های مفید مطالعه یا موسیقی الهام بخش گوش کنید. رانندگی بهترین فرصت برای گوش کردن به کتاب های صوتی در مورد پرورش روح و خودشناسی است. 6 - به خود یاد بدهید که کاری که آغاز کرده اید را باید تمام کنید: بسیاری از ما پیش از پایان یک کار یا انجام یک تصمیم، سراغ کار دیگری می رویم. این خوب نیست. همیشه کارهای خود را تمام کنید. 7 - در حال زندگی کنید: وقتی در گذشته ها گیر کرده اید یا در آینده ای که نیامده سیر می کنید، نمی توانید از لحظه های کنونی خود استفاده و تصمیمات درست اتخاذ کنید. 8 - خود را مجبور کنید تا از زندگی لذت ببرد: لذت بردن، بهترین شغل بهشت است. 9 - وقتی درمانده می شوید یا شکست می خورید، هرگز عقب نشینی نکنید: شاید موفقیت در چند قدمی شما ایستاده باشد. 10 - همیشه آرزوهای بزرگ در سر بپرورانید: اگر چیزی فراتر از سطح انتظار باشد ما همه تلاش خود را می کنیم تا آن آرزو و خواسته را برآورده کنیم.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، پزشکی و درمان، لينك، پند و اندرز، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: آسایش و آرامش, اشتباه کردن, افکار نو, ایجاد انگیزه, به کتاب صوتی, تصمیم, خودشناسی, رانندگی, راه ایجاد انگیزه در خود, سال نو, شادی, عمل تاندون ترانسفر, فرآيند, لذت بردن, مروری بر اتفاقات سال 93 !, مطالعه, موسیقی الهام بخش, نیروی انگیزش,

نویسنده : تاریخ : جمعه 07 فروردین 1394 ارسال نظر(10)

پایه گذاری درمانی برای ALS و آسیب‌های نخاعی

داستان از سال 1955 و بعد از مرگ آلبرت انیشتین شروع شد، زمانی که پاتولوژیست‌ها متهم به کالبدشکافی این محقق و دزدیدن بخشی از مغز وی شدند!. در سال 1980، محققین در دانشگاه کالیفرنیا بخش‌هایی از این مغز دزدیده شده که در تفکر پیچیده نقش داشت را مورد مطالعه قرار دادند و کشف کردند که سلولهای آستروسیتی در این میان نقش مهمی را ایفا می‌کنند. امروز، یعنی 30 سال بعد از آن ماجرا، هنوز محققین نتوانسته‌اند به آن چه دقیقا این سلولها در سیستم عصبی انسان انجام می‌دهند واقف شوند که دلیل اصلی آن سخت بودن مطالعه آن است. این مطالعه مدل مناسبی را برای درک بیشتر نقش آستروسیت‌های انسانی ارائه می‌دهد. این یافته‌ها می‌تواند پایه مناسبی را برای درمان شماری از بیماری‌های نورودژنراتیو مانند ALS و آسیب‌های نخاعی ناتوان کننده ایجاد کند. دکترZhangمی‌گوید: ما بر این باوریم که آستروسیت‌ها ممکن است به بقای عصبی و بهبود بیماری‌های عصبی مانند ALSو آسیب‌های نخاعی کمک کنند. آستروسیت‌ها نقش‌های مهمی را در مغز و نخاع انسانی ایفا می‌کنند و مطالعات حیوانی نشان می‌دهد که آنها برای تکوین و حفظ نورونهای سالم، پیام رسانی مناسب سیستم عصبی و تشکیل و حفظ سد خونی مغزی ضرروی هستند. نقص عملکردی آستروسیت‌ها با ALS و بیماری‌هایی مانند سندرم Rett، بیماری الکساندر و  هانتینگتون همراه است. اما مطالعه آستروسیت‌ها بسیار سخت است. این محققین سلولهای سیستم عصبی انسانی نابالغ که از سلولهای بنیادی بالغ مشتق شده‌اند را به طناب نخاعی موش‌ها پیوند کردند. این سلولها به آستروسیت‌ها بالغ شدند. این محققین سلولها را به صورت لحظه به لحظه و به مدت 9 ماه چک کردند و دریافتند که آستروسیت‌ها فاصله زیادی را در امتداد طناب نخاعی طی می‌کنند و نورون‌های موش را دربر می‌گیرند و با عروق خونی ارتباط برقرار کرده و به یکدیگر نیز متصل می‌شوند(رفتاری شبیه آستروسیت‌ها). آنها در این فرایند جایگزین استروسیت‌های موشی می‌شوند اما نمی‌توانند روی توانایی موش در عملکرد طبیعی اثر بگذارند. آن ها حدس می‌زنند که آنچه که واقعا ممکن است اتفاق افتاده باشد این است که آستروسیت‌های انسانی در مقایسه با همتایان موشی و کوچک تر خود تقسیم بیشتری داشته باشند و شمار بیشتری سلول ایجاد کنند و به نوعی سلولهای موشی را از جایگاه خود خارج کنند(به خارج برانند). محققین آزمایش را با آستروسیت‌های بالغ شده از بیماران انسان مبتلا به ALS تکرار کردند. آستروسیت‌ها جایگزین آستروسیت‌های موشی شدند و رفتاری شبیه افرادی داشتند که به ALS مبتلا نبودند. البته به جز آنهایی که عملکرد حرکتی موش را مانند ALS مختل کردند. آن ها مشکلات حرکتی را در پاهایشان داشتند و نشانه‌هایی از تحلیل رفتن نورون هم نشان دادند. این امر نشان می‌دهد که این فرایند تنها یک جایگزینی فیزیکی نیست و در واقع یک یکپارچگی عملکردی با نتایج مثبت است. منبع.

پسوند: چند روز بود که داشتم به روخوانی کتاب قورباغه را قورت بده!  اثر برایان تریسی گوش میکردم که یکی از دوستان نخاعی که اصلا هیچ خبری از این جریان نداشت بخشهایی از این کتاب را برام ایمیل کرد. کتاب خوب و تاثیر گذار و محرک و نیرو بخشیه. روی من که تاثیر گذاشت و من خودم را مجبور کردم به مطالعه در مورد اونچه که فکر میکردم میدانم، بعد مطالعه فهمیدم که چه کم میدانستم. بعد تمام شدن کتاب صوتی قورباغه را قورت بده! چشمم خورد به روخوانی کتاب هدف اثر برایان تریسی. مقداری از روخوانی این کتاب را گوش کرده بودم که همان دوست نخاعی که اصلا هیچ خبری از این جریان نداشت بخشهایی از این کتاب را برام ایمیل کرد. جلل خالق، جلل خالق، ماشالله. هنوز کتاب صوتی هدف را تمام نکردم اما این کتاب هم مثل قبلی کتابی خوب و تاثیر گذار و محرک و نیرو بخشه و بنظر من این دو کتاب مکمل هم هستند. پیشنهاد میکنم حتما این دو کتاب را مطالعه کنید.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، اخبار ترميم نخاع، لينك، فکر ایده پیشنهاد، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: ALS, آسیب نخاعی, آلبرت انیشتین, اثر برایان تریسی, ایمیل, تاثیر گذار, داستان‌, دانشگاه, درمان, روخوانی کتاب, قورباغه را قورت بده, کالبدشکافی, کتاب صوتی, کتاب هدف, محرک و نیرو بخش, مرگ, مکمل,

نویسنده : تاریخ : جمعه 01 اسفند 1393 ارسال نظر(4)

پیوند سلولی درمانی موثر برای آسیب‌های نخاعی

محققین اسپانیایی در تست‌های آزمایشگاهی روی سلولهای به دست آمده از رت‌ها (به ویژه سلولهای پیش‌ساز اپاندیمال) دریافته‌اند که این سلولها به انواع مختلفی از ترکیبات و از طریق فعالسازی گیرنده‌های پورکینژ پاسخ میدهند. این سلولهای پیش ساز، سلولهای بنیادی چند توان هستند که در بافت‌های بالغ احاطه کننده مجرای اپاندیمال نخاع وجود دارند. علاوه بر این، سلولهای پیش ساز اپاندیمال به آدنوزین تری فسفات نیز از طریق این فعال سازی پاسخ میدهند. مولکولATP در جایگاه‌های آسیب دیده نخاعی تجمع می‌یابد و با فاکتورهای رشدی که بازآرایی و ترمیم را القا می‌کنند همکاری میکند. این محققین میگویند: هدف ما از این مطالعه آنالیز بیان پروفایل گیرنده‌ها در نوروسفیرهای مشتق از اپاندیمال و هم چنین تعیین این مطلب که کدام گیرنده‌ها فعال بوده‌اند که این امر  با آنالیز غلظت یون کلسیم درون سلولی صورت گرفت. ما برای اولین بار نشان دادیم که سلولهای پیش ساز اپاندیمال گیرنده‌های یونوتروفیک و گیرنده‌های متافوریک دارای عملکرد را بیان می‌کنند که قادر به پاسخ دهی به ترکیبات نوکلئوتیدی هستند. زمانی که این محققین سلول‌های پیش ساز اپاندیمال رت‌های سالم را با سلولهای پیش ساز اپاندیمال رت‌های مدل برای آسیب نخاعی مقایسه کردند دریافتند که کاهش تنظیمیP2Y1 و افزایش تنظیمیP2Y4 در سلول‌های پیش ساز اپاندیمال گروه آسیب نخاعی رخ داده است. این یافته‌ها مسیر مهمی را برای درمان‌های جایگزین بالقوه برای آسیب‌های نخاعی بر مبنای مدولاسیون گیرنده پورکینژ ارائه میدهد. منبع

پسوند: من و امیرفرهاد با عکسی تحت عنوان: شادی سرباز قطع نخاع با پسرش، در جشنواره و مسابقه عکس لبخند شرکت کردیم. شما هم می‌تونید در این جشنواره و مسابقه شرکت کنید و به عکس‌های منتخب خودتان رای بدین. عکس ما در صفحه‌های میانی در حال جابجاییه.




:: موضوعات مرتبط: شاد زیستن، اخبار ترميم نخاع، لينك، هنری، عکس،
:: برچسب‌ها: آسیب‌های نخاعی, پیوند سلولی, تحت عنوان, جشنواره و مسابقه, درمان‌های جایگزین, عکس, عکس‌های منتخب, لبخند,

نویسنده : تاریخ : جمعه 16 آبان 1393 ارسال نظر(2)

ترمیم دم مارمولک و درمان آسیب نخاعی

با درک راز چگونگی فرایند ترمیم در دم مارمولکها، ممکن است محققین بتوانند راه هایی را برای تحریک ترمیم و بازسازی در انسان ایجاد کنند. تیمی از محققین دانشگاه ایالتی آریزونا یک گام به حل این معما نزدیک شده‌اند. آنها دستورالعمل‌های ژنتیکی دخیل در ترمیم دم مارمولکها را کشف کرده‌اند که ممکن بیشتر بستگی به استفاده از ترکیب و مقدار صحیح اجزای شیمیایی داشته باشد. این تیم تحقیقاتی از نسل جدیدی از ابزارهای آنالیز مولکولی و کامپیوتری برای سنجش میزان بیان ژنها در دم مارمولکها استفاده کرده‌اند. آنها ترمیم دم را در مارمولک آنول سبز بررسی کرده‌اند که زمانی که دمش به وسیله یک شکارچی قطع میشود میتواند دم از دست رفته را مجدد ترمیم کند. مارمولکها اساسا ابزار ژنتیکی شبیه انسان دارند. این محققین کشف کرده‌اند که حداقل 326 ژن در مناطق خاص دم درحال ترمیم بیان میشوند که شامل ژنهایی هستند که در تکوین جنینی دخیل هستند و به سیگنالهای هورمونی و ترمیم زخم پاسخ میدهند. سایر جانوران مانند سمندرها، بچه قورباغه‌ها نیز میتوانند دم‌شان را بازسازی کنند. طی ترمیم دم، آنها ژنها را با توجه به پیام رسانی مسیرWntروشن میکنند که برای کنترل سلولهای بنیادی در بسیاری از اندام‌ها مانند مغز، عروق خونی و فولیکولهای مو لازم است. بنابرایم مارمولکها دارای الگوی منحصر بفردی از رشد بافتی هستند که در سرتاسر دم گسترده است. ترمیم یک فرایند همیشگی نیست. در حقیقت، این فرایند در مارمولکها برای ایجاد یک دم فانکشنال 60 روز طول میکشد. مارمولکها یک ساختار درحال ترمیم پیچیده از سلولهای در حال رشد را تشکیل میدهند که به بافتهای متعدد در مناطق مختلف دم تبدیل میشوند. این محققین نوعی از سلولها را شناسایی کرده‌اند که برای ترمیم بافتی مهم هستند. مارمولکها نیز مانند انسانها و موشها دارای سلولهای اقماری هستند که میتوانند رشد کرده و به عضلات اسکلتی وسایر بافت ها تکوین یابند. همان طور که گفته شد با استفاده از نسل جدید تکنولوژی برای توالی یابی ژنهایی که در طی ترمیم بیان میشوند، این محققین توانسته‌اند راز این که چه ژنهایی برای رشد دم در مارمولک ضروری هستند را کشف کنند. با استفاده از دستورالعمل‌های ژنتیکی کشف شده برای ترمیم در مارمولکها و یافتن ژنهای مشابه در انسان، ممکن است موفق به ایجاد غضروف جدید، عضله و حتی طناب نخاعی در آینده باشیم. محققین امیدوارند که یافته‌های آنها منجر به کشف درمانهای جدید برای آسیب‌های نخاعی، ترمیم نواقص تولد و بیماریهایی مانند ارتریت شود.منبع

پسرفت: خوشبختی شادبودن در همین ثانیه ایست که الان توشی، پس با افسوس و حسرت گذشته، خوشبختی الان، و دیروزه فردای خودت را خراب نکن.




:: موضوعات مرتبط: شاد زیستن، پزشکی و درمان، اخبار ترميم نخاع، ابزار بهتر زیستن،
:: برچسب‌ها: ابزارهای آنالیز مولکولی و کامپیوتری, اسکلت, ترمیم, تکوین جنین, درمان آسیب نخاعی, ژنها, سلولهای بنیادی, سمندر, طناب نخاعی, عضله, غضروف, قورباغه, مارمولک, نسل جدید,

نویسنده : تاریخ : جمعه 09 آبان 1393 ارسال نظر(3)

واکنش مرد نخاعی به ازدواج و همسرداری

مردهای نخاعی را میشه به سه گروه تقسیم کرد: 1- مردهایی که قبل سن ازدواج نخاعی شدن. 2- مردهایی که در روزهای اول آشنایی و ازدواج نخاعی شدن. 3- مردهایی که سال‌ها بعد ازدواج نخاعی شدن.

کلا همه مردهایی که نخاعی میشن در روزها و ماه‌ها و دو سه سال اول نخاعی شدنشون به دلیل عدم آشنایی با شرایط جدید و عدم تطبیق‌شون با شرایط جدید، مقدار متنابه‌ی افسرده حال میشن که کاملا طبیعیه، اونچه که آدم را افسرده میکنه: فکر به آینده‌ی مبهمه. هرچه فرد تازه نخاعی وقت آزاد بیشتری داشته باشه، بیشتر فکر میکنه و بیشتر درون باتلاق افسردگی فرومیره، پس بهتره خانواده‌ها هرچه زودتر و هرچه بیشتر فرد تازه نخاعی شده را با انواع وسیله‌ی مشغول کننده: ماهواره، تبلت، کامپیوتر، ویلچر مناسب و .... مشغول کنند.

و اما واکنش مرد نخاعی با مقوله ازدواج و تاهل و همسرداری: 1- همه مردهایی که امکانات مالی خوبی ندارن به اشکال گوناگون ازدواج را انکار میکنن همونطور که زمانی خودم اینکارو میکردم.2- همه مردها و زن‌هایی که در روزها و ماه‌های اول آشنایی‌ و ازدواج‌شون نخاعی میشن بشدت طرف مقابل‌شون را دفع میکنند و ازش میخواهند که به راه خودش بره و جایی دیگه خوشبختی‌شو پیدا کنه. حال این افراد مثل هنرپیشه‌ایه که تصمیم داره برای دریافت جایزه اسکار، بهترین بازی زندگیشو در منفورترین نقش منفی دنیا ارائه بده. این افراد با زبان و رفتار طرف مقابل را دفع میکنن اما در خلوت دعا میکنن که طرف مقابل هرگز رهاشون نکنه. 3- مردهایی که بعد نخاعی شدن امکان مالی مناسب براشون مهیا میشه به دو دسته کلی تقسیم میشن: 1- خوشبین‌ها. 2-بدبین‌ها. 1- خوشبین‌ها خواسته‌‌هاشون منطقیه و میدونن چی میخوان و با توکل به خدا کار را به سرانجام نیکو میرسانند. 2- بدبینی ما نخاعی‌ها از محدودیت‌های فراوان و ضعف جسمانی و ضعف جنسی‌مون نشات میگیره، بدبین‌ها بیشتر به شنیده‌ها و دیده‌هاشون از ناهنجاری‌های اجتماعی و مشکلات خانوادگی فراوان اطرافیانشون اعتماد دارن تا به توانایی خودشون. بدبین‌ها از هر کاهی کوه میسازن برای دوری جستن از ورود به رابطه‌ای که اون را کاملا اشتباه و پر از ناهنجاری میدونن. 4- مردهایی که در میانسالی نخاعی میشن و دارای همسر و فرزند و شغل و مسکن هستند بعد عبور از بحران اولیه راحت با زندگیشون کنار میان.

پايانه: بنظر من هر مرد نخاعی که امکان ازدواج را داشته باشه و خانم شایسته و سازگار مورد نظرش را هم یافته باشه و ازدواج نکنه کاملا .... است، چون از این موقعیت‌ها هر نیم‌قرن یک‌بار پیش‌میاد.

ضایعه نخاعی و توانایی جنسی

افزایش توانایی جنسی برای پدر شدن افراد ضایعه نخاعی

نخاعی انزال دارد

تصاویر پوسترهای داخل سلول اندی دوفرین در فیلم

رهایی از شاوشنک The Shawshank Redempt 1- پوستری که پشتش تونل فرار حفر شده بود.

2- پوستر مرلین مونرو. 3- پوستر دیگر.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، شاد زیستن، اقتصادی، لينك، جنسی، ابزار بهتر زیستن، هنری، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: ازدواج, افزایش توانایی جنسی برای پدر شدن افراد ضایعه نخاعی, افسرده, باتلاق, پوسترهای داخل سلول, تبلت, تطبیق با شرایط, توکل به خدا, جایزه اسکار, سازگار, شایسته, ضایعه نخاعی و توانایی جنسی, ضعف جسمانی, ضعف جنسی, فکر به آینده‌ی مبهم, فیلم رهایی از شاوشنک The Shawshank Redempt, کامپیوتر, ماهواره, محدودیت‌های فراوان, مرد نخاعی, ناهنجاری‌های اجتماعی, نخاعی انزال دارد, هنرپیشه, واکنش, ویلچر,

نویسنده : تاریخ : جمعه 04 مهر 1393 ارسال نظر(19)

پاسخ به خواستگار قطع نخاع

از این پیامهای زیاد برام میاد: یه خواستگار قطع نخاع دارم، برام جواب دادن خیلی مشکل شده. نمیدونم چی درسته، ازخدا بخواین درست ترین راه را پیدا کنم. جواب من : کاملا منطقی عمل کنید. شرایط دل‌خواه و همه خواسته‌های مادی و معنوی و احساسی خودتون را بنویسید، ببینید طرف چند درصد اونها را داره بعد مثل تمام خواستگارهای دیگرتون درموردش تصمیم بگیرید.

درست‌ترین راه برای جواب دادن به خواستگاری نخاعی از نظر من: تصمیم گیری کاملا منطقی و عاری از هرگونه احساس و عاطفه است. در تصمیم گیری برای ازدواج با مردی نخاعی: 1- خانم‌ها باید بر توانایی جسمانی و روحی و روانی خودشون در کنار آمدن با شریط سخت و محدودیت‌های زیاد واقف باشن. 2- خانم‌ها باید بر خواسته‌ها و نیازهای مادی و احساسی و روحی و روانی و جنسی خودشون کاملا واقف باشن. 3- خانم‌ها باید بر مشکلات و محدودیت‌های فیزیکی و مادی و احساسی و روحی و روانی و جنسی فرد نخاعی کاملا واقف باشن. 4- خانم‌ها باید کاملا بر خواسته‌ها و توقع‌های خانواده‌ی خودشون واقف باشن. 5- خانم‌ها باید رضایت قلبی خانواده خودشون را کاملا داشته باشن. 6- خانم‌ها باید کاملا بر فرهنگ خانواده فرد نخاعی واقف باشن. 7- خانم‌ها بهتره بجای اینکه به فکر نشکستن دل فرد نخاعی در خواستگاری باشن، به فکر نشکستن دل خودشون و خانواده خودشون و خواستگار نخاعی و خانواده‌اش بعد تصمیم اشتباه و ورود به رابطه‌ای پر از ناخرسندی برای دو طرف داستان باشند.

پسينه: شاید خیلی ها بگن: طرف خودش خرش از پل گذشته حالا داره جلو پای ملت سنگ می‌اندازه!؟! من جلوی پای کسی سنگ نمی‌اندازم، دارم نقشه راه عبور از این پل را تبین میکنم: برای رسیدن به این پل باید مسیر سنگلاخ و طولانی و خسته کننده را پیمود. عبور از روی این پل بسیار ترسناک است. بعد عبور از پل مسیر هموار و زیبا میشه.




:: موضوعات مرتبط: روانشناسی، عقیده‌، شاد زیستن، تجربه‌، جنسی، پند و اندرز، ازدواج معلولین،
:: برچسب‌ها: احساسی, پل, تصمیم, توانایی, توقع, جسمانی, جنسی, خانواده, خواستگار, رضایت قلبی, روانی, روحی, زیبا, عاطفه, فرهنگ, فیزیکی, قطع نخاع, مادی, محدودیت, مشکلات, معنوی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 28 شهریور 1393 ارسال نظر(11)

یکسال با امیرفرهاد

یازده شهریور فرزندمان یکساله شد. به شکر خدای بزرگ و بخشنده و مهربان از سال گذشته‌ که امیرفرهاد همراه ما شده تمام لحظه‌های ما را بسیار شیرین و لذت‌بخش کرده. از چند روز قبل تولدش روی عکس‌هاش کار می‌کردم تا بهترین‌ها را انتخاب و تبدیل به فتوکلیپ کنم. هرشب که میرفتیم منزل پدرم یه قسمت از فتوکلیپ را می‌بردم و باهم میدیدیم. یازدهم هم رفتیم منزل پدرم و قسمت خانوادگی فتوکلیپ یکسال حضور امیرفرهاد در کنارمان را دیدیم و دست زدیم و تولد مبارک گفتیم و خندیدیم، ولی چیزی بنام کیک و جشن تولد نداشتیم، اما خانواده لطف کردن و منو بیشتر از پیش مدیون الطاف بی‌دریغشون کردن و هدایا‌یی به امیرفرهاد دادن. در این میان هدایایی که مادربزرگی مهربان از طرف نوه‌ی کوچولوی نازنازی 9ماهه‌اش از خارجه برای امیرفرهاد فرستاده بود نیز به دستمان رسید و موجب سپاس‌گزاری همه شد (بحران ازدواج موجب شده نینی کوچولو بفکر آینده‌اش باشه). من قبلا تاکید کرده بودم هدیه کوچک باشه اما باز بزرگش کردن تا من هرچه بیشتر زیر بار سنگین محبتشون متحمل فشار بشم. این روزها امیرفرهاد همش دوستداره دستش را بگیرن و راه‌بره، و یا خودش کنار میزجلوی مبل به‌ایسته و با دست بزنه به پهلوی هرچیزی که روی میزه و اونو دور خودش بچرخونه. امیرفرهاد دو روز قبل تولدش شروع کرد به رگباری گفتنه: بابابابابا. از روز تولدش رگباری میگه: ماماماماما. شکر خدا امیرفرهاد بسیار باهوشه. من روزی چند بار بهش میگم: تو باید بری مدرسه درس بخونی شاگرد اول بشی، بری دانشگاه، درس بخونی نفر اول دانشگاه بشی، دکتر امیرفرهاد زندی حافظ کل قرآن بشی، دوا و درمون بابا بشی، بابارو ببری بیمارستان آمپول بزنی خوبش کنی. خانواده میگفتن: نه، تا اون موقع دیگه بابای امیرفرهاد خوب شده. من بهشون گفتم: نگید نه، درست شما دوست دارید من زود خوب بشم، ولی نه گفتن شما بار مثبتی نداره. بهتره از الان امیرفرهاد با انگیزه و هدفی بزرگ، بزرگ بشه، پس بگید: بله امیرفرهاد خوب درس میخونه و دکتر میشه تا باباشو خوب کنه.

پسآمد: از وقتی که امیرفرهاد جنینی 4ماهه بوده تا حالا هر روز قرآن با صدای بلند گوش‌دادیم. همیشه که قرآن شروع میشه سریع میخنده و توجه‌ش کاملا جلب میشه. امیدوارم بتونیم امیرفرهاد را طوری تربیت کنیم که موجب رضایت خدا و خلق باشه.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، احوالات من، شاد زیستن، معارف اسلامی، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: جشن تولد, حافظ کل قرآن, خانوادگی, درس, رضایت, شاگرد اول, شکر, کیک تولد, لذت بخش, مادربزرگ, مدرسه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 14 شهریور 1393 ارسال نظر(0)

از پسرم

در مطلب قبل عرض کردم، رفته بودم دریاچه‌ی شهدای خلیج فارس ولی چون تنها بودم، اصلا حس خوبی نداشتم و اصلا بهم خوش‌نگذشت. چند روز قبل پسرم، امیرفرهاد، تب کرده بود، اصلا حوصله نداشت، و بسیار بیقراری می‌کرد، سریع گریه‌اش میگرفت، و چیزی جز شیر نمیخورد. ساعت17 رفتم داروخانه تا براش قطره استامنیوفن بگیرم، با وجود اینکه هوا خیلی گرم بود، حس بسیار خوبی داشتم که دارم کاری برای خانواده‌ام انجام میدم. فردای اون روز همسرم امیرفرهاد را برد درمانگاه. دکتر بعد معاینه کامل و مشاهده نکردن هیچ علامتی، گفته بوده: قطره را بهش بدید، اگر تا دو روز دیگه خوب نشد باید آزمایش خون و ادرار بده. شکر خدا تب امیرفرهاد فروکش کرد. این تب کردن موجب شد وزن امیرفرهاد کم بشه و کلی لاغر بشه. دلیل تب کردن فرزندمان رشد دندان‌هاش بود. الان دوتا از دندان‌هاش کمی درآمدن. 11تیر امیرفرهاد 10ماهش تمام شد و هنوز نمیتونه چهار دست و پا بره ولی نیم‌متری سینه خیز خودشو جلو میکشه. پاپوش: از خدای خوب و بخشنده مهربان بسیار ممنونم برای همه‌ی نعمت‌هایی که بهمون بخشیده. ایشاالله خدا آرزوی همه‌ی آرزومندان را برآورده کنه.

 


:: موضوعات مرتبط: احوالات من، شاد زیستن، پزشکی و درمان، ازدواج معلولین، عکس، از امیرفرهاد و امیرسام، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: آزمایش, ادرار, استامنیوفن, تب, خانواده, خون, داروخانه, درمانگاه, دکتر, رشد دندان‌, قطره, معاینه,

نویسنده : تاریخ : جمعه 13 تیر 1393 ارسال نظر(20)

نزدیکی کامل

بآلآخره زدم به سیم آخر و رفتم تو دل‌مآجرآاا. ساعت 18 روز جمعه سوار بر ویلچربرقیم از منزل زدم بیرون و تخته گآاازز کلی سربآلآیی‌ رفتم تا حدودا بعد 40دقیقه به دریاچه‌ی شهدای خلیج فارس رسیدم. اونجا که رسیدم یکی از شش لامپ شارژ ویلچرم خاموش شده بود. هرجا که میشد گشت را گشتم و آمار اونجا را درآوردم. به همین دلیل لامپ دوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد. در مکانی که تاسیسات هوادهی به آب وجود داشت، کودکی که کمتر از 7سال داشت به پدرش می‌گفت: اینجا بوی شمآل میآمد. بله، راست می‌گفت، ولی بنظر من بوی شمال بسیار بیشتر از دریاچه‌ی شهدای خلیج فارس است. در تمام مدتی که اونجا بودم اصلا حس خوبی نداشتم، در منزل و کنار خانواده بودن برام بسیار شیرین‌تر از اون مکان بودن، می‌نمود. ساعت20 بسوی منزل حرکت کردم، هنوز مسافتی را نپیموده بودم که لامپ سوم شارژ ویلچرم هم خاموش شد، از اینجا دیگه ترسیدم که نکنه تو این راه پر فراز و نشیب بمآانم بی‌شارژ. برای همین رفتم دم درب نگهبانی جایی که متعلق به شهرداری بود و بهشون گفتم: شارژ ویلچرم داره تمام میشه، ممکنه بیام داخل و با برق اینجا ویلچرم را شارژ کنم؟؟ نگهبان اونجا هم گفت: چرا نشه؟ بفرما داخل. از شانس خوب من پریز برق دفتر نگهبانی نزدیک درب بود. نیم‌ساعتی ویلچر را با برق شهرداری شارژ کردم و بعد تشکر از نگهبان‌ها بسوی خانه حرکت کردم. در منزل همسرم ازم پرسید: خوش‌گذشت؟ گفتم: بدون شماهآا اصلا. دلمآن در منزل نزد شمآهآا جا مانده بودندی سی همه عمر.

 




:: موضوعات مرتبط: معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، تجربه‌، پیرامون ویلچر، مناسب سازی شهر برای معلولان، سیاحت، عکس،
:: برچسب‌ها: پر فراز و نشیب, تاسیسات, خانواده, دریاچه‌ی شهدای خلیج فارس, سربالایی, سیم آخر, شارژ, شمال, شهرداری, ماجرا, ویلچر برقی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 06 تیر 1393 ارسال نظر(11)

من و رویا و آرزو و کمی نزدیکی

همیشه دوست‌داشتم منزلمان نزدیک دریایی، دریاچه‌ای، رودی، و مکان‌هایی شبیه اینها می‌بود که می‌تونستم سریع برسم به اونجا و شروع کنم به ماهیگیری. بعد معلولیت هم همیشه همین فکر و رویا را داشتم و در سالهای اخیر که ویلچر برقی خریدم همیشه دوست‌داشتم می‌تونستم با ویلچر برقیم برم جایی که بشه اونجا ماهیگیری کرد.

خیلی‌ها میگن این چه کاریه که آدم از آزار یه حیوان لذت ببره؟!؟ من در جواب این سوال میگم: ماهیگیری رفتن فقط بهانه‌ایست برای خروج از منزل و ساعاتی را در صفاسیتی سپری کردن، وگرنه خریدن ماهی از مغازه بسیار ارزانتر و بی‌دردسرتره، درضمن چه فرقی هست بین اینکه خودت ماهی‌بگیری یا از مغازه بخری؟؟ چه گوشت بخری، چه گوسفندی را بکشی؟!؟!

شهرداری تهران از چند سال پیش شروع به ساخت مجتمع توریستی سیاحتی و تجاری دریاچه شهدای خلیج فارس تهران در ضلع شمالی پارک چیتگر نمود و سال گذشته دریاچه را آبگیری کرد. در ترددهای اوتولی چند باری از چند صد متری دریاچه عبور کرده بودیم. خیلی دوست داشتم برم اونجا را ببینم و بیشتر دوستداشتم بتونم با ویلچر برقیم برم اونجا. چند روزی بود که داشتم در مورد دریاچه و مسیرهاش تو نت مطالعه میکردم و با گوگل مپ منطقه را برسی میکردم. روز 19خرداد ویلچرم را زده بودم به شارژ، و فکرم مشغول دریاچه بود که یهو فکری زد بسرم. حدود ساعت 17و سی‌دقیقه بود که رفتم روی ویلچرم و از خانه زدم بیرون و رفتم ببینم تا کجای مسیر دریاچه را میتونم با ویلچرم برم. مسیر رفتم بیشترش سربالایی بود و در قسمتهایی شیب بسیار تندی داشت، آسان ترین و شیرین ترین قسمت که رسیدن به مقصد بود را نرفتم، چون تا حالا اونجا نرفته بودم و با مسیر آشنا نبودم و ترسیدم برای بازگشت شارژ ویلچرم تمام بشه و بمونم میان راه، اما بعد بازگشت به خانه دیدم که شارژ ویلچرم به نیمه هم نرسیده.

این داستان را برای داداشم تعریف کردم و او گفت: آخر هفته آماده باش باهم با اتول و ویلچر دستیت میریم برای شناسایی منطقه. جمعه عصر با برادرم با ویلچر دستی سوار بر اتول رفتیم تا مسیر و محل دریاچه را شناسایی کنیم. نکته جالب اینه که من با ویلچر برقی  80درصد راه را پیموده بودم و از اونجا که برگشتم راه رسیدن به دریاچه کفی و بسیار کوتاه بود. اطراف دریاچه در میان درخت‌های چند ساله مثل پارک جنگلی، آلاچیق‌هایی برای اتراق هست. دور دریاچه در قسمتهایی پایین‌تر از محل تردد دو ردیف سکو مثل پله برای نشستن لب آب و تماشای دریاچه هست. آب دریاچه بسیار شفاف و تمیز است. اگر زمانی بصورت رسمی اجازه ماهیگیری داده بشه و یا همایش و یا مسابقه ماهیگیری اونجا برگزار بشه، میشه دقیقه‌ای دوتا ماهی 2کیلویی گرفت، وگرنه درحضور جمعیت فراوان اونجا ماهیگیری چیزی جز ضایع شدن نیست. ماهی‌های دریاچه از خانواده کپورماهیان هستن که از بدمزه ترین ماهیانی هستن که تاحالا من خوردم. کلا ماهی‌های گیاه‌خوار و کف‌چر بدمزه هستن، ولی ماهی‌های گوشتخوار تا دلت بخواد خوشمزه هستن. با برسی منطقه به این نتیجه رسیدم که از این به بعد هر وقت میلم بکشه میتونم راحت با ویلچر برقیم به دریاچه شهدای خلیج فارس برم. تعداد زیادی ویلچری مثل من اونجا بود.

پاپوش: شکر خدا ما خوبیم. امیدوارم شما هم خوب باشید. ایشالله تابستان برای همه‌ی ما شاده شاده شاد و مملو از آکنده و مالامال از لبریز و سرشار از وافر باشه.




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، پیرامون ویلچر، ابزار بهتر زیستن، مناسب سازی شهر برای معلولان، سیاحت، عکس،
:: برچسب‌ها: آزار, آلاچیق, پارک چیتگر, حیوان, داستان, دریا, دریاچه, دریاچه شهدای خلیج فارس تهران, رود, رویا, ساخت مجتمع, شارژ, شهرداری تهران, صفاسیتی, فکر, گوگل مپ, لذت, ماهیگیری, مجتمع توریستی سیاحتی و تجاری, مسابقه ماهیگیری, ویلچر برقی, ویلچر دستی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 30 خرداد 1393 ارسال نظر(9)

بعضی از عکسهای توی وبلاگ

روی عکس کلیک کنید تا بزرگش بازشه




:: موضوعات مرتبط: احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، سیاحت، ازدواج معلولین، عکس، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: عکس,

نویسنده : تاریخ : جمعه 02 خرداد 1393 ارسال نظر(3)

تحویل سال

سال جاری را با سنتی جدید شروع کردیم که امیدوارم بتونیم ادامه دارش کنیم. همه دوست دارن لحظه تحویل سال نو در منزل خودشان باشن اما ما تصمیم گرفتیم سال نو را در منزل پدرم و در کنار اونها بیآغآزیم. و چه تصمیم خوبی گرفته بودیم. شب 28 اسفند پدر و مادرم و خواهرم، آمدن منزل ما و گفتن: دلمون براتون تنگ شده بود و دیگه تحمل صبر بیشتر تا سال تحویل را نداشتیم برای همین اومدیم تا ببینیم‌تون. من در جوابشون گفتم: البته ما هم نمیگذاشتیم دیدآرمان به سال بعد بکشه‌، چرا که تصمیم گرفتیم سال جدید را در کنار شما و سر سفره هفت سین شما بیآغآزیم. 2ساعت قبل پایان سال92 رفتیم منزل پدرم و در کنار اونها زمستان را سپری کردیم و وارد بهار شدیم. به پدرم میگفتم: سال قبل که همش منزل شما بودیم، امسال که لحظه سال تحویل هم منزل شما بودیم دیگه وای به حالتون.

پنج‌شنبه 29 اسفند رفتم بیرون و چرخی زدم و طبق معمول همیشه رفتم منزل پدرم، مادرم پرسید برای شام شب‌عید بنظرت ماهی را چطوری درست کنم که خواهرت هم بخوره؟ گفتم: ما که امسال منزل شما و خودمان ماهی زیاد خوردیم، خیلی‌ها شب‌عید رشته‌پلو میخورن تا رشته‌ی‌کارها در سال جدید دستشون بیاد، شما هم رشته‌پلو درست کن که هم خواهرم دوست داشته باشه هم انشاالله رشته‌کارها دستمون بیاد.

پسرفت: 13بدر رفتیم منزل پدرم بعد خوردن نهار با خانواده به پارک شهرکمون رفتیم و بعد یک ساعت برگشتیم خانه.

 عکس امیرفرهاد زندی در اولین 13بدر و اولین بهار زندگیش.

صبح روز13بدر مطلب زیر را تو فیس‌بوک گذاشتم:

سلام، ما از ساعت اول بامداد در بیمارستان هستیم!؟

البته بیمارستان که نمیشه گفت!؟ ما به زایشگاه آمدیم برای به دنیا آمدن دوقلوهایم.

خدا قسمت همه بنماید. و این بود 2روغ 13 من.




:: موضوعات مرتبط: عقیده‌، معلولین و معلولیت، احوالات من، خاطره، شاد زیستن، لينك، عکس، فرزندپروری،
:: برچسب‌ها: 13بدر, بیمارستان, پارک, جدید, دوقلو, رشته‌پلو, زایشگاه, سفره هفت سین, سنتی, شام شب ‌عید, عکس, فیس‌بوک, ماهی,

نویسنده : تاریخ : جمعه 15 فروردین 1393 ارسال نظر(7)



تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به آشنایی با یک معلول قطع نخاع مي باشد.